همانگونه که درآغاز این مبحث اشاره شد، افغانستان یک جامعه ی چند قومی است که هنوز هویت ملی و نمادهای جامعه ی همسو وهمگرا درآن شکل نگرفته اند. یکی ازخصایل جامعه ی چند قومی این است که رهبران سیاسی از جایگاه وپایگاه قومی وارد مناسبات وتعاملات سیاسی میگردند. با توجه به این واقعیت، گزینش آقای خلیلی به عنوان معاون دوم ریس جمهور، نه به این دلیل بوده است که ایشان دارای صلاحیت بهتر فکری واستعداد عالی رهبری است، بلکه به این دلیل بوده است که ایشان ظاهرا اراده ومنافع یک ملت را درمناسبات وتعاملات سیاسی تمثیل می نماید. ورنه همگان میدانند که آقای خلیلی بریده از جامعه هزاره، درهیچ بازار سیاسی قابل معامله نیست. اما حضور ایشان در مناسبات ودریک نظام سیاسی از آدرس وپشتوانه ی یک ملت، نماد حمایت این ملت ازنظام وشرکت آن درساختار نظام تعبیر وتفسیر میگردد. درجوامع چند قومی وهمچنان درنظام چند حزبی، سهم گیری جریانهای سیاسی و کتله های متفرق قومی در ساختار نظام سیاسی، دریک تعامل نمادین صورت می پذیرد که تامین ثبات وامنیت در نظام سیاسی ودرمقابل تامین خواسته ها ونیازمندیهای شرکاه نظام، بستر این تعامل می باشد.
حالا سوال اصلی این است که حضور آقای خلیلی درمعاونت ریاست جمهوری، ازآدرس جامعه هزاره تا کجا به نیازمندیهای این جامعه پاسخ گفته است. وقتیکه جناب ایشان حضور هزاره ها را درنظام تمثیل می نماید، مسلم است که اعضای این جامعه از آقای احمد ضیا مسعود انتظار ندارد که برای حل معضلات و رفع نیازمندیهای شان بذل نظر فرماید. اما اینکه آقای خلیلی درمقام ممثل حضور هزاره ها درنظام، کدام گرهی را از معضلات مردم گشوده است؟ کدام نیازمندیهای مردم را پاسخ گفته است؟ا کدام پروژه ی بازسازی و بهسازی را در مناطق هزاره نشین هدایت کرده است؟ چه تعداد از جوانان این جامعه را در ادارات دولتی معرفی کرده است؟ا چه تعداد از جوانان این جامعه را از بورسهای تحصیلی مستفید گردانیده است؟ پاسخ این سوالات را باید از خود ایشان پرسید و ایشان درمقام ممثل حضور هزاره ها درنظام، می باید بر این سوالات پاسخ بگوید. اما آنچه راکه کارکرد ایشان برمی تاباند، پاسخ این سوالات خیلی مختصر است یعنی که ایشان هیچ چیزی را دراین زمینه ها انجام نداده است. نگارنده تاهنوز به هیچ مواردی برنخورده است که بتواند توجه وحساسیت آقای خلیلی را نسبت به سرنوشت این جامعه درمعرض تماشا بگذارد. تصور نمی رود آقای خلیلی فراموش کرده باشد که از آدرس وحمایت همین مردم بر سفره ی معاونت ریاست جمهوری نشسته است اما واقعیت این است که ایشان به جای بذل توجه به و اعمال حساسیت نسبت به سرنوشت مردم و جامعه، و به جای طرح و مدیریت وتوسعه ، هر صبح برای آقای کرزی فکاهی می برد تا لبخند رضایت بر لبان ریس جمهور نقش بندد و حضرت استاد درحرارت وگرمی این لبخند احساس تفقد ونوازش نماید.
همه میدانیم که درحاکمیت آقای کرزی، ملیاردها دلار از مساعدت جامعه ی بین المللی درافغانستان سرازیر گردید که یک مقدار از این پولها حتی به طور نمادین هم که شده، برای بازسازی و توسعه ی اجتماعی به مصرف رسیده است. اما مناطق هزاره نشین به رغم اینکه از تهدید ترور وتریاک مصئون بوده اند، کمترین سهمی ازاین امکانات نداشته اند و روند بازسازی و توسعه اجتماعی هنوز هم درمناطق هزاره نشین شکل نگرفته است. بطورنمونه، سرک کابل بامیان، با توجه به اینکه چند سال از افتتاح آن می گذرد و هزینه ی آن سالها قبل فراهم گردیده بود، هنوز هم درشکل یک پروژه ی درحال احتضار قرار دارد.
ولسوالیهای مربوط ولایت دایکندی هنوز هم ساختمان ندارند و دفاتر ولایت دایکندی هنوز میز و چوکی ندارند، از رشد تعلیم وتربیه درجاغوری جلو گیری میشود، مناطق غرب کابل به دلیل تمرکز هزاره ها، هنوز هم از نعمت برق محروم اند، از توسعه ی مراکز بهداشت در مناطق هزاره نشین اصلا خبری نیست، جوانان هزاره با هزار دردسر جذب موسسات دولتی می گردند وهزاران معضل دگر که مخاطبان این متن بهتر میدانند ازجمله معضلاتی اند که بر مردم سنگینی میکنند. همانگونه که اشاره شد آقای خلیلی نماد سیاسی این مردم درحاکمیت است که قبل ازهمه چیز حل این معضلات متوجه ایشان میگردد برای اینکه ایشان از آدرس وحمایت این مردم در این مقام نشسته و تعهد سپرده است که به نیازمندیهای مردم پاسخ می گوید و از معضلات و ناهنجاریهای روگار مردم گره می گشاید.
کسی تعریف میکرد که اگر احیانا یک هزاره برای حل یک مشکل به دفتر ایشان عریضه ببرد پاسخ منفی دریافت میکند ولی اگر یک پشتون عریضه ببرد بلا استثنی جواب مثبت دریافت میکند . البته این دلیلی براین نیست که ایشان فراقومی عمل می نماید بلکه بخاطر این است که خاطر آقای کرزی را خرسند نگهداشته باشد. سوال این نیست که ایشان چرا به یک پشتون جواب مثبت میدهد. سوال این است که ایشان چرا تعادل مناسبات اجتماعی را دریک تعامل منطقی رعایت نمیکند و چرا این تعادل را به نفع منافع شخصی خود برهم میزند. هزاره ، پشتون ، تاجیک ، ازبک و بلوچ یا هر تیره ی دگر، شهروندان متساوی الحقوق این جامعه اند که می بایست با یک دید ومعیار نگرسته شود اما واقعیت این است که آقای خلیلی حضور هزار ه ها را درنظام به تمثیل نشسته است نه حضور کسانی دگری را. شاید ایشان استدلال نماید که درتوضیع امکانات صلاحیت ندارد. اما وقتیکه صلاحیت ندارد پس چرا نشسته است و چرا استعفا نمیدهد که حد اقل ازاین دردسر راحت باشد و کسی درپیشانی ایشان ملامت ننویسد و تاریخ هم ایشان را خاین به منافع مردم قضاوت نکند. مسلم است که وقتی ایشان شرکت هزاره ها را درنظام به نمایش می گذارد، هزاره ها قبل از هرکسی دگر به ایشان مراجعه می نمایند.
درسالهای اخیر، تعدادی کثیری از جوانان هزاره در داخل وخارج، تحصیلات شان را درمقطع لیسانس وماستری به پایان رسانده اند. بسیاری ازاینها وقتی که به کابل مراجعه کرده اند، حتی موفق نگردیده اند که مشکلات شان را به سمع حضرت استاد برسانند تا چه رسد به اینکه از طریق ایشان جذب موسسات ودوایر دولتی گردند. کسانی که هم که توفیق یافته اند به موسسات دولتی راه یابند، بیشتر از طریق کانالهای شخصی وارد گردیده اند نه ازطریق ایشان که ظاهرا حضور هزاره را در حاکمیت به تمثیل می نشیند.
دقت درکارکردهای ایشان درمقام معاونت ریاست جمهوری، این واقعیت را برجسته می سازد که ایشان کمترین توجه را به معضلات و مشکلات مردم نداشته است و کمترین کاری را هم برای حل معضلات اجتماعی مردم انجام نداده است. اگر کسی چنین چیزی را سراغ دارد بیاید و حساب کند که درکجا و کدام اند تا سیاه روی شود هرکه در او غش باشد. کسانی که می توانند کارکرد واثرات مثبت ایشان را درجامعه هزاره، بر رخ مردم بکشند، چه خوب است که پرده از این ابهام بردارند. حتی درهمین جنجال کوچیها دربهسود، ایشان چنان سر درچپن مبارک پیچیده بود که انگار صبح عید است اما بعد ازختم ماجرا درست آنگاهی که احساس کرد صدمه به موقعیتش نمی رسد، چند سخنرانی مسخره را تحویل مردم داد وازچند مجروح جنگی عیادت به عمل آورد.
متاسفانه هنوز کسانی هستند که به دلایل منافع مالی، سنگ تقدس ایشان را بر سینه می کوبند اما اینها هنوز هم غافل اند که با آویختن دراین ریسمان ازهیچ چاهی نمیشود آب بیرون آورد. کسانی هم که به این ریسمان خود را آویخته اند مطمینا که درنهایت ساکن چاه خواهد شد. متاسفانه فراونند کسانیکه به دلایل شدت علایق قومی تلاش می ورزند تا بر جنایت وخیانت خائنین ملی پرده آویزند و خیانت های بی دریغ شان را به توجیه بنشینند. اما واقعیت این است که خائین خائین است مهم نیست که با ما قرابت قومی داشته باشد یا نداشته باشد. کسانی که جنایت آفریده اند و بر زندگی این مردم پطرول ریخته اند، قاتلین این ملت ومردم اند و هیچ تفاوتی نمیکند که به کدام قوم وتیره تعلق دارند. اگر قرار باشد که به دلایل تعلقات قومی واتنیکی بر جنایات هولناک جنایت کاران و خائنین ملی پرده بکشیم، خود نیز در جنایت وخیانت این ها سهیم خواهیم بود. نگارنده تاهنوز با مواردی برنخورده است که رهبران احزاب سیاسی و عاملین بحران درافغانستان، فارغ ازعلایق قومی و اتنیکی مورد نقد قرار گرفته باشند. دلیل این است که شدت علایق و وابستگی های قومی چنان بر دید وقضاوت خیلی ها پرده ی ضخیم آویخته است که حتی ازقاتل پدرش هم به دلیل قرابت قومی ستایش به عمل می آورد. همین پدیده درواقع سبب گردیده است که مصیبت و غمهای مردم تمدید گردد. ادامه دارد..
نظرات
18 دیدگاهاستاد محمد کریم خلیلی و بحران رهبری در جامعه هزاره
سلام آقای میران دست مریزاد. احساس و نگارش نقادانه شما شایسته تحسین است. بلی این در مقطع حساس حضور آدم منفعت طلب و بی همت مثل خلیلی در راس ملیت هزاره ضربه ای است که ما سالها بعد آنرا احساس خواهیم نمود. نفرین به کسانی که با بی شرمی تمام در مشارکت به این مرد بیهمت و خایین چاپلوسی می کنند. نفرین به کسانی مثل حمزه واعظی که هنوز دست از چاپلوسی و حمایت این به اصطلاح رهبر بی همت و بی آرمان نکشیده است.. من نیز از ین عربی بازی ها خوشم نمی آید. زیرا اول سابقه طلبگی اینهارا نشان می دهد و دوما از اصل موضوع که نقد یک خایین است به دور می روند.. نفرین به بی همت و منفعت طلبهای مثل این ملای گردن کج کریم خلیلی... می گویند تخریب و شسکتن خوب نیست و آسان است...میران عزیز خلیلی را به دلیل کارهای شخصی او نقد نکرده که تخریب باشد.. از سستی و تسلیم و خیانت خلیلی نوشتن تخریب نیست و بلکه نشانی از حساسیت و دلسوزی او به مردمش است... لطف کنید بگویید که خلیلی در شش سال گذشته چه کاری برای هزاره ها کرده... انتقاد از خلیلی انتقاد از یک ملای بی همت و پول پرست است که با خیانت به آرمانهای این مردم تاجر و ثروتمند شده است..
بیداری در دیانت است
ایهاالبیدار الکاذب!
خویشتن را بیدار خوانده ئی اما متن رسالة است دال برخواب بودن عمیق خودت میکند.
تعدی وزبان درازی به طلبة های حوزوی نشان ازحماقت وجهل وبی خبری شمادارد.
هیچ کس نگفته است که خلیلی ازجمله ائمة معصومین است. ولی خودت درد که داری آنرا بالای علماء واتقیاء واذکیاء وازکیاء وفضلاء وعقلاء وفقهاء وفصحاء وبلغاء که همه چراغ دین اند ورهنمای جمع غفیر ازمردم خالی میکنی.
این جای شرم است وعار برشما مبتدی دبیرستان کامپیوتر که استطاعت اینرا پیدا کرده ائی تا فقط وفقط محضا لارضاءالشیاطین الانس والجن بالای اهل ورع وتقوی بتازی.
الحق که سزاوار عتاب استی ومستوجب عذاب!
نامت را بیدار گذاشته ئی درحالیکه خودت ازجمله نائمین وراقدین قرن بحساب می آئی.
من آنطوریکه برای اخ العزیز شما کاسترونام که کذباوبهتانا خودرا شیوعی جلوه داده بود گوشزد کردم خودت را نیز گوشمالی میدهم که تعرض وتعدی بالای علما وطلبة هااز خصایص رجولت به حساب نمی آید
سوال ازشمس الله و ......
شمس الله خان یا هاد..... میرا.....
دراین روزها صدها نفر دربیخ گوش تان درسویدن درمعرض اخراج قرار دارد که بقول خودتان که از سینه چاکان هزاره هم هستید چه کار کردید ؟
شما که از تحصیل کردگان ومدعیان خدمت هم هستید ؟ بفرمایید ؟
هرکس به اندازه خودش باید در جامعه کارکند به شمول ..........
صد در صد خلیلی هم پاسخگو در جامعه خودش باشد باید به خانواده های محرومین و شهدا جوابگو باشد من نمی گویم که جوابگو نباشد .
ولی من به اصطلاح پناهنده هم مسئولیت دارم یا نه ؟
سوال دیگرازجناب شما که خیلی سینه چاک هزاره هم هستید درزمان رهبری شهید مزاری که مورد اتفاق همه بود بشمول جناب شمابود درکنار ایشان آیا بودید ؟
اگربودید چه کرده بودید؟ که ما ها هیچ خبر نداریم......
باز میگویم این به معنای دفاع ازخلیلی نیست . هرچه که دل تنگ ات می خواهد به خلیلی و خانواده و...... و.....بتاز وبگو .
وچرا اینطور فکر می کنی وقتی که تو اورا(خلیلی) نقد کرده یی که صد در صد قابل نقد است وآیا ممکن نیست که جناب شما خالی از اشتباه بوده اید قبول ندارید ؟
برای من سربی موی خلیلی وصورت بی موی میران یکسان است چه بسا که صورت بی موی میران ارجحیت نیز دارد .
استاد محمد کریم خلیلی و بحران رهبری در جامعه هزاره
نصر الله جان خیلی جالب آدم هستی بخدا. انتیک هستی انتیک !
همین که میران آقای خلیلی را در 9 قسمت نقد کرده به نظرت این کار خیلی آسان است؟ همین خودش کار است. بیا یک کسی را پیدا کن که تاحالا همچو یک کار مهم کرده باشد. روشنفکری یعنی همین. مگر میران وزیر فواید عامه است که برایت سرک درست کند؟ دلت هست که کوه را چپه کند؟ روشنفکر یک قلم داره و تمام.نه مقام داره نه قدرت نه هم پول. خودت ما شا الله به صورت بی موی علاقه پیداکرده ای این را هم از اطرافیان استاد یاد گرفته ای.
بلی عرف جان .....
بلی عارف جان !
ای کاش این گپ ها از سری دل سوزی باشد من حرفی ندارم این حرفها برآمده از عقده است که ........
من هم نگفتم سرک بسازد که زمانی انجو دار وانجوباز بود این کار نکرد حالا که هیچ......
اگر نظرات من را ازاول تا اخر خوانده باشی متوجه می شوی مثلا آقا که خیلی سینه چاک هزاره است تعدادی هزاره های مقیم سویدن درمعرض اخراج هستند، سوال کردم اقای میران برای آنها چه کار کرده است ؟
کسیکه بقول شما روشنفکر است .
به نظری من اینگونه حرفهارا کسی بزند که لحظه ای برای این قوم خون دل خورده باشد خود میران خوب میداند که چه میگویم بجز معامله درزندگی خود کاری نکرده است وهردرد مند نوشته هایش راببیند همه اورا تحسین می کند من نسبت به نوشته هایش حرف ندارم
مثلا طالبها خیلی قشنگ حرف میزدند گپ از صلح میزدند گپ از آرامش می گفتندو......
عارف عزیز هم ظاهرحرفهایش را دیده ........
استاد محمد کریم خلیلی و بحران رهبری در جامعه هزاره
ای خلیلی ای کریم ای ناخلف ای که نه ایمان داری نه شرف
جیب خودرا مثل بوجی دوختی ثروتی ازخون ما اندوختی
ای که استادی به نیرنگ وریا کرده ای درحق مردم صد جفا
عاقبت درچنگ قانون می روی بادل زخمی و پرخون میروی
ثروتت ازخون این مردم بود سهمت آخر نیش یک گژدم بود
ای که هستی در خیالت خیلی رند کله ات بی مو بود مانند غند
از سواد ودانشت نبود خبر جز خیانت کس ندید ازتو ثمر
وقتی که درپیش کرزی می روی ساز برلب مثل سرنی می روی
خنده داری بر غربیهای ما ای که هستی قمست رسوای ما
تف بر این قمست که تو رهبرشدی برمصیبت های ما بستر شدی
تاکه چون رهبر علم افراشتی داغ آوردی مصیبت کاشتی
جز خیانت ازتو چیزی سرنزد ضربه ی تلخ ترا کافر نزد
ای که نه دین داری و نه آبرو لحظه ای سر درگریبان کن فرو
نوبتت روزی فراهم میشود قمستت یک گور مبهم میشود
گر چه گوشین شما کردیده کور یک نصیحت میکنم از راه دور
فرصتی داری که تاروز دگر توبه خواهی از یتیمی بی پدر
توبه خواهی از فقیر از بیوه زن توبه خواهی ازتمام این وطن
این تویی دستور کشتن داده ای دستور ویران کردن داده ای
تا توباشی رهبر این جامعه قمست ما هست دایم فاجعه
استاد محمد کریم خلیلی و بحران رهبری در جامعه هزاره
نصرالله جان ده درکجا درختا در کجا! عزیز دل برادر تو باید یک کمی ترشی بخوری. زیاد دراین بحث نپیچ که خودت را خراب میکنی. وقتی که استدلال نداری لطفا یخن نگیر. تو هیچ نمی فامی که چه میگی! ناقی شله نشو. خپ ته بگیر . برو یگان جای خوش تیر کو. ناقی اعصابت خراب میشه باز رسوایی میکنی.
استاد محمد کریم خلیلی و بحران رهبری در جامعه هزاره
نصرالله جان من نه میران هستم ونه برای کسی سخن گویی میکنم. کسی که خلیلی رانقد میکند فکر نمیکنم که به سخن گو ضرورت داشته باشد. خودت را هم خوب می شناسم. اسرار بر تجاهل نفرما که سودندارد. آقای خلیلی برای این مردم وبرای این جامعه خیانت کرده است این واقعیت از آفتاب کرده هم روشن تر است. همین چند وقت قبل من درکابل بودم که حاجی نبی برادر خلیلی برای خرید لباس عروسش 20 نفر را با بلیت رفت وبرگشت ازکابل به دوبی برده بود. اما درهمسایگی اش درهمان شب یک نفر مرده بود و کفن نداشت.
ثروت آقای خلیلی صدها میلون دالراست. حاجی نبی از کویت قرض دار آمده بود ولی حالا صدها میلیون دالر معامله دارد. واقعیت را قبول کن حتی اگر تلخ هم باشد. من خوب میدانم که شما چه رابطه ی با خلیلی دارید ولی همان خلیلی درحق تو هم چیزی جوان مردی نکرده است.
بازهم عارف جان !
ببین عارف جان !
خوبست که من را می شناسی .
باور کن که من هم خوب شما را می شناسم.
ومی پرسم که شما چرا خودرا درکوچه حسن چپ میزنید ؟
گفتم که هرچه دل تنگ ات میخواهد برو خلیلی را نقد کن برادرش هم نقد کن دشنام بده هرچه دلت می خواهد بگو. به هرچه باور داری گپ های که من میگویم نمی خواهم از کسی طرفداری کنم ولی کسی که خودش متعهد به سرنوشت مردم نیست چرا این مردم بیچاره اینطور آدمها ........بیاید ....و خودرا تیکه دارش معرفی کند .
اگر واقعا میران نیستی ودل ات برای مردم ات وقوم ات می سوزد من از نقد هادی اینطور برداشت دارم خوب دقت کن عزیز م عارف جان که چه میگویم: ملاضعیف یا ملامتوکل را می شناسی که از جمله جنایتکاران طالب است اینها بیایند مثلا سیاف را نقد کنند که دررابطه مثلا پشتون ها کار نکرده است نقد هادی مثل این قضیه می ماند . از این واضح تر نمیشود گفت . خدا کند که متوجه شده باشی منظورم را گرفته باشی. من این را می گویم یعنی این را می گویم من به همان پیمانه از سیاف متنفرم که از ملا ضعیف وملا متوکل و ملا عمر و هزار تای دیگرش .طالب = سیاف
چرا گپ را درک نمی کنی ؟
حالا نام نمی گیرم از کسی کسانیکه در کنار رهبر شهید و در کنار مردم خود بوده اند اگر آنها بیایند اینطور نقد کنند که تعدادی هم کرده اند قابل ستایش وتقدیر است نه کسانیکه مثلی ........میگذریم
سربسته میگویم آنهایکه خبر جبهه مردم ما را این وآنطرف میبرد.
حالا من از میران پرسیده بودم ولی میران مدافع زیاد پیدا کرد ،
که من مشکوک هستم به این مدافعین .....
خدا لعنت کند خلیلی و اطرافیان خلیلی و......اعلا رحتمی و...... جوهری ...... واقعا من به حال آن بیچاره متاثرم که مثل هادی آدم امده نقدش می کند......
و چقدر حس بی اعتمادی در جامعه آورده ، اگر کسی آمد یگ گپ گفت هزاران قسم تعبیر وتفسیر میگردد .
من این را می پرسم که هادی میران قابل نقد نیست ؟
مگر این سوال چه عیب دارد ؟
دوستان فقط نوشته های این دوست ما را خوانده اند وبس .
نمی خواهم وارد گپهای جنش دوستم ، بچه سید کیان و شورای نظار شوم
اگر میران هستی فکرکنم همین اشاره کفایت می کند ونمی خواهم واردش شوم......
استاد محمد کریم خلیلی و بحران رهبری در جامعه هزاره
با درود وسلام به تمام دوستانی که این مطلب را میخوانند.
وقتی که پیام های عزیزان راخواندم لازم دانستم که به چند نکته بصورت اختصار اشاره کنم.
1ـ این نقد واره یک برداشت وتحلیل تئوریک از پدیده ی مدیریت ورهبری است که به منظور مساعدت تئوریک به رهبران سیاسی افغانستان تهیه گردیده است. این مطلب زمانی مفهوم میگردد که این نقدواره بصورت مسلسل مورد دقت قرار گیرد. هدف ازانتخاب آقای خلیلی در این نقد واره اولا تعلق نگارنده به این جامعه، ثانیانقش اثر گذار ایشان در یک جامعه ی قومی وثالثا حضورباالفعل ایشان در اقتدار سیاسی می باشد. آنچه که دراین نقد واره مورد بحث قرار میگیرد، کارکرد یک رهبرسیاسی و اثرات آن دریک جامعه ی قومی ودرنهایت درسرنوشت تمام افغانستان است. ایشان می تواند دید گاه مطرح دراین نقد را به چالش بکشد.
2 ـ نگارنده معتقد است که افغانستان خانه مشترک تمام مردم آن است. مردم این سرزمین هزاره، پشتون ،تاجیک، عرب ، بلوچ وتمام تیره های ساکن دراین سرزمین دارای سرنوشت مشترک ودرغم و شادی همدیگر شریک اند. به همان اندازه که رشد وتوسعه در جامعه ی پشتون و تاجیک افغانستان را اقتدار مند می سازد، به همان اندازه رشد وتوسعه درجامعه هزاره و ازبک ، افغانستان را آبرومند می سازد.
مردمان این سرزمین فطرتا بدخواهان همدیگر نیستند. تضاد وجدا افتادگیهای امروزی، حاصل ضعف مدیریت و عدم رهبری سالم دراین سرزمین است.
3 ـ نگارنده کارشناسی ارشد، درمدیرت ورهبری از دانشگاه گوتنبورگ سوئد دارد وآنچه دراین نقد واره به بحث گرفته شده است مبتنی بر تئوریهای مطرح درمدیریت ورهبر ی معاصر می باشد که دیدگاه های تئوریک در قسمت اول دوم وسوم و جهارم این نقد واره مطرح گردیده است.
4 ـ دراین نقد واره سعی بلیغ برآن نهاده شده است که تمام موازین ومعیارهای اخلاقی درنقد معاصر رعایت گردد.
آفرین ، هوشیاری کردی ......
افرین هوشیاری کردی مسیر بحث عوض کردی دوستان متوجه شدند که چه به چه است !!!
موفق باشی .
استاد محمد کریم خلیلی و بحران رهبری در جامعه هزاره
تشکر از میران صاحب
خلیلی و دیگر رهبرای سنتی هزاره که حتی سواد خواندن و نوشتن نام خود به زبان انگلسی را ندارند باید کم کم خودشان با شرم و حیای خودشان پای کثیف شانرا از جامعه شریف هزاره بیرون بکشند و دنبال معاونت، ریاست، وزارت، و... نباشند و برا ی روشنفکرانی مثل بهزاد و... مجال بدهند
آنلاین : نامردی برای تمام فصول