درفراسوی رخداد" قیام "مسلحانۀ هفتم ثور
درفرایند قیام هفت ثور1357خورشیدی وسیرتحولات بعدی درکشور , ناوگانهای تبلیغاتی غرب وشرکاء با کاربرد مجموعی بیش از " 130"ساعت تبلیغ در "24"ساعت علیه جمهوری دموکراتیک افغانستان , برای برانگیختن احساسات مذهبی مردم وزهرآلود ساختن ذهنیت جهانیان درخصومت با دولت جدید, تلاشهای سریع ورعدآسای را درپهنۀ جهان به جولان کشیدند.آنها موج عظیم رستاخیز ضد دولتی را درداخل جامعه وکشورهای همسا یه، ایران وبویژه پاکستان که مقدمات پایگاه های ضدافغانی رابا اسکان سران مجاهدین درآن کشور ,که درآغازین مراحل تاسیس جمهوری محمد داوودخان آغازیافته بود خلق نمودند. غرب مدت ها قبل ازمراحل اعزام نیروهای نظامی شوروی درافغانستان ,با مداخلات صریح و ارسال جنگ افزارها و تسلیح وتجهیزپیکارجویان, و ایجاد بیش ازدوصد جبهۀ منظم ضد دولتی ,که ازقراء، قصبات ,شهرها وتا شهرکابل و"چنداول" و"بالاحصار" کابل امتدادیافت , کشوررابطورتمام به "آتشکده "مبدل نموده وتوان دفاعی دولت را برای سرکوب آشوبهای ضد دولتی جدأ به چالش کشیده ولاجرم با خطوراندیشۀ"بقا " دروجود گردانندگان رژیم وقت, زمینه ساز "دعوت " نیروهای شوروی درافغانستان گردیدند.
کاخ سفید که دوران متوالی حس درد آلودانتقام شکست فضاحت بارآمریکا درجنگ ویتنام راسپری نموده وازسوی درحسرت وهوای تسلط برمنابع عظیم قاره آسیا لحظه شماری مینمود, از وقوع تحولات جدید برای برنامه ریزی اهداف استراتیژیک خویش ازکاربرد غوغا برانگیز واژه " تجاوز! "نیروهای شوروی درافغانستان در بٌعد ملی وبین المللی استفا ده وسیع ابزاری نموده وجولانگاه مداخلات وتجاوزات خویش را برحریم جامعۀافغانستان بیش از پیش توسعه بخشیدند.
رخُ دیگرآئینۀ سیاست غرب درافغانستان
اکنون که باسقوط نظام دموکراتیک درکشور , مجموع پروژه های ویرانگرانه وسبوتاژگرانۀ دول استعمارواستبداددرفازاول خویش درافغانستان خاتمه یافته , وافغانستان درپی عوام فریبیها وحیله گریهای مکارانه ایشان پس ازآزمایشات پروژه های"جهادی" , "طا لبی" ونظام "فساد سالار" دموکراتیک نما , به تسلط عام وتام استعمارکشانیده شده است ,اسنادوشواهدی تازه یی راکه قطرات فلترشده حقایق جانگدازحوادث افغانستان را احتوامینماید , ازآرشیف تاریخ خویش بیرون کشیده وبدین لحاظ قدرت ومهارت خویش را دروارونه سازی جریانات , با همه تبختربه رُخ جها نیان می کشا نند.
کشوربریتانیا , درست سال پار پس ازتکمیل مراحل متعارف آرشیف ملی اش که از آن مُهرمحرمیت بنا برقدامت سی ساله اش برداشته شده است،افشا مینماید که : نیروهای شوروی به درخواست جمهوری دموکراتیک، به افغانستان اعزام شده واین سندکه به تاریخ 10/10/1389خورشیدی بوسیله خبرگذاری " نوستی "تحت عنوان "افشای اعمال پشت پردۀ غرب بعد ازمداخلۀ شوروی درافغانستان", انتشاریافته،مشعراست که :
(... کمک اتحاد شوروی را رهبرافغانستان حفیظ الله امین درخواست نموده بود که ازطرف نیروهای خاص اتحادشوروی به زودی بعد ازاغازعملیات به قتل رسانده شد).
در گذرگاه وقا یع جهانی وفرارحقیقت ازچهاردیوارفولادین زندان های اسارتبارآرشیف های استخباراتی استعمارجهانی, اکنون اسناد "تصویری" در ورای ویدیوکلیپ های مستند که ازعمق حقایق حوادث وتحولات عمیق سیا سی, دهه یی هفتاد -هشتاد درافغانستان بطور روشن وانکار ناپذیرپرده برداری نموده وبوسیله بزرگترین ومشهورترین رسانۀتصویری جهان غرب یعنی تلویزیون ( (CNNایالات متحده آمریکا تهیه شده است ,ما با رخ دیگر حقایق پشت پرده حوادث کشورخویش آشنا شده وریشه ها وانگیزه های اصلی وواقعی خلقت مصنوعی " سربازان خدا "soldiers of the God ", نیات مداخله وتجاوزایالات متحده آمریکا , برنامه سازی جهادی پاکستان , وچگونگی دعوت نیروهای شوروی درافغانستان رامشاهده مینماییم. امید وارم آنانیکه تاکنون تحت پرده"ضخیم" بهانۀ " تجاوز" اتحاد شوروی ,کارنامه های خونین وشرارت انگیزخویش راپنهان داشته و"قیام هفت ثور"ورژیم های مربوط به آن دورانها راطوریکسان مسبب "همه بدبختیها!" درکشورقلمداد مینمودند با نگاه نوارهای مستند،صفحۀ اصلی تاریخ خونین کشوروعوامل شکل دهنده آنرا به خوانش گرفته وبرعملکردهای جفا کارانه خویش به قضاوت بنشینند!
دراین مبحث ونبود ظرفیت لازم درین نوشتار , با حفظ شفا فیت، محتوا ومضمون تصاویرویدوی،خواستم تا با حفظ همه امانت داری برای خواننده گان محترمی که ازامکانات دست رسی به زبان انگلیسی محروم اند,در موارد ضروری , برگردانی ,تبصره, تفسیر وتحلیلهای مختصرارایئه نمایم . قا بل یاد آوریست که پراگراف ها وعناوین این نبشته بر اساس جریانات حوادث درنواراین ویدیوها قا لب بندی شده است.
جنگ سرد وخلقت سربازان خدا (!)
افغانستان با داشتن موقعیت خاص جیوپولیتیک, جیواستراتیژیک وجیواکونومیک خویش درحوزه ء منطقوی وپیوستگی ونزدیکی آن باآسیای میانه درشمال ، خلیج فارس وایراندر غرب، بحرهندوپاکستان درجنوب, پیوسته وبویژه دردهۀ طوفانی هشتاد , درست پس ازپیروزی قیام مسلحانۀ هفت ثور,درمرکزتوجۀ ابرقدرتهای جهانی قرارگرفت وبرای "ماسکو" موجودیت افغانستان به حیث کشورهمسایه ودوست ,حیاتی بنظرمی رسید .
با پیروزی قیام ثوروبرپائیی جشنواره یی مردمی درحمایت ازتحولات جدید ,آقای نورمحمد تره کی با تکیه برامیدواری بسوی همکاریهای ماسکوبرای تحقق برنامه های "سوسیا لیستی! " خویش توانست تامساعدت های ماسکو را دراین راستا جلب نموده وبدین وسیله صدها تن ازمشا ورین اتحاد شوروی به افغانستان سرازیرگردیدند.همزمان با آغاز مداخلات غرب وکشورهای همسایه ایران , پاکستان وچین , پیوست با برپای آشوبهای ضد دولتی وبا مشتعل شدن نبردهای سراسری درکشور،افغا نستان آهسته آهسته ابرپاره های جنگ های رقابتی کشورگشایان را برفرازخویش به تماشامی نشست وایالات متحده آمریکادراین جوپرتلاطم , مصمم گردید تا با ارزش " بلیون " ها دالر,سلاح ومهمات را دراین جنگ برای پیروزی "متحدین فندمنتالیست اسلامگرای " خویش وبرای تامین مقاصد بلند پروا زانۀ خودهزینه نماید .چنانچه (مدیر بخش افغانستان در سا زمان سیا Frank Ander son ( بو ضاحت اذعان میداردکه: این کا ملا درست است که این جنگ بخاطرتحقق اهداف "ما " وخون"آنها "(مجاهدین –ب) بر نامه ریزی شده بود.
در بخشی ازنواردرخصوص انگیزۀ اعتراضات مردمی علیه رژیم جدید گفته میشود که:در راستای راه اندازی رفورم های اقتصادی واجتماعی نظام انقلابی، درچهارچوب اصلاحات ارضی ,دو لت , زمین های زراعتی را ازملکیت زمینداران بزرگ بیرون کشیده وبرای دهاقینی که با لای آن عملا کارمینمود توزیع می نمود.همچنان در یک شگرد دیگر قشراناث تشویق شدندتا با برداشت حجاب سنتی خویش درکنارمردان درکورسهای سواد آموزی شرکت جویند.
راه اندازی این رفورم ها دردهات افغانستان بگونۀ دیگری تعبیرشده واین فرایند بارنگ مخاطره آمیزدربرابرتضعیف نقش ملاها وسنت های مرسومی اجتماعی,تفسیر گردید.چنانچه درین جا برحسب برداشتهای ملا ازاسلام با توجه به برنامه های رژیم,گویا این" کمونستها !" هستند که با زدایش" فقر"وایجاد "مساوات" میان غنی وفقیر,جامعه سنتی کشور را متحول ساخته و"قانون خدا وند"! رامتغییرمیسازند.چنانچه با برداشت ازاین رفورم ها وبرای جلوگیری از دکتورین این برنامه,گروه های مجاهدین که ازطرف غربی ها به لقب "سر با زان خدا! " مفتخرگردیدند، تشکیل ودربرابررژیم صف آرائی نموده وبا آتش کشیدن مکاتب ودانشگاه ها جهادخویش راآغازنهادند .
بدون شک سطح شتاب وپریشهای سریع رفورمهای دولتی، بسترمناسب منا زعات اجتماعی را برای بهره برداری دشمنان افغانستان بیش ازپیش فراهم نموده وهمزمان با جلوه گاه اوضاع برآشفته سیاسی درکشور , اسباب نگرانی جدی برای مقامات شوروی نیزفراهم شد, که دراین زمینه جنرال ولادمیرکروچکوف معاون وقت" کی جی بی" می فرماید :لئیونید بریژنیف وبیروی سیاسی خواستند تابرای فرونشاندن این بحرانها، با سران رژیم افغانستان ملاقات نموده وبرای آنها خاطرنشان نمایند که درحالیکه اتحاد شوروی موفق نگردید تاجامعۀ سوسیالیستی را طی مدت زمان شصت سال اعمارنماید؛ شما چگونه میتوانید تا طی دوران "پنج" سال سوسیالیسم را درافغانستان اعمارنماییند ؟ .
با ظهوراغتشاشهای سراسری درکشور،دربرخی ازکشورهای اسلامی ودرآنسوی سرحد درکشورشاهی ایران که ازالقاب ژاندارم منطقه برخورداربود,دریک برنامه ریزی منظم,موج عظیمی ازاسلام گرایان به تحریک روحانیون وملاهای ایرانی درمخالفت باتحولات افغانستان برانگیخته شده وبا گردهم آئی های هیجان انگیز،کارپیوستن برای "جهاد!" افغانستان را آغازنهادند واین پروسه دربرخی ازکشورهای دیگرنیزبراه افتید.
خون افغان برای نفت آمریکا
همزمان باایجاد کوره زارهای نبرد درداخل افغانستان , بریژنسکی مشاورقصرسفید, حضوردولت" چپ" درافغانستان را خطرجدی برای منا فع آمریکا درمنطقه قلمداد نمود وقبلا ازینکه خلاف عرف معمول تبلیغاتی بلند گویان دروغین" خطر"اسلام ،بگوید که "اسلام " در خطراست , ضمن مشورت برای" کارتر" رئیس جمهورامریکا گفت که "نفت" در خطراست. وی برای کارتراظهارنگرانی نمود که ممکن ماسکو با استفاده ازموقعیت افغانستان بسوی جنوب حرکت نموده ونفت خلیج راتصرف نماید.
دریک تحول دیگر,وقوع حوادث وتحولات سیا سی درایران وسقوط شاه ایران به مثابۀ همپیمان استراتیژیک آمریکا درمنطقه, عزم ایالات متحده آمریکا را بیش ازبیش برای مداخله درامورافغانستان وُپرساختن خلائ رژیم شاهی ایران، استوارترساخت چنانچه برحسب محتوای این نوارمستند ,ایالات متحده آمریکا ماه ها قبل ازاعزام نیروهای شوروی درافغانستان , مداخلات خویش را از طریق پاکستان , درافغانستان آغازنهاده ودرماه جولای سال 1979یعنی"شش ماه" قبل ازاعزام ارتش شوروی درافغانستان ,کمک های مخفی خویش را برای جنگجویان افغانی از طریق پاکستان آغازنهاده ودسته های مجاهدین ( سر بازان خدا! ) تحت نظردولت وسا زمان جهنمی (آی اس آی ) پاکستان درکمپ های مربوط , با مساعی زمینداران بزرگ وملاهای ساخت پاکستان ,تشکیل و دسته بندی گردیدند تا بخاطرنفت ایالات متحده آمریکا خونهای خویش راهدیه فرمایند.
سرآغازدعوت ارتش شوروی درافغانستان
همزمان با تشدیدبحران عظیم سیا سی- نظامی وتزئید فعالیت های تهاجمی ،مجاهدین که با دریافت کمک های تسلیحاتی ایالات متحده آمریکا میدانهای نبرد را بیش ازپیش مشتعل نموده بود , دولت, با سیل خروشان فرارافسران وسربازان ازقطعات نظامی و میدانهای نبرد مواجه گردید .این جریان مهارناپذیر, دولت را وا داشت تا ازاتحاد شوروی کمک نظامی دریافت نماید . رشد روزافزون سطح عمیق بحران افغانستان رهبراتحاد شوروی راملزم میساخت تا پیرامون اوضاع پیشامده به بحث بپردازد. همپا با سقوط شهرهرات وقتل عام مشا ورین شوروی وفامیل های مربوط شان , طرح دعوت نیروهای شوروی درکشور درارکان عا لی دولت افغا نستان درعهد شاد روان نورمحمد تره کی شکل گرفت ودرین راستا بطورمشخص ازمقامات ما سکو تقاضا بعمل آمد تابا ایجاد"قرارگاه" های نظامی, به افغانستان نیروی نظامی بفرستند. اما بنا برقول" وسیلی سفرونچوک "مقام بلندپایه وزارت خارجه اتحاد شوروی , درکرملین ,رهبراتحاد شوروی پیوسته بحران افغا نستان را در بیروی یسیا سی مورد بررسی قرارمیداد , جا نب افغانی که دیگرقادر نبود تا خود، با این بحران مقابله نماید بارها وبطورپیهم تقاضای مداخله نظامی اتحاد شوروی را پیش می کشیدند وما کرا رأ با آن مخالفت میورزیدیم ؛
++++
نقش امین وحوادث خونین
شادروان نورمحمدتره کی, ظاهرأ برای حفیظ الله امین ارادت واخلاص عمیقی را به نمایش می گذاشت ,امین فرد پراقتدار ونیرومند رژیم بود وتلاش داشت تا به رفورم های جدال برانگیزخویش ادامه دهد.وی کمپاین عظیم ترور وکشتار را براه انداخته بود ومخالفین سیاسی خویش را دستگیرنموده وبه قتل می رسانید, وبنا برگفته" Wasily" Safronchuk"ما موراسبق بلند پایه وزارت خارجه اتحاد شوروی ,"امین ", در برابرمشاورت ها ونگرانیهای سران کرملین مبنی براهترازازتداوم پالیسیهای خونین اش اظهارمینمودکه : آیا استالین, سوسیالیسم را با دستکش های سفید بنا نهاد ؟
به منظورقطع صلاحیت ها ودسترسی های بیش ازحدامین درهرم ساختارقدرت,لاجرم آقای نورمحمد تره کی عازم ماسکو گردیدتا با رهبران کرملین وشخص لیئونید بریژنیف چگونگی برکناری امین را مورد بحث قراردهد.آقای تره کی انتظارداشت تا باقطع کمپاین تروریستی که ازجا نب امین براه افتیده بود , خواهد توانست تاهمکاری ماسکو را در را ستای مهارساختن بحران افغا نستان جلب نماید. اما این پلان بوسیلۀمارهای میان آستین افشا ساخته شد وبا مجرد رسیدن آقای تره کی درکابل , وی ازسوی حفیظ الله امین دستگیر وبه شکل مظلومانه وفجیعانه اعدام گردید.
حفیظ الله امین با توجه به تبعات اعمال خویش درقبال قتل شادروان نورمحمد تره کی متصوربود که با واکنش کرملین مواجه خواهد شد، وبنا برآن در یک ژست دوگانه، پروسۀ نزدیکی خویش با غرب را اغازنهاد. دستگاه "کی جی بی " تصورنمود که ممکن است حفیظ الله امین جاسوس " سیا "باشد. بر قول جنرال "ورینیکوف" قو ماندان نیروهای شوروی در افغانستان ، وابستگی "امین" با" سیا " به نگرانی عمیقی برای شخص اندروپوف رئیس " کی جی بی "مبدل شده بود. اندروپوف معتقد بود که هرگاه ما ,وجایب خویش را درقبال درخواست حفیظ الله امین جهت( اعزام نیروهای شوروی به افغا نستان) انجام ندهیم , امین مدعی خواهد شد که گو یا اتحادشوروی ازانجام تقا ضای وی اجتناب نموده وبدینوسیله این پندارباعث خواهد شد تا حفیظ الله امین بسوی آمریکا روآورده ودرنتیجه آمریکا نیروهای خویش را به افغانستان داخل خواهدکرد .
با درنظرداشت عوامل وانگیزه های متذکره , وباتوجه به پسمنظرتحولات کشورهای"هنگری" و"چک وسلواکیا" که با مداخله اتحادشوروی , تعویض رژیم ها درآنجا بطرزآرامی شکل گرفت بنا برآن برحکم تجارب پیشین, رهبران اتحادشوروی برای اعزام نیرودرافغانستان وبرکناری حفیظالله امین مصمم شدند.
در یک رویکرد دیگر,دراوج مسابقات تسلیحاتی دراروپا ,در واکنش به, جا بحایی های راکت های قاره پیمای شوروی , نا تو به تاریخ دوازدهم دسامبر" 1979" اعلام نمود که به استقرارصدها فروند راکت های کروزدراروپای غربی مبادرت خواهد ورزید.درچنین اقلیم پرتشنج جهانی ,وبا دید گاه مخاطره آمیزچشم انداز بین المللی دخالت در خصوص سرنوشت افغانستان, شام آنروز , جلسه عاجل بیروی سیاسی دایر واوضاع پیش آمده واعزام نیروهای شوروی را مورد بحث قرارداده ودرآنجا موضوع تامین امنیت سرحدات جنوبی اتحاد شوروی وترس ازظهورعناصر"فندمنتالیست" در مرزهای جنوبی و سرازیرشدن فند منتا لیست های ایران ودیگرکشورها درداخل افغانستان مورد نگرانی جدی واقع گردید.همچنان برقول "کارین بروتنتندس "معاون شعبه روا بط بین المللی حزب کمونست اتحادشوروی، درآنجا گفته شد که: مداخله اتحاد شوروی با توجه به سرگذشت تاریخی , وضعیت جغرا فیوی وطبع آزاد منشانه مردمان افغانستان , برای نظامیان اتحاد شوروی دشوارخواهد بود. بنا برقول " کرو چکوف" معاون سا بق " کی جی بی " سرانجام این نظریه انکشاف کرد که : درصورت که ما درافغانستان نرویم کدام کشوردیگری به آنجا خواهد رفت واین وضع امنیت جنوبی سرحدات کشورشوراها وکُل منطقه را برهم خواهد زد.
اهداف واقعی پیرامون اعزام نیرودرافغا نستان که درگفتمان ومصاحبه های اراکین بلند پا یه ومعتبروقت دولت وحزب کمونست اتحاد شوروی دراین ویدیوها متبارزاست, نه رسیدن به " آب های گرم " ونه تصرف حوزه "نفت خلیج" برای ارتش شوروی متبارزاست ,بلکه کلُ نگرانی آنها درآنزمان, برهم خوردن امنیت مرزهای جنوبی ونفوذ وخطرفندمنتالیست ها واحتمالاکشانیدن پای آمریکایی ها دروضع پرتشنج جنگ سرد درافغانستان رابیان میدارد.
هکذا به تاریخ 25 دسمبر1979 بیروی سیا سی کمیتۀ مرکزی درمورد اعزام نیروهای شوروی درافغانستان تصمیم قاطع اتخاذ نموده وده ها هزارنیروی نظامی با تانک وقطارموتورریزه زرهی حرکت خود را بسوی مرزافغانستان آغازکردند. ماسکوامید وار بود تا این ماموریت را طی هفته ها اکمال نماید.قابل یاددهانیست که بخشی قا بل ملاحظه این نیروها ازطریق هوا به افغانستان وبویژه میدان های هوای بین المللی کابل"خواجه رواش "وبگرام مستقرگردیده وبا توجه به تاریخچۀ حفیظ الله امین , کماندوهای مخصوص "کی جی بی" که بدستورحفیظ الله امین ماحول قصر"تاجبیک " جابجا شده بودند وحفیظ الله امین را درحالیکه تلاش مینمود تاخود رامخفی نماید ازپا درآوردند.
تصویریکه درخصوص دعوت ارتش شوروی وشیوه عملکرد برق آسای کماندوهای روسی برای امحای حفیظ الله امین وسقوط نظام وی، پدیدارمیگردد, باید خاطر نشان ساخت که دراین مورد تاکنون تفسیرهای معتبری از جمله آمادگی کامل دولت برای مشایعت این ارتش وابلاغیۀ هوشیارباش دولت درحین تردد قطعات, برای ملزم ساختن شهریان کابل جهت کشا نیدن پرده های سیاه برروی پنجره های منا زل شان ، بیان شده است که تذکارآن دراین نوشتارگنجایش نداشته وتصاویرمستند،همه رویدادها را بدرستی بیان میدارد.
ظهورآمریکا درکسوت جهاد
سران کاخ سفید که درآرزوی چنین روزی لحظه شماری مینمودند , روئیاهای شان جهت به تله کشیدن رقیب سیا سی شان به واقعیت مبدل شده وجریان" دعوت " نیروهای شوروی را به یکی ازداغ ترین مسایل جدال برانگیزبین المللی مبدل نموده ودریک واکنش فوری, بازیهای "المپیک" ماسکو را تحریم وبرحجم ارسال جنگ افزارهای نظامی برای پیکارجو یان مسلح در داخل پاکستان وافغانستان که پروسۀ ارسال آن بطورمخفیانه قبل ازاعزام نیروهای شوروی درماه جولای همان سال آغازشده بود , بیش ازپیش مبادرت ورزیدند .
موازی باانکشافات اخیرپیرامون حوادث افغانستان ,ایالات متحده آمریکا ،بر نامه های استرا تیژیک خویش را درلایی بیرق اسلام پیچانیده وشانه به شانه باهوا داران اسلام گرای خویش کاروان جهاد رابه چرخش آورد.معهذا" بریژنسکی" مشاورامنیت کاخ سفیدعازم پاکستان شده ودرکنارنظامیان خون آشام پاکستان ,بافراخواندن مخالفین دولت افغانستان (سر با زان خدا!) در یک گردهمآئی ویژه دریک نطق تحریک آمیزمذهبی گونه , نزدیک مرزافغا نستان واقع کوتل" خیبر" مخالفین دولت افغانستان را درراه تداوم "جهاد!" که درحقیقت انگیزه های واقعی آن ازتسلط بر" نفت "خلیج ریشه گرفته بودتشویق وترغیب نموده ودرهمانجاطو ریکه درتصویرفوق دیده میشود،افغانستان رابه معیت افسر(آی اس آی )به گلوله بست.
بریژنسکی ضمن تعهدات همکاری های نظامی وتسلیحاتی آمریکا برای مجاهدین، اعتراف نمود که ایالات متحده آمریکا , سلاح ها ومهمات ساخت شوروی را ازکشورهای چین , مصر, چک وسلواکیا , تهیه وآنرادرخدمت مجاهدین قرارمیداد.
جهاد وکوکب بخت پاکستان
بهانۀ جهاد درافغانستان وتاسیس" بانک خون "افغان درپاکستان,وایجاد پایگاه های تروریستی وتجاوزکارانه که برشانه های مردم افغانستان وآرزوی به آتش کشیدن وبلاخره استعمارسرزمین افغان بنایافته بود , این فرصت را برای پاکستان ایجاد نمود تا باایجاد چشمه زارهای بزرگ مالی که ازمنا بع باد آوردهء غرب وجهان عرب بنام جهاد افغانستان تدارک تهیه وتمویل میگردید ,پاکستان را به کشورنیرومند وشگوفامبدل نماید .
در تداوم برنامه ریزی خرابکارانه علیه جمهوری دموکراتیک افغانستان, بریژنسکی مشاورامنیت قصرسفید با جنرال ضیا حاکم خونخورونظامی پاکستان این مرکزشرارت وکانون شیطنت ملاقات نمود . پاکستان که پیوسته منافع" کلیدی" خویش را درافغانستان جستجومینمود آغوش خویش را دربرابرخواست های روزافزون ایالات متحده آمریکا، برای ایجاد پروژه های خونین بیش ازپیش بازنمود وکنگرهء ایالات متحده آمریکاکه تا آن زمان کمک های نظامی خویش را بخاطرتاریخچۀ بد پاکستان , جهت تلاشهای آنکشوربرای ساختن بمب اتم , نقض حقوق بشر ,وجریان قاچاق مواد مخدرقطع نموده بود بخاطر مساعی مشترک پاکستان در راه تحقق اهداف استراتیژیک امریکا درافغانستان , آنرا دوباره اغاز وبرای چرخانیدن ماشین جنگی پاکستان به دوران انداخت.
نبرد ارتش"َ سُرخ"شوروی با ارتش" سبز"آمریکا
قبل ازپیوستن سربازان شوروی درنبردگاههای کشور, برای آنها گفته شده بود که ایشان درافغانستان، در برابرآمریکایی ها این پیکار راانجام میدهند .باآنکه درآغازعدم حضورآمریکایی ها درصحنۀ جنگ برای سربازان شوروی سوال برانگیزبود اما بعدأ جریانات حقیقی پشت پرده واضح ساخت که آمریکا با تجهیزوتمویل ما دی ومعنوی برای منافع راهبردی خود توانست تابا تشکیل گروه های تروریستی و بسیج هزاران تروریست ازسراسرجهان،وداخل کشور،لشکررزمی "سبز " رابا ترکیب اعجاب انگیزدرافغانستان ایجاد نماید .
پیوست با اشتعال شدید جنگ سرد ,آمریکایها که پالیسی خارجی جیمی کارتررئیس جمهورآمریکا را ضعیف ارزیا بی مینمودند, درانتخابات سال 1980، رو نالد ریگن را به حیث ریس جمهورآمریکا برگزیدند.ریگن درمراسم "سو گند" متعهد شد که" استوره"های نظامی آمریکا را احیا خواهدکرد. وی احیای این استوره رابا ریزش خون افغا نها درصحراهای افغانستان ومشارکت ده هاهزا رگانگستردیوانه،تروریست و"او باش " عرب ،پاکستانی ،ایرانی... وتشدید جریان جنگ سرد ورویاروی با رقیب پیشین اش اتحادشوروی درجبهات نبرد افغانستان میدید, ازینروبلاوقفه ودرشروع ماموریت خویش به حجم کمک های نظامی برای" مجاهدین! "افغانستان افزوده وانبارسلاح های پیشرفته بشمول راکت های "استنگر"ومهمات جنگی را ازطریق پاکستان برای مجاهدین سرازیرنمود.
مجاهدین دسته های متعدد جنگی را که درخط قومی وقبیلوی منقسم شده بود ایجاد وهرازگاهی ضمن نبرد با سربا زان شوروی,به نبردهای خونین میان تنظیمی نیزپرداخته ونقش خویش را درترکیب احصا ئیۀ اغراق آمیزو توهم انگیز"دومیلیون شهید" افغانستان برجسته ساختند.
درجریان نبرد،مجاهدین، با تصرف وسایط نظامی مبنی برخصوصیات ویژهء خویش با روحیه چپاولگرانه آنرا ازکارانداخته واسباب وپرزه های آنراچپاول مینودند.
در بهبوهۀ اوضاع پرتشنج افغانستان وسرا زیرشدن سیل یی ازکمک های غرب ودول مرتجع عرب ازطریق پاکستان برای مجاهدین , دولت پاکستان ابتکارتوزیع این جنگ افزارهار را برای مجاهدین دردست گرفت وتلاش نمود تا به آرزوی تأسیس رژیم "بنیا دگرا"درافغانستان عناصر"اکسترمیست" وعمال خود چون گلبدین حکمتیاررا برای دسترسی کامل به سرنوشت کشور، به دایره اقتداربکشاند، بنا برآن، قسمت اعظم این کمک های باد آورده رادرختیارحکمتیارقرارمیداد. چنانچه Elikkarkowskiمدیردپارتمنت دفاعی قصرسفید درین خصوص میگوید :پاکستان به گروپهای درداخل افغانستان نیازداشت تا بتواند درآن اعمال نفوذ نماید،بدینوسیله قسمت اعظم کمکهای پاکستان برای گلبدین اختصاص یافت تابرای گروپهای دیگر؛
میتوان اظهارداشت که پیوند وهمبستگی احزاب ودولت های جمهوری دموکراتیک افغانستان واتحادشوروی براساس منا سبات ایدئولوژیک درچهار چوب اینترناسیونالیزم استواربود،اما شگفت انگیزاست تا بدانیم که کدام رشته ها ارتباط "آهنین "را،میان اردوگاه جهاد ودولت آمریکا پیوند داده بود؟
درروند تحولات سیا سی درکشورودرپایان فصل جنگ سرد،ارتش"سبز"نیزمتحول گردید وبه دو شاخۀ نسبتا متجانس منقسیم گردیدند،البته یکی آن بنام ارتش " سیاه"با ترکیب حزب اسلامی وگروه طالبان که به ابتکارآمریکا ایجاد شد واکنون هردوبه ارتش "ملیشه" پاکستان مبدل شده وظاهرأ با ارتش"سیا"درگیراست ،ودیگری بنام ارتش" رنگه"تحت شعاع سیاست امریکا ودرحمایت ازآن ، درتشکیل حاکمیت کرزی وبیرون ازآن فعالیت مینمایند.البته به نظراین قلم اکنون جئزرگه های هیولای تروریستی با زماندگان عرب، چیزی بنام "ارتش سبز" با تفکرات پیشین دیگردرافغانستان وجود نداردوهمگان با "تجاوز"امریکا درافغانستان به نوعی با بستن فصل (جهاد!) درافغانستان درچهارچوب سیاستهای بزرگ,قالب بندی گردیده اند.
ددلچسپ است که دیروزآنا نیکه درسنگرهای نبرد برای ویرانی وبربادی افغانستان ،درمقا بل اردوی جمهوری دموکراتیک افغانستان وارتش سرخ می رزمیدند ، لقب "سر با زان خدا" را ازآن خود نموده بودند وامروزهمۀ آنها در نبردعلیه ارتش غرب وآمریکا ازالقاب "تروریست" بر خوردارمیباشند.
++++
فقید ببرک کارمل وتحولات"ششم جدی"
مرحوم ببرک کارمل که دراینجا(در ویدیوی شماره2 ) ازوی به حیث "رهبرمدبر " واداره گرخوب نام گرفته میشود، دراوایل پیروزی قیام ثورومخالفت شدید با اقدامات شتابنده رژیم وقت وبا بروزاختلافات درکادررهبری حزب، ازافغانستان تبعید ساخته شد. وی درآستانۀ اعزام نیروهای شوروی درافغانستان , دوران تبعید را درکشورچک وسلواکیا سپری مینمود , پس ازسقوط وقتل حفیظ الله امین همراه با برخی رهبران حزب از جمله شهید داکترنجیب الله وبخش رهبری هوا داران مرحوم نورمحمد تره کی ازجمله آقایون اسدالله سروری،سید محمد گلابزوی،محمد اسلم وطنجار،وشیرجان مزدوریار، به کشوربرگشت وبطورناخواسته خود رادربرابریک عمل انجام شده یافت .با توجه به وضع نهایت بحرانزای آنوقت و با تو جه به تجارب و پیشینه های کا ری ومبارزات مردمی وسطح تا ثیرگذاری دربحران زدای کشور, وی با درنظرداشت اهمیت عنصرزمان درمیان شعله های آتش وبرای مهارساختن آن, دراوج تجاوزات ومداخلات مستمرغرب وپاکستان درکشور، جهت ادای رسالت دربرابرمردم ,درفقدان هرگونه الترنتیف دیگر،مسئولیت رهبری حزب ودولت رابدوش گرفت. ماموریت جدید فقید کارمل درحقیقت انسداد یک جو یبارخون بود که ازسوی امین براه افتیده بود , وی با ایجاد پالیسی های مسالمت آمیزملی ومردمی نظام , سعی نمودتا روح انساندوستانۀ رژیم را به نمایش گذاشته وزخم های هموطنا ن ستمدیده مان را مرهم گذارد.در نخستین اقدام وی،هزاران زندانی به شمول رهبران مجاهدین که برای مرگ خویش لحظه شماری مینمودند از زندانها رها گردیدند.
در تاریخ معاصرافغانستان درعصرفقید ببرک کارمل بود که درسیمای رژیم ,چهره واقعی "ملت " تبارز یافت .بساط وساختارقدرت وی یک کانون کامل وعا دلانهء مشارکتی برای تمامی اقوام ملیت ها قبایل ومذاهب افغا نستان بود .اتحاد وهمبستگی ملی درارکان جامعه ودولت از حد اعلای درخشش ملی واجتماعی رخشندگی خاص داشت وشمۀ ازتبعیض وتمایزملی ومذهبی بصورت کُل در آن رژیم وجود نداشت.او با بسترسازی تربیت هزاران کادرتحصیل یافته وتخصصی درشوروی سابق وکشورهای اروپای شرقی , به معنای واقعی, نظام شا یسته سالار رادرافغانستان بنانهاد .در نظام وی که متکی برنظم وقانون بود, در همه قدمه های آن حس احساس مسئولیت در برابرانسان وطن , تقوا وپرهیزگاری موج می زد. وی باهوشیاری سیاسی خود با توجه به موقعیت شکننده بین المللی افغانستان، از کمک های اتحادشوروی استفاده اعظمی نموده وازآن در زیرساخت های اقتصادی –اجتماعی وبنیاد یک ارتش مجهزمنطقوی،منظم مجرب وکارآزموده که جوهررزمی ووطنپرستی خود را درجریان "گو شمالی "تجاوزپاکستان درجنگ حماسه ساز"جلال اباد" به نمایش کشید به آزمون گذاشت .
وی وحدت ازهم گسیختۀ حزب را با تمام شکیبای احیا، وحزب رزمنده پرتحرک , منظبط وخدمتگذار رادرجامعه تقدیم نمود .دربُعد حیات مادی ، جزء میراث پربهای معنوی, اززنده یادببرک کارمل به حیث رییس جمهورکشور , هیچ چیزی بنام جیفه مادی دردنیای ما باقی گذاشته نشده واین خود دال برعالیترین نگرش مردم دوستی ووطنپرستی رهبرفقیرمشرب وفقید حزب دموکراتیک خلق افغانستان است.زنده یاد ببرک با حفظ تعهدات ملی، ازامضای هرگونه معاملات وقرارداد های اسارتبارضدملی درعهد حاکمیت خویش اجتناب نموده وکلید حفظ تمامیت ارضی ،استقلال وحاکمیت ملی را با کُل امانت داری برای جانشین خویش شهید داکترنجیب الله ،واگذارگردید. فقید ببرک کا رمل که در وا پسین لحظات حاکمیت اش، ازجانب مشاورین شوروی بنام " انتی سویتست "یعنی ضِد شوروی یاد میشد،به حیث آگاهترین رهبرواصلی ترین ستون مقاومت در برابردسا یس غرب وپاکستان وبه حیث مانع عمده در برابرمقاصد تجاوزکارانه وغا رتگرانۀ آنان دریک توطئه سا زمان یا فته درچهارچوب یک ائتلاف سِری که بنام " ائتلاف دو ستانه"( Friendly coalition ) به مشارکت قصرسفید , اسلام آباد وماسکوعصرگرباچف , ایجاد شده بود,سبکدوش ساخته شد.
گفتنیست که لاجرم همین" ائتلاف" شیطانی سرنگونی حاکمیت شهید داکترنجیب الله وشها دت مظلومانۀ او رانیزمدیریت نمود که باتفصیل درنبشتۀ قبلی ام ،تحت عنوان ( رازهای ناگفتۀ توطئۀ سقوط نظام دموکراتیک ودرسهای زهرآلود تاریخ درافغانستان)(*4) به تفصیل وبطورمستندبرحکم تصویربیان شده است .
فقید ببرک کارمل درآستانۀ برکناری اش از مسند قدرت، چنان آماج خشم وکینۀاین ائتلاف قرارگرفت که هرگاه مقاومت جسورانه ودلاورانۀ شهریان شجاع شهرکابل،رزمندگان حزب وتظاهرات نیرومند واعتراضات شدیدسازمانها، مؤسسات اداری ،کارگری ،تعلیمی وتحصیلی ده روزۀ شهریان کابل راه اندازی نمی گردید ممکن سرنوشت مرگباری رادرپی میداشت؛
طرح خروج ارتش سُرخ ازافغانستان
محتویات نوارهای مستند برحقایق جریان طرح خروج ارتش شوروی ازافغانستان روشنی عمیقی بخشیده وبرخلاف هذیان گوی های یا وه سرایان متعصب ونابینایان مسخ شده سیاسی, بیان میدارد که :برای بارنخست طرح خروج نیروهای شوروی ازافغانستان در زمان حاکمیت فقید ببرک کارمل آغازشد .مرحوم کارمل درست پس ازاحرازمسئولیت حزبی ودولتی سعی نمود تا درچهارچوب یک میکانیزم بااعتبار وتضمین معتبربین المللی برای عدم مداخله درامورافغانستان ،طرح مرحله یی خروج سربا زان ارتش سرخ ازافغانستان را به کرسی نشاند.چنانچه بطورمستند دراین ویدیومی بینیم که بنا برابتکارجانب دولت افغانستان واتحادشوروی تحت سرپرستی ملل متحد , مذاکرات سیاسی حول خروج نیروهای ارتش شوروی ازافغانستان آغازشد, وجانب جمهوری دموکراتیک افغانستان به تاریخ 4 می "1980"ایعنی حدودچهارماه بعد ازورود ارتش شوروی درکشور،اعلامیۀ رسمی راکه حاوی قطع مداخلات از خارج وخروج نیروهای شوروی ازافغانستان بود به نشررسانید .هکذاکورت والدهایم سرمنشی سازمان ملل متحد , جناب خاویرپریزدوکویارمعاون سرمنشی ملل متحد رامامورساخت تاگفتمان مربوط را باجوانب زیربط آغازنماید ،وی دوباردرآغاز "1981"ودرماه اگست همان سال درکابل , اسلام آباد وتهران سفرنمود وحین سفرخویش درکابل، تلاش نمود تاضمن ملاقات با فقید ببرک کارمل , به آرزوی قطع مداخلات خارجی, برگشت ارتش شوروی ازافغانستان را که به ابتکارجانب افغانستان راه اندازی شده بود،موردبحث قراردهد.
در راستای تحرکات ،جانب دولت افغانستان برای حصول توافق بین المللی برای عدم مداخله وبرگشت ارتش سرخ به کشورشان , بعد ازدرگذشت لئیونید بریژنیف رهبراتحاد شوروری درنوامبر 1982, اندروپوف رهبرجدید حزب کمونست اتحاد شوروی درحاشیۀ مراسم تودیعی رهبرپیشین حزب ,پیرامون ابتکارجانب افغانستان , با وزیرخا رجۀ پاکستان ملاقات نموده وآمادگی ماسکو را برای پذیرش طرح ملل متحد و خروج سر بازان شوروی از افغانستان مطرح نمود.اما سوگوارانه جانب آمریکا وپاکستان مبنی برمقاصد استراتیژیک وانتقام جویانه خویش با این طرح گویا به حیث یک " نمایش سیا سی " نگاه کرده وبه آن مخالفت نمود.چنا نچه" Cogan Charles"مدیرسابق و بلندپا یه" سیا "میگوید: ما هرگز "آمادگی شوروی" را در این خصوص مورد برسی قرارندادیم وبه آن اعتماد ننمودیم , در مقا بل ما ،جانب پاکستان را تحت فشار قرارداده تاپیوسته برفشارهای خویش برجانب افغانستان ادامه دهد.
آری! این فشارها ادامه یافت لاجرم نیروهای اتحادشوروی تحت توافق نامۀیکجا نبه معامله گرانه ,تسلیم طالبانه وخاینانۀ گرباچف درعهدحاکمیت شهید داکترنجیب الله بدون هیچ پیش شرط تضمین کننده بین المللی، افغانستان راترک نمود,متعاقبأ مجموعه کمک های نظامی واقتصادی اتحادشوروی حتی صدورگندم ونفت در برابرپرداخت دالر به جانب افغانستان قطع گردید وکمک های سیل آسا ومداخلات گسترده غرب , دول مرتجع عرب ودولت خونتای پاکستان وایران برای اپوزیسیون دولت افغانستان ادامه یافت , که البته دراین مورد در نوشتارقبلی ام تحت عنوان( رازهای نا گفتۀ توطئه سقوط نظام دموکراتیک ودرس های زهرآلود تاریخ )(4 *)بطورمفصل ومستند تشریهات لازم ارائیه شده است؛
استنتاج دریک نگاه
با مداخلات تجاوزکارانه ومساعدتهای مالی وتسلیحاتی بیش از"یک صد"کشورجهان علیه جمهوری دموکراتیک افغا نستان ودرفرجام سقوط آن ، تابش امیدهای ترقیخواهانه وعدالت جویانه درکشورغروب نمود .مداخلات غرب ؛پاکستان ,ایران وارتجاع عرب ،کماکان ادامه یافت تا اینکه افغانستان را به تلی ازخاک مبدل ساخته وآنرا به بسترمطمئن اهداف شوم خویش ولانۀ مطمئن تروریسم و"پایتخت "تولید وقاچاق مواد مخدردرجهان مبدل نموده ونظام ارتجاعی طرازقرون وسطائی وامارت طالبانی ونظام " فساد سالار " را باقبای فریبندۀ دموکراتیک درافغانستان تحمیل نموده ,ودر فقدان اراده توانای ملی،امروزطرح تاسیس پایگاه های طولانی مدت آمریکا برای اهداف راهبردی وماموریت منطقوی آن دردستور روزقرارداده شده است.
کلی ترین نتایجی که ازاین سناریوی آمیخته با اشک وخون , ترسیم میگردد , در یک کلام مختصرعبارت است ازتباهی مردم ,ویرانی کشورو گشا یش سیاه ترین صفحه تاریخ بعد از سقوط نظام دموکراتیک درکشور,ظهورتروریسم , بنیادگرائی ومواد مخدردرافغانستان , اعطلاء وشگوفای پاکستان وتبدیل آن به کشوراتومی درمنطقه، تحقق برنامه های استراتیژیک آمریکا وکشانیدن پای" پنجاه کشور" خارجی درکشور ,وتصویرآیندهء نهایت دردناک وفا جعه باردرکشاکش رقابت های قدرتهای منطقوی وجهانی وتاسیس یک رشته قصرهای طلایی وذخایرثروتهای عظیم بوسیله رهبران ارشدوتا جران بلند پایه جهاد در افغا نستان؛
ذکراین نکته نیزدرخوراهمیت است که نظام دموکراتیک درافغانستان بویژه در دوران "دفاع مستقلانه" درمیدان رزم و پیکار،قدرت و پایداری خود راآشکارا به نمایش گذاشت ، اما باتکرارچرخ تاریخ درکشور , این نظام درمیدان سیا ست وبازیهای دراماتیک وشیطنت آمیزابرقدرتهای جهان ونیروهای طاغوتی منطقوی وعمال داخلی آنها فروپاشید .همانقدرکه مجاهدین، غربی ها رامدیون احسان خویش درنبرد" جنگ سرد"و"فا تح!" دیواربرلین میپندارند، با ید بیاد داشته باشند که برعکس غربیها، تسلط مجاهدین بردایره قدرت درکشوررا،مدیون تجاوزات سخاوتمندانه خود تلقی نموده وآشکا را بیان میدارند که: "خون"از افغان ها ،اهداف از ما!
اما نگرش واقعی دال براین حقیقت است که نه اتحاد شوروی وجمهوری دموکرا تیک افغانستان بازنده این نبرد بود، ونه غرب ،پاکستان وهواداران شان مجاهدین، پیروزمندآن ،بلکه هنرگشایش این راز، در خیانت گرباچف رهبرپیشین اتحادشوروی وتغیرسیاست تسلیم طلبانۀ او به نفع غرب وشرکاء نهفته است . بنا برقول جا نتان استیل نویسنده مشهور بریتا نیا که درروزنامه گا ردین ،تحت عنوان (ده استوره در باره افغا نستان )، در سال 1988میلادی ارقام یافته است ، ادعای مجاهدین برای شکست شوروی درافغانستان وحتی گزافه گویی های فروپاشی آن نطام ،"پُف "بزرگی را بیان مینماید.
سوگوارانه که درمیدان بازی کشور،ویا دراین "مسلخگاه" دردورفینال مسابقات " افغان کُشی"کسانیکه با کاربرد ضربات اخیرپنالتی" کپ قهرمانی" را از آن خود ساخت غرب وپاکستان وبا زنده اصلی آن ملت افغان بود.
اخیرأ دریک انکشاف غیرمترقبۀ دیگردرحالیکه این نوشتارراتحت نگارش داشتم "جوبایدن" معاون
رئیس جمهورآمریکا، پس از نبرد ده ساله با طالبان، اظهارداشت که طالبان " دشمن " آمریکا نمی باشند.یعنی که طی این نبردی که تاکنون ده هاهزارقربانی وویرانی را بجا گذا شته است ایالات متحده آمریکا با " دوستان " خویش سرگرم بازی بوده اند!
برای اثبات ادعای معاون رئیس جمهور،اینک لازم میدانم تا فوتوی یادگاری سربازان آمریکایی با طا لبان راکه تاکنون درهیچ یکی ازرسانه های جهان بنشرنرسیده است واز ولایت ارزگان افغانستان بدست آمده است ،آنرا بنشررسانیده وقضاوت خوانندگان گرامی را درخصوص این "جنگهای زرگری" وبازی به سرنوشت ملت بلاکشیدۀ افغان جلب نمایم:
درتداوم این سناریوی دردناک وفلج کننده اکنون ملت افغانستان به مثابۀ" نا خون افگار" در میان" گُرگان شکاری" به گروگان کشانیده شده وبطورمصنوعی چنان فضای اجباری ایجاد شده است تابا شداین ملت رنجدیده تحت سایه های"تیوری ترس" به هرگونه مقدرات فاجعه بارگردن نهند؛ اما یک سوال اساسی که تا کنون بی پاسخ گذاشته شده است عبارت ازاین است که همین (مجاهدین!) ،با نیایش دربرابرپروردگارعالم ،برای امحای نظام هم اندیشان وهمسنگران پیشین شان (طا لبان کرام) خواهان تجاوزآمریکا ،درافغانستان بودند,وباتهاجم آمریکادرکشور،درسنگرهای داغ ،با ارتش آمریکا دمسازگردیده و نمازهای شکرانه بجاآوردند،درحالیکه خروج ارتش آمریکا رادرین روزهاازافغانستان،" ما تم ملی"تلقی نموده ، چراتاکنون دود تنفراعزام نیروهای دعوت شدهء کشورهمسایه، اتحادشوروی را که آنهم عملا برای ماموریت مبارزه با دهشت افگنی وتروریسم درکشوردعوت گردیدندوبدون عقد هرگونه موافقتنامۀ استراتیژیک، کشوررا ترک نمودند ،ازدماغ بیرون میکشند؟
دردا!
فیلمهای مستند:Documentary Films
http://www.youtube.com/watch?v=w8Vmx9Pg5Js 1*
http://www.youtube.com/watch?v=zoXo9eVO1x0 2*
http://www.youtube.com/watch?v=ISyeBbV3tPg&feature=related 3*
http://www.bamdaad.org/images/stories/pdf/orfaanraz.pdf 4*
نظرات
21 دیدگاهرازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
ضرب المشل است [ قرضــــدار که روی دادی طلــــــــــــــــــــــــــــــــبکار میــــــــــــــــــــــــــشه ]
شما از خدا بیخبرها آتشی را به زندکی مردم افغانستان افروختید که تا امروز میسوزد و خدا خود میداند تا کی بسوزد و زمینه را برای دست اندازی بیکانکان باز کردید وحال که وضعیت روز بروز خرابترشده میرود قیافه حق به جانب میکیرید زهی وقاهت وبیشرمی شما درنیم باز وطنفــــــــــــــــــــــــــــــروشی امرای سابقه را با لکد کوبیده و چهارپلاق بروی اجانب وبد بختیهای ناتمام که آخــــــــــــــــــــــــــــــــــــرش معلوم نیست باز کردید وحال توقع دارید که مردم کفن دزد ســـــــــــــــــــــــــــــــابقه را دعا کند .
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
كاشكى تو روى ميداشتى,عبدالله جان.ريشفيدى را مجاهد ميزد او كفت يك جند مشت بر دهنم هم بزن كه دلم يخ كند.بهتر است كه دهن كثيف خودرا از تعفن بازدارى.كسى را خدا بيخبر و خودرا خبر دار از خدا ميدانى,تو با خدا اين مثله را در ميان كزاشتى وحى برايت نازل شد كه,كه تو ان دوست من هستى؟
بس به كدام اساس تنها تو ان هستى؟
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
این مقا له را بسیار عا لی یافتم خدا نو یسنده آنرا خیر دهد .امید وارم تا تما می جوا نب در گیر در برابر حقایق گردن نهند .این مقا له مثل آفتاب تما می زویای تاریک را روشنی بخشیده است امید ملت بیدار شودو33 سال دیگر انتظار نما نند تا از اصل جر یانهای پشت پرده آگاه شوند وباید همین اکنون که وطن در خون جوش می خورد بیدار شوند وبروند راه درست را بر گزینند.پا کستان نبا ید فر صت یا بد که باز هم از افغا نان برای ویرانی کشور شان استفاده ببرند ،مجا هدین با قی ما نده نباید مورد استعمال واقع گردند.دوعا شود که خدا مردم مان را آگاه وهویار بسازد.
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
برادر عبد الله جان سلام ،
کو شش نکن از ادبیات سیاف برای محکوم ساختن حریف ات استفاده کنی , سعی کن که با منطق ومحا سبه حرف بزنی ، هر گاه توان تحلیل قضا یا را نداری بهتر است تا در باره پلوان گندنه صحبت نمائی .لطفا نوشته را قبول نکن اما فلم های امریکایی در این نوشته را ببین وملا مت را ملامت وسلامت را سلامت کن.یک شمع روشن شد پس از سا لها تاریکی اما زود خا موش شد ،البته در خا موش کردن آن خود شمع افروزان از جمله جنایت کار تاریخ امین جلاد بیش از همه دست داشت.بسیار وا قعیت ها را من در این مقا له یافتم هر گاه شما نیا فتید با چشمان دیگران نگاه کن.کدام شهر مدینه فکر میکنم نابود نشد یک سلسله استبدادی نا بود شد .یک طلوع دمید اما زود غروب کرد.در غروبش کار گزا ران رژیم یعنی خلقی ها نقش فعال داشتند. اما ویرانی های بیشتروبیشتر بو سیله مجا هدین صورت گرفت که بخاطر اسلام نه بلکه از برای پا کستان و نفت امریکا خود را فدا کردند.من از نو یسنده که فلم ها را بیطر فانه بر گردانی وتحلیل نموده است تشکر میکنم. ومطا لب تازه وراز های نا بیان را مستند بیان کرده است .
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
عبد الله جان سلام،برادر راستی تا زما نیکه این اسناد معتبر را ندیده نشنیده بودم فکر میکردم که خلق وپر چم قرضدار است .حا لا سخنان خود امر یکا یی ها وسا یر اسناد را که گوش میکنم واینکه مدیر سی آی ای میگوید که خون از مجا هدین بود اهداف از ما وبلیون ها دالر در این جنگ بو سیله امر یکا هزینه شد، فکر میکنم که برا دران مجا هدین البته رهبران شان قر ضداروبا قی بر آمد جمع حفیظ الله امین جلاد وآدمکش .امریکایی ها پای شوروی ها را در افغا نستان کشاند تا در این سرزمین انتقام جنگ ویتنام خود را بگیرد, پا کستان هم فر صت خوب برای نا بودی کشور یافت .مجا هدین مواد سوخت شدند!حا لا آگا هانه می بینیم که مکا تب کشور را که مال کمونست ها خو نبود اما کی ویرانی آنرا آغاز کرد؟...
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
جناب سمنکانی:
نمیدانم چرا ترشی بار کردی . آیا برای از خدا بیخبر بودن کمونیستهای افغانستان باید وحی نازل شود تا بجناب عالی شیرفهم شود.خانه آباد خداوند عقل داده اکر از عقل احیانن باقیمانده تان استفاده نکنید دچار تعفن عقلی شدیدتر از فعلیتان میشوید .به حکم منطق نمیدانم که داری یا نه اکر کسی دریک جنکل آتشی کوچکی را شروع کند واین آتس تمام جنکل را بسوزد مقصر همان کسی است که آتش را شروع کرده است . و من هیچ وقت در پی دفاع از جنایتکاران زیر هر نام واسم ونژاد ومسلک که باشند نیستم .حالا با کدام وجدان شما از عمل حکومت کمونستها دفاع میکنید مکر اینکه شما هم شریک جرم باشید.
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
جناب کامرانی:
به نظر من سیاف وتره کی وامین وببرک و و و و همه مشتی مزدور اند وچندان فرقی ندارند. کسیکه دلش به مردم و مملکتش نسوزد برای من ارزشی ندارد اما نوشتید که شمع روشن شد برای جامعه ما اما همین شمع مورد پسند شما بود که ملک را به آتش کشیـــــــــــــــــــد یک کمی فکر تان را بکار بیادازید. تنها کار خوبی که کردند اینکه رژیم سلطنت خاندانی را از بین بردند .
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
اى خير ببينى عبدالله جان!
مثالت جندان درست نيست.ميتوان در جنكل اتش درداد ولى مراقبت بايد كرد كه هدف از بختن اش است نه دردادن جنكل.باز هم اكر اين مثال خودت را هم قبول كنيم ,برادر همه كشت و خون و جنايات از قوم بشتون است.انكليس را اورد, روس را اورد,عربى و عجمى بنام تروريست و بيناموس و خونريز را اورد,مزدورى با كستان را كرد.كتا بها را سو ختاند معلم را سر بريد,اثار تارجى را نا بود كرد.
عبدالله جان اين ماين از صد سال قبل جا سازى شده بود كه بلاخره انفجاركرد.از سلا طين مستبد,بيرحم و خونريز همين ميراث مانده هيرويين,تريكاك و جنك ترياك.
كدام اتش؟
اتش را بول حرام ترياك افروخت.او ح ر ا م ى .
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
عبد الله جان گپ سمنگا نی را درست یا فتم .شما یکبار دیدید که دشمنان کشور به وسیله سلاح دین ، یکبار نظام اما نی را نابود کرد وسیاهترین صفحه را در تاریخ گشود وبار دیگر نظام داکتر نجیب الله را کمونست نام گذاشتاند وانرا نا بود کردند ونکاح بچه ها را در نحستین فر مان خویش به حیث نظام اسلامی در قند هار مروج سا ختند .فکر کنم حا لا زمان آن فرا رسیده است که دست به بینی ببریم تا عقب پشک خیز بر داریم.
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
لعنت خدا بر نوکران شرق و غرب، مخصوصاً بر اعضای حزب پرافتخار دموکراتیک جلق با انفلاق برگشت ناپذیر و فلاکتبار 7 ثور و مرحله جهنمی آن که سرآغاز بدبختی های افغانستان در طی 33 سال گذشته است.
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
ارجمند !
اين نام مستعار عجيب و غريب را به خود انتخاب كردى,فكر نكردى كه اكر يكى از اعضاى فاميل محترم با كلمات مزخرف بر بخورد و هم بداند كه اين خودت هستى؟
يك روز يك بيامى نوشته بودم ,يكى از دوستان با وصف اينكه نام مستعاربود برايم كفت كه اين بيام از خودت است.كفتم نى از من نيست خدا ميداند كه از كى است.كفت نى از طرز نوشته ات و غلطى هايت و همين ادبيات تو است.در دلم كفتم,تحت نام مستعار هم بنويسى بيدايت ميكنند.ازين به بعد در بيام نوشتن انسانيت و شرافت را در نظر ميكيرم.به برادر عزيز هم مشوره ميدهم نشود كه مانند من حقير روزى شر منده شوى.اخر ما وشما فاميل ,دوست,اقارب و نا موس داريم.
باز هم هر كميوتر از خود نمبر و باسبورت دارد.
اكر ميتوانى اين نام مزخرف كه نمايندكى از هرزه بودن ,بى شخصيت بودن خودت ميكند از خود دور كن.
اكر تو اينقدر انسان بست و رزيل و بيشخصيت باشى اكر به كسى لعنت بفرستى او خوش ميشود و اكر تو از كسى تعريف كنى شايد او كريه كند.
انتخاب بدست خودت.
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
نویسنده محترم واقعا" حقایق را نوشته است. دشمنان اصلی مردم همین اکنون بر مسند قدرت تکیه زده اند و مصروف زراندوزی اند.کدام قصر، شهرک، ویلا در دوبی یا زمین را سراغ دارید که از اعضای حکومت خلق و پرچم ، که حد اقل به گونه مثال خیانت آنها را ثابت کند؟؟ اکنون ببینید مجاهدین راه خدا ،هر کدام شهرک دارند ....دیگر شرم است که خلقی یا پرچمی را سرزنش کنید. آنها فرشته زمان خود بودند.
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان/به شبیر کاکر
آقای کاکر ! بلآخره که از زیر چادری طالبان (اوغان ریشتین بچیان) تان لالا امریکن کله کشک کرد و دروغ حب وطن و غیرت خدا داد و مادر زادی طالبان تان هم که الترناتیفی دیگری در حفظ و نگهداشت ناموس اوغانستان نداشتند مانند روز روشن آفتابی شد که نوکر و مزدوری بیش نبودند و حال مستند همه دانستند که آنچی می نوشتیم حقیقت بوده . اینک شاید باز بگویی که این عارف عرفان هم نوکر روس ها است و نوشته هایش به نفع پرچمیان ، اما به عکس یادگاری چی ف میکشی ؟ شاید باز فاشیستان قبیله به افتخار عکس دسته جمعی اوغان ریشتین بچیان با باداران شان ، دولک بزنند ، اتن کنند و هی داد بکشند و چیغ سرکشند که ( دا اوغانستان زمونژ دا پختونستان زمونژ ).
منتها کاکریان و روستاریان یک مطلب را باید بدانند که بار دیگر تاریخ تکرار نخواهد شد که با خون و زنده گی ما معامله کنید و وطن و سرزمین همه گان را به پاس گرفتن چوکی پادشاهی بفروشید . اینبار خیزش مردمی که درس عبرت از گذشته گرفته اند و با خون خود شهکار خوست ، قندهار و جلال آباد را آفریده اند فیصله کن خواهد بود !!
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان/به شبیر کاکر
دوست عزیز یک نکته را به یاد داشته باشی،که از برکت باداران امریکایی بود که امروز دعوی پادشاهی را میکنید،اگر نه خررا چه به نمک. مانند شما وطن فروشان بودند که یک بار با روس معامله کردید و باردیگر امریکا را خوش آمدید گفتید.این از برکت پشتون است که امروز ابرو و عزت لیلام نشده، از شما مردم بعید نیست که بخاطری قدرت و پول هر کاری که خلاف دساتیر اسلام و شرف و عزت باشد انجام دهید.مقاومت و شجاعت پشتون امروز جهان را به لرزه در آورده، جهان هم به این پی برده که بدون پشتون ها حکومت و حکومت داری یک امر ناممکن است،در حالی دیگر ان را قبلاَ آزموده و دریافتند که بجز قطعه غنی و سواری لندکروزری که به پول دزدی بدست آمده،کاری دیگر از انان پوره نیست.امریکا و غرب هم میداند که بدون پشتون هیج وقت نمیتواند که به اهدافی که دارد به ان برسد، اگرچه شما مردم برای رسیدن امریکا به این اهداف هرکاری که از شما پوره بود کردید،حتاء اکثر شما از دین خود منحرف شدید و خدا میداند دیگر کدام کارها را کردید.بحر حال سرنوشت افغانستان در دست پوشتون ها است، و خواهد بود پس لطفاَ اعصبانی نشوید، شما کوشش کنید که از این مسایل دوری کنید چون که به شما زیب نمیدهد چیزی که شایان شان شما است،قطعه غنی،دزدی،ستایل زدن غربی و غیره و غیره.
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان/به شبیر کاکر
بابر خان بایانی خان جلال ابادی .
ها ها ها ها اوغان و غیرت ؟؟؟؟؟؟؟
این برکت اوغان است که غرق درهروین و تریاک و انتحار هستیم . اگر غیرت داشتید چرا اجنبی ها را برای سوختن و کشتن دیگران می اورید چرا به سفارت خانه های خارجی قطار میشدید ...
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
• پشت شیشه برف می بارد
• از هر ماتمی خیزد غمی
• در سکوت سینه ام دستی
• فرق دارد ماتمی با ماتمی
• لاجرم در مرگ مردان بزرگ
• ای دریغا عالمی
• چه بر کودک من !؟
• چار راهی بیست وشش سرطان
• پسرم ، های های ، هق هق
• گریه می کرد
• دیو شب از دل تاریکی
• خودم هم نمی دانم
• بی خبر آمد طفلکم را برد
• شیشه ی پنجره ها میلرزید
• تا که نعره زنان
• بانگ سر دادم
• کو ....
• آن کودک من ؟
• شیشه پنجره ها
• بشکست
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
Frank Anderson Fmr. CIA Dir. Afghan Taskforce:- "It is entirely true that these was a war that fought for our goals but with there(ashraar) bloods"
In another word he say We used Mujahelin as a Condom.
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
آن جاودان
در این عمر گُریزنده که گویی جز خیالی نیست
تو آن جاودان را در جهان خود پدید آور
که هر چیزی فراموش است و آن دم را زوالی نیست
در آن آنی که از خود بگذری از تنگ خودخواهی
برآیی بر فراخ روشن فردای انسانی
در آن آنی که دل، دل رانده از وسواس شیطانی
روانت شعله ای گردد فرو سوزد پلیدی را
بدرد موج دود آلود شک و ناامیدی را
به سیر سال ها باید تدارک دید آن، آن را
چه صیقل ها که باید داد از رنج و طلب، جان را
به راه خویش پای افشرد و ایمان داشت پیمان را
تمام هستی انسان گروگان چنان آنی است
که بهر آزمون ارزش ما، طرفه میدانی است
در این میدان اگر پیروز گردی گویمت، گُردی
وگر بشکستی آن جا، زودتر از مرگ خود، مُردی.
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
برای اینکه جنگسالاران هشت ثوری این قدر جنایت کردند، وطنفروشان هفت ثوری حالا اینقدر پرروی شده اند، که از جنایات شان مینویسند و بالای آن افتخار میکنند.
نه برادر، آدم کشی و وطنفروشی هردو جنایت است، که به مردم این میهن رواداشتید. مهم نیست که این همه جنایت از جانب کودتاچیان هفت ثور یا جنگسالاران هشت ثور انجام داده شده است.
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
دوست عزیز و ارجمندم نادرجان درود و ادب پیشکش تان بادا . پیام تان خواندم و بگذارید کمی در پیوند بآن دیدگاه خود خدمت تان بنگارم . اگر در رویداد های هفت و هشت اردیبهشت (ثور=نرگاو) بیطرفانه بنگریم ، روندیست که کشورگشایان بر مردم و سرزمین مان چی آنرا می خواستند یا نمی خواستند ، به زور و ستم بالای ما برمی نهادند و وامیداشتند تا جنگ بیآفرینیم و یکدیگر را بکشیم و در پایان پیمان نوکری خود را با دستان خود دستخط نمائیم . خردمندانه وعاقلانه اینست که انگیزه های نمایشنامه خیزش نظامییان اوغانی را در اردیبهشت ، باید در بیرون از اوغانستان جستجو نمائیم و بپالیم تا سرزنش کردن هنرمندان نوکار که درنمایشنامه فقط بازیگر بودند .
آمریکا در زمان فرمانروایی داود خان اراده کرده بود تا منافع استراتیژیک خود را در منطقه پیریزی نماید و افراطییانی مسلمان را هم در پاکستان زیرپوشش گرفته بود تا پشتوانه درونمرزی این هدف دشمنانه اش باشند که کودتای سوسیال پشتونوالی اوغانی آنرا شتاب بخشید ، نیرو داد و توانا ساخت .
اگر کمی بالا بنگریم و دید خود را از جریانات اوغانستان بزرگتر سازیم در می یابیم که هدف نه تنها اوغانستان بوده بلکه آسیای میانه ، سرزمین تازی نشین نفت خیز و خاور دور هم شامل در بحران آفرینی غربیان بوده است . کودتای نارنجی در گرجستان ، اوکراین ، قرغزستان و اینک در قزاقستان ، همه انگیزه کشورگشایی های لالا امریکا و اکه انگریز است نه خواست و تمنای توده های ملیونی آن کشورها . شما یکبار انگیزه حمله بر عراق و اوغانستان را تحلیل و بررسی نمائید که امریکا بخاطرش حادثه یازدهم سپتامبر را آفرید و جان پنجهزار امریکایی را در یک روزگرفت تا به هدف رسد .
همینگونه حوادث مصر ، لیبیا و اینک سوریه را بنگرید که فقط با هیاهو و بدو بدو یک تعداد اوباشانی که از گرسنه گی بیچاره شده بودند و جز دزدی و غارت کاری ازیشان ساخته نبود ، حسنی مبارک و معمرالقذافی را با کمک مالی و نظامی انگریزان و امریکائیان گویا با انقلاب سفید از پا در آوردند و اینک نمی دانند چی کنند و چگونه حکومت و دولت داری نمایند .
در آن گذرگاه زمانی گناه هیچ کسی نبود جز مردم بیسواد و خوشباور خود ما که نتوانستیم دوست را از دشمن شناسایی نمائیم . حتی امروز که همه چیز و همۀ پلانهای کشور گشایان مانند روز روشن آفتابی شده باز هم ما مردم چنان غنوده ایم که اندوه ناک و غم انگیز است . همه دانستیم که درین کارزار ددمنشانه سی ساله نه مجاهدفی سبیل الله بوده و نه ام مبارزه اسلامی طالبان شریعت غرای محمدی ، همه و همه وطنپرستی سورخلقی ها و جهاد مسلمانان افراطی غرور بیجا و بیدانشی بوده و گول خوردن شرمگین و بی حاصل ، همه و همه کشتن مردم بیسواد ما زیر نام اسلام و دموکراسی نیرنگ بوده ، فریب بوده و جنایت امپریالیستان غربی دموکراسی فروش .
امید دوست ارجمند ازین نوشته هایم نرنجیده باشید . کامگار باشید .
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
هفت ثور بر اساس داشته های جدید واین فلم ها ویک بار خر اسناد عبارت از طلوع وهشت ثور غروب میباشد.اما رژیم طا لبان روز قیا مت اما رژیم کرزی روزیست که ازهرسه مر حله تر کیب یا فته است البته به تر تیب روز های پیشین.
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
آقای نبیل مزاری سلام متقابل تقدیم میکنم.
به همه گفته های تان در رابطه به امریکا و سیاست غرب موافقم، به جزء از دو نظر شما.
اول، شما مردم ساده و بیسواد مارا مقصر همه بدبختی هایشان میدانید. اما من رهبران خاین، خودخواه و زراندوز را مقصر تمام بدبختی های این مردم میدانم.
دوم، شما بین جناح خلق و پرچم تفاوت قایل اید. اما من رهبران هردوجناح را یکسان زائیده روس و خاینین ملی میدانم. برای من فرق نمیکند، که کدام یک شان بیشترآدم کُشتند یا بین خود چه اختلافات داشتند.
امید که از من نیز آزرده نباشید.
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
ملگری نادر خان غدار .
اما درباره مجاهدین راه خدا و شرابی های شاهی دهان گویی شکسته ...
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
دوست ارجمند نادر ! من حقیر نیز به دیدگاه شما احترام دارم و در حوادث خونبار سه دهه گذشته هیچ رهبری را مبرا و بی قصور نمی دانم ولی بیآئید کمی دقیق تر در ارتباط مردم ساده و بیسواد ما تعمق کنیم و بیاندیشیم .
ببینید ، همین حالت جهاد در تاجکستان و ازبکستان نیز سرایت کرد ولی درایت و هوشیار بودن مردم باعث آن شد که این کشور ها ویران نشوند و خونریزی مردم عادی انکشاف نکند . ورنه همین حالت اوغانستان در آنجا نیز پیشبینی شده بود . چقدر مهاجر تاجکستانی و ازبکستانی در اوغانستان سرازیر شده بودند ؟ امریکا وملل متحد به سازماندهی کمپ ها در خاک اوغانستان آنقدر فعالیت نمودند که از حساب خارج بود ، ولی بی نتیجه ماند . چرا ؟
در ارتباط جنایات خلق و پرچم اگر ما قانون نسبیت را در نظر نگیریم ، یا باطرفیم یا تبه کار ! چگونه میتوانیم همه را در یک ترازو وزن نموده داوری نمائیم ؟ آیا با این طرز تفکر چقدر عدالت ما بیطرفانه خواهد بود ؟ در پیشگاه قانون و عدالت هرکس به مقدار و حجم جنایت خود محکوم میشود نه اینکه به جرم یکی دیگری را جزا بدهند . ندیده اید در دکان قصابی که ، بز از پای خود و گوسپند از پای خود آویزان است !
بلی ، اگر شما درین درگیری ها با طرفی همآوائید ، سخنی ندارم ! پیروزباشید .
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
چون نام مستعار هم بالایت قحط شده، پس نامت را پاچه گیرک میگذارم.
آقای پاچه گیرک، برای دریافت جوابت یکبار به پیام هایم در زیر مقاله آقای باقی سمندر مراجعه کن.
رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان
باقی سمندر
هفتم جدی سال ۱۳۹۰ خورشیدی
۲۸ دسامبر سال ۲۰۱۱ میلادی
یک -
چند ګام به عقب برای یک ګام به پیش !
دوستان وخوانندګان ګرامی وارجمند
سلام برشما !
دیروز مقاله ای ازمن درمورد ششم جدی منتشر شد و هموطنانم باجروبحث هایی درمورد نبشته من اظهار نظر نمودند . درجریان تبادل افکار با هموطنان متوجه ګردیدم که بایست بسا از کارهایی پژوهشی اغاز یابد تا روابط سالهای قرن هجده ونزده تامروز و کم از کم پنجاه شصت سال اخیر مورد نګری قرار ګیرند و جوانان سرزمین بخاک وخون کشیده ما ګامهایی استوارتری بردارند تا پژوهش همه جانبه ای را آغازنمایند وادامه بدهند وبرای انتشار دادن افکار روشنګری ګامهایی محکم به بیش بردارند . این یاد داشتهای تند نویسی را به همه جوانان وطنم پیش ګش مینمایم تا بانقد این نبشه وافکارم من پیرانه سر را نیز مورد نقد قرار بدهند و درمجموع من نیز بتوانم از جوانان فرا بګیرم .
ګفته اند ز ګهواره تاګور پی دانش بجوی .
من خواهم اموخت ـ این یاد داشت ها درچند بخش منتشر خواهد ګردید .
آغاز سخن
. درمورد علل و انگیزه های کودتای هفت ثور و ریشه یابی آن چه از زمان سفر بولگانین و خروشف دردهه 1950 میلادی و یا قبل از آن و یا تاسیس دولت پاکستان در1947 بعد از جنگ دوم جهانی و سفر بری و تشکیل لویه جرگه برهبری داود و یا عدم پذیرش پیمان بغداد و بعدا سنتو یا « چتر حمایتی امریکا» بیش از نیم قرن می گذرد.و کتابهایی زیادی تاحال در توجیه و دفاع از نقش شوروی پیش و بعد از جنگ دوم جهانی به رشته تحریر در آمده اند. به همین ترتیب در مخالفت به آن. نگاهی مختصر به بسیاری از نشرات میرساند که در هر دو نوع ارزیابی موافقین ومخالفین، عنصر منافع ملی و استقلال افغانستان تقریبا غایب است و دفاع از پاکت وارسا و یا ناتو، دفاع از کومیکان و یا « دنیای آزاد» نسبت به منافع ملی افغانستان برجسته گی دارد. این نبشته مقدمه وتمهیدیست برای بحث همه جانبه درمورد علل وانگیزه های کودتای هفت ثور، نتایج کودتای هفت ثور درافغانستان ومنطقه و تا حدی به سویه جهانی از یک سو، ارزیابی طرح ها وعملکرد های مخالفین رنگارنگ و ریز و درشت کودتای هفت ثور پیش از کودتا و بعد از آ ن و چگونگی پیدایش زمینه های برای پیدایش و ایجاد جریان و پروسه حالت موجود افغانستان و منطقه و سطح جهانی درجریان جنگ سرد و بعد از آن تا امروز و در پایان ارایه طرحی با درس آموزی از دردناکترین روزها و لحظات افغانستان.
شما امروزنخستین بخش این نبشته را به خوانش میگیرید و در آینده نه چندان دور من بازهم نتایج تحقیقات فردی ام راخدمت شما ارایه خواهم کرد.
از کنفرانس با ندونگ در اندونیزیا و شرکت سردار محمد نعیم و هییات معییتی افغانستان و پایا ن کنفرانس و سفر جمال عبدالناصر و هییات بزرگ از دهلی به کابل و سرانجام نضج و قوام یافتن پیمان کشور های غیر منسلک هم در حدود نیم قرن میگذرد. اگر دکتو ر سوکارنو و بیشتر از یک ملیون نفر در اندونیزی بخاک وخون کشیده شدند و سوهارتو به قدرت رسانیده شد. باانهم خط کشورهای غیر وابسته و یا غیر منسلک به پیمان وارسا و یا ناتو.هم داشت شکل میگرفت.
طرح پلان های پنجساله اول و دوم و سوم و پلان هفت ساله بعد از کودتای بیست و شش سرطان 1352در افغانستان همه حاکی از آن است که در منطقه تحت نفوذ شوروی که بعد از کنفرانس یالتا در جریان جنگ دوم افغانستان تقریبا جز آن ساحه بشمار میرفت، تغیراتی رونما میگردید. کنفرانس کمپ دیوید که میان خروشف و کندی و هییات آن ها برگذار شده بود، توافق در مورد « مسابقه مسالمت آمیز اقتصادی» در جنگ سرد را نشان میدا د. با نگاهی بسیار مختصر به اوضاع نیم قرن گذشته و چگونگی نفوذ دو قطب موجود آن زمان در جهان و سربلند کردن کشورهای غیر منسلک در می یابیم که نیروی نیابتی ای در افغانستان در دوران جنگ سرد شکل گرفت. که یکی بنام دفاع از« انتر ناسیونالیسم پرو لتاری» از خط مشی ماسکو دفاع میکرد و دیگری بنام مبارزه برضد کمونیسم صف آرایی مینمود. نفوذ از مراجع بالایی قدرت در دولت و هیات حاکمه تا محافل خرد و بزرگ در مدار جنگ سرد و جنگ نیابتی شکل میگرفت. یکی طرفدار نفوذ بیشتر شوروی و اقمارش در افغانستان بود ودیگری از امریکا و متحدینش. نخبه گان سیاسی در دولت و اطراف دولت نمیتوانستند تمایل شان را به یکی از کمپ ها پنهان سازند.
زیر نام مبارزه مسابقه مسا لمت آمیز تدارک برای مسابقه قهر آمیز گرفته میشد.
موجودیت افغانستان به مثابه کشور محاط به خشکه و کشمکش با پاکستان و ایران در نیم قرن اخیر تاثیر مستقیم بالای دولت وهیات حاکمه افغانستان داشته است.
مردم افغانستان در مجموع از طرف دولت و حاکمیت در تاریکی نگهداشته شده بود. مردم از احوال گیرک میترسید و به یک دگر میگفت که :
« دیوار ها سوراخ دارد، سوراخ ها موش دارد وموشها گوش دارند» پس مردم حتی ازسوراخ های دیوارهای خانه ای خویش میترسید و در یک فضای جدایی کامل میان دولت و مردم و نبودن سازمانها و محافل مدنی، « دولت خداداد افغانستان » هرچه دلش میخواست با رعیت و زیر دستانش میکرد. مردم از پیش روی عسکر و پشت سر قاطر سرکاری تیر نمیشد.
من توجه شمارا به چند مطلب جلب مینمایم تا با هم بتوانیم ریشه های کودتا های بیست وشش سرطان و هفت ثور و کودتاهای بعدی را ولو بطور نیمه شفاف ببینیم. در بالا از « چتر حمایتی امریکا» سخن گفتم. اینک توجه شمارا به یاد داشت از « خاطرات سید قاسم رشتیا» جلب مینمایم :
« موضوع چتر حمایتی امریکا :
با رویکار آمدن (آیزنهاور) بعد ازاینکه سیاست ( جان فاستر دالس) وزیر خارجه امریکا جهت تشکیل پکت بغداد و پکت جنوب شرق آسیا برای حلقه کردن اتحاد شوروی و چین روی کار آمد، یک پیشنهاد به افغانستان هم داده شد که در آن ذکر شده بود: « ممالکی که خود را در خطر کمونیسم احساس میکنند، میتوانند از امریکا در خواست حمایت نمایند، امریکا حاضر است چتر حمایتی خود را بالای سر آنها قرار دهد»
البته این پیشنهاد برای ممالکی که خود شان داخل پکت بغداد و جنوب شرق آسیا بودند کدام ضرورتی نداشت. هدف آنها مخصوصا متوجه ممالک بیطرف و غیر منسلک این منطقه بود، اما جوا ب دادن به این پیشنهاد بسیار مشکل و دارای باریکی های زیادی بود. اگر پیشنهاد فوق قبول میشد معنی آنرا داشت که به درجه اول اتحاد شوروی و بعد چین را ملتفت میساخت که ما نسبت به آنها مشتبه بوده و خوف واندیشه داریم، و اگر آنرا رد میکردیم معنی آنرا میداد که اصلا به چتر حمایتی ضرورت نداریم. یعنی از طرف همسایگان بزرک کمونیست خود هیچ گونه خطری را احساس نمی نماییم، که این بذات خود تسلیم بلاشرط به همسایگان مذکور و سپردن کشور را به مرحمت آنها افاده میکرد.
پیشنهاد توسط یک دپلومات کهنه کار امریکایی بنام « جیمز ریچاردز James Richards به حکومت افغانستان سپرده شدو روی این موضوع مجلس وزرا دایر گردید. مباحثات طول کشیدو اکثریت به این نظر بودند که این پیشنهاد رد گردد. من در این مباحثات زیاد تر سهم گرفتم و طرفدار آن بودم که بطور قطع رد کردن این پیشنهاد کار بسیط نیست، زیرا اگر عملا کدام تاثیر نداشته باشد اثرات روحی آن زیاد خواهد بودو چنان وانمود میشود که ما دربلاک مخالف قرار داریم وآینده روابط ما با بلاک غرب کلا قطع خواهد شد ویک حالت غیر مطمئن را رویکار خواهد آورد. از طرز مباحثات معلوم میشد که سردار نعیم خان که وزیر خارجه و شخص مسؤول بودند طرفدار رد شدن این پیشنهاد بودندو عده ای زیاد وزرا هم نظریه شانرا تایید می کردند. برخلاف همیشه، این بار من مخالف نظریه شان قرار گرفتم. چون ماه رمضان بود ومجلس طول کشید، قرار شد همه برای افطار رخصت شوند وشب این مجلس دوباره در منزل سردار محمد داود خان دایر گردد. درمجلس دوم من هردو جنبه این موضوع را به وضاحت شرح دادم. سردار محمد نعیم خان گفتند خوب است خود شما برای این موضوع یک فرمول پیدا کنید.عرض کردم اشکالی ندارد ما برای آنها جواب میگوییم که کلمه«کمونیستی » را از این پیشنهاد حذف نمایند زیرا ما عجالتا از طرف اتحاد شوروی کدام خطر را احساس نمی کنیم و اگر کدام خطری متوجه ما با شد، از طرف پا کستان خواهد بود که متحد خود شان است. اگر آنها این کلمه را حذف کنند حاضریم تا از پیشنهاد شان استقبال نماییم. سردار محمد نعیم خان تبسم کرده گفتند شما به گمانم دکترین ایزنهاور را نخوانده اید. این که درآن ذکر هیچ تبدیل و تغییر در آن امکان پذیر نیست و به حیث نماینده مخصوص رییس جمهور امریکا آنرا برای توضیح وشنیدن دلایل طرف مقابل با خود آورده است. گفتم عفو میخواهم من اینرا میدانستم اما با وجود آن یقین دارم که حکومت امریکا چنین پیشنهادی را که در آن هیچ گنجایش تبدیل و تغییر نباشد بالای چندین مملکت مختلف که هرکدام آن از خود مشکلات، شرایط و موقف های خاصی را دارند تحمیل نخواهد کرد. با وجود آن عوض اینکه به آقای ریچاردز جواب رد بدهیم اگر بااین شکل ارایه شود یک جواب نرمتر بوده و شکل یک پیشنهاد متقابله را خواهد داشت که درآن صورت روابط ما باغرب قطع نشده و راه مفاهمه باز خواهد ماند. در تمام دوران مباحثات سردار محمد داود خان گوش میکرد وحرفی نمی زدند. وقتی گفتار من تمام شد، سردار محمد داود خان داخل مباحثه شده گفتند: «من طرفدار نظریه آقای رشتیا میباشم» و بعد از یک مبا حثه کوتاه همه به این فیصله رسیدند که به وزارت خارجه صلاحیت داده شود تا همین پیشنهاد متقابله را به نماینده رییس جمهور امریکا بسپارد. اگر قبول شد برای ما یک موفقیت بزرگ است و اگر نشد باز هم در ریکارد وزارت خارجه باقی خواهد ماند. سردار محمد نعیم خان بزرگواری کرده این نظریه راقبول کردند. اتفاقا اقای (ریچاردز) این پیشنهاد را باخود برده و مورد قبول حکومت امریکا قرار گرفت. خوشبختانه درآن موقع نه کدام واقعه رخ داد و نه ما محتاج به چتر حمایت امریکا شدیم. » (خاطرات سیاسی سید قاسم رشتیا صفحه 121 تا 123 )
لابد خواننده های ارجمند خواهند پرسید که این مساله چه ربطی به موضوع کودتای هفت ثور 1357 دارد؟
شاید برخی از اعضای بلند پایه ایکه از فرکسیون های پرچم وخلق و دیگران شریک در قدرت بودند.، گفتار بالا را دال بر گویا حقانیت خود شان جلوه دهند و عده ای که هم اکنون زیر «چتر حما یت امریکا : » تکیه برقدرت واقتدار و تاسیس پایگاه های نظامی را توجیه کنند.
« چتر حمایت امریکا » آنزمان برای توجیه « حلقه کردن اتحاد شوروی و چین » مطرح بود و اینکه طناب دار به حلق شوروی آویخته شد و پوتین از فروپاشی شوروی به مثابه فاجعه ژئو پولیتیکی قرن سخن میگوید کمربند محاصره ای چین تنگ تر میگردد. و ملا محمد عمر و ملا و شرکا ابزار و توجیه تبلیغاتی برای استراتیژی است که بعد از جنگ دوم جهانی مطرح شده و اینک بعد از فروپاشی شوروی و پکت وارشا و اقمار شوروی درخدمت جهانی شدن قرار میگیرد.
نیروهایی که به نیابت از شوروی آنزمان و برضد امریکا و متحدینش سر وسامان یافتند، بوسیله کودتای هفت ثور به اقتدار رسیدند.که من حرکت و نظم درونی آنهارا با ارایه اسناد درونی وبیرونی فرکسیون های متعدد « حزب دیموکراتیک خلق » آن روزه و پیش از کودتای هفت ثور وبعد از آنرا در بخش های متعدد این بازنگری مطرح خواهم ساخت. نیروهای که به نیابت از امریکا و غرب در افغانستان شکل گرفته بودند. از بدو پلان پنجساله اول تا کودتای داود در 26 سرطان و پیش و پس از آن تاامروز یکی به دنبال دگر به اشکال خونین و غیر خونین جلوه گر شده اند. یک عده زیادی هنوز در قطار ذخیره و یا ریزرف اند. و به گفته راننده ها ی کابلی، هنوز افراد شتپنی منتظر قدرت اند تا زیر چتر حمایتی در مواقع گویا اضطراری به میدان آورده شوند. ـ اینک «امریکا را ه های حمایت از مر دم افغانستان را بررسی میکند » و طرفدار « همکاری دراز مدت با افغانستان» است و با تاسیس پایگاه های نظامی و باحضور هزاران سرباز امریکایی در افغانستان خواستار اسقرار تا وقت نامعلوم اند.
.....
.
...
ادامه دارد - پایان بخش یک
آنلاین : رازهای حقیقی دعوت ارتش شوروی و مداخلات غرب و شُرَکاء در افغانستان