. اما درین میان نویسنده گان قوم گرای که سابقهء عضویت ومعاونیت درشورای انقلابی حزب دموکراتیک خلق افغانستان را درزمان رفیق ببرک کارمل داشتند اکنون به منادیان پروپاقرص قبیله ای تبدیل گردیده که جز دستار وعمامهء میرویس خان هوتکی حتی پوشیدن کلاه پکول نورستانی را نیزبه خود ودیگران ننگ میدانند سخن برسر علامهء دهرحضرت استاد پوهاند دکتور کاندید اکادمیسن محمد اعظم سیستانی هیجانی است که حالا رسما وعانا حکومت حبیب الله کلکانی واستاد برهان الدین ربانی را حکومت تمام تاجکهاقلمداد کرده ومشروعیت قومی بخشیده است خدا را شکر که امروز کاندید اکادمیسن ما به این قناعت رسیده است که منشأ حکومت ها درافغانستان را حالا قومی بپندارد چیزیکه وی همیشه سالها برخلاف آن می نوشت ونظامهای قبییله ای افغانستان را مربوط همهء اقوام میدانست که گویا مشارکت ملی درآن مضمر بوده است. حالا خود اعتراف دارد که قومیت هررئیس جمهور ویا پادشاهی درتاریخ دلالت برحاکمیت قوم آن شخص میکند. بنده بعدا به این موضوع میپردازم ولی عجالتا حالت که بعداز مشاهدهء گفتگوی موفقانهء داکترعبدالله باشبکه جهانی آریانا درکابل به جناب کاندید اکادمیسن سیستانی هیجانی عاید گردید قابل مکث است.
.
حوالی ساعت دوازدهء شب زنگ سرویس عاجل بیمارستان (سالگرینسکا) یعنی شفاخانهء مرکزی شهرگوتنبرگ به صدا میاید که مرد کهن سالی درحدود شصت وهفتاد سال در ناحیهء (هسینگین) شهر مزاجش بهم خورده است و زبان سویدی را جزچند کلمهء ضروری بیشتر بلد نیست و به زبان فارسی صحبت میکند اما فارسی که آنرا دری میگویند واز فارسی ایرانی جدا است لطفا یک ترجمان افغان را به کمک بطلبید. . خانم مسؤول سرویس عاجل ازطریق لین دیگری ترجمان دری را به کمک می طلبد تا برای رسیده گی به این مریض عاجل اقدامات لازم را سروسامان دهد. نام این مریض محمد اعظم است وسیستانی نخلص می کند فقط بعداز مشاهده یک مصاحبهء تلویزیونی یکی ازکاندیدهای ریاست جمهوری مزاجش بهم خورده تهوع واستفراغ ومتعاقب آن بیهوشی به او دست داده است اگرامبولانس فورا نرسد شاید این بیمار چند دقیقه بعد پدرود حیات بگوید.
البته طوریکه دربالاعرض شد درافغانستان جنگ زدهء ما راجع به تحولات کنونی خصوصا انتخابات دیدگاه های متفاوت وجود دارد که هردیدگاه درجای خودش قابل بحث وبررسی است.. اما آنانیکه ازپس منظرقومی به این تحولات نگاه میکنند باید سوابق سیاسی شان وطرزدیدشان راجع به قضایا درطول چند دهه اخیرمورد مداقه قرار گیرد تا راستگویان وراستکاران از دروغگویان ومنافقی تفکیک گردیده و هیچکسی مجال این را پیدا نکند که با گل آلود کردن آب ماهی بگیرد. کاندید اکادمیسن هیجانی قبل ازین بهم خوردن مزاج شریف شان درشب 13 جولای سال 2009 میلادی مضمونی را تحت عنوان( اگرداکترعبدالله درانتخابات پیروز شود بدا بحال هزاره ها وپشتونها) منویات قلبی خویش را بیش ازهرزمان دیگری به نمایش گذاشت. حضرت استاد معظم له دریک قسمتی ازدرفشانی های گهربارشان چنین میفرمایند:
"پشتونها تاکنون هرظلم وزورگویی را که ازسوی ائتلاف شمال دیده وتحمل کرده اند فقط بخاطر حامد کرزی به عنوان یک رئیس جمهور پشتون تحمل کرده اند" درجای دیگری چنین میفرمایند:
"اگر این بار کسی برسر قدرت بیاید که بازهم درجهت تباهی وبربادی پشتونها گام بردارد فکر میکنم که پشتونها آنقدر بی غیرت وبی حمیت نخواهند بود که بگذارند باز دوران سقوی سوم آغاز شود"
آقای کاندید اکادمیسن درمضمون یاد شده صراحتا پذیرفته اند که حاکمیت های امرحبیب الله کلکانی وبرهان الدین ربانی حاکمیت تاجکها بوده به محور قومیت تکیه داشته است مفهوم منطقی این استدلال این است که حکومت های مابعد وماقبل این دو شخص حکومت های پشتونی وتگ قومی بوده است که این خود اعتراف صریح به پذیرفتن عدم مشارکت اقوام درنظامهای افغانستان را میرساند این موضوع را سالها آقای سیستانی وهمفکران شان نمی پذیرفتند وادعا داشتند که همه حاکمیت مربوط به همهء طوایف واعراق این سرزمین میشده است پس اگر چنین بوده چرا حالا ازبه قدرت رسیدن داکترعبدالله با وجودیکه منشأ پشتونی دارد هراس به دل آقای سیستانی افتیده است؟
استدلال آقایون این است که حاکمیت قوم تاجک باعث بی ثباتی وحاکمیت قوم پشتون باعث ایجاد ثبات میگردد. چنانچه که در دوره نه ماهه حبیب الله کلکانی هزاره ها به طرفداری امان الله خان برضد حبیب الله شورش نمودند وهم در دورهء برهان الدین ربانی ومسعود هزاره ها ازپذیرش حاکمیت شان سرباز زدند. درین مورد حضرت استاد معظم له چنین میفرمایند:
"چنانچه تاریخ گواهی میدهد مردم هزاره با حاکمیت پشتونها بیشتر همسویی دارند تا تاجیکها بعداز تاسیس دولت معاصر افغانستان دو بار تاجیکها با هدایت خارجی ها برسر قدرت تکیه زده اند بار اول در1929 بعداز آنکه انگلیسها رژیم امانی را توسط روحانیت متنفذ سقوط دادند وپسر سقاو را بجایش نصب کردند ولی مردم هزاره تا آخر به رژیم سقوی تسلیم نشدند وبا نیروهای رژیم غارت وتباهی وتجاوز رزمیدند بار دوم که به بکمک پاکستان برهان الدین ربانی برتخت کابل نشست بازهم هزاره ها با حکومت قوم گرای او سرسازگاری نداشتند"
ای کاش که این خوش بینی ها دربارهء هزاره های کشور ازسر صداقت باشد اگر سیستانی واقعا ازهمسویی هزاره ها با پشتونها راضی است نباید درمضامین قبلی خود همین هزاره هارا عمال رژیم آخوندی بداند که ازجابجا شدن واسکان آنها در ولایت باستانی هرات لرزه به اندامش بیفتد وهرات را فلسطین اشغالی آینده بنامد. آیا کسی باور خواهد کرد که بشر دوست بشر دوست گفتن امروزی آقای سیستانی از صدق دل است ویا اینکه اصلا دربین کاندیدهای هم تبارش کسی را که حلقهء غلامی را به گردن نیاویخته باشد سراغ ندارد وحالا ازسر مجبوری نام بشردوست را زمزمه میکند بهرترتیب این بحث دامنهء دراز دارد ولی یک مسأله واضح است که هرچند درحکومت تاجیکها هزاره ها کدام گردن بنده طلا را نصیب نشدند ولی درحکومت پشتونی حتی از آویزان کردن یک خرمهره نیز به گردن آنها جلو گیری شد. همان عبدالعلی مزاری را که اکنون جناب کاندید اکادمیسن ازآن به خوبی یاد میکند درمقاله قبلی اش بعنوان یک جنایت کار جنگی نام برده وازمثله شدن وی وبریدن گوش وبینی وی قبل کشتن به وسیله ملا بورجان استقبال کرده است. نشود که این بار با جناب بشردوست کدام سوء نیت را در دل داشته باشد. بهرترتیب این بحث را در آینده پی خواهیم گرفت اما درحال حاضر به استدلالهای منطقی دربرابر حوادث تاریخی خدمت کاندید اکادمیسن باید عرض شود که:
واقعیت موضوع چیزدیگری است اولا اینکه هم حبیب الله کلکانی وهم برهان الدین ربانی هیچکدام بخاطر حاکم ساختن هم تباران شان قدرت را تصاحب نکردند. کتاب ( عیاری ازخراسان) نوشتهء استاد خلیل الله خلیلی که خود پشتون بود چشمدید ها وخاطرات خویش را ازحبیب الله کلکانی بیان داشته است که نشان میدهد حبیب الله کلکانی بعداز اشغال بخارا توسظ روسیه تزاری نفرت عجیبی نسبت به روس در سینه داشت و از بی تفاوتی امرای برسر اقتدار درکابل نسبت به این موضوع سخت خشمگین بود. قیام حبیب الله کلکانی در برابر شاه امان الله بیشتر انگیزهء دینی داشت تا قومی وچه بسا که در ابتدای امر بسیاری ازمناطق شرقی وچنوبی وقبایل سلیمانخیل و اندر وتره کی از وی حمایت بعمل آوردند.
برهان الدین ربانی نیز هیچگاه حاکمیت خودرا براساس قومیت رنگ نداد بلکه کوشش وی نیز این بود که اراده همهء مردم درحکومتش تمثیل شود اما اینکه چرا هردو دوره نتوانست ثبات وپایداری را درافغانستان بوجود آورد عوامل مختلف دارد.
یکی ازعواملیکه خود جناب سیستانی نیز به آن اشاره کرده است انحصارطلبی وعدم تحمل ومدارا ازسوی سیاست مداران وقدرت مداران پشتون درطول تاریخ بوده است. حتی امروزنیز که یک رئیس جمهور پشتون تبار در رأس اهرم قدرت قرار دارد ولی بازهم بی ثباتی وبغاوت علیه نظام درمناطق پشتونی بیشتر ازسایر مناطق است زیرا رئیس جمهور مدارا جوی پشتون نیزطرف قبول آنانیکه دوصد وپنجاه سال مزهء حاکمیت مطلقه وتگ قومی را چشیده اند نیست.
علامه سیتانی درقسمتی ازفرمایشات گهربارشان چنین ارشاد میفرمایند: "هرگاه او(داکترعبدالله) خیال میکند که او برنده خواهد شد وبا تکبر وتبختر برپشتونها حکم خواهد راند، باید بداند که دیری نخواهد گذشت که با قیام عمومی پشتونها رو برو خواهد گردید". این خود یکی ازعوامل اساسی است که سالها سیاست مداران قوم گرا پشتونها را به عدم اطاعت ازحکام غیرپشتون دعوت کرده است. حتی شاه امان الله نیز درروزهای اخیریکه کابل را ترک میگفت به چنین ترفندهای دست زد که سرانجام اعلیحضرت محمد نادرشاه خان غازی ثمرهء آن را نوش جان کرد. خوب است که نویسنده گان ما امروز به حقایق و واقعیت ها اعتراف صادقانه دارند ولو اینکه از سر دشمنی هم باشد.
عزت الله واصفی، بزرگترین قاچاقچی هرویین در اردوی عبدالله عبدالله
چندی پيش عزت الله واصفی، کسی که به گفته ی برخی منابع داخلی و بين المللی يکی از بزرگترين قاچاقچيان مواد مخدر جهان محسوب می شود، حمايتش را از نامزدی عبدالله عبدالله اعلام کرد. اين خبر گرچه در رسانه های داخلی نشر شد اما اين رسانه ها یاداوری نکردند که همين فرد عزت الله واصفی به جرم قاچاق مواد مخدر در آمريکا زندانی بود، زمانی که والی فراه بود، جان مردم را به لب رساند و همين فرد...
دو شنبه 10 اوت 2009
نزديک به يک ميليون دالر اختلاس، نمونه تجربه مدیریتی عبدالله عبدالله
عبدالله عبدالله یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در برنامه ای از تلویزیون طلوع، تجربه ی مدیرتی خود را ارزشمند توصیف کرده و آن را يک نقطه مثبت دانست. نمونه ای از تجربه ی عبدالله عبدالله در بخش مدیریت را با هم در سند اختلاس محراب الدین مستان، دیپلمات وزارت امور خارجه عبدالله عبدالله بخوانیم
جمعه 24 ژوئيه 2009
نظرات
12 دیدگاهاگر داکترعبدالله پیروز شود بدا به حال محمد اعظم سیستانی
تعدادی ازانسانها فرق بین خوب وخراب را نمی دانند . مثل اینکه غذای گندیده شده را با غذای پاک وتازه پخته شده نمی دانند ولی آفرین به برادران که ظلم وشکنجه جانیان دوران قدرت پوشالی را خوب درک وببرهای کاغذی شانرا که به ذعم خودشان قهرمانان بودند به افشاگرفته اند . خداتوفیق هرچه بیشتر واقعیت گویی را برایشان بدهد. همین انسانهای پست وبی عزت بودند که آبروی نگاهداشته شده مردم افغانستان را به باد فنا دادند و افغانستان را درراس دولت های فاسد قراردادند. اگراینها قاچاقبری نمی کردند. اگراینها دارایی عامه را چپاول نمی کردند . اگراینها ازدزدان وقاچاقبران حمایت نمی کردند وخودشان به این عمل دست نمی زدند افغانستان در راس دولتهای فاسد قرارنمی گرفت. شاید بگویندکه ما درراس دولت قرارنداشتیم ولی مردم شریف ما میدانند که تمام صلاحیت کاری ازمعاون اول رئیس جمهورگرفته تا وزیردفاع وداخله وامنیت ملی به این حامیان فساد تعلق داشت .
اگر داکترعبدالله پیروز شود بدا به حال محمد اعظم سیستانی
تعدادی ازاین خائنین ووطنفروشان میگویند که ما هیچگاه وطن خودرا ترک نکردیم ودراین خاک باقی ماندیم ولی مردم افغانستان میگویند « ای کاش شما جانیان ،چپاولگران ،آدمکشان ، تشنه گان قدرت وباالآخره وطنفروشان ازاین وطن رخت می بستید تا مردم این سرزمین درصفا وصلح زندگی میکردند .» یگانه اسباب بدبختی مردم بودن شمااست . اگرهمین لحظه مردم را به حال شان بگذارید وبه بهانه های مختلف تعدادی را تحریک نکنید . مردم ما هیچ مشکلی بین خود ندارند .
آنلاین : http://hamid.yahoo.com