آثار و نوشتههای عارف ادبی
مهاجرین افغانستانی، گمنام ترین آواره گان قرن
خورشید هرکسی چو شب آید فرو شود خورشید من براید هرشب، نماز شام این تنها انسان آواره است که نه فقط غربت واقعی را می فهمد که باهمه ی روح و اعصابش حس می کند. چه دشوار است تحمل (…)
خورشید هرکسی چو شب آید فرو شود خورشید من براید هرشب، نماز شام این تنها انسان آواره است که نه فقط غربت واقعی را می فهمد که باهمه ی روح و اعصابش حس می کند. چه دشوار است تحمل (…)