در خبرنامه منتشره روز چهارشنبه نزدهم دسامبر 2012 میلادی فارسی بی بی سی مطلبی را تحت عنوان “مولانا وتركان” نوشته شده توسط یكی از همكاران خبری فارسی بی بی سی بنام مهرداد فرهمند مطالعه كردم كه بیانگر آن بود، بی بی بی سی فارسی نه یك شبكه خبر رسانی برای مردم است بلكه یك ماشین ستیزه جویی، هویت سازی و تقلب كاری است كه طبق میل خود ویا بنابر فرمایشات دیگران برای هر كس هویت می بخشد. آنچه كه این تلاش برای تحریف هویت مولانا جلال الدین محمد بلخی درین گزارش گونه عیان است.
من درین نوشته خود قصد ندارم كه ثابت كنم ، مولانا تورك است ویا بابه كلان رضا شاه پهلوی ویا آیت الله خمینی ویا كه كدام پنجابی دیگر است. درین ضرورت نیست زیرا كه در مورد ثبات هویت حقیقی و ذریات اصلی مولانا اسناد و شواهد زیاد وجود دارد، تآكید بالای چیز های ثابت، كار بیهوده است و آن به مفهوم پخسه زدن بالای بنیاد كانكریتی است كه تآثیری بالای بنیاد پخته ندارد. از جانب دیگر تورك بودن مولانا شكم گرسنه مردم مرا سیر نمیكند و غیر تورك بودن آن از فشار بی عدالتی و استبداد برعلیه مردم من نمی كاهد. مگر در ارتباط همچو مسئله عقیده به آن دارم كه برای اغراض و مقاصد سیاسی، برتری جویی های نژادی، قومی و زبانی نباید به تحریف هویت شخصیت های بزرگ تاریخی دست یازید.
از قرار اسناد و شواهد تاریخی كه تا هنوز از جعلكاری و دستبرد ایران وحلقات همفكر او مصئون مانده است، مختصرآ چنین استنباط میگردد: مولانا جلالالدین محمد بلخی فرزند بهاوالدین ولد در بلخ افغانستان تولد یافته و زبان مادریاش تورکی و زبان دومیاش فارسی (دری) بوده و مولانا در سن شش سالگی با پدرش سلطانالعلما از طریق ایران به قونیه تورکیه امروزی هجرت نموده و در لحظه عبور خود از ایران با شیخ فریدالدین عطار ملاقات نموده است. در توركیه امروزی مسكن گزیده و عاقبت در آنجا وفات و در قونیه مدفون میباشد. مولانا در خانۀ خود بزبان تورکی صبحت مینموده كه این گونه باهم آمیختگی زبانهای توركی و تاجیكی ویا فارسی تا به امروز ادامه دارد، همانطوریكه شعرای تورك پارسی گوی عصر امروز ساكن ایران، افغانستان و تاجیكستان همه در فامیل های خود به زبان توركی اوزبیكی، آذری ویا توركمنی صحبت مینمایند و مثال آن درین كشور ها به هزاران تن میرسد كه ذكر اسامی آنها درینجا باعث تطویل كلام میگردد و حتی در مورد آثار و اسامی ایشان كتابهای جداگانه تآلیف گردیده است. از مجموعه آثار مولانا برمیآید كه او در پهلوی آثار فارسی، اشعار تورکی و اشعار مختلط “شیر وشكر” بسیار دارد و این شعر آن برای همه شناخته شده است:
ترکی همه ترکی کند ***** تا جیک تا جیکی کند
من ساعتی ترکی کنم ***** یک لحظه تاجیکی کنم
گویند كه یك لحظۀ تاجیکی گفتن او همان شعر سرودن او به زبان فارسی است.
چند بیت از اشعار مختلط “شیر وشكر مولانا:
دانی که من به عالم یالقیز سنی سئور من***** چون در برم نیایی اندر غمت اؤلر من
من یار باوفایم بر من جفا قیلورسان ***** گر تو مرا نخواهی من خود سنی دیلر من
روی چو ماه داری من شاد دل از آنم ***** ازآن شکر لبانت بیر اؤپکنک دیلر من
تو همچو شیر مستی دانی قانیم ایچرسن ***** من چون سگان کویت دنبال تو گزر من
فرمای غمزه ات را تا خون من بریزد ***** ورنی سنین الیندن من یارغویا بارین من
هردم به خشم گویی بارغیل منیم قانیمدان *****من روی سخت کرده نزدیک تو دورورمن
چند بیت از اشعار توركی مولانا:
اوسون وارسا ائي عاقيل*****زنهار مالا آلدانماقيل
شول نسنهيي كيم سن قويوب*****گئدهسين اول بوندا قالا
سن زحمتيني گؤرهسين***** دونيا ماليني دورهسين
آنلار قاليرلار، خرج ائديب***** آنمايالار سني بيله
درجایی دیگر مولانا میگوید:
رها كن حرف هندو را ***** ببین تركان معنی را
من آن تركم كه هندو را ***** نمی دانم، نمی دانم
منبع: سایت سوزوموز
البته تعصب را كنار زده و این منطق ساده را هم نباید فرموش كرد كه یك شاعر غیر تورك هیچگاهی به زبان توركی شعر نسروده است.
به هر حال این یك یادآوری ضمنی بود و با این اختصار هر كس قضاوت و برداشت خود را بكند. اگر تورك بودن و غیر تورك بودن مولانا شكم كسی را سیر میكند و ازین همه بدبختی ها نجات میدهد، بگذار آنرا بگوید ولی نه با ستیزه جویی و توهین این ویا آن خلق و تجعیل هویت شخصیت های تاریخی و فرهنگی كه خدمات بی نظیری برای بشریت انجام داده اند.
درین شكی وجود ندارد كه مولانا جلال الدین محمد بلخی و دیگر توركان پارسی گوی مانند “ ابو نصر فارابی، ظهیرالدین فاریابی، ابوعبید جوزجانی، نسیمی، انوری ابیوردی، خاقانی شیروانی، نظامی گنجوی، الخوارزمی، شمس تبریزی، ابوالمعانی بیدل، ابوریحان البیرونی، شیخ محمود شبستری، زیبالنسا مخفی، میرزا اسدالله غالب، امیر خسرو بلخی دهلوی، فرخی سیستانی و صدهای دیگر “ فرامرز تر از آن است كه من ویا شبكه خبر رسانی فارسی بی بی سی فكر میكند. اینها به تمام بشریت متعلق هستند و تلاش به تجعیل هویت ایشان و سو استفاده از نامهای آنها برای دامن زدن به برتری جویی نژادی، قومی و زبانی قبل از همه جفا در حق این اشخاص خواهد بود.
اما بخش فارسی بی بی سی كه تربیون بلا كنترول را در اختیار دارد، میتواند هم ناشیانه و مضحكانه ادعا كند كه مولانای بلخی زمانی خبرنگار ایشان در نزد آیت الله خمینی بود !!! چون هیچ نوع بازجویی از گفته های شان وجود ندارد و هیچ گونه مسئولیتی هم احساس نمیكنند. گاهی هم نشرات آنها مستقیمآ تحت تآثیر خواسته های حكومت ایران صورت میگیرد، زیراكه اعضای فامیل بعضی ازین خبرساز ها در ایران زیست میكنند و بنابر قول همین بی بی سی چندی قبل همچنان تهدیداتی برعلیه خبرسازان بی بی سی از جانب حكومت آخندی ایران صادر گردید كه گویا این ویا آن برنامه بی بی سی مطابق خواست و میل حكومت ایران نیست و اداره بی بی سی وشخص رئیس بخش فارسی بی بی سی آقای صادق صبا ناراحتی جدی خود را از ناحیه تهدید اعضای فامیل های این خبرنگاران بی بی سی در ایران ابراز نمود. بنآ این هویت سازی های جعلی گاهی ناشی از عقده ها و تعصبات همكاران بی بی سی صورت میگیرد و گاهی هم تحت تآثیر و به فرمایشات حكومت ایران انجام می پذیرد.
همانطوریكه فوقآ تذكر رفت هدف این مطلب كوتاه به هیچ وجه ثابت ساختن تورك بودن مولانا نیست وبه آن ضرورتی هم وجود ندارد بلكه صرفآ معطوف ساختن توجه مسئولین بی بی سی و همچنان آنانی است كه وقتآ فوقتآ برای ایجاد خصومت ها در بین اقوام افغانستان و حتی خارج از مرز های آن دست به ماجراجویی ابلیسانه زده و عقده های تورك ستیزی خود را فرو می نشانند و احتمالآ مزد اضافی هم ازین مزدوری خود از طرف حلقات معلوم الحال نژادپرست دریافت خواهند كرد. برای بدست آوردن مقصد و فرو نشناندن عقده های خود این قماش مردم آنقدر ذلیل ومبتذل میشوند كه در گفتار شان نه اصلی ونه منطقی وجود دارد.
در گزارش خبر نگار بی بی سی فقط همان میتود شناخته شده استناد و تحلیل بكار رفته است كه اصولآ معتقدین حقانیت تاریخ آریائی برای اثبات اندیشه خود دست به استناد داستان های تخیلی و افسانه گویی های خودساخته و خود پرداخته می پردازند. این گزارشگر نیز برای ابراز خصومت ورزی خود با توركان، چند بیتی از مولانا را برگزیده و كلمات “ترك” را به زعم ذهن علیل خود توجیه و تفسیر كرده و مآموریت مقدس گزارش و تحلیل یك خبرنگار را روپوش رذالت، فتنه گری و شیطنت خود كرده است.
این خبر پرداز فارسی بی بی سی سم پاشی خود را با نقل قول چندی از غزلیات مولانا كه به مزاق تحلیل مریضگونه آن جور آمد دارد، بنا می نهد كه در واقع این اشعار اصلآ در بحث تورك بودن ویا غیرتورك بودن مولانا ربطی ندارد. این آقا، درین گزارشگونه خود تلاش مذبوحانه كرده كه تا چیزی در اشعار مولانا در گیرش بیاید كه از آن برای بی حرمتی برعلیه توركان مستفد شود. یا به عباره دیگر تفنگ چره یی را دیوانه وار با هدف و بی هدف به هر استقامت فیر كرده به امید آنكه ساچمه یی ازین به هدف بخورد. بدینگونه تمام واقعیت های عینی در ارتباط به هویت اصلی و ذریات حقیقی مولانا را كه چند كلمه از اختصار عیان و بیان آن در بالا ذكر شد، در زیر چادر سیاه تعصب و خودخواهی پنهان كرده و فقط احساسات ستیزه جویی غیرمسئولانه را ملاك قضاوت خود قرار داده است. تاكه ترسبات ذهن مریضگونه خود را جانشین واقعیت های عینی نماید.
در اخیر میخواهم توجه مسئولین بلند پایه رادیوی بی بی سی را به این همه بی بند و باری های بعضی از همكاران خبری آن معطوف بدارم كه اگر جلو این همه ولگردی ها گرفته نشود و ادامه دامن زدن اینگونه خصومت ها از تربیون بی بی سی برعلیه این ویا آن خلق، به اعتبار رادیو بی بی سی نخواهد افزود.
برای خلق تورك و به خصوص خلق تورك افغانستان یاددهانی میكنم كه متوجه باشند، هر آن مطلبی كه از از تربیون میدیای فارسی بی بی سی در ارتباط به هویت، تاریخ و تمدن تورك ها به نشر میرسد، اساسآ تقلب، تحریف، تجعیل و خصومت ورزی با تورك ها میباشد، همانطوریكه بارها این مسئله مشاهده گردیده است.
و من الله التوفیق
خوانندگان محترم میتوانند محتوای مطلب مورد نظر این مضمون را تحت عنوان “مولانا و تركان” در سایت فارسی بی بی سی دریابند
نظرات
63 دیدگاهاز تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
قسمت دوم
بی بی سی فارسی آلوده به ویروس های «شوونیستی»
کاظم وحیدی
در این خصوص ما شاهد بودیم که چگونه در میان ۱۰ مرد برگزیده برای انتخاب نهایی بی بی سیِ شوونیست، چهره هایی چون «ابوعلی سینای بلخی»، «مولانا جلال الدین محمد بلخی» و… قرار می گیرند که نه تنها از خطه ی جغرافیایی ای برخاسته اند که از حاکمیت مستقل برخوردار بوده و نه تنها هیچ ربطی با آن چه «ایران»ش می نامند ندارند، که حتا در زمان حیات این شخصیت ها بر سرزمین ایران کنونی استیلای کامل داشته اند، طوری که محمدرضا شاه پهلوی برای تبدیل نمودن تاریخ بریده و کم مدت پارس ها به تاریخی همیشگی با عمری ۲۵۰۰ سال، ناچار شد تا سلسله های حکومتی بیگانه ی مسلط بر این سرزمین را تحریف گرانه و با جعل، وارد تاریخ کشورش نماید و سلسله های زیادی چون سلجوقیان، خوارزم شاهیان، غزنویان و… را جزئی از دودمان های ایران به شمار آورد.
حالا و در زمانه ی خیزش اقوام سرفراز ساکن در ایران که «پارس محوران» را سخت درمانده نموده است، این جریانات را وادار به روی کردی دوباره به سوی همان سلسله ی جعل و تحریف تاریخی و تمسک و علم کردن زبان فارسی گشته اند تا به خیال خودشان بتوانند سیطره ی قومی «پارس» را بر اقوام بومی کشورشان درست مانند سلسله ی انقراض یافته ی پهلوی، تحمیل و تثبیت نمایند. این نیاز سیاسی اقلیت زبانی است که به لحاظ فرهنگی سده های متمادی بر آن مرز و بوم حاکم بوده است، اگرچه ظاهراً این نمایش نامه را با شاخ و نشان کشیدن فرهنگی ـ تاریخی بر همسایگان به مثابه ی مقدمه ی عربده کشی های سیاسی فرداها بر آنان، صورت دهند.
البته شاید بتوان با اطمینان گفت که اعمال تبعیض های شوونیستی علیه افغانستانی هایی که نه در عرصه ی ژورنالیستیکی و نه ادبیات، نسبت به «پارس-محوران» متعلق به ایران زمین هیچ کمی ای ندارند و انحصار کامل تمامی بخش ها و برنامه های تلوزیون فارسی توسط جریان شوونیست ایرانی و به حاشیه راندن شهروندان کشور ما در این رسانه، امری نیست که مسوولین و مقامات انگلیسی بی بی سی کاملاً از تمامی جزئیات آن باخبر باشند. چراکه کار هماهنگ تیمی و سلطه ی مافیایی آنان بر بخش فارسی بی بی سی باعث گردیده تا تمامی گزارشات تهیه شده از کارکردهای این رسانه برای مسوولین و پالیسی سازان خارجی اش، نیز توسط همین تیم ها صورت بگیرند.
مجموعه ی تبعیض در عرصه ی کار و استخدام و نیز انحصار برنامه ها در جهت گرایشات شوونیستی در بخش فارسی بی بی سی باعث می گردد تا ما تمامی شوونیست-های «پارس محور» را هم سو بدانیم و اقدامات گردانندگان این رسانه را با برنامه هایی چون حادثه ی «صفه»ی اصفهان و جنایت کرمان یکی به شمار آوریم.
البته ما این همانگی ها را زمانی بهتر درک می کنیم که می بینیم با تلفن های مربوط به هم وطنان ما در رابطه به برنامه ی «نوبت شما» که کاملاً نمایشی و در واقع «گزینشی» بوده، چگونه رفتاری تبعیض آمیز صورت می گیرد. یعنی وقتی که موضوع برنامه به نحوی با سرنوشت سیاسی دو کشور ایران و افغانستان مرتبط باشد، هرگونه انتقاد یک شهروند افغانستانی از مسوولین دولت ایران، باعث قطع و یا مداخله ی مجری جهت تعدیل نظرات می گردد، درحالی که این گونه برخوردها در رابطه با اظهارات یک شهروند ایرانی کاملاً متفاوت می باشد؛ که می توان از آن دو مسأله را استنباط نمود. یکی گرایشات غیرقابل مهار شوونیست های «پارس محور» این رسانه و دیگری پشتیبانی تلویحی مسوولین و گردانندگان تلوزیون فارسی بی بی سی از نظام سیاسی ایران (ولایت فقیه) که به جز موارد استثنایی، اغلب در پرداخت باج های شان به بی بی سی خوش حساب هستند.
بنابراین گرایش شدید پان ایرانیستی افراطی (شوونیزم) در تلوزیون فارسی بی-بی سی وقتی هم آورد و رقیب قدری (به لحاظ موقعیت و نفوس در این رسانه) را پیش روی خود نمی بیند، چنان اوج می گیرد که رفتارهای انحصارگری شان کاملاً عریان می شوند و به شکل یک ایدئولوژی مقدس درمی آیند. اگر چنین نمی بود و روش شوونیستی گردانندگان این بخش رسانه ی جهانی از شتاب بیش از حدش برخوردار نمی گشت و به رسوایی آنان منجر نمی شد، امروزه این رسانه را تا بدین درجه از بی اعتمادی و دروغ گویی نزد مردم و حتا روشنفکران تنزل نمی داد.
خوب، زمانی که به مفهوم شوونیزم یا همان میهن پرستی و ناسیونالیزم افراطی مبتنی بر کینه توزی نسبت به دیگران که با توهین و تحقیر غیرخودی همراه است، دقت نماییم، خواهیم دید که این گرایش در واقع ریشه در خودکم بینی و هراس وسواس-گونه (فوبیا) در برابر رشد روزافزون فارسی زبانان غیرایرانی دارد که کندی رشد خودشان به خاطر تمایلات خودبرتربینی های کاذب رویارویی و رقابت آزادانه میان آنان را به کناری انداخته و با وحشت شدیدی که از چنین رقابتی دارد، سعی در انحصار کامل قدرت و امکانات این تلوزیون می نمایند.
البته از آن جا که جامعه ی هزاره ی افغانستان توانسته در عرصه های ادبی و حتا فنی جایگاه خاصی در کشور ما پیدا نماید و تاجیک ها را عملاً و در یک رقابت سالم به حاشیه راند، خشم گردانندگان «پارس محور» این رسانه را برانگیخته و برای مقابله با روندی که سخت برای شان ناخوشایند می باشد، برنامه ی هزاره-ستیزی به منظور انتقام و یا هموارسازی راه برای هم تباران شان در کشور ما، را روی دست گرفته اند. گرچه آغاز روند هزاره ستیزی این رسانه را می توان به دوران جنگ های کابل ارجاع داد که طی آن به دفاع جدی و وظیفه وار از دولت ربانیِ «پارس محور» و شرکاء وی پرداخته و برای انزوای بین المللی مقاومت مردم هزاره، آن را «جنگ های گروهی» قلمداد می نمود و خبرش را این گونه انعکاس می داد که، «جنگ میان حزب وحدت عمدتاً شیعه ی طرف دار ایران و…».
اما رشد فوق تصور هزاره ها درحال حاضر که در تمامی عرصه های هنری، فرهنگی و علمی که اینک در کشور خودمان تقریباً بی رقیب گشته اند، گردانندگان تبارمحور ایرانیان مسلط بر این رسانه را سخت آزرده ساخته که این امر بر میزان هزاره ستیزی آنان افزوده است. این اقدام را می توان در بایکوت خبری مردم هزاره در رابطه با تهاجمات وحشیانه و همه ساله ی کوچی نماها و کشتار سازمان-یافته و بی وقفه ی این مردم در کویته ی پاکستان که اینک چندسال را دربر گرفته است، همچنین تحریف خبری بسیاری از مسائل مانند کم و ناچیز جلوه دادن اقدامات و اکسیون های این مردم در رابطه با حوادث و رخدادهای جاری کشور ما، به عیان دید.
حال که مسأله ی انتخاب شخصیت برجسته ی ایران زمین نیز سرشار از انواع تحریف-ها جهت تحقق «پارس محوری» و نیز «شوونیزم» ایرانی بوده و به برباد رفتن آبرو و اعتبار این رسانه منتهی گشته است، چه بهتر بود اگر گفته می شد، شخصیت ها و دانشمندان فارسی زبان تمامی خطه های جغرافیایی. در این صورت هیچ مشکلی پدید نمی آمد، زیرا هم مسأله ی تباری شخصیت های ترکی که ناجوان مردانه در ردیف پارس قرار داده شده اند، به صورت منطقی حل می گردید و هم «شوونیزم-ایرانی» که چاره ای جز تاخت و تاز بر کشورهای همسایه و تحقیر آشکار مردمان و فرهنگ آنان در کنار جعل و تحریف تاریخ ندارند، هم به کناری انداخته می-شد.
اما به دلیل غلبه ی احساسات و گرایشات «پارس محوری» و «شوونیستی» بر مغز و روان گردانندگان بخش فارسی بی بی سی، چنین نشد.
مسلما موضوع تنها به شوونیزم ایرانی منتهی نمی گردد و حاکمیت عمدی پشتونیست های افراطی در بخش های دری و پشتوی این رسانه، مشکلات مردم ما را به طور مضاعف افزوده و باعث گشته تا فضایی از تنش و بدبینی میان مردم کشور ما ایجاد شود. جالب این است که یک پشتون به منظور جهت قومی دادن به خبرهای این دستگاه خبر پراکنی در رأس بخش دری رادیو بی بی سی قرار می گیرد، درحالی که هیچ اعتراض و یا شبهه ای را مبنی بر این که آیا واقعا فارسی زبان های کشور ما فاقد شخصیت مناسبی برای اداره ی این بخش می باشند را هم برنمی انگیزد.
زمانی که با زیرپا گذاشتن تمامی حرمت ها و دزدیدن آشکار افتخارات علمی ـ تاریخی دیگران و انتساب زشت کردارانه ی آنان به ایران کنونی مواجه می گردیم، درکنار نفرت از چنین رفتار دزدانه ای، دل مان سخت برای ناداری و فقر شخصیتی ـ تاریخی این مردمان می سوزد و با غلیان حس انسان دوستانه ی ما، نفرت مان به حس ترحمی برای این بی بضاعت ها تبدیل می گردد که برای جبران این فقر و پر نمودن تاریخ تهی و سرشار از تحریف شان، چنین عاجزانه به بازار مکارگی رو آورده اند.
گرچه واقعیت امر این است که ما نه تنها هیچ گاهی از رشد و ترقی زبان ها و فرهنگ های هم جوار و به ویژه فارسی نهراسیده ایم، بلکه تاریخ چندهزار ساله ی ترکان در این خطه ی جغرافیایی حاکی از رشد دادن و ترویج زبان فارسی و حتا تبدیل نمودن آن به زبان فرهنگی و علمی از سوی ترکان می-باشد که بر هیچ پژوهنده ی باانصافی پوشیده نیست، طوری که شدت پافشاری ما روی ترویج زبان فارسی، منجر به تبدیل شدنش به زبان مادری خودمان (ترکان) شده است. اما این که کسی و یا جریانی بخواهد چنین زبانی و یا متعلقین به مرز جغرافیایی خاصی به نام ایران را تاسرحد تبعیض و تحریف و تحقیر دیگران پیش ببرد و مانند تلوزیون فارسی بی بی سی آن را به جولان گاه شوونیستی تبدیل نماید که ۸۰ درصد برنامه های و کادرهایش متعلق به ایران و «ایرانیت» گردد و تنها ۱۵ درصدش مربوط به کشور ما شود (بگذریم که سهم تاجیکستان شاید ۵ درصد هم نباشد)، به جای برخورداری از یاری و پشتیبانی ما، با انتقاد و در شرایط حادش حتا با نفرت و مقابله ی ما مواجه خواهد شد.
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
رضا خان با کودتای انگلیسی ۳ اسفند ۱۲۹۹ حکومت را در ایران به دست گرفت، تا این تاریخ، ایران به مدت بیشتر از هزار سال، توسط ترکان اداره شده بود، پیش از ترکان، اعراب به مدت هزار سال بر ایران حکومت کردند. هر دو کشور ترکیه و ایران توسعه را در یک دورهٔ تاریخی شروع کردند، امروز ترکیه ۱۶ اقتصاد برتر دنیاست و یکی از آاعضای ((( گروه بیست )))، تولیدات ترکیه امروز به سرتاسر دنیا میرود، ایران با زبان فارسی عقب مانده و به لطف رضا خان در پیشرفت به جائی رسید که مردم به دلیل تولید جهل توسط این زبان فارسی، در سال ۱۳۵۷ عکس آخوند خمینی را در ماه دیدند. امروز رژیم ایران و ماهیت فارسی آن، از ارمنستان حمایت میکند تا خاک آزربایجان را در اشغال خود نگاه دارد. رژیم ایران که چیزی جز رژیم فارسی و فارسستانی نیست برای ارامنه شهرک سازی میکنند در حالیکه مردم زلزله زده آزربایجان در روزهای سرد زمستان از سرما میلرزاند، رژیم فارس ایران امروز به تروریستهای پ ک ک اسلحه میدهد تا با ترکیه بجنگند، این رژیم فارس است مجودیت خود را در حذف ترک میبیند، با آمدن رضا خان ، فارس هویت خود را در نفی، دشمنی و تحقیر ترک و عرب جست، کدام ملتی در دنیا اینگونه هویت سازی میکند؟ با این رژیم فارس در ایران، آینده سیاهی آسمان ایران را در بر گرفته، مخصوصا که روستای فارسی در همه حیطهها از دنیای بزرگ ترک و عرب سالهای نوری عقب مانده است.
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
بزارید تورک ها هم عقده خود را خالی کنند و مولانا را تورک بپندارند .
دریای ادب با پوزه سگ نجس نخواهد شد .