بازداشت آصف ننگ سخنگوي فاروق وردك رئيس چهار اداره دولتي از قبيل رياست عمومي اداره امور، وزارت دولت درامور پارلمان، رئيس دارالاًُنشاي شوراي وزيران و رئيس دارالاًنشاي برگزاري جرگه امن ميان افغانستان وپاكستان ؛ به تمامي حدس و گمان ها در بارهء جايگاه، فعاليت هاي اجرايي و آيندهء دكتر فاروق وردك در حكومت رنگ و لعاب تازه يي بخشيده است. آصف ننگ از چند سال به اين سو، به عنوان نزديك ترين و معتمد ترين همكار دركنار وردك كار كرده است.
آقاي وردك بنا به برداشت بسياري از هواخواهان و مخالفانش ، استعداد سامان دهي ، حضور فكري و ظرفيت مديريتي نيرومندي دارد واگر بر اجراي امري تصميم بگيرد، سرعت اجرايي عجيبي را از خود نشان مي دهد. اما درين مورد هم اتفاق نظر وجود دارد كه وردك بيش از حد يك شخص احساساتي ، واكنشي و شتاب زده است و همين نكته، هم باعث پيشرفت زود هنگامش شده و هم زمينه هاي مخالفت عليه وي را فراهم كرده است .
پروفيسور صبغت الله مجددي ، درجريان كار لويه جرگه اضطراري و برگزاري لويه جرگه قانون اساسي ، لقب " پترول " را به آقاي وردك اعطا كرده وگفته بود كه آقاي وردك ، مانند پترول، با سرعت تمام آتش را به خود مي گيرد. هرچند سخنان پروفيسورمجددي ، به آدرس وردك ، نكته منفي نداشت اما همين مثالي كه آقاي پروفيسور درباره وردك به كار برد ، ازبسا جهات ديگر درمورد مأموريت هاي بعدي وي كاملا صدق مي كند. درآن زمان ، آقاي وردك منشي دارالاًنشاي كميته برگزاري لويه جرگه ها بود و واقعا با سرعت و وسعتي چشم گيربه كار سازماندهي لويه جرگه ها مشغول بود. گفته مي شود كه دكتر فاروق وردك در چند سالي كه در حلقات بالاي قدرت حضور دارد، خاصيت پترولي خويش را در امر ايجاد محور تك قومي پيچيده و مقاوم در سطح كابل و ولايات ، از نظر اجرايي، كنترول بر تصاميم حكومت و معاونان رئيس جمهور، كنترول وزراء، مقرري هاي ارشد وجا به جايي صد ها تن ازكارمندان دربدنه هاي حساس دستگاه حكومت ثابت كرده است. اين حضور و كار آيي به جايي رسيده است كه شايعه اختلافات ميان رئيس جمهور و آقاي وردك را بيش از پيش درافكار عامه تقويت نموده است. به گفته برخي منابع ،يكي از قربانيان چالاكي ها وهوشمندي هاي وردك در سطح بالا، جاويد لودين رئيس دفتر آقاي كرزي بود.قرباني دوم، دكتر سپنتا بود كه در برابر مجلس نماينده گان ، اعتبار خود را باز دست داد و رد صلاحيت شد و تا هنگامي كه سپنتا زنده است، داغ ضربهء فاروق وردك عذابش خواهد داد.
ظهور و اوج موقعيت دكتر وردك به سال هاي كار وي در امور بر گزاري لويه جرگه ها، انتخابات رياست جمهوري و پارلمان بسته گي دارد.زيرا بدون شك وي به پاداش خدمات و جان فشاني ها به سود رئيس جمهور كرزي و تيم كاري اش، به مدارج بلند اداري رسيده است. اكنون با دستگيري آصف ننگ ، به عنوان محرم راز هاي گفته و ناگفته دكتر وردك ،به نظر مي رسد كه بخت و اقبال كم كم از وي روي گردانده است ودوره جولان گري هاي بدون پرسان فاروق وردك كم كم درحال پايان يافتن است.
اتهام سخنگوي آقاي وردك ، رابطه و كار براي سازمان استخبارات پاكستان وحزب اسلامي اعلام شده است و برخي ادعا مي كنند كه شخص آقاي وردك نيز سابقه عضويت درحزب اسلامي دارد. بازداشت سخنگوي وردك از نظر امنيت و منافع افغانستان يك موضوع بسيار حساس است . هم چنان نكتهء باريك و بسيار مهم درين قضيه آن است كه چه گونه ممكن است شخص آقاي وردك ازاين ارتباطات مخفي و كاربه نفع پاكستان از سوي نزديك ترين همكار دم دست خود آگاهي نداشته باشد؟ تا زماني كه به اين پرسش كليدي، پاسخي درخور پيدا نشود، اصل ماجرا در پس پرده ابهام باقي مي ماند. به ويژه اين كه آقاي وردك هم چنان در جايگاه قدرت دركنار رئيس جمهور ، بالاتر از وزيران و مشاوران حضور دارد و سخنگو و همكار نزديكش به اتهام جاسوسي براي پاكستان در زندان است. درين ميان برخي گمان مي كنند كه بي جا كردن يكي از بازوان فاروق وردك به دستور رئيس جمهور، نتيجه طبيعي اختلافات و بي باوري عميق ميان فاروق وردك و رئيس جمهور است. از سويي ديگر شماري از كشور هاي اروپايي عضو ناتو درافغانستان ، فعاليت هاي آقاي وردك را با نگراني دنبال مي كنند و احتمال مي دهند كه با توجه به رابطه تنگاتنگ ميان جمعه خان همدرد والي پيشين جوزجان با وي، ممكن است وردك در ماجراي خونين جوزجان درماه گذشته ، به عنوان ياري دهنده و سمت دهندهء كار هاي جمعه خان همدرد نقش عمده يي داشته بوده است.
بدين ترتيب ، خواه اين اتهام وارده بر آصف ننگ ثابت شود و يانه ، فاروق وردك دردايرهء مظان قرار دارد واين نخستين باري است كه محور نظارتي كل حكومت با يكي از بزرگ ترين اتهامات ( جاسوسي) رو به رو شده است. نتيجهء احتمالي ازين ماجرا اين خواهد بود كه دكتر فاروق وردك از حيث موقعيت ، صلاحيت و حمايت رئيس جمهور و متحدان جهاني افغانستان ، درسراشيبي زوال قرار گرفته است.ومرغ اعتماد آقاي كرزي به وي از قفس پريده است.
نظرات
24 دیدگاهمرغ از قفس پريد!
کامران میر هزار دستگیر شد!
کامران میر هزار به احتمال قوی بوسیله ی عمال فاروق وردک دستگیر شده است.
چرا که اخیراً با دستگیر شدن آصف ننگ فاروق وردک خود را به شدت تحت خطر می بیند. تلاشهای گسترده ای را برای نجات خود از مهلکه آغاز نموده است. از جمله سخنان رحیم الله سمندر ریس نام نهاد فلان انجی او در حمایت از آصف ننگ در نتیجه تلاش بسیار جدی آقای فاروق وردک برای تغییر اوضاع است.
نجات کامران میر هزار حداقل در لخطه کنونی به معنای دشوار ساختن اوضاع برای فاروق وردک خواهد بود.
مخالفین کامران میر هزار باید در مخالفت ورزیدن با او در این مقطع بسیار خوددار باشند.
همه باید برای نجات یک خبرنگار تلاش کنیم.
مرغ از قفس پريد!
WHO ARRESTED KAMRAN THOSE WHO ARE CORRUPTTED AND FAIR ABOUT JUSTICE
مرغ از قفس پريد!
جناب نویسنده از کلمات شما از ابتدا واضح است که شما یک غلام حلقه بگوش ایران هستید و هرکس که به نف ایران کار نکند او به گمان شما طرفدار پاکستان و گلبدین میرو... مخالفت گلبدین و وغیره به مراتب بهتر از فعالیت مخفی شما است گلبدین یک دشمن اشکار است ما شما دشمت مخفی که از عقب وار میکنید... توصیه من به شما این است که لطفا از این قوم پرستی و نژاد پرستی دست بردارید یک وطندوست و افغاندوست باشید ... تا کی غلامی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ذبیح الله زمری
مرغ از قفس پريد!
خوش شديم كه اين سگ هم گرفتار شد ، سایت ایی سگ مردار تنا خوش خدمتی به دشنمانان اینوطن بود وبس
مرغ از قفس پريد!
خوب شد که غوس یک سگ دیوانه دیگر هم کم شد، ای کاش سگ های دیگر از روزنامه ارمان ملی ، هشت صبح و تلویزیون طلوع هم دستگیر و مجازات شوند . کامران میر هزار و مطهر هزاره از سگ های هستند که از یک دیگ و کاسه نان و اب میخورند و به یک طرف تف میکند ،این سگ های دیوانه تنها در خدمت دستگاهای جاوسوسی ایران ، روسیه ؛ امریکا ، پاکستان دالخور و انگریز شیطان قرار دارند .همیشه چتلی انانرامیلیسد و بنام این و ان قوم و زبان تجارت میکنند. کامران هزاره نه هزاره است و نه از افغانستان . این شخص مزدور و جاوسوس ایران است و تا حالی یک قدمرا در سرزمین پاک و مقدس هزاره جات نه مانده و نه به این قوم غیور و دلیر تعلق و روابط دارد. موصوف زاده و تربیه ایرن است و در خدمت ایران قرار دارد و از منابع ایران حمایت و تمویل میگردد. از مقامات امنیتی و بخوصوص جناب ثابت میخواهم که موصوف را مورد بازپرس جدی قراردهید و سگه های ارمان ملی ، هشت صبح و تلویزیون طلوع را نیز احضار و مورد پیگرد قانون قرار دهد . سایت کابل پرس? تنها اقوام ، شخصیت ها و ارزش های ملی و افغانی را توهین و تهقیر میکند و با نثار کردن دشنام وحدت ملی را متضرر و خدشه دار میسازد . تا حالی هیچ مطلبی درین سایت وجود ندارد که منافع ملی و ارزش های دینی مارا احترام کرده باشد . کامران هزاره یکجا با مطهر هزاره نه اخلاق ژورنالیستکی دارد و نه اخلاق نوشتاری . اینها مانند سگ های دیوانه و کوچه ای بالای هرعابر حمله میکند و غوس میکند . کارکرد های مطهر سگ در وزارت اطلاعات و کلتور موجود است و نسبت دیوانگی و سگبازی خود از وزارت و بعدا از روزنامه دولتی سبکدوش گردید .برای همچو سگ های دیوانه واکسین ضرور است . بنا از مقامات امنیتی میخواهو که تمام همچو سگ های بیگانه را دستگیر و مجازات نمایند . هیچ هزاره ؛ هیچ تاجک و هیچ پشتون مانند همچو سگ ها ذلیل نمی شوند .
قربان سگ اصلی هزاره و قوم با غیرت و دلیر هزاره! ما مردم انقدر مظلوم و بیچاره شدم که حال هر کس وناکس به نام و نشان قوم هزاره ؛ تاجک ، پشتون ، ازبک ، بلوح و دیگر در بازار های مختلف سیاسی تجارت میکند . طی سه دهه اخیر بسیاری از همچووطنفرو شان با شعار های مختلف قوم گرایی ، مذهب و زبان مارا در منطقه و جهان بدنام ساختند و بنام ترورست ، جنگجو و ...... معرفی کردند .مقامات امنیتی باید در جریان تحقیق تمام اسناد این سگ دیوانه را مطالعه کند . چون کامران نه هزاره است و نه به این قوم با شهامت تعلق دارد . موصوف تربیه شده و زاده ایران است .
مرغ از قفس پريد!
کامران هزاراز جانب فاروق وردگ نه بلکه از طرف پاسداران قانون و امنیت دستگیر شده است و اکنون در چنگ قانون قرار دارد . قانون در دست اقای فاروق وردگ نیست . علاوه ازین دستگیری اجیران و جاوسوان یک امر حتمی است . حالا چهره اصلی کامران هزار روشن و اشکار گردید که این شخص نه هزاره است ونه در افغانستان تولد شده است . کامران در دستگاه استخباراتی ایران تربیه و اموزش دیده اند و برای انجام امور جاوسوسی در افغانستان توظیف شده است . فاروق وردگ بسیار وظایف بزرگ دارد که باید انجام دهد. موصوف در برابر مردم و دولت مسولیت دارد که امور مهم دولتی رادر پرتو قانون اساسی افغانستان ومنافع علیای کشور انجام دهد . من فکر نمی کنم که فاروق وردگ حتی از دستگیری کامران خبر باشد.وظیفه دستگیری اجنتان ، جاوسوسان و سایر مجرمین از ارگانهای امنیتی میباشد . اگر منطقا موضوع را بررسی کنیم ضرورت دیده نمیشود که پای اقای وردگ را در همچو مسایل امنیتی دخیل سازیم و اینها مسایل کوچک است ،اقای وردگ در شرایط فعلی مسایل بسیار مهم و خطیر را بعهده دارد .
مرغ از قفس پريد!
اگر این به اصطلاح "امنیت" توانست سگهای هار پاکستان و غلامان حلقه بگوش پنجابی هارا دستگیر و افشا کند / انگاه چلو صاف تو و ا مثالت از اب می براید .
مرغ از قفس پريد!
از لهجه گفتار، عکس العمل و نوشته های مامون آشکار است که مانند شمار از دیگران ( مانند .......) از پروگرام های تربیوی برای جاسوسان (به گمان من نام اداره تربیه برای اشخاص چون ر.م وغیره) در ایران به حد کافی مستفید شده است.
بالای کی اعتبار باید کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مرغ از قفس پريد!
حالا مبینیم که مرغک شما (کامران غلام) چطور از قفس می پرد؟؟
مرغ از قفس پريد!
ای کسیکه از گرفتاری میرهزار خوش شدی !
بیا مردانه وار با استفاده از قلم و گفتگو داخل میدان شو. با زور هر کس هر چه بخواهد میتواند مانند طالبان وحشی همقماشان شما بکند مرد آن است که از قلم و از فرهنگ خود استفاده نماید.
کامران مرد ترسو مانند شما نیست .
مرغ از قفس پريد!
موضوع خوشی و ناخوشی در میان نیست ، موضوع واقعیت و حقیقت در میان است . مردم دلیر و عزیز افغانستان هم باید از وطنفروشان خوداگاه و باخبر شوند . سوال بر سر گرفتاری و ازادی کامران میر هزار نیست ، اهمیت مسله درین است که جاوسوسان افغانستان زنده گی کوتا دارد و بایست دستگیر و مجازات شود . از انجاییکه من اطلاع دارم و اسناد موثق نیز نزد بنده موجود است ، کامران یک تبعه خارجی است و برای اهداف خارجی ها در کشور عزیز ما با استفاده از نام نیک و مقدس ملیت غیور و با عزت هزاره ما توظیف شده بود .مردم افغانستان واقعا مردان قلم ، ادب ، هنر و فرهنگ خود را دوست دارند و در قلب شان برای همیش زنده هستند ، اما در طول تاریخ افغانستان هیچگاه و هیچ زمان دیده نشده است که مردم ما قلم بدستان اجیر و مزدور را بپذیرد. در نهایت تحمل همچو حوادث تلخ را ندارد .اکنون که کامران در چنگ قانون قرار دارد ، باید انتظار بکشیم که از زیر پلو چه میبراید ، مولی یا گوشت ؟
کامران بیچاره قربانی اهداف شوم دشمنان کشور گردید و مردم افغانستان بخوصص ملیت با شهامت هزاره از کارمندان امنیتی امتنان میکنند ،که همچو چهره های کثیف و ناشناس را دستگیر کردند .در طول تاریخ سالها و قرن ها است ک مردم افغانستان با هم برادروار زنده گی کردند و علیه متجاوزین سنگر کرفتند. در طول تاریخ ذکر نشده است که مردم هزاره و پشتون با هم در گیر شده باشد وباور کامل داریم که علیه دشمن مشترکا میرزمند .
پارس بچیم واقعیت های تاریخ بپذیر و تابع احساسات فرهنگ و قلم بیگانها نباش .اگر مانند کامرام هزار تو هم راه دیگران را تعقیب کردی ؛ حتمی است که یک روز مانند کامران به چنگ قانون سپرده میشی .
مرغ از قفس پريد!
تاجیکان: فعلن شادی کنید یادتان باشد که کامران ها زیاد هستند.
مرغ از قفس پريد!
ای کاش دولت مارا خداوند این قسم جرات بدهد که تمام سگ های کوچه مثل میرهزار، دشتی سنجر سهیل و بادار کلان اش سپنتا بی غیرت و جاسوس جرمنی که برای دفاع اش وزیر خارجه ان کشور به کابل میاید و فرهنگیان بی احساس وطن ما او را جاسوس خطاب نمیکنند اگر جاسوس است خو سپنتای قوال شرابی بی دین و مردود از طرف نماینده گان مردم مجاهد و با شهامت این جامعه مسلمان است
با احترام
محمد ایوب اخگر
مرغ حالی د قفس انداخته شد
برادر محترم اخگر صاحب سلام و احترامات تقدیم است مدانم که از فامیل اخگر صاحب میباشی خو تربیه درست شدی مثل اخگر دیگری نیستی که خدواند در این دنیا اورا سگ جور کرده و گپ ذدن اش تیار سگ ها ورای است خو به هر صورت از فهم ات که داری بسیار متشکر هستم و درک که کردی بسیار درک به جای است اصلا گپ را ذدی تا که سپنتای بی شرم و شرابی رییس صاحب جمهوری ما از دروازه خود مثل سگ واری که ولسی جرگه محترم ما که چندی قبل او را کشید و رد صلاحیت شد نه کشد و سگ های دیگری اش که سنجر سهیل اخگر مرادیان که به هم جنس بازی مشهور است و تمام تیم هم جنس بازی سپنتای جاسوس و بی فرهنگ خبیث از این جامعه مسلمان و مجاهد ورداشته نشود و این مملکت به اولاد اصلی این وطن که سالها قربانی داده اند سپرده نشود این وطن وطن نمیشود و انشاء الله این چهره های کثیف و اجیران وطنفروش به اروزهای شوم شان نمیرسد
مرگ بر سپنتای خبث شرابی و گمراه ی بی دین
صلاح الدین کارته پروان کابل
مرغ از قفس پريد!
برادر عزیز هزاره !
چرا یک قوم را دربست مورد خطاب قرار داده و بد گمانی خلق میکنی؟ اگر قرار باشد یک نظر دهنده معرف موضعگیری یک قوم باشد / عین مسله دا من خودت را نیز خواهد گرفت . کمی عاقل و عاقبت اندیش باش . من یک تاجیک هستم ولی گرفتاری میر هزار را قاطعانه محکوم میکنم وشاید صدها تن دیگر در موضع من باشند . کینه ورزی کار انسانی نیست .
مرغ از قفس پريد!
فاروق وردک و قانونی: ائتلاف ناکام برای سرنگونی کرزی
ناصر پويا
04.07.07
فاروق وردک که چهار پست کلیدی دولت را در اختیار خود دارد روز سه شنبه نوشته شدن مطلبی را که احتمالاً ضد آقای کرزی بوده است در نشریه جرگه امن منطقوی تأیید نمود و گفت:
"مقاله که درمجله ی جرگه امن منطقه چاپ شده است از کتابى به نام "جنگ وجهانى شدن" توسط يک ايرانى بنام پويا جعفرى ترجمه شده و در محتواى آن صحبت هایی درمورد رئيس جمهور کشور هم صورت گرفته است، هيچ نوع ربطى با مجله جرگه امن ندارد و نبايد نشر ميشد." اما آقای وردک نگفت این صحبت ها درمورد رئیس جمهور چه بوده است.
"جنگ و جهانی شدن" کتابی است از یک نویسنده مشهور امریکایی به نام مایکل چوسودوسکی (Michael Chossudovsky) که در سال 2002 در ایالات متحده امریکا از طرف مرکز تحقیقاتی جهانی شدن به چاپ رسیده است. علاوه بر آن آقای چوسودوسکی صدها مقاله نیز دارد که مطلب نوشته شده آقای ننگ باید از یکی از این مقالات یا از کتاب جنگ و جهانی شدن اقتباس شده باشد.
یک قسمت از نوشته های آقای چوسودوسکی که توسط آصف ننگ و وحید عمر ظاهراً اشتباهاً به چاپ رسیده است چنین است:
"رسانه ها در حالیکه تلاشهای وطن پرستانه کرزی را برجسته می نمایند از ابراز این مسئله که کرزی با طالبان همکاری کرده است باز می مانند. او[کرزی] همچنین جزء لست معاش بگیران کمپنی بزرگ نفتی امریکایی بوده است. در حقیقت، از اواسط دهه 1990 کرزی به عنوان مشاور و دلال کمپنی امریکایی یونوکال برای مذاکره با طالبان کار کرده بود. روزنامه سعودی الوطن می نویسد: کرزی از اواسط دهه ی 1980 یک مامور مخفی سازمان استخباراتی امریکا CIA بوده است. او در انتقال کمکهای این سازمان به طالبان که در سال 1994 قدرت را گرفتند کمک می کرد. امریکایی ها به طور مخفیانه و بوسیله پاکستانی ها ]عمدتاً سازمان آی اس آی [ طالبان را در بدست آوردن قدرت کمک کرده بودند."
سوال این است که آیا چنین مطالبی می تواند اشتباها از یک کتاب انتخاب، اخذ و به چاپ برسد یا بخشی از یک توطئه ی کلان علیه رئیس جمهور است؟ آیا رئیس جمهور صرفاً به خاطر چاپ یک چیز جزئی و یا حتی چاپ کاریکاتور خود سخنگوی آقای وردک را به زندان می انداخت یا اینکه مسئله واقعاً بسیار عمده تر از این حرفهاست؟ آیا حتی جاسوسی می تواند دلیل به زندان افکندن آصف ننگ شده باشد؟ آقای کرزی به خوبی می داند که چه کسانی در درون دولتش به کار شریف جاسوسی مصروف هستند. اما این اولین باری است که رئیس جمهور فرمان باز داشت کسی را به اتهام جاسوسی صادر می نماید.
دو احتمال در این مورد وجود دارد:
نشریه آقای آصف ننگ اخیراً به صورت منظم علیه برخی از چهره های نزدیک به کرزی می نوشت. و مطمئن بود که این نوشته ها به آقای کرزی نمی رسد. چاپ این مقاله که قطعاً براندازانه است ممکن است عامدانه و در ادامه تلاشهای سیستماتیک قبلی و با این اطمینان که کرزی از آن بی خبر خواهد ماند صورت گرفته باشد. که از بخت بد آقای ننگ کرزی متوجه می شود و او را روانه زندان می نماید.
این مقاله ممکن است برای چاپ مخفیانه در یک نشریه دیگر ضد کرزی آماده شده باشد. اما اشتباهاً از مسیر خود به سمت نشریه مورد نظر منحرف و در نشریه جرگه امن به چاپ رسیده باشد.
اما کسانی که با کار نشراتی آشنا هستند خوب می دانند که یک مقاله قبل از چاپ چه مراحلی را طی می نماید و چندین بار از زیر نظر چندین نفر می گذرد. امکان اشتباه در چاپ مقاله غیر ممکن نیست اما بسیار اندک است.
واقعیت این است که آقای فاروق وردک بر اساس یک ائتلاف پنهان با یونس قانونی طرح بر اندازی آقای کرزی را از مدت ها به این سو برنامه ریزی نموده بود. بر اساس این طرح فاروق وردک و یونس قانونی نمایندگان حزب اسلامی و جمعیت اسلامی قدرت را بین خود تقسیم می نمودند. این طرح در هماهنگی کامل با پاکستان، ایران و روسیه به اجرا در می آمد. و سهم طرفین و همکاران خارجی شان از قدرت از قبل مشخص و معلوم بود. چاپ این مقاله یک قسمت از تلاشهای این تیم برای تضعیف کرزی و مجبور نمودن او برای پذیرش شرایطی بود که سرانجام به تضعیف خود کرزی و در نهایت افزایش قدرت فاروق وردک و یونس قانونی منتهی می شد. انجام این پروژه به همکاری بسیار قوی کشورهای همسایه به اضافه روسیه نیاز داشت. به همین دلیل یونس قانونی از فرصت استفاده نمود و در سفر خود به روسیه در خلال صحبت های خصوصی خود با رئیس شورای امنیت روسیه در یک قایق تفریحی داخل دریای مسکو این مسئله را نیز مطرح نمود و روسها را متقاعد ساخت تا او را در این پروژه کمک نمایند. در این طرح یونس قانونی مسوولیت قانع ساختن روسیه و ایران و فاروق وردک مسوولیت قانع ساختن پاکستان را به عهده گرفته بود. آقای قانونی ماموریت خود را بدون مشکل جدی انجام داد اما مامورین آقای وردک یعنی آصف ننگ و وحید عمر که وظیفه تنظیم مسئله را با جانب پاکستان داشتند نتوانستند وظیفه خود را بدرستی انجام دهند. آنها سندی را که در ازای تحویل دهی گزارشات محرمانه شورای وزیران به جاسوسان پاکستانی از جانب پاکستان بدست آورده بودند در جای نامناسب چاپ نمودند و بدین ترتیب کار خود را برای آینده بسیار دشوار ساختند. رئیس جمهور متوجه یک قسمت از خیانت آنها شد و خود شخصاً امر دستگیری آنها را صادرنمود. نه به خاطر یک مقاله معمولی بلکه به اتهام رابطه با پاکستان و احتمالاً براندازی حکومت آقای کرزی.
بر اساس طرح مشترک یونس قانونی و فاروق وردک همکاری های جانبین باید در تمام ابعاد شروع می شد. آقای فاروق وردک از طرح استیضاح سپنتا وزیر خارجه و فرد نزدیک و معتمد کرزی حمایت نمود تا بدین وسیله هم متحد جدید خود را راضی نماید و هم اطراف کرزی را کاملاً محاصره نماید و او را در اختیار کامل خود در آورد تا در زمان مناسب بتواند کرزی را به سادگی حذف نماید. در مقابل آقای قانونی از طرح استیضاح وزیر اطلاعات و فرهنگ، کریم خرم، که نامش تا آخرین لحظه جزء لست استیضاح شوندگان بود گذشت و او را از خشم نمایندگان نجات داد. از آن لحظه همکاری های بین طرفین شکل همه جانبه را به خود گرفت. تلویزیون ملی به تبلیغات به نفع یونس قانونی و جبهه ی ملی پرداخت. تمام کنفرانس های مطبوعاتی آقای قانونی کامل و بدون کم و کاست از تلویزیون ملی پخش شد. در حالی که سایر تلویزیون ها فقط قسمت های عمده این کنفرانس های مطبوعاتی را پخش می نمودند. پخش برنامه یک ساعته تلویزیون ملی تحت عنوان "کاظمی در یک روز" یکی از عمده ترین تبلیغات تلویزیونی برای جبهه ی ملی بود. در این برنامه آقای کاظمی از صبح که از خواب بیدار می شود توسط کمره تلویزیون ملی تعقیب می شود و در آخر هم مثل یک رهبر بزرگ ملی به سوالات مردم که از قبل توسط کارمندان آقای خرم ضبط شده بود پاسخ می گوید. چنین برنامه ای هرگز برای کرزی در این سطح تبلیغاتی ساخته نشده است.
اما اشتباه آقای ننگ ظاهراً کار ائتلاف یونس قانونی و فاروق وردک را بسیار دشوار ساخته است. چرا که رئیس جمهور متوجه خطر شده است و به احتمال قوی در مورد فاروق وردک تصمیم مقتضی را اتخاذ خواهد نمود. قراین نشان می دهد که در طی چند ماه اخیر آقای فاروق وردک شدیداً موقعیت خود را در نزد رئیس جمهور از دست داده است. این اقدام شتاب زده و ناکام آقای وردک نشان دهنده بی صبری وی به اجرای سریع برنامه هایش است. تا بتواند موقعیت از دست رفته را احیاء و چیزهای بیشتری را به آن علاوه نماید.
اما سوال اساسی این است که این دو سیاستمدار کار کشته که عملاً در دو طرف دولت و اپوزیسیون دارای قدرت قابل توجهی هستند چگونه دست به این اقدام خطرناک زده اند؟ چه عناصری این دو مرد را به هم نزدیک ساخته است؟ و چرا؟
وجه مشترک عمده فاروق وردک و یونس قانونی این است که هر دو رویای بزرگ رهبری را در سر دارند. هر دو می خواهند به قدرت بلا منازع در کشور تبدیل شوند. ائتلاف این دو نه یک ائتلاف استراتژیک بلکه یک ائتلاف تاکتیکی است. هر کدام از طرفین معتقد است که می تواند دیگری را مورد استفاده قرار دهد و در زمان مناسب وی را از بازی خارج نماید. اما اینکه کدام یک از این دو می تواند برنده ی نهایی این بازی باشد فقط در آینده روشن خواهد شد.
وجه مشترک دیگر فاروق وردک و یونس قانونی اشتراکات ایدیولوژیک این دو است. هر دو به احزاب اخوانی متعالق هستند و هر دو فکر می کنند که منهای اختلافات جزئی! که در گذشته آنها را از یکدیگر جدا ساخته است مشکل عمده ای با هم ندارند و می توانند حریفان داخلی خود را با کمک یکدیگر از صحنه ی ساست بدر نمایند.
اما تجربه ثابت ساخته است که در تمام موارد هر شکلی از همکاری و ائتلاف سرانجام به موفقیت آقای وردک منتهی می شود. آقای قانونی در کنفرانس بن یک با ربا آقای کرزی و تیم وی ائتلاف نمود اما نتیجه واقعی ائتلاف صرفاً به نفع آقای کرزی و تیمش تمام شد که فعلاً عملاً قدرت را در دست دارند. بار دیگر آقای قانونی با وردک و اشرف غنی احمد زی ائتلاف نمود و از سیاست های آنها در مورد قانون اساسی حمایت کرد تا بتواند خود را در وزارت معارف که ظاهراً برای وی پولخیز بوده است حفظ نماید. اما علاوه بر اینکه قانون اساسی کشور را دربست دراختیار آنها گذاشت خودش را هم نتوانست در وزارت معارف حفظ نماید. این بار نیز آقای قانونی یک معامله نسیه را نموده است. بر سر استیضاح سپنتا با وردک ائتلاف نمود و آقای خرم را از خطر استیضاح که واقعاً مستحق آن بود نجات داد تا در آینده ورک به او کمک نماید. البته تلویزیون ملی در اختیار قانونی و جبهه ی ملی قرار گرفت که اصولاً امتیاز قابل توجهی به نظر نمی رسد. چرا که آنچه که آقای قانونی به جانب مقابل داده است از نظر استراتژیک صدها بار از دست آوردهای آقای قانونی مهم تر است.
مرغ از قفس پريد!
اقاي پويا :
تا اين حد شيفته گپ هاي خودهستي كه مجالي براي گپ هاي سايرين نميگذاري!يك ويا دودفعه نوشته خودرانشر كردي بس بود.اما كار را به جاي كشانده اي كه تمام صفحات اين سايت باان نوشته پرشده است.بس است محترم مردم را بيش از اين خسته نساز.باور كرديم باور كن دست از سر ما بردار!!!پويا باشي.
مرغ از قفس پريد!
gar qarar bashad ke mast gerand dar shahr anche hast gerand
ab ra nadeda moza ra az pa kashedan wa ba aen garmee shola khordan ru syahee bar meawrad motaham ta waqti ba hokm qataee mahkama mahkom nashawad bwgunah shumorda meshawad mamoon ke hoetash maloom ast haq wa ejaza nadarad kasi ra chuneen mawrad ehant wa buhtan qarar dehad