آیا سخیداد هاتف تحت تأثیر طلبه های حزب وحدت قرار می گیرد؟
سخیداد هاتف وبلاگ نویس فعال و باحوصله است. از چند سال بدینسو من گاهگاهی سری به وبلاگ او می زنم و اگر وقت داشته باشم نوشتههای او را مرور میکنم. به باور من نگرش و دیدگاههای سخیداد هاتف در یک ساله گذشته شاهد تغییراتی بوده. نوشته های نو سخیداد هاتف رنگ و بوی دیگر دارد و تا حدی برای من آشنا و جالب است. برداشت من اینستکه آقای هاتف پا به عرصه های گذاشته که پیش از این خودش نیز اعتراف می کرد که در آن حوزه ها وارد نیست. منظورم حوزه نگرش نقادانه نسبت به دین است. پیش بینی من اینستکه اگر او مطالعاتش را به همین سیاق ادمه دهد، امکان دارد که رادیکال نیز شود. رادیکال شدن در حوزه نقد دین امر بسیار غیرقابل پیش بینی نیست. کافی است تا ما از حوزه بحثهای رایج، مشهور و پرخواننده بیرون برویم و دین را از عینک یک آدم بیطرف و نامعتقد ببینیم. همین فاصله کوتاه می تواند پوکی دین، خشم دین، تاریخ خونبار دین، وعده های شیرین و وعیدهای تکاندهندۀ دین را برای ما عریان و برملا نماید. پس از اینکه آدم به خدا سازی موسی و سرقت خدای موسی توسط محمد وقوف پیدا کند و سرانجام گسترش خونین اسلام از مدینه تا روم و ایران را بخواند هیچ جای تردید نخواهد بود که دیگر به اسلام احترامی نخواهد داشت. اما، این چانس وجود دارد که در دام دیگری بیفتد و آن عقیده به عقیده است. منظورم آن حالتی است که فرد خود قلباً ایمان ندارد ولی فکر می کند که دین برای مردم و جامعه خوب است.
بهرحال، انگیزه ای اصلی این نوشته پرداختن به یکی از خطاهای سخیداد هاتف در مطلب تحت عنوان "ما چگونه شیعهی عزادار شدیم" است. اینکه ما واقعاً کی هستیم و آیا واقعاً هزار وچهار صد سال پیش مسلمان شده ایم و یا نه در زمان صفوی ها به اسلام روی آوردهایم وارد بحث فعلی ما نیست. از این هم می گذریم که سخیداد هاتف چگونه می تواند مطالب طلبههای حزب وحدت را تا سرحد یک نظر و حتی یک فکر جدی بگیرد ویا وقتش را برای این ویا آن جملهای مزاری ضایع نماید. سخیداد هاتف در مطلب مذکور می نویسد:
"ما پیش از آن که به دنیا بیاییم زادگاه مان را انتخاب نمی کنیم. همین طور ما پیش از آن که به دنیا بیاییم مذهب مان را انتخاب نمی کنیم. زادگاهی به نام " هیچ جا" وجود ندارد. ما بالاخره در جایی پا به جهان می گذاریم. طریقی به نام " هیچ طریق" هم وجود ندارد. ما همیشه در دامن یک طریق ( اعم از مذهب و الحاد) متولد می شویم. به این ترتیب ، بعضی از ما در جنوب ایرلند متولد می شویم و در خانواده یی مسیحی. بعضی از ما در پکتیا متولد می شویم و در خانواده یی سنی."
این دو جمله: " طریقی به نام " هیچ طریق" هم وجود ندارد. ما همیشه در دامن یک طریق ( اعم از مذهب و الحاد) متولد می شویم." تا سرحد یک گپ کوچه وبازاری و جدل یک مومن کاملا بیسواد بیمعنا است. این جمله فرم دیگری از اعتراض یک مومن بیسواد است که میگوید:"اسلام را که قبول نداری تو د کدام دین استی؟" کمی معلومات فرادینی نشان می دهد که طریقی به نام "هیچ طریق" هم وجود دارد. آمارهای که ما در بی. بی. سی. و سی. ان. ان. نمی بینیم(یاد ما باشد که تا هنوز اکثر مردم جهان بینش دینی دارند و اخبار و آمارغیردینی همچنان تا حدممکن، نادیده گرفته میشود ویا مورد سانسور واقع می شود. حتی در غرب) نشان می دهد که بیشتر از هشتصد میلیون نفر به "هیچ دین" not affiliated و یا به قول شما به "هیچ طریق" باور دارند. من چون در آینده تصمیم دارم تا مطلب جداگانۀ در این مورد بنویسم فقط آدرس یک منبع را به شما می دهم. در "فکت بوک" سی.آی.ای. بروید و آمار ادیان را ببینید، در آخر در جمله کوتاه می بینید که نوشته اند: آمار کسانی که وابسته به هیچ طریقی نیستند. گذشته از این شما تمام افراد غیردینی را "ملحد" خطاب نمودهاید. این موضوع در جمله بالا مستتر است. علاوه برآن "مذهب" و "الحاد" را همردیف آورده اید. آیا واقعاً به نظر شما معادل کلمات "اتیست"، "ایگناستیک"، "آزاد اندیش(فری تینکر)"، "داروینست" و... ملحد است؟ و آیا همردیف و شبیه دیدن دین و اتیسم، فری تینکینگ، اگناستیسیزم، داروینسیم و... کاملا یک بینش دینی نیست؟ اتیست ها به صراحت می گویند که برادشت هر اتیست از اتیسم به مانند تفاوت خطوط انگشتان متفاوت و متنوع است. در ضمن کجای اتیسیم، داروینیسم، اگناستیسیزم و... مثل ادیان نماز، روزه، حج، جهاد، غسل تعمید، عید پاک و... دارد که شما آنرا مترادف و شبیه دین می بینید؟ مهمتر از همه آیا مترادف قرار دادن و شبیه دیدن دین(توهم و خرافات) با اندیشه، فکر و علم جفا در حق فکر و علم نیست؟
برداشت من اینستکه شما بعضی کتابهای خوب وبسایت "افشا" را خوانده اید، شاید حالا زمان آن باشد که کمی بوی خردنواز آنجا که زندگی میکنید را نیز استشمام نمایید. ایالت محل زندگی جناب عالی قلب پرتپش فعالیتهای روشنگرانه است. وبسایت ریچارد داوکینز از آنجا اداره میشود. شما حتا می توانید به سخنرانی ریچارد داوکینز، سم هیرس و... نیز شرکت نمایید. ترس من اینستکه شما در نان قرض دادن و نان قرض گرفتن با طلبه ها تحت تاثیرشان واقع نشوید. این دو جمله مورد نقد نشان عریان از همزبانی با یک طلبه است. آیا حیف نیست که آدم به هوش و خردش توهین نماید و در همسایگی با بنیانگزاران جریانهای فکری معاصر غرب به ادبیات طلبهگی پناه ببرد؟
آنتولوژی شعر شاعران جهان برای هزاره
مجموعه شعر بی نظیر از 125 شاعر شناخته شده ی بین المللی برای مردم هزاره
این کتاب را بخریداشتباه در اجراى برنامه ى صفحه squelettes/inclure/forum.html