آقای غمخور درجایی دیگری چنین میفرمایند:
’’ديادونې اووياړ خبره ده چي مومند لومړنۍ مسلمان کيهانورد وو چي قران کريم ئي له ځان سره دغه ستېشن ته يو وړۍ اولته ئي دقرانکريم طلاوت کاوه ’’
’’ترجمه: آقای عبدالاحد مومند اولین فضانورد مسلمان بود که قرآن را باخود به فضا برد وآنجا آنرا تلاوت میکرد.’’
ماهم به اصطلاح ایرانی ها میگوییم که دست تان درد نکند خداوند برایشان برکت بدهد اگر این موضوع واقعیت داشته باشد چشم حسود کور .لا اقل درین تصاویر هیچ اثری از قرآن خواندن آقای مومند به چشم نمیخورد. اما کمی پایین تر آقای غمخور مقصد اصلی خویش را چنین عریان میسازند:
’’کله چې ښاغلي مومند په خلا کې وۀ دخپلې مور ،زوي اود افغانستان جمهوررئيس مرحوم ډاکټر نجيب الله سره دځانگړي تليفون په مټ په پښتو ژبه خبرې وکړې ،چې په همدې توګه پښتو د دوو ستورو د واټن جوګه ژبه په اسمان کې په پښتو ژبه د نړۍ څلورمه ژبه وګرځېدله ’’
’’ترجمه: زمانیکه آقای عبدالاحد مومند درفضا بود همراه با مادرش ورییس جمهور وقت مرحوم داکتر نجیب الله توسط تیلفون خاص به زبان پشتو باهم مکالمه نمودند که به برکت همین مکالمه زبان پشتو در دنیای فضانوردان جهان بحیث یک زبان رسمی درقطار چهار زبان دیگر دنیا بحساب آمد.’’
تصویر تازهء عبدالاحد مومند با رفقای روسی اش
خوب ؛ حالا ما فی الضمیر آقای حبیب الله خان غمخور معلوم گردید که اینقدر ستایش وتقدیر از آقای عبدالاحد مومند بخاطر چی بوده است. بدون شک اگر عبدالاحد مومند به عوض جنرال دوران به درد اپندکس مبتلا میشد آنوقت به عوض زبان پشتو زبان فارسی میتوانست درقطار چهار زبان رسمی فضانوردان جهان قرار بگیرد وآن دم هم دکتور نجیب الله وهم آقا غمخور وهم روستار تره کی دهل کوبیدن پشتونها را هرچه بیشتر به صدا در می آوردند. آنوقت نه کسی لقب قهرمانی را کسب میکرد ونه هم کسی درشهر مالموی سویدن برایش زحمت گرفتن یک محفل کوچک رابخود میداد. زیرا آنوقت وی نه یک فضانورد بلک یک ستمی مربوط اقلیت عقده مند تاجیک وهمرکاب جنگ سالاران اتحاد شمال می بود. حالا که شوروی سابق که نظامش براساس مارکسیزم ولییزم استوار بود ولی برای عبدالاحد مومند اجازهء تلاوت قرآن را داده است برای گرباچف ونظام متوفی ازصمیم قلب باید دعای بازکشت آن امپراطوری را بکنیم که باتمام ضدیت اش با اسلام ومسلمانان بازهم برای اوغان اجازه تلاوت نمودن قرآن را درفضا داده است. چه بدبخت مردم ناسپاس بودیم که دربرابر آن امبراطوری اعلان جهاد کردیم هم خودما را تباه کردیم وهم آن امپراطوری را نابود ساختیم. پس آقای غمخور ! چرا شما ناله وفریاد براه انداخته اید که روسیهء امروزی بحیث وارث شوروی سابق باید بخاطر تجاوز نظامی اش به خاک اوغانها باید غرامت بپردازد. شما این غرامت را ازکی میخواهید از دوستان دیروز تان که زبان پشتو را درقطار چهار زبان رسمی ومشهور دنیا قرار داد؟ شما که اینقدر با شوروی ها دوست بودید چگونه دیگران را بخاطر آتش بس موقت ومذاکره باروسها متهم به خیانت میکنید؟
باهمه حال اگر ازین پرسشها بگذاریم اکنون خواهشات وتقاضاهای اوغان را بخوانید که ازین قهرمان به اصطلاح خودشان ستور مزل چه اهداف دیگری را میخواهند دنبال کنند وبه آن نایل گردند. سقف مطالبات اوغان ازین محفل آرایی را آقای غمخور چنین خلاصه میکند:
’’ په سويډن کي دافغانانودعلمي اوفرهنگی مرکز دکنفرانسونو جوړولو په لړ کې دادۍ دا ځل د ۲۰۱۲ زکال د جنوري دمياشتي پر ۲۱ مه دافغانستان دلومړنی ستورمزلي (کيهانورد) عبدالاحد مومند دقدردانۍ اوستاينې په وياړ علمی او ادبي درنه غونډه جوړه کړې ده .
ددې لپاره چي دښه کارسرته رسول هيڅکله هم ناوخته نه وي ،نوددې لمړنی افغان ستورمزلی چي نړيوال شهرت لري دملي چوپړددرناوي اودده دنوم ژوندی ساتلوپه موخه دبې شمېر افغانانوپه غوښتنه وړانديزکوم :
لومړی : دغزني ولايت يوه ليسه دي دده په نوم ونومول سي .
دوهم : دپښتونستان څلورلاري نه تر هوايي ډگرپوري داواټ دې دعبدالاحدمومندواټ په نوم يادشي .
دريم :دحربی پوهنتون هوايي پوهنځی دي دده په نوم ياده شي .
څلرم :دبگرام هوايي ډگرته دې دعبدالاحد مومند هوايي ډگرنوم ورکړه شي .
خپله ليکنې پدې ټکو رانغاړم :ښاغلی عبدلاحد مومند تاسود ټولو افغانانو ویاړ یاست موږ افغانان په تاسواو ستاسوپدې تاريخي سفردتل لپاره فخر کوو.’’
’’ترجمه: اتحادیهء علمی وفرهنگی اوغانهای سویدن به سلسله تدویر محافل وبزرگداشت ازشخصیت های علمی وفرهنگی کشور اینک به تاریخ ۲۱ ماه جنوری سال ۲۰۰۱۲غرض تجلیل بهتر ازشخصیت علمی وفرهنگی اولین فضانورد اوغان محترم عبدالاحد مومند محفل علمی وفرهنگی خویش را درشهرمالمو راه اندازی می نماید. بخاطر اینکه کار ها بصورت درست تنظیم گردد پس هیچ وقت نا وقت نخواهد بود که ابخاطر گرامیداشت ازین شخصیت گرامی و علمی ما که شهرت جهانی دارد پیشنهادات آتی را به نماینده گی ازطرف اتحادیهء اوغانها تقدیم نمایم:
یک : نام یکی از لیسه های ولایت غزنی بنام این شخصیت تاریخی گذاشته شود.
دو: درشهرکابل ازچهار راه پشتونستان تا فرودگاه بین المللی کابل این جاده بنام این شخصیت بزرگ نامگذاری شود.
سه: دانشکدهء علوم هوایی دانشگاه حربی بنام این شخصیت عظیم نامگذاری شود.
چهار: فرودگاه نظامی بگرام بنام نامی این شخصیت بزرگوار نامگذاری شود.
ودر آخر ; مضمون خویش را با اظهار این مطلب به پایان می برم ومیگویم : آقای عبدالاحد مومند شما افتخار تمام اوغانها هستید. ما اوغانها بخاطر آن سفر تاریخی ات بتو افتخار می کنیم’’
حبیب الله غمخور کسی که ازفرط بیکاری درکشور سویدن به نوشتن مضامین نفاق افگنانه رو آورده است.ایشان درین تصویر خیلی خوشحال وراضی به نظر میرسند زیرا عبدالاحد مومند به حیت یک هم تبار اوغان وی توانسته است که از فضا با زمین به زبان پشتو حرف بزند. اگر جنرال دوران به زبان فارسی با زمین ارتباط مخابروی برقرار میکرد وی مانند امروز خوشحال نمی بود
متاسفانه جامعه ء قبیلوی پشتونی درخارج نیز ازبیکاری مفرط به تجلیل ازشخصیتها وقهرمانهای قبیلوی خویش رو آورده اند. پشتونها درخارج به این قناعت رسیده اند که بعدازین برخلاف تجلیل از شخصیتهای متوفی به تجلیل از شخصیتهای زنده همت گمارند.
آنچه که به حبیب الله غمخور وفعالیت های نمایشی وی تعلق میگیرد باید گفت که بیکاری درکشورهای غربی هم یک مرض است. چنانچه از قدیمها یک مثل معروف بجا مانده است که آدم بیکار یا غر میشود یا بیمار. غر در اصطلاح مردم قدیم فارسی زبان به فرد فاحشه اطلاق میشد خواه زن می بود وخواه مرد. حالا چنین مثلی دربارهء آقای غمخور صدق میکند اگر فردی مانند ایشان درکشوری چون سویدن چنین مصروفیتی برای خودشان دست وپا نکنند خدای ناخواسته یا غر خواهند شد ویا بیمار که درهردو صورت نتایج وپیامدهای فاجعه باری را برای شان درپی خواهد داشت کسیکه حد اقل به زبان وفرهنک آنکشور بلدیت نداشته باشد مجبور است که خودرا درانظار مردم خصوصا پشتونهای بی سوادیکه در داخل افغانستان ازنعمت سواد وخواندن محروم اند خودرا پادشاه اوغانهای سویدن معرفی کند. آن بیچاره ها فقط میتوانند عکس ها وفوتوها را مشاهده کنند نه اینکه مضمون ومحتوای مقاله را بخوانند:
دا عکس دحبیب جان دی هغه په سویدن کی دیر غت سری دی وگوره که سومره خلک دده خبرو ته غوژ دی
این موضوع واقعا تمام دردها وآلام آقای حبیب الله غمخوررا تسکین میدهد.’
نظرات
16 دیدگاهازمحمد گلخان مومند تا عبدالاحد مومند
بد ترین مردم در افغا نستان تا جیک ها است و اینها منافیق ترین کسانی را تر بیه میکند که دربین اقوام شریف پشتون هزاره و ازبیک اختلاف درست کند و قتکه خود شان سر قدرت شد مثل الاغ دیوانه وری دو پایه لگد میزند و هیچ کس را قبول ندارد .
ازمحمد گلخان مومند تا عبدالاحد مومند
تنویر جان ! تو راست میگوئی . وقتیکه تاجک های پنجشیر چند روز در کابل قدرت را گرفتند نه به پشتون رحم کرد نه به ازبک .هزارۀ بیچاره را خو هر روز بمیاردمان میکرد وافشار را بالای هزاره ویران نمود . اگر از قدرت که افتید باز کار اصلی شانرا در در بار سایرین شروع میکنند ومیرزا میشوند. آفرین تنویر خوب متوجه شدی.
ازمحمد گلخان مومند تا عبدالاحد مومند
اوغو تنویر .
فکر کنم هزاره ها در قضیه افشار از کشتن و سوختن چور و چپاول گله ندارند از تجاوز به زن و دختر و پسر های صغیر از اجانب وهابی ها اوغانی کافر سیافی گلبدینی قندهاری بیشتر شاکی اند ....
ازمحمد گلخان مومند تا عبدالاحد مومند
اوووووووووو اوغان!!!!!!!!!!!!!!
همه میدانند که در افغانستان یک قوم وحشی ،منافق، قاتل، جنایتکار، مستبد ، تروریست و خائن است و آن هم پشتون است...... این قوم منافق و منحوس همیشه در حق دیگر اقوام خیانت کرده لعنت بر این تخم لعین ،، ...
مــــــــــــرگ بر پشتون های وحشی
ازمحمد گلخان مومند تا عبدالاحد مومند
آغای بهمن!! دمت گرم با این مقاله که نوشتی
همه حقیقت ها را یاد آور شدید
ممنون
ازمحمد گلخان مومند تا عبدالاحد مومند
.
لعنت خدا بر تو ای نویسنده پلیت تا به این مقاله هایت دهن تاجک هارا تخریب میکنی بیش نیست تا شما این خوابهایت فقد خواب بماند ...
زنده باد پشتون ، تاجک ،هزاره و همه اقوام افغانستان .......
از صاحب امتیاز این سایت دوستانه خواهش میشود تا یکمی به آینده این ملت رنجدیده توجه تماید نهایت همه این چیزها جر بربادی دیگر نیست ...
ممنون وحیدالله بلخی تاجک
ازمحمد گلخان مومند تا عبدالاحد مومند
سلام به همه خوانندګان کابل پرس?!
از این فقاق های زبان محلی و قومی فقط ایران و پاکستان سود میبرد نه هزاره ها - نه پشتون ها و نه هم تاجک ها. مابا این حرف نا خود اګاه آب به اسیاب دشمنان وطن واحد مان می ریزیم. اګر این وطن تجزیه شود ولاګه سر من و تو برادر کسی ملی پوست کردن را هم اعتبار کند. اګر نه حالا که نماینده هر تنظیم در قدرت است برای شما چه رسیده است . اکثریت در اروپا په تکلیف روانی دچار شده اید این حرف ها ولاګه یک توت هم ارزش داشته باشد. کاروان تیر میشه و سګ ها غپ غپ می کند.
ازمحمد گلخان مومند تا عبدالاحد مومند
دشمن چقدر محیل و مکار است که با نوشته یک فرد که باد دل خود را ګفت ما بدون تعقل به جان هم افتیده ایم. اګر روشنفکران این وطن چنین باشد کس بخواهد یا نه نیروهای سیاه دل بالای همه تسلط پيدا خواهد کرد و حکومت خواهد کرد مانند که امروز چند دزد و غدار و رهزن و دهری همه را اسیر ګرفته. بیایید بر ضد غداران امروز با هم دست به دست بدهیم و هر خاین را که اګر پشتون باشد یا تاجک و یا هزاره و یا هم ازبک محکوم و محاکمه کنیم. و ای کار را به تنهایی هیچ قوم کرده نمیتواند. امروز غداران جبهه خود را دارد. حرف های فهیم و سیاف جنایت کار را شنیدیم که هنوز هم دل شان بالای مردم مظلوم يخ نکرده است ګاهی طالب میشوند ګاهی محاهد و ګاهی هم امریکایی.بیایید دشمن مشترک را نشانی کنیم. و تمام نیرو خود را برای افشای انها خرچ کنیم. وسلام
ازمحمد گلخان مومند تا عبدالاحد مومند
بانوشتن چنین مطالب بیموردبه ضم خودشان(منظورم افراد روان پریش چون بهمن ودیگران اند)که زمینه بدبینی ودوری مردمان افغانستان رامساعدمیسازندولی بیخبرازاینکه هرکسی این بی هویت هارابااین هرزه نگاری های شان خوب میشناسند وفقط حس تنفرهمه را بیشتربرضد خودشان تحریک مینمایند.حالا برای هرفرداین سرزمین چه فرقی میکند که کی به سفری تاچندمایلی فضارفت وبرگشت .من تاامروزازخودآقای دوران هیچ شکایت وحکایتی دراین مورددرهمه این سالهانشنیده ام وفقط یک عده افرادمریض اند که شبانه روزغرق بافیدن این جفن هااند.به نظربنده هردوافسران نامبرده یادگارا ن اردوی اندکه دهه های زیادی بکاراست تاکشورمابازبه داشتن آن نایل گردد.
باحرمت