کانفرانس روند مونیخ تحت عنوان "طرح ایده های جدید" امروز یکشنبه 18 ماه اگست پایان یافت. این کانفرانس دو روزه در شهر "مونشن آلمان" برای دو روز برگزار شده بود و هدف اش جستجوی راه حل برای بیرون رفت از بحران های کنونی در افغانستان بود. افراد شرکت کننده گان این کانفرانس روی نظام غیر متمرکز به عنوان بهترین گزینه برای از بین بردن پدیده ی تبعیض، قبیله سالاری و خشونت به بحث و گفتگو نشستند.
در این کانفرانس، چهره های شناخته شده و تاثیر گذار که در جبهه ی اپوزیسیون دولت حامد کرزی شرکت نموده بودند و طرح های شانرا برای آینده ی بهتر افغانستان برای شرکت کنندگان ارئه شد.
احمد ضیا مسعود رییس جبهه ی ملی افغانستان، فیض الله ذکی سخنگوی این جبهه، امرالله صالح رییس سابق امنیت ملی، پروفیسور توردیقول میمنگی کارشناس مسایل سیاسی ساکن دانمارک، مایکل سمپل استاد دانشگاه "کوینز" و تحلیل گر مسایل سیاسی و کارشناس بحران افغانستان، داکتر روبرت کروز استاد دانشگاه استندفورایالات متحده ی امریکا، رفیق رجا کارشناس مسایل سیاسی و حقوقی ساکن کشور فنلاند، داکتر عبدالخالق لعلزاد کارشناس و تحلیلگر مسایل افغانستان، داکتر نظیف شهرانی استاد دانشگاه "ایندیانا" در ایالات متحده ی امریکا و یکی از کارشناسان مطرح مسایل افغانستان و خاور میانه، داکتر عالیه یلماز استاد دانشگاه سلیمانه از کشور ترکیه، آقای جاويد رضایت کارشناس مسایل سیاسی و رییس فدراسیون سراسری هزاره های استرالیا، بصیر آهنگ روز نامه نگار و فعال حقوق بشر از کشور ایتالیا، عزیز آریانفر نویسنده و مترجم ساکن آلمان، داکتر عبدالله رحیمی معاون حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان ساکن کشور آلمان، داکتر حسین یاسا تحلیل گرمسایل سیاسی افغانستان، داکتر امین طرزی استاد دانشگاه در امریکا و داکتر روح الله امین فارغ التحصیل از دانشگاه نیویارک امریکا روی مسایل چون: آشتی ملی، انتخابات آزاد و عادلانه، مدیریت منازعات انتخاباتی، تکثر گرایی و عدالت، چالشهای امنیتی موجود و پس از خروج قوای بین المللی از افغانستان، دموکراسی پارلمانی و تکثر، ثبات، نقش احزاب سیاسی در جریان دو روز به بحث و گفتگو نشستند.
این کانفرانس به روز شنبه 17 اگست سال 2013 با سخنرانی احمد ضیا مسعود رییس جبهه ی ملی افغانستان آغاز شد، آقای مسعود در سخنرانی اش به طرح های جبهه ی ملی برای آینده ی افغانستان اشاره کرد و افزود؛ "نظام ریاستی" نمی تواند پاسخ گوی نیاز های مردم افغانستان باشد، ایشان در سخنانش از بوجود آمدن سیستم حساب ده و برقراری توازن به عنوان فکتور های عمده و مورد نیاز در قضایای افغانستان نام برد و مشکلات فراه راه بوجود آمدن چنین سیستم مردمی را به بحث گرفت.
سخنران دیگر این کانفرانس آقای فیض الله ذکی سخنگوی جبهه ی ملی افغانستان بود. آقای ذکی که به نیابت از جنرال عبدالرشید دوستم بنیانگذار و رهبر حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان و عضو ارشد جبهه ی ملی افغانستان سخن می گفت به مسئله ی تمرکز زدایی قدرت در افغانستان پرداخت، آقای ذکی در سخنانش به مشکلات و جنگ های تبلیغاتی اشاره کرد که به گفته ی او مانع رسیدن به یک راه حل و گرد هم آیی ملی شده است. فیض الله ذکی افزود هدف از نظام غیر متمرکز به عنوان تجزیه ی افغانستان نیست بلکه سهیم ساختن مردم در قدرت سیاسی در کشور می باشد.
درقسمت دیگر این کانفرانس پیام استاد محمد محقق رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان و عضو ارشد جبهه ملی توسط آقای حبیب احمدی نماینده ی حزب وحدت مردم افغانستان در انگلستان برای حاضرین قرائت شد. در پیام آقای محقق از ناکامی های که مسبب آن حکومت دولت حامد کرزی می باشد به شدت انتقاد شده بود، آقای محقق در پیامش از ناامنی سراسری و کشتار مردم بی گناه، رکود سرمایه گزاری، نبود کار ورشد سرسام آور اعتیاد و زرع مواد مخدر به عنوان چالش های عمده یاد آور شده بود.
آقای محقق همچنان در پیامش از اشتباهات جامعه ی جهانی نیز یاد آور گردیده بود، آقای محقق از اشتباهات ناتو که باعث به انزوا کشانده شدن نیروهای سیاسی و اجتماعی مخالف تروریزم شده انتقاد نموده و افزوده بود که به همین خاطر مبارزه با تروریزم به شکل قوی پیش نرفته است.
در روز دوم کانفرانس مونیخ آقای امرالله صالح در سخنرانی اش از چالش های امنیتی در افغانستان سخن گفت و در باره ی صلح با طالبان گفت، طالبان ابزار مصرفی پاکستان و برای رسیدن به صلح نه با طالبان بلکه مستقیما با پاکستان باید وارد گفتگو شد.
گزارش تکمیلی این کانفرانس به زودی تقدیم خواهد شد.



نظرات
32 دیدگاهنظام غیر متمرکز در کانفرانس روند مونیخ
هرکدام به خاطر رسیدن به قدرت در فروش افغانستان از همدیگر پیشدستی میکند.
ننگ و نفرین باد بر همه ای تان!
نظام غیر متمرکز در کانفرانس روند مونیخ
راه نجات این تن از غده سرطانی مرکزی تنها فدرالی شدن است. اما تعدادی از نظام فدرالی بسیار میترسد. چون در نظام فدرال قدرت به طور منصفانه تقسیم میشود و هر کوچی پاکستانی نمیتواند صاحب چوکی شود.
نظام غیر متمرکز در کانفرانس روند مونیخ
دوستان ، این کنفرانس ها جز نمایش بیش نیست به چه هدرد می خورد به مردم بیچاره نان ابی می شود؟؟که نه . این خاینی باید خودشان را مطرح کنن
ما هستیم بخاطر قدرت سبقت گرفتن از هم دیگر احمد کلبی مقصود این هنر پیشه های موفق هستند میتوان چطوری نقش بازی نمایند. جالب این است که این کنفرانس در شهر مونشن المان بر گذار میگردد حالا انکه کشور افغانستان لویه جرگه دارد این ان دارد و مشکلات کشور را در کشور بیگانه انجام میدهید ؟ این بیگانه ها حتی قدرت همچون کفرانس ها را از جنابان گرفته اند باید دعواهای فامیلی را همسایه ها حل و فصل کنند؟؟
نظام غیر متمرکز در کانفرانس روند مونیخ
مشترکین این گردهمای همان جنگ سالاران دهه 70 است که شهر زیبای کابل را به ویرانه تبدیل کرد و 65000 هزار انسان بیگناه ومظلوم رابه شهادت رساندند همه دار ونه دار مملکت را چور وچپاول کردند شهراز ساکنین ان تخلیه گردید به ناموس مردم تجاوز صورت گرفت وهزارها مصایب دیگر ازجمله شیرازه وحدت ملی بین اقوام شریف افغانستان از هم گسیست این خاینن به ان اکنفا نه کرده در صدد ان اند که افغانستان را به کمک خارجها تجزیه کنند واز افغانستان لابراتوار بسازد جای تعجب است چرک کوه تلویزون اقای امرالله که هنوز به شیر چوشک نیاز دارد اکتهای پاچهی میکنند خوابهای ارگ می بیند که خیال است ومهال من برای شان یاداوری می کنم که اقای امرالله پایت از گیلمیت بیرون کشیده اید نه شود که مانند اسلافیت به جهنم بروید به این اقایان میگویم غلامی بس است روسها به شمایان وفا نه کرد ایران هم منافع خو را ار جحت میدهد این اقایان به زور ب 52 بیشتر از70% چوکی های دولتی را غصب کردند هنوز هم میخواهد که کل کشور را درتصرف داشته باشد
نظام غیر متمرکز در کانفرانس روند مونیخ
راه نجات این تن از غده سرطانی مرکزی تنها فدرالی شدن است.
نظام غیر متمرکز در کانفرانس روند مونیخ
راه حل ایجاد یک کشور پشتونستان مستقل برای اوغانها می باشد. این پشتونستان میتواند در چارچوب پاکستان فعلی ساحات هم مرز افغانستان یعنی ولایات جنوبی را دربربگیرد. ویاهم درصورت امکان خیلی بعید ومحال جدایی مناطق ایالت پشتونخواه ومناطق قبایلی ازپیکر پاکستان فعلی وتشکیل یک دولت مستقل پشتونی بشمول ولایات جنوبی افغانستان می باشد. مناطق هزاره وتاجک نشین باید ازبدنهء دولتهای جدید کاملا جدا ساخته شوند. اگر چنین امری تحقق نیابد نسلهای آینده بازهم درین زندان قبایل خواهند سوخت وبر نسل کنونی لعنت خواهند فرستاد.
هرکسی خودش را افغان یا اوغان میداند باید درکشور جدید التشکیل خویش زنده گی کند همانطوری که در قبرص میان ترکها ویونانی ها ادامهء حیات مشترک ناممکن گردید باهم توافق کردند تا ساحات زنده گی شان را ازهم دیگر جدا سازند وباوجودیکه درسازمان ملل متحد قبرص یونانی تبار ازمجموع قبرصی ها نماینده گی میکند ولی قبرص ترک تبار حد اقل درساحات زنده گی شان آرام می باشند. سودان جنوبی نیز بعداز کسب استقلال از سودان شمالی حالا بطرف ترقی وبیشرفت درحرکت است. تیمور شرقی بعداز مبارزات خونین وطویل المدت از اندونیزیا جدا گردید وفعلا بطرف ترقی وبیشرفت درحرکت است. من نمیدانم ما شهروندان کشور کنونی افغانستان را چه خدا زده است که هم با یکدیگر مان جور نمی آئیم وهم طرفدار حفظ ساختارهای جغرافیوی گذشته می باشیم. این یک بیماری روانی است.
حد اقل مردی ازتبار جون گرنگ رهبر فقید سودان جنوبی یا شیخ مجیب دربنگلدیش در افغانستان درمیان هیچیک از اقوامی که خودشان اقوام تحت ستم می نامند تاکنون جرات بخرچ نداده اند تا صاف وروشن حرف دل خودرا بیان کنند که ما تجزیه می خواهیم. هرقدر لفافه گویی شود بهمان اندازه بحران افغانستان بدارازا کشانده میشود. راه حل ایجاد یک کشور مستقل پشتونی وبلوچ درین گوشه پ از آسیا می باشد.
نظام غیر متمرکز در کانفرانس روند مونیخ
اگر برادران پشتون نظام فدرالی را جدی نگیرند پس این تن خود به خود تجزیه میشود. اگر خواب پشتونستان را در سر دارند پس این را هم بدانند که پشتونها پاکستان را خانه خود میدانند و نه افغانستان کنونی را. متاسفانه سران پشتون با از بین بردن سران اقوام غیر پشتون سیاست خود را به پیش میبرند. اما پاکستان خود انها را تا لب دریا میبرد و هلاکتر باز میگرداند. نمیدانم که انگلیس چه قولهای نو به این تیم ارگ نشین داده که کون خود را بالاتر از شاهان سابق میگیرند.
نظام غیر متمرکز در کانفرانس روند مونیخ
نکات آتی را خدمت بهمن تقدیم میدارم. اګر چه میدانم دردی را که او به آن ګرفتار است این حرف ها به هیچ وجه نمی تواند مدوا کند اما به هر حال:
پشتون ها ضرورت به تشکیل کشور دیګری به هیچ عنوان ندارند اما چلنج بزرګی که در مقابل آنها قرار دارد عبارت از ادغام خاکهای پشتون نشین آنطرف خط مرده دیورند به پیګر اصلی آن یعنی افغانستان میباشد. بهمن، نه تو و نه مسعود خیلی ها و نه محقق و نه هیچ نماینده او و نه دوستم و نه هیچ ګلم جمع دیګری این حق را دارد و نه کسی شما را نماینده خود ساخته که به نمایندګی آنها در مسایل مهم کشوری صحبت نمایید. مردمی که فعلا در همین جغرافیا فعلی افغانستان زیر نام مبارک افغان زندګی میکنند هیچ ګونه مشکلی با هم ندارند تنها تعدادی از تحصیل کرده ها و خودفروخته های این اقوام به منظور و مقاصد مرعی و نا مرعی دست به این ګونه تبلیغات میزنند. اما اتحاد قوام یافته این ملت را هیچ کسی نمیتواند تخریب کند.
تا یک نفر افغان است زنده افغانستان است!
بهار
نظام غیر متمرکز در کانفرانس روند مونیخ
اولا خدمت آقای بهار اوغان احترام تقدیم باد. دوم اینکه بعدازین باید مرئی ونامرئی را مرعی ونامرعی ننویسند تا کدام طفل صنف اول مکتب بالایشان نخندد. سوم اینکه: باشنده گان متعدد القومی ومتکثر افغانستان اگر باهم در ظاهر امر مشکل نداشته ویا ندارند؛ روی دو علت می باشد که ازین دو علت حتما یکی آن واقعیت دارد وآن دوعلت عبارت اند ز: جهالت ویا منافقت. جهالت ونادانی به عملکرد حکام وسلاطین اوغان خر بر میگردد که طی دوصد سال حاکمیت اشغالگرانهء شان مردمان غیر اوغان وبومی این سرزمین را مانند خودشان نادان واحمق وخر نگهداشتند واز بیداری آنها همیشه هراس داشتند. تمام قتل عامها ونسل کشی های که سلاطین پشتون علیه مردم غیر پشتون براه انداخته علت اساسی آن ترس آنها از بیداری این اقوام بوده است. منافقت هم توسط کسانی صورت میگیرد که در پوشاندن حق وحقیقت نفع مادی ویا سیاسی دارند وبخاطر مصلحتهای شخصی ویا خانواده گی شان میخواهند هویت همهء باشنده گان این سرزمین را جعل وتحریف کنند ونام کثیف افغان را که درانگلیسی معنای سگ شکاری را میدهد بالای همه اطلاق نمایند واین منافق ها با وجود دانستن حقیقت لب به اعتراض نمی گشایند وشوله ء خودرا خورده وپردهء خودرا میکنند. حقیقت مسلم آن است که سرزمین کنونی افغانستان هرگز مال پشتون یا اوغان نبوده بلکه سرزمین پشتونها یا اوغانها همین پشتونستان پاکستان می باشد که اکثریت این گروه قومی نیز درهمین کشور زنده گی میکنند. سی ملیون پشتون پاکستان مساوی به تمام نفوس افغانستان است. بناء آنچه که اینطرف مرز باقی مانده نه ازلحاظ عقل میتواند مربوط افغانستانی ها شود ونه هم ازنظر شرع.
حاکمان اوغان انگلیسی تبار از هندوستان توسط انگلیس وارد شدند بنام پشتون واوغان بالای همهء باشنده گان این سرزمین حاکمیت چلاندند با فرهنگ وزبان بومی مردمان این سرزمین یعنی فارسی عادت گرفتند ولی حالا مثل گوساله های دو مادره میان پشتون وفارسی گیر آمده اند وبخاطر اینکه در هردو طرف منافع خودشان را از دست ندهند نام جعلی واسعتماری افغان را بلند کرده اند تا نسل های بعدی را کما کان تخدیر نمایند. بناء این موضوع ازنظر حقوقی نیز قابل بحث است. امروز عبدالباری جهانی تمام مناطق شمال را درقبالهء بابای خود درآورده است حال آنکه این قباله جعلی است وبه زور واجبار بالای مردم امضا شده است. تا چه وقت باید دربرابر این جعلکاریها و زورگوی های ظالمانه که حتی درحق خود پشتونها نیز طلم روا میدارند سکوت اختیار شود وهم پشتون وهم غیر پشتون در روشنایی حقایق تاریخی قرار نگیرند. بیائید که حقایق را برای نسل کنونی آشکار سازید وازگفتن حق نهراسید. افغانستان از بدو نامگذاری اش بنام افغانستان کشور اشغالی بوده ومردم غیر پشتون این کشور هویت شان را درین کشور از دست داده اند. وحالا هویت زبانی وحتی مکان زیست شان نیز توسط پیامهای حکمتیار وملاعمر وآمر لالی نیز زیر سوال رفته است. تاجیک به تاجکستان ازبک به ازبکستان وهزاره به گورستان
نظام غیر متمرکز در کانفرانس روند مونیخ
یک خبر جالب برای چوکره های قاتلان 65 هزار کابلی. بادران تان تمام خواب های خیالی تانرا فدای قدرت و دالر کردند. شرم و خجالت برشماست.
منبع: سایت افغان پیپر
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۳ ۱۳۹۲/۵/۲۵
احمد ضیا مسعود، رییس جبهه ملی گفته است که سران ایتلاف ملی، جبهه ملی، روند سبز، حزب اسلامی به رهبری ارغندیوال، جمعیت اسلامی، حزب وحدت و حزب جنبش مشترکا توافق کردهاند که به خاطر معرفی یک نامزد واحد در انتخابات ریاست جمهوری یک ایتلاف بزرگ را ایجاد کنند.
آقای مسعود گفته است که گفتگوها در مورد ایجاد یک ایتلاف جدید با سران حزبهای حق و عدالت و افغان ملت نیز جریان دارد.
شخصیتهای با نفوذ مانند عطامحمد نور، اسماعیل خان، زلمی خلیل زاد و برخی از سران جهادی درصدد ایتلاف نیستند؛ بل خواهان اجماع سیاسی با اپوزیسیون و تیم حاکم هستند.