«آقای بهمن من خلاف داستان نویسی جناب عالی بسیار کوتاه به هر موردی که شما اشاره کرده اید می پردازم.
اصل فاشیست نبودن یک رسانه در این نیست که اګر نظریات مه وخودت را مساویانه نشر کرد خوب است و اګر نکرد باز فاشیست است! شما نظریات را اصل قرار ندهید بلکه ببیند که این رسانه ها اعم از پشتون، هزاره، تاجیک... و اعم به اصطلاح قلم بدستان چی مطالبی را به نشر میسپارند. لطفا نوشته های من را دقیق بخوانید و کورکورانه از آن نګذرید. من هیچ ګاهی سایت های متعصب پشتونی را بالاتر از سایت های فاشیستی همچو کابل پرس? ندانسته ام، بلکه یکی نسبت به دیګری بدتر هستند.
خوب است که خود اقرار میکنی که حامد کرزی را نیروهای ويژه ی امریکایی و نیروهای شر و فساد ی پیاده به قدرت رساندند. اما خجالت نمی کشی که همچو یک بحث را مطرح میکنی؟؟؟ در هر دو صورت وجدان یک افغان قبول نمیکند که این چنین یک تحلیل را مطرح کند. من میدانم که درک خودت بسیار پایان است ولی میخواهم معنی این قسمت از نوشته شما را بریتان واضح کنم. این ګفته های شما بدین معنی است که نیرو های اتحاد شمال (شرو فساد) هنوز هم غلام حلقه به ګوش بادار های خود هستند، ولی کرزی از غلامی سر باز میزند. درست!؟ و بلاخره شما میخواهید که کرزی هم مثل چورنال دوستم، فهیم، داکتر عبدالله، قانونی، محقق و ضیا مسعود... نمک حرامی نکرده تا ابد زیر لنګ بادار های خود باقی بماند. این است تحلیل جناب عالی!!! من با هردو دسته این غلام های حلقه به ګوش لعنت میفرستم. خودت شاید ملامت نباشی، زیرا از زمان سقوط حکومت شهید داوود خان بدینسو از تجربه ی کافی در عرصه غلامی برخوردار هستی. قبلا بنام پرچم و خلق غلام میکردی و حالا هم تحت نام دیګری اګاهانه و یا هم نااګاهانه غلامی میکنی. و اګر فعلا غلام نیستی طرفدارد غلامان زمان خو هستی، که باز هم غلام شمرده میشوی.
در مورد کتاب شاد روان میر غلام محمد غبار هرګز نګفته ام که مانند وحی انرا قبول دارم، بلکه اګر به نوشته قبلی من یکبار دیګر با چشم بینا مراجعه کنید خواهید دید (کاشکی به کتاب های معتبر همچو افغانستان در میسر تاریخ و سایر کتب اشاره میکردی که تا (حدی) قابل اعتبار و اتکا میبودند) کلمه ی تا حدی را سه بار بخوان مطلب را خواهد فهمید. تحلیل کردن مطالبی کتاب های هچو افغانستان در مسیر تاریخ، خاطرات سیاسی سید قاسم رشتیا...از سویه خودت بلند است این فرزندان واقعی افغانستان حقایق را از در تعصب، فاشیزم و عقده به بحث نګرفته اند.
نخست میخواهم بګویم که واقیعت های عینی ثابت می سازد که طالب مربوط یک قوم نیست، بلکه چی در زمان حکومت شان و چی فعلا مردمانی از اقوام و ولایت های مختلف با آنها همکار بودند و هستند ( این یک حقیقت است که اکتریت طالب ها پشتون هستند). موجودیت طالب در سمت شمال در ولایت های همچو سرپل، تخار، جوزجان، فاریاب، بدخشان وغیره...ثابت میسازد که هستند غلامان همسایه که با طالب یکجا شده افغانستان را ویران میکنند. باز هم مثل که قبلا ګفتم به شمول خودت این همه میکروب های جامعه هستند که باید با آنها مبارزه شود.
در اخیر میخواهم در مورد اینکه شما خواهان تجزیه کشور و نظام متمرکز در افغانستان هستند بګویم که این سخن شما تعجب آور بخاطری نیست که من از اول طرز دید شما را میدانستم و می فهمیدم که جناب عالی دور از وطن در سویدن با در به دری که دارد میخواهد زیر نام تجزیه و نظام غیر متمرکز مردمان بیچاره را که در این کشور هر روز قربانی میدهند نیز در به در بسازد. به دوام این مطلب میخواهم به عرض برسانم که اګر با طالب در سایر عرصه ها مشترکات ندارید در همین موضوع هیچ فرقی با طالب ندارید. زیرا شما نوکران روهراباکر، سناتور امریکایی هستید و طالب نوکر همسایه... و اخیر فورمول هر دو دسته غلام، نوکر و تعقیب کننده ګان اجندا های خارجی ها هستید. نفرین به طالبی بیسواد و طالب باسواد که شما ها شامل ان میشوید»
اما پاسخ من به این لاطائلات بی ارتباط ایشان این است که :
دوست عزیز آقای احمد نوید جان!
این موضوعات سران اتحاد شمال ونمک شناسی ویا نمک ناشناسی کرزی به اصل بحث میان من وشما هیچ ارتباطی ندارد. ومن نیز وکیل مدافع رهبران اتحاد شمال که جناب عالی آنها را عناصر شر وفساد خوانده اید نیستم هدف آن بود که من خواستم که مثال کوچکی از عملکرد شما وعملکرد هم تباران تان درتایخ داشته باشم مانند آئینه برخ تان بکشم که دربرابرهموطنان خودشان هم چنان میکنند. گیرم که سران اتحاد شمال کنونی همه عناصر شر وفساد باشند وهمه به قول شما مزوران بیگانه ولی این هرگز به معنای نفی تاریخ نیست.
مردم شمال درتاریخ امیر دوست محمد اوغان را نیز ازتبعیدگاهش دربخارا خواستند ولوای جهاد ومقاومت را علیه انگلیس بدسش دادند ولی بمجردیکه پایش به پروان رسید شبانه دزدانه فرار را برقرار ترجیح داد ونزد مکناتن رفته وسرتوبه وانابت را بدرگاه نمایندهء انگلیس درکابل سائید ومورد عفو وبخشایش بادارش قرار گرفت. بار دیگر شیرعلی پسرش وبعد نواسه اش امیر عبدالرحمن مفعول را نیز چنان کرده اند ولی همهء آنها دربرابر مردم شمال چنان کردند که حالا شما وآقای کرزی میکنید. شاید آنوقت هم این سران اتحاد شمال به قول پروفیسور اعظم سیستانی همه عناصر شر وفساد بودند. اما اگربه قول افغانستان درمسیر تاریخ که به قول شما قضایارا اردریچه های تنگ عصبیتهای قومی ننوشته انداعتبار قایل شویم آن مرحومی مردم شمال را عناصر شر وفساد نخوانده اند . خداوند شمارا خیر بدهد حداقل مانند دیگر هم تباران متعصب تان شاید آن قدر کر وکور نیستید که سیدقاسم ریشتیا وغباررا درزمرهء عناصر شر وفساد ویا ناسیونالیستهای تنگ نظر بحساب نمی آورید دست تان درد نکند به این اعترافات جانانهء تان.
درآخر خدمت جنابعالی عرض میکنم که من شدیدا مشتاق ادامهء بحث باجناب عالی هستم ازآنجائیکه فضای این ستون میان من وشما تنگتر وتنگر میگردد لذا من مجبورم که یک مقالهء مستقل را پیرامون آنچه که میان من وشما تاکنون رد وبدل گردیده است بگشایم وبحثهای خودما را درآن بخش اختصاصی ادامه دهیم
بااحترام
پرویز بهمن
ایمیل تماس:
parvisbehman@rocketmail.com
دوستان عزیزی که مایل باشند تمام مناظره های کابل پرسی من وآقای احمد نویدجان را بخوانند لطفا درین دوقسمت مراجعه فرمایند
قسمت اول
نظرات
12 دیدگاهبه سلسلهء ادامهء بحث با آقای احمد نوید
اقاى بى نام
همه حرف هايت بى مفهوم واگنده از تعصب چيزي پيش نيست
به سلسلهء ادامهء بحث با آقای احمد نوید
سلام ودرود برتمام کسانی که عاری ازتعصبات تنگ قومی وگروهی هستند !من خودم شخصا یک هزاره هستم با هیچ قوم وگروهی خاصی هم دشمنی وخصومت ندارم!اما از شیوه های بحث ومبا حثاتی که میان دوستان دراین جا مطرح است یک نکته را دریا فتم وآن این است که هنوز اکثریت ما دردایره های تنگ قومی ،گروهی ،مذهبی ،زبانی وغیره گرفتارهستیم ،من مطمئنم کسانی که در جامعه ای افغانی با انترنت سرو کار دارند مقاله مینویسند ،نظر میدهند،ویا مسائل را تحلیل میکنند فقط کسانی هستند که ازقشر تحصیل کرده وبا سواد مردم افغانستان محسوب می شوند،چون اکثریت مردم افغانستان متأسفانه بی سواد ویا کم سوادند،بنا براین وقتی با سوادان این مملکت آن هم درعصر که علم ارتباطات جهان را تبدیل به یک دهکده ساخته است دراین سطح ازدرک وفکرقرار داشته باشند که هنوز بت قوم، قبیله ،زبان،مذهب،حزب وگروه وغیره را پرستش کنند ،چه انتظاری ازطبقات دیگر این جامعه میتوان داشت،من که باورنمی کنم که افغانستان با این افکار، به این زودی ها روی سعادت وخوشبختی را ببیند،یکی ازراز های پیشرفت سایر ملت های معاصر این است که نقاط ضعف تاریخ حال وگذشته ای خویش را شناسائی کرده ودرصدد دفع آن برمیآیند وآن هاراتبدیل به نقاط قوت میسازند، بدون شناخت نقاط ضعف گذشته پیشرفت وترقی امکان پذیر نیست ،اگرما بدون شناسائی نقاط ضعف گذشته ای تاریخی خویش با همان وضعیت گذشته، که امکان پذیر هم نیست، حرکت کنیم هر روز ازقافله ای تمدن بشری عقبتر میمانیم، من دراین نکته با جناب پرویز بهمن که می گوید باید ماتاریخ گذشته ای افغانستان را بشناسیم ونقاط ضعف آن رابرطرف، وازنقاط قوت آن استفاده کنیم کاملا موافقم این یک حرف درست ومنطقی است البته باید اضافه کنم که این مسأله باید کاملا بدور ازپیشداوریهای قومی، سمتی، جناحی وغیره باشد تا نتیجه مثبت دهد وهم دراین موضوعات ما با حفظ حرمت به دیگران باید تابع عقل ومنطق باشیم نه ا حساسات، این جای شک وشبهه نیست که تاریخ افغانستان نقاط منفی اش خیلی بیشتر ازنقاط قوتش میباشد،اگر افغانستان ازروزی که به این نام مسمی شده است نقاط قوتی بیشتری میداشت ما امروز به این بدبختی که مثل اطفال بی سر پرست تحت کفالت قدرت های دنیازندگی می کنیم، نبودیم.