چشم دیدم از درگیری روز دهم عاشورا میان دانشجویان دانشگاهی کابل، من به بُعدی سیاسی و مداخلههای بیرونی نمی پردازم، آنچه را دیدم بدون سانسور وطرفداری از کسی یا ازگروهی نوشته ام اگر این نوشته مشکل تایپی داشت، و یاهم جملههای آن درست نبود، پیش از خواندن این متن از شما عذرخواهی می کنم.
امروز(روز ده هم عاشورا) حوالی ساعت یک و نیم از خواب گاه این دانشگاه سوی مسجد رفتم که قرار بود، در آن محفل از دهم عاشورا برگزار شود، همینکه نزدیک مسجد رسیدم، دیدم نیروهای پولیس همه جا را گرفته و مانور نظامی انجام میدهند.
پیشتر رفتم دیدم دانشجویان پیش روی دروازه مسجد صف کشیده اند، پرسیدم چه خبر است؟ گفتند که از بچه های شرعیات و درمجموع سنیها مانع ما شده اند، تا مراسم عزاداری برگزار نشود.
یک شب پیش نیز این گروه با سر دادن شعار مانع عزاداری شیعیان درمسجد خوابگاه دانشگاه کابل شدند. ولی شب گذشته با دخالت نیروهای پولیس و امنیت ملی از درگیری میان دانشجویان جلو گیری شده بود. در جلسهی شب عاشورا که برای حل این مسئله نیروهای امنیتی آمده بودند، نمایندگان دانشجویان شیعه با نمایندگان دانشجویان سنی به مباحثه پرداختند، تا این مشکل از روی گفتمان حل شود تا به خشونت کشانیده نشود، در قسمتهای اول جلسه من بودم، چیزی را که از جلسه فهمیدم گلایه دانشجویان سنی از شیعیان مبنی بر عدم اشتراک آنها در گردهمایی دفاع از اسلام بود، که چند قبل در پیش روی دانشگاه کابل برگزار شده بود.
بعد من جلسه را ترک کردم تا بتوانم بچههای شیعیان را که خیلی هم نسبت به قضیه احساساتی شده بودند، با محافظان امنیتی خاموش کنم زیرا آنها در سالون طعام خوری خوابگاه گردهم آمده بودند و گاهی سرو صدا میکردند، من نهایت تلاشم را کردم خوبی آرامی دانشجویان شیعه و عدم خشونت درین بود، که دانشجویان سنی در مسجد بیرون از خوابگاه تجمع کرده بودند.
بلاخره نمانیده گان دانشجویان هم از سنی و شیعه باحضور معاوین امور محصلان نماینده جنایی فرمانده کندک محافظت از دانشگاهها و نمایندهی آیت الله محقق کابلی، نماینده امنیت ملی و یک جنرال وزارت داخله توافق کرده بودند، که مراسم عزاداری فردا ساعت یک بعد از ظهر درهمین مسجد برگزار شود.
دوم اینکه یکی از مسجدهای سه گانه خوابگاه دانشگاه کابل در اختیار دانشجویان شیعه قرار داده می شود تا در آیندهها نیز مراسم شان را برگزار کنند، البته اشتراک دانشجویان سنی اختیاری بود، خواه شرکت کنند یا نکنند.
قضیه در همین جا به پایان رسید، و نمایندگان دانشجویان شیعه نهایت تلاش کردند تا دانشجویان را به آرامی به اتاقهای شان برگردانند، این کار را نیز کردند، گرچه شماری بازهم می خواستند اخلال کنند، ولی همین نمایندگان مانع شدند و دانشجویان به اتاقهای شان برگشتند.
من که در اطاق دانشجویان دیگر برای نوشیدن چای دعوت شده بودم، ناگهان صدای سرو صدا را شنیدم، و گفتن مرگ به شیعه وامثال آنها ولی زود خاموش شد، بچهها رفتند بیرون اما زود برگشتند پولیس خیلی زود جلوگیر این قضیه شد، وهمه جا آرامی شد.
اما امروز بازهم دانشجویان سنی با توافق شب گذشته قانع نشده و خواستار لغو این مراسم شدند، آنان برگزاری این عزاداری مغایر با دین اسلام دانستند. خواستی که دانشجویان شیعه به آن پاسخ منفی دادند، اگرچه مذاکره میان نمایندگان دانشجویان شیعه و سنی با داوری ومشورهی فرمانده زون 101آسمایی و اکبری عضوی مجلس نمایندگان... جریان داشت، ولی هیچ گروهی به توافق نرسید.
این بگومگوهای دوامدارعباس بصیر و وزیر تحصلات عالی را نیز به محل کشاند، اما آمدن اینها هیچ چیزی را تغییر نداد. دانشجویان سنی از صبح زود وارد مسجد شده بودند و به جز مقامهای بلند رتبه و نمایندهی دانشجویان شیعه اجازه ورود به کسی نمی دادند.
گرچه این بزرگان؟! فیصله کردند، که چند نفر از شیعه و سنی در مسجد سخن رانی کنند و هردو طرف به توافق رسیدند که درنخست باهم نماز جمع ادا کنند، بعد از آن ختم قران و محفل سخنرانی.
یک فرمانده پولیس که نمیدانم کی بود، صدا زد که دانشجویان وارد مسجد شوند، شماری از دانشجویان رفتند و شماری دیگر در بیرون منتظرماندند، من نیز در بیرون بودم. بلندگوی مسجد به صدا در آمد و وزیر تحصیلات عالی شروع به سخنرانی کرد. وی دانشجویان را دعوت به آرامش کرد، بعد از ختم سخنان وی، اکبری نماینده مجلس نمایندهگان به سخن رانی پرداخت، با شروع اولین سخنانش اختلال داخل مسجد شروع شد، صدای نمیخواهیم و شعار از سوی سنیها بلند شد. اکبری چند بار خواست که آرام شوند و به سخنان وی گوش دهند، کسی حاضر نشد. از صدای بلند گو فهمیدم که دانشجویان شیعه نیز در برابر سنیها برخاسته اند، و سر و صدا زیاد بلندشد. بلندگوی مسجد خاموش شد، پس از چند دقیقه اکبری بیرون آمد، وترک ساحه کرد.
بعداز اکبری وزیر تحصیلات عالی بیرون رفت، و شماری از نیروهای ضد پولیس که آماده برای محو شورش بود نیز ساحه را ترک کردند، شماری دیگری شان که مرز واقع شده بودند میان صف دانشجویان شیعه وسنی ماندند. هردو گروه گاه به یک دیگر شان دشنام میدادند، گروهی شیعه یا امام حسین زنده باد قیام عاشورا ولااله الله و الله اکبر شعار میدادند، که از سوی دانشجویان سنی در جواب مرگ گفته می شد، اما زمانیکه سنیها هر نوع شعار می دادند، دانشجویان شیعه در جواب شان مرگ نگفتند، جز یک مورد که یکی از دانشجویان صدا زد مرگ بر وهابیان بی عقل، که همین نیزاز سوی کسانیکه در نظم دانشجویان شیعه سهیم بودند مانع شد. و برای همه هشدار دادند، که به کسی توهین نکنند و دیگر اینکه بالای کسی حلمه نکنند. فقط از خودشان دفاع کنند.
من آهسته آهسته نزدیک هردو گروه شدم که پولیس میان آنها مرز بود، هردو گروه با چوب و آهن مسلح بودند، خواستم با مبایلم چند عکس بیگرم، یکی از دانشجویان سنی به من صدا زد بیا که این چوپ را به فلان... کنم برایش خنده کردم، یکی از دانشجویان سنی که از دوستانم بود، بالای این دانشجو قهر شد و برایش گفت که دوستش هستم. در همین حال یک افسر پولیس نزدیک به من شد و برایم گفت که شما آدم روشن به نظری می رسید این ساحه را ترک کنید. گفتم آمده ام تا با اینها صحبت کنم که دشنامهای از سوی دانشجویان سنی نصیب شدم، دانشجویان شیعه فقط به من و به دانشجویان سنی می دیدند.
یکی از آنها از پشت برایم صدا کرد ارزش ندارد من آنجا ایستاده شوم. همین که از صحنه دور شدم نمانیدگان دانشجویان شیعه صداکردند همه جمع شوند، و آرام باشند.
در همین حال بود که پولیس تمامی دانشجویان را "سنیهارا از دروازه شمالی، و شیعیان را از دروازه شرقی" مسجد بیرون کردند، و دانشجویان سنیرا به سوی خوابگاه حرکت دادند که سر وصدای زیادی بلند شد، بعد از جمع شدن تمامی دانشجویان شیعه پولیس اجازه رفتن به دانشجویان شیعه را نیز داد.
پیش از اجازه یکی از دانشجویان شیعه آمد و گفت که دانشجویان سنی با دستههای سینه زنی در پیش روی لیلیه درگیر شدند، دانشجویان ازمحوطهی خواگاه بالای دسته سینه زنان سنگ پرتاب کرده اند.
با آن هم نمایندهگان مانع شدند، و گفتند که ما به آرامی خوابگاه خواهیم رفت، حرکت کردند. تا درین جا درگیری فزیکی به میان نیامده بود. من در پشت سر این افراد در نزدیکی موترهای نیروهای پولیس بودم. با رفتن دانشجویان من هم به دنبال شان افتادم، زمانیکه به نزدیک دانشکدهی کمپیوتر ساینس رسیدم دانشجویان شیعه به دوگروه تقسیم شدند، یک گروه از سمت دست راست خوابگاه رفتند، یگ گروه دیکر از سمت دست چپ، من به دنبال کسانی بودم که از سمت دست راست به سوی خوابگاه می رفتند.
در نزدیک وینگ ای a دانشجویان از نزدیک دیوار می رفتند که صدا بر آمد از دیوار فاصله گیرند که از بالا می زنند. من نیز نزدیک دیوار بودم در چهار قدمی من از منزل چهارم کسی چوکی را بالای دانشجویان شیعه پرتاب کردند، که این باعث اولین درگیری به این طرف شد از طرف دیگر نمی دانستم.
پس ازین چند تن از دانشجویان سنی به پشت بام خواب گاه بر آمدند، و باسنگ از آنجا دانشجویان شیعه را هدف قرار میدادند، درهمین حال بود که بلند گوی مسجد داخل خوابگاه به صدا در آمد و کسی فتوای جهاد علیه شیعیان را صادر کرد و با صادرکردن فتوا درگیری دوبرابر شد و شیشههای پیش روی خوابگاه شکست. اگرچه درهمین حال نیز نمایندگان دانشجویان شیعه صدا می زدند، که به سوی خوابگاه سنگ پرتاب نکنند، ولی چون ازبام هدف قرار می گرفتند چاره دیگر نبود.
در زمان درگیری پولیس وجود نداشت، و اینکه دانشجویان شیعه از پایین تا پشت کلپ ورزشی عقب نشینی کردند، و دانشجویان سنی پیشروی درین جا فرمانده کندک محافظت از دانشگاهها همراه بامحافظانش چند فیر هوای کردند، با فیر هوایی پولیس چند شلیک گلوله از خوابگاه نیز به سوی دانشجویان شیعه شد.
من درین زمان پشت صحنه بودم، نزدیک به دانشکده شرعیات که یکی از بچههای شیعیان کسی به اثری اصابت سنگ زخمی شده بود، من وی را برداشتم و به یکی از درمانگاههایی نزدیک به پول سرخ انتقال دادم. در برگشت دوباره پولیس در دروازه جنوبی دانشگاه کابل مانع ام شد، چاره نداشتم تا منطقه را ترک کنم. اگر بگویم خودم از شر پرتاب سنگ در امان بودهام غلط است. خودم نیز چندین سنگ خورده ام و چندین نقطه ی بدنم درد می کند.
زمانیکه فرد زخمی را انتقال میدادم دیدم سربازان پولیس با موترهای شان به دروازه شمالی دانشگاه کابل استاده اند ولی هیچ کاری نمیکنند. چون از ایشان خیلی دور بودم چیزی برای شان نمی توانستم بگویم. درجریان راه نزدیک به دانشکدهی ساینس سربازان پولیس استاده بودند. برای شان گفتم برادرم شما این جا استاده اید ولی در آن جاه جنگ جریان دارد، شما چرا برای ممانعت از خشونت کاری را انجام نمی دهید؟
یکی از آنها که به نظر می رسید فرمانده آنان باشد برایم با تمسخر گفت: ما با فرمان هستیم تا زمانیکه فرمان صادر نشود هیچ کاری نمی کنیم، خیلی برایم جالب تمام شد که چرا این افسر پولیس که وظیفهی شان تامین امنیت وجلوگیری ازخشونتها است کاری انجام نمیدهند و دارند موضوع را تماشا میکنند.
از زمانیکه صحنه را ترک کردم دیگر چیزی نمیدانم، تنها چیزهایی را میدانم که دانشجویان در تماس با من گفتند، که رسانه نیزآن را نشر کرده اند.
نظرات
20 دیدگاهشرح درگیری دانشجویان دانشگاه کابل
اگر روزی آرزوی مردم ستمدیده افغانستان برآورده شود، سیاف و حکمتیار باید در صف اول جنایکاران جنگی مقابل دادگاه مردمی و بین المللی قرار گیرند و جوابگوی جنایات و خیانت های شان باشند.
این حکمتیار کثیف با همان رویه دیکتاتوری اش از کجا به خود حق میدهد که تمام مذاهب دیگر را ناقص و غلط و ... بخواند. تو جنایتکار و برادران خونخوارت سیاف و ملا عمرکه نمایندگی از خدا نمیکنید، که اینطور امر میکنید.
انسان آزاد بدنیا میاید و حق دارد، مذهب دلخواه خود را انتخاب کند، و طوریکه خودش لزوم میبیند، خدایش را عبادت کند. یکی به آتشکده میرود، دیگری به تکیه خانه و دیگری به مسجد. هستند کسانیکه که خدای شانرا فقط در قلب خود میپرستد.
اما هیولا های مانند تو و برادران کوچک تان طالبان گویا از آسمان ها پائین آمده اید که اینطوربه مردم روی زمین امرصادر میکنید. نفرین به همه ای شما شیاطین.
شرح درگیری دانشجویان دانشگاه کابل
این گلبدین هاوکورعمرهااگرمبغض/شیاطین/ومزدورنباشدچراماننددیگربرادران اهل سنت چه تاجیکها/چه پشتونهاوچه ازبکهاآمده درکناردیگربرادران هموطن خودزنده گی مسالمت آمیزوانسانی رادرپیش نمیگیرندکه ماننددزدان وجنابت کاران همیشه فراری هستندهرروزهموطن/برادر/خواهرومردم مسلمان کشوررامیکشند.وقتی که شماخایینین اصلاح شویدوبخودبیایید چی نیازی است به خارجیهاوصلیبیها/آنهاراهم خودتان سبب شدید که بیایدبرج دوقلورامنفجرنمیساختیداونهامرگ میطلبیدندکه اینجابیاید.
شرح درگیری دانشجویان دانشگاه کابل
ﺗﺮﻛﻲ اﻟﻔﻴﺼﻞ ﺭﻳﺲ اﺳﺘﺨﺒﺎﺭاﺕ ﺳﻌﻮﺩﻱ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ اﻳﻦ ﺣﻜﻤﺘﻴﺎﺭ ﻋﺎﻣﻞ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﻭﺗﻔﺮﻗﻪ ﺩﺭﺑﻴﻦ ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ اﺳﺖ .اﻭ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﻌﺪ اﺯ ﭘﭘﻴﺮﻭﺯﻱ ﻣﺠﺎﻫﺪﻳﻦ ﻛﺎﺑﻞ ﺭا ﻣﻮﺷﻚ ﺑﺎﺭاﻥ ﻛﺮﺩ ﻛﻪ ﻧﻴﺮﻭﻫﺎﻱ ﺟﻨﺮاﻝ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ اﺣﻤﺪ ﺷﺎﻩ ﻣﺴﻌﻮﺩ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎ اﻳﻦ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻛﺎﺑﻞ ﺭا ﺑﺨﺎﻙ ﻭﺧﻮﻥ ﻛﺸﺎﻧﺪ ﻭﺳﭙﺲ ﺑﺎ ﺟﻨﺮاﻝ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﻣﺘﺤﺪ ﺷﺪ .ﻭﻣﺎﺑﻘﻲ ﻛﺎﺑﻞ ﺭا ﺑﻪ ﻣﻨﻆﻮﺭ ﺣﻖ ﻭﺣﻘﻮﻕ ﺟﻨﺮاﻝ ﺩﻭﺳﺘﻢ ﺑﻪ اﺗﺶ ﻛﺸﻴﺪ ﻭﺩﺭﻳﻚ ﺭﻭﺯ اﺯ ﭼﻬﺎﺭ اﺳﻴﺎﺏ ﺑﻪ ﺩﻫﺎ ﻫﺰاﺭ ﺭاﻛﺖ ﻛﻮﺭ ﺭا ﻣﻨﺤﻴﺖ ﺻﺪﺭاﻋﻆﻢ ﻛﺸﻮﺭﻳﻜﻪ ﺑﭙﺎﻳﺘﺨﺖ ﺣﻜﻮﻣﺖ ﺧﻮﺩ ﺭﻭاﻧﻪ ﻛﺮﺩ ﻭﺩﺭﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﻫﺰاﺯ اﺯ اﻫﺎﻟﻲ ﻣﻠﻜﻲ ﻭﺑﻴﺪﻓﺎﻉ ﻛﺎﺑﻞ ﺭا ﺑﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻭﻫﺰاﺭاﻥ ﺗﻦ ﺩﻳﻜﺮ ﺭا ﻣﻌﻴﻮﺏ ﻭﻣﻠﻴﻮﻧﻬﺎ اﻓﻐﺎﻥ ﺭا ﺑﻲ ﺧﺎﻧﻤﺎﻥ ﻭﺭاﻫﻲ ﻛﺸﻮﺭ ﻫﺎﻱ ﻫﻤﺴﺎﻳﻪ ﻛﺮﺩ ﻭاﻳﻦ ﺣﻜﻮﻣﺘﻴﺎﺭ ﻣﺰﺩﻭﺭ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻳﺶ ﺑﺎﺩاﺭاﻥ ﻭﻫﺎﺑﻴﺶ اﻛﻨﻮﻥ ﻋﻠﻴﻪ ﻗﻴﺎﻡ ﻧﺠﺎﺕ ﺑﺨﺶ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﻭﻣﻘﺪﺱ ﺗﺮﻳﻦ ﻓﺮﺩﻱ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺭﺣﻤﺘﻪ ﻟﻠﻌﺎﻟﻤﻴﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﺧﺎﺗﻢ اﻧﺒﻴﺎ ﻣﺤﻤﺪ ﺳﺘﻮﺩﻩ ص ﻛﻼﻥ ﻭﺩﺭ ﻣﻜﺘﺐ ﺗﻮﺣﻴﺪ ﺭﺷﺪ ﻭﺩﺭ ﺩﻓﺎﻉ اﺯ ﺷﺮﻳﻌﺖ ﺟﺪﺵ ﺑﺎ ﻧﺘﺎﺭ ﺧﻮﺩ ﻭاﻫﻞ اﻟﺒﺖ ﭘﺎﻛﺶ ﺩﺭﺧﺖ ﺧﺸﻜﻴﺪﻩ اﺳﻼﻡ ﺭا ﻛﻪ ﺩﺭ اﺛﺮ ﺑﺪﻋﺖ اﻓﺮﻳﻨﻲ ﻧﺴﻞ ﺧﺒﻴﺘﻪ اﺑﻮﺳﻔﻴﺎﻥ ﻟﻌﻨﺘﻲ ﻭﻫﻨﺪ ﺟﻜﺮ ﺧﻮاﺭ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺳﭙﻬﺴﺎﻻﺭ ﻏﺰﻭاﺕ ﺑﺪﺭ ﻭاﺣﺪ ﺳﻴﺪﻧﺎ ﺣﻤﺰﻩ ع ﺑﺎ ﺧﻮﻥ ﻣﺒﺎﺭﻛﺶ ﺳﻴﺮاﺏ ﻭﺑﺮاﻱ اﺑﺪ ﻃﻮﻣﺎﺭ ﻃﺎﻏﻮﺕ ﺯﻣﺎﻥ ﻳﺬﻳﺪ ﻭﻳﺬﻳﺎﻥ ﺩﻫﺮﻱ ﻭﺳﻴﺎ ﺭﻭﺭا ﺩﺭﻫﻢ ﭘﻴﭽﻴﺪ .ﻭاﻛﻨﻮﻥ اﻳﻦ ﺣﻜﻤﺖ ﻏﺎﺭ ﻣﺮﻳﺾ ﻣﻮﺿﻊ ﻛﻴﺮﻱ ﻣﻠﻌﻮﻧﻲ ﻭﺩﺣﺮﻱ ﻛﺮﻱ ﺧﻮﺩ ﺑﺎ ﭼﺮﻧﺪﻳﺎﺕ ﻋﻠﻴﻪ اﻳﻦ ﻧﻬﻀﺖ ﺑﻲ ﻣﺎﻧﻨﺪ اﻋﺼﺎﺭ ﻭﻗﺮﻭﻥ اﺗﺨﺎﺫ ﻛﺮﺩﻩ اﺳﺖ ﻛﻪ اﻟﻬﻲ ﺑﺤﺮﻣﺖ ﺧﻮﻥ ﭘﺎﻙ ﺣﺴﻴﻦ ع ﻛﻠﺐ اﻟﺪﻳﻦ ﺑﻤﺮﺹ ﺳﺮﻃﺎﻥ ﺧﻮﻥ ﻣﺘﺎﺏ ﻭﺑﻪ ﻣﺮﺹ ﺟﺬاﻡ ﻛﺸﺎﻧﺪﻩ ﺷﻮﺩ اﻣﻴﻦ ﻳﺎﺭﺏ اﻟﻌﻠﻤﻴﻦ ..ﻳﻜﻲ اﺯ ﻣﺮﻳﺪاﻥ ﺣﺴﻴﻨﻊ ﻋﻠﻮﻱ .
شرح درگیری دانشجویان دانشگاه کابل
واقعا دردناک است !
چرا؟
– وقتیکه میبینی مرکز وکانون فرهنگ (دانشگاه )ودانشگاهیان دنبال تجلیل وبزرگداشت وبزرگسازی یک مسله ای اند که نمیتوان گفت کاملا مذهبی و....وفرض کن که کاملا مذهبی هم باشد ,چه نیازی است به رخ دیگران کشیدن وتحریک نمودن دیگران دراین شرایط ایکه هرحادثه کوچکی میتواندانگیزه ای گردد فاجعه وفاجعه هارا.وبیشتردردناک است وقتکه جوان ودانشگاهی هزاره خودش رابه موارد این چنینی دخل میدهند.هزاره رانشاید که به این مواردپوچ وبی معنی پرداختن وبهای به آن پرداختن.زیر ا:
جوان هزاره میتواند وباید چهره فرهنگی ,علمی ,رهگشای راه پیشرفت وتعالی ونمونه سخت کوشی وهوشیاری برای همه اهالی افغانستان باشد ورنه کیست که این کشورراازمنجلاب تکرارشونده سیزیفی جهل وبدبختی رهاند وبه سطح کوریای جنوب وحتی جاپان ارتقادهد اگرنه هزاره ؟
– دردناک است که محیط دانشگاه مبدل شده است به کمپ های پرورش بنیادگرایی,خرافات ,جهالت وجهادیزم ,که دربرابرعقاید وبرداشت های دیگران باچنین خشونت ووحشت پاسخ گفتندواین نه اولین باراست بلکه درگذشته نیزبارها هم دانشگاه کابل وهم بعضی دانشگاه های ولایات نشان داده اند که فرسنگهابادانشگاه بودن ودانشگاهی بودن فاصله دارد.
درهمه دنیای پیشرفته وعقب مانده دانشگاه ها نقطه های ترقی وتساهل وپیشرفت طلبی وتمدن سازی به شمارمی آیند,اما درکشورما!؟
شرح درگیری دانشجویان دانشگاه کابل
باقی سمندر
هفتم قوس سال 1391 خورشیدی
27 نوامبر سال 2012 میلادی
ساعت دو پنجاه وپنج دقیقه بعد ازچاشت
کابل /افغانستان
سلام به خوانندگان ارجمند کابل پرس?
من امروز وقتی نوشته ای گویا گلبدین حمکتیار را خواندم / از خود پرسیدم که چرا چوانی جراات ندارد تا بنام خود بنویسد که در پشت نام گلبدین حکمتیار پنهان میگردد. انچه در مورد گلبدین حکمتیار درهمین ستون نوشته شده است هنوز کم است وبایست کتابها نوشت تا نقش گلبدین حکمتیار در چنبش دانشچویی یا محصلین افغانستان / درجنبش سیاسی و نظامی افغانستان بیشتر برملاتر گردد.
درروز دهم وشب یازدهم محرم در همین سال وچندروز پیش در دانشگاه کابل بیاد سالهای 1972 میلادی افتیدم . در همان سالها یعنی چهل سال پیش از امسال درهمین لیلیه یا خوابگاه همچنان جروبحث ها جریان داشت و حکمتیار ودوستان اش عده ای را تکفبر مینمودند و در نتیجه در ماه جوزا ی سال 1972 میلادی جوانی بنام سیدال سخندان که منصوب به جریان دموکراتیک نوین یا شعله جاوید بود / به ضرب گلوله حکمتیار کشته شد . جوانانی دیگری زحمی شدند و یک جوان بنام عصمت جان در ناحیه مغز اش صدمه دید و بعد ها در سال 1358 خورشیدی در زاهدان / ایران بوسیله دوستان گلبدین حکمتیار کشته شد.
من درروزهای پیش از حادثه دهم محرم یا عاشورا وشب یازدهم همین ماه وسال در دانشگاه یا پوهنتون کابل بودم و با چشمان دیدم که در انچا چه گذشت و با گوشهایم شنیدم که چه ها گفته شد . بیان بخشی از گفته ها و شنیده گی ها در اغاز همین ستون امده است که من بران اضافه نمی نمایم.
انچه را بی بی سی بعد از ان واقعه نوشت / من در رد ان نوشتم و برای بی بی سی فرستادم . اینک همان یادداشت را در پایان بازهم منتشر میسازم.
اما نظر من :
دین بایست به مثابه امر خصوصی افراد شناخته شود و دین از دولت جدا گردد تا هیچ شیادی نتواند بنام دین ومذهب نان سیاسی بخورد یا حمام خون برپا گرداند. به گفته قران / لکم دینکم ولی الدین
اینک متنی که برای بی بی سی فرستاده بودم.
سلام به خوانندگان ارجمند
من گزارش ای درباره دانشکاه کابل راذر سایت بی بی سی بخوانش گرفتم اما باهزار دریغ که گزارش باواقعیت نتنها نزدیک نیست بل خلاف واقعیت را به نمایش گذاشته است . گزارش از جنگ شیعه وسنی سخن د ارد حال انکه یک گروه که خود را متعلق به حزب التحریر میدانند و در خوابگاه یا لیلیله مشهور به سلفی ها میباشند . اغازگر همه تشنجات بودند و حامیان بیرونی شان زد وخورد و لت وکوب را در دانشگاه تحمیل نمودند. اعضای حزب التحریر هیچ مذهبی را نه قبول دارند و نه به رسمیت میشناسند.من از اغاز ماه محرم تا اخرین دقایق برخورد ها در دانشگاه کابل و بیرون وساحه دانشگاه بودم . من با صد ها دانشجو از صبح زود تا بعد از چاشت ها و در روز های هشتم ونهم و دهم و شب یازدهم تا ناوقت ها ی شب تماس نزدیک داشتم . من از اینکه دانشجویی را در لیلیله از منزل چهارم به پایان انداختند و یا دانشجویان ای زخمی شدند در همان جا خبرشدم و بامردم منطقه کارته سخی. ده بوری وده نو از نزدیک شاهد ماجرا بودیم . واقعیت اینست که اعضای حزب االتحریر هواداران خود را از بیرون در روزهای هفتم و هشتم ونهم محرم به داخل لیلیه اورده بودند و همه دانشجویا ن خواهان جروبحث وسخن رانی درمورد عاشورا بوذند اما سلفی ها خواستار تشنج و ماجراجویی بودند ووقتی افراد بلند رتبه از وزارت داخله / تحصیلات عالی / امنیت ملی و شورای ملی افراد از مساجد برای دعوت به ارامش تلاش می ورزیدند . بازهم اعضا و هواداران حزب التحریر برای تبدیل کردن دانشگاه به کربلا کوشیدند . در نتیجه عملن در کنار یزید و شمر قرار گرفتند . یاد کشته شدگان گرامی باد . سلامتی زخمی ها ارزویم است. ماجرا را حزب التحریر شروع کرد و تما م
l جنایات متوجه حزب التحریر است نه
از سنی ها ویا شیعه ها.
باقی سمندر / کابل افغانستان
شرح درگیری دانشجویان دانشگاه کابل
awal ke een hezbe tahreer bayad mamnoo shawad
dowoom een ke heech hezbe seyasi na bayad dar danesdashgah faaleyate seyasi nomayad
daneshjoyan
metawanand ozwe yak hezb bashand amma faaleyat haye seyasi dar dakhele danesh gah bayad mamnoo bashad
dar heech kojaye donya deda na shoda ke yak hezb beyayad wa dar dakhele mahwataye daneshgah kare seyasi konad
jalasat semenar ha wa hama masayel dar marakez ya saloon ha ya hotal ha wa az een qabeel ja ha ke shakhsi ast dayer meshawad na dar makan haye amolmanfea
yak zamane man ham dar hamen khwab gah bodam wa ba yad daram ba dostam ke shia bood rafteem ba takya khanaye chendawol wa bad ham amadeem nane chasht ra dar lailiya sarf kardeem
zaror neest ke maraseme mazhabi dar hama ja tajlil shawad
dorost ast ke hama mazaheb ba shomole mazaheb wa deyanat haye ghayre islami haq darand maraseme khode shan ra dashta ba shand amma na eenke dar har koja
dar ghayre aan daneshgah bayad tamame sal masrofe marseme mazaheb wa adyane mokhtalef bashad
man az shoma azizane shia meporsam ke faqat dar chand qadami daneshgahe kabul chandene masjede bozorge ahle tashayo wojod darad chi lazem bood ke hatman dar masjede daneshgah bayad marasem ejra shawad
az nazare man masajede daneshgah faqat bayad baraye adaye namaz ba kar gerefta shwad wa bas
dar ghyre aan homan fetnahye sal haye 40 daman gere een daneshgah ha meshwad
ok
شرح درگیری دانشجویان دانشگاه کابل
na kaal bomanad wa na kadoo
شرح درگیری دانشجویان دانشگاه کابل
مین ادم احمق که خوده دشمن ادم نادان نام گذاشته!
جنایت کارعمر وحشی عثمان لعین وابوبکرملعون بوده نه.........
که بعداز رحلت پیامبرچه جنایات را که مرتکب شده که تا به حال نسلهای شان که عبارت اند از وهابیون کثیف وخایین است ادامه داده اند..... عثمان از
قندهار....
شرح درگیری دانشجویان دانشگاه کابل
دین اسلام منفور ترین دین بد ترین مزخرف ترین دین جعل ترین باطل ترین دنیا است
محمد شخص دروغگو جعلکار فاسد فاسق دزد کاپی گر تمام اطلاعات را از کتاب های دیگر دزدیه بنام قران چاپ کرده است
محمد به دختر 9 ساله تجاوز کرد
محمد که مردار شد 9 زن داشت
محمد با دار و دسته فاسق خود هزاران در هزار انسان را بیگناه کشت و این پیران فاسد ان که عبارت از مسلملنالن باشد تا هنوز رای غلط انرا ادامه میدهد .
بحث علی و عمر و حسین نیست مهم اینست که محمد خودش جعل کار دروغگو زنا کار فاسد وفاسق بود قا نو نیکه از وی مانده همه جعل و مزخرفات است.
من افتخار میکنم که به این دین دروغ وباطل لعنت گفته و از این دان جنون رها یافته ام.
او کبدین خر اسلام کجایش راست است که شیعه راست باشد قران مردار ترین کتاب دنیا است
در کعبه تو شاش کنم در قبله تو گو کنم تو خوش باش .
شرح درگیری دانشجویان دانشگاه کابل
ﺧﺪاﻭﻧﺪ.ﭘﺎﻙ.ﺑﺤﺮﻣﺖ.ﻗﺮاﻥ.ﭘﺎﻛﺶ .ﻭﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺑﺰﺭﻛﺸﺺ ﻧﻮﻳﺴﻨﺪﻩ اﻳﻦ ﺩﺷﻨﺎﻡ ﻫﺎﺭا ﺩﺭ ﺯﻧﺪﻛﻲ اﺵ ﻣﺴﺦ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺟﻨﺲ ﺳﻚ ﻛﺜﻴﻒ ﺩﺭ ﺑﻴﺎﻭﺭﺩ ﻳﻘﻴﻨﺎ ﻛﻪ ﻧﺰﺩ ﺧﺪا ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺁﺳﺎﻥ اﺳﺖ .ﺷﺮﻳﻌﺘﻲ
شرح درگیری دانشجویان دانشگاه کابل
) ﻟﻌﻨﺖ.ﻭﻧﻔﺮﻳﻦ.ﺑﻪ.ﺷﻤﺎ.ﻣﺮﺗﺪ.ﻫﺎﻱ.ﻟﻌﻴﻦ.ﻭﻣﻠﻌﻮﻥ.ﺣﺴﻴﻨﻲ
شرح درگیری دانشجویان دانشگاه کابل
بد نكن رزيل كثيف .دين اسلام كاملترين دين ويسنديده ترين دين خدا ورسول مباركش رحمت اللعلمين است . از اداره كابل يريس توقع اشد دارم كه اين دحرى را باز شناسايئ كند وازنشر حرفهاى زشت وناروا او جلوكيري كند . علوى
شرح درگیری دانشجویان دانشگاه کابل
یار نازنینی که یادت رفته است نامت رابنویسی برایت صد هزار مرحبا میگویم. جانت جور و سرت بلند باشد . تو حرفی را گفتی که هزار سال بعد همه ای بشریت خواهند گفت. محمد یک مریض مالیخولیایی بیش نیست. من نیز بر این دین تف خودم را انداخته ام. هر قدر از اسلام منفور دور تر میشویم ، همان اندازه سعادتمند تر خواهیم بود.
شرح درگیری دانشجویان دانشگاه کابل
این است عا شورای ما
.Arif Shadab & Freidon - Bazme Azragi New Hazaragi Music Video 2011 HD Video