مانند سایر پدیدہ ھای طبیعی زبان نیز یک پدیدہ است که در طول تاریخ، بشر در مورد آن به تفکر پرداخته است. در زمان ھای قدیم انسان ھا زبان ھا را به خدایان شان نسبت می دادند و زبان ھا را از نظر مذھبی توجیه می کردند. اما با پیشرفت علوم تجربه ی افکار بشر در مورد زبان ھا تغییر یافت تا اینکه در قرن نوزدہ میلادی علم زبان شناسی در صف سایرعلوم به حیث یک علم پا به عرصه وجود نھاد. به گفته ی زبان شناسان :
. زبان شناسی عبارت است از بررسی علمی زبان. زبان شناسی حق ندارد «تجویز» كند چرا كه تجویز كردن، كار علم نیست و علم تنها می تواند توصیف، كشف و نظریه داشته باشد.
اما از جانب بعضی دوستان نظراتی که در مورد زبان ھزارگی ارائه گردیدہ، کاملن تجویزی است. آنھا بدون اینکه در مورد زبان ھزارہ ھا تحقیق عالمانه کردہ باشند تجویز می کنند که مردم ھزارہ باید زبان فارسی داشته باشند ورنه در صورت دیگر به زندگی اجتماعی شان ادامه دادہ نخواھند توانست.
اگر زبان را بصورت دقیق تر پیگیری کنیم در می یابیم که زبان مھم ترین وسیله برای شناخت انسانھا و یا یک قوم است. درین مورد زبان شناس غربی دکتور جانسن چنین ابراز نظر کردہ است :
زبان نسب نامه و قدیمی ترین یادگار ملت ھاست. نوشته ھا و ابراز نظر ھا به سبب علت ھای مختلف از حقیقت دور شدہ می تواند اما گنجینه ھای کلمات زبان ھا دوروغ نمی گویند و مارا فریب نمی دھند . بشرط اینکه برای معلومات کسب کردن از کلمات زبان ھا، باید از ھنر درست آن آراسته باشیم.
زبان شناس ھندی سید سلیمان ندوی می گوید :
ملت ھا در قبال تاریخ شان ھر گونه خیانت کنند و برای رد و بدل واقعیت ھای تاریخی طبق دلخواہ شان، ولو از دروغ کار بگیرند ولی زبان و گنجینه ی کلمات زبان مانند امانت دار واقعی روداد ھای گذشته را ترتیب وار برای ما نگهداری می کند، که یگ محقق به وقت ضرورت از آن استفادہ می تواند.
عدہ ی از زبان شناسان نظر شان بر این است، زبان ھای که از بین رفته و یا فراموش شدہ اند حاصل کردن معرفت در مورد آنھا کار محال است. اما بزرگ ترین زبان شناس امریکایی و استاد دانشگاہ ستینفرد کیلیفورنیا میریت رولن و ھم نظر او جوزف گرین این نظریه را نمی پزیرند و آنھا عقیدہ دارند که بسیاری از کلمات زبان ھا آن قدر مقاوم ھستند که تا مدت مدید باقی مانند. مانند نام ھای اعضای بدن ،نام ھای افراد خانوادہ و خویشاوندان ، و پدیدہ ھای طبیعی در محیط.
در روشنی نظریه این دانشمندان و زبان شناسان اگر زبان ھزارگی را در نظر بگیریم بخوبی پی میبریم که این زبان از نظر ریشه ی فارسی نیست بلکه تراکیب و کلمات این زبان در زبان ھزارگی وارد گردیدہ اند. یعنی نام ھای اعضای بدن ، افراد خانوادہ و پدیدہ ھای طبیعی محیط در ھزارگی در مجموع ترکی و مغولی می باشد که دال بر ترک و مغول بودن ھزارہ ھا است .این نام ھا قرار ذیل اند :
نام ھای اعضای بدن
تراخ ،تولغه ، گیدگه ، چوقو ، چوله ، قچار ، کومه ، قاش ، قباغ ، کیرپگ ، اوقرہ ، قیغد کٹوگ ، کرکوٹگ ، الغزگ ، جور ، چیجی ، کورہ ، قیتد ، غب ، لینگ ، تولیگ ، الغه ، ایرکه ، شنگول ، اپسقور ، توقئی ، قاری ، چیمکه ، سوجی ، قوندغسو ، بیر ، اولقله ، بوربی ، کیموگ ، قبرغه ، دالو، قیچغ ، چم چینه ، اونگه ، جیبار ، توقی و..........
نام ھای افراد خانوادہ و خویشاوندان
آته ، آبه ، ابغه ، بیکه ، اینگه بکله ، آجه ، باکول ، آچول ، نغچی ، تغائی ، ابسو ، قودغو ، لالئی ، آغئی ،بوله ، نیلغه ،
نام ھای لوازمات خانه
قورخ ، کنڈو ، گوگئی ، قوتو ، گوڈنگئي ، گولخو ، قویرہ ، موری ، پوشتول ، نوغول ، چیرمہ ، چمبر ، دیرہ ، پخسه ، بوچقاغ ، چت ،
تبخئی مانی ، باٹال ، دیشکه ، خورمه ، کومرکئ بوخچه ، امبوچه ، ڈولچه ، لاغو بدنی ، چوشله و..........
نام ھای ابزار کار
ٹونٹی ، چبچور ، گینٹی ، کرنڈی ، پارو ، جارو ، سوولغه ، دوتو ، اتنگ و..........
نام ھای نباتات
گنگو ، قووغ ، تولغنه ، توقید ، میچلیغ ، لوگور ، توسله ، زیربرگ ، سیمسول ، سوخشلبید ، چغرگ ، قرغنه ، بور بوٹه ، دولنه ، اجریغ ، اولغادیگگ ، جیرکنه ، برغنه، خیرلئی ، چاکه ، چوکری ، قلغو ، بوترنغو ، گنڈہ بغل ، بلدرغو ، اوله ، لوخ ، تاخوم ، خینجگ ، اغجی ، بیغجی ، شیریلجی ، اوئیل ، شورکی ، دوری ، قوریغ ، کمئی، راف ، ایستوغ ، شیریشک ، اولیاد ، قاش ، مونڈلی و ..........
نام ھای مناطق
شیخچغو ، بلاغ ائینگر ، دولنه ، لوٹو ، گیرپید ، اودکل ، بوکرجای ، سنڈیکله ، قرقول ، شیلبینگ ، ترنوا ، ایسپی لاغ ، سیوگ ، قادی ، اشترلئی ، خیدیر ، جیرغئی ، بورجگئی ، ورس ، قلوج ، جیغه تو ، اودقول ، پیدگه ، قوناق ، اولوم ، سورچوگ ، تولئي ، بولوگ ، تمکی ، قاش ، کمرگ ، قبرغه ، بوم ، ناگو ،اولیاد تو ، المیتو ، داله ، سرتلہ .لوخگ ، قرہ ، الغزار ، شیبقال ، جالہ ، جاشه ، تبقوس ، اشکه ،چمبر ، تیلوم ، اورینچی ، اربستو ، سیواگ ، اورزگو ، کجران ، گیزو ، ناوور ، بامیان ، یکولنگ ، چاکه
سرتله ، توکری گولنگ ، بیلو ، المیتو، ممدگ ، سیرقول ، امبلاغ، لوڈہ ، چشکه ، کلدئ ، مڈ گ ، نوورگ ، میسه ، قرغه ، توغلوغ ، میٹه ، پنڈہ ، قارلوخ ، تولئی خو ، قادہ ، ایچه ، تورگن ، پای لوغ ، گزگ ، اوتیلاق ، جاغ ، دای برکه ، زینگر ، دادی ، چیگ تمور، آله گو ، بگرام ، قرہ باغ ، دای کیپگ ، قرغه ، قوریخ ، پغمو ، شیغلان ، دان غوری ، قندوز ، زاول ، کاول ، کٹه آواز ، غزنی ، غور ، ایماغ ، چیغچران ، ربات ، رباتگ ، قاب جوی ، اولوم بولغسو ، غیغو تو ، کوڈال ، اوتله ، اینگی ، جلدگ ، غوغه ، قرہ قونڈی ، قرقونڈہ ، سنگی ماشه ، اولای تو ، غولجای تو، قارقول ، آجیگگ ، کجیو ، قرقلجو ، دای ختای ، دای ساکه، آته ، بابه ، باغوچوری ، یزدری ، قوشنگ ، قارچه ، چاونی ، توچی ، قولوج ، چیمتال آقچه ، دوشی ، کیلگئی ، بوغرا و و و...........
پرندہ ھا
سبرال ، بورگود ، شغجئی ، چیگگ ، چولدی ، قرقولاد ، سنگ کویگ ، چوغوگ ، با شه ، قجیر و ..........
حشرات
قونغوس ، بوی ، جولگگ ، قوللئي ، شولوگ ، کوڈی ، چیلگ ، خمندوگ ، ووخلي ، قورہ ، سونه ، گنگ ، کانه ، شلجه ، ریشک ، منٹه پلخ ، جیژدوغ ، مٹگ ، قبرگ ، خمندوگ و........
حیوانات درون آب
چنچکلو ، مانی پوشت ، قوقری ، باغا و۔۔۔۔۔۔۔۔
حیوانات وحشی و اھلی
جیرہ ، تولئی ، تبرغو ، تولکا (روبا) ، بیلی ، قالو (سگ دریایی) ، کیرپی جیرہ ، قبلو ، گینڈوگ ، قینجیغ ، داغو ، اولاغ ، قوئین (گوسفند) ، اوچو ، بورو، غونجی ، سوبای ، سغلیغ و..........
خوردنی ھا
خوراک : قورتی ، نان بوٹه ، اوگرہ ، ملیدہ ، قتیغ ، جوبلغه ، پیرکی ، بوسراغ ، چوب جوش ، تافه ، پتری ، ٹیکی ، لولدوش ، پاد ، قدید ، آچونی ، لیٹی و۔۔۔۔۔۔۔۔۔
نام ماہ ھا :
اید ، برید ، کوکئی ، سرتائیستو ، نورس ، جورس، کمو ، کوجگل ، بامو ، سیابار ، نجیر ، ورال.
نظرات
47 دیدگاهزبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
فر آقای لومانی بخوان بعد قضاوت کن این قدر بی خلطه فیر نکن. این رقابت بین عربستان وایران است که مردم مظلوم وبی خبر ما را به کشتن می دهد نه چنگیزی بودن شان.ما باید چشمان خودرا باز کنیم تا قربانی جنگ نیابتی قدرت بین ایران وعربستان نشویم.
ها نشان دادندکه به هیچ دین ومذهب ومعیاری پای بند نیستند.همین اکنون با آمریکایی ها در حال مذاکره استند در جنگ با عراق نیز این ایرانی ها از اسراءیل اسلحه خریدند وبر ضد مسلمانان عراقی استفاده کردند.زیاد فریب شعار های ساختگی مذهبی این نژاد پرستان را نخور.
فرهنگ هنگ، سیاست، جمهوری اسلامی»/ پرونده «ایران، جانِ پاکستان»ـــ۳۵/میزگرد پاکستانیها
اینجا پاکستان؛ مدرسه و بیمارستان غربیها، جلوتر از کنفرانس و همایش دولتی ما
خبرگزاری تسنیم:بخش دوم گفتگو با چهار پاکستانی، به نقد اقدامات انجام شده مدیریت فرهنگی دیپلماسی در این کشور مربوط میشود. پاکستانیها راههای سادهای برای تاثیرگذاری نشانمان میدهند. راههایی که مدیریت فرهنگی نمیتواند آنها را ببیند، چون نمیخواهد...
printنسخه قابل چاپ
حجتالاسلام و المسلمین سیداختر حسین نقوی، سرپرست جامعه محققین پاکستان و مدیر مدارس بینالمللی علمیه پاکستان است و در ایران مدیریت حوزه علمیه مهدیه (مخصوص طلاب پاکستانی)، در عراق مدیریت مدرسه امیرالمومنین(ع) و در پاکستان نیز مدیریت مدرسه زینبه را برعهده دارد.نقوی چند وقت پیش با حجتالاسالام علیگوهر ایمانی، علی عبدالحفیظ مطهری و ذیشان مهدی؛ از اساتید و طلبههای پاکستانی حاضر در ایران به خبرگزاری تسنیم آمد تا روایتی دیگر از پرونده «ایران؛ جان پاکستان» رقم بخورد.در بخش اول گفتگو، درباره تاثیری که انقلاب ایران روی پاکستان گذاشت صحبت کردیم. گفتند که امام را هدیهای به پاکستان میدانند و موجودیت و هویت امروزشان را مدیون خمینیاند. نمونههای جالبی هم از پیوند تاریخ انقلاب ایران با مردم پاکستان برایمان تعریف کردند. تعریف کردند که دیده بوددند که مادری پاکستانی در ایام جنگ ایران به فرزندش میگفت اگر به کمک ایرانیها نروی شیرم را حلالت نمیکنم. از جلسات دعای اهل سنت برای پیروزی ایران در جنگ گفتند. جلسات دعایی که برای عبور ایران از ماجرای حوادث سال 88 دوباره تکرار شد. در این بخش از گفتگو با آنها درباره این صحبت کردیم که با وجود همه این وابستگیها و پیوندها، ایران چه کاری در آنجا انجام داده است. پاسخ آنها زیاد امیدوارکننده نبود تا دوباره با گزاره وجود یک مدیریت بوروکراتیک بیکارکرد برای کار فرهنگی در خارج از مرزهای ایران ایمان بیاوریم.
تسنیم: گفتیم و متوجه شدیم که انقلاب ایران چه اتفاقات بزرگ و تاریخسازی را در پاکستان به وجود آورد. از این هم حرف زدیم که چه قدر زمینه اولیه در پاکستان برای حضور ایران فراهم بود. البته که منافع ملی آمریکا اجازه نمیداد که آنجا نظاره گر باشد و آنها به شدت فعال شدند اما ایران چه کرد؟ در همه این سالهای بعد از انقلاب، جمهوری اسلامی ایران برای محکم کردن پایههای انقلاب در پاکستان چه کار کرد؟
نقوی: این واقعیت بزرگی است که آن طرف دنیا میلیاردها میلیاردها خرج کرده است تا تاثیر ایران در این منطقه از دنیا را کمرنگ کند، تا حرف امام خمینی را در این منطقه به زمین بزند. اما من به صراحت به شما میگویم که تاکنون موفق نشده است. شما فقط به همین مساله عزاداری امام حسین نگاه کنید. محرم که میشود دیگر برای پاکستانیها هیچ چیزی مهم نیست. همه میآیند و هر چه دارند در وسط میگذراند و برای امام حسین خودشان را خرج میکنند. خب این عزاداری امام حسین از کجا آمده است؟ از برکت امام خمینی.
عزاداری امروز امام حسین(ع) در پاکستان مدیون امام خمینی است
قبل از امام خمینی ما جرات نمیکردیم بیرون بیایم و عزاداری کنیم. عزاداری امروز امام حسین(ع) در پاکستان مدیون امام خمینی است. نه فقط در پاکستان که در تمام دنیا. ما اعتقاد اساسیمان این است که بیداری اسلامی امروز؛ مدیون ایران و امام خمینی است. امروز به هر جای دنیا نگاه کنید میبینید که همه بیدار شدهاند و این برکت امام خمینی است. همه دنیا امروز حیران شده است. امام خمینی کل دنیا را تکان داد. هنوز هم اثرات آن تکان معلوم است.در پاکستان هم همینطور. هم اهل سنت و هم اهل تشیع. چه قدر از اهل سنت در خود پاکستان به برکت امام خمینی شیعه شدند و... و این نهضت به اعتقاد ما ادامه خواهد داشت؛ هر چهقدر هم آنها پول خرج کنند و مانعتراشی کنند.
اما در مورد سوالی که شما گفتید، باید بگویم که به نظر من برخی نقایص وجود دارد که در حال ضربه زدن به ایران است و باید هر چه زودتر برای آن فکری شود. یکی از مشکلات اساسی کاروانهای زیارتی است که از پاکستان به ایران میآیند. پاکستانیهایی که برای زیارت به ایران میآیند اصلا احترام نمیشوند. با آنها خوب برخورد نمیشود و خاطره بدی از حضور در ایران برای آنها باقی میماند. خیلی زائر از پاکستان به ایران میآید؛ اما اصلا روی آنها برنامهریزی نشده است خیلی ساده میشود همه آنها را جذب ایران کرد.با یک کتاب، با یک جلسه و...علاوه بر آن به نظر من سفارتخانه ایران باید فکری به حال این کاروانهای زیارتی کند. مسئول و رئیس کاروانها فقط به فکر پولند و مردم را خیلی اذیت میکنند. حتما باید یک روحانی در کاروان باشد که حواسش به همه این چیزها باشد...
«اشهد ان لا اله الا علی» میگویند و دودش به چشم تشیع و ایران میرود
یک مشکلی دیگری هم که وجود داشت و به لطف خدا امروز خیلی کمتر شده است این افراطگریها و اقدامات ضدوحدتی بود که در ایران انجام میشد و در پاکستان انعکاس پیدا میکرد. «اشهد ان لا اله الا علی» میگفتند در مداحیها و بعد که در پاکستان پخش میشد سندی میشد بر علیه تشیع و ایران. می گرفتند دستشان و میگفتند ببینید جمهوری اسلامی این کار را می کند، این عقاید شیعه هاست و این خیلی به ضرر هم تشیع و هم ایران تمام میشد که خوشبختانه مدتی است که کاهش پیدا کرده است.
روی زائران خارجی در ایران هیچ کار فکری انجام نمیشود
ایمانی: به نظر من هم این مساله کاروانهای زیارتی دارد تبدیل به یک معضل میشود. من خودم بارها مشاهده کردهام که بین رئیس کاروانها با زائران درگیری پیش آمده است. ایران باید نظارت دقیقی روی این کاروانها داشته باشد. سفارتخانههای ایران فقط به آدمهای محدودی ویزای کاروان زیارتی میدهد که همینها فقط پی پول هستند و زائران را اذیت میکنند و خیلیها را اصلا از سفر به ایران منصرف میکنند.نیاز به یک نظارت دقیق از سوی ایران بر این کاروانها وجود دارد. علاوه بر این که هیچ کار فکری بر روی زائرانی که به ایران میآیند نمیشود. سعودی ها به زائران کتاب میدهند، اما ایران چیزی هیچ کاری نمیکند.
مساله دیگر به نظر تقویت حوزههای عملیه از سوی ایران است. ایران باید مدرسین بیشتری به آنجا بفرستد.مردم خیلی احتیاج دارند و متاسفانه تعداد کمی مدرس و روحانی از ایران به پاکستان میرود.
معضل ایرانی توجه به شهرهای بزرگ و مرکز، این بار در پاکستان/دوران کار فرهنگی به سبک همایش و کنفرانس تمام شد
عبدالحفیظ مطهری: سرمایهگذاری غربیها بر روی پاکستان در سالهای اخیر شکلش تغییر کرده است. الان غربیها در پاکستان سرمایهگذاریشان را به ساخت مراکز خیریه، بیمارستان، یتیمخانه،مدرسه و .. منتقل کردهاند. در حالی که ایران آنجا همچنان به برگزاری همایش و کلاس مشغول است. آن هم فقط در شهرهای بزرگ. در شهرهای کوچک اصلا اثری از ایران نیست . جاهایی که اتفاقا بیشتر نیاز دارند و بهتر میشود کار کرد. خیلی راحت میشود عقاید امام و رهبری را در شهرهای کوچک، بین مردمی که تشنه این جور حرفها هستند پخش کرد و ایران را تبلیغ کرد، اما متاسفانه کار فقط به شهرهای بزرگ محدود شده است
تسنیم:البته که این چیزی که میگویید مساله چندان عجیبی برای ما نیست. این مساله خود ما در ایران هم هست. این مرکز زدگی و بیتوجهی به شهرهای کوچک و شهرستانها و روستاها برای کار فرهنگی. در داخل ایران هم غیر از مرکز را نمیبینند مدیران فرهنگی ما.
عبدالحفیظ مطهری:الان عربستان سعودی و قطر و دیگر کشورهای عربی در همه شهرهای کوچک عربستان، بیمارستان و یتیمخانه و مدرسه ساختهاند و چه قدر روی نظر مردم نسبت به آنها تاثیر گذاشته است.همینطور کشورهای غربی. الان در کراچی پاکستان، کاناداییها یک مدرسه پنجاه هزارنفره رایگان ساختهاند. از این پنجاه هزار حداقل ده هزار نفر مال آنها میشود. به روش خودشان تربیت میکنند و اینگونه آینده پاکستان را میسازند.
البته ایرانیها هم کار میکنند مثلا در زمینه زبان فارسی واقعا کارهای خوبی انجام شده است.اما با روشهای خیلی ساده میشود تاثیر این اقدامات را بالا برد. مثلا ایران در شهرهای بزرگ کنفرانس برگزار میکند چون آنجا امکانات بیشتر است و مردم هم بیشتر میایند اما همین کنفرانس را میشود به صورت بروشور مکتوب کرد یا فیلمش را گرفت و در مدارس و دانشگاهها و شهرهای کوچک پخش کرد که متاسفانه این اتفاق نمیافتد.
تجربه اردوی «راهیان نور» دانشجویان پاکستانی
ذیشان مهدی: در مورد مساله کاروان زیارتی من باید به یک نمونه حرکت خیلی خوب در ایران اشاره کنم. در سالهای اخیر از گروه دانشجویان امامیه و جنبش مذهب جعفریه عدهای برای زیارت به ایران آمدند و با یک برنامهریزی خوب هم مثل اردوهای راهیان نور ایرانیها به مناطق جنگی برده شدند و هم به زیارت شهرهای مذهبی و این خیلی تاثیر خوب و مثبتی داشت.
اما در داخل پاکستان، احتیاج امروز، الان یک کار مردمی است. در سیلی که چند سال پیش در پاکستان اتفاق افتاد، دیدیم که کار مردمی چگونه جواب داد. این رای مجلس وحدت اسلامی در پارلمان پاکستان واقعا به خاطر همین کمکهای مردمی بود که در جریان سیل انجام شد. ایران هم باید به این سمت برود.
تسنیم: این ماجرای سیل ظاهرا خیلی نشانهها و نمادها برای امروز ما داشت. شما در پاکستان بودید؟
حیدری: من در زمان سیل پاکستان بودم. ایرانیها در آن زمان خیلی کمکهای خوبی انجام دادند. من خودم لباس هلال احمر ایران را پوشیده بودم و به مردم کمک میکردم. ایران در آن جا دو اردوگاه خیلی بزرگ زد و این خیلی تاثیر مثبت داشت روی مردم. مردم خیلی از ایرانیها راضی بودند، به بنده هم هشت کامیون دادهبودند که پخش کردم و خیلی جواب داد.این قدر تاثیر داشت که خیرین پاکستان وقتی دیدند که یک روحانی که از قم آمده و با ایرانیها ارتباط دارد این قدر دورش جمع شده اند؛ آنها هم آمدند و کمکهایشان را به ما و اردوگاه ایران دادند که پخش کنیم و این خیلی معنای خوبی داشت.از این طریق واقع میشود کار کرد.
تسنیم: یکی از دوستان پاکستانی می گفت ایران به پاکستان کمک میکرد عربستان هم کمک میکرد، اما عربستان روی تکتک کمکهای کوچکی که انجام میداد هم تبلیغات میکرد و ایران فاقد تبلیغات بود. اینجوری شد که همه تصور میکردند عربستان چه کمهای عظیمی انجام داده است، در حالی که ایران خیلی کمک کرده بود و کسی ما را ندید.
حیدری: بله این واقعا هست. آنها روی تبلیغات و رسانهها حساب ویژهای باز کردهاند و حسابی کار میکنند. البته ایران زیاد هم با دست باز نمیتواند کار کند. ولی سعودی حسابی دستش باز است و هر کار دلش بخواهد انجام میدهد.
ذیشان: سعودیها آنقدر منابع مالی دارند که اصلا نگران این چیزها نیستند. اما در زمینه تبلیغاتی که گفتید من شنیده بودم که عربستانیها اردوگاهی زده بودند و به مردم میکفتند که بیاید یک وعده نماز با ما بخوانید و بعد کمک بگیرید. میدانید همین چه تاثیری میگذاشت. خود اهل تشیع هم مجبور شدند بیایند و به شیوه آنها نماز بخوانند.
البته برخی ناهماهنگیها هم این وسط بود. مثلا من در دفتر بودم و دیدم که چند کامیون فرستاده شد ولی لب مرز گیر کرد و فاسد شد
نقوی: من در هر صورت فکر میکنم که آرمان امام خمینی این قدر فراگیر وجذاب انسانی است که آنها هر کار هم کنند نمیتوانند تاثیر امام را کم کنند، اما این توجیهی نمیشود بر کم کاریهایی که صورت گرفته است. یکی از مشکلات اساسی ما این است که ما اصلا کتاب احکام و کتاب دینی به زبان سندی نداریم. خیلی مردم در پاکستان و هندوستان فقط این زبان را بلدند و هیچ چیزی ندارند که به آن مراجعه کنند. ما الان در صدد ترجمه کتاب سندی توضیح المسائل آیت الله خامنه ای هستیم. دعا کنید موفق شویم.
انتهای پیام/
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
جناب زمان عزیز درود بر شما!
من با هر نوع افراطی گری، جعل، خشونت و معامله گری ها در حق ملیت و مردم هزاره مخالف میباشم! زیرا این قوم را یکی از مظلوم ترین های تاریخ میدانم! حال این عمل از ناحیه مذهب باشد و یا هم افراطی گری های چنگیز بازی و جعل هویت و تاریخ و معامله گر یه و به دو پول مردم فروشی ها! مذهبیون به شکلی دکان باز نموده اند، و عقده مندان " ماده رند و چوتار " به گونه دیگر دکان سیاست شان را گشوده اند ... و این مردم هستند که گاه در کابل قتل عام میشوند و گاه هم در کویته پاکستان و... و استدلال هم این است که همیشه دیگران مقصر هستند! آنان که در بتن سیاست و رهبری هزاره ها قرار داشته اند؛ با با و پیشوا و قائد اعظم و نابغه مغولستان به معرفی میگرفته میشوند! ( دوست من این دیگر خاک به چشم تاریخ زدن، و " گه " به شعور مردم مالیدن میباشد!)
من ترسم از این است که مردم شریف هزارستان را این مغل زاده گان عزیز در انزوا تاریخی کشیده و به قتل عام دیگری مواجهه ننماییند! شما مطمئن باشید که با هر با ز نشر مطالب این چنینی آقای علی تورانی؛ متعصب ترین فاشیست اوغان از صمیم قلب خوشحال و مسرور خواهد گردید! حتی از موضع گیری های اقای جمبر علی در کمنت های قبل این موضوع پیدا بود! سید ها و دیگر عوامل دخیل در کویته پاکستان یک طرف قضیه هست که شما عزیزان ان را بر جسته مینمایید، موضوع رهبری فعلی هزاره ها و رهبریت در یکی دو دهه گذشته نیز فاکت اصولی دخیل در مثایل کویته بوده، جنابان مغل زاده گان بر ان خاک میپوشند! بیایند رهبران دو دهه هزاره ها در شهر کویته دست آورد های خویش را باز گو بنمایند! ماده رند های سیاسی همیشه گند بازی های خود را به پای دیگران ختم نموده و هرگز جرات و شهامت معذرت خواهر و استعفا را ندارند!! من این کمنت را از سر کار نوشته ام اگر اشتباهات ی را دارا میباشد از دوستان معذرت میخواهم!
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
سلام به اقای محترم لومانی! بری مه بسیار تعجب اور است، که یک کسیکه خود را نویسنده و ادم متمدن خودنمایی میکنه، کشتار اطفال و مردم بی گناه را چقدر جاهلانه و ظالمانه توجیه میکنه ... یعنی همه تشدد فرقه یی که در کویته جریان دارد، ناشی از چنگیز بازی ها است ؟؟؟ فکر نکنم، کسایی که در این خشونت دخیل استند، و دستور میته، به ایقه سادگی قتل و کشتار، مردم بی گناه کویته را روا بدانه، و توجیه بکنه ... اگر کشتاره مردم کویته را به گفته لومانی، چنگیز بازی قبول بکنیم، در ایالت خیبر پشتونخوا، که هم شیعه پشتون است و هم سنی پشتون است، یک و دیگه را ظالمانه به قتل میرسانه، اطفال یک و دیگر را در تریشر گندم، میده میکنه، علت همو کشتارها چیست ... ؟ ایا همین، فارسهای متمدن ایرانی نیست، که به این اتش دامن میزنه ... ؟؟؟ تو که قتل عام اطفال و زنان مردم کویته را چنگیز بازی مینامی، ایا از پشتونهای کویته ( حزب عوامی نشنل پشتونخوا ) نه شرمیدی، که دو شواروز در سر سرک جمع شده بودند، اقای محمود خان اچکزی به همه انتحاریا اعلان کرد و چلینج داد، که اگر مرد استین بیایین، ما را از بین ببرین، ولی اطفال و زنان بی گناه مردم هزاره ی کویته را نکشین ... ایا وحشت پشتونها صد چند با انسانیت تو شرف نداره ... ؟؟؟
در واقعیت این چنگیز بازی نیست، بلکه این برنامه حکومت اخوندی فارس است، که نه تنها برای مردم پاکستان دارد، بلکه برای افغانستان، سوریه ، عراق ، بحرین حتی سعودی عربستان نیز همین برنامه های ظالمانه و وحشیانه را دارد ... که میخواهد مردم این سرزمین ها به جان هم بیافتد، ولی تو احمق بی منطق تابه حالی ازین برنامه های شوم باداران خود، خبر نداری ، اگر هم خبر داری موظف شده ای، که در هر حال باید از ایرانیها دفاع بکنی ... ایا هویت دروغین و جعلی این است، که تو کوشش انرا داری، به مردم هزاره بتی یعنی که حتما باید فارس و اریایی باشه ... یا هویت دروغین انست، که خود مردم هزاره در واقعیتهای تاریخی شان میخواهد جستجو بکنه ... ؟؟؟
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
« جمبور آقا» شما افاغنه فعلا در این شغالستان « اوغان ستان» بر خر مراد سوار، وبتازانید! با موجودیت چهار پایان بیشمار، از جنس ازبک و تاجیک و هزاره؛ بازار سواری دادن و سواری شدن ها گرم است و... اما شاید و شاید؛ روزی انسان های خردمند از این سرزمین سربلند نموده و به الاغ سواری شتر چران ها در این سرزمین تاریخی پایان بخشیده، عدالت و زنده گی انسانی را در این سرزمین جاری گردانید؛ و حق را در جایگاه شایسته آن قرار بدهد!!
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
یک مهاجم فارس دو نفر را در محوطه دادگاه فرانکفورت به قتل رساند , :توحش در بین پارسیان به قدری گسترده است که مرز خاک های خودشان را درنوردیده و هر ازگاهی حتی در دورترین نقاط جهان،در قلب اروپا و یا آمریکای جنوبی و.. آرامش و امنیت ملل متمدن را سلب کرده و ترس،وحشت و مرگ را برای آنان به ارمغان می برند.
به گزارش گوناز تی وی به نقل از بی بی سی فارسی،روز گذشته 24 ژانویه،یک مرد 47 ساله فارس زبان افغانی،در حوالی ساعات 9 صبح به وقت محلی در محوطه ساختمان دادگاهی در شهر فرانکفورت، با حمله به سمت دو هموطن دیگرش،آنان را به قتل رساند. در این حادثه فرد مهاجم با شلیک دو گلوله از سلاح کمری خود دو نفر مذکور را از پای در آورده است که گفته میشود صدای شلیک گلوله تا چند ساعت موجی از ترس و وحشت را بر میان مردم منطقه حاکم کرده بود .
پلیس آلمان میگوید که مهاجم و دو نفری که در این حمله کشته شدند، برای بررسی پرونده قتلی که در سال ۲۰۰۷ در فرانکفورت رخ داده بود، به دادگاه احضار شده بودند.
به گفته پلیس آلمان این سه نفر قبل از ورود به ساختمان اصلی دادگاه باهم درگیر شدند.
مهاجم، مسلح به سلاح کمری و چاقو بوده. در اثر شلیک او یکی از مردان درجا کشته شده و فرد دیگر به ضرب گلوله مجروح شد. مهاجم پس از آن با چاقو به فرد مجروح حمله کرده و خود فرار کرد.
فرد مجروح در راه انتقال به بیمارستان، جان داد. اما پلیس موفق شد فرد مهاجم را دستگیر کند.
مهاجم و کشته شدگان فارس، دست اندر کار خرید و فروش اتومبیل بودند.
پلیس تاکنون اطلاعات بیشتری را در اختیار رسانه ها قرار نداده اما گفته است که دادگاه امروز به منظور بررسی پرونده ای تشکیل شده بود که در سال ۲۰۰۷ رخ داده بود و در نتیجه آن دو نفر کشته شده بود.
هنوز مشخص نیست فرد مهاجم چگونه به سلاح کمری دست یافته بود.
لازم به ذکر است پارسیان جدا از توحشات این چنینی که بر یکدیگر روا می دارند اما جهانیان را نیز از این خوی توحش خود بی نصیب نگذاشته و بصورت مکرر در اقصی نقاط جهان دست به بمب گذاری و عملیات های تروریستی زده اند که از جمله آنان می توان به انفجار مرکز همیاری یهودیان آمیا در آرژانتین توسط دولت ایران در 18 ژانویه 1994 اشاره کرد که در جریان آن 85 نفر از شهروندان بی گناه آرژانتین جان خود را از دست داده و بیش از سیصد نفر زخمی شدند.
گفتنی است در سال های اخیر دولت جمهوری اسلامی ایران موجی از «هاری» را در مسیر حرکت خود حمل می کند که این امر از عملیات های تروریستی توسط فارس ها در اقصی نقاط دنیا گرفته تا قاچاق مواد مخدر و اسلحه در کشورهای منطقه را شامل می شود .
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
امروز در محیط کاری من، چند تبعه مغولستان برای خرید کفش آمده بودند! زبان رایج در محل را وارد نبودند! به یک شکل ی قیمت ها را روی کاغذ برای شان نوشتم و حالی شان نمودم؛ اما کیفیت کفش ها را بعد از توضیح دادن ها مکرر که نفهمیدند، در نهایت به در آوردن صدای "بع بع " گوسفند برای شان تفهیم نمودم...!
وضعیت اقتصاد شان برای خرید کفش های چرم و پشم طبیعی مناسب نبود، لذا به همان صدای بع بع حقیر در حال که خنده بر لب داشتند، از مغازه خارج گردیدند... انان رفتند! اما مرا در دنیای از پرسش، و دل نگرانی های تاریخی ام تنها گذاشتند! در این روز ها بحث ترک و مغول خواندن هزاره ها، بنابر علل و عوامل انتخابات در افغانستان داغ گردیده است...و من هزاره در فکر ماندم؟! چگونه با چنین مردمان که حتی یک کلام همدیگر را نه می فهمیم، میتوانم همتبار و هم نژاد محسوب گردم! هرگاه اگر قیافه ها را معیار قرار بدهیم، اتراک، اعراب، قفقاز ی ها.... و بخش اعظم انسان های خاور میانه، قیافه هاشان مشابه هم میباشند. پس آیا این تشابه " صورت" میتواند دال بر هویت مشترک بین یک ترک؛ قفقازی، عرب، ارمنی، فارس های ایران، پاکستانی ها و... محسوب گردد؟؟؟؟؟!
در ضمن از جناب آقای علی تورانی خواهشمندم تا برای حقیر روشن بنمایند که در اصطلاحات ترکی و مغولی حرف ت دبل اصلن وجود دارد؟ در ضمن جناب ایشان از کجا مطمئن هستند که مصطلاحات محلی هزاره گی همه ریشه در ترکی و مغلی دارندد! خوا هش مندم جواب ارایه بنمایید!t
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
احمدی نژاد فارس گاو را به کشور اذر بایجان راه نداده باشند، با دیدن ظاهر خری، گاوی، پشمی احمدی نژاد فکر تانند کرده باشند این گاو فارس از قفس یا تحویله تاند فرار کرده باشد.
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
بهار ازاره هم مایه
راه و روود ازاره صدها کوه و کوتل دیره
آسو نباشه تیر شودو ارچیز چمرس و چل دیره
ناقی ناقی خیزک زیدو ده ار دوور چیز فاییده؟
«آو ره دیده پای ره لوچ کو!» مردم مو یک مثل دیره
ده دویدو راه خانهِ خدا نمی گرده تامو
بیرار تو سمیدم نشو ارچیز ازخو مجل دیره
بهار ملک ازاره هم بیشک و شبهه مایه
پیش از بهار هر زمستو یک کم وتوم توغل دیره
تامیر اگر ماکم بایه، تادو باید پخته باشه
خانه ازاره تا ده تیس تادو بلی دلدل دیره
مو سر ندری رهبر ندری از یکدیگه خبر ندری
بی رهبری هر راه گذر بالهِ سنگ شلمل دیره
رهبر امو کس که سرو سمبل قومه جم مونه
شیعه ، سنیی ازره ره بیخی شی ده بغل دیره..
بیرار تو سرمه قار نشو ایره ازسوز دل موگیم
ازاره هم خوب وخراب هم باتور و بژغل دیره
بایین توان خو بال برده جان ومالخو ماکم کنی
که راه هزاران راهزن و خسک دوز ودغل دیره
ده فکر ( زردادی) تمام مشکلات قوم مو
گر رهبر دلسوز باشه ده ظرف یکماه حل دیره...
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
کلمه تاجیک ، تاژیک ، تازیک از کلمه تات ترکی گرفته شده است . " در ترکی عثمانی «تات» به معنی خوار و پست و بیگانه است."
" گروهی از دانشمندان و زبانشناسان «تات» را واژه ای ترکی میدانند و برآنند که این واژه نامی است که از سوی ترکان به زیر دستان شان" اعم از ترک و غیر ترک داده شده است، زیرا «تات» در زبان ترکی معنی : خوار ـ پست ـ بیگانه دارد.
پروفسور «مارکوارت» آلمانی واژهی «تاجیک» را سرشته از دو بهر «تا»(= زیرست) و «چیک»(= ادات تصغیر تورکی) دانسته، آن را «زیردست کوچک» معنی کرده است.و میگوید ترکان مردم زیردست خود، به ویژه ایرانیان را با این نام خواندهاند و از اینجا است که گروهی از ایران نژادان و پارسی زبانان که اکنون بیرون از مرزهای سیاسی ایران به سر میبرند، با همان نام «تاجیک» که از سوی همسایههای ترکشان به آنها داده شده است، نامیده میشوند
ترکان آلتایی فارسهای ایران را نیز با همان واژهی «تاچیک» به همان معنی که در زبان ترکی به کار رفت مینامیدند و فارسی زبانان را در برابر «ترک»، «تاجیک» نامیدند.
منابع:
1ـ قاموس عثمانی : تات = ذلیل، سفیل یبانجی
2ـ پروفسور هنینگ استاد دانشگاه کمبریج نیز تاجیک را تورکی و آن را سرشته از تا (= تات (ترک)) + جیک (پسوند تورکی) و روی هم به معنی تبعهی تورک
در این باره شعری نیز وجود دارد که میگوید:
تاجـــیک تــا ابد غلام بـــاشـــد
گوسـفـندی و بینشـان بــــــــاشد
چون گم شود ز خطهی ترکستان
نامردی و ناکسی را پـایان باشد
زبان، مھم ترین وسیله ی شناخت
نسل احمدی نژاد گاو دارای ضریب هوشی ۸۴ تاند بوده باشد، ضریب هوشی مغولان ۱۰۲ تاند بوده باشد، همه تانند فهمیده باشند چرا یک کشور پیشرفته فارس زبان نتاند وجود داشته باشد، چشم بادامی ژاپنی به دهان احمدی نژاد و نسل کودنش شاشیدن کند.