رفتن به محتوای اصلی
افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

شاه محمود سدوزایی، شاه شجاع سدوزایی، امیر دوست محمد بارکزایی، امیر محمد یعقوب خان محمد زایی، امیر عبدالرحمان محمد زایی، امیر حبیب الله محمد زایی، نادرشاه محمد زایی، ظاهرشاه محمد زایی وغیره که همۀ آنها با داشتن پساوند زی دردنبالۀ نام خود، با یکی از سلاله های زی سالارمرتبط میباشند، همه کسانی اند که درین کشور فرمان رانده ودر بدل فرمانروایی، قسمت های معینی از خاک این کشور را به اجانب واگذار کرده اند.

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

نشر نخست در کابل پرس: شنبه 25 جون 2011

خط دیورند یک میراث ننگین استعماری ازدوران سلطۀ استعمارگران انگلیسی دراین منطقۀ آسیا، منجمله افغانستان، وحاصل وطن فروشی قبیله سالاران اجنبی پرست درکشورماست که، در مقاطع بعدی تاریخ این سرزمین به یک افزارسیاه تبلیغاتی، برای محافل شئونیستی وقبیله پرستان انحصار طلب این طرف خط دیورند، در جریان بازیهای مختلف قدرت طلبی، وجستجوی راه های انحصار دایمی قدرت سیاسی وحاکمیت اقتصادی درکشور، مورد استفاده قرار گرفته است.

تاریخ سیاه دوران حاکمیت محمد زایی های آل نادرودیگر زمامداران برخاسته از متن قبیله سالاری درافغانستان، گواه برآن است که، اگراسلاف این قبیله پرستان در گذشته با فروش این بخش به انگلیسها، خودرا مالک جاه ومقام درین مملکت ساخته، وباسرنوشت مردم ماحسب اقتضای منافع آزمدانۀ خود معامله گری نمودند، امروزکه دیگر آن استعماریون کهن، به آن گونه های سابق جهت خرید وفروش خاک وجود ندارند، وارثین آن خاک فروشان، با ادعای مالکیت ودر خواست کذایی استرداد دوبارۀ آن اراضی، میخواهند که احساسات قبیلوی قبایل پشتون رادرهردو طرف خط دیورند تحریک نموده، وازآن در جهت تحکیم پایه های نظام قبیله سالاری درافغانستان وتبدیل نمودن قبایل حاکم بیک اکثریت فایق، سود بری نمایند.

طرح مسألۀ دیورند طی دهه های اخیر که عمدتاً اززمان صدارت شاه محمود خان آغاز وتا امروز در جریان است، بیشترینه در راستای تحقق اهداف قدرت طلبانه وانحصار گرانۀ قبیله سالاران در افغانستان جاری بوده وکمترمتوجه خواست وارادۀ خود خلق پشتون در آن طرف خط دیورند است که ، واقعاً ایشان خواهان چه سرنوشتی برای خود میباشند!!!!.

اگر حرف بر سر حق خود ارادیت وتصمیم آزادانۀ پشتون ها مبنی بر چگونگی تعین سرنوشت ایشان باشد، این حق طبیعی، پشتونهای آن طرف خط دیورند است که، همانند هر قوم وملیت دیگری درین کرۀ خاکی، تصمیم اتخاذ نمایند که کشور مستقل خودرا میخواهند ویا خواهان ادامۀ حیات در کنار این یا آن کشور، با داشتن حقوق شهروندی وامتیازات متساوی با سایر باشندگان آن کشور ها که افغانستان باشد ویا پاکستان!!!!.

اما قبیله سالاران حاکم بر سرنوشت باشندگان آن سوی خط دیو رند درین رابطه مواضع سود جویانه ومعامله گرانۀ مشخص واثبات شدۀ خودرا دارند.

این چیزی است که حاجت به هیچگونه تحقیق اضافی ندارد. زیرا تجارب روزمره طی سالیان متمادی حاکی از آن است که، قبیله سالاران آن طرف خط دیورند عملاًترجیح میدهند که با پاکستان باقی مانده، وازافغانستان هم تا جاییکه ممکن باشد استفاده های مادی ومعنوی خودرا بعمل آورده وضرب المثل« تا احمق در جهان باشد مفلس در نمی ماند» را در عمل ثابت سازند.

البته سرنوشت توده های ملیونی مردم غیر از بازیچه چیز دیگری در دست این گرگهای رمه آشنا ونسل اندر نسل معامله گر واستثمار گر نمیتواند بحساب آید که باید است در رابطه با آنها بعنوان قربانیان نظام قبیله سالاری از زاویۀ دیگری باید است حرف زد!

اما طرحی را که قبیله سالاران افغانی طی چند دهۀ اخیر مطرح و با ادعای واپس گیری اراضی مسکونی پشتونهای آن طرف خط دیورند، با صرف ملیونها دالر از دارایی مردم فقیر افغانستان دنبال مینمایند، یک طرح مضحک وفاقد دورنما وبدون احترام گذاشتن بخواست وارادۀ مردم آن سرزمین میباشد، که در آن جای خواست وارادۀ خود مردم آن طرف خط دیورند بکلی مفقود است!!!

این خود بزرگترین بد فهمی ونا فهمی حقایق در رابطه با خلق پشتون درآن طرف خط دیورند است که، حلقات زعامت طلب قبیله سالاری در کشور ما مصروف آن میباشند.

از جانب دیگری امضای معاهدۀ ننگین دیورند، فی مابین امیرعبدالرحمان ودولت انگلیس، گویا ترین مظهرخیانت زمامداران قبایلی افغانستان وعملکرد های نیروهای استعماری در رابطه با تمامیت ارضی واستقلال کشورماست که، در شرایط امروزی، از جانب یک عده عظمت طلبان قبایلی، بدون تماس با خیانت های آشکارامضا کنندۀ آن معاهده یعنی امیرعبدالرحمان خاک فروش، صرفاً به شکل یک ادعای ارضی برعلیه دولت پاکستان ، بعنوان وارث وحاصل استعمارانگلیس درمنطقه مطرح میشود.

در حالیکه درتاریخ این سرزمین معاهدۀ دیورند نه اولین معاهدۀ خاک فروشانه، در مغایرت کامل با آزادی، اسقلال، تمامیت ارضی ودیگرارزش های ملی ومیهنی مردم ماست ونه هم آخرین آن.

زیرا تاریخ سده های واپسین موجودیت افغانستان، به وضاحت نشان میدهد که، از سقوط سلطنت زمانشاه ابدالی تا به امروز هر یکی از قبیله سالارانی که درین سرزمین حکمروایی داشته اند به نوبۀ خود بخش هایی ازین سرزمین را، در بدل تاج وتخت عاریتی وننگین ، به بیگانگان هدیه داده ودر بدل آن چند روزی را با کسب حمایت اجانب، بر جان ومال وناموس باشندگان این خطه فرمانروایی نموده اند.

شاه محمود سدوزایی، شاه شجاع سدوزایی، امیر دوست محمد بارکزایی، امیر محمد یعقوب خان محمد زایی، امیر عبدالرحمان محمد زایی، امیر حبیب الله محمد زایی، نادرشاه محمد زایی، ظاهرشاه محمد زایی وغیره که همۀ آنها با داشتن پساوند زی دردنبالۀ نام خود، با یکی از سلاله های زی سالارمرتبط میباشند، همه کسانی اند که درین کشور فرمان رانده ودر بدل فرمانروایی، قسمت های معینی از خاک این کشور را به اجانب واگذار گردیده اند.
هرزمانیکه کلمۀ دیورند به ذهنم خطور میکند، بی محابا بیاد جنایاتی می افتم که درین سرزمین بعدازظهورقبیله سالاران سدوزایی، بارکزای ومحمد زایی بوقوع پیوسته، وتمامیت ارضی این کشور قدم بقدم فدای کشمکش های ذات البینی مدعیان تاج وتخت بخاطر رو آوردن های خاینانه وجاه طلبانۀ آنها به قدرت های بیگانه وکشور های همسایۀ هند بریطانوی، ایران قاجاری وروسیۀ تزاری گردیده است.

کشوری راکه ما همین امروز بنام افغانستان می شناسیم آخرین محصول تجزیه وترکیب های منطقوی بنا بخواست وارادۀ قدرت های بزرگ استعماری روس وانگلیس وموافقت امرای خاک فروش سدوزایی ومحمد زایی ازشاه شجاع وشاه محمود درانی تا امیر دوست محمد خان، امیر محمد یعقوب خان، امیر عبدالرحمان خان، امیر حبیب الله خان، نادر خان، ظاهر خان وغیره است که در هر دوری با امضای معاهدات ننگینی چون معاهدۀ سمله، پیشاور، جمرود، راولپندی، گندمک، دیورند، هشتادان وغیره به خطوط تجزیه تحت نامهای دیورند، ریجوی، مکمهان وغیره رسمیت بخشیده، ودر نتیجه یک بخشی ازاراضی کشوررامنقطع ودر تصرف دول همسایه قرارداده اند که، نتیجۀ آن ایجاد همین کشور بی درودروازۀ بنام افغانستان مقیید به حدود فعلی آن است.

اما با کمال تعجب مدعیان قبیله پرست امروزی خط دیورند ازمجموع اراضی از دست رفتۀ افغانستان که آخرین حدود آن درزمان تیمورشاه درانی وفرزندش شاه زمان، درجنوب وشرق تا سند، کشمیر، لاهور، ملتان وپنجاب، درغرب تا آخرین حدود سیستان، بلوچستان، زابل، خواف، امتداد داشت، ودرشمال هم مرووپنجده، آق تیپه،چمن، بید،چشمۀ سلیم را شامل میگردید، وتمامی آنها بر اساس معاهدات ننگینی که از جانب امیران فوق الذکر با کشور های همسایه امضا گردیده امروز به افغانستان تعلق نداردند، باعلاقمندی غیر قابل وصفی صرفاً متوجه خط دیورند ومناطق خالص پشتون نشین آن طرف خط دیورند بوده واز متباقی ساحات از دست رفته هیچ یادی نمی نمایند.
سوال اساسی که درینجا مطرح میشود این است که، اگر حرف بر سر اراضی از دست رفته ای باشد که روزی بخشی از قلمرو امپراطوری احمد شاه ابدالی بودند، وبعد ها براساس معاهدات خاک فروشانۀ متعدد امیران خاک فروش، به کشور های همسایه واگذار گردیده اند، باید است هروجب آن اراضی بفروش رسیده، واشغال شده را از کشور های همسایه مطالبه نموده و درراه استراداد آنها، بدون در نظر داشت هیچ ملحوظی مبارزات همه جانبه و بی کم وکاست را راه اندازی نماییم!!!!!

درینصورت باید است مسأله از طرح انحصاری مسألۀ دیورند خارج وشامل تمامی قرار داد های استعماری طی دو سدۀ اخیر شود، که در آن حالت فرضی باید است افغانستان با تمامی کشور های همسایۀ خود یک بده وبستان های عریض وطویلی را راه اندازی نماید که حل آن شاید است تا آخر عمر جهان هم بپایان نرسد!!!!

اگر قرار برآن باشد که آن میثاق ها وقرار داد ها را قانونی ومحترم شمرده واز ادعای ارضی در دیگر ساحات منصرف میشویم ، پس دو دسته چسبیدن به خط دیورند چرا؟؟؟؟

باز درینجا یک موضوع غیر عادی دیگردرین رابطه برجسته میشود، وآن این است پشتون سالاران ما، همیشه از خط دیورند یاد آوری وآن را نکوهش نموده وبا شعار «دا پشتونستان زمونژ» خواهان باز پس گیری ساحات آن طرف خط دیورند تا دریای سندمیشوند، ولی کمتر دیده میشود که کسی از امیر عبدالرحمان به عنوان عامل اصلی واساسی این معاهدۀ ننگین یاد آوری ونکوهش نموده واز خیانت ها وجنایاتی که او انجام داده است یاد آوری نماید!!!

اگر بپذیریم که این معاهدات مشروعیت ندارند ومظاهری از تجاوز وحق تلفی های زورگویانۀ تاریخی را به نمایش میگذارند، لازم است که عاملین بر پا دارندۀ این قرار داد های خائینانه راهم، در نظام های دولت داری کشوربی هیچ ملاحظۀ افشا وبا رسمیت بخشیدن به خیانت وخاک فروشی آنها وارد عمل شویم، نه اینکه از مجموع معاهدات صرفاً معاهدۀ دیورند را هدف قرار داده وامضا کنندۀ آنرا بعنوان یکی از قهرمانان ملی محسوب وجنایاتی راکه او در ابعاد داخلی وخارجی حیات مردم مرتکب گردیده است نادیده انگاریم.!!!! ولی خود معاهده را جدا از امضا کنندۀ خائین آن ، بر اساس تمنیات قبایلی خود طرح وخواهان مبارزه بر علیه آن باشیم . چنانچه هوداران یکجا سازی لر وبر پشتونخوا همین اکنون درافغانستان مصروف آن اند!!!

اگرامضای معاهدۀ دیورند یک عمل خائینانه وجنایت نابخشودنی در حق مردم افغانستان است پس امضا کنندۀ آن یعنی امیر عبدالرحمان هم یک خائین ملی وقابل محاکمه در دادگاه تاریخ است.

اگراین عمل امیر عبدالرحمان را خیانت محسوب بداریم پس در رابطه با شاه شجاع، شاه محمود، امیر دوست محمد، امیر محمد یعقوب ودیگران هم باید است این حکم را صادر نماییم که همه خائنین اند وخاک فروشانی که به نفع تصاحب تاج وتخت عاریتی خاک وطن را فروخته وبا ناموس کشور معامله گری نموده اند.

معاهدات امضا شده طی دوره های تسلط استعماریون انگلیس وروس در منطقه ، با همه نتایج شومی که باخود دارند، بخشی از مسایل پذیرفته شدۀ تاریخ، واساس شکل گیری کشورهای فعلی منطقه در نقشۀ جغرافیاوی جهان بحساب میآیندوجهان امروز نیزآنرا بدون در نظر داشت ماهیت وچگونگی آنها پذیرفته است.

در نتیجۀ این معاهدات، ومرز بندی های استعماری، کلیه اقوام وملیت هاییکه درمنطقه ظرفیت های دولت سازی مستقل را از لحاظ تاریخی وجغرافیاوی دارا بودند، ومیتوانستند در قلمرو معین جغرافیاوی، مردمی راکه دارای زبان ، کلتور، مذهب، نژاد، سوابق مشترک تاریخی ودیگر مشترکات ارزش آفرین مادی ومعنوی بودند، در خود متحد سازند، عمداً تجزیه وازحق تشکیل دولت های یک ملیتی با همبستگی های عمیق ومستحکم درونی محروم گردیده اند.

زیرا استعمارگران بخوبی واقف بودند که دولت های یک ملیتی نسبت به دولت های چندین ملیتی ظرفیت ها وتوانمندی های رشد وتوسعۀ بیشتر وبهتر را دارا بوده وزمینه های مداخلات کشورهای دیگردر امورات داخلی آنهاکمترمیسر میشود، بناءً استعمارگران کهن در واپسین لحظات حضور خود در مناطق تحت استعمار، آن قلمرو ها را با در نظر داشت منافع دراز مدت خود در آینده سلاخی واز ترکیب وتجزیۀ واحد های مستقل ملی، وقلمرو زیست انسانهای همزبان با سایر داشته های مشترک انسانی، کشور های فعلی را خلق وتخم نزاع را برای همیش در حیات داخلی وخارجی این کشوردر آسیا، افریقا بذر نموده اند.

در شرایط امروزی جهان هم، اگر حرفی برسر تعین سرنوشت آگاهانه وداو طلبانۀ اقوام وملیت های جبراً تجزیه شده بمیان آید، این امر شامل حال تمامی آنهایی میشود که ازین ناحیه دچار چند پارگی گردیده و بصورت پراگنده در بدنۀ کشور های مختلف امرار حیات مینمایند.

در کشورماطرح انحصاری واستثنایی این مسأله صرفاً برای پشتون های آن طرف خط دیورند، آنهم با عدم توجه بخواست وارادۀ خود آنها ، چیزی را جز تمایلات عظمت طلبانه وفاشیستی یک عده زعامت طلب وفاشیست منش به نمایش نمیگذارد، که در بعد داخلی به وحدت ویک پارچگی باشندگان اصلی وچندین ملیتی افغانستان شدیداً لطمه وارد نموده وموجبات تخریش دایمی مناسبات فی مابین افغانستان وپاکستان در بعد خارجی راهم فراهم میسازد.

پاکستان با اتکا برموازین حقوقی ومیثاق های قبول شدۀ بین المللی که درآن رآی وارادۀ خود پشتونهای آن طرف خط دیو رند، مبتنی بر آخرین ریفراندوم قبل از تأسیس دولت پاکستان هم ذیدخل است، آن ساحه را بخشی از خاک خود بحساب میآورد. ولی پشتون سالاران افغانستانی همواره بر طبل دا پشتونستان زمونژ کوبیده، از یکسوروابط عادلانه وبا همی اقوام وملیت های ساکن افغانستان راخدشه دار نموده، واز جانب دیگر زمینه های مخاصمت با پا کستان را دامن زده وپای مداخلات آن کشور را بسوی افغانستان باز مینمایند.

راه اندازی دیورند جرگه ها ازجانب حلقات فاشیستی نا متجانس کشورکه شامل افغان ملتی ها، خلقی های دوآتشه، گلب الدینی ها، ملی غورزنگی ها وغیره میشود بیشتر از آنکه ناشی ازعلاقمندی ایشان به سرنوشت خلق پشتون در آن طرف خط دیورند باشد ، بخاطر جستجوی راه های اشتراک در معاملات تقسیم قدرت واز نام پشتون ها بدست آوردن امتیازات نا مشروع برای خود وحلقات مرتبط با خود آنهاست که دوران آن تقریباً به پایان رسیده وثمری جز تداوم بخشی بدبختی های مردم ماراباخود نخواهد داشت.


جنایات سیستماتیک حاکمان افغان و کوچی ها در زمان عبدالرحمان به روایت رسانه های بین المللی

فروش عمده انسان های زندانی: امیر افغانستان (عبدالرحمان) ده هزار زندانی هزاره را به عنوان برده فروخت تا هزینه های جنگ را پرداخت کند.

دو شنبه 16 مه 2011, بوسيله ى کامران میرهزار


عبدالرحمان پدر جنایت و خیانت، در مافیای کرزی سمبول وحدت ملی می شود
او در سال 1893 در اقدامی خیانت آمیز بخشی از این سرزمین را با معاهده ی دیورند، از پیکر آن جدا کرده و به هند بریتانیایی داد. این پاره ی سرزمین ما حدود نیم قرن بعد بخشی از خاک پاکستان محسوب شد. به همین شکل عبدالرحمان در ازای تجزیه ی بخشی از این خاک، از بریتانیا امتیازات مالی، سیاسی و نظامی دریافت کرد تا در اینسوی مرز از جنوبی ترین نقطه که قندهار فعلی محسوب می شود تا مرکز و بخش هایی از شمال، دست به قتل عام بیش از 60 درصد مردم هزاره بزند، زمین و خانه و کاشانه ی آنان را غصب کرده و قربانیان باقیمانده را به کوچ اجباری بکشاند و جنایت بردگی را شروع کند.
سه شنبه 4 سپتامبر 2012, نویسنده: کابل پرس

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

36 دیدگاه
پرویز بهمن

افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

دانشمند گرانقدر محترم توردیقل میمنگی !
اگر بگویم که زیب وزینت سایت کابل گشته ایی هرگز مبالغه نکرده ام. خداوند عمرت را دراز وقلمت رسا داشته باشد خیلی چیزهای را که بمن معلوم نبود ازقلم زیبای ات تاکنون آموخته ام. فقط بار دیگر خدمت ات همین قدر میگویم که عمرت دراز وقلمت رساباد ای داشنمند عزیز ودردمند وطن
بااحترام
مخلص شما
پرویز بهمن

خان
افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

بیشک اکه جان سر تا پا درست از راه دور استین چپن مبارک را بوسه میزنم .

walid
افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

د ډیورنډ معاهده له حقوقي پلوه یوه سیاسي کرښه ده؛ هره معاهده ځانته یوپروتوکول لري، موده یې معلومه وي، دواړه لوري په کې انډول او مساوي حقونه لري.
په هغه وخت کې افغانستان له انګریز سره انډول نه و، دا معاهده جبرې بڼه لري او بله دا چې دا له انګریز سره لاسلیک شوی نه له پاکستان سره.

آزاد

افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

مرگ بر عبدالرحمان خر . نعلت خدا و رسول براین شیطان.

کمال کابلی

افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

احسنت .
با شما موافق هستم . وانگهی اگر یک همه پرسی از مردمان آنسوی مرز به عمل آید ، باور کامل دارم که حتی پنج در صد آن مردمان با مدغم شدن شان به افغانستان موافق نخواهند بود . خانان دو سرۀ آنطرف مثل خان عبدالغفار خان و باز مانده گان شان ، پشتونستان آزاد می خواستند نه پشتونستان برای افغانستان .
شاد و پیروز باشید .
یاد آوری : در انشاء میمنگی به جای میمنه گی ، اشتباه تایپی اصلاح گردد . هر گاه پس از ( های ملفوظ ) حرف « گاف » بیاید امثال « گی » و « گان » ، های ملفوظ حذف نگردیده بلکه نوشته می شود . مانند :
زنده گی ، زنده گان ، بنده گی ، بنده گان ، همبسته ، همبسته گی ، وابسته ، وابسته گی ، وابسته گان .

مزاری

به قبیله پرستانی که بر مستعار نویسی انتقاد میگیرند !

آقایان قبیله پرست ! چندیست تشت رسوایی شما که دوصد و پنجاه سال باشنده گان این سرزمین را با افتخارات دروغین و ملی سازی های ننگین فریب داده بودید ، از بام تاریخ افتیده و روشنایی حقیقت های تلخ و باور نکردنی مانند خورشید تابنده همه جا را فرا گرفته است . حال مردم ما میدانند که با چی هیولاهایی خون آشامی بنام بابا ، غازی و نیکه مقابل بوده اند . آنهایی که با گُرز منطق قلم ، سر گردن فرازان بی هویت را می کوبیدند و بخاطر ازبین بردن خود سانسوری مستعار مینوشتند مورد انتقاد قبیله پرستان قرار میگرفتند که اگر مردی با هویت و تاریخ نویسنده گی به میدان بیا تا پاسخت دهیم .

آقایان گریزی و پوز مالان بی فرهنگ ! بفرمائید اگر منطقی و استدلالی دارید از کچکول کوچی گری کشید و بمیدان آئید تا سیه روی شود هر که درو غش باشد . دانشمند عالیقدر میمنه گی با هویت ، تاریخ نویسنده گی و تصویر قامت بلند خود داشته های خزانۀ پت و پنهان شما هزیان نویسان دروغ پراگن را ، به شاخی دهقانی خویش به باد تاریخ داده است . اینست پاسخ دندان شکن و سیلی مرطوب بروی آنهایی که امیر جلاد و وطن فروش را شاه ملی گرا و آهنین میخواندند . بفرمائید اینست هویت و اینست نریمان سرزمین شهنامه ها !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

استاد فرزانه میمنه گی ! افتخار به مادری که شما را در دامان پُرمهر خود پروریده و افتخار به آن سرزمینی که شما در آن بزرگ شده اید . افتخار به آن قلمی که بنیاد کاخ ظلمت پسندان شب پرست و ماشینخانه بابا و ملی سازی را به لرزه آورده است . ما با شما و زیر پرچم شما سینه فراخ داریم و با جنگ تاریکی ها کمر بسته ایم و بمیدانیم . به پیش استاد فرزانه که روشنضمیران و خوشه چینان راه دادگری و راستی پویی ، شما را درین مبارزه هرگز تنها نخواهند گذاشت . افتخار به کابل پرس که پرچم دار این جنگ سرنوشت ساز است ! احمد خلیل نبیل مزاری

فريبا زنده دل

افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

ميمنه كى صاحب ما به برادران ترك خود افتخار ميكنيم.من در سايت تركان افغانستانwww.turklar.comبه نوشته هاى شخص شما و محترم برفيسور شهرانى و محتر داكتر صاحب همت فاريابى بر خوردم كه مطالب خيلى ارزنده و يك سلسله مطالب را كه حتى هم نشنيده بودم ,جناياتيكه درين كشورشده,بر خوردم.
تركان تباران كشور ما امروز به دور سازمان فرهنكى خود جمع شده يكبارجه و بيترس و بوستكنده حقايق را افشا ميكنند و مو ضع كيرى واصح دارند.دربين انها شاعره زيباكلام عزيزه عنايت هم سهم دارد و اشعار زيبا ميسرايد.

فريبا زنده دل
افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

تركان تبارا غلط نوشته شده منظورم از ترك تباران است.

یما جمشید
چند سوال از سردمداران قبیله!

من یک سوال از خبرگان پشتونوالی دارم:

– چرا شما امیر عبدالرحمن را خایین خطاب نمیکنید در حالکه این وی بود که خط دیورند را بالای سینه های شما گذاشت وانرا به رسمیت شناخت وشما را به لر وبر تقسیم کرد؟

– ایا عبدالرحمن خان با وجود اینکه شما را سخت جزا داده است به این علت نزد شما محترم است که هزاره ها را قتل عام کرد؟

فکر کنید که عبدالرحمن از یک قوم دیگر میبود واینکار را بالای شما میکرد ایا هنوز هم نزد شما محترم میبود؟

ناشناس
چند سوال از یما جان پیش از جواب۰ 

۱. قبایل در تمام نقاط جهان وجود دارند منظور تان ازین قبیلوی یا قبیله گفتن دقیق چیست؟

۲. از کدام شیوهُ تحقیق به شکل علمی استفاده کردید تا به این نتیجه رسیدید که عبدالرحمن خان را تمام خبرگان پشتون خاین نمیشمرند یا نزد شان محترم است؟

بهزاد
افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

محترمه فریبا زنده دل
با نظر شما در مورد محترم میمنه گی موافق ام اما شهرانی و همت فارانی , فرمایشی , تعصبی و جعل نویس اند

ن.ب
افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

به جواب بهزاد عزيز عرض كنم كه مقالات داكتر صاحب همت فاريابى در مورد خط نصنوعى ديورند خيلى اساس است و قدامت دارد.زيرا از نوشته ان شخص در مورد خط ديورن ديكران استفاده ميكنند.شما مراجعه كنيد درسايت تركان او غانستان و يا در سايت داكتر همت فاريابى.قريب او از جمله او لين كسانى است كه در مورد خط ديورند همه جلو صاف ها را از اب بيرون كشيده است.بس بهزاد عزيز تو ميكويي كه خودت خوب هستى بدرت ادم خراب است...
شهرانى صاحب و داكتر همت و ميمنه كى صاحب هركدام جاى خودرا دارند. او ل علم خودرا بيار بعد اين و ان بكو برادر.تنها داكتر همت عريان فاشيزم قبيله كفته و جنايات قبيله بر شمرده و از حق و حقوق مردم تركتبار دفاع شديد ميكند .اين حقش است.كار بدى نكرده حق خواسته و او به ديكر اقوام هم حق مساوى ميخواهد.بخوان برادر.كلمه فاشيزم قبيله هم از كلمات داكتر همت است.

ن.ب
افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

راستى بهزاد عزيز او همت فارانى نيست او داكتر اكبر همت فاريابى است كه دكتوراى حقوق بين الدول دارد او اساس كزار فدراسيون فرهنكى تركان او غانستان است.بيش جانانه من كشمش و بندانه يكيست.
تو كه نام يك انسان را نميدانى بس جطور قضاوت ميكنى در مورد نوشته هاى ان بزركمرد او ك و ز ك.

ن.ب از لبنان
افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

فريبا جان ارجمند من هم كه سايت هاى ترك تباران كشور ما را خواندم به نوشته هاى داكتر صاحب همت فاريابى در مورد خط ديورند بر خوردم و انرا جندين روز دنبال نمودم خيلى مطالب جالب بود كه من تا هنوز نشنيده بودم. به همين ترتيب نوشته هاى ميمنكى صاحب و شهرانى صاحب و نوشته هاى دستكير بنجشيرى صاحب اينها همه خواندنى هستند.
خط ديورند يك تجارت سياسى است كه رهبران قوم بشتون بخاطر تسلط فاشيستى خود از ان استفاده كرده اند. اين قضيه حل است او اصلا جز خاك با كستان است. او از ما نيست و يك غده سرطانى در بدن كشور ما است.بايد سر حد ما تعين شود و بشتون او غان و بشتون با كستانى معين شود.ازين طرف قالين خر بوزه انكور و جوب ميرود از انطرف بم راكت و جنايت بيشه ميايد. از همين سبب كشور نفوسش معلوم نيست, سر حدش معلوم نيست. تمام بر با دى ما از خاطر همين كشور بى در وازه است. بايد او را برسميت شناخت ولى اكر با كستان از جنايت و تجاوز و بيناموسى در مقابل كشور ما دست بردارد.به كوجيكرى خا تمه داده شود انها همه اى اس اى هستند.به بشتون بودن انها سالهاست كه او غانهاى خر ما فريب خورده اند.

بهزاد
افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

ن-ب , احمق اول خو گوزوک تو استی که از ترس نام پلیدت را نمیتوانی بنویسی زیرا تو اولاد یکتن از چپاولگرانی استی که به پول نامشروع پدر دزد و آدمکش ات برای درس خواندن به لبنان فرستاده شدی که بعد از باسواد شدنت دوباره بوطن آمده و با فریبکاری , دغلی و جعل کاری مدرن مردم را تاراج وغارت کنی که فعلا" زمان تکتیک پدرت که آدم کشی وغارت بود گذشته است , چندی قبل دربارهء شما محصلین , چپاولگرزاده ها , بی بی سی نیز مطلبی نشر کرده بود .
در مورد داکتر همت فاریابی با تو گودهن , بحثی نمیکنم

عبدالواسیع یقین

افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

امیر عبدالرخمن خان یک مرد جنگی ، قهرمان، شاه افغانستان ودلیر مرد تاریخ بود که شما ها نا دیده از روی سخن های دروغ پردازان ملت پرست وتاریخ نویس باور می کنید افسوس به حال تان.
من همه ساله سالروز شهادت این مرد بزرگ را گرامی میدارم واز خداوند تعالی برایش بهشت برین می خواهم

ناقد

افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

عبدالرحمن (خر) یک چهره خونریز، سفاک و بیرحم تماماً عیار بود! این خائین ملی و جنایت پیشه نه تنها از هیچ ظلم و ستم بیشرمانه در حق ملیت های غیر پشتون دریغ نورزید. بل باعث فروش قسمت عظیم خاک کشور شد! در اخیر از خداوند دوزخ گرم و جهنم سوزان برای این جانی کثیف خواهانم! آمین

qias

افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

خط دیورند تو سط خود عبد الرحمان جابر به رسمیت شناخته شده و معاهده گندمک توسط امیرو قت و انگلیسها امضا شده است و ما فار سی زبانها هم این مرز فعلی را به رسمیت میشناسیم و نمیخواهیم که پشتونها ی انطرف مرز با این هیولای ما یعنی پشتونها داخل افغانستان یکجا شود و و حشی گری اینها زیاد تر شود و ما این مرز فعلی را به رسمیت میشناسیم ودولت خرزی هم باید این مرز را رسمیت بدهد تا مرز با نان از مرز پاسبانی کند و کلی مرز ها را سیم خر دار بگیرد که یکعده پشتونهای انطرف که وارد افغانستان میشود باید با پاسپورت از دروازه داخیل شود نه مثل کوچی از هر جا که دلشان شد و..

nadem

افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

چهار سال قبل دولت پاکستان خوب تصمیم گرفته بود که مرز بین افغانستان و پاکستان را سیم خار دار کند و در هردوطرف سیم خار دار مین گذاری کند . این کار توسط کرزی نا خوشایند شد وگفته بود که این مرز را دولت ما به رسمیت نمیشناسد و ما این مرز را قبول نداریم پس توسط پلیس های افغانی سیمهای خاردار کند و دور انداخت ودر حقیقت باید این مرز به رسمیت شناخته شود تا بد بختی کمتر شود و اگر این مرز به رسمیت شناخته شود دولت پاکستان یکبار همه را مسدود خواهد کرد و..
که این کار برای ما مردم افغانستان هم بسیار خوب میباشد و..

فراری

افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

سلام به خوانندگان گرامی.
خیلی مختصر خد مت شما عرض گردد اینکه.
اگر جنایت عبد الرحن در رابطه به قتل عام مردم هزاره نمیبود و هزاره که از جمله رعیت ان ملعون بود نمیکشت من با ثبوت میگفتم او یک قهر مان بوده است زیرا عبد الرحمن یک کته بزرگی از وحشی ها را از وطن ما جدا کرده است
اگر بجای خط دیورنت تما م مناطق جنوب افغانستان را با مشرقی و غیره مناطق غول نشین را به پا کستان میداد اکنون وطن ما پیشر فته تر از چین و جا پان بود .
در حقیقت عبد الرحمن بزرگترین خد مت را به مردم حقیقی افغانستان کرده است که ان غول های انطرف مرز
را از افغانیتان رانده است و اگر کسی پبدا شود که بقیه این غول ها را هم ضمیمه ان کند ان شخص و قعا خادم افغانستان خواهند بود .

زمان الدين
افتضاح تاریخی دیورند یا داغ ننگ خاک فروشی بر جبین امیرعبدالرحمان و میراث خوران قبیله سالار او!

نى فرارى عزيز اكر يك غول را تقسيم كنى مساوى به دو غول ميشود.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 36 نظر

جستجو در کابل پرس