در خبرنامه منتشره روز چهارشنبه نزدهم دسامبر 2012 میلادی فارسی بی بی سی مطلبی را تحت عنوان “مولانا وتركان” نوشته شده توسط یكی از همكاران خبری فارسی بی بی سی بنام مهرداد فرهمند مطالعه كردم كه بیانگر آن بود، بی بی بی سی فارسی نه یك شبكه خبر رسانی برای مردم است بلكه یك ماشین ستیزه جویی، هویت سازی و تقلب كاری است كه طبق میل خود ویا بنابر فرمایشات دیگران برای هر كس هویت می بخشد. آنچه كه این تلاش برای تحریف هویت مولانا جلال الدین محمد بلخی درین گزارش گونه عیان است.
من درین نوشته خود قصد ندارم كه ثابت كنم ، مولانا تورك است ویا بابه كلان رضا شاه پهلوی ویا آیت الله خمینی ویا كه كدام پنجابی دیگر است. درین ضرورت نیست زیرا كه در مورد ثبات هویت حقیقی و ذریات اصلی مولانا اسناد و شواهد زیاد وجود دارد، تآكید بالای چیز های ثابت، كار بیهوده است و آن به مفهوم پخسه زدن بالای بنیاد كانكریتی است كه تآثیری بالای بنیاد پخته ندارد. از جانب دیگر تورك بودن مولانا شكم گرسنه مردم مرا سیر نمیكند و غیر تورك بودن آن از فشار بی عدالتی و استبداد برعلیه مردم من نمی كاهد. مگر در ارتباط همچو مسئله عقیده به آن دارم كه برای اغراض و مقاصد سیاسی، برتری جویی های نژادی، قومی و زبانی نباید به تحریف هویت شخصیت های بزرگ تاریخی دست یازید.
از قرار اسناد و شواهد تاریخی كه تا هنوز از جعلكاری و دستبرد ایران وحلقات همفكر او مصئون مانده است، مختصرآ چنین استنباط میگردد: مولانا جلالالدین محمد بلخی فرزند بهاوالدین ولد در بلخ افغانستان تولد یافته و زبان مادریاش تورکی و زبان دومیاش فارسی (دری) بوده و مولانا در سن شش سالگی با پدرش سلطانالعلما از طریق ایران به قونیه تورکیه امروزی هجرت نموده و در لحظه عبور خود از ایران با شیخ فریدالدین عطار ملاقات نموده است. در توركیه امروزی مسكن گزیده و عاقبت در آنجا وفات و در قونیه مدفون میباشد. مولانا در خانۀ خود بزبان تورکی صبحت مینموده كه این گونه باهم آمیختگی زبانهای توركی و تاجیكی ویا فارسی تا به امروز ادامه دارد، همانطوریكه شعرای تورك پارسی گوی عصر امروز ساكن ایران، افغانستان و تاجیكستان همه در فامیل های خود به زبان توركی اوزبیكی، آذری ویا توركمنی صحبت مینمایند و مثال آن درین كشور ها به هزاران تن میرسد كه ذكر اسامی آنها درینجا باعث تطویل كلام میگردد و حتی در مورد آثار و اسامی ایشان كتابهای جداگانه تآلیف گردیده است. از مجموعه آثار مولانا برمیآید كه او در پهلوی آثار فارسی، اشعار تورکی و اشعار مختلط “شیر وشكر” بسیار دارد و این شعر آن برای همه شناخته شده است:
ترکی همه ترکی کند ***** تا جیک تا جیکی کند
من ساعتی ترکی کنم ***** یک لحظه تاجیکی کنم
گویند كه یك لحظۀ تاجیکی گفتن او همان شعر سرودن او به زبان فارسی است.
چند بیت از اشعار مختلط “شیر وشكر مولانا:
دانی که من به عالم یالقیز سنی سئور من***** چون در برم نیایی اندر غمت اؤلر من
من یار باوفایم بر من جفا قیلورسان ***** گر تو مرا نخواهی من خود سنی دیلر من
روی چو ماه داری من شاد دل از آنم ***** ازآن شکر لبانت بیر اؤپکنک دیلر من
تو همچو شیر مستی دانی قانیم ایچرسن ***** من چون سگان کویت دنبال تو گزر من
فرمای غمزه ات را تا خون من بریزد ***** ورنی سنین الیندن من یارغویا بارین من
هردم به خشم گویی بارغیل منیم قانیمدان *****من روی سخت کرده نزدیک تو دورورمن
چند بیت از اشعار توركی مولانا:
اوسون وارسا ائي عاقيل*****زنهار مالا آلدانماقيل
شول نسنهيي كيم سن قويوب*****گئدهسين اول بوندا قالا
سن زحمتيني گؤرهسين***** دونيا ماليني دورهسين
آنلار قاليرلار، خرج ائديب***** آنمايالار سني بيله
درجایی دیگر مولانا میگوید:
رها كن حرف هندو را ***** ببین تركان معنی را
من آن تركم كه هندو را ***** نمی دانم، نمی دانم
منبع: سایت سوزوموز
البته تعصب را كنار زده و این منطق ساده را هم نباید فرموش كرد كه یك شاعر غیر تورك هیچگاهی به زبان توركی شعر نسروده است.
به هر حال این یك یادآوری ضمنی بود و با این اختصار هر كس قضاوت و برداشت خود را بكند. اگر تورك بودن و غیر تورك بودن مولانا شكم كسی را سیر میكند و ازین همه بدبختی ها نجات میدهد، بگذار آنرا بگوید ولی نه با ستیزه جویی و توهین این ویا آن خلق و تجعیل هویت شخصیت های تاریخی و فرهنگی كه خدمات بی نظیری برای بشریت انجام داده اند.
درین شكی وجود ندارد كه مولانا جلال الدین محمد بلخی و دیگر توركان پارسی گوی مانند “ ابو نصر فارابی، ظهیرالدین فاریابی، ابوعبید جوزجانی، نسیمی، انوری ابیوردی، خاقانی شیروانی، نظامی گنجوی، الخوارزمی، شمس تبریزی، ابوالمعانی بیدل، ابوریحان البیرونی، شیخ محمود شبستری، زیبالنسا مخفی، میرزا اسدالله غالب، امیر خسرو بلخی دهلوی، فرخی سیستانی و صدهای دیگر “ فرامرز تر از آن است كه من ویا شبكه خبر رسانی فارسی بی بی سی فكر میكند. اینها به تمام بشریت متعلق هستند و تلاش به تجعیل هویت ایشان و سو استفاده از نامهای آنها برای دامن زدن به برتری جویی نژادی، قومی و زبانی قبل از همه جفا در حق این اشخاص خواهد بود.
اما بخش فارسی بی بی سی كه تربیون بلا كنترول را در اختیار دارد، میتواند هم ناشیانه و مضحكانه ادعا كند كه مولانای بلخی زمانی خبرنگار ایشان در نزد آیت الله خمینی بود !!! چون هیچ نوع بازجویی از گفته های شان وجود ندارد و هیچ گونه مسئولیتی هم احساس نمیكنند. گاهی هم نشرات آنها مستقیمآ تحت تآثیر خواسته های حكومت ایران صورت میگیرد، زیراكه اعضای فامیل بعضی ازین خبرساز ها در ایران زیست میكنند و بنابر قول همین بی بی سی چندی قبل همچنان تهدیداتی برعلیه خبرسازان بی بی سی از جانب حكومت آخندی ایران صادر گردید كه گویا این ویا آن برنامه بی بی سی مطابق خواست و میل حكومت ایران نیست و اداره بی بی سی وشخص رئیس بخش فارسی بی بی سی آقای صادق صبا ناراحتی جدی خود را از ناحیه تهدید اعضای فامیل های این خبرنگاران بی بی سی در ایران ابراز نمود. بنآ این هویت سازی های جعلی گاهی ناشی از عقده ها و تعصبات همكاران بی بی سی صورت میگیرد و گاهی هم تحت تآثیر و به فرمایشات حكومت ایران انجام می پذیرد.
همانطوریكه فوقآ تذكر رفت هدف این مطلب كوتاه به هیچ وجه ثابت ساختن تورك بودن مولانا نیست وبه آن ضرورتی هم وجود ندارد بلكه صرفآ معطوف ساختن توجه مسئولین بی بی سی و همچنان آنانی است كه وقتآ فوقتآ برای ایجاد خصومت ها در بین اقوام افغانستان و حتی خارج از مرز های آن دست به ماجراجویی ابلیسانه زده و عقده های تورك ستیزی خود را فرو می نشانند و احتمالآ مزد اضافی هم ازین مزدوری خود از طرف حلقات معلوم الحال نژادپرست دریافت خواهند كرد. برای بدست آوردن مقصد و فرو نشناندن عقده های خود این قماش مردم آنقدر ذلیل ومبتذل میشوند كه در گفتار شان نه اصلی ونه منطقی وجود دارد.
در گزارش خبر نگار بی بی سی فقط همان میتود شناخته شده استناد و تحلیل بكار رفته است كه اصولآ معتقدین حقانیت تاریخ آریائی برای اثبات اندیشه خود دست به استناد داستان های تخیلی و افسانه گویی های خودساخته و خود پرداخته می پردازند. این گزارشگر نیز برای ابراز خصومت ورزی خود با توركان، چند بیتی از مولانا را برگزیده و كلمات “ترك” را به زعم ذهن علیل خود توجیه و تفسیر كرده و مآموریت مقدس گزارش و تحلیل یك خبرنگار را روپوش رذالت، فتنه گری و شیطنت خود كرده است.
این خبر پرداز فارسی بی بی سی سم پاشی خود را با نقل قول چندی از غزلیات مولانا كه به مزاق تحلیل مریضگونه آن جور آمد دارد، بنا می نهد كه در واقع این اشعار اصلآ در بحث تورك بودن ویا غیرتورك بودن مولانا ربطی ندارد. این آقا، درین گزارشگونه خود تلاش مذبوحانه كرده كه تا چیزی در اشعار مولانا در گیرش بیاید كه از آن برای بی حرمتی برعلیه توركان مستفد شود. یا به عباره دیگر تفنگ چره یی را دیوانه وار با هدف و بی هدف به هر استقامت فیر كرده به امید آنكه ساچمه یی ازین به هدف بخورد. بدینگونه تمام واقعیت های عینی در ارتباط به هویت اصلی و ذریات حقیقی مولانا را كه چند كلمه از اختصار عیان و بیان آن در بالا ذكر شد، در زیر چادر سیاه تعصب و خودخواهی پنهان كرده و فقط احساسات ستیزه جویی غیرمسئولانه را ملاك قضاوت خود قرار داده است. تاكه ترسبات ذهن مریضگونه خود را جانشین واقعیت های عینی نماید.
در اخیر میخواهم توجه مسئولین بلند پایه رادیوی بی بی سی را به این همه بی بند و باری های بعضی از همكاران خبری آن معطوف بدارم كه اگر جلو این همه ولگردی ها گرفته نشود و ادامه دامن زدن اینگونه خصومت ها از تربیون بی بی سی برعلیه این ویا آن خلق، به اعتبار رادیو بی بی سی نخواهد افزود.
برای خلق تورك و به خصوص خلق تورك افغانستان یاددهانی میكنم كه متوجه باشند، هر آن مطلبی كه از از تربیون میدیای فارسی بی بی سی در ارتباط به هویت، تاریخ و تمدن تورك ها به نشر میرسد، اساسآ تقلب، تحریف، تجعیل و خصومت ورزی با تورك ها میباشد، همانطوریكه بارها این مسئله مشاهده گردیده است.
و من الله التوفیق
خوانندگان محترم میتوانند محتوای مطلب مورد نظر این مضمون را تحت عنوان “مولانا و تركان” در سایت فارسی بی بی سی دریابند
نظرات
63 دیدگاهاز تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
چنگیزی زبان فارسی ناقصل الخلقه است، تو که ناقصل الخلقه نیستی، اینکه زبان فارسی قادر به ساخت فعل ساده از اسم و صفت و بلعکس نیست چه ربطی به استعمارگران دارد؟ این مثل آن میماند که بگوئی به دلیل وجود یغما گران، در فلان منطقه باران نمیبارد، اندیشه در بستر زبان شکل میگیرد، زبانی فارسی اندیشه خلق نمیکند، جهل خلق میکند، یک کشور توسعه یافته و پیشرفته فارس زبان وجود ندارد، در داستانهای شاعران فارسستان را خیلی گنده کرده عید، دوران شاعران به سر رسیده، دنیای مدرن با مرگ شاعر شروع میشود، پیروزی نویسنده با شاعر، پیروزی نثر بر شعر آغاز پروسه مدرن شدن است، در روستای فارسی مدرنیته شکست خورد چونکه نویسنده بر شاعر پیروز نشد.
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
چنگیزی این زبان فارسی است که در دوران مدرن کلّه پا شده، تو چرا کلّه پا میشوی ، فارسستانیان عادت به ((( مغز گاو خوری دارند، کلّه پاچه غذای معروف فارسستانیان است ))) انگار این چنگیزی در مغز گاو خوری زیادی افراط کرده و مثل ((( شعبان بی مخ ایرانی)))) ادب را نیز رعایت نمیکند، ادبیات حالیت نیست کسی تو را مجبور نکرد تا به دفاع از ادبیات فارسی ناتوان و بی مقدار بپردازی
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
چنگیزی/ سیدخلیل الله خان هاشمیان که خودت را زیرنام بهمن تا کنون پنهان کرده بودی!
دربرابر تو انسان دیوانه ادب را رعایت کردن عین بی ادبی است، بخاطریکه نه تو عزت داری ونه هم شرف ونه هم آبرو، درنوشتهء پرویز بهمن درسایت کابل پرس آمده که برادرت حیدرمسعود هم ازبداخلاقی تو درایام جوانی ازتو بیزار بود. تو یک انسان سخت عقده ایی ووبیمار استی.
زیرنام دشمنی با فارسیستان ایرانی زبان بخش ازانسانها را توهین میکنی که خود دربستر آن رشد وپرورش یافته ایی وازخیرات آن سالها دردانشگاه کابل بنام استاد نان خورده ایی وحالا هم به همین زبان، خود زبان را دشنام میزنی. این مثل این است که کسی با مادرخود زنا کند وبه آن مباهات وافتخار هم بکند که مادر من از اول ناقص الخلقه بود روی همین علت من هرشب بالایش سوار می شوم.
من ازتو پدر لعنت بی مادر پرسیدم که اگر زبان عامل پیشرفت وترقی ملت ها میشوند بفرما مطابق تیوری خود بافتهء خودت ثابت کن که زبان عربی با آن همه زایا بودنش چرا نتوانسته که گوینده گانش را مانند کشورهای غیرمسلمان به کرهء ماه برساند. درکشورهای اسکندناوی که من خود ترجمان زبان سویدی می باشم؛ زبانهای سویدی، دنمارکی ونرویجی، فقط کمتر ازیک قرن بین سه نام سویدی ودنمارکی ونرویجی تقسیم گردیدند قبل ازآن همه یک زبان بحساب می آمدند. سویدی ها خود به این اعتراف دارند واین را بدون هیچ شرم وحیایی میگویند که زبان ما یک زبان گدایی است، درین زبان حتی اززبان پشتو هم کلمات و واژه ها وارد شده است. سویدی ها خود معترف اند که هفتصد سال قبل نیاکان شان باهمین زبان درجنگلها مانند حیوانات درنده گوشت انسانهای مرده را میخوردند، اما حالا به یکی ازپیشرفته ترین کشور های جهان تبدیل شده اند. پس بفرما بمن ثابت بساز که آیا زبان گدایی ویا عقیم ویا سترون اینها را به قله های پیشرفت رسانده است ؟
اینکه میگویی که اندیشه دربسترزبان رشد میکند ولی چرا این را نمیگویی که خود زبان درکدام بستر باید رشد کند؟
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
معلوم است كه اگر دلیل ومنطق نداشتید ، دشنام میدهید وهمه دلیل ومنطق شما به دروغ ها وافسانه های فردوسی استوار است وهر آنچه از آن چوكات خارج شود ، دشنام میدهید . آقای بهمن نام با استدلال توضیح میكند كه زبان فارسی ، یك زبان فقیر وضعیف است ، فرهنگ عمید در پیشگفتار خود همین مسئله را با یك شكل دیگر توضیح داده است كه از آن بر میآید كه هشتاد فیصد كلماتیكه در فارسی استفاده میشود ، همه از زبانهای عربی ، تركی ، انگلیسی وفرانسوی هستند . این خو جای دشنام دادن را ندارد .
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
چنگیزی کشورهای عربی کسی را به ماه نفرستاده اند، مگر در همان سوئد یا آلمان کسی به ماه رفته است، ولی چیزی که کشورهای عربی قادر به انجام آن شده اند، فارسستان، روستای فارسی مثل خر تو گل مانده، میدانی آن چیست؟ چونکه مغز گاو زیاد خوردهای جوابی نداری پس من جوابت را میدهم، کشورهای عربی برخلاف فارسستان و ایران عقبمانده تو ثابت کردند (((( نفت و گاز مانع توسعه و پیشرفت ))) نیست. آیا ((( اقتصاد رقابتی حالیت است مغز گاو خور ))) ، کشور قطر در اقتصاد رقابتی رتبه ۱۱ را گرفته، یعنی بین کشور دانمارک و ژاپن، ((( شعبان بی مخ ایرانی ))) میدانی رتبه ایران چیست؟ ۶۶ ، میدانی امارات دارای چه رتبهای است؟ ۱۸، میدانی عربستان دارای چه رتبه است؟ ۲۴ ، این ارقام کجا و ایران عقب مانده تو کجا با رتبه ۶۶ مغز گاو خور. در حیطهی ادبیات، ادبیات عرب با ((( نجیب محفوظ ))) چندین دهه پیش جایزهٔ نوبل ادبیات گرفت در حالیکه ادبیات فارسی هیچ چیز در دنیای مدرن خلق نکرد. (( شعبان بی مخ ایرانی )) حالا فهمیدی کی به کیه؟ در کشورهای عربی، عقلانیت حکمفرما شده، در در ایران عقب مانده تو با آن زبان عقب ماندهٔ فارسی، تفکر هنوز سنتی است. برو یک مدرک ابتدائی بگیر مغز گاو خور
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
چنگیزی/ به شرف تو سیدخلیل الله هاشمیان مفعول لعنت! واقعا ترا برادرت شناخته بود که تو حرامی استی بالاخره گوه خوردی وچرند نوشتی تمام پیشرفتها را به جایزهء نوبل نجیب محفوظ محدود ساختی، واقعا که بی ناموس ومادرزنا استی. آیا جایزه دریافت کردن نجیب محفوظ دلالت براین میکند که تمام دنیای عرب قادر میشوند که با زبان شان بطرف قله های پیشرفت وترقی گام بردارند وآنانیکه ازین جایزه محروم شده اند ملتهای شان تا ابد درپس مانده گی وعقب مانده گی باید بسوزند؟ اینکه نجیب محفوظ جایزهء نوبل دریافت کرد ولی چرا ملت مصر با آنهمه زبان عنامند وشخصتهای اندیشه ورزی چون نجیب محفوظ بازهم به دامن اخوان افتید و به همان تهلکه ای که افتیدند که دیروز یران افتیده بود؟ چرا این جایزهء نوبل واین زبان غنامند آنها را ازین قهقرا نجات نداد؟ مگرنمیدانی که بجای خمینی امروز درسرزمین نجیب محفوظ جنبش اخوان برسراقتدار رسیده است؟ فرق بین محمود مرسی واحمدی نژاد نزد تو بی ناموس درچی است؟ آیا دنیای عرب با آن زبان زایایی شان بغیر ازنفت وگاز که آنرا هم امریکا واسرائیل برای شان استخراج میکنند دیگر هیچ مشکلی ندارند. آیا خودت روستاهای کشور اردن را دیده ایی؟ روستائیان عراق را ازنزدیک ملاقات کرده ایی؟ صعید مصررا دیده ایی؟ بی ناموس! تو ازقطر وکشورهای خلیج صحبت میکنی. آیا آنجا هارا ازنزدیک دیده ایی؟ توبی ناموس نمیدانی که زبان انگلیسی درآنجا چقدر گوینده خصوصا دربین اعضای خاندان سلطنتی دارد؟ آنها مانند تو مادرشان را هم به امریکایی به حراج گذاشته اند. هیچ ضرورتی حتی به زبان عربی احساس نمیکنند، زبان عربی برای یک دختر دانشگاه پاس قطر نماد تخلف وعقب مانده گی است وازتکلم به آن می شرمند. ولی توبی ناموس بی می مست استی وفکر کرده ایی که علی آباد شهراست. مگر ایران نفت وگاز ندارد. مگر درزمان شاه قبل ازرژیم آخوندی ایران مراحل پیشرفت را نمیپمود مگر حالا حتی همین ایران آخوندی باتمام مشکلاتانش موشک های دور برد تولید نمیکند مگر موشکهایش همین اکنون در دست جنگجویان حزب الله قرار ندارد وهرازگاهی به اسرائیل حمله نمیکنندد؟ این چه مزخرفات میگویی بی پدر مادرزنا؟
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
چنگیزی من آن کسی که تو میگی نیستم، پس زیاد خودت را خسته نکن، بریم سر اصل موضوع، تو هنوز نفهمیدهای که مرسی مصر با احمدی نژاد فارسی فرق دارد، میدانی چرا مغز گاو خور؟ ایران عقب مانده با اون زبان فارسی عقب مانده در دنیا منزوی شده، مصر منزوی نشده. برای احمدی نژاد اقتصاد مهم نیست. برای مرسی مصر اقتصاد در اولویت قرار دارد، ببین تو چقدر مغز گاو خوردهای که قطر، امارات متحده عربی و و را با زمان شاه در ایران عقب مانده مقایسه میکنی، رضا شاه و زبان فارسی چنان در تولید جهل جامعه فارسی را به قهقرا بردند که فارسستان عکس خمینی را در ماه دید، در کجای کشورهای عربی کسی عکس شیخی را در ماه میبیند؟ اصلا ایران عقب مانده تنها کشور روی زمین است که مردمی عکس یک آخوند را در ماه دیدند. هم در زمان شاه هم در زمان شیخ تعداد کانالهای رادیو و تلویزیون در فارسستان از تعداد انگشتان دست فراتر نرفت، الجزیرهٔ فارسستان کجاست؟ دوبای فارسستان کجاست؟ نجیب محفوظ فارسستان کیست؟ فارسستان حتی یک نمونه نیز ندارد بدبخت عقب مانده. مغز گاو خور سیستم بانکی دوبی کجا و سیستم بانکی فارسستان و تهران کجا، سیستم بانکی فارسستان فقط با سیستم بانکی شاخ آفریقا قابل مقایسه است. همین کشورهای عربی چندین روزنامه در سطح جهانی دارند مانند (( ال شرط الاوسط، ال اهرام، ال عربیه و و ))) فارسستان تو حتی یک روزنامه شناخته شده در سطح جهانی ندارد. @@@@@@@@ تضاد روستای فارسی با دهکده جهانی ,مشکل در فرهنگ فارسی است که نه بر اساس "" پرسش "" که بر اساس "" پاسخ "" بنا شده است، دلیل اصلی شکست مدرنیته در ایران نیز وجود این فرهنگ فارسی است چونکه "" مدرنیته محصول و دستاورد پرسش است "" در حالیکه فرهنگ فارسی، جامعه فارسی مدام در جستجوی پاسخ از خلال "" شعر و ور شاعران، تاریخ جعلی، ایران باستان کذایی..."" بوده است، "" ذهنیت اسطورهای و استدلال قیاسی عقب ماندگی ایران را تکمیل میکنند """ در کامنت پیشینم اشاره کرده بودم که "" هیپنوتیز شدگان فقط به شیوهٔ قیاسی استدلال میکنند "" انسانی با " ذهنیت اسطورهای نیز " تحت تاثیر تجربه قرار نمیگیرد، این شرایط منجر به " تولید علمی که توان فهم واقعیت را فراهم کند ، نمیشود " ، نتیجه آن فرهنگ فارسی است که " پا در هواست " ، فرقی بین گذر از مدرنیته به سنت یا از سنت به مدرنیتهوجود ندارد، ادبیات این فرهنگ نیز به همین دلیل چیز به درد بخوری تولید نمیکند، در حالیکه ما در دنیا نزدیک به ۳۲ سبک ادبی داریم، ادبیات فارسی هنوز خود را از چنگال شعر و شاعری آزاد نکرده,
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
چنگیزی/ سیدخلیل الله جان مفعول هاشمیان که قبلا مسعود تخلص میکردی بعد هاشمیان شدی وحالا هم ازنام بهمن بزرگ استفاده میکنی!
گوش کن او خر مادرزنا! شعر وشعرسرایی اوج کمال یک زبان را نشان میدهد، زبانیکه به مرحلهء شعر می رسد دیگر آن زبان با فطرت بشر عجین میگردد. غنامندی وزایا بودن زبان عربی به تعبیر توانسان جاهل واحمق ووسعت ساحهء جغرافیوی زبان عربی بخاطر قرآن است نه بخاطراینکه زبان عربی ، زبان خرد گرا وزبان فارسی زبان خرد ستیز باشد. جنبش خردگرایی معتزله در تاریخ اسلام خودش ازمیان متکلمان غیر عرب یعنی فارسها سربرآورد وتوسط اشاعره ای عرب تبار سرکوب شد. ترجمهء آثار فلاسفهء یونان به زبان عربی را غیرعربها انجام داده اند که خود عربها آنرا کار بدعت وخلاف احکام دین مبین می پنداشتند وهزاران عالم ومترجم را بدادگاه های تفتیش عقاید سپردند. توبی ناموس حتی تاریخ اسلام را هم نخوانده ایی. یک عرب تبار اصیل را درتاریخ اسلام بحیث یک متفکر و تاهمین اکنون قرنهاست که درمیان اعراب سربرنیاورده است. بلکه همه کسانی بودند که دربستر زبانهای دیگر تولد شده اند ولی به نفع زبان عربی بخاطر ایمان وباورهای دینی شان خدمت کرده اند. ابن خلدون خود ازنژاد بربر است. بزرگترین مورخ عرب ابن اسحاق طبری دراصل فارس است. دین اسلام قرنهاست که ازتحرک وپویایی خویش باز مانده و درقرن بیست ویک دست بدامان کشورهای غربی وامریکا بخاطر زبان انگلیسی شان گردیده است علت اش چی است؟ علت اش همان سرکوب جنبش معتزلی بود که ازمیان غیر اعراب برخاست و باور مند به تاویل آیات بود؟ بگذریم ازاینکه مصریها هم عرب تباران اصیل نیستند بلکه مستعرب اند وحالا نیز قبل ازآنکه یک مصری ناسیونالیست خودش را عرب بداند برفرعونیت خویش افتخار میکند. بهمین ترتیب سوری ها عرب نیستند بلکه همان فینقی های اند که فن نوشتن را ورسم را درتاریخ بشر بنیانگذاری کردند.
فرهنگ پرسش وپاسخ چیستی وکیستی یعنی( هویت)( وماهیت) وفلسفهء شکاکیت فخررازی ازمیان اعراب برنخاسته است بلکه ازمیان همین حوزه ای خراسان زمین قدبرافراشت که حالا ایران وافغانستان ( منفی پشتونها) وتاجکستان وازبکستان اش می نامند. خوارزمی را که خود میدانی ازمیان اعراب بدوی قد برنه افراشته است. این شخصیتها ازمادران وپدران عرب بدنیا نیامده اند ونه هم دربستر زبان عربی رشد کرده بودند.
تو انسان بی عقل همین چند دههء اخیررا می بینی وتمام بارگناهان را مبنی برناقص الخلقه بودن زبان فارسی ازدوران شاه ایران ودیدن عکس خمینی در ماه خلاصه کرده ایی. او خرکوس !
شاید جنبش حشاشیون یا دوا سازان برهبری حسن صباح ضدعربی را هم درتاریخ خوانده ایی ، ونقش اورا درتخویف نظام الملک وملکشاه سلجوقی درتاریخ خوانده ایی که آنها درجهان کنونی بنیانگذاران تروریزم بمعنای امروزی اش که اعراب شوهر ننه ات القاعده ازآنها پیروی میکنند. ولی درعصر حاضر نیز ازنقش اسمعیلی ها حتی در درون سازمان ملل متحد آگاه هستی که که کریم آغا خان کیست و درجهان ازچه جایگاهی برخورد است. همین اسمعیلی ها بنیانگذاران اولین دانشگاه درتاریخ کشورهای اسلامی درمصر وتونس بشمار می روند که بعدا هردو دانشگاه بعدازانقراض سلطنت فاطمیان درمصر به دانشگاه های اسلامی وتولید ملاها تبدیل گردیدند. تمام این خدمات وابتکارات را کسانی کرده اند که زبان شان به عقیدهء توانسان بی عقل وگیرمانده درگل زبان شان ناقص الخلقه بود. اگر ازهمهء اینها بگذریم حتی درروزگار حیات پیامبر اسلام؛ طراح ومغز متفکر جنگ (خندق) سلمان فارسی می باشد که خود پیامبر بر درایت وهوشیاری وی آفرین گفته است واعتراف کرده است که قبل ازوی ؛ اوچنان تاکتیکی را بلد نبود. بخوان تاریخ را بی ناموس!.
واما فضیلت زبانها بریکدیگر!
اینکه تو پدرلعنت مفعول میگویی که بخشی اززبانها ناقص الخلقه استند وبعضی ها مکمل تو کاملا گوه میخوری. قرآن عربی که تو بی ناموس گاه گاهی به آن تظاهر به ایمان میکنی بحیث یگانه کتاب آسمانی مسلمانان، چنین دیدگاهی را با قاطعیت رد میکند. بخوان که قرآن چه میگوید:
«وما ارسلنا من رسول الا بلسان قومه لیبین لهم» ما نفرستادیم هیچ رسولی را مگر به زبان همان قوم تا به ایشان نشانه های مارا آشکار سازند. جای دیگری میفرماید« وان من امة الا خلا فیها نذیر» هیچ امتی را بدون ارسال یک بیم دهنده خالی نگذاشتیم. ازفحوای هردو آیه چنان معلوم میشود که درتمام ملت ها واقوام خداوند رسول وبیم دهنده اش را مطابق زبان همان مردم ازبطن همان مردم فرستاده است که خود این آیات قرآنی تمام ادعاهای پوچ وبی معنای زایا بودن وعقیم بودن، خرد مند بودن ویا خرافی بودن یک زبان را فی نفسه وفی ذاته درمیان گوینده گان یک زبان نفی میکند.
جای دیگری میفرماید« ومن آیاته خلق السماوات والارض واختلاف السنتکم والوانکم» ازنشانه های قدرت پروردگار یکی هم آفرینش آسمانها وزمین وتفاوتهای زبان ورنگ میان شماست.
پس درهیچیک ازین آیه های قرآنی که بوضاحت دیده میشود که الله خودش را خالق انسان وزبان معرفی میکند چنین تیوری مزخرف را که بعضی اززبانها را ناقص الخلقه وبعضی ها را مکمل آفریده باشد بچشم نمیخورد. واگر چنین برتری طلبی را قرآن بصراحت اعتراف نماید وزبان عرب را برعجم ترجیح میداد بدون شک حق با سیدخلیل الله هاشمیان مفعول بود. درحالیکه چنین نیست. تفاوتهای رنگ وپوست وزبان درمیان انسانها هرگز سبب برتری یکی بردیگری نمیشود.
اما اینکه در دنیای عرب؛ روزنامه های : الشرق الاوسط؛ والحیاة والاهرام بیشتر است و لی درزبان فارسی فقط روزنامه های کیهان وجمهوری اسلامی ، این برمیگردد به اینکه دنیای عرب نسبت به دنیای فارسی زبان نفوس بیشتر دارد ولی موجودیت وکثرت روزنامه ها دلیل به این نمی شود که میزان سواد وروزنامه خوانی درمیان خواننده گان یک زبان بیشتر اززبان دیگری باشد.
درامارات متحدهء عربی روزنامه های عرب زبان را مردم بحیث پوش غذاهای همبرگر وساسیچ استفاده میکنند وکسی نیست که زحمت خواندن به آن بدهد وبعدهم در آشغال دانی ها هزاران صفحه الشرق الاوسط والحیات را میتوان یافت.
قطر ازچی وقت قطر شد؟
پرسش دیگری که ازسیدخلیل الله هاشمیان مطرح میشود این است که آیا قطر بخاطر زبان عربی اش به مدارج بلند ترقی وپیشرفت رسیده است ویا بخاطر دوستی ومودت ش با اسرائیل؟ من تمام علتها وانگیزه ها دربارهء برتری زبانی را نوشتم ولی حالا این پرسش را باید سیدخلیل الله هاشمیان مفعول جواب بدهد که آیا قطر قبل ازآنکه با اسرائیل پیمان صلح ودوستی ببندد همین قطر بود؟
این پرسش را دربخش بعدی با وی پی میگیرم.
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
من نیز سخنان آقای چنگیزی را تائید میکنم. هیچ فرقی میان محمود احمدی نژاد ومحمو مرسی وجود ندارد. اینکه آقای هاشمیان تخلص مرا هم اختطاف کرده اند وچرندیات می نویسند کاربدی انجام میدهند. نزد دختران زیبای مصری وایرانی محمود احمدی نژاد ومحمود مرسی هیچ فرقی ندارد اگر باور ندارید به این تصویری که خود چندی پیش آنرا ازتظاهرات دختران مصری گرفتم بنگرید.
اعتراض دختران عریان مصری دراروپا برضد اسلامگرایان مصری:
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
ضرب المثلی وجود دارد كه میگوید (گوسفند بز را تعتیف میكند به خاطری كه بز گوسفند را تعریف میكند ) این آقایان درویش نام و پرویز بهمن نام هم به همان بز و گوسفند میمانند . پرویز بهمن نام كه از آن بنام درویش آدم گویا شخصیت محترم یاد كرده ، این احمق بدون آنكه خجالت بكشد ، در كامنت خود عكس های لخت را مانده ، اینست اخلاق این ایشك بزرگ !!!
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
آغای چنگیزی ، نمیدانم كه تو واقعآ اولاد چنگیز خان هستی، مگر دشنام دادن لچكانه تو نمایانگر آن فرهنگی است كه تو در آن متعلق و از آن دفاع میكنی . جانب مقابل تو چقدر با خونسردی استدلال میكند ویكبار هم برایت دشنام نداد وآن هم نمایانگر فرهنگی است كه او از آن دفاع میكند یعنی از یكطرف فرهنگ لچكی ودشنام وعدم تحمل و از جانب دیگر فرهنگی استدلال ، منطق وخونسردی وتحمل ، پس خودت متوجه نشدی كه دامن پشت سر خود را ، خود بالا میكنی !!! من خجالت میكشم كه تو واری انسان ها درین بحث داخل شده و همگی را بدنام میسازد . افسوس
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
چنگیزی- نعیم خان ویا همان بهمن قلابی!
تحمل وشکیبایی هم ازخود حد ومرز دارد. من اگراولاد چنگیز باشم ویانباشم مادرم بمن سخن گفتن دری را آموخته است ومن زبانم را پاس میدارم یعنی پارسی ام را پاس میدارم وازآن تا دم مرگ دفاع میکنم زیرا با این زبان بزرگ شده ام وچون شیر مادر ازآن مکیده ام وبمرحلهء بلوغ رسیده ام؛ ازبرکت همین زبان به زبانهای دیگر وفرهنگهای دیگر آشنا شده ام پس پارسی یعنی زبان مادری ام؛ اگر یک بی ناموس بی پدر وحرامی مثل سیدخلیل الله هاشمیان مفعول که همین مطالبش را درتشناب اوغان جرمن هم نگاشته است پیدا شود وبخاطر خوشی باداران وزدن والاهای ننه اش به مادرم توهین کند ومادرم را باتیوری بافی های خیالی ناقص الخلقه بگوید من پدرش را ازقبر درمی آرم وتو نیز باید این مطب را درک کنی.
یک پدرلعنتی که بخاطر فارسی محمود احمدی نژاد را بد ومحمو مرسی را خوب میگوید ومنطق اش مانند خر درگل بند می ماند دربرابر او کوچکترین مسامحه ومدارا درقاموس من وجود ندارد
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
من تا حالا کشورهای عربی را با فارسستان عقبمانده مقایسه کردم، حالا کشورهای ترک را با فارسستان مقایسه میکنم، ترکیه ۱۴ تا حزب دارد، فارسستان ایران و سیستمی که ایران را فارس و زبان را فارسی تعریف میکند حتی یک حزب نیز ندارد، ترکیه قوّه قضا ئیه مستقل از دولت دارد، در فارسستان چنین چیزی هیچوقت وجود نداشته، ترکیه بانک مرکزی مستقل از دولت دارد، در ایران اصلا سیستم بانکی وجود ندارد. جمهوری آذربایجان فقط در مدت ۲۰ سال از استقلالش دارای (((( اقتصاد رقابتی با رتبه ۴۶ ))) است و فارسستان و زبان فارسی عقب مانده هنوز رتبه ۶۶ را یدک میکشد. هر جا که فارس و زبان فارسی حاکم شد به روز سیاه میافتاد، جمهوری آذربایجان حتی یک بیسواد ندارد، ایران ۶ میلیون بی سواد دارد . اقتصاد ترکیه یک اقتصاد پویا و یک تریلیون دلاری است، اقتصاد فارسستان کاملا وابسته به نفت و گاز، بدون نفت و گاز، فارسستان جان میکند. چونکه عرضه تولید هیچ چیز را ندارد.
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
چنگیزی -خودت گوه خوردی که چنین مقایسه های احمقانه کرده ایی. درمقایسه میان اعراب وفارس ها هم گویت رفت حالا میخواهی میان ترک زبانان وفارسی زبانان جنگ اندازی کنی . تورک ها وفارسها تورک ها وتاجیک ها مانند گلهای قالین آنقدر بهم بافته شده اند که جدایی هریکی بطور مستقل درمحاسبه نمی آید. بی ناموس!
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
با پیامهای من امیدوارم متوجه شده باشید چرا ایران و فارسستان به روز سیاه افتاده، ترکان بیشتر از هزار سال بر ایران حکومت کردند و صد سال پیش این ترکان قفقازی بودند که (( مدرنترین انقلاب ایران، انقلاب مشروطیت )))) را سامان دادند، انگلیس دید با انقلاب مشروطیت ایران پیشرفت خواهد کرد، ترکان را در ایران به حاشیه راندن و فارس را بر امور ایران گماردند، در عرض صد سالی که فارس بر این کشور حکومت کرد همه چیز به گند کشیده شد. اگر ترکان در مدت بیشتر از هزار سال حکومت بر ایران، ایران را ۳ زبانه نگاه داشتند، فارس تنگ نظر تا به حکومت رسید زبانهای ترکی و عربی را در ایران به کلی از سیستم آموزش، اداری حذف کرد. اینک کشورهای منطقه (( عرب و ترک )) را با فارسستان مقایسه کنید. زبان فارسی زبان شعر و شاعری است، دنیای امروز دنیای علم، دانش، فلسفه است، شعر و شاعری زبان انسان ابتدائی و عقب مانده است، در دورهای شعر و شاعری خوب بود، ولی آن دره با انقلاب صنعتی پایان یافته، همان طور که دوره فیلمهای سیاه و سفید نیز پایان یافته، ارزش این فیلمها مختص به آن دوره است، امورز هیچ ابلهی فیلم سفید و سیاه تولید نمیکند، شعر و شاعر نیز در این طبقه بندی میافتد. زبان مدرن، جامعه مدرن، با پیروزی نویسنده و نثر بر شاعر و شعر به منصهٔ ظهور میرسد، در المان یا آمریکا در کتاب فروشیها اصلا بخش شعر و شاعری دیگر وجود ندارد، اگر هم وجود دارد بسیار کوچک است، چونکه علم، دانش حجم وسیعی از اطّلاعات مار را در دنیای مدرن امروز پر کرده اند. زبان فارسی هنوز در قرن ۱۷ مانده است، این زبان عقب مانده، همگام با علم و فلسفه دنیای مدرن پیشرفت نکرده، به همین دلیل فارسستان از دنیای عرب و دنیای ترک عقب میماند با وجودیکه هر دو در یک منطقه زندگی میکنند. مولانا نیز محصول فرهنگ ترکی است که در زمان حکومت ترکان در بیشتر از هزار سال، منطقه را ۳ زبان نگاه داشتند. نه زبان فارسی و فرهنگ فارسی که همه چیز را به انحطاط میکشد.
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
چنگیزی/ خودت باردیگر گوه خوردی، شعر وشاعری هرگز نمیتواند مال انسانهای ابتدایی وقدیم بشمار برود، انسان تازنده است باشعرو شاعری پیوند ناگسستنی دارد، شعر را چرا شعر میگویند؟ بخاطریکه باشعور آدمی پیوند دارد. شعررا حیواناتی مانند تو بی ناموس مادرزنا آفریده نمیتوانند بلکه کسانی می آفریند که قوه ونیروی تخیل بلند دارند. توبی ناموس مادرزنا اصلا به هیچ یک اززبانهای اروپایی تسلط نداری تا بدانی که آیا درین زبانها هنوزهم زبان شعر وشاعری حرف اول را میزند یانه. نیروی تخیل درهرزبانی منبع الهام شاعر می باشد، تخیل بازبان پیوند ناگسستنی دارد. شعرخودش نیروی تخیل می آفریند وتخیل هم شعر. پیوند میان تخیل وشعر مثل شیر وروغن است که ازهم جدا ناپذیر اند. تمام پدیده های زنده گی بشر روزی ازروزها درمخیله های بشر جا داشت. انسان اگر قوهء تخیل خویش را ازدست بدهد می میرد وزنده گی پایان می یابد. نیروی تخیل هرگز انسان را رها نمیکند. اگر دیروز قصه های تخت سلیمان را درکتاب تورات وانجیل مردمان بحیث اساطیرالاولین میخواندند ولی امروز عملا با هواپیما ازیکجا به جای دیگر سفر میکنند. تخیل نیروی خلاق در وجود آدمی است تخیل موجد است ایجاد گر است. تخیل هرگز زوال نمی پذیرد.
دربارهء انگلیس ها وفارس ها هم گوه خورده ایی. درایران زمان شاه زبان انگلیسی زبان دوم خارجی درایران نبود بلکه برعکس زبان فرانسوی زبان دوم خارجی بود ودرمدارس تدریس میشد انگلیسی زبان رسمی نبود. شاه ایران خود بزبان فرانسوی سخن میزد. درمدارس ایران به عوض زبان انگلیس فرانسوی تدرییس می شد
تو بی ناموس تاریخ افغانستان را برایران چسپانده ایی. این قصه در افغانستان واقع شده است نه درایران . شوهران ننه ات یعنی اوغان ها به زور ومشورهء انگلیس درکابل وادار شدند که زبان خررا یعنی زبان اوغانی را جایگزین زبان شیرین فارسی سازند تا ازوحدت وهماهنگی اقوام مختلف جلوگیری نمایند. الترناتیف آن این شد که مردم نه زبان خررا یاد گرفتند ونه هم انگلیسی جایگزی آن شد. بلکه گوه درگرداب وخر درپیتاب
از تریبون بخش فارسی بی بی سی برای هویت سازی های جعلی سوء استفاده می شود
بی بی سی فارسی آلوده به ویروس های «شوونیستی»
کاظم وحیدی
دستگاه خبرپراکنی بریتانیایی موسوم به بی بی سی، از سالیان درازی است که به خاظر رفتار مشخص و اغلب ناسالمی چون باج خواری به عنوان یک وظیفه ی اقتصادی ـ سیاسی عادی اش همیشه سر و صدای تعداد زیادی از مردمان جهان را درآورده و با تحریفات آشکار همیشگی اش، بخش زیادی از مردم را مدتی در سرگردانی و اشتباه قرار می دهد. این امر دارای ریشه های متعددی است که مستقیما به منافع و پالیسی عمومی بریتانیا مرتبط می باشد. گرچه این روند به سالیان دراز گذشته برمی گردد، اما آن چه بیشتر مربوط به ما می شود، به دوره ی ایجاد بخش های فارسی و سپس دری و پشتوی این دستگاه خبرپراکنی برمی گردد. ناخوشایندتر از همه برخورد چندگانه ی تلوزیون فارسی بی بی سی است که در کنار پالیسی عمومی این دستگاه، معضلات دیگری است که فارسی زبان های غیر ایرانی با ان مواجه هستند.
از زمانی که تصمیم گرفته شد تا شبکه ی تلوزیون فارسی بی بی سی تأسیس گردد، تمامی مباحثات اولیه توسط تنها کارمندان ایرانی رادیو فارسی بی بی سی پیش برده شد و طرح های اولیه ای هم که برای مدیر عمومی شبکه ارائه گردید، کاملاً در رابطه با ایران و «ایرانیت» بود. این پروسه زمانی که وارد مرحله ی استخدام کارمند و برنامه ریزی گشت، بر میزان «ایران محوری» آن افزوده شد و تمامی تلاش ها در جهتی کاملاً شوونیستیِ صرفاً استخدام ایرانیان پیش رفت. بنابراین مسیری که طی گردید، به جای عمده سازی زبان فارسی، مبنایی کاملاً ناب ایرانی به خود گرفت. به عبارت دیگر، برخورد دوگانه ی مسوولین این رسانه با پدیده های غیر خودی شان، به تصفیه ی شدید این رسانه از غیر ایرانیان و نیز شدت یافتن روند «شوونیزم» منتهی گشت.
گرچه برخورد و روی کردهایی که از سوی ایرانیان به ویژه پان ایرانییست های توهم زده با دیگر فارسی زبانان این مؤسسه صورت می گیرند که اغلب آن ها از ظاهری بزرگ پندارانه برخوردارند. اما این کنش ناسنجیده ی پارس محوران، در واقع ریشه در احساس حقارت تاریخی شان داشته که از زمان به قدرت رسیدن رضاخان قلدر، باشدت و برمبنای یک عقده گشایی «خودکم بینانه» به راه افتاد و باروش غیردموکراتیک «استحاله» ی هویتی اقوام بومی ایران و جعل و تحریف تاریخ واقعی آن مرز و بوم و نیز تکیه بر روش «همسان سازی» فرهنگی، به حذف و مسخ خرده فرهنگ های اصیلی چون «ترک»ها، «کرد»ها، «عرب»ها، بلوچ»ها و… پرداختند تا بیگانگی خود را با تاریخ واقعی و نیز اقوام بومی خراسان بزرگ باستان که عمدتاً متشکل از «مادهای» ترک تبار بود، لاپوشانی نمایند. این حس حقارت و عقده های ناشی از مطرح نبودن در تاریخ سرزمین مسکونی کنونی شان که با روی کار آمدن رژیم پهلوی توسط بیگانگان، سر باز نمود و با تحقیر و بایکوت بزرگ ترین گروه قومی آن خطه ی جغرافیایی، یعنی ترک هایی که سرتاسر چند هزاره ی گذشته (به استثنای دوران هخامنشیان) یگانه حاکمان آن سرزمین ها بوده اند، تلاش برای جبران عقب ماندگی خود را آغاز نمودند.
با روی کار آمدن پهلوی ها، روند ترک ستیزی پارس های تازه به دوران رسیده به-مثابه ی یگانه راه جاباز کردن در جامعه، شتاب و شدت گرفت و جعل تاریخ سازی آغاز شد و ده ها قلم به دست به استخدام رژیم پارس محور درآمدند و برای نگارش تاریخی واژگونه، سخت به تقلا افتادند تا در ازایش زرهای بی حسابِ پارس محورانِ نیازمند «تاریخی فرمایشی» را دریافت نمایند. روشن است که تحقق این مأمول بدون تحقیر و توهین فرهنگ و تمدنی که هزاران سال (از زمان مادها) بر این سرزمین حکومت نموده و حتا بیش ترین تلاش را برای ترویج زبان فارسی انجام داده اند، ممکن و میسر نبود. ترکان به خاطر مشکل و پیچیده بودن زبان ترکی، همیشه از زبان فارسی برای برقراری ارتباط با دیگر اقوام استفاده نموده و حتا بزرگ ترین دانشمندان و شاعران صاحب اثر قوم ترک چون مولانا جلال الدین محمد بلخی و ابوعلی سینای بلخی (خوارزمی) نیز از همین زبان برای نگارش و ترویج اندیشه های خود استفاده کرده اند.
به هرحال، استیلای شوونیستی پارس هایی که بی بی سی فارسی را در انحصار کامل خود درآورده اند، به حدی است که جز ظاهر شدن ناجیه غلامی بر روی صفحه ی این تلوزیون و نیز موجودیت گزارش گران صلاحیت سلب شده ای چون داود ناجی، اسد شفایی و علی سلیمی، نمی توان فرد دیگری را از میان فارسی زبانان غیر ایرانی در آن جا یافت.
یعنی، با آن که شنوندگان و بینندگان این رسانه شامل تمامی فارسی زبانان کشورهای ایران، افغانستان و تاجیکستان می باشد، اما در امر اداره و برنامه ریزی برای آن، تنها تعلق ایرانی است که برجسته می گردد. این تمامی معضل و مشکل ما با این رسانه نبوده و برخورد کینه توزانه ی مسوولین این رسانه با مردمان و جریاناتی که مسوولین بخش فارسی شخصاً از آنان نفرت دارند، یکی از مشکل سازترین مسائلی است که فارسی زبانان غیر ایرانی با آن مواجه می باشند. به عبارت دیگر، مسوولین این رسانه طی دو پارامتر متفاوت «شوونیستی» و «پارس محوری» همیشه با غیر ایرانیان (فارسی زبانان افغانستان و به ویژه هزاره ها) برخورد نموده اند که گذشته از بخشی که مربوط به پالیسی عمومی بی بی سی می باشد، همیشه تلاش می نمایند تا این هزاره ها را با بایکوت های آشکار به گونه ای از صحنه ی خبری کنار بزنند، حتا اگر در مواقع و مقاطع زیادی این مردم به شدت خبرساز باشند.
در خصوص رفتار شوونیستی پارس محوران ایران باید از آن ها پرسیده شود که آیا علت اصلی تشکیل این تلوزیون، موجودیت رسانه ی تصویری به زبان فارسی است و یا مبنا و محور آن باد ایران باشد؟ مسأله ی دیگر این است که آیا زبان فارسی در انحصار و تیول ایرانیان است و یا کشورهای افغانستان و تاجیکستان را نیز شامل می شود؟
اگر چنین است پس چرا سهمیه ی استخدام کارمند و به ویژه اختیار داشتن بخش ها و برنامه های متعدد این تلوزیون همگی در اختیر ایرانیان می باشند؟ می شود از این اقدام شوونیست های ایرانی که استیلای مطلقی و انحصاری بر تمامی جوانب تلوزیون دارند چنین برداشت را نمود که به زعم مسوولین تلوزیون فارسی بی بی سی افغانستانی ها و تاجیکستانی ها در سطح بسیار پایینی قرار دارند و تنها ایرانی است که تمامی دانش و ادبیات را معجزه وار به طور کامل در اختیار دارند؟
در کنار همه ی این انحصارگری که زمینه های رقابت و فرصت های بروز استعداد را از همه ی غیرایرانیان موظف در تلوزیون فارسی بی بی سی گرفته و با این کردار نامردمانه و فارسی ستیزانه که بیش از هر مسأله ی دیگر بلاهت و هراس خود را به نمایش می گذارند، چرا باید گویش مرکزی ایران زمین معیار فارسی شناخته شود و دیگر گویش ها به حاشیه رانده شده و یا به کلی طرد شوند؟
چرا وقتی سیدجمال الدین موسوی و ناجیه غلامیِ دارای تابعیت اصلی افغانستان روی صفحه ظاهر می شوند تا خبر گویند، باید از گویش ایرانی استفاده گردد؟
مگر کثرت گویش های تاجیکستانی و افغانستانی و ایرانی بر زیبایی این رسانه و حتا غنای زبان فارسی نمی-افزاید؟
مسأله ی محصور ماندن این رسانه در دست عده ای محدود،باعث گشته تا این رسانه ی به گروگان گرفته شده در مواردی چون دست یابی به اطلاعات بیش تر جهت اطلاع رسانی گسترده تر به خوانندگان، بینندگان و شنوندگان (مانند اطلاعاتی در مورد افغانستان و تاجیکستان و نیز ساختار اجتماعی ـ قومی و خرده فرهنگ های آن ها)، همچنین ادبیاتی که به کار می رود، به شدت دچار افتی مشهود گردد طوری-که در سایت فارسی این رسانه، گاهی حتا در جملات ساده هم اشتباهات زیادی وجود داشته و این موارد نیز بارها توسط نویسندگان سایت ها و وبلاگ های متعلق به مردم هزاره تذکر داده شده اند که متأسفانه بعضاً تاهنوز هم اصلاح نگردیده-اند.
البته در این شکی نیست که این رسانه ی شدیداً تجاری و سیاست زده، اغلب اوقات حتا مبانی پالیسی خود را به منظور کسب سودهای سرسام آوری که از بعضی کشورها به سان باج و حق السکوت دریافت می نماید، آشکارا زیرپا می گذارد که همگان شاهد چرخش های نیم دایره ایِ مکرر و شگفت آلود این رسانه در موارد خاص هستند. مثلاً این روی کردهای ناپایدار را می توان در رابطه با رژیم ایرانی که به دلیل برخورد بسیار خشن و ضدانسانی اش با مخالفان سیاسی، شدیداً نیازمند حمایت های سیاسی ـ رسانه ای جهت رهایی از فشار داخلی، بحران اقتصادی و انزوای بین المللی اش می باشد، مشاهده نمود و دید که چگونه بخش فارسی بی بی سی با افترا و دروغ پراکنی علیه مخالفان نظام سرکوب گر حاکم بر ایران، تا سرحد مبلغ غیررسمی این رژیم سقوط می نماید و به خاطر همین رفتار و خوش خدمتی به حاکمیت کشتار و اختناق ولایت فقیه (سلطنت مطلقه)، از سوی اپوزسیون دموکراتیک ایران و به ویژه شاعر نامدار فارسی زبان یعنی شاملوی بزرگ لقب «آیت الله بی بی سی» را دریافت نموده است.
روش اقدام به استمالت از رژیم آخوندی طبق روش همیشگی با مقدمه ای از صحنه سازی های فرمایشی مبنی بر بدرفتاری دولت ایران با خانواده ی کارمندان این رسانه در داخل کشور و بعضاً هم تبلیغات نادرست دستگیری آنان، آغاز می گردد تا بتواند تمایل و تبلیغ خود از این رژیم را بپوشاند، که این رفتار کلیشه ای با توجه به استخدام تعدادی از افراد فامیل سخصیت های سرشناس دولت ایران مانند پونه قدوسی و… دیگر برای همگان به سناریویی تکراری و خسته کن و مسخره ای تبدیل شده است.
برخوردهای شوونیستی این رسانه ی سودجویِ هفت خط با مسأله ی «ایرانیت»، دست شان را در همه نوع تحریف باز می گذارد و برای برنامه ی انتخاب بزرگ ترین مرد تاریخ ایران کنونی، خصلت شخصیت دزدی همیشگی پارسیانِ ابتر و بی تاریخ، چنان باز و گشاده می گردد که دست تجاوزشان دامن بزرگان ترک تبار برخاسته از خراسان زمین ما را که به جز در دوره ی هخامنشیان تجاوزگر و سرکوب گر اقوام بومی ایران (به استثنای کمبوجیه که به خاطر کاستن از «پارس محوری» پلید پدر و جدش و احترام گذاشتن به اقوام بومی و به ویژه مادها، با کودتایی نامردمانه و قوم محورانه از درون مواجه می گردد) همیشه از حاکمیت های مستقل و مقتدری برخوردار بوده اند، را گرفته و بی شرمانه آنان را در زمره ی شخصیت-های خود قرار می دهند.
پایان قسمت اول