خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد - کابل پرس

صفحه نخست > دیدگاه > خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد

خیانت در دفتر اسکاپ ملل متحد

khan
همرسانی

این روز ها بازار قوم گرایی اوغان گرم تر از هر زمان دیگریست, کسانی را سراغ داریم که در شخصیت تراشی چهره های قومی دلخواه شان زبده شده اند تا مرحم گذاشتن به زخم های مردم , اعمار مجدد جامعه از هم پاشیده ما ,ابادی دوباره اثرات و تخریب جنگ ها و مداوای مظالم گوناگون...

این روز ها بازار قوم گرایی اوغان گرم تر از هر زمان دیگریست, کسانی را سراغ داریم که در شخصیت تراشی چهره های قومی دلخواه شان زبده شده اند تا مرحم گذاشتن به زخم های مردم , اعمار مجدد جامعه از هم پاشیده ما ,ابادی دوباره اثرات و تخریب جنگ ها و مداوای مظالم گوناگون...

یکی ازانهایکه که تحت تاثیر هم تباری های معلوم الحال اش از قضیه داکتر نجیب اله فقید پراهن عثمان ساخته وخاتمه حاکمیت نجیب را ختم حاکمیت اوغانی فکر و از همرزمان دیروزی به خصوص انانیکه نسبت قبیله ندارند و به خاطر زنده ماندن خود و رفقای شان " چون رهبران اوغانی حاکمیت که بدامان ایتلاف جنوبی و شرقی پناه برده بودند" به ایتلاف شمال نزدیک و همکاری کرده اند می خواهد انتقام بکشد .

خوانده عزیز سخن از جنرال محمد اسحاق توخی یست جنرالیکه بیشتردنبال قوم و قبیله ست ,جنرال یکه جنرالی را در بزم داغ مبارزه نه بلکه از دفتر گرم ونرم و لطف رهبر کمایی کرده است ,توخی که از جنرالان عقب جبهه بوده و هران در برابرخطر و تهدید کوچکی ضربان قلب شان بیشتر و بیشتر میشد , تصور زندگی در کنار اب های گرم ونرم و جدا شدن از قطار همرزمانیکه با انان تعهدی داشت و ترس بیش از حد از مجاهدین باعث شد تا چند سال خود وخانواده اش را زندانی دفتر ملل نمایند در حالیکه هیچ گونه خطری متوجه او نبود حتا در زمان مجاهدین او جپسر و برادر داکتر نجیب اله هر ان از انجا خارج شده میتوانستند , شاید خود حضور اش را در دفتر ملل از ناحیه مهم بودن و یا وفاداری به داکتر نجیب اله عنوان بکند ولی حقیقت عکس هر دو نظریه را ثابت کرده است زیرا همه میدانیم که قبله افکار و رفیق زور های دشوار اش را بدست جلادان تسلیم و خود معجزه اسا از چنگال فرشته های مرگ رسته و بدون نفس تازه کردن تا پاکستان, هندوستان واروپا دویده است ,تازه نجیب وبرادراش را قاتلان از دفتر ملل خارج نموده بودند که جان شیرین و خطری بیشتری از ناحیه طالبان و ای اس ای وی را مجبور نمود تا در ان نیمه های شب از دیوار بالا رفته و پا به فرار نهند , معلوم نیست چطور از سرنوشت نجیب و برادراش با خبر شد تا انجا را ترک گویند ؟ درانشب حقیقتا در داخل دفتر اسکاپ چه واقع شد!!! چونکه بیان هر لحظه و هر ثانیه انشب مهم است باید همه انرا بدانندو دقیق بررسی شود!! , توخی کجا تشریف داشت چه دیدو چه شنید ؟ چگونه از انجا خارج شد کجا رفت ؟ اما بر عکس این مسایل بیان وچگونگی , فرار اولی و دومی اش اینک جنابشان درجهت وزش باد واستفاده سیاسی و شخصی و قومی در توصیف و تمجید و شخصیت سیاسی و اسلامی و ملا بودن داکتر صاحب و مصالحه اجباری و اسلامی اش مصروف و چند من کاغذ سیاه میکنند .

جالب تر از همه ان اینکه : قبل از فرار موفقیت امیز دومش اش, ترس و دلهره او را واداشت تا از داخل دفتر ملل متحد غرض سلامت خود و خانواده اش با جنبش شمال وشوارا نظار روابط بر قرار و خیانت بزرگی را در حق ولی نعمیت اش که در زمان ریاست خاد و ریاست جمهوری هر ان در رکاب و از لطف بیکران پیشوا بهره میمبرد روا بدارند , دیدیم که ترس بیش از حد و ارج گذاشتن به خود و خانواده اش باعث شده بود تا جناب شان انجا تشریف داشته باشند با در نظر داشت همین مسایل زیرکانه با با دو گروه متذکره تامین ارتباط و یاداشت های داکتر و مفکوره و نظریاتش را به اختیار انان میگذاشت باری صحبت چند بلند پایه های شورای نظار را شنیدم که به ان دیگری میگفت " توخی گفته است که داکتر با من در باره " موضوع .... صحبت میکرد و دران مورد این طور نظر داشت ... " من موضوع را با امر صاحب مسعود در میان گذاشتم مسعود چند روز بعد مرا احضار و گفت حقیقتا داکتر درست فکر کرده و افرین بر شما که توخی را انجا دارید کوشش کنید که گپ های توخی را بزمین نگذارید !!!

قابل یاد اوریست که در رابطه مفقود شدن یاداشتها و قهر و غصه داکتر صاحب شهید در دفتر ملل متحد ما همه گپ ها و آوازه های را شنیده ایم!!

زمانیکه توخی صاحب ریس دفتر ریاست خاد بود بر طبق عادت همیشگی به اقارب نزدیک و بستگانش بیشتر توجه مبذول می داشت از قبیل پرزه دادن ,گوشزد کردن و تلیفون کشیدن به مقامات دیگر در رابطه بعضی اوقات خود استین را در این راه خیر بالا میزدند ... یکی از انان که مورد لطف و شفقت توخی قرار گرفته بود نور علم فرزند مشک عالم با "سواد پائین تر" از سطح ابتدایی از اقارب نزدیک ( شاید خواهرزاده اش ) شان که معتمد مالی قرارگاه ریاست عمومی تعین و پدر او یعنی مشک عالم پیر و فرسوده را باغبان قصر مقرر نموده بودند ........

این نور علم خان بیسواد و بد بو و بی نظافت الی سقوط داکتر نجیب در انجا اجرا وظیفه مینمود ! با امدن شورا نظار از سبب قرابت اش با توخی از طریق داکتر عبدالرحمان شهید و قسیم فهیم استخدام و بوظیفه قبلی اش پا بر جا ماند, جنرال خان اقا ریس قبلی بلخ که در انزمان ظاهرا با شورا نظار همکاری مینموند او را به نفغ جنبش استخدام و به جنرالان جنبش نزدیک و نقل مجالس انان شد,وی حیثیت رابط توخی با فهیم , عبدالرحمان و احمد شاه مسعود و جنرالان جنبش چون فوزی , مجید روزی , خان اقا ,بابه جان .... را داشت .

از اثر توجه وگوش زد های توخی صاحب به مسوولین شورا نظار خواهر زاده دیگر اش بنام محمد عارف را که بعد ها شورا نظار وی را از پول بیت المال به حج فرستادند و به حاجی عارف مشهور شد را از بخش های وزارت دفاع به وزارت امنیت اورده و در کنار نورعلم در شعبه مالی منحیث محاسب نصب کردند , از این به بعد چونکه نورعلم شخصیت شده بود و مصرفیت هایش زیاد خود رابط جنبش را به عهده گرفته و حاجی عارف مذکور نقش رابط فهیم ومسعود با توخی را بازی مینمودند هر زمانیکه فهیم میخواست غیر مستقیم چیزی های از داکتر صاحب نجیب بشنود ازطریق عارف و جنرال توخی عمل مینمود گاهی هم که قصد ملاقات حضوری با داکتر را میداشت یکی دو روز قبل یا حتا در همان روز حاجی عارف را به دفتر ملل متحد می فرستادند , ظاهرا گاهی حین ورود فهیم به دفتر ملل یا اسکاپ حاجی عارف مذکور که انجا حضور میداشت بخاطر عدم سو ظن خود را الی خارج شدن فهیم به اشپزخانه و زیر خانه .. پنهان میکرد.

بر علاوه این ها نور علم و حاجی عارف... میلیون ها حتا چند میلیارد اوغانی را اختلاس و برای شان موتر ها وخانه های لوکس در چند ناحیه کابل از جمله مکروریانها خریداری و الی کودتا به ضم جمعیت و شورا نظار" گلبدین -دوستم -بابه مزاری" پا بر جا ومصروف غارت بیت المال یا با شاخی باد کردن پولهای باد اورده و عیاشی علنی بودند !!

بعد کودتا هر دو به پاکستان فرار و با یکجا شدن توخی در جمع شان همه به هالند پناه برده و اینک در اسایش عام و تام وخرچ کردن پوالهای غارت شده ملت میباشند جشن های عروسی و سالگره... بی مانند را برگذار مینمایند .

این نورعلم خان بر علاوه انکه یک اختلاس گر بی همتا , ارتباطی و تامین کننده مالی بعضی ها از جمله توخی صاحب , یکجا با" جنرال جان اقا لندنی " اکمال کننده جنس لطیف برای( !!!), جنرال خان اقا, جنرال فوزی .... نیز بودند.

این گل های خانواده توخی صاحب یا ا نتخاب بی همتا یش بسا ادم های شریف و مخالف شانرا نیز از وظایف سبکدوش و بد نام و فراری و حتا در چند مورد چند نفر را سر به نیست کردنند .

بعنوان حرف اخر:

این یک اتهام به توخی و خانواده اش نبوده کسانیکه اینچنین برداشت داشته باشند از قبل بجواب شان عرض شود :

خدا را شکر که جفسر زنده وحیات اند و مفقودی تعدادی از دست نویس ها و اسناد های داکتر و دیدو وادید بیش از حد نورعلم و حاجی عارف و پنهان شدن های انان را در انجا اگر که وجدان اش تا هنوز نمرده بود شاید تائید بکنند.

کسانیکه با جنرال حیات اله جپسر, مارشال فهیم , انجینر عارف , جنرال خان اقا , جنرال همایون فوزی, جنرال مجید روزی قوماندان قسیم جنگل باغ , سارنوال اکرام ...اشنایی دارند میتوانند موضوع را از انان پیگیری و جویا شوند .

آنلاین :
آنتولوژی شعر شاعران جهان برای هزاره
آنتولوژی شعر شاعران جهان برای هزاره

مجموعه شعر بی نظیر از 125 شاعر شناخته شده ی بین المللی برای مردم هزاره

این کتاب را بخرید
اشتباه در اجراى برنامه ى صفحه squelettes/inclure/forum.html
Kamran Mir Hazar Youtube Channel
حقوق بشر، مردم بومی، ملت های بدون دولت، تکنولوژی، ادبیات، بررسی کتاب، تاریخ، فلسفه، پارادایم و رفاه
سابسکرایب

تازه ترین ها

اعتراض

جستجو در کابل پرس