رفتن به محتوای اصلی
سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

طوریکه برای همه معلوم است هم اکنون افغانستان در حساس ترین شرایط تاریخی خود قرار دارد و بهترین فرزندان خود و هم پیمانان خودرا پی هم قربانی میدهد و سالهاست که مردم بی دفاع این سر زمین به شیوه ها ی گونا گون درد، رنج و مصیبت های المناک را تجربه مینمایند. مسلمآ این همه دشواری و درد و رنج را کسانی بخوبی حس کرده میتوانند که مستقیمآ در معرض این همه مصایب قرار داشته و دارند: از دست دادن عزیزان وجگر گوشه های شان، متحمل شدن شکنجه های فیزیکی ورانی، بیماری، محرومیت، فقر و تنگدستی و ده ها مصایب دیگر. اما یک عده ای انگشت شمار ازجمله رهبر ایتلافه تغییر و امید، عبدالله عبدالله، است که به قیمت این همه درد و مصایب مردم نفع شخصی برده برای خود زندگی مرفع، بدور از دید مردم ساخته است. هرچند دریک نگاه مختصر به لباس های شیک و دریشی های چند هزار دالری و سفر های پر مصرف و بدون دست آورد عبدالله و زندگی مرفع وی را حدس زده میتوانیم ولی چهره اصلی این فاسد هنوز پنهان است که نمونه از آنرا درنبشته زیز مطالعه کرده میتوانید:

گرچه یک عده مردم با چهره به ظاهرنیکو وشریفانه ای داکترعبدالله عبدالله رهبر ایتلاف تغییر و امید آشنا ی نسبی دارند و عده ای هم از بی کفایتی و ضعف کاری وی در مراحل مختلف خاطرات تلخ و ناکام دارند، اما اکثریت آنانیکه وی را به عنوان رهبر و شخص مورد اعتماد خود می دیدند و تصور میکردند که موصوف دارای شخصیت پاک ومرد صاحب تقوا است، بد بختانه سخت فریب وی را خورده و در واقع آرمان های خودرا نا آگاهانه فدایی فساد اخلاقی، فساد مالی و معامله گری های سیاسی و شخص محوری این چهره کاذب، نمودند. اکنون فرصت آن رسیده تا این چهره فساد پیشه و جنایت کاربرای همه مردم و بخصوص آنانیکه فریب وی را خورده اند آشکار گردد و بیشتر از این فریب این چهره ای فاسد و ننگ آوررا نخورده و اجازه ندهند تا همچوفریب کاران بیشتر از این با سر نوشت شان بازی کنند.

طبق گزارش موثق، عبدالله بعد از ازدواج دومیش با خانم مریم نجف، یکی از دیپلمات های پیشین که جوان با استعداد و قشنگ توصیف شده است، دچار پیچده ترین اختلاف خانواده گی با خانم اولیش، فخریه عبدالله، گردیده و اکنون تحت نظارت وی در خارج از افغانستان در حالت سر در گمی و بحران عمیق به سر می برد.- برای دیدن عکس ازداوج عبدالله و مریم به قطعه عکس زیر مراجعه شود- بر اساس این گزارش عبدالله پس از هشت سال رابطه خیلی صمیمی وعاشقانه اش با مریم نجف از چند ماه بدینسو مخفیانه ازداوج نموده اما از بخت بدش این ازدواج مخفیانه ای وی بزودی نزد خانم اولیش، فخریه عبدالله، افشا و سبب بروز خشونت و اختلاف شدید میان عبدالله و فخریه گردیده است. گفته میشود در حالیکه عبدالله از ابتدا رابطه صمیمی و صادقانه با خانم اولیش، فخریه، نداشته و ندارد اما به نسبت افشا بودن راز های خیلی سری، مهم و حساس عبدالله نزد فخریه، موصوف قویآ تحت فشار و تهدید فخریه قرار گرفته وبر خلاف میل شخصی اش و فقط بخاطر جلو گیری از افشا شدن این راز نهایت خطیر، نا گزیر گردیده که جانب فخریه را بگیرد و خانم دومیش مریم نجف را که زوجه عشق اش میباشد در حال بی سر پناهی رها نماید وخود با فخریه افغانستان را ترک گوید. طوریکه گفته شده است عبدالله با وجود روابط غیر صمیمی و غیرصادقانه ای که با خانمش، فخریه، داشته است از وی دارای چهار فرزند نیز می باشدو فخریه بر خلاف خانم دومی عبدالله هیچ گاهی فعالیت سیاسی و اجتماعی نداشته و بجز در یک مورد خاص و آن هم بخاطر استفاده سیاسی عبدالله در آغاز انتخابات ریاست جمهوری در محضر عام و ودر برابر مطبوعات برای رای دهی به عبدالله ظاهر گردید ودیگر هر گز در محضر عام به چشم نخورده است. قابل یاد دهیست که در سال 2008 در یک برنامه تلویزیونی طلوع به نام مهمان یار عبدالله گفته بود که با خانم و فرزندانش رابطه ای دوستانه و صادقانه دارد و با هیچ خانم دیگر ی رابطه ای خصوصی ندارد. برای تماشای این برنامه به لینک زیر مراجعه شود.اما اکنون واقعیت و شرایط زندگی خانواده گی عبدالله بر خلاف ادعای دروغین اش چیزی دیگری را بیان میکند و پرده از چهره کاذب عبدالله برداشته و وحقیقت اصل پشت پرده را به مردم هویدا می سازد، تا همه در روشنای قرار گرفته و قضاوت بی طرفانه خود را نسبت به شخصیت نا شایسته ای عبدالله نمابند.

تصویرشب نکاح مریم نجف و عبدالله عبدالله

طوریکه گفته شده است ازداوج عبدالله با فخریه نه به اساس شناخت و خواست شخص خودش با فخریه بلکه از طریق فامیل عبدالله صورت گرفته است و ضمنآ بعد از اینکه فخریه در اثر سوختگی صدمه دید و این مساله نیزآهسته آهسته مناسبات عبدالله و فخربه را سرد و تیره تر گردانی. قسمیکه قبل تذکر داده شد، از یکطرف ازدواج عبدالله با فخریه ازابتدا مملو از مشکلات و نا خورسندی بوده است و از جانب دیگر رابطه های غیر مشروع عبدالله با چند خانم دیگر فخریه را سخت عقده مند ساخت و وی را وادار به این ساخت تا از مهارت کار گرفته همه فساد اخلاقی و جنایات پشت پرده عبدالله را تحمل نموده و ضمنآ با بسیار زیرکی در پی جمع آوری راز های خیلی حساس و سری عبدالله گردد و درعین حال استفاده مالی برای خود و خانواده خود نماید و حتا برادر بی سواد خود، کیهان احمدی، رادر پست های مهم دیپلماتیک در دهلی و اکنون در کانادا بگمارد و بلاخر امروز بتواند قطعه اصلی را که همان راز خطیر و خوابیده عبدالله است موفقانه بعد از ازداج عبدالله با مریم نجف علیه عبدالله به کار گیرد. طوریکه قبلآ اشاره شد، هم چنان گفته شده است که عبدالله از زمان ازداوج اش با فخریه تا اکنون کمترین وقت خودرا با فخریه سپری نموده و بیشتر مصروف معاشقه با معشوقه های خود در داخل و خارج از افغانستان بوده است اما فخریه بسیار ماهرانه توانسته همه دشواری ها را تحمل نموده و حتا رابطه نا مشروع عبدالله را با دیگران تحمل کند و در عین حال خط قرمز را در مناسبات خود با عبدالله مشروط به عدم ازداواج دومی عبدالله باخ خانم دیگری تعیین نماید. بلاخره ازدواج محرمانه ای عبدالله با مریم نجف سبب میشود تاکاسه صبر فخریه لبریز گردد شروع به تهدید و افشا گری نماید و عبدالله را از کیف ازدواج با معشوقه ای دلخواهش محروم نگه داشته و تحت نظارت شدید خود قرار دهد. در صورت اندکترین سر کشی عبدالله حتا دست به خشونت و رسوایی علیه عبدالله بزند. بنآ تحت چنین شرایط دشوارعبدلله نا گزیر گردیده که گوش به فرمان فخریه دهد و از همه فامیل و دوستانش خود فاصله گرفته و برای چند هفته بدون تماس با مردم به سر ببرد و بعدآ رهسپار دهلی گردد تا فساد خودرا از اذهان عامه مخفی نگه دارد.

از جانب دیگر قرار گزارش موثق که از زبان اطرافیان و همکاران نزدیک عبدالله نقل شده، بعد از افشا شدن ازدواج مخفی عبدالله با مریم نجف حتا عبدالله مورد لت و کوب فزیکی سخت خشونت بار فخریه قرار گیرده و فخریه تهدید نموده که در صورت سر کشی بیشتر عبدالله وادامه رابط ای زنا شوهریش با مریم نجم، وی (فخریه) تمام راز های خطیر و خیلی حساس عبدالله را طی یک کنفرانس مطبوعاتی افشا نماید که طبق اظهارات خود فخریه این امر حتا سبب به محاکمه کشانیدن و قتل عبدلله شده میتواند. بنا عبدالله مجبور میشود که سر تسلیمی فرو آورد و تحت فرمان فخریه عمل نماید و حتا بخاطر خوشنودی فخریه در برابر سایر اعضای خانواده خود نیز قرار گیرد. این بحران خانواده گی حتا با پا در میانی افراد بر جسته، وفا دار و نزدیک به عبدالله بی نتیجه لاینحل باقی بماند. در حالیکه سایر خانواده و نزدیکان عبدالله شاهد این صنحه ای دلخراش بوده اند اما وفتیکه خواستند مداخله ای داشته باشند از جانب فخریه مورد توهین و تحقیر قرار گرفته واز منزل عبدالله بیرون رانده شدند. در عین حال باز هم عبدالله از خود اندکترین تحرکی نشان نداده و فقط تحت نظارت و اسارت فخریه باقی مانده و گوش به فرمان وی میماند. هم چنان گفته شده است که در پی این خشونت فخریه عبدالله از ناحیه شانه و کمر در اثر پر تاب ظرف مملو از آب چوش جراحت سوختگی شدید برداشته و حتا فخریه اجازه نداده که برای معالجه عبدالله به داکتر مراجعه کند.

به هر حال چیزیکه بیشتر جلب توجه میکند و حایز اهمیت است، افشا بودن راز حساس و خطیر عبدالله نزد فخریه میباشد که وی را وادار به تحمل بیش از حد در برابر این همه خشونت ورسوای فخریه نماید؛ این در حالیست که عبدالله به مغرور و متکبربودن و خود بینی معروف است و نیم عمر خودرا در خشونت به سر برده و هم چنا ن با فامیل خود به شیوه سنت افغانی همیشه بر خورد داشته . حالا نا گزیردر برابر این همه خشونت فخریه جز صبر و تحمل چاره ندار و مجبور است خاموشی اختیار کند.

جالبتر از همه اینکه بعد از این همه رسوایی ها اخیرآ عبدالله همرا با فخریه، طوریکه قبلآ گفته شد فخریه هر گز پیش ازاین در صحنه سیاسی و اجتماعی فعال نبوده، برای مدت کوتاهی به کابل بر گردد و بطور نمایشی مقدار پولی را به بنیاد مسعود اهانه دهد و ضمنآ دعوت افطاری را بدون کدام اجندای مشخص سیاسی در منزل خود برای برخی از دوستان خود ترتیب داده و بعدآ آنرا به عنوان جلسه ای مهم سران جبهه ایتلاف تغییر و امید به نمایش گذاشته و گزارش آنرا در سایت خبری خود فقط به زبان دری با قطعه عکس های خود و خانمش، فخریه، بطور تبلیغاتی و فریب اذهان عامه پخش و نشر نماید و به تعقیب آن مصاحبه نمایشی دیگری را با تلویزیون طلوع ترتیب دهد و فردا ی آن پس از این صحنه سازی ها، دوباره کابل را به قصد دهلی تحت نظارت فخریه و کیهان احمد ی، برادر فخریه، ترک گوید و از آن به بعد خبری از ایشان شنیده نشده.

با در نظر داشت این مسایل یاد شده، سوال مهم دیگری که مطرح می شود این است که سر نوشت عبدالله بلاخره به کجا خواهد کشید، و تا چه زمانی به این نوع زندگی ننگین و آن هم تحت نظارت به سر خواهد برد و با خانم دومیش مریم نجف که یک جوان زیبا و با استعداد نیز است که نه تنها مطابق ارزش های افغانی بلکه بیشتر مطابق ارزش های کشورفرانسه بزرگ شده است، چگونه معامله خواهد کرد. طوریکه دقیقآ اطلاع داده شده است، مریم نجف که به دستور عبدالله وظیفه ای دیپلوماتیک خودر تقریبآ دو سال قبل در نیویارک ترک گفته و از آن روز به بعد تمام مسوولیت وی را عبدالله عهده دار شده بود، حالا عبدالله چگونه موقفی را در برابر این خانم اتخاذ خواهد نمود؟ از جانب دیگر گفته شده است که عبدالله مریم نجف را در ابتدا فریب داده وبرایش گفته بوده است که گویا رابطه اش با فخریه کاملآ تیره است و از مدت زیاد ی از هم عملآ جدا هستند و صرف بخاطر فرزندانش به هندوستان میرود ودر عین حال در جستجووتلاش است که چگونه و بدون سرو صدای بتواند طلاق فخریه داده و با مریم زنگی کند، و راز هاییش نیز پنهان بماند، و ضمنآ از مریم خواسته بوده که تا حل این قضیه باید ازداوج خودرا با عبدالله مخفی نگهدارد، حالا برای مریم چه پاسخی دارد؟

از جانب دیگر حالا که ازدواج عاشقانه ای عبدالله با مریم نجف نزد خانمش، فخریه، فاش گردیده و روابط تیره اش تیره تر گردد، وبی اعتماد ی که وجود داشته بد تر گردد و همه نزاکت زنا شوهری دچار بحران شدید گردد و هیچ گونه اعتمادی باقی نماند. اکنون فخریه با داشتن راز های خیلی مهم عبدالله توانسته وسیله تهدید آمیزرا علیه عبدالله تا تکمیل شدن هر پروژه که داشته باشد ترتیب دهد و از آن استفاده کند؛ در این میان سر نوشت عبدالله بلاخره به کجا میرسد؟

در اخیر ادعا شده است که بعد از نشر این گزارش احتمال آن وجود دارد که عبدالله و فخریه بخاطر مغشوش ساختن ذهنیت عامه و ضربه زدن مریم نجف و تکمیل شدن پروژه فخریه، صحنه سازی های نمایشی را بر پا کنند، اما واقعیت امر همین است که در لابلای این گزارش به آن به تفصیل اشاره شده است.

در نتیجه این عمل غیر انسانی عبدالله از یکطرف حیثیت و افتخار کاذبی که وی برای خود کسب کرده بود از دست داده و چهره ای اصلی اش برای مردم آهسته آهسته هر چه بهتر و بیشتر آشکار میگردد و از جانب دیگر سوال مهمی را به میان آورده که این راز خیلی خطیر و مهم تا چه زمانی نزد فخریه مخفی خواهد ماند؟ و این راز خیلی جدی که بد تر و خطیر تر از رسوایی های که بعد تر میتواند در نتیجه ای این حادثه تدریجی و پی هم به میان آید چه بوده میتواند؟ و عبدالله تا چه زمانی در قید و اسارت فخریه بیرون از افغانستان به سر خواهد برد؟ عبدالله در طی ان همه مدت مصارف گزاف معشوقه باز خود را از کجا و چگونه تمویل کرده است؟ عبدالله تا چه زمانی می تواند جدایی خانم دومیش را که زوجه معشوقه و دلخواه میباشد تحمل کند و بلاخره این ماجرا ی تراژیک چه پایانی خواهد داشت؟ هم چنان ادعا شده است که بحث این ماجرا ادامه میابد و انکشافات بعدی این حوادث راز های مهمتر دیگری را در معرض قضاوت مردم به ترتیب قرار میدهد و در نهایت امر پاسخ عبدالله چه بوده میتواند جز یاوه سرای های که همیش داشته و دارد. پس منتطر میمانیم تا موضوعات بیشتر در اختیار مرد م قرار گیرد. در اخیر نتیجه گیری دیگر که میشود این است، کسیکه نتواند به خانواده خود صادق و وفا دار باشد چگونه میتواند برای مردم خود صادق و وفادار باشد و یک جریان سیاسی اپوزیسون قوی را در کشور سازمان داده ورهبری نماید، طوریکه تا حال دیده شده در این راستا دست آورد ملموس نداشته است.

گالری عکس

امضا محفوظ است

"امضا محفوظ است" برای کسانی ایجاد شده که نمی خواهند هویت و نام آنان در کابل پرس? افشا شود. "امضا محفوظ است" مربوط به یک نویسنده نمی باشد و ممکن است نویسندگان زیادی از این امضا استفاده کنند. تشخیص اینکه چه کسانی می توانند از "امضا محفوظ است" استفاده کنند، پس از درخواست نویسنده، بر عهده کابل پرس است.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

106 دیدگاه
kabir

سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

Salaam khedmat hama dostan !

dost aziz agar zisht nawishta konam khob nakhahad bood
tasver foq yak tasver kamelan ishteba ve islaah shoda mebasha
zemnan hich kas haaq nadara ba masayel khanawadage kasi degare dakhalat konad
man en nawisinda ra hamrai en ax doroghen ash mahkom mekonam

kabir

سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

o bacha da switch hai bala dest mezani khuda khaireta pesh kona hahahah

حسن هزاره

سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

دوستان عزیز خواننده کابل پرس? !
من فرزندی از یک خانواده هزاره هستم، اکثر دوستان دوره دانشگاه من تاجک یا پشتون می باشند. به عنوان یک انسان، یک فردی از جامعه انسانی کاملا این مزخرفاتی را که در باره دکتر عبدالله نوشته اند محکوم میکنم، چون هیچ نوع ارتباطی به مسایل سیاسی و فعالیت سیاسی دکتر عبدالله ندارد و از نظر حقوق مدنی مورد اهانت قرار دادن یک شخص یا پرداختن افوا در مورد روابط شخصی جرم پنداشته میشود (البته در یک جامعه انسانی). درضمن، بعضی از دوستان خواننده بدون در نظرداشت اینکه ایا این مقاله توسط یک فرد هزاره نوشته شده یا خیر و یا اصلا گیریم توسط یک فرد از قوم هزاره نوشته شده باشد، آیا این موضوع ذهنیت تمام قوم هزاره را بازگو میکند؟ نخیر. برادران تاجک من، بیاید نگزاریم تا این روابط صمیمی که طی یک ده اخیر بین اقوام ما (تاجک ها و هزاره ها) به وجود آمده دوباره توسط همچین دد صفتان از بین برود. تاریخ مملکت بی نوا و فرسوده ما را مطالعه کنید دوستان مهربان و عزیز هزاره و تاجک که در طول قرن چه مصیبت های را ما (تاجک ها و هزاره ها) باهم کشیدیم!

عزیزان گرداننده کابل پرس!
لطفا حرمت انسان را به عنوان یک رسانه انسانی که همیشه مرامش حمایت از مظلوم در مقابل ظالم است را رعایت کنید، همچین مقالاتی را که مربوط به مسایل فامیلی یک شخص است و باعث توهین یک انسان میگردد را ابدا درج صفحه بربیننده تان نسازید، هرچند از نظر اقتصادی عاید خوبی به شما پرداخته شود.
از دید انسانی، نویسنده این مقاله هم حرمت یک خانم (مریم نجف) را زیر پا کرده است که حضرت محمد در حدیثی بهشت را بخاطر مقدس بودن این موجود بی همتا (زن، مادر، خواهر) فرش زیر پا قلم داد کرده، و هم باعث بوجود آوردن انزجار بین انسان ها گردیده.
به مسایل سیاسی شما عقیده سیاسی شما کاری ندارم، ولی مطمنم کرامت انسانی به مراتب برای شما با ارزشتر است نسبت به مسایل کثیف سیاسی. با این مقاله ببین چگونه فاصله بین ما ایجاد کرده یی!
درود.

ناشناس

سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

عکس کاملا ساختگی است زیرا داکتر عبدالله بطرف چپ دو دست ندارد که یکیش پایین ودیگرش به شانه دختر دور خورده باشد.

نجيبه بينا

ضربه بايين از كمر ممنوع است.در و جود ان ابر مرد بزرك داكتر عبدالله خدشه نيست.تنها دروغ و فوتو مونتاز.شرم است

راستى اين همه جعليات ,دروغ بافى ها فوتو مونتاز هاى كودكانه همه يك زمانى جسب داشت ولى امروز كودك بنج ساله هم توسط بروكرام كميبوتر ميتوند در فوتو ها تغيراتى بياورد.
اصل مطلب در بستى و بليدى يكعده افراد خاين و دون است كه به جعل و فريب و دروغ و ساختكى ها ميبردازند.
تا جند روز بيش خانم زهره ميكفت كه داكتر عبدالله نيكتايي خريد.بشر ميد اكر شرم داشته باشيد.من متيقن شدم بر باكى و صداقت داكتر عزيز.براى ايكه در و جود اين شخصيت جهادى كسى كدام خدشه,تقلب ,غلطى, خريد خانه ,منازل و غيره را نميابد.بدين سبب از معده خود جيزهايي كه خر انرا هم قبول ندارد ميسازند.
بدين اساس .به كوشش مكس شكر مردار نميشود.
ان بزركمرد, ان مدافع, وطن ان داكتر عبدالله بزرك نزد مردوم ما محبوبتر ميشود. اين طور نامردى را او هيج وقت نكرده كه شما كرده ايد.
مرك بر انكه عقب انسانهاى باك و شريف و عزيز كشور به نا مردى و دون همتى جيز هاى ساختكى و با فتكى را نشر ميكند و از كله بيمغز خود فكر ميكند كه به جشم مردوم خاك ميباشد.نى برادر مردوم همه هوشيار شده و تنها تو غول مانده يي كه ميخواهى مردوم را فريب بدهى.
به نامردى ,ضربه بايين ابندسيت نزن.

اولاد وطن
ضربه بايين از كمر ممنوع است.در و جود ان ابر مرد بزرك داكتر عبدالله خدشه نيست.تنها دروغ و فوتو مونتاز.شرم است

جای شرم و سرافندگی برای تمامی مردم افغانستان است، که از این همه بدبختی و ذلت درس عبرت نگرفته و باز هم با همان افکار بدوی ، معتصبانه ، محدود و قبیلوی که دارند باز به جان یکدیگر می افتند و هریک بیرق حق و درستکاری رهبر، قوم،سمت، قبیله و جناح خود را بالا کرده و از کسانی که سالیان سال است دست شان به خون این ملت مظلوم و ستمدیده آغیشته است طرفداری می کنند، طرف من کسانی هستند که با اسناد و نقل قول ها و مدارکی که از رهبران جهادی، سمتی و مذهبی شان دفاع می کنند است که هرکدام از انها این را بیان می کنند که رهبرشان، خودشان، قوم شان، سمت شان برحق و درستکارو وفادار به این آب و خاک هستند که با این وجود کمی فکر کنیم و واقع بینانه ببینم که اگر واقعاً چنین می بود ، کشورعزیزمان افغانستان در این وضعیت قرار میداشت. لطفا کمی هوشیار شوید و به دور از تعصب و هرچیز دیگر کمی از دید یک انسان بی طرف ببیند آیا این رهبران ارزش آن را دارد تا ما از حیثیت ادمی خود بگذریم و به توهین و تحقیر دیگران بپردازیم. مگر این رهبران مثلا برحق به فکر ما و شما هستند آیا واقعا هستند؟؟؟؟؟؟؟ پس چرا هوشیار نمی شویم مگر ما و شما مسلمان نیستم پس چرا این کارها را می کنید ؟ کمی به فکر آبادی و پیشرفت و ترقی کشورمان فکر کنیم کمی به اتحاد و وحدت ملی فکر کنیم آیا بهترنیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ امیدوارم هدفمان را برای تمامی برادارن و خواهران عزیزم بیان کرده باشم.
برادرکوچک شما

احمد

سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

فهیم

سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

کاش اول کمی توضیح میدادید که چطور و چگونه به این عکس دست رسی پیدا کرده اید؟

آیا خود داکتر عبدالله عکس خانم خود را برایتان فرستاده است؟ و یا اینکه خود شما به جرمی سنگینتر از جرم داکتر عبدالله که همانا دزدی است دست زده اید؟

ضمیر
سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

کابل پرس? از آنروز بنظرم سفله و احمق بنظر رسیثد که از رمضان بشردوست یک دیوانه زنجیری و خر طالب یا خر ملاعمر تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری را براه انداخته و از یک بی عقل شخصیت سازی مینمود.
درین سایت سرنمیزدم ولی وقتی در جاویدان نشرجوابیه مطلب فوقرا دیدم -امدم که یکبار دیگر به این سایت نفرین بفرستم .

ناشناس

سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

از پیامهای بالا چنین برداشت میشود که چوکره های عبدالله برای دفاع از وی زن را موجودی پست میشمارند. اگر چنین مسئله ای در کدام کشور اروپایی اتفاق می افتید ستاستمدار را نقره داغ میکردند.
http://www.bbc.co.uk/persian/world/2011/02/110206_l31_italy_berlusconi.shtml

ناشناس

سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

دروغ دروغ است

خان
سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

به تمام دوستانیکه خون گرم شده و فکر میکنند این عکس ها جعلیست یا واقعی و توهین به تاجکهاست یا به جمعیت و شورا نظار ...

دوستان این عکس ها اگر جلعی باشد یا واقعی از جانب مخالفان درون گرویی عبداله عبداله باشد و یا از جانب کابل پرس? مهم نیست مهم این است که بت پرستی را کنار بگذاریم وواقعیت ها را قبول بکنم عبداله عبداله از جمع شراب خوان و زنکه باران مشهور هستند که خود را در عقب شورای نظار و مردم مظلوم پنجشیر پنهان کرده ودنبال هدف خود میباشد , از رهبران خالص پنجشیری چه عاید مردم فقیر پنجشیر و شمالی و سایر تاجکان شد که از این دورگه نصیب شان گردد .

بییند حرف دو بار عروسی کردنها مطرحه نیست این جا پای زن بازی افراد مطرح مجاهدین که هر روز ریش شان کوتا و به نکتایی بازی و عطر فرانسوی روی میاورند و به تعهد های خود در برابر مردم پشت میکنند مطرح شده است هر کدام شان زندگی افسانوی از پول ملت یا از خون مردم شان برای خود دست وپا کرده اند امر مسعود برای قوماندان هایش گفته بود که هر کار بداز شما سر زد دزدی ,پول اندوختن ,و دوبار سه بار زن کردن انهم با زنان ایکه افسران جنایی زمان نجیب از شرم با انان نشت و برخواست نمی کردن اما شما با یک نگاه همه چیز تان را فراموش زنان خوب تان را زنان روز های بد تان را فراموش کردید (اشتباه نشود که هر قوماندان ومجاهد که دوبار و سه بار زن کرده اند زنان شان بد کاره نبوده است تعدادی از انان از مجبوریت مردم استفاده کردند با پول و تهدید ...دختران خورد وخوب را نیز بزنی گرفتن ولی تعداد زیادی شان با زنان نهایت بد کاره عروسی کردند ) .

اکثر رهبران جهادی و قوماندانان دوبار و سه بار عروسی کرده اند مزاری دوبار ,گلبدین دوبار , یونس خالص دوبار ,ملاعمر سه بار, سیاف دوبار ,محسنی دوبار, فهیم سه بار , انوری دوبار , داکتر عبدالرحمن دوبار , سارنوال اکرام دوبار , انجینیر عارف دوبار, گل اغاشیرزوی سه بار .....

اگر چه در ازدواج اینان پولدار شدن و دل خوش داشتن و عدم گرفتن اجازه از همسران اولی شان دخیل وحرف اول را گفته است ولی شایدایشان چون عبداله فهیم قانونی دنبال زنان بد کاره بازاری نبوده اند ..

تنها ربانی مجددی و گیلانی مسعود و اسماعیل خان.. فکر کنم یکبار عروسی کرده اند .

فريبا زنده دل
سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

معلوم است كه خان غول از همان خلقى هاى بكتياوال و زن فروش شبشى است.

خان
سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

فریبا جان تا دیروز مرا تائید میکردید امروز من خلقی و پکتیایی شدم محترمه من برای مردم بیجاره و فقیر تاجک پنجشیر و بدخشان ... به فقیران ازبک ومظلومان هزاره ووووووجگر خون وقلبم را درد میگیرد نه برای افراد چون فهیم معامله گر یا قانونی دزد و یا عبداله زن باره و یا خلیلی دزد و ادمکش یا سیاف و گلبدین محسنی ...................

مگر جهاد و اسلام دین و ائین بکسی هدایت داده تا به بیت المال دست برد بزنند؟؟ ادم بکشند از حق شهید و بیوه وبیچاره برای خود زندگی افسانونی بسازند ؟؟ و یا اعمال و کردار اش حلقه از یاران وهمرزمانش را بد نام بکند!!! این فروخته شده ها معامله گر با خون مردم پنجشیر و شمالی و مزار وهرات وکابل بازی میکنند از واقعیت های درونی این بی ابرو ها خبر نداری احمد شاه مسعود زن باره نبود دزد نبود از همین رو در باره او کسی چیزی نمی گوید ولی اگر درباره عیاشی فهیم خان کسی چیزی گفت باید وجدان را قاضی و در پی تحقیق و جستجو برایی نه اینکه چون اوغان و بعضی هزاره های مزاری پرست فاشیزم قومی چون پرده ضخیم جلو چشمانت را بگیرد و اب را نادیده موزه راکشیده و بر فرق از خود بیگانه وار نماید.

خان
سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

فریبا جان من اینها را رهبران پنجشیر و شمالی در نهایت تاجک ها نمی دانم ان بزرگ مرد پنجشیری زبان دار اسمش فراموشم شده فکر کنم مسوول کدام نشریه جمعیت و حالا در پارلمان تشریف دارند حتا گربز خان عطاخیل , اقای دشتی و ریگی بهترین رهبران برای دوستان پنجشیر خواهد بود نه این بت های من و تو .

همچنان مرکز مهم تاجک ها کابل شمالی هرات تخار مزار .. میباشد نه اینکه صاحب سرنوشت همه, دوستان خوب و بد پنجشیر باشند .

Bina
به خر خان خربا كستانى

راستى از نوشته ات دانستم كه همان زن با كستانى هستى هدفت تفرقه است. تو سابق به نامهاى بابر و تنوير و جندين نام ديكر بيام مينويسى هميشه دوشمنى ات با اقوام غير بشتون است.در بيامهايت مهم نيست كه موضوع جه است تو فورى شروع به تو هين اقوام غير بشتون و رهبران انها ميكنى.تو مزخرف بلند كوى مشرف هستى او مشرف است دوشمن من و تو بيشرف هستى دوشمن اقوام برادر من.بجف مانند سك.اين كار توست.به ياد دارم كه مزارى صاحب تورا بارها به اب صاف كشيده ولى تو شرم ندارى.

niec
به خر خان خربا كستانى

ایا از زن اولی ان خبر دارید که از فخیریه پس بود?

خان
به خر خان خربا كستانى

با کسی که از همه جزیات زندگی افراد چون عبداله با خبر اند و رهزن ودزد و عیاش چون طرفداری میکند
نمیشود بحث نمود . بجای اینکه به خون جوانان به اهداف شهدا پنجشیر فکر بکنی به این وان می تازی .

خان
به خر خان خربا كستانى

فریبا جان و بینا جان!!

اگر من رفتار و کردار اوغان قبیلوی را نقد میکنم و سر اشتی با انان ندارم این بدین معنی نیست که مثل بابر گله یی و بایانی و نا اصیل از ناحق خود از عیاش و معامله گر خود دفاع و طرفدار انان هستم دشمنی من با اوغان از همین جا اغاز میشود چونکه باسواد و بیسواد چپی و راستی غربی و شرقی شان از ملاعمر گلبدین و تره کی وامین سیاف محمد گل مومند ... دفاع میکنند این حرکت شان ریشه در تبار وگله انان دارد .

دفاع کورکورانه شما نیز ریشه در فاشیزم سمتی و محلی تنظمی ... دارد باری مزاری صاحب در یکی از یاداشت هایش نوشته بودند تا زمانیکه سگ بازی,بیسوادی چون گل اقا و جمعه خان همدر یا بشیر بغلانی والی باشد ما از افراد چون عطا محمد نور لوگری که از مظالم اوغان و فقر نزد مزاریان پناه اورده و روزگار او را صاحب سرنوشت ان دیار مردخیز ساخته است پشتبانی میکنم (جملات شان تقریبا در همین حد بود ) این خود هزاران راز نا گفته را عیان میسازد اگر ما خاموش هستیم بدین معنا نیست که هر راهگیر و غاصب همجس گرا ...را بخاطر ایکه همزبان و همتبار ماست تائید میکنیم ..

ببینید شما ها که اسم زنان را استفاده میکنید و شاید هم زن و دختر باشید !! فکر کنید شوهر تان که سال ها باو بوده اید در روز های بد , روز های دشوار و غریبی در کنار شان قرار داشته اید روزی فرا برسد که از حلال و حرام پولدار شوند انگاه دنبال یک زن دیگر رفته با انان عروسی .. کنند ایا قلب تان را اتش نخواهد گرفت .؟؟

اسلام اجازه چند زن را داده است اما با شرایط مخصوص 1-زن اولش اگر فوت شد 2 -زن اولش مریض وعلاج نداشت 3- زن اولش باردار نمی شد 4- زن برادر فوت شده اش اگر که زن راضی ومجبور بود 5-یا غرایض مرد بی اندازه زیاد و فکر میکرد اگر زن دومی نداشته باشد بگناه داخل خواهد شد ... وچندین فقره دیگر در اکثر این شرایط اجازه زن اولی حتمیست حال خودتان مسایل سمت تنظیم .. را یکطرف بگذارید سر در گیربان تان کرده جواب بگوید همین های که چند زن گرفته اند ایا از زنان اول شان اجازه گرفته اند زنان مظلوم شان راضی بوده اند شرایط برای زن گرفتن اماده بوده است هر روز تابوت دوستان و همرزمان شانرا از جلو چشم شان میگذرانیدند ولی اینان با دل خوش بدون اینکه خمی به ابرو بیاورند دنبال زنان حلال و حرام ؟؟

داستان عبداله عبداله کاملا جداست خوب بوداز همان روز های اول که پولدار شد ه بود زن دومی میگرفت نه اینکه فرد مهم شورا نظار و جمعیت کاندیدا ریاست جمهوری اما در باطن چون بعضی ادم های کوچه بازاری دنبال زنان بد کاره و عیاشی اینها لکه بدامان شماست باید خود این لکه ها پاک کنید نه اینکه انانرا بر فرق تان بنیشانید .

بسیاری از داستان حقیقی این افراد و اشخاص را من و دیگران واقف اند اما شرایط زمان و مکان و جبهه گیری دشمان و دور فکری خود ما اجازه نمی دهد تا لب به سخن بگشایم اگر در خانه کس است یک نکته بس است خون گرمی و سمت گرایی و تنظیم گرایی را بگدارید بجای خود اش سر در گیربان کرده ببینید که چقدر ادم های شریف پر کار حق گو در همان پنجشیر و شمالی وشورا نظار موجود اند که کسی به دهان شان پیاز هم میده نمی کنند در مقابل اگر کسی در باره افراد بی خاصیت و بد نام چون عبداله چیزی گفت فشار چقدر ادم های بی خبر و با خبر بالا میرود .

ناشناس
به محترمه بینا

بانوی عزیز متوجه نوشتارخودباش که همیشه کلمات را اشتباه مینویسی مثلا دربعضی نوشته هایت مردم را مردوم مینویسی ودشمن را دوشمن نوشته ای نمیدانم درکجا تحصیل کرده ای که چنین انشای غلط داری

مشت اهنين و يا مشت كليجكو
به محترمه بینا

برو برادر سك كريت كم بود كه معلمى را هم شروع كردى.

خلافت اسلامی
به خر خان خربا كستانى

آقای خان من کلاً بیطرف هستم نه به زن گرفتن کسی غرض است و نه هم به زندگی شخصی کسی همه اینها معلوم هستند. ولی یگانه چیزی که منرا متاثر ساخت اینست که شما نمیدانم که ملا هستید، مولوی هستید و یا هم شیخ الحدیث که از دل گرمت نوشته میکینی و فتوا میتی که یک مرد باید چنین شرایط را دارا باشد تا ازدواج دیگر کند. جناب خان!
در اسلام برای مرد اجازه است که بدون کدام دلیل با زن دیگر ازداج کند، ولی شرط آنست که میزان عدالت را بین تمام ازواجش برابر و یکسان نگهدارد.
این موضوع در طلاق هم صدق میکند که یک مرد میتواند یک خانمش را بدون کدام دلیل طلاق دهد، ولی خداوند طلاق را دوست ندارد و در کلام پاک تذکر رفته مشکلترین کار است و خداوند دوست ندارد. ولی اگر طلاق میدهد کار خودش است.
ما مسلمانان چون از فرهنگ و مطالعه علمی و دینی خود بدور هستیم، و برای دفاع از مقدسات خویش مسلح نیستیم، همیشه از طرف غربی ها مورد انتقاد قرار گرفتیم، و بخاطر فرار از این نوع انتقادات از دل گرم خود اینچنین شرایط را برای تعدد ازدواج ها و طلاق ها درست کردیم و در جامعه تقدیم و پخش کردیم که زندگی را برای خویش تنگتر ساختیم. همین موضوعات است که حالا تمام مرد ها به زنا رو آوردن و با در نظرداشت همچو شرایط مزخرف خود را در گودال گناه و تباهی انداخته اند. وای بر این مسلمانان دیموکرات!!! حیف این دین مقدس که ما و شما قدرش را ندانسته و با افکار و احساسات خویش مخلوطش کردیم و ماهیت اصلیش را فراموش کرده به باد فنا دادیم. ولی بدانید که حافظ این دین الله (ج) است و نیازی بر ما و شما نیست. بیشک!!!

مزاری
به خر خان خربا كستانى

آقای خلافت اسلامی ! شما نوشته اید : ولی شرط آنست که میزان عدالت را بین تمام ازواجش برابر و یکسان نگهدارد. بسیار معقول و بجا فرموده اید . پرسشی است از شما که ، شما منحیث یک مسلمان شرط عدالت را چگونه ارزیابی میکنید ؟ آیا مفهوم واقعی دادگری یا عدالت را میدانید ؟

باید خاطر نشان سازم که آنچی آقای خان نوشته جزو شرط عدالت است !!

به خلافت امیر مومنین
به خر خان خربا كستانى

اقا خلافت اسلامی .

بهتر است اسم مبارکت را ملاعمر کور و بی دانش بمانیم چونکه از خلامت ملاعمری و خلفا ترور, و حشت و همجنس بازی, تجاوز ,تریاک پرداخته اید من نوشته ام چند ادعا نکرده ام که این چند موردی را که ذکر کرده ام شرایط کامل برای زن گرفتن است در قسمت از ان ذکر کردم ام که "..وچند مورد دیگر ..."

دوست اول بخوان باز امضا کن . من فتوا نداده ام فکر کنم جناب تان از ان ملا های یک الفه هستید از اسلام , حقوق مسلمانان و حقوق بشر چیزی به مشامتان نرسیده است .

من کاری به زن گرفتن و طلاق دادن کسی ندارم , موضوع دنیا واخرت و عدالت خود فرد در ان نهفته است , در باره این عکس هم من نظری دیگر دارم ابتدا باید از خود عبداله عبداله کسی میپرسید که این عکس از شماست یا نه بعد در در دفاع از او و جعلی و درست پنداشتن اش قلم فرسایی میکرد ما همه چیزی را بنام وجدان شنیده ایم , باید پرسیده میشد کی انر از حریم خانوادگی اش بیرون داده است" عکاس ,زنان و مردان خانواده اش یا مخالفین خانم دومش, دوستان قدیمی و مخالفین کنونی پنجشیری اش... " این تعرض به امور خانواده گی اوست او حق دارد بر علیه نویسنده اعلام دعوا و جرم بکند , اگر زن قانونی اش باشد چیزی جالب نیست ,

ولی من جدا از عکسها به صفت ذاتی این شخص پرداختم که تظاهر به تقوا و پاکی ومجاهد بودن شریف بودن میکنند در باطن به زن بازی شراب اختلاس غارت و ...میپردازد باید بدانی که سیاسی ها که یک روز به میدان جنگ نرفته اند حاصل پیکار نظامی ها و افراد بیچاره شعوری و غیر شعوری را که بنابر اهداف همین ها به میدان جنگ فرستاده میشوند و انان در انجا با کشته و زخمی شدنشان شکست و پیروزی را برای این شک پوشان به ارمغان میاورند بعد پیروزی همه چیز بنام و نشان این سیاسی های خط اخر جبهه سجل و اسایش و , چوکی,مقام , موتر و زن ها نازک ونفیس .... در انتظار شان و در پایان ان فقیر بی سواد سرباز را به دروازه اش هم راه نخواهد داد و دوباره راهی خانه کلوخی خود و در نهایت خود اولاد این شخص بی کسب و کار راهی کشور های خارجی چون ایران و عرب وپاکستان برای کمایی کردن لقمه نانی برای خانواده اش... در مقابل او ناز دانه های سیاسی ها در خارج داخل مصروف تحصیل و در اسایش ...

در عین حال من که شناخت دقیق از چندین مقام ظاهری پنجشیر دارم در چند یاداشت بالای خود در باره زن بارگی , اختلاس بیت المال , شراب نوشی , انان کم وتم نوشتم بعضی چیز ها را بنابر دور فکر نخواستم بنویسم چونکه دشمن در کمین است .

شاید مظلومین, سنگ های زیرین اسیاب و مسلمانان واقعی پنجشیری نظریات مرا تائید کنند .

اماواضیعیست که به دماغ بعضی کوته نظران که به سمت و زبان ارزش قایل اند خوش نخواهد خورد...

به خلافت امیر مومنین
به خر خان خربا كستانى

مطلب بالا از من خان است

نجيبه بينا
به خر خان خربا كستانى

قا بل توجه به خلافت امير مومنين!
شما نوشته ايد كه درباطن شراب ميخورند زنباركى ميكنند...
ايا شما از باطن انسانها هم خبر داريد؟
منكه شراب هم خورده ام و كنه كار ورو سيه هستم نزد ايزد يكانه ولى به اين باور هستم كه علم غيب را تنها زات ان قادر يكانه و از باطن ما تنها او با خبراست.
ولى خيلى باد دل خودرا خالى كرده ايد و زهر و كينه حيوانى خودرا هم افشانده ايد.
تو از ملاعمر كم نيستى و نيمجه ملا كافر است.
دانش مغز و بوستى دارد,انكه اشنا به بوست شد در درياى غرور غرق ميشود.
جب و راست خور كرده ميروى برادر يك كمى زمين را هم ببين.

صادق

سرنوشت ایتلاف تغییر و امید در گرو فخریه عبدالله

سلام دوستان
حالا که موضوع در مورد داکتر عبدالله است همه میخواهید این واقعیت را وارونه جلوه دهید در حالیکه اګر این مطلب در مورد کرزی میبود همه شما برای نویسنده مرحبا میګفتید. اصلاْ امکان ندارد که چنین عکسی در برنامه ها از جمله فوتو شاپ درست شود بناْ فقط بګویید که عبدالله جان نوش نوش
برای خود داکتر صاحب عبدالله باید ګفت که تبریک باشه مبارکت. اګر کدام خانم دیګری هم داری همین حالا اعتراف کن، نشه که بعداْ توسط مریم جان نجف افشا شود.
تقدیم به همه شورای نظاری ها

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 106 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس