اوغانها، لیبرال بودن وکمونیست بودن وچپی بودن ومسلمان بودن افراد را بیرون ازساحهء قدرت وحاکمیت نیز بامعیارها وسنجه های افغانی محک میزنند؛ ولی در چارجوب قدرت وحاکمیت حتی به همان معیارها پایبندی نشان نمیدهند بلکه آنوقت بحث افغان تاجیک وافغان ازبیک وافغان هزاره بحیث اقلیتهای قومی بمیان می آید.
ازنظر اوغانها بهترین مسلمان تاجیک وازبیک وهزاره کسی است که زنجیر غلامی ورقیت اوغانی را بگردن آویزد وخودش را افغان بنامد ودرعین حال خیلی محتاط باشد که سهوا واشتباها حرفی مبنی بر هوای حکومت کردن وسلطه بالای ایل جلیل افغان اززبانش خارج نگردد ورنه تمام قوم وملیت اش قابل مجازات می باشد.
آقای شکراله رحمانزی به قول خودش از( پوهنتون کابل) که باید مرکز تحقیقات وپژوهش های علمی باشد بخاطر ضدیتش با نام برهان الدین ربانی قضاوت خویش را درمورد تمام تاجیکان چنین ابراز میدارد:
• 6 اكتبر 23:22, بوسيلهى شکرا له
اين تاجكان جنايت كار وجيره خور ايران تاروزقيامت هم انسان نميشود هميشه سگ باقي خواهد ماند اين رباني جنايت كار وجهنمي هرچه جنايت كه ازدستش امد انجام داد وحتي مدت چند سال چوكي ره ودروازه كونش چسپ ايلفي زده بود تا جنايات بيشتر باهمكاري مسعود خر وبز وگوش بريده بالاي مردم افغانستان انجام بدهد اين جا واقعا كشوريست كه ازكثيف ترين ادم ها بنانم قهرمان ملي ياد ميكنند ونام دانشگاه رابنام شيطان ميكند !!!!!!!!!!!!!!
ربانی یا همان تاجیک تاجیک پرست تاجیک سالار که بعد از دوران جهاد سالهای سال چوکی ره ده کون خود بسته کده بود به گوشه گوشه ای وطن از دست مجاهدین فرار می کرد ارزش نوشتن در باره او ندارد!!!!!!!!!!!
هم قاتل هم سرنوشت جوړوونکىد
«احمد شاه مسعود او روسان« کتاب چاپ شو !!!!!!!
په دې وروستيو کې د «احمد شاه مسعود او روسان ، وسله ، نېشه يي توکي او قيمتي ډبرې» کتاب نوی له چاپه راووت . په دغه کتاب کې د روسانو او د مجاهدینو د ډګري بولندوی او جنګسالار احمد شاه مسعود ترمنځ پټ اړېکي رابربنډ شوي دي .!!!!!!!!!!!
په کتاب کې له مسعود سره د روسيې د پوځي ، سياسي مرستې او ملاتړ ، د نېشه يي توکيو په سوداګرۍ کې د مسعود لاس لرلو ، زموږ د هېواد د قيمتی ډبرو ، په تېره بيا پنجشېر زمردو د ناقانونه راايستلو او پر بهر هېوادو باندې پلورلو په اړه لاسوندونه راټول شوي او ډاګيزه شوي دي . !!!!!!!!!!
Kabul tel:
0706818782
0782109652
0786611240
0780031128
0784035745
(( شکرا له رحمانزی )) کابل پوهنتون
درحالیکه جناب محترم رحمانزی قبل ازآنکه همهء تاجیکها را سگ خطاب کند باید روی اسناد ومدارک معتبر به اثبات میرساند که زنده یاد برهان الدین ربانیی درکجا خودش را رهبر تاجیک ها خوانده است ودرکدام کتاب ومقاله اش تاجیکها را گل سر سبد معرفی کرده است وغیر تاجیکها را خصوصا پشتونها را سگ گفته باشد. برهان الدین ربانی وزنده یاد احمدشاه مسعود با دریغ ودرد قبل از آنکه آنها به منافع قومی خویش می اندیشیدند آنها خودشانرا افغان ومسلمان گفته اند اما به برتری جویی های قومی وقبیلوی باور نداشتند ؛ علاوه براین موضوع آنها به کلمهء افغان و واژهء افغان ازدید امروزی افرادی مانند من نگاه نمیکردند بلکه کلمهء افغان را با معیارهای علامه اقبال لاهوری می شناختند وبه آن به دیدهء قدر وعزت می نگریستند وخودشان را مسلمان افغانی میدانستند. علامه اقبال لاهوری کسیکه برخلاف تمام موازین ومعیارهای قبول شدهء علمی درزمینهء بشرشناسی ملت افغان را برسایر ملتها درقلب آسیا ترجیح داده است که این خودیکی ازاشتباهات جبران ناپذیر وی می باشد. اقبال با آنهمه تبحر وبزرگی که دارد ملت اوغان را دریکی از اشعارش چنین ستوده است:
آسیا یک پیکر آب و گل است
ملت افغان در آن پیکر دل است
از فساد او فساد آسیا
در گشاد او گشاد آسیا
معلوم نیست که علامه اقبال لاهوری روی چه انگیزه ای این شعررا دروصف ملت افغان سروده است ومنظور وی از استعمال این (کلمه) کیها بوده است. اگر منظور علامه اقبال درآن زمانها همین افاغنهء امروزی یعنی پشتونها بوده باشد بدون شک علامه اقبال ؛خبط بزرگ علمی را مرتکب شده است زیرا نه تنها این ملت درپیکر آسیا دل نیست بلکه بحیث سرطان خون تمام منطقه را به فساد وتباهی کشانده است وازکراچی تا دریای آمو را میخواهد درخودخواهی های برتری جویانهء قبیلوی اش به آتش بکشاند.
پشتونها نیز باشنیدن همچو اشعار احساساتی وغیر علمی به وجد می آیند وسرازپا نمی شناسند و بخاطر ساکت نمودن صدای حق طلبی ملیتهای غیر اوغان درین کشور، ازهمین اشعار عاطفی واحساساتی که بارنگ دیانت واسلام آمیخته شده است برای ساکت نگاه داشتن صدای عدالت خواهان سایرملیتها کارمیگیرند همیشه ازحربهء دین خیلی خوب استفاده می نمایند باوجودیکه به اعتراف روشن وصریح خود شخصیتهای علمی واکادمیک پشتون درآنطرف مرز؛ پشتون اصلی کسی است که به نیم قرآن ایمان آورده باشد ونیم دیگر آنرا با افکار وعقاید پشتونیزم تکمیل نماید؛ ولی بازهم پشتونها تاکیدشان این بوده است که هرکی ضد افغانیت است او ضد اسلام واساسات اسلامی نیز می باشد. روی همین علت بوده است که درطول سی سال گذشته هم درجبههء چپگراها وهم درجبههء راستگراها یکتعدادعناصر غیر اوغانی؛ چنان محو جمال وکمال رهبران اوغان گردیدند که بخاطر حفظ وحدت ویکپارچگی صفوف حزبی شان تمام مرزهای تاجیکی وهزاره گی وازبیکی را درخویش نابود کردند هیچگاهی رهبری یک اوغان را زیرسوال نبرده اند؛ مثلا درحزب خلق برهبری نورمحمد تره کی؛ تاجیکها وهزاره ها وازبیکها بدلیل تعهدات فکری شان به مبادی کمونیزم هیچگاهی زعامت افراد کودن وفاشیستی چون تره کی وامین را زیرسوال نبردند و هیچگاهی تمایلات فاشیستی آنها را زیر نقدنگرفتند وکورکورانه از آنها تقلید نمودند ودرین راه بسا ازنزدیکان وبستگان خویش را بنام عناصر ضد انقلاب نیست ونابود کردند . سید منصورهاشمی درزمان نورمحمد تره کی دربدخشان وتخار بخاطر تحقق آرمانهای انقلابی اش آنقدر تاجیک را دربدخشان وتخار کشت که تاکنون رقم اصلی قربانیان را کسی نمیداند. تعدادی ازهمکاران وهمدستان وی همین اکنون نیز درکابل با افتخار بدون اینکه ترسی ازمحاکمه وعدالت بدل راه بدهند درموترهای ضد گلوله گشت وگذار میکنند وبرفقرا ومساکین شهر فخر میفروشند که دیروز نیز ما بنام کمونیزم برشما حاکم بودیم امروزنیز بنام دموکراسی غربی باز شما را غلام وبردهء خویش ساخته ایم . این اشخاص حالا بنام تاجر ومشاور اقتصادی در دولت کرزی جا خوش کرده اند. یک نمونه اش آزرخش حافیزی است که وی در زمان حاکمیت تره کی وامین دربدخشان قرار اطلاعات موثق قربانیان را ازهوا ذریعهء هلیکوپترها دست وپابسته به دریای آمو پرتاب نموده است.
. بهمین ترتیب درجبههء اسلامگرایان نیز تاجیکها ویک قسمت هزاره های مناطق مرکزی وازبیکها ازگلبدین حکمتیار بخاطرتعهد فکری شان به اسلام وارزشهای جهاد وغیره از وی تبعیت کرده اند. آنها تا آنجا این دوستی وأخوت اسلامی را پیش بردند که اشخاصی مانند همایون جریر تاجیک تبار؛ توانست که پیوند فکری را به پیوند خونی رقم بزند. اینها نیز بسان هم تباران چپی شان روزی بود که گلبدین را به عوض خدا وپیامبر می پرستیدند؛ کوچکترین انتقاد را راجع به وی کفر میدانستند؛ درشمال افغانستان بسا تاجیکهای گلبدینی صرف بخاطریکه هم تباران جمعیتی وشورای نظاری شان رهبری گلبدین را زیر سوال برده بودند به جنایت وترور علیه آنها متوسل گردیدند. با استناد به یکی از مقاله های ارزشمند محترم خلیل رحمان حنانی یکی ازیاران وهمسنگران زنده یاد احمدشاه مسعود درسایت خاوران درساحات پروان وبگرام وغوربند وکاپیسا قوماندانهای گلبدینی جنایات ضد بشری را علیه هم تباران جمعیتی شان مرتکب شده اند؛ آنها بیشترین جوانان تاجیک را بجرم جمعیتی بودن وشورای نظاری بودن سربه نیست نمودند وترور نمودند. درمناطق شمالی حتی قوماندانهای پشتون جمعیتی نیز ازتصفیهء نژادی تاجیکها دریغ نورزیده اند. درساحهء بگرام درگرما گرم جنگ وجهاد علیه قشون شوروی وقت؛ شخصی بنام نیازی یکی ازقوماندانهای بی رحم وفاشیست گلبدین تاجیکهای منطقه را بنامهای سامایی وشعله ایی وغیره به شهادت رسانده است. حتی فرماندهان پشتون تبار جمعیتیی نیز باهمین برنامه واستراتیژی قومی وارد عرصهء معرکه گردیده بودند. قرار نوشتهء محترم امرالله صالح درسایت جاودان فردی بنام داکتر خالد ازشکردره درزمان طالبان بغرض مذاکره با انور دنگر به کابل میرود ولی نامبرده بدون رعایت احکام اسلامی وقوانین بشری توسط انور دنگر چون گوسفند حلال میگردد.
دراستان تخار انجنییر بشیرشهادتیار گلبدینی ؛ وسیدجمال ولید قبل ازآنکه بانیروهای شوروی درگیرمیشدند برضد همتباران جمعیتی شان جنگیدیده اند. درسال 1989 میلادی قوماندان سیدجمال گلبدینی؛ بیش ازهفده نفر فرماندهان زبدهء تاجیک وازبیک شورای نظارجمعیت اسلامی را دررأس آنها داکترحسین تالقانی ومولوی عبدالودود تالقانی وقاضی اسلام الدین حامد؛ سرمعلم طارق وانجییر عزیزالله وغیره را طی یک کمین گیری نا جوانمردانه درتنگی فرخار بدون هیچ پرس وپال وتحقیقی ابتدا اسیر وبعد به شیوهء خیلی ناجوانمردانه تیرباران نمود. جالب این است که درین کاروان قوماندانهای پشتون تبار جمعیت اسلامی مانند عارف خان زاخیل ازناقلین استان قندوز باعزت وحرمت رها میگردد وتنها فرماندهان ازبیک وتاجیک با بیرحمی وقساوت به شهادت میرسند.
گلبدینی های غیر اوغان مانند انجنیربشیر وسیدجمال ولید وامثالهم درآن زمانها باور مند به این بودند که آنها قبل ازآنکه تاجیک یا ازبیک ویاهزاره باشند مسلمان باقی مانده اند ودرمکتب اسلام ناب محمدی تربیت دینی دیده اند. آنها گرایشهای قومی وتباری را مطابق تعلیمات دینی ومبادی فکری شان برخویش حرام میدانستند وآنرا عصبیت جاهلانه تلقی میکردند وبرای اثبات وفاداری شان به این فکر وعقیده ؛ همتباران خودی را می کشتند وبازوان خویش را قطع می نمودند تا علاوه بر اجر وثواب آخرت تحسین های مقام معظم رهبری خویش را نیز حاصل نمایند. بارک الله!!! خیلی خوب می کشی. اینچنین است روش قاطع یک مسلمان متعهد و وفادار به اندیشه های اسلامی ! بکش! تا توان دربدن داری همتبارانت را بکش! ولی این نادانها برای یک لحظه هم باخودشان فکرنمیکردند که آیا تنها کفر وفسق وارتداد مختص همتباران خودی آنهاست ویا اینکه پشتونها هم ازخود کافر ومرتدی دارد.
این تربیت یافته گان مکتب اسلام ناب محمدی را میتوان به قول دکترعلی شریعتی اشخاص جن زده (الیناسیون) الینه شده واستحمارشده یا کسی که توسط افسون وجادو به خر تبدیل میشود نامید. امروز نیز تعداد اینگونه افراد درجامعه کم نیست ؛ چنین اشخاص چه تاجیک باشند ویا ازبیک وبا هزاره فرقی نمیکند که قلادهء غلامی شان را بدست کی سپرده اند ؛ درکالبد اینها روح رهبران اوغان شان حلول کرده است. تو گفتی که اینها مانند عشاقی که چشمهای شان ازدیدن عیوب معشوق عاجز باشد حیات بسر می برند. درصورت جسمانی وظاهری؛ خودشان می باشند ولی درفکر وعقیده؛ روح گلبدین در وجود شان حاکمیت دارد وبا مغز گلبدین می اندیشند وبا مغز وی حکم صادر میکنند؛ این نوع افراد جن زده ازنظر روحی چنان کوبیده شده اند که سلول سلول بدن شان به این قناعت رسیده است که اگر تاجیک ویا ازبیک ویا هزاره ایی زمام اموررا درافغانستان بدست بگیرد ویا دررأس کدام حزب سیاسی قرار بگیرد افغانستان تجزیه میشود وآن شخص را ملت اوغان شخص مشکوک ومتنازع الیها وستمی حکم میکند ؛ بناء این اشخاص (الینه شده) هیچ خطری برای فاشیزم اوغانی ندارند. درحقیقت اینها مانند گوسفندهای خسی شده؛ روحیهء اعتماد به نفس در وجودشان کشته شده است. این اشخاص اگر اخوانی باشند ویا شعله ایی ویا راوایی ویا پرچمی خیلی خوب وآبرومندانه میتوانند با فاشیزم بسازند و به حشر ونشرشان بافاشیزم قبیله ادامه داده ورهبری یک شخص پشتون را بی چون وچرا قبول نمایند حتی کمونیستهای پشتون نیز باوی مخالفتی ندارند واورا ازخودشان می شمارند واگرکمونیست ومائوویست باشند حتی اخوانی های پشتون نیز با وی مخالفتی ندارند واورا ازخودشان می شمارند.
درحالیکه با تمام نیات خالصانهء اسلامگرایان غیر اوغان چه تاجیک وچه ازبیک وچه هزاره برهبران پشتون تبار شان؛ درطرف مقابل چنین اخلاص وهدفمندی وصفای نیتی نسبت به آنچه که آنها وفا داری به ارزشهای اسلامی می نامند به چشم نمیخورد.
گلبدین حکمتیار درکتاب خویش بنام (توطئه های پنهان وچهره های عریان) ائتلاف خویش را با جنرال شهنواز تنی برای براندازی رژیم جنرال نجیب الله احمدزی توجیه قومی می نماید.
او میگوید ازآنجا که صاحبمصنبان جناح خلق فرزندان خانواده های غریب وبی بضاعت پشتون بودند ودرصف محاربه درخط اول ولی درصف امتیاز درخط آخرقرار داشتند حزب اسلامی افغانستان لازم دید که با آنها دست دوستی درازنماید.
درحالیکه این فرزندان خانواده های غریب پشتون بمراتب نسبت به پرچمی ها ودیگرگروه های سیاسی دربرابر اسلام وقرآن نفرت دارند. کفرپشتونها را میتوان کفر اعراب بدوی قبل از اسلام نامید که غلیظ ترین وجاهل ترین کفر می باشد. قرآن نیز نسبت به این کفر سخت هوشدار داده است. دربرابر پیامبر اسلام نیز همین کفر مقاومت کرده وبعد همین نوع کفر بود که به نفاق رو آورد وخودش را زیر جامهء اسلام پوشانید. بدبختانه این نوع کفر درشرایط حاضر با ارزشهای منحط قبیلوی درآمیخته است وزیاد قابل دید نیست جز دربعضی حالات استثنایی .
بخاطر پی بردن به حقیقت کفر پشتونی بازهم بهترین مثال درقدم نخست؛ خود آقای رحمانزی می باشند. ایشان باوجودیکه سخت مشتاق اند تا احمدشاه مسعود را بخاطر مذاکراتش باروسها ازصف جهادگران حقیقی خارج سازد ولی افکار واندیشه های خودش درمورد دین اسلام وپیامبر گرامی اسلام حضرت بهترین عالم محمد مصطفی(ص) روی سلمان رشدی وکارتونیستهای دنمارکی وسویدی وکشیش امریکایی را سفید میکند آنجا که این نفرت را چنین خالی می نماید:
• 9 اكتبر 20:48, بوسيلهى شکرا له رحمانزی
من در ان جهان ، چوب را به کون محمد می زنم.!!!!!!!!
محمد یک بی سواد ، یک چوبان و یک لوده ای شهوت ران بود که امروز تمام جهان از دست طرفداران شرورش به عذاب است.
محمد در عمر کثیف خود ان قدر جنابت کرد که اگر خون تمام قربانیان این مردم امخوار را در یکجا جمع کنیم، به یک حوض بزرگ خون تبدیل خواهد شد.
من ننگ دارم که یک بچه باز و یک زنباره ای خونخوار ادمکش رهبرم باشد.!!!!!!!!!!!!!
من به یک گوسفند ومرغ زیادتر احترام دارم نسبت به محمد که خود را رسول خدا می کند. خدایش هم همان ال لاط بود. خدای محمد یک خدای خونخوار است که کارش ظلم و انتقام گیری است. مردکه ای احمق خیال کرده بوده است که خدا مثل یک رهبر قبیله ای عرب باد ظالم، انتقام گیر و بی رحم باشد. لعنت بر این قسم رسول که کارش تجاوز به زنان و اطفال باشد و غضب زمین و دارایی و دار و ندار مظلومین.!!!!!!!
Kabul tel:
0706818782
0782109652
0786611240
0780031128
0784035745
(( شکرا له رحمانزی )) کابل پوهنتون, ژورناليزم
العیاذ بالله واسغفاروالله ؛ صدهزار بار العیاذ بالله
حالا که خلص افکار واندیشه های محترم شکراله رحمانزی را دربارهء دین وپیامبر دانستیم پرسش اصلی که مطرح میشود این است که پولاد افغان کیست وکتابش درمورد احمدشاه مسعود چه چیز جدیدی را بخواننده گان میدهد؟ آیا میان افکار واندیشه های آقای رحمانزی وپولاد افغان پیوندی وجود دارد؟
رفیق شیرزاد ازقول شخصی بنام الحاج عبدالوکیل صاحبزاده میگوید:
پولاد پسر غلام اسحاق چکری همان خلقی رسوای که چندسال قبل رسوایی اخلاقی اش را برای اولین بار سایت پندار نشر نمود می باشد. این پسر؛ خواهرزادهء زلمی هیوادمل می باشد. من با این خانوادهء رسوا قرابت فامیلی دارم. ولی متاسفانه از اصل ونسب غلام اسحاق چکری چیزی نمیدانم ؛ شاید که وی در اصل جت باشد. درافغانستان زنده گی آنها یک قسم بود نان خوردن نداشتند ولی حالا آن زمان را فراموش کرده اند وزنده گی اروپایی اینها را بلکل تغیر داده است. اینها مانند جتها گاهی باخودشان وگاهی بادیگران درجنگ اند. غلام اسحاق چکری هم بخاطر رسوایی اخلاقی اش وهم بخاطر پول و دنیا؛ زن واولادهایش را رها کرده ودرکابل درحکومت مافیایی کرزی مشغول چور وچپاول وفحشا می باشد. بهترین تعمیررا درهمدستی با برادران مارشال فهیم درشیرچور خریداری کرده است. با برادران فهیم درکار قاچاق زمرد سهیم است. او حالا درلوژیستیک وزارت دفاع کارمیکند و برادران فهیم را نیز ازخود کرده است . چکری شوهر همشیرهء زلمی هیوادمل می باشد. هیواد مل همراه با اسمعیل یون درقطارصدها مشاور فاشیست دیگر برای حامد کرزی زمزمهء پشتونوالی را درگوشهایش میخواند. پولاد پسرغلام اسحاق چکری درین اواخر ادعا نموده است که تازه تحصیلاتش را دررشتهء طب به پایان رسانده ولی پخش رسوایی اخلاقی غلام اسحاق چکری ( پدرش) مبنی برتجاوز جنسی بالای یک زن معتاد الکولیست درحال نشه؛ درسایت پندار تاثیرات بد روانی بالای پولاد بجا گذاشت.
پولاد مجبورگردید تا شهرمالمو را برای همیشه ترک گوید وبا خانمش به شهر (یونشوپینگ) نقل مکان نماید. آقای صاحبزاده گفته است:
چکری چند سال قبل عازم بیت الله شریف گردید ولی وقتیکه برگشت به عوض اینکه مسلمان شده باشد برعکس برمناسک وشعایر حج چنان دشنامهای بیدریغ میداد که مو براندام انسان راست میگردید.»
رفیق شیرزاد می نویسد:
آقای صاحبزاده به زبان عربی تسلط تام دارد. وی ازرفقای پرچمدار می باشد که درزمان شاهی بحیث یکی ازپیشگامان نهصت روشنفکری دراستان لغمان با رفیق ظهور رزمجو وبارق شفیعی مظاهرات خیابانی را سازمان میداد. او وپدرش یکی از معتمدترین افراد جنرال نجیب الله احمدزی بودند ولی درین اواخر به عمق خیانتهای نجیب الله احمدزی نسبت به زنده یاد کارمل بزرگ؛ پی برده است. او بحیث یک فارسی زبان لغمانی با چکری روابط خانواده گی دارد ولی بجرم فارسی زبان بودن همیشه درین خانواده مورد تبعیض قرارگرفته و محکوم بوده ومورد تحقیر وتوهین نزدیکان اوغان خویش قرارگرفته است. آقای صاحبزاده دراظهارات خویش گفته است که فردی بنام عبدالحی هوتک که یکی ازخلقی های گردپا می باشد درچند جا باوی برخورد لفظی وفزیکی کرده است.
آقای صاحبزاده گفته است که او حالا درک میکند که نجیب چقدر ازصداقت واخلاص وی سوءاستفاده نموده است. رفیق صاحبزاده گفته است. ما در استان لغمان درسالهای مبارزات سیاسی ما هرگز به این نمی اندیشیدیم که آیا ما به زبان فارسی حرف میزنیم ویا پشتو. ولی حالا درک میکنم که بعضی ازنزدیکان وبستگان من چقدر متعصب وتنگنظر می باشند. من حالا روابط خویش را با آنها قطع نموده ام و به اولادهایم نیزتوصیه کرده ام که با همچو خویشاوندان جاهل وبی فرهنگ ؛ رفت وآمد نداشته باشند.
پس حالا معلوم گردید که زلمی هیوادمل واسعمیل یون که کتاب قبلی شانرا بنام سقاوی دوم منتشرنمودند این بار نام پولاد پسر چکری خلقی گِردپا را به عاریت گرفته اند تا هم وجود خارجی داشته باشد وهم نداشته باشد. بدین معنی که اگر کسی بگوید که پولاد افغان کیست؟ درجواب گفته میشود که پولاد افغان یک جوان تحصیلکردهء لغمانی است که دریکی ازشهرهای سویدن بنام یونشوپنگ تازه به کارطبابت آغاز کرده است ولی آیا واقعا همین پولاد افغان نویسندهء این کتاب است؟ درینجا این پاسخ مانند سمسور افغان مسکوت باقی می ماند.
درحالیکه نظربه معلومات رفیق وکیل صاحبزاده؛ پولاد پسر غلام اسحاق چکری قدرت نوشتن یک صفحه مقاله را بزبان پشتو ندارد چه برسد به اینکه وی کتابی بزبان پشتو آنهم دربارهء احمدشاه مسعو بنویسد. او چندین سال است که خودش را بنام تحصیلات دررشتهء طب مصروف ساخته ولی تاکنون معلوم نیست که آیا درکدام رشتهء خاص تخصص خویش را گرفته است ویانه. به عبارت دیگر او اینقدر استعداد خارق العاده ندارد که چندین تربوز را همزمان دریک دست نگهدارد.
رفیق شیرزاد میگوید: درین خانواده لا طائلات گویی ازنوع آقای رحمانزی وشرابخوری وتعصبات زبانی وقبیلوی مثل غذای روزمره می باشد که بدون آن اینها زنده گی کرده نمیتوانند. داکترخلیل ساپی که همراه با چکری چندسال قبل دریکی ازباشگاه های پناهنده گان درسوئد فردی را بنام تواب بخاطر اینکه چرا وی با آنها پشتو صحبت نمیکند مورد لت وکوب قرار داده بود ودهن وبینی اش را با خون یکی ساخته بود متاثر ازهمین افکار مالیخولیایی است. او درسالهای حاکمیت جنرال نجیب الله احمدزی به شکل دستوری خودش را با حزب سیاف پیوند داده وبا استفاده ازرشته های قبیلوی مدتی را دریکی ازبیمارستانهای گروه سیاف در کمپ ببو گذشتانده است.»
آقای ببرک بارکزی درشهرمالمو نیز گرایشات تنگنظرانهء داکترخلیل ساپی را تائید نموده واورا عامل تقسیم وتجزیهء اتحادیهء فرهنگی افغانها درآن شهرمیداند . آقای ببرک بارکزی گفته است که چندسال قبل داکترخلیل ساپی به پشتونهای شهرمالمو مژده داده بود که وی عنقزیب فرهنگ لغات زبانهای سویدی پشتو را تالیف می نماید که تا اکنون از آن خبری نیست.
رفیق عبدالله گنجعلی شوهر هنرمند مشهور وپرآوزهء زن درعرصهء سینما وتیاتر افغانستان محترمه حمیده عبدالله نیز با رفیق شیرزاد بی فرهنگی وجهالت پدر پولاد افغان را تائیدکرده است.
«رفیق گنجعلی: ما وچکری وداکتر خلیل دریک اطاق زنده گی میکردیم . روزی این چکری نزدم آمد وگفت عبدالله جان! میگویند که تو خدا ناکرده شوهر شیرینگل پرسوز باشی نشود که اینها با توشوخی میکنند.شیرینگل پرسوز یک زن فاحشه ایکه درهرفلم به ده ها بار بامردان هنرمند ازدواج کرده چگونه میشود که خانم تو انسان شریف ونجیب باشد. من دیگر هیچ دلیلی برای گفتن یه این مرد بی فرهنگ نداشتم وفقط سویش عاجزعاجز نگاه میکردم».
منبع: سایت پندار
پس باذکر این اسناد ومدارک موثق میتوان گفت که کتاب جدید پشتونها درمورد احمدشاه مسعود ورابطه اش باروسها از دید آنها چیز بیشتری ازکتابهای سقاوی دوم وکتاب آقای رحمت الله ساپی بنام : مسعود را بشناسید حرف جدیدی برای خواننده ندارد. تمام این کتابها یک حرف را نشخوار میکنند که چرا مسعود رهبری شخصی چون گلبدین را نپذیرفته است؟ چرا مسعود زمانیکه جنرال نجیب الله احمدزی به عوض زنده یاد ببرک کارمل برسرقدرت رسید دست ازجنگ نکشید وحکومت وی را درتجارت سنگ زمرد سهم نداد. چرا برای شکستاندن کودتای شهنواز تنی / گلبدین؛ اول به نفع نجیب الله عمل نمود وبعد خود وی را درقفس سازمان ملل متحد زندانی ساخت؛ ورنه کی نمیداند که اگر مسعود ودیگر فرماندهان غیر اوغان مجاهدین درزمان زنده یاد ببرک کارمل علم مخالفت را بدلایل اختلافات ایدیالوژیکی نمی افراشتند ومنافع قومی خویش را برگرایشهای فکری شان ترجیح میدادند دیگر برای ابد گلیم حاکمیت قبیله ایی درافغانستان چه ازطرف راستگرایان وچه ازطرف چپگرایان قبایل پشتون چیده شده بود.
درآخر یک توصیهء دوستانه به آقایان پولاد افغان؛ سمسور افغان؛ جناب محترم شکراله رحمانزی؛ آقای اسمعیل یون؛ وزلمی هیواد مل دارم وآن اینکه : به عوض نوشتن کتاب دربارهء زنده یاد احمدشاه مسعود بزرگ کوشش کنید که بالای رسوایی های اخلاقی تان خاک بیندازید که ٌبوی بد آن مشام تمام خواننده ها را بشمول پشتونها آزار داده است. امروز درسوئد وافغانستان هرکی نام اسحاق چکری را می شنود ازخجالتی زیر آب وعرق میگردد چه لازم است که مردی را که چندین سال است رخ زیرخاک کرده است دنبالش را بعدازمرگش گرفته اید. آیا جنگ بامرده ها درفرهنگ شما جوانمردی وشهامت بشمار میرود؟ دوم این نوع کتابنویسی ها دربارهء آن قهرمان بی بدیل مثل این است که صهیونیستهای اسرائیل دربارهء یاسر عرفات بنویسند کدام انسان عاقل باور میکند که حرفهای یک صهیونیست دربارهء یاسرعرفات همه درست باشد؟ درحالیکه شما پشتونها بمراتب بی غیرت تر ؛ بی وجدان تر جبون تر ومنافق ترازصهیونیستهای اسرائیل تشریف دارید. شما را به وجدانهای که ندارید سوگند میدهم که آیا درزمان حیات آن رادمردبزرگ جرأت صحبت نمودن برای یک ثانیه را داشتید؟
واضح است که پاسخ تان منفی است زیرا تصاویر خود گویای صادق مدعای ماست لطفا به این تصویر دقیق نگاه کنید که رئیس جمهور فعلی مانند روباهی که ازهیبت شیر جبونانه وذلیلانه خودش را پنهان نموده باشد ایستاده است.
نگاه کنید!
امروز هرجوان تاجیک مسعود زمان خویش می باشد شما زودتر با کدام مسعود میخواهید جنگهای قلمی تانرا ادامه دهید؟ بهترآنست که بجای نوشتن این لاطائلات نویسی ها، برای نقد بی رحمانه فرهنگ منحط قبیلوی خودتان قلم ها را بحرکت بیاورید. خودتانرا نقد کنید. خودتانرا ازگرداب جهالت وگمراهی وبی هویتی وانحطاط بیرون سازید.به گذشتهء خونبارسلاطین غدار؛ قرآنخور؛ بی تعهد، وطنفروش، فحاش وزنباره، جبون دربرابربیگانه وبی رحم دربرابر هموطنان خودی هم تباران تان بچشم یک نقاد بنگرید؛ آنگاه ازاکثریت خاموش ملیتهای غیر اوغانی که تاکنون بخاطر اسلام و وطن مشترک در این سرزمین شما را بحیث هموطنان خویش پذیرفتند ودربرابرمظالم پادشاهان هم تبارتان شما را هنوزهم مقصر نمیدانند بخاطر گناهان تان معذرت بخواهید تا خداوند شمارا بیامرزد.شما اگر واقعا قصد نویسنده گی دارید فرهنگ بدوی وزن ستیز پشتونوالی تانرا که با هیچ معیارانسانی سازگاری ندارد باید مورد نقد قرار دهید وازخودتان بپرسید که چرا یک دخترک دوازده ساله را بنام ملالی یوسفزی در درهء سوات پشتونها قابل تحمل نمیدانند؟ کشته شدن یک آواز خوان زن بنام غزاله جاوید با بی رحمانه ترین شکل چقدر دربین سایرفرهنگها وملیتها درافغانستان وپاکستان رواج دارد واگر دارد علت آن همین فرهنگ زن ستیزانهء سلاطین حاکم پشتون بوده است که حتی اخلاق ورفتاردیگر ملیتها را فاسد ساخته است بالاخره تاچی وقت این وحشت وبربریت علیه زن ادامه می یابد؟ شما واقعا اگر وجدان انسانی داشته باشید باید به این پرسش پاسخ دهید که کی ها میخواهند نسل پشتون را با ترویج عملیات خود مرداری نیست ونابود نمایند؟ چرا این عملیات غیرانسانی فقط دربین جوانان مایوس عرب وپشتون درحال افزایش است؟
شما اگر واقعا نویسنده ومنتقد وپژوهشگر علمی درزبان پشتو استید به عوض بحث دربارهء مسعود بلاخره ازخودتان بپرسید که اصل ونسب پشتونها چیست؟ چرا فرهنگ شما نه با یهودیت سازگاری دارد ونه با اسلام نه با هندوئیزم ؟ بالاخره شما کی استید؟ چرا شما اکنون بحیث یک بلای نازل شدهء آسمانی تمام منطقه را به فساد وتباهی می کشانید؟شما آقای پولاد اگر واقعا به این توصیه های دوستانهء این قلم عطف توجه ننمائید باورکنید که تا چندسال دیگر نسل پشتون را خودتان ازصفحهء روزگار محو می نمائید زیرا پشتونها مطابق قوانین طبیعت نمیخواهند زنده گی نمایند؛ این مسؤولیت بزرگ وتاریخی شما نویسنده گان می باشد تا پشتون را ازنیستی ونابودی وانقراض نجات دهید
حافظ وظیفهء تو دعا گفتن است وبس
دربند آن مباش که نشنید یا شنید
یاهو
ماخذها:
سایت وزین دعوت
سایت وزین پندار
با احترام
پرویز بهمن
ایمیل تماس:
parvisbehman@rocketmail.com

نظرات
30 دیدگاهپولاد افغان کیست؟
برادر محترم آقای بهمن سلام
دست شما درد نکند واقعا خیلی زحمت میکشید ، براستی هم این انسانها هیچ چیزی ندارند وهردم وهرلحظه چهره عوض میکنند وبرای رسیدن به مقصد از هیچ کاری دریغ نمیکنند.
شخصیت مسعود بزرگ خیلی بالاتر از آن است که شخصی جاهل ونادانی بتواند با اراجیف ویاوه سرایی آن را خدشه دار سازد . خوب این منکر حق باید بداند که کسی را که خدایش عزت ومنزلت دهد از یاوه سرایی جاهلان ترس وبیم ندارد ،
گل را هر چه زیادتر پرپر نمایید بوی خوشش زیادتر وفراگیر تر میشود واینان با اینکار ها صرف به دوستان آن مرد بزرگ تاریخ ما می افزایند . تعجب در این است حالا که او ظاهرا با ما نیست ولی دشمنانش همانگونه برخود میلرزند وترس ورعب شان را پنهان کرده نمتوانند گویا او در مقابل شان با وقار وپایدار ایستاده است . بلی ترس شما بجاست وتشویش شما موجه، او هرچند جسما با مانیست ولی مکتب واندیشه وراهش همیشه جاویدان میماند وخار چشم شما حسودان کور دل باقی میماند .
مسعود عزیز یادت زنده راهت پاینده ودشمنت درمانده وزبون باد.
پولاد افغان کیست؟
واقعآ حقیقت نوشته اید و این پشتون های نا دان را رسوا نموده اید خداوند شما را اجر نصیب کند و این پولاد و رحمانزی را شرمسار سازد انشاله
پولاد افغان کیست؟
جالب است این همه اطلاعات و تصاویر خصوصی از گردهم آیی اوغان های سلیمان کوهی(به گفته فاشیست های فارسی پرست) را پرویز بهمن چگونه بدست می آورد؟ شاید کدام بوی فیریند کندهاری داشته باشد! و یا نکند زن پرویز بهمن در برمنگهام مشغول کار خیر با کرد و سیاه پوست است و بهمن مانند سگ ولگرد در سویدن چکر میزند؟
پولاد افغان کیست؟
دستت درد نکند پرویزجان بهمن!
پولاد افغان کیست؟
دوستان گرامی به معذرت چند نکات ذیل برایتان تقدیم میدارم:
اول اینکه عین مطلب را دیروز نوشته بودم کدام لوده احمقاز سایت کابل پرس? حذف کرده اینک دوباره می نویسم .
من اهل پنجشیرم در شهر مالمو سویدن با فامیل ام مدت چندین سال زندگی میکنم خاطرات بدزمان کودکی ام مرا وادار میسازد که درمقابل فاشست های اوغان کلمات دشنام اور ودور از چوکات انسانیت بنویسم این دشنام زدن زمانی غلیظ میشود خصوصأ زمانیکه بنده احساس نارحتی درین سن و سال کند درحقیقت انقدر پست هم نیستم که یک هموطن عزیزم رابا دشنام های مکررم سرزنش کنم مگر افسوس چه کنم .....کوشش کنید که مرا درک کنید
با حرمت بهمن
پولاد افغان کیست؟
کوشش کنید که خاطرات دوران کودکی تانرا به فراموشی بسپارید؛ حتما اوغان تشریف دارید وتخلص تان هم یا خرزی است یا سگ زی نه بهمن. من پرویز بهمن اینجا زنده هستم وازاوغانها وغیراوغانهای شهرهای مالمو، اوپسالا، بروس، استوکهولم، اوریبورو وهلیسنگبوری، اوسلو؛ وکوپنهاگن درکشوهای سویدن ودنمارک وناروی شناخت کافی دارم.
با احترام
پرویز بهمن
پولاد افغان کیست؟
شکرا له رحمانزی حرامی, مفعول و پست محصل ژورناليزم پوهنتون کابل !!!!
آیا خودت چیزی بنام وجدان داری؟!!!
آیا خودت وقار، عزت و حثییت داری؟!!!
آیا خودت حیا داری؟
مطابق اتهام مطرح شده دوسیه فساد ا خلاقی خانم و فامیل تانرا در لوی څارنوالی کابل حذف کنید!!!
پولاد افغان کیست؟
یک دریور لاری که دارای نمبر پلیت پاکستانی بود در چارراهی مکرویان از طرف پوسته حوزه نهم به جرم این که عکس احمدشاه مسعود را به تخته عقبی موتر لاری نصب کرده لت و کوب و قنداق کاری شد. آنان به وی میگفتند که شما پاکستانیها به آمر صاحب توهین کرده و عکس را در عقب موتر نصب کرده اید.
دریور فریاد میکشید که من از شینوار جلال آباد هستم، هدف من توهین نیست بلکه به او علاقه داشتم، حالا که بدون موجب بیآب شدم میدانم که چه کار کنم. با میانجیگری چند نفر دکاندار دریور از چنگ آنان نجات یافته و با موتر خود به طرف پلمحمودخان حرکت کرد. در نزدیکی مسلخ، دریور دوباره موتر را توقف و عکس را با خود گرفته به طرف زمینهای زراعتی در کنار سرک برده و روی زمین قرار داد و در محضر عام روی آن شاشیده و با تکسی از محل فرار کرد. کلینرش لاری را برد.
مردم رهگذر و کسانی که از مسلخ گوشت میگرفتند به شمول افراد نظامی صحنه را مشاهده و هر کدام میخندیدند و کسی نبود که عکس را بردارد
صفی الله کشمی
پولاد افغان کیست؟
پارتی بازی میر هزار،
چرا پیام شخص بنام تاجیک که بدترین دشنام ها را داده است حذف نشده است و از تاجیک سقو که واقعیت ها را گفته بود حذف شد؟
–
بهمن مفعول بچه میگفت در برمنگهام زندگی میکند، این همه اطلاعات خصوصی را چگونه از گردهمایی اوغان ها در سویدن بدست می آورد؟ از کدام بوی فیریند کندهاری خود و یا زن خود را در مجالس اوغان ها میفرستد برای اطلاعات؟
پولاد افغان کیست؟
دوستان گرامی به معذرت چند نکات ذیل برایتان تقدیم میدارم:
اول اینکه عین مطلب را دیروز نوشته بودم کدام لوده احمق از سایت کابل پرس? حذف کرده اینک دوباره می نویسم .
من اهل پنجشیرم در شهر مالمو سویدن با فامیل ام مدت چندین سال زندگی میکنم خاطرات بدزمان کودکی ام مرا وادار میسازد که درمقابل فاشست های اوغان کلمات دشنام اور ودور از چوکات انسانیت بنویسم این دشنام زدن زمانی غلیظ میشود خصوصأ زمانیکه بنده احساس نارحتی درین سن و سال کند درحقیقت انقدر پست هم نیستم که یک هموطن عزیزم رابا دشنام های مکررم سرزنش کنم مگر افسوس چه کنم .....کوشش کنید که مرا درک کنید
با حرمت بهمن
پولاد افغان کیست؟
خداوند بحال شما رحم کند ولی این پرویز بهمن حقیقی که شمارهء آی پی رایانه اش درکابل پرس ثبت است کس دیگر است. برای شما صحت وسلامتی روحی وجسمی آرزو میکنم . واگر اینقدر عاشق نام پرویز بهمن استید لطفا درکنار آن بنویسد که پرویز بهمن پنجشیری. درحالیکه این بندهء عاجز ازپنجشیر نیستم ومطمئن استم که درپنجشیرباستان چنین افرادی با چنین امراض روحی وروانی شاید وجود نداشته باشد.
با احترام
پرویز بهمن
پولاد افغان کیست؟
خداوند همه را هدایت کند درغیر آن......