در خبرنامه منتشره روز چهارشنبه نزدهم دسامبر 2012 میلادی فارسی بی بی سی مطلبی را تحت عنوان “مولانا وتركان” نوشته شده توسط یكی از همكاران خبری فارسی بی بی سی بنام مهرداد فرهمند مطالعه كردم كه بیانگر آن بود، بی بی بی سی فارسی نه یك شبكه خبر رسانی برای مردم است بلكه یك ماشین ستیزه جویی، هویت سازی و تقلب كاری است كه طبق میل خود ویا بنابر فرمایشات دیگران برای هر كس هویت می بخشد. آنچه كه این تلاش برای تحریف هویت مولانا جلال الدین محمد بلخی درین گزارش گونه عیان است.
من درین نوشته خود قصد ندارم كه ثابت كنم ، مولانا تورك است ویا بابه كلان رضا شاه پهلوی ویا آیت الله خمینی ویا كه كدام پنجابی دیگر است. درین ضرورت نیست زیرا كه در مورد ثبات هویت حقیقی و ذریات اصلی مولانا اسناد و شواهد زیاد وجود دارد، تآكید بالای چیز های ثابت، كار بیهوده است و آن به مفهوم پخسه زدن بالای بنیاد كانكریتی است كه تآثیری بالای بنیاد پخته ندارد. از جانب دیگر تورك بودن مولانا شكم گرسنه مردم مرا سیر نمیكند و غیر تورك بودن آن از فشار بی عدالتی و استبداد برعلیه مردم من نمی كاهد. مگر در ارتباط همچو مسئله عقیده به آن دارم كه برای اغراض و مقاصد سیاسی، برتری جویی های نژادی، قومی و زبانی نباید به تحریف هویت شخصیت های بزرگ تاریخی دست یازید.
از قرار اسناد و شواهد تاریخی كه تا هنوز از جعلكاری و دستبرد ایران وحلقات همفكر او مصئون مانده است، مختصرآ چنین استنباط میگردد: مولانا جلالالدین محمد بلخی فرزند بهاوالدین ولد در بلخ افغانستان تولد یافته و زبان مادریاش تورکی و زبان دومیاش فارسی (دری) بوده و مولانا در سن شش سالگی با پدرش سلطانالعلما از طریق ایران به قونیه تورکیه امروزی هجرت نموده و در لحظه عبور خود از ایران با شیخ فریدالدین عطار ملاقات نموده است. در توركیه امروزی مسكن گزیده و عاقبت در آنجا وفات و در قونیه مدفون میباشد. مولانا در خانۀ خود بزبان تورکی صبحت مینموده كه این گونه باهم آمیختگی زبانهای توركی و تاجیكی ویا فارسی تا به امروز ادامه دارد، همانطوریكه شعرای تورك پارسی گوی عصر امروز ساكن ایران، افغانستان و تاجیكستان همه در فامیل های خود به زبان توركی اوزبیكی، آذری ویا توركمنی صحبت مینمایند و مثال آن درین كشور ها به هزاران تن میرسد كه ذكر اسامی آنها درینجا باعث تطویل كلام میگردد و حتی در مورد آثار و اسامی ایشان كتابهای جداگانه تآلیف گردیده است. از مجموعه آثار مولانا برمیآید كه او در پهلوی آثار فارسی، اشعار تورکی و اشعار مختلط “شیر وشكر” بسیار دارد و این شعر آن برای همه شناخته شده است:
ترکی همه ترکی کند ***** تا جیک تا جیکی کند
من ساعتی ترکی کنم ***** یک لحظه تاجیکی کنم
گویند كه یك لحظۀ تاجیکی گفتن او همان شعر سرودن او به زبان فارسی است.
چند بیت از اشعار مختلط “شیر وشكر مولانا:
دانی که من به عالم یالقیز سنی سئور من***** چون در برم نیایی اندر غمت اؤلر من
من یار باوفایم بر من جفا قیلورسان ***** گر تو مرا نخواهی من خود سنی دیلر من
روی چو ماه داری من شاد دل از آنم ***** ازآن شکر لبانت بیر اؤپکنک دیلر من
تو همچو شیر مستی دانی قانیم ایچرسن ***** من چون سگان کویت دنبال تو گزر من
فرمای غمزه ات را تا خون من بریزد ***** ورنی سنین الیندن من یارغویا بارین من
هردم به خشم گویی بارغیل منیم قانیمدان *****من روی سخت کرده نزدیک تو دورورمن
چند بیت از اشعار توركی مولانا:
اوسون وارسا ائي عاقيل*****زنهار مالا آلدانماقيل
شول نسنهيي كيم سن قويوب*****گئدهسين اول بوندا قالا
سن زحمتيني گؤرهسين***** دونيا ماليني دورهسين
آنلار قاليرلار، خرج ائديب***** آنمايالار سني بيله
درجایی دیگر مولانا میگوید:
رها كن حرف هندو را ***** ببین تركان معنی را
من آن تركم كه هندو را ***** نمی دانم، نمی دانم
منبع: سایت سوزوموز
البته تعصب را كنار زده و این منطق ساده را هم نباید فرموش كرد كه یك شاعر غیر تورك هیچگاهی به زبان توركی شعر نسروده است.
به هر حال این یك یادآوری ضمنی بود و با این اختصار هر كس قضاوت و برداشت خود را بكند. اگر تورك بودن و غیر تورك بودن مولانا شكم كسی را سیر میكند و ازین همه بدبختی ها نجات میدهد، بگذار آنرا بگوید ولی نه با ستیزه جویی و توهین این ویا آن خلق و تجعیل هویت شخصیت های تاریخی و فرهنگی كه خدمات بی نظیری برای بشریت انجام داده اند.
درین شكی وجود ندارد كه مولانا جلال الدین محمد بلخی و دیگر توركان پارسی گوی مانند “ ابو نصر فارابی، ظهیرالدین فاریابی، ابوعبید جوزجانی، نسیمی، انوری ابیوردی، خاقانی شیروانی، نظامی گنجوی، الخوارزمی، شمس تبریزی، ابوالمعانی بیدل، ابوریحان البیرونی، شیخ محمود شبستری، زیبالنسا مخفی، میرزا اسدالله غالب، امیر خسرو بلخی دهلوی، فرخی سیستانی و صدهای دیگر “ فرامرز تر از آن است كه من ویا شبكه خبر رسانی فارسی بی بی سی فكر میكند. اینها به تمام بشریت متعلق هستند و تلاش به تجعیل هویت ایشان و سو استفاده از نامهای آنها برای دامن زدن به برتری جویی نژادی، قومی و زبانی قبل از همه جفا در حق این اشخاص خواهد بود.
اما بخش فارسی بی بی سی كه تربیون بلا كنترول را در اختیار دارد، میتواند هم ناشیانه و مضحكانه ادعا كند كه مولانای بلخی زمانی خبرنگار ایشان در نزد آیت الله خمینی بود !!! چون هیچ نوع بازجویی از گفته های شان وجود ندارد و هیچ گونه مسئولیتی هم احساس نمیكنند. گاهی هم نشرات آنها مستقیمآ تحت تآثیر خواسته های حكومت ایران صورت میگیرد، زیراكه اعضای فامیل بعضی ازین خبرساز ها در ایران زیست میكنند و بنابر قول همین بی بی سی چندی قبل همچنان تهدیداتی برعلیه خبرسازان بی بی سی از جانب حكومت آخندی ایران صادر گردید كه گویا این ویا آن برنامه بی بی سی مطابق خواست و میل حكومت ایران نیست و اداره بی بی سی وشخص رئیس بخش فارسی بی بی سی آقای صادق صبا ناراحتی جدی خود را از ناحیه تهدید اعضای فامیل های این خبرنگاران بی بی سی در ایران ابراز نمود. بنآ این هویت سازی های جعلی گاهی ناشی از عقده ها و تعصبات همكاران بی بی سی صورت میگیرد و گاهی هم تحت تآثیر و به فرمایشات حكومت ایران انجام می پذیرد.
همانطوریكه فوقآ تذكر رفت هدف این مطلب كوتاه به هیچ وجه ثابت ساختن تورك بودن مولانا نیست وبه آن ضرورتی هم وجود ندارد بلكه صرفآ معطوف ساختن توجه مسئولین بی بی سی و همچنان آنانی است كه وقتآ فوقتآ برای ایجاد خصومت ها در بین اقوام افغانستان و حتی خارج از مرز های آن دست به ماجراجویی ابلیسانه زده و عقده های تورك ستیزی خود را فرو می نشانند و احتمالآ مزد اضافی هم ازین مزدوری خود از طرف حلقات معلوم الحال نژادپرست دریافت خواهند كرد. برای بدست آوردن مقصد و فرو نشناندن عقده های خود این قماش مردم آنقدر ذلیل ومبتذل میشوند كه در گفتار شان نه اصلی ونه منطقی وجود دارد.
در گزارش خبر نگار بی بی سی فقط همان میتود شناخته شده استناد و تحلیل بكار رفته است كه اصولآ معتقدین حقانیت تاریخ آریائی برای اثبات اندیشه خود دست به استناد داستان های تخیلی و افسانه گویی های خودساخته و خود پرداخته می پردازند. این گزارشگر نیز برای ابراز خصومت ورزی خود با توركان، چند بیتی از مولانا را برگزیده و كلمات “ترك” را به زعم ذهن علیل خود توجیه و تفسیر كرده و مآموریت مقدس گزارش و تحلیل یك خبرنگار را روپوش رذالت، فتنه گری و شیطنت خود كرده است.
این خبر پرداز فارسی بی بی سی سم پاشی خود را با نقل قول چندی از غزلیات مولانا كه به مزاق تحلیل مریضگونه آن جور آمد دارد، بنا می نهد كه در واقع این اشعار اصلآ در بحث تورك بودن ویا غیرتورك بودن مولانا ربطی ندارد. این آقا، درین گزارشگونه خود تلاش مذبوحانه كرده كه تا چیزی در اشعار مولانا در گیرش بیاید كه از آن برای بی حرمتی برعلیه توركان مستفد شود. یا به عباره دیگر تفنگ چره یی را دیوانه وار با هدف و بی هدف به هر استقامت فیر كرده به امید آنكه ساچمه یی ازین به هدف بخورد. بدینگونه تمام واقعیت های عینی در ارتباط به هویت اصلی و ذریات حقیقی مولانا را كه چند كلمه از اختصار عیان و بیان آن در بالا ذكر شد، در زیر چادر سیاه تعصب و خودخواهی پنهان كرده و فقط احساسات ستیزه جویی غیرمسئولانه را ملاك قضاوت خود قرار داده است. تاكه ترسبات ذهن مریضگونه خود را جانشین واقعیت های عینی نماید.
در اخیر میخواهم توجه مسئولین بلند پایه رادیوی بی بی سی را به این همه بی بند و باری های بعضی از همكاران خبری آن معطوف بدارم كه اگر جلو این همه ولگردی ها گرفته نشود و ادامه دامن زدن اینگونه خصومت ها از تربیون بی بی سی برعلیه این ویا آن خلق، به اعتبار رادیو بی بی سی نخواهد افزود.
برای خلق تورك و به خصوص خلق تورك افغانستان یاددهانی میكنم كه متوجه باشند، هر آن مطلبی كه از از تربیون میدیای فارسی بی بی سی در ارتباط به هویت، تاریخ و تمدن تورك ها به نشر میرسد، اساسآ تقلب، تحریف، تجعیل و خصومت ورزی با تورك ها میباشد، همانطوریكه بارها این مسئله مشاهده گردیده است.
و من الله التوفیق
خوانندگان محترم میتوانند محتوای مطلب مورد نظر این مضمون را تحت عنوان “مولانا و تركان” در سایت فارسی بی بی سی دریابند
نظرات
63 دیدگاهاز تربیون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سو استفاده می شود
هزاره ها تنها تورکان پارسی گوی در این خطه هستند و مولانا نیز تورک هزاره بود. خداوند روح مولانا را شاد دارد.
از تربیون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سو استفاده می شود
آغای زال عقل ات را به سرت بیار مردم بالایت میخندند تو چی میگویی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
(هزاره ها تنها تورکان پارسی گوی در این خطه هستند و مولانا نیز تورک هزاره بود. خداوند روح مولانا را شاد دارد)
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
برو بابا تو هم یک فاشیست بیش نیستی. مولانا زبان مادریش ترکی بود و زبان دومی ا ش فارسی هاهاهاهاهاهاهاها گوش کن دروغ گوی کم حافظه از قدیم گفتن که خدایا شکرت که نشدیم ترک ات
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
جانم زال با هزاره هزاره گفتن دهن شیرین نکن به عوض ان برو یک کمی فکر کن کجای عقیده مولانا به عقیده من و تو میماند.
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
وقتی تکه گوشتی گندید، آفت به جانش میافتاد! حوزه فارس در تعفن اندیشه های قرون وسطایی مذهبیون دارند جان میبازند و دراین شبستان توحش، اقای فارابی تمام مفاخر زبان و ادبیات فارسی را به ریش ترک ها میبندد و همه سیه روزی های شکست و شرم ساری را به ریش جناب خمینی و خامنه یی ختم مینماید! براستی که عقده مندانه تر از این نوشته ندیده بودم! حیف کابل پرس!
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
حقیقت چقدر تلخ است برای این دوستان. زبان دری که شما به آن تکلم می کنید محصول قرن ها همت و تلاش تورکان بوده و اگر تورکان نبودند این زبان تا این اندازه پهناور نمی شد و زبان شما بهتر از پشتو یا بلوچی و یا اینکه در بهترین حالت کردی معلول نبود.
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
همينقدر ميدانم كه حامد فاريابى يكى از بهترين شعراى عصر ما او برادر ارشد نويسنده همين مضمون است كه عبارت از داكتر صاحب همت فاريابى باشد.
تركان در طول تاريخ در خانه و كوجه هميشه اوزبكى حرف ميزنند ولى شعر ناب زيبا به فارسى ميسرايد.
عزيزه عنايت هم تركتبار است ولى شاعر زيباكلام فارسى است.دو مثال از همين دورو بر اوردم كه اين مردم هيج تعصب ندارند.
اصلا ترك و تاجيك دوبرادر هستند كه خيلى با هم بيوند خورده اند كه حتى جدا كردن انها مشكل است.ازدواجها بين اين دو قوم خيلى بيوند ها را بخته تر ساخته است. خانم داكتر همت فاريابى از بنجشير است يك انسان تحصيل كرده است.در تر كيه از مولاناى بزرك با عظمت ياد ميشود كه در كشور ما حتى بوى ان نيست . جرا كه بشتون نيست. اكر بشتون ميبود امروز بالاى مردم جقدر بف ميشد.ببينيد در هر شهر سرك,مكتب ,شفا خانه بنامهاى جند تا خاين با كستانى نامكزارى ميشود ولى بنام اين مرد بزرك نا جيز است.
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
ها ها....مولنا هم ترک شد...و زبان پارسی هم ترک ها به این مقام رساندن...پس اقای فارابی چرا نوشته ای عالمانه ات را به تورکی بچاپ نمی رسانی؟هیچ گربه ای از برای خدا موش شکار نمی کند.......اگر مولنا ترک هم می بود...نباید مثنوی به اوزبکی نوشته می شد..برای اینکه ایدهء مولنا و محتوای مثنوی جای همخوانی وبستری مناسب در فرهنگ تاریخی اوزبک و ترک قرغیز نداشت... بنأ .مولنا در مثنوی و دیوان شمس....با شرم فرهنگ انسانی چون امیر تیمور لنگ، علاءالدین جهانسوز، چنگیز خان؛ چختای.،ایلگ خان.ووووو چه باید می کرد؟ اگر مولنا همه ایده های انسانی خود را به پارسی توشته کرده ..دلیل خود را دارد...1 مولنا از پدر و مادر پارسی زبان بوده 2.پارسی زبان و فرهنگ انسانی و بستری مناسب برای تراوش فکری مولنای بزرگ...بوده... روح مولنای بزرگ شاد و افتخاری جاویدان به فرهنگ سنگ نوشته ء همه پارسی گویان!
آنلاین : http://kabulpress.org
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
چرا تورکان تورکستان جنوبی که خود زبان دری را بوجود آورده اند به آن صحبت نکنند؟
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
یفتلی صاحب، همان یفتلی ها که شما بدان تخلص انتخب نموده اید تورک بوده اند و افتخارات زیادی در خطه ما از خود بر جاد گذاشتند.
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
زال کودن نادان در حماقت تو تعجب میکنم با همه نادانی ات چقدر گستاخ استی که چوت انداز گپ میزنی وخودرا حق به جانب میدانی او بیسواد لوده گپ هایت مثل گوزت متعفن ااست .
تودر کدام تاریخ خواندی که فارسی را ترک ها بوجود آورده اند او دنباله رو کور همان تاریخ را نام بگیر, نه تاریخ که تالیف ترکی ها باشد و یا اجیران اوزبک شان مانند عنایت اله شهرانی ویا اکبر فاریابی .
باز تو خودرا به کدام اساس و رشته ترک میگویی ؟ این را هم در کتابهای فاریابی خوانده یی کودن بیسواد تو خودرا تاحال نشناخته یی ای مضحک مزخرف .
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
اقبال لاهوری هم به زبان فارسی شعر گفته است ایا او هم پاکستانی نیست؟ بیدل هم به زبان فارسی شعر گفته است ایا او هم هندی نیست؟
زبان فارسی مربوط یک قوم نیست. سلطان محمود غزنوی هم ترک بود اما بیشترین انکشاف زبان فارسی در زمان او صورت گرفت. حاکمان مغولی هند، زبان فارسی را در هند انقدر گسترش دادند که به زبان رسمی در هند تبدیل شد.
من فکر می کنم که رویکرد خونی و نژادی و قومی تعدادی از فارسی زبانها به ضرر زبان فارسی است و این زبان را در نهایت به یکی دو قوم محدود خواهد کرد.
از طرف دیگر، مولا از ترکیه بزرگ شد و در انجا زندگی کرد و فوت شد. اگر با هر منطق نگاه کنیم او یک ترک است و اهل ترکیه.
اگر زبان فارسی کسی را ایرانی می کند پس بیدل هم باید ایرانی باشد و همچنان هیچ کسی که فارسی بلند نیست نباید ایرانی باشد.
در خانقاههای پاکستان و هند هنوز با زبان فارسی سرود و شعر می خوانند. ایا همه ای این صوفی ها ایرانی هستند؟ نه خیر. زبان فارسی یک زبان فرا قومی بود و لذا اقوام مختلف می توانند فارسی زبان باشند. پس دلیل نمی شود که فارسی زبان بودن مولانا را دلیل بر ایرانی بودن او بگیریم.
اسم ابو علی سینا هم عربی است. اکثریت مطلق نوشته هایش هم به زبان عربی است. ایا ابوعلی سینا یک عرب است؟ هم چنان اکثریت شخصیت های علمی اسیای میانه، ایران و افغانستان در گذشته به زبان عربی می نوشتند ایا اینها همه عرب هستند؟
از طرف دیگر، مولوی را ما نباید از حدش بیشتر بزرگ کنیم. او یک شاعر و صوفی بود و بس. افکارش هم بسیار پیچیده نبود. او در شعرهایش به مدارا و گذشت تاکید دارد و در پی شریعیت دین نیست بلکه در پی حقیقت است که از نظر او در اموزه های ادیان مختلف چون مسیحیت و اسلام و یهودیت می توان یافت شان. این افکار خیلی هم پیچیده نیستند و اصلا نمی شود مثلا از نگاه ارزش ان ان را با افکار نیوتن مقایسه کرد.
لذا، مولوی هم یک انسان عادی بود که طبع خوبی برای شعر داشت. از قضا چون جهان غرب محور است و اشعار مولوی به خاطر تعریفاتش از عیسی مسیح مورد پسند امریکایی های مذهبی قرار می گیرد لذا این طور ما را اشفته کرده است. مدال یونسکو هم یک چیز بسیار غیر عادی نیست. در یونسکو برای شخصیت های بسیار مدال وجود دارد. ما گاو دیگران را نمی بنیم اما گوساله ای خود را گاو فکر می کنیم.
بیش از صد سال بود که هموطنان ما اریا و اریایی گفته گلو پاره می کردند. اما حالا که ثابت شده که ایده ای اریایی و اریا اصلا یک ایده استعماری بوده است و مخصوصا دانشمندان علم ژنیتیک هند ان ایده را کاملا از اعتبار انداختند، تعدادی از ما هنوز اریایی مانده ایم و به فکر نژاد نجیب هستیم. حتی اسم کشورهای خود را بر اساس یک ایده ای استعماری درست کردیم مثلا ایران و اریانا. و حالا که ما اریایی اریایی می کنیم همان غربی که این ایده را ایجاد کرد به ریش ما و به حماقت ما می خندند.
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
فکر نکنم مولانت ترک کله خام بوده باشد.همان فارس بود چون مغزش مثل فارسها و یهود ها قوی بود.
عقل ترک به پشم گوسفند و دنبه گوسفند قد میدهد.
_
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
نخست اینکه زبان پارسی با پیشینه ای درخشانی که دارد ، یک زبان فراقومی وفرا منطقوی است ؛ اما با کوتاه ترین سخن باید بگویم که ، اگر امپراتورهای که زبان مادریشان با زبان پارسی همگون نبوده وزبان مادری را بازگذاشته بودند ودرگسترش این زبان کوشیده اند ، منت گذاری نباید کرد که این زبان بوده است که امپراتوریهایشان را اداره نموده وبرایشان نام ونشان شایسته به میان آورده است . یعنی به چنین زبان با پیشینه وفرهنگ گوارای که ریشه در رگ تاریخ دارد ، احتیاج داشتند! دوم اینکه مولانا ترک بوده ویا تاجیک ، بسیار اهمیت خاص ندارد، زیراکه نظر به شواهد تاریخی ترک وتاجیک از یک ریشه هستند ودر قلمرو ایر ویا آریا که زمین آنها بوده ، نه نجابت ! یکجا وبا هم زیسته اند وبسیاری گاه باهم جنگیده اند واین روابط اجتماعی ناگذیری های زمانش را داشته است. ما نمیتوانیم بطور قطعی حکم نماییم که فلان دانشمند خراسان زمین این بوده ویا آن ! هرچه وهرکه بوده اند خودشان با نوشته های که دارند واندیشه های که بجا گذاشته اند ، بهتر از قضاوت وداوری ما در روشن شدن هویتشان چیزهای بجا مانده اند؛ وسخنان واندیشه های مولانا جلال الدین بلخی رومی ، شاید درجهان امروزی بینظیر ترینها باشد که بعد روحانی وروانی انسانها را با درایت بلند بالا رونما میگرداند که هیچ دانشمند دنیای امروزی بر پایه این اندیشه ها رسیده نمیتواند. مرده بدم زنده شدم...گریه بدم خنده شدم ... دولت عشق آمدو من .. دولت پاینده شدم ویا فلسفه تکامل مولانا که با چند پاره سرود بیان شده است ومثنوی معنوی وکلیات شمس تبریزش ، مثل ومانند ندارد. وهم در باره اقوام ترک تبار باید اشاره کرد که ، ترکها هم از لحاظ نژاد وهم از لحاظ زبان خیلی باهم فاصله دارند ، مثلن ترکهای مغول ویا منگولها را نمیتوان با ترکهای آذری واستنبولی مقایسه کرد! زبان هزاره ها پارسی است وقرار گفته های بعضی دانشمندانشان ، خودرا از نگاه هویتی ترک میگویند وزبان آذریها ترکی است ولی دانشمندان هویت راستین آنهارا پارسی ویا تاجیک میگویند وهمنطور ترکهای ترکیه امروز را نگاه کنید که از لحاظ فزیونومی هیچ ربطی با بعضی ازبیکها وترکمنهای آسیای میانه ندارند وزبانشان هم بسیار فرق دارد. شاید بیشتر یونانی نژاد باشند که زبانشان ترکی شده است. روی این مطلب مهیم نیست ومهیم اینست که مولانا یک انسان بود که همه اقوام گوناگون دنیای آنروز وی را از خود میدانستند وامروز هم بزرگترین وبهترین شاهنامه های درخشان را به زبان پرقوت وزیبای پارسی برای همه پارسی گویان این گیتی یادگار مانده است که قابل فخر ما وترکتباران پارسی گوی ودیگران میباشد. سعادتمند باشید.
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
آقای فروزانفر! تاریخ بهترین گواه است که قبل از پیدایش زبان دری تورکان دارای امپراطوری های وسیع بوده است. اگر برای لحظه ای ادعای بی اساس شما را بپذیریم این زبان شما که بیشتر از 75 در صد آن را کلمات عربی و تورکی تشکیل میدهد، برای امپراطوری تورکان نام و نشان شایسته آورده باشد پس این سوال را صادقانه جواب دهید که چرا متکلمین این زبان از قدرت و اعجاز آن تا کنون بی بهره مانده اند؟ زمام داران صد سال اخیر کشور دری زبان و غیر آن نه تنها به این لسان تکلم می کرده بلکه میلیون ها میلیون مال بیت المال را در راه رشد و انکشاف این لسان به مصرف رسانده است، کدام این زمام داران از فیض و برکت این لسان صاحب نام و نشان شایسته شدند؟ لطفاً یکی را نشان دهید. انصاف خوب چیز است اگر آدم داشته باشد!
آقای غبار درصفحه (۱۷۷) جلد اول تاریخ خویش می نویسد: « میرزا عبدالقادر بیدل ازمشهورترین شعرای دری زبان؟؟؟!!! هندوستان است که او به تنهایی می تواند تاریخ ادب دری هندوستان را تشکیل کند، البته سیطرهء استعماری اروپایی ها درهندوستان ازقرن هجدهم به این سو توانست که زبان وادب دری را مثل اسقلال ملی هند ازسرحدات آن کشور براند وجایش را به زبان انګلیسی بسپارد.»
نوشتۀ فوق را با دقت بخوانید چگونه با رفتن حامیان زبان شما، از سرحدات کشوری بیرون انداخته میشود.
در رابطه به " کشف " شما و عدۀ دیگر مبنی بر اختلاف هیات ظاهری ازبک ها با تورک ها باید گفت که شما و کسانیکه مثل شما می اندیشند در حقیقتت نقش اساسی محیط زیست و موقعیت جغرافیایی روی فردی که در آن زندگی می کند، دست کم گرفته اید. عدم آگاهی و معلومات لازم شما از تاثیر تعین کنندۀ شرایط و محیط جغرافیایی بالای رفتار، شخصیت، صدا، سیما، و رنگ انسان ها، منجر به قضاوت نادرست گردیده است. به یقین بدانید که در جهان هیچ زبان شناس و مردم شناس که عمر شان به تحقیق و بررسی سپری شده و هر کدام آن ها به چندین لسان مسلط اند، تا کنون این را نگفته است که ازبک ها تورک نیستند. جای نهایت تاسف است که در بارۀ موضوعی که کوچکترین اطلاعی ندارید، با چه جسارتی ابراز نظر می کنید؟
کارل گوستاو یونگ روان شناس و متفکر برجستۀ سویسی در صفحۀ 209 کتابش " روح و زندگی " ترجمۀ داکتر لطیف صدقیانی در بارۀ تاثیر محیط چنین می نویسد: " رمز و راز زمین نه شوخی است و نه تناقض. باید دید که چگونه در امریکا، اندازه های جمجمه و لگن خاصره تمام نژاد ها رنگ سرخپوستی به خود گرفته است. این رمز و راز خاک امریکا ست و بدینگونه هر زمین یا خاک دارای رمز و راز خویش است.»
البته یادم رفته بگویم که با نسبت دادن این " کشف " به شما در حقیقت به حق آقای پورپیرار جفا نمودم زیرا این " کشف " از آن او است. سوال های لاجواب خانم لیلا را از سایت آقای پورپیرار درینجا نقل می کنم.
نویسنده : لیلا
چهارشنبه، ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۸۸ ساعت ۰۸:۳۳
آقای پورپیرار شما روشن بگویید قبل از ورود زبان تورکی به ایران وترکیه کدام زبان در این کشورها تکلم می شده است؟ ما در روستاهای مغان کسانی را هم داریم که به تورک های آسیای میانه شبیه هستند. این مطلب را چگونه توجیه می کنید؟ شاید تورکان در مهاجرت های متعددی که از شرق به غرب کرده اند واختلاط نژادی که به وجود آمده دلیل این همه تفاوت باشد (عرض کردم شاید ) ما در آزربایجان ادبیات محلی وفولکوریکی که داریم می توانم بگویم که در جهان بی نظیر است .رقص لزگی ما مانند ساکنان آسیای میانه است. پس این رقص ها واین ادبیات اگر بومی نبوده چرا از بین نرفته وچرا در مناطق دیگر گسترش نیافته؟ تورکان به راحتی می توانستند سایر مناطق ایران وعراق یا تورکیه را (که کرد یا بلوچ ویا عرب ویا لر هستند ) تورک کنند .چرا در این مناطق تورکی تکلم نشده؟
پاسخ:
عابدی : خانم لیلا. گمان می رود مستند تختگاه هیچ کس و از آن مهم تر مستند طوفان نوح را ندیده اید. هنوز از موضوع خالی بودن ایران از سکنه تا همین دوران صفویه را درک نکرده اید. به تر است عصبانیت و سوالات خود را به همان مراکزی ببرید که تخت جمشید نیمه کاره را گوهر معماری جهان و سومر ها ، عیلامی های بی زبان را ترک گفته اند.
نویسنده : لیلا
چهارشنبه، ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۸۸ ساعت ۰۷:۵۹
با تمام احترامی که به شما آقای پورپیرار قائلم من خود را یک تورک میدانم.چگونه ممکن است یک زبان تا عمق روستاهای آزربایجان نفوذ کند در حالی که سیستم نژاد پرستی فارس در این 80 سال گذشته آن هم با تکنولوژی امروزی نتوانسته یک روستای تورک یا تورک را فارس یا فارس زبان کند؟ چگونه ممکن است زبانی به این صورت وبه شکلی قارچ گونه در این ناحیه به وجود آید ورشد کند وهیچ مقاومتی در راستای آن صورت نگیرد؟ اگر این زبان زبانی تحمیلی بود مردم آزربایجان بار دیگر هم می توانستند زبان فارسی را بپذیرند .