سایت < لر وبر> از آقای خیال محمد کتوازی بحیث یک شخص متدین؟؟؟ با وقار؛ شاعر ونویسندهء واقع گرای زبان پشتو یاد کرده که درطول زنده گی اش مصدرخدمات زیادی به فرهنگ وزبان پشتو گردید.
بخش ویدیویی سایت < لر وبر> راپور یکی ازگردهمایی های فرهنگی پشتونها درکشورهالند را به نشر سپرده است که درآن آقای خیال محمد کتوازی در تمجید وستایش ازکارکردهای ادبی وفرهنگی آقای عبدالباری جهانی میگوید که وی وآقای عبدالباری جهانی در خوابگاه دانشگاه کابل در دوران تحصیل شبها وروزها را یکجا سپری نموده اند وازهمدیگر شناخت کافی دارند.
اما آنچه که صاحب این قلم از قول ماموران وکارمندان سابق رادیو تلویزیون چه در داخل افغانستان وچه هم خارج از افغانستان دریافت نموده ام؛ آقای خیال محمد کتوازی مانند دیگر همفکرانش یکی از قاتلان حرفوی تشریف داشتند. وی باوجودیکه درمقام وزارت تکیه زده بود ولی بازهم درتحکیم پایه های رژیم فاشیستی امین ازهیج جنایت وپستی درمقابل ماموران سابقهء رادیو تلویزیون وقت دریغ نورزیده است.
" شمس راد" یکی ازماموران نشرات خارجی رادیو افغانستان که ازسالهای چهل خورشیدی در شعبات مختلف رادیو افغانستان وقت ایفای وظیفه نموده است خاطراتش را اززمان خیال محمد کتوازی چنین بیاد می آورد:
" خیال محمد کتوازی یک مامور بیسواد ودرعین حال مسخره ای بود که قبل ازکودتای هفتم ثور اصلا درنظر هیچکسی نمی آمد؛ وضع وقیافه ظاهری اش ترحم وعاطفهء انسان را بر می انگیخت که برایش یک کمک ناچیز مالی کند؛ ولی بعداز کودتای ثور او به یک حیوان درنده تبدیل شد؛ در رأس تمام ریاست ها ومدیریتهای عمومی رادیو وتلویزیون اشخاص متعصب بیسواد پشتون را که تاگلو درگند تعصبات قبیلوی غرق بودند مقرر کرد؛ قبل ازهرکس دیگر مهدی ظفر یکی ازگوینده گان باسواد ؛خوش صدا و موفق رادیو افغانستان را که خبر دستگیری رهبران کودتاچی را درآستانهء وقوع کودتا در اخبار شبانه خوانده بود؛ به نحو خیلی مرموزی از دفترکارش بردند که دیگر برنگشت. من خودم درآن سالها در ادارهء برنامه های دینی کار میکردم؛ وظیفهء ما تهیهء برنامه های دینی مانند ضبط و نشر تلاوت قرآن کریم توسط قاریان قرآن همراه با تفسیر وترجمهء آن؛ ضبط ونشر موعظه های دینی بعداز آذان ظهر؛ نشرسلسله وار داستان زنده گی پیامبر اسلام ( سیرت النبی ع) بود ؛همچنان یک برنامهء هفتگی بنام : راهیان حق را بایک تیم کاری ومجرب پیش می بردیم. تیم کاری ما که درآن شهید مهدی ظفر نیز همکار بود؛ یک تعداد اشخاص خبره ودانشمند درآن عضویت داشتند که ازنظرقومی پشتون بودند که نام دوتن آنها عبارت بود از< شهید غلام مصطفی مندوزی> و< شهید طاهر وهاب> که هردو ازفارغان فاکولتهء شرعیات کابل درزمان شاهی بودند. طاهر وهاب از استان غزنی ودراصل پشتون بود؛ خیال محمد کتوازی باوی شناخت قبلی داشت وخوب میدانست که وی دربرابر افکار کفری چقدر حساسیت دارد. همچنان غلام مصطفی مندوزی که ازاهالی شینوار بود در تقوا وپاکدامنی وی بسیاریها غبطه میخوردند. شهید مصطفی مندوزی باوجودیکه تحصیلات دینی داشت ولی برعلاوهء تحصیلات دینی؛ در رشتهء ادبیات پشتو دکتورایش را درشوروی سابق درخوشحال شناسی بدست آورده بود. خیال محمد کتوازی بخاطریکه خوبتروسریع تربتواند رقیبانش را وکسانی را که دوران خفت وذلت اورا شاهد بودند ازصفحهء زنده گی محو ونابود کند؛ ازشیوهء استالینستی کارگرفت؛ او یک فرد را بنام < اکبر روشن> که یکی ازممثلان رادیو بود؛ درمیان تیم کاری ما گماشت، اکبر روشن تمایلات چپی مائوویستی داشت ودرزمان حاکمیت سردار داوود ازهواداران آن رژیم محسوب میشد؛ ما بیچاره ها از اصل موضوع واقف نبودیم که این فرد را خیال محمد کتوازی خریده است؛ او درهمان سالها به شعبهء ما می آمد ما اعضای تیم کاری برنامه های دینی بخاطریکه اکبر روشن خلقی نبود؛ در داخل شعبه رهبران تازه بدوران رسیدهء حزب حاکم را به باد تمسخر میگرفتیم؛ غافل ازآنکه سخنان ما توسط اکبر روشن که ازطرف خیال محمد کتوازی توظیف شده بود به شکل مخفیانه ضبط نوار میشد. بلاخره یک روز همهء مارا بردند؛ دراثنای شکنجه وآزار جسمی در سلولهای انفرادی درزیرخانه های صدارت برای من شخصا ثابت گردید که جز همان صحبتهای داخل دفتر چیز دیگری مستنطقین برای پرسش ازمن نداشتند؛ خلاصه اینکه بعداز تحمل چند روز شکنجه وتعذیب مرا بخاطر معیوبیت جسمی وضعف شنوایی ام واینکه شاید زیاد پرحرفی ومسخره گی دربارهء رهبران کودتا نکرده بودم؛ رها کردند؛ ولی مصطفی مندوزی وطاهر وهاب را زنده نگذاشتند"
یکی ازماموران سابقه دار دیگر که عندلیب تخلص می نماید واکنون درکشور کانادا مقیم گردیده است حکایت مشابه را دربارهء خیال محمد کتوازی بیان نموده است.
عندلیب خودش ازتاجیکان استان غزنی بوده وسالها دربرنامه های زراعت ومالداری؛ دینی؛ تعلیمی وتربیتی رادیو افغانستان کار کرده است. وی خاطراتش را از روز ششم جدی روز سقوط مرگباررژیم حفیظ الله امین بیاد می آورد:
" شبی که حفیظ الله امین کشته شد، فردای آن روز من خودم را به رادیو افغانستان رساندم تا ببینم که وضع ازچه قرار است؛ درآنجا دیدم که وزرای کابینهء رژیم حفیظ الله امین را در تعمیر رادیو افغانستان آورده بودند وهمه را در در<استدیوی پنجاه ودو مقابل استدیوی چهل هشت که اصلا این دو استدیو برای ضبط ارکسترهای بزرگ موسیقی تیار شده بود > حبس نموده بودند؛ من با خیال محمد کتوازی ازدوران دانشگاه شناخت داشتم؛ او بعدازآنکه به کرسی وزارت تکیه زد تمام معیارهای وطنداری ورفاقت وپاس آشنایی را زیر پا کرده بود؛ چوکی وزارت وی را چنان مغرور ساخت که نه تنها برای دوستان وآشنایان سابقش مفید تمام نشد بلکه از رساندن هر نوع و ضرر و ایذای که ازدستش پوره بود به همکاران قبلی اش دریغ نمی ورزید. روی همین علت من هم موقع را غنیمت شمرده خواستم که برایش بفهمانم که قدرت ومنصب دولتی وچوکی دنیا چقدر بی اعتبار است. داخل استدیو گردیدم ؛ دیدم که خیال محمد با بقیهء اعضای کابینهء رژیم خلقی درحال سرگوشی ونجوا است؛ آهسته نزدش خودرا رساندم برایش گفتم خیال محمدخان سلام! چه خدمتی میتوانم برایت انجام دهم ؟ آیا تشنه استی چای برایت بیاورم؟ خیال محمد کتوازی درحالیکه رنگش ازفرط خجالتی سرخ ومایل به سیاهی گشته بود؛ با نا امیدی وتعجب ازمن پرسید؟
عندلیب ! مگر تو تا حال پرچمی بودی که من ترا نشناخته بودم؟
برایش گفتم: نخیر خیال محمد جان من همان عندلیبی که قبل از انقلاب بودم، حالا نیز عندلیب باقی مانده ام ودرآینده نیز عندلیب باقی خواهم ماند"
سخن هرچه باشد؛ بقایای رژیم حفیظ الله امین که ازنظر حجم جنایت درحد خمرهای سرخ درکامبودیا مرتکب جنایات حاد ضد بشری شده اند بدلیل اشتراکات قومی و وابستگی های ایدیالوژیکی واستخباراتی؛ هیچ کشور اروپایی تاکنون نتوانسته است که آنها را به میز محاکمه بکشاند. سازمانهای بظاهر مدافع حقوق بشر درمیان افغانستانی ها که اکثرآنها بقایای حلقات مائوویستی می باشند نیزبه علت اشتراکات تباری وهمچنان پشینهء زد بندهای استخباراتی با رژیم حفیظ الله امین قدرت معرفی آنها را بدادگاه بین المللی جنایت علیه بشریت ندارند. یکی ازین سازمانها که با نام مخفف < فارو> درهالند مشهورشده است بیشتر ازهمان قماش افرادی تشکیل شده اند که مشخصات شان دربالا ذکر گردید.
حفیظ الله امین یگانه رهبر فاشیست مشرب پشتون بود که ازنیروی حلقات چپی خارج از جناح خلق استفادهء اعظمی را برد. درزمان حاکمیت صد روزهء حفیظ الله امین؛ برخی از شاخه های سازمان های مائوویستی وجدا شده ازجریان شعلهء جاوید؛ داوطلبانه درخدمت حفیظ الله امین قرار گرفتند ورژیم خونخوار حفیظ الله امین را درقلع وقمع نمودن پرچمی ها واسلامگرایان یاری نمودند که یک نمونه اش آقای اکبر روشن برادر نجیب الله روشن دومین رئیس رادیو تلویزیون پسا طالبانی در ادارهء کرزی می باشد.
تا جاییکه دیده میشود بیشتر افراد وسازمانهای که متهم به جنایات جنگی درلست < فارو> می باشند؛ کسانی اند که یا پرچمی اند ویاهم خلقی های که ازنظر قومی ریشهء پشتونی ندارند. افراد سازمانهای جهادی جمعیت اسلامی وجنبش ملی برهبری جنرال عبدالرشید دوستم وحزب وحدت اسلامی برهبری زنده یاد عبدالعلی مزاری بدلیل نفرتهای پیدا وپنهان قومی درصدر لست آن سازمان قرار دارند. به عبارت دیگر میتوان گفت: تشکیل وظهور چنین نهادی بنام < فارو> که به نفع حاکمیت قومی افاغنه درهالند لابیگری می نمایند؛ برای جلوگیری از کشانیدن افراد حقیقی اوغان تبار به میز محاکمه ایجاد گردیده است. این فدراسیون درحقیقت مطابق افکار آقای اسعمیل یون وروستار تره کی بمیان آمده است که گویا اقلیتهای قومی ؟؟؟ همیشه عامل خیانت و کشانیدن پای قوای بیگانه به این سرزمین بوده اند لذا اکثریت خاینان وجانیان جنگی نیز در وجود همین اقلیتهای قومی دست یاب میگردد؛ نه درمیان برادران بزرگ که ازنظر روانی دلیلی برای خیانت به وطن آبایی واجدادی؟؟؟؟؟ شان نمی بینند. بناء ازنظر < فارو> هرتاجیک وازبیک وهزاره ایی که در چند دههء پر آشوب اخیر مطرح گردیده همهء آنها مستحق این استد که آنها را در افکار عامهء اروپایی ها بحیث جانیان جنگی وخائنین (ملی!) تبلیغ نموده وهرچه که "افغان" است آنها را بحیث افراد مسلکی ومستحق حاکمیت وتکنوکرات درانظار اروپاییها جا بزند.
درحال حاضر بقایای رژیم حفیظ الله امین را در کشورهای اروپایی شخصی بنام عبدالرشید " جلیلی" از پشتونهای کنر افغانستان رهبری می نماید. عبدالرشید جلیلی در کابینهء رژیم خودکامهء حفیظ الله امین ابتدا وزیر تعلیم وتربیه وبعدا بحیث وزیر زراعت ایفای وظیفه نموده است. بقایای حفیظ الله امین امروز خودشان را بحیث پیشگامان و پیشقراولان ناسیونالیزم افغانی واز اولین قربانیان تجاوز شوروی به افغانستان معرفی می نمایند.
ناسیونالیزم "افغانی" یا "افگانی" افکاریست که ریشه در اندیشه های برتری طلبانهء فاشیسم اروپا درسالهای چهل میلادی دارد که مطابق این طرز تفکر؛ ملی گرایان پشتون تحقق آرمانهای تاریخی شان؛ مبنی بر استقلالیت و وحدت ویکپارچگی قبایل پراگندهء پشتونی پاکستان وافغانستان را درآن جستجو میکنند ولی از آنجاییکه کلمهء " افغان یا افگان" درزبان انگلیسی با یکی از انواع سگ گره خورده است؛ ملی گرایان پشتون درخیبر پختونخواه پاکستان وایالت بلوچستان از خیر این نام گذشته اند وترجیح میدهند که به عوض " افغان" پشتون خوانده شوند.
عبدالرشید جلیلی نیز خودش را حالا پشتون میداند؛ اودر یک مصاحبهء تلویزیونی درشبکهء جهانی آریانا منتشرهء کابل چندسال قبل با آقای میرزایی گفت:
" افغانستان زمانی ازمنجلاب بدبختی های کنونی نجات می یابد که مطابق اندیشه ها وافکار شهید حفیظ الله امین حزبی تاسیس گردد وآن حزب ازطریق انتخابات آزاد زمام امور مملکت را بدست بگیرد"
آقای محمد آقا شیر زاد سردبیر سایت اینترنتی < ولس ژغ> از شهرمالموی سویدن طی صحبت تیلفونی با یکی ازرفقای پرچمدار دربارهء عبدالرشید جلیلی ورفقای همفکرش میگوید: " جلیلی صاحب و دیگران حالا چنین استدلال می نمایند که رفیق حفیظ الله امین قوای شوروی را به این خاطر دعوت نکرده بود که اورا بکشند بلکه بخاطر این دعوت کرده بود که اورا دربرابر تجاوزات عریان پاکستان وکشورهای امپریالستی یاری رسانند."
آقا شیرزاد که خود یکی ازقربانیان شکنجه گاه های حفیظ الله امین می باشد درین مورد میگوید: بقایای حفیظ الله امین ودر رأس آنها جلیلی صاحب بیشتر از اخوانی ها وشعله ایی ومائوویستها از ببرک کارمل وپرچمی ها نفرت دارند وآنها را بحیث غلامان حلقه بگوش و وطنفروشان اجنبی پرست می شناسند که بخاطر عقده های قومی وحزبی مانند شاه شجاع توسط قوای بیگانه بقدرت رسیدند واسباب تباهی افغانستان را مهیا ساختند.
عکس ها وتبصره ها:
حال به سخنان بی معنا وبی مفهوم این وزیرصاحب تبلیغات توجه کنید که حتی طفل هفت ساله را بخنده می آورد. انانسر این محفل آقای عبدالله احسان سردبیر نیمه باسواد سایت اینترنتی لر وبر می باشد ؛ ازبس که تعصبات کور قومی اش به جوش می آید قریب است که وزیر تبلیغات رژیم امین را درتوصیفهایش به مرتبت پیامبران الهی ارتقا بدهد. اما خلص لاطائلات این منتقد ادبی پشتون این است که: روزی جهت معاینه نزد پزشک رفتم، پزشک برایم گفت که تو از افغانستان خاک را باخود آورده ایی که درگلویت بنده مانده است. من برایش گفتم اینقدرخاک افغانستان را که دیگران گرفتند بگذار که یک مقدار کم این خاک در وجود من هم باشد زنده باد.
آقای کتوازی با این سخن ساختگی ودروغ وبی معنا گویا احساس وطنپرستی خویش را به نمایش میگذارد. درحالیکه چند لحظه بعد تر وقتیکه موضوع زبان ونقش زبان وهویت قومی را تشریح میکند؛ گند تعصب فاشیسم زبانی وقومی ازدهانش بیرون می ریزد وآن اینکه: درهندوستان بیست ملیون پشتانه با زبان قومی شان وداع گفتند، دیگر آنها پشتون خوانده نمیشوند. کرزی بخاطر چند خانوار محدود فارسی زبان قندهاری که درایران زنده گی کرده اند حاضر است که مدرسه ومکتب بسازد ولی برای چندین هزار طفل پشتون که درکابل زنده گی میکنند هیچ توجه ندارد. عبدالباری جهانی را بخاطری دوست دارم که وی صاحب یک شخصیت بزرگ است؛ واخلاق خوب دارد؛ من واو در خوابگاه دانشگاه در یک اطاق زنده گی میکردیم وهنگام خواب در دو سریر بالا وپائین می خوابیدیم، حالا ازین سخنان بی معنای این منتقد ادبی ونویسندهء ملی گرای پشاتین چه چیزی میتوان آموخت این را خدا میداند. لطفا این ویدیوکلیب را اگر میل دارید مشاهده فرمائید تا حرفهای من مورد تصدیق تان قرار گیرد!
کسانیکه به زبان اوغانی آشنایی دارند متن پشتوی این خبررا درین سایت مزخرف مطالعه فرمایند
نظرات
42 دیدگاهبمناسبت درگذشت وزیر تبلیغات حفیظ الله امین
پرويز بهمن يكي از جاوسوسان بلند بالاي رژيم سفاك جمهوري اسلامي ايران است كه بخاطر به كرسي نشاندن اهداف آنچناني جميعت اسلامي و شوراي نظار تلاش دارد . اين كثافت لجن از هيچ فرومايگي يي در مقابل مردم افغانستان بويژه قشر روشنفكر دريغ نمي ورزد . و يگان سگ ديگر شعله يي هم براي تاييد نوشتار هاي لوده او كومنت هايي تاييد مي گذارند . پيام من به اين كثافت ها اين است كه حفيظ الله امين توانست كه هفت پشت شما سگ ها را مردار نمايد ... ولي شما مجال آنرا نه يافتيد كه به نوك انگشتان كمونست ها لطمه يي وارد نماييد . فقط به فيس بوك و اين سايت كثافت لجن هاي شعله يي تمركز داشته ايد و بس . نفرين به شما سگان درگاه هيچ و هيچ
بمناسبت درگذشت وزیر تبلیغات حفیظ الله امین
پرويز بهمنک مفعول !!!!
يكي از جاوسوسان بلند بالاي رژيم سفاك جمهوري اسلامي ايران است !!!!
افشاگری جنایات و جنایاتکاران جنایت بشری علیه هزاره ها در افشار کابل
Crime Against Humanity To Hazaras in Afshar Kabul 1994 (18+ ) part 1/2-
–
بمناسبت درگذشت وزیر تبلیغات حفیظ الله امین
آقای محمود ویا هم قرار ویاهرچیزیکه نام داری!
رژیم سفاک آخوندی ایران درحال حاضر آنقدر در درون اوغان خر نفوذ کرده است که به اشخاصی چون پرویز بهمن هیچ ضرورت ندارد. تاکنون درشهرقندهار قنسول جمهوری اسلامی ایران آقای ذوالفقار شاهی چند تا دختر باکرهء ازقبیلهء بارکزی را از دم تیغ پرانده و درقید صیغهء در آورده است. برو درقندهار تا اندازهء جواسیس رژیم سفاک آخوندی ره دربین اوغانهای غول ببینی. برپدر شما بیغرتها لعنت که مانند سگ برمائوویستها هم می تازید.
بخوان این راپور را که درقندهارتان هم از انقلاب اسلامی ایران تجلیل بعمل آمده است:
کندهار افغانستان- په کندهار ولايت کي د ايران د اسلامي جمهوريت کونسلګرۍ ددغه هيواد د اسلامي انقلاب د برياليتوب ٣٤ کليزه ولمانځله.
دغه لمانځغونډه نن د کندهار په يوه شخصي سالون کي جوړه سوې وه چي ورته د ايران د کونسلګرۍ په بلنه باندي کندهار والي، د يو شمېر اداراتو رئيسان، قومي مخور، ديني عالمان او د نورو هيوادونو سرکونسلان راغلي ول.
په کندهار کي د ايران هيواد سرکونل ذوالفقار امير شاهي ددې غونډي په پيل کي د ايران د اسلامي انقلاب په باب ګډونوالو ته معلومات ورکړل او له هغه وروسته يې د يران حالات تر پخوا ډېر ښه تعبير کړل.
نوموړي زياته کړه چي له دغه انقلاب وروسته يې په هيواد کي ډېر زيات تغيرات راغلي او د پرمختګ لوري ته يې نور ګامونه پورته کړي چي ورسره سم يې د افغانستان په ګډون د نورو هيوادونو سره هم اړيکي ښې سوي دي.
کندهار والي پوهنوال ډاکټر توريالي ويسا په دې غونډه کي د ايران د کونسلګرۍ له لاري په کابل کي د ايران سفارت او له هغه طريقه ددغه هيواد دولت او ملت ته د اسلامي انقلاب د برياليتوب د ٣٤ کليزي مبارکي وويله.
نوموړي ايران او افغانستان د دوو ښه همسايه هيوادونو په توګه ياد کړل او زياته يې کړه چي دواړو هيوادونو د تاريخ په اوږدو کي له يو بل سره په اکثرو مواردو کي مرستي او همکارۍ کړي دي.
هغه نن په دې غونډه کي د ايران کونسلګرۍ له هغو مرستو او همکاريو چي دلته يې د وېزې ورکولو په برخه کي له افغانانو سره کړي مننه وکړه او په عين حال کي يې ترې وغوښتل چي په دې برخه کي نور ګامونه هم واخلي
بمناسبت درگذشت وزیر تبلیغات حفیظ الله امین
آقای بهمن!
به واقیعت که هیچ چیزی به نام منطق در چنته نداری. بازهم دروغ و به بیراهه رفتن و سفسطه بافتن! خود را حتی اجازه می دهی از اخلاق ژورنالیزم پا را فراتر نهی و نقل قول های وارونه ای را به آدرس دیگران بخاطر اثبات دروغ های خود به خورد دیگران بدهی. به حق که در داشتن چیزی بنام وجدان در وجود شما حتی تاجیکان و هزاره ها مشکوک می شوند.
دوصدو شصت سال با پشتونها زندگی کردی و نان سر سفره «اوغان» را خوردی اما امروز نمک ناشناسی می کنی!
از آنجاست که سگ از شما و امثال شما شریف تر و دارای شرافت و وفا داری است.
خودت از روابط بین الملل و سیاست های جهانی هیچ نمی دانی ورنه پیروزی های شاهان پشتون و رهبران پشتون چون میرویس هوتکی و امثالهم را به باد ناسزا های خیابانی و اوباشگونه خود قرار نمی دادی.
آیا میدانی که چگونه و چطور کشورها در طول تاریخ بوجود آمده اند؟ نه نمی دانی اگر می دانستی بخود حق نمی دادی تا به افتخارات مردمان ناسزا بنویسی.
ای انسان مخلوع العقل چگونه بخود اجازه می دهی که به جنگسالار خود که احمد شاه مسعود است مباهات نمایی و وی را بانی و مدافع حقوق بدانی و جنگسالاران پشتون را ناسزا بفرستی؟ همین است محکمه وجدان نا همگون جناب عالی.
به تاریخ قسم اگر مبارزات و قربانی های دلاوران پشتون و افاغنه نمی بود امروز اسم خودت را حتمن بهمنوف و انهم به الفبای روسی می نوشتی. وقتی خودت انقدر از رشادت های اقوام خودت می لافی چرا یک کمی انرا به برادران تاجک خود در انطرف مرز نمی لافی که دست با خودت همدست کرده و بیخ و بنیاد پشتونیزم را با هم ریشه کن نمایید؟ شاید با پیمان استراتیژیک پارس ها آن خواب تاریخی خودت که خراسان باشد نیز تحقق یابد!!
لیک این جرعت در شما وجود ندارد و باید گفت که در طول تاریخ مانند سگ پوز مالیده دم خودتان در کون تان شد و ترسنده و لرزنده نظاره گر تاریخ ماندید و به نان دیگران تغذیه نمودید!! حقا که نمک حرام و حق ناشناس تشریف دارید!!
با این کینه و کینه ورزی ها و ناسزای گویی های زنانه که نمی شود مشکل را حل کرد. نه میتوانی هم پیمانان تاریخی خود را به خواب و خیال خراسان برسانی و نه میتوانی به گفته خودت ماتمکده که نامش افغانستان است را از چنگ مشکلات برهانی.
آقای بهمن خودت از دو حالت خارج نیستی؛ یا با تمام معنی سوسیال خور تشریف داری که غیر از ناسزا گویی و بی حرمتی به دیگران کاری و روزگاری نداری و یا هم جیره خوار باداران خود میباشی که مثل سگ لاشعور بر ایشان دمبک می زنی و خوش خدمتی می نمایی!!!
کمی بخود بیا و هوش و حواست را پادرجا داشته باش ورنه دژخیمان جهانخوار به حال شما و داردسته شما هیچ ترحمی نخواهد کرد. و آنگاه افغانی و پشتونی هم نخواهد بود که دلاورانه به میدان قربانی برود.
بهمن عزیز خودت فکر می کنی اگر خراسانی تشکیل دهی و با پندار واهی خودت به ایران یا تاجکان انسوی مرز به مثل تحفه ای گرانبهای تسلیم نمایی شاید به مقام و مرتبت دست خواهی یافت؟ اگر چنین است واقعا خر تشریف داری که همان وظیفه خر را اجرا کرده ای. هیچ تاجکی ای و ایرانی ای شما را بر سکوی بلندی نخواهد نشاند و به حیرت فراوان در خواهی یافت که از باران به زیر ناوه تشریف کشال کرده اید. در آنزمان چگونه قلم ناسزا و به زعم خودت انتقادت را روی سفیدی کاغذ خواهی دواند؟
پس حواست را جمع کن و با وجدان شو ! وقتی جنگسالاران خود را توصیف می کنی به جنگسالاران دیگران از ادرس قوم شان دشنام و توحین نزن. اگر از کمونست خود دفاع می کنی و به پا بوسی بر می خیزی از کمونستان دیگران کثافت نساز آنهم بخاطر که به قوم شریف خودت وابسته نیستند. اما وقتی گلبدینی و سیافی را به باد انتقاد قرار می دهی باز چگونه به وجدان خود اجازه می دهی که به دوستم و مزاری و مسعود لباس شیر به پوشانی و انها را قهرمان خطاب کرده به دست بوسی برخیزی؟ به حق که از جمله ستمگرانی !
از من اگر می شنوی یک کمی فرا قومی فکر کن و دردی و چاره ای باندیش که این کشتی شکسته ای ما از طوفانها عبور کند و به ساحل مفصود برسد. ورنه سرنوشت شما و هزاره و پشتون اعماق دریاها خواهد بود و خود شما خوراک لذیذ ماهیان بزرگ و بزرگتر!
په درناوی
بمناسبت درگذشت وزیر تبلیغات حفیظ الله امین
آقای غشتلی سلام برشما!
من هنگام کار وهم درخانه اکثر اوقات < لیپ تاپ> یا رایانهء همراهم را باخود میداشته باشم؛ هرزمانیکه ضرورت بیفتد واحساس کنم که یک کامنت ضروری را به نشربسپارم به مشکل مواجه نمیشوم وکوشش میکنم که دراسرع وقت به پاسخ دوستان بپردازم.
اگر ازقهر ودشنامهای رکیک تان به آدرس این بنده بگذریم؛ خدمت آن سرور گرامی باید بعرض برسانم که من وکیل مدافع هیچ شخص وهیچ قوم وهیچ ملیت وهیچ جناح سیاسی نیستم؛ این موضوع را آنانیکه تا دیروز مرا متهم به جانبداری وبزرگنمایی اززنده احمدشاه مسعود میکردند ثابت کردم که بنده باوجود اخلاص وارادتی که به آن شهید بزرگوار دارم به هیچ صورتی از نقاط ضعف واشتباهات وخبط های سیاسی وی چشم نپوشیده ام؛ که اگر جناب عالی پیام مرا درجواب شخصی بنام "هوشنگ" در ستون پیامهای که در ذیل مقالهء آثار حق حکیمی درج گردیده است خوانده باشید ادعای مرا تصدیق میکنید. بهمین ترتیب آنانیکه مرا متهم به کارمل پرستی میکنند نیز اشتباه کرده اند؛ زیرا باتمام اخلاص وارادت من به آن شخصیت بزرگ بازهم ازاشتباهات وخطاهای وی وهوادارانش چه درزمان قدرتش وچه حالا چشم پوشی ننموده ام.
آقای غشتلی!
جناب عالی برای دومین بار برایم نوشته اید که دوصد وشصت سال نان افاغنه را خورده ایم ولی امروز پاس نمک آنهارا نمیدانیم؛ درحالیکه حقیقت کاملا برعکس فرمودهء شماست که دوصد وشصت سال افاغنه نان ونمک ملیتهای دیگررا خورده اند ولی امروز درنمکدان آنها می شاشند.
ازنظر تاریخی وجغرافیوی هم خودت میدانی که خاستگاه "افغانها" درکجاست وهم من.
این" افغانها" بودند که ازپشت کوه های سلیمان به مناطق فعلی کابل وغزنه وزابل وقندهار جلال آباد هجوم آوردند وزمین وملک وفرهنگ دیگران را غصب نموده وحاکمیت تگ قومی خویش را بنام " افغانستان" به حمایت مستقیم انگلیس ها بنا نهادند. حالا هم من ننوشته ام که میخواهم به ایران یا تاجکستان بپیوندم بلکه این اوغانها اند که دهل پیوستون افغانهای لر وبررا به صدا درآورده وبه این بهانه یک خیل بزرگی از خرها وحیوانات وحشی را ازآنطرف مرز دیورند وارد کابل ساخته و آقای اسمعیل یون درتلویزیون ژوندون به آنها تذکرهء تابعیت " افغانی" داده واز آنها بحیث نطاق ومجری برنامه وغیره کارمیگیرد. من چه گفته ام که شما اینقدر بالای من خشمگین استید؟
من نوشته ام که درزبان انگلیسی به یک نوع سگ " افغان" یا " افگان" میگویند. شما نیز آن قول مرا تصدیق کردید وبه زبان پشتو نوشتید که سگ هم یکی ازمخلوقات خداوند است ودرجامعهء غربی " سگ" یکی ازمحبوبترین حیوانات می باشد وآقای بهمن بخاطری که نام آن سگ پارس نیست حسد میخورد.
من برای تان نوشتم نخیر! من هیچگونه حسادتی نسبت به این نامگذاری ندارم خداوند این نام را به شما مبارک کند ولی من چه تاجیک باشم ویا پشتون یا ازبیک نمیخواهم " افغان" باشم.
کسی که مرا " افغان" صدا میزند درحقیقت وی بمن دشنام زده است.
نکتهء دیگراینکه جنابعالی نوشته اید که این " افغان" بود که ازین خاک و وطن دفاع کرده است. درحالیکه برعکس میفرمائید. این غیر افغانها بوده که ازین خاک وازین سرزمین دفاع کرده اند خون داده اند وخودشان فدا کرده اند ولی افغان همیشه جریب جریب خاک وطن را به بیگانه ها فروخته ویا هدیه داده است.
افغان ها هم دیروز وهم امروز همیشه سبب لشکرکشی قوای بیگانه به این سرزمین گردیده واین خاک و وطن را به ماتم نشانده اند ولی این غیر افغان بوده که سنه سپرکرده وباخون خویش آزادی این خاک واین وطن را تضمین کرده ولی هنگام قدرت گیری بار دیگر به بهانهء اقلیت واکثریت ازمرکز به حاشیه رانده شده ویا هم با شیطنت ومنافقت میان شان جنگ اندازی صورت گرفته است. جنگ های احمدخان ابدالی درهندوستان برای تحکیم پایه یک حکومت ملی نبود؛ بلکه برای چور وچپاول وتضعیف پایه های امپراطوری مسلمان بابری ومساعد شدن ورود وسیطرهء لشکر انگلیس به هندوستان گردید. درین چه افتخاری شما دیده اید؟ حاصل حاکمیت قبیلوی افاغنه درین کشور اشغال شده این شده است که افغانستان به یک جنگل تمام عیار تبدیل شود وفرهنگ حیوانات وحشی برمردم مستولی گردد؛ هریک ازملیتها دعوای داشتن قدرت وحاکمیت کنند؛ هزاره به کلهء تاجیک بزند تاجیک به کلهء هزاره ازبیک به کلهء پشتون به کلهء تاجیک به کلهء همه. بناء من ازهیچ جنگ سالار ویا رهبرقومی دفاع نمیکنم؛ خواست من این است که بیائید که نام " سگ" را ازخود برداریم ویک کشور جدید باهویت جدید تاسیس کنیم هرکی خوش دارد " سگ" باقی بماند به آنطرف مرز دیورند برود. این کشور جدید نه یک کشور قوم یا ملیت واحد بلکه کشورهمه باشد وهمهء مردم درآن احساس شهروندی نمایند.
باقی مسایل را به وقت دیگر باشما موکول میکنم.
با احترام
پرویز بهمن
بمناسبت درگذشت وزیر تبلیغات حفیظ الله امین
آقای بهمن
اول نمی خواستم دوباره وارد بحث شوم چون فکر می کنم پای منطق شما می لنگد و تنها منبع شما همان عقده مندی ها و کینه توزی های می باشد که از افغانها به دل دارید. دراینجا از لابلای نبشته های شما مثال میاورم که کینه توزی و عقده مندی های خودت را برملا میسازد.
کاسه ای چینی چون صدا می کند صفت خود ادا می کند.
1. پشتون اسم خاص است و افغان اسم عام. وقتی خودت این نام را نمی خواهی و از آن نفرت داری بسیار خوب. خود شما آزادی کامل دارید تا بنویسید و لابیگری نماید و اسم دیگر بخود اختیار نمایید ولی به هیچ معنی و به هیچ فرهنگ اجازه ندارید به این نام توحین و ناسزا بفرستی. اگر من خدا نخواسته بگویم خرتاجگ که خودشما باشید و بعدا از ادرس خودت تمام قوم شریف تاجک را خر خطاب نماییم. توحین نابخشودنی را مرتکب گشته ام. امید که به اصل مطلب رسیده باشید.
2. پشتونها یا به نوشتار خودت اوغانها هیچ وقت از حمایت انگلیس ها برخوردار نبودند ولی برعکس یگانه دشمن سرسخت و شکست ناپذیر انگلیسها در منطقه محسوب می شدند. وقتی در میدان جنگ از افغانها ( هدفم از افغان تنها پشتون نیست در این کتله همه ای اقوام از جمله تاجک و ازبک و هزاره شامل می باشد.) شکست خوردند بناً دست به توطیه و حیله گری زدند و شاهان و مردمان عام را با هم به جنگ انداختند که مثال بزرگ آن به قدرت رسیدن بچه سقاو و شاهی سقاوی اول بود. لازم نمی دانم به شرح زاید ضرورت باشد. خط دیورند یک خط تحمیلی بالای پشتونها می باشد. باید اشکارا بگویم که افغانها چیزی هدیه نمی دهند بلکه حق خود را می خواهند. با یکجا شدن خط دیورند نه تنها افغانستان از لحاظ اقتصادی در موقیعت بهتر قرار می گیرد بلکه از حالت محاط بودن نجات می یابد و از طریق ابهای بحر هند به تمام جهان وصل می شود.
3. شما واقعا باور دارید که امپراطوری های هخامنشی؛ پارسی؛ ساسانیان و بعدی ها مانند قاجار و نادر افشار همه دزد و بخاطر چورو چپاول آن همه زمین و مردم را از دم تیغ کشید. شاید شما درست می فرمایید؛ الحق که آنها بخاطر سروت اندوزی به زمینهای پهناور دست یازیدند ولی یکی از اهداف بزرگ آنها در پهلوی سروت اندوزی به دست آوردن جلال و بزرگی شاهی بود. دستور آنزمان همین بود. آیا می توانی بگویی که هدف چنگیز و تیمورلنگ و نادر افشار و غیره و غیره چه بود و شما چگونه به قضاوت تاریخی درباره آنها می نشینید. وقتی تاجکان خراسانی تشکیل دادند شما آقای بهمن به آن مباهات و بزرگی می فروشید ولی وقتی احمدشاه درانی این درایت را دارد و کشوری و امپراطوری ای را بنام افغانستان تشکیل می دهد به آن کینه می ورزید و از روی عقده مندی تمام قوم اورا توحین و تحقیر می نمایید. اگر چنین است پس به واقیعت که بی وجدان و بی شرف تشریف دارید.
4. وقتی شما جرات و همت پیوستون تمام تاجکستان و یا بخشی از آن را در خود نمی بینید افغان و پشتون این جرات و شهامت را دارد چرا بخودت زور مینه آقای بهمن. ای کاش شما تاجکیان متوانستید با تاجکیان همدست شده یک کشور بزرگ می ساختید که در آن عدالت و دموکراسی حاکم باشد و به تمام اقوام حقوق مساوی ویا به همان اندازه که پشتونها به شما تاجکان در اوغانستانشان داده است میدادید. من به صفت یک پشتون بشما پیوستون خود را بدون هیچ دغدغه اعلام می داشتم.
از قرار نبشته های شما معلوم می شود که پیره مردی در سنین بالا هستید. اصلن به شما اینگونه توحین کردن به دیگران و بدزبانی کردن قبای پسندیده نیست. دوم اینکه شما یک سوسیال خور ویا شخص بیکار استید که غیر از بدگویی و بدزبانی کاری ندارید ولی من مصروف پیدا کردن لقمه نان حلال و مصروف کارهای تحصیلی میباشم اگر در جوابم بازهم بد زبانی و چرند نویسی کردید شاید هیچ جوابی از من دریافت ننمایید.
په درنښت
غښتلی
بمناسبت درگذشت وزیر تبلیغات حفیظ الله امین
آقای غشتلی سلام برشما!
ببنین برادر عزیز که من از روش املایی وانشایی تان پیام تان را درگل صبح در افق آسمان هم می شناسم؛ شما درین ستون ودرستونهای دیگر رکیک ترین دشنامها را بدون ذکر نام ویا نامهای دیگر به آدرس من حواله کرده ید؛ مرا پیره مرد هفتاد سالهء سوسیالخور بیکار خوانده اید؛ وگاهی هم ازنام من بدیگران دشنام زده اید تا آنها را علیه من تحریک نمائید؛ ولی زمانیکه تمام ترفندهای تان کارساز واقع نشد حالا بار دیگر زیرنام غشتلی از راه زاری وتضرع پیش آمده اید تا من ازبیان واظهار حقیقت بخاطر مصلحتهای وطنی وقومی چشم پوشی کنم
ولی من دشنامهای تان را جواب نمیدهم؛ نشر فوتوهای سکس وآلات تناسلی را که ازطریق سایت کابل پرس? به معرض دید همه گان قرار میدهید به هیچ یک آنها واکنش نشان نمیدهم؛ زیرا کابل پرس مال همه است؛ هم " پشتون" حق دارد که نظریاتش را ابراز کند هم هزاره وهم تاجیک وهم ایرانی وتورک وغیره.
هرکی درینجا فحاشی میکند؛ درحقیقت میزان تربیه وظرفیت معنوی قومی وخانواده گی خودش را به نمایش میگذارد.
من بصورت خلاصه نکات مورد اعتراض شمارا بطور عام جواب میدهم.
جناب عالی فرموده اید؛ " افغان" اسم عام است و " پشتون" اسم خاص. پرسش من ازشما این است که چه کسی این عموم وخصوص را ایجاد کرده است؟ حاکمان قبیلوی پشتون یا خود مردم؟
آیا در روستاهای بدخشان وتخار وجوزجان ومزار وسرپل وقندوز فاریاب و بامیان وبادغیس تاجیکها وازبیکها خودشان را افغان میگویند یا تاجیک وازبیک؟
آیا آنها زبان شان را ازبیکی وفارسی میگویند یا " افغانی"؟
آیا هزاره ها خودشان را در داخل مناطق هزارستان نه در ایران ؛ هزاره می نامند یا " افغان"؟
شما این قاعده تقسیم بندی عام وخاص را ازکجا بیرون آورده اید؟
آیا درین زمینه نظر شما را بپذیرم یا نظریه غنی خان پسر خان عبدالغفارخان وافراسیاب ختک را که هردو میگویند: پشتون؛ پتان، افغان؛ ابگان وافگان همهء اینها نامهای متعدد برای یک قوم واحد است. مانند آلمان ودوچ وجرمن.
پشتونها را هندیها پتان، ایرانی ها افغان صدا میزنند؛ ولی خودشان؛ خویش را " پشتون" یا "پختون" میگویند. چنانچه فرانسوی ها آلمان را آلمان؛ انگلیس ها جرمن وخود آلمانها خودشان را دوچ میگویند.
آیا این نظریه شما که میخواهید نام افغان را به تمام ساکنان این سرزمین بدون هویت ملی وقومی شان تعمیم بخشید ازنظر علمی ومنطقی چقدر اعتبار دارد وبا تحقیقات غنی خان وافراسیاب ختک چقدر میتواند همسری کند؟
شما میخواهید نام افغان را به تمام ساکنان کشور تعمیم بخشید ونام پشتون را خاص بسازید درحالیکه پشتون وافغان هردو یکی اند.
بهرترتیب ازین موضوع میگذرم؛ میایم بالای اینکه آیا من به این نام توهین کرده ام؟
نخیر! من به این نام مبارک توهین نکرده ام؛ من نوشته ام ؛ درزبان انگلیسی نام افغان با یکی ازانواع " سگ" گره خورده است؛ انگلیسها یک نوع سگ مخصوص را " افغان" صدا میزنند؛ شما نیز آنرا تصدیق کردید ومرا به ویکی پیدیا دعوت کردید که عکس های " افغان" را آنجا ببینم. من نیز آنجا رفتم عکسهای رنگا رنگ افغان را آنجا یافتم ومقبول ترین آن را کاپی کرده وبه کابل پرس گذاشتم.
من به این نام مبارک، توهین نمیکنم، من صرف میگویم که اگر این نام العیاذ بالله از لوح محفوظ هم نازل شده باشد برقامت بلند باشنده گان این سرزمین نمی زیبد، " بیائید که ازخیر این نام مانند پشتونهای پاکستان بگذریم.
درپشاور که جناب عالی خواهان پیوستون با آنها می باشید؛ پشتونهای اینطرف مرز را " اوغان مهاجره" صدا میزنند؛ اگر شما به کدام پشتون پاکستانی بگوئید که آیا خون " افغانیت" در وجودت جریان ندارد به دهن شما می زند وپوز تان را بخاک می مالد.
آنها خودشان را در قدم اول پاکستانی درقدم دوم پشتون میدانند؛ این چیزی نیست که من از دل خودم آنرا ساخته باشم؛ مولوی فضل رحمن خودش یک ملای پشتون است؛ او پسر مولانا مفتی محمود یکی ازپیشوایان دینی وسیاسی پشتونها و وکیل پارلمان درسالهای پنجاه میلادی بود. ریشهء اصلی پشتونی دارد وخاستگاه اصلی شان قندهار است؛ درقبیله هم مربوط قبیلهء ناصر میشود؛ اما امروز او خودش را یک پاکستانی مسلمان میداند؛ اومیگوید: " افغان" وافغانها یعنی مردمی که بدون آئین ودستور باشند؛ وحشت وبربریت درخون آنها تزریق شده باشد؛ که جز ریختاندن خون وتشنه بودن به خون یکدیگر؛ دیگر درطول تاریخ کاری نداشته اند. بهمین ترتیب شاهد افریدی وجنرال حمید گل مومند وگوهر ایوب وزیرخارجهء اسبق پاکستان وآفتاب خان شیرپاو ودیگر پشتونهای که هرکدام شان؛ پشتونهای اینطرف مرز را به یک دانه جو هم نمیخرند. ولی عشق تو و دوست عزیز دیگرم آقای سراج الحق ببرک زی جدران یکجانبه است که اگر با هم تباران خویش پیوستی ؛ افغانستان ازمحاط بودن به خشکه نجات میابد ؛ افتصاد رونق پیدا میکند وافغانستان راه بحری پیدا میکند.
خداوند شما را به این آرزویتان برساند ولی آنطرف مرز آب دست انگلیس را نوشیده است وهوشیارتر ازشما تشریف دارند؛ آنها درقدم اول میخواهد ترا به کام نهنگ مانند خویش؛ هضم کند بعد راه بندر کراچی و گوادر را برویت بازنماید.
ازاینکه خودت اوغان تشریف داری؛ مقاله یک چرسی اوغان را که سابق عضو جمعیت اسلامی بود برایت لینگ میگذارم که با مطالعهء آن حد اقل از اهداف ونیات پاکستان آگاه شوی. پیوستن وپیوستون با پشتونهای آنطرف مرز گذشته ازاینکه واکنش اقوام غیر افغان درینطرف مرز چه خواهد بود درآنطرف مرز نیز خالی چالش ها وتهدیدها نیست. اینکه مرا دعوت کرده ایی که برای ایجاد لوی تاجکستان کار کنم؛ خدمت شما عرض میکنم که من هیچگاه سنگی را که زورم به برداشتن آن نمیرسد بالا نمیکنم؛ همانقدر لقمهء نان را به دهان خویش می برم که ازگلویم تیر شود.
ایجاد لوی تاجکستان؛ لوی ترکستان لوی پشتونستان لوی فارسستان ایجاب این را میکند که باید تمام نقشهء جغرافیای منطقه تغیر نماید؛ من همین قدر که بتوانم درکشور وزاد گاه خودم؛ انسانیت وعدالت ومساوات را بوجود بیاورم؛ برای چندین نسل دیگرم کفایت میکند.
فرموده اید که : افغانها درمقابل انگلیس ها جنگیده اند. این قول شما هم درست است وهم غلط. درست بخاطر این است که پشتونها زمانی با انگلیسها وارد جنگ شده اند که معاش مستمری خانهای عشایر ازطرف انگلیس قطع شده وآنها سر به شورش زده اند؛ وغلط بخاطر این است که شما جنگها ورشادتهای اقوام غیر افغان چون تاجیکها وهزاره ها وازبیکها را به پای افغانها یعنی پشتونها ختم کرده اید. پرسش من ازشما این است که اگر انگلیس ها با پشتونها دشمنی میداشتند چگونه سه مرتبه ازمناطق قبایلی تا کابل بدون دغدغه رسیدند ویکبار شاه شجاع وبار دیگر امیردوست محمدخان را برسر اقتدار رسانیدند؛ آیا این مناطق قبایلی که حالا مناطق آزاد قبایلی وخیبرپختونوا نام دارد درآن وقت جزو قلمرو کدام کشور بود؟ وچگونه قوای انگلیس بدون مزاحمت تا کابل میرسید وهربار توسط کابلیان ومردم دیگر به مفتضحانه ترین شکل شکست خورده وبعد تا جلال آباد عقب نشینی کرده است؟عجب است که شما نام از دشمن بودن پشتونها دربرابر انگلیس ها میزنید درحالیکه انگلیس ها به جز پشتونها بالای هیچ قوم دیگری اعتماد نداشته اند؟
سردار محمد ایوب خان، به اصطلاح شما فاتح میوند؛ تا آخرین روز حیاتش درجیره خوری در هند بریتانوی مرد وآنجا جان سپرد. این چه نوع دشمنی است؟
بهرترتیب؛ برادرعزیز؛ من سخن را با شما بدارازا نمی کشانم؛ میخواهم خدمت شما بعرض برسانم که بنده فعلا مشغول اخذ دکتورا درزمینهء لهجه ها در زبان پشتو در دانشگاه آکسفورد می باشم، سر وکارم همیشه با کتابخانه وسایتهای اینترنتی است؛ روی همین علت فرصت را غنیمت می شمارم که با شما نیز تبادل افکار نمایم.
من بازهم تکرار میکنم که هدف من ازترجمهء واژهء ( افغان) توهین به کدام ملیت وقوم خاص نیست. این نام درزبان انگلیسی ازنظر لغوی با یک نوع ( سگ) گره خورده است؛ پشتونهای پاکستان که بیشتر به زبان انگلیسی تسلط دارند ازین نام نفرت دارند؛ ازنظر عملی وروانی هم حاکمان قبیلوی دوصد وشصت سالهء کشور؛ این وطن را به جنگل حیوانات تبدیل کرده اند؛ بیائید که درقدم نخست نام ( سگ) را ازسر کشور وازسرملیتهای ساکن آن بشمول پشتونها برداریم تا باشنده گان آن احساس انسانیت وشهروندی نمایند تا نام این کشور افغانستان است کشور در فغان است.
با احترام
پرویز بهمن
بمناسبت درگذشت وزیر تبلیغات حفیظ الله امین
نه آقای بهمن
من غیر از ادرس نام غښتلی هیچ جای دیگر و از ادرس نامهای کسانی دیگر ننوشته ام. لذا تهمت بستن شما وارد نیست. از کجای پیام من دریافتید که من از راه زاری و تضرع بشما متوصل شده ام. من تنها چند نقطه ای را که باید خاطر نشان می ساختم , ساختم. دگر خودت میدانی و دهلت به هر نوع و به هر شکل کی می درنگانی دلت.
نام پشتون مساویست به پاکتین , پختون؛ پتان و اوغان و غیره ... و این دم سگ را که به ان بستی هم مربوط خودت ورته در همان ویکی پیدیا نوشته شده است که اسم افغان به سگ نی بلکی آن سگ چون از افغانستان است و بنام تازی یاد می شود از همین خاطر آنرا سگ افغانستان می نامند. مثل که خود شما را بهمن افغانی مینامند.
در گرفتن دکتورا برای شما موفقیت می خواهم و خدا کند که این دکتورا باعث شناخت بیشتر شما از پشتونها شود.
پشتونها در قرن 17 امپراطوری تشکیل دادند که اساس افغانستان مدرن میباشد. چون این کار را پشتونها کردند نامش را هم خودشان انتخاب کردند.
اگر شما اینکار را می کردید غیر از این نمی کردید. چرا میلیونها مسلمان هند زیر نام هندوستان یا هندو زندگی می کنند؟ آیا مسلمان نیستند. شاید مصلحت روزگار همین باشد. به من اصلن مهم نیست کشور به کدام نام باشد به من مهم اینست که من از تمام حقوق در آن برخودار باشم.
بمناسبت درگذشت وزیر تبلیغات حفیظ الله امین
آقای غشتلی!
من ازاملا وانشای هرکس که زیرنامهای مختلف پیام میگذارد خیلی درست تشخیص میدهم که کی کی است؛ ولی این بحث را حالا باخودت ادامه نمیدهم.
فرموده اید که درهندوستان که همهء مردم هندو نیستند چرا مسلمانهای آندیار به این نام اعتراض نمیکنند؟
آقای غشتلی!
نامهای هند وهندو؛ نه کدام قوم یا نژاد بخصوص نیست. هند وسند ازنظر تاریخی؛ دو دریا است که درسانسکریت نام هند اصلا ( بهارت) می باشد. هندویزم بمثابهء دین منشأ پیدایش آن همین بهارت است؛ مسلمانهای که بعدا بدین اسلام گرویدند ازنظر تاریخی درابتدا هندو یا برهمن بودند؛ هرچند میان مسلمانان هندوستان نیز افرادی هستند که مخالف این نام استند ولی با تعدادشان خیلی زیاد نیست.
هندوستان را معاصر گاندی وجواهر لعل نهرو؛ براساس احترام وقبول هویت یکدیگر بنا گذاشتند که مسلمان وهندو وبودیست درکنارهم زنده گی کنند وهیچ کسی برکس دیگری تمایز نداشته باشد؛ ولی جدایی پاکستان؛ باعث بروز مشکلات دینی ومذهبی درآنجا گردید که بحث جداگانه است.
پشتونها درتاریخ؛ برخلاف نظریهء جنابعالی هیچ امپراطوری را بنام امپراطوری افغان یا پشتون بنا نگذاشتند؛ درتاریخ امپراطوری ابدالی ها یا سدوزایی ها آمده است نه امپراطوری پشتون. درتاریخ امپراطوری غزنویان آمده است نه امپراطوری پشتانه یا افغان. تاسیس یک امپراطوری ودوام سلسله یک امپراطوری با نام محلات آن فرق دارند. مثلا احمد شاه موسس امپراطوری ابدالی است که ساحات خراسان ومرو وهند وسند وکشمیر را دربرمیگرف. نامگذاری استان استان خیلی بعدها بوجود آمده است.
بنیانگذار افغانستان کنونی؛ امیرعبدالرحمن است؛ که افغانستان کنونی را برضد هزارستان وتخارستان وغرجستان وغیره بنا نهاد. واعقاب آن ؛ این نام را بازهم به حمایت انگلیس ها نهادینه ساختند.
باهمه حال درین نقطه حالا هردوی ما وشما موافق شدیم که افغان وپشتون دو نام مختلف مربوط یک قوم می باشد. ولی اختلاف جناب عالی بامن درین است که حالا میگوئید که آن سگ که نامش را " افغان" صدا میزنند منشأ وطنی اش افغانستان است؛ یعنی اینکه انگلیس ها آن سگ را از افغانستان به انگلیس برده اند؛ وبعد از نسل گیری نامش را افغان گذاشته اند. این مسأله ایجاب میکند که جناب عالی درآن سندی ازعلم ژینتکی سگ را پیشکش کنید. ورنه خودش یک دلیل تراشی محض است. چنین ادعایی ازطرف شما یک دفاع بی پایه است.
من چنین چیزی را درهیچ کتابی نخوانده ام؛ سگ ها ازخود داری نژاد های مختلف می باشند؛ اگر ادعای شما درست باشد چرا درین میان اینقدر سگ؛ نام یک سگ آیرش؛ یا انگلش؛ یا امریکن نیست؟
در دیکشنری چنین نیامده است که این سگ بخاطر اینکه پدرانش از افغانستان بوده بنام افغان ویا سگ افغان مسمی گردیده است. آنجا مطلق درمقابل نام " افغان" تصویر سگ آمده است. همانطوریکه ماهی ها هرکدام دارای نام اند؛ این " افغان" نیز دارای هویت ژینتیکی بخصوص می باشد.
بهرترتیب قضیه هرجه باشد؛ بیائید که ازخیر این نام بگذریم وتمام افتخارات جعلی آنرا به زباله دان تاریخ بسپاریم.
غرب وکشورهای استعماری خیلی علاقه دارند که با افتخارات جعلی " افغانی" چون غیرت افغانی و تمدن ستیزی و کشتن وسوزاندن وبه یغما بردن نسل اندر نسل اولاد این سرزمین را درقعرجهالت فرو برد وما همچنان سگ باقی بمانیم . بناء زمان آن فرا رسیده است که درقدم نخست نام " سگ" را ازسر اولاد این سرزمین برداریم تا اولاد ونسلهای آیندهء این وطن احساس انسانیت وشهروندی نمایند. تا نام این کشور افغانستان است مردم در فغان است.
با احترام
پرویز بهمنن
بمناسبت درگذشت وزیر تبلیغات حفیظ الله امین
برادر بهمن افرین بشما.ایمان وعزم شما منبع تقویت روحی دیگر مبارزان راه حق وعدالت خواهد بود.اگر میخواهی که فاشیسم مکار وحامیان انگلیسی وپاکستانی شان راشکست دهی برای اتحاد واقعی تاجک-ازبک وهزاره مبارزه کن ودرفکر اصلاح عاقبت نیاندیشان کوتاه اندیش خودی باش.راه ماحق است وما پیروز میشویم.بار کج فاشیسم قبیله ونوکران چاپلوس گوسفندی شان درمیان دیگراقوام بمنزل نمیرسد.
بمناسبت درگذشت وزیر تبلیغات حفیظ الله امین
ظلم و ستم علیه هزاره ها تازه نیست. این مسئله سابقهء صد و پنجاه ساله دارد. الساندرو مونسوتی در کتابش [که در سال ۲۰۰۳ به چاپ رسید] این موضوع را به تجاوز دسته جمعی ۳۳ سرباز افغان بر همسر یک رهبر هزاره در سال هجده نود و دو (۱۸۹۲) در ارزگان نسبت میدهد. مردم(هزاره ها) علیه جنایت و جرم ایستادگی کردند و [اما] در مقابل، حاکمان آن زمان علیه این مردم “جهاد” اعلان کردند. این اعلامیه قادر به جمع آوری بیش از چهل هزار افغان علیه هزاره ها شد و به راحتی آنها (هزاره ها) را از شهر بیرون راندند.
بمناسبت درگذشت وزیر تبلیغات حفیظ الله امین
خدمت اقای بهمن وخواننده عزیز .
بهمن عزیز دستت درد نکناد که جانیان خون اشام را با حوصله مندی ومتعهدانه با کارنامه های سیاه شان معرفی میکنید. بلی این یک رسالت است که انجام میدهید .... من وتو وهم نسل هایمان شب دیجور حاکمیت این دجالان را فراموش نکرده ایم ولی نسل های بعد تر از ما بیشتر شنیده اند وبس. واین جنایتکاران نیز به گوشه های خزیده ... عده القاب الحاج را به نام کثیف خود یدک کسیده عده با تالیفاتی اند ر باب عرفان وتصوف در گوشه های مساجد غنوده وعد مشاور کرزی وکیها.... وعده ای طوریکه شما اوشان را به معرفی گرفته اید زندگی مینمایند و باری ادعای ادم بودن وانسان بودن میکنند....یاد اوری دوره سیاه حاکمیت این جنیتکاران مو در راست میسازد وشرح شمه ای جنایات این کثافت کتابها لازم . هفت ثور سر اغاز همه بد بختیهای کشور است که روز های سیاه ما بعد ان مولود همان روز سیاه بو د که درج جنایات انروز کاغذ را ازوحشت میدرد . وقللم را میشکند...با استدعای سلامتی بهمن عزیز
بمناسبت درگذشت وزیر تبلیغات حفیظ الله امین
آقای بهمن سلام
واقعآ زحمات شما در پیشبرد مسوولیت فرهنگی وسیاسی تان درخور تمجید وتقدیر است به امید موفقیت مزید تان .
سفید را سفید وسیاه را سیاه گفتن خصلت وشیوه جوانمردی ونهایت شجاعت است . البته آنانیکه باشما مخالفت میکنند ودرهرمورد بر شما ایراد میگیرند از شما واز رک گویی شما در هراس اند ومی خواهند به هر طوریکه ممکن باشد مزاحمت وکارشکنی نمایند تا شاید بفکر خودشان شما را خسته و به عقب نشینی وادار سازند .البته باید متوجه بود که دشمن شاطر ونهایت بیشرم است واز اظهار هیچ حرف وکلامی ابا نمیورزند البته این نشانه وخصلت افراد پست وفرومایه است ونباید انتظار بهتری داشت.
دیگر زمانه وشرایط زمانه ایجاب نمیکند که در مقابل جاهلان خاموش مانده اسباب پررویی وقاحت ومهمتر از همه خوشباوری ایشان را فراهم ساخته دشمن جاهل را جرآت یاوه سرایی واراجیف نویسی دهیم کاریکه بدبختانه دانسته ویا هم ندانسته تاحال انجام دادیم و دشمن را . (دشمنیکه وابسته به هیچ یک از اصول اخلاق وفرهنگ همزیستی مسالمت آمیز نیست )چنین دست باز دادیم که ..............
بهرصورت بایست همواره ومصمم صدای خودمان را بلندنموده از حقانیت دفاع کرد .
با تشکر مجدد آرزوی سلامتی وسلامت نویسی شما را دارم.
خداوند نگهدار
بمناسبت درگذشت وزیر تبلیغات حفیظ الله امین
بهمن دشمن تاجك ها در قدم اول و دشمن هزاره ها و أ ،تركمان ها وأز بيك ها در قدم دوم مي بأشد كه إتش نفاق ودشمني را با برادران بشتون دامن ميزند ،أنهم به دستور سازمانهاي جاسوسي خارجيان .
مسله ملي ،نابرابريهاي ملي،اجتماعي وغيره معضلات را نه ميتو أن ونه بأيد به اين شيوه طرح نمود,اين رآه غلط ،دشمنانه و كاملا منطبق است به خواست كشور هاي نادو ست همسا يه .
بمناسبت درگذشت وزیر تبلیغات حفیظ الله امین
جناب بهمن درود به شما !
موضوع که در مورد جنایات یکی از قاتلین مردم افغانستان و جنایتهایشان نوشته اید و خودش هم امروز به دیار عدم رفت . اگر چی به مذاق یک عده افراد ، گویا طرفدار ایشان و یا روی مسائل نژادی و قومی خوش نخورده است . و سخنان توهین آمیز نوشته اند که انهمه بر میگردد به اخلاق ، شخصیت ، فرهنگ و تعصبات کور کورا نه که این جاهلین دارند . و الا خود همین جاهلین هم میدانند که این فرد چی کارها کرده است اما خوب به خاطر هم نسب بودن از جنایتکار دفاع و تعرض و توهین را بدیگران روا میدارند . آنهم بصورت بسیار بی ادبانه ا ش گویند ( کاسه چینی که صدا میکند — خود صفت خویش ا دا میکند )
آقای بهمن موفّق سر بلند و سر افراز باشی تا پوزه هرچی بی ادب است بر خاک بمالی.
بمناسبت درگذشت وزیر تبلیغات حفیظ الله امین
بهمن صاحب... آيا از مادر جانت پرسان كرده ايي كه خودت از راه مشروع به دنيا آمده يي يا خير . واقعا كه يك انسان بسيار بي ناموس هستي و در اين هيچ شكي نيست . و اين ميرهزار هم از تو بي ناموس تر است كه مطالب تو لوده را نشر ميكند .