خط مشی محترم دکتر عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
بنام خداوند بخشنده و مهربان
به نام نامی مردم قهرمان افغانستان، با درود وسلام به همه شهدای راه ازادی ، شهدای مردم ، مجاهدان و علمای کرام ، مبارزان راه آزادی و سربلندی میهن و خانواده های معظم شهدا .
هموطنان گرامی !
پیش از همه میخواهم هشتاد وپنجمین سالروز استر داد استقلال افغانستان را به مردم افغانستان ، به شما عزیزان ، تبریک بگویم . بخاطر بزرگداشت از مناسبتی این گونه بزرگ، شادمان هستم ، درعین حال اندوه بزرگ مرا فرا میگیرد ، زمانیکه می بینیم انچه اکنون برما میگذرد وضعیت ، شگردها و روش های یک کشور اشغال شده است . در هیچ عرصه یی از تصمیم گیری های ملی این مردم صلاحیت ندارند ، تقدیر ما ، دراین جهان واویلا ، بوسیله خارجیها بویژه اداره آقای بوش رقم زده میشود – چیزیکه در شان این مردم واین جغرافیای سر فراز نیست . من اجازه نخواهم داد ، کشوری که به قرار داد ( دیوان بین المللی کیفری ) ملحق نشده است شهر وندان ما را در کشور خود محاکمه کند وبه شکنجه آنها در گوانتانامو بپردازند . طالب یا غیر طالب . من مخالف ایجاد زندان های ائتلاف بین المللی در کشور هستم و ان را محکوم میکنم ، از ازادی ، استقلال ، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی افغانستان دفاع میکنم ، از فرد فرد هموطنانم .
بعد از جلسه بن ( 5 دسامبر 2001 ) جلسه یی که مجموعه یی از خدمت و خیانت بود با توجه به شرایط غم انگیز افغانستان ، با چشم پوشی بر بسیاری از غدر ها ، دروغ ها و نیرنگ ها ، خواستیم به ساده گی بپذیریم که گام هایی بسوی همبستگی ملی ، استقلال ، حاکمیت ملی ، تامین امنیت ، کار و سازنده گی برمیداریم . با دریغ سیاست های شئوونیستی حلقات معینی در دولت انتقالی امیدها را به یاس مبدل ساخت و در همه عرصه ها و تصمیم گیری ها به شکست های شرم آوری مواجه شدیم . حملات ولشکر کشی های سازمان یافته همان (حلقات معین ) برای غصب قدرت در هرات و از همان راه اشغال شمال و شمال شرق کشور و تحقق استراتیژی طالبان ، مردم را به ژرفای بحر ان اعتماد ملی پرتاب کرد .
تصمیم حزب کنگره ملی افغانستان دایر بر کاندیداشدن اینجانب برای ریاست جمهوری ، باوجود وضعیت نابر ابر ، نا عادلانه و غیر دموکراتیکی که دولت انتقالی افغانستان در برابر همه ، کاندیدا ها قرار داده است ، سکوت سنگین و اعجاب انگیز سازمان ملل و نهاد های رسمی جامعه جهانی در برابر نقد ها و اعتراض های مردم و کاندیدا های محترم ریاست جمهور ی و احزاب سیاسی دست کم برای این است که بتوانیم فریا د داد خواهانه این مردم را در مقیاس ملی وبین المللی طنین انداز شویم و راه را بر ر وی تحقق اهداف شوم دشمنان مردم افغانستان فرو ببندیم . حضور اینجانب و معاونان من اقایان احمد نیرو و محمد قاسم معصومی (مبارزان و شخصیت های ملی وجهادی ) د راین کار زار بخاطر به کرسی نشاندن داعیه عدالت و ازادی است ، نه صر فا" گرفتن قدرت با هر اسم و رسمی .
اگر ما توانسته ایم طرح ها وبر نامه های مشخص و روشنی را بمثابه ، بدیل در برابر همه مدعیان عنوان کنیم ، بی انکه مدعی مصرف یکجانبه حقیقت باشیم ، دلیلش تعهد صادقانه ء ما نسبت به منافع ملی استقلال و سربلندی میهن عزیزمان است ، درغیر ان راه های معامله و خیانت و بازی با سرنوشت مردم ، سر فرود آوردن در برابر جباران و استعمار گران برای همه باز است . زبانیکه من به ان مینویسم و می اندیشم به سخن هیدگر " این خانه وجود امکانات بسیاری بر ای این بیان " درستی هاو در آن شیطنت ها ونیر نگ ها کتمان کردن حقیقت و سخنان و مفاهیم دوپهلو در اختیا ر دارد. من برنامه ام را به صورت شفاف در اختیار مردم قرار میدهم و آماده پذیرش همه نقدها و داور ی ها وخطر ها میباشم .
به همه حال گذار به وضعیت نوین ، گذار به توسعه همه گانی بدون باز سازی نوین سیاسی افغانستان و حرکت از موضع رادیکال ناممکن به نظر می آید .
در عر صه سیاسی :
بسیاری انتظار داشتند که بعد از بیش از دو دهه جنگ با مداخله جامعه جهانی صلح و امنیت به کشور باز خواهد گشت . افر اد یا گروه هایی که پیوسته انتظار" معجزه یی از خارج" بوده اند نیروهای ملی و قدرت واقعی مردم را کم بها میداد ند وبر ان چشم فروبسته اند . تنها و تنها مداخله مستقیم امر یکا را حلال همه مشکلات تلقی میکردند علی الرغم همه این پندار ها و خیال ها از زمان سقوط رژیم طالبان تاکنون ، تشکیل دولت موقت سرنوشت میهن ومردم ناروشن است وپرده یی از ابهام انرا پوشانیده است . در این مدت نه تنها در هیچ هیچ زمینه یی گام های اساسی به پیش برداشته نشده است که خطر از سرگرفتن یک جنگ داخلی تمام عیار مردم را تهدید میکند وضعیت کنونی بیانگر ان است که با قضایای افغانستان از اجلاس (بن) تا اکنون برخورد سطحی و غیر واقعبینانه صورت گرفته است . روش نیروهای ائتلاف بین المللی لا اقل در زمینه خلع سلاح بر سیاست " زور و قهر " مبتنی بوده است تا تحلیل مشخص از اوضاع مشخص افغانستان و کوشش آگاهانه برای یافتن راه حل های واقعی.
در میان انبوه مشکلات ، بحران اعتماد ملی و گسترش اختلاف میان اقوام پدیده شایع است و عامل اصلی ان درراین چند سال پسین ( بعد از سقوط طالبان ) حلقات شئوونیست و عظمت طلب در دولت انتقالی میباشد . ایجاد یک دولت واقعا" ملی پیش از هر چیزی نیاز اساسی مردم ماست . اما خیال نکنیم با ایجاد چند تا نهاد و ساختار دولتی براساس یک قانون اساسی جدید " دولت ملی " تعریف میشود. بدون نو سازی کامل نظام سیاسی افغانستان نمیتوان از راه کار ها برای حل همه جانبه بحران و دشوار ی های موجود سخن به میان آورد .
نوسازی برای من عبارت است از ایجاد " جمهوری فدرال " مبتنی بر اصول مسلم دموکراسی ، عدالت و ازادی در افغانستان حل دمو کراتیک و عادلانه مساله ملی درافغانستان با توجه به ویژه گیهای قومی ، زبانی و فرهنگی ما تنها و تنها در چهار چوب یک دموکر اسی فدرال امکان پذیر میباشد . علاوه بر مساله" اقوام " به عنوان یک قطب مهم نمی توان بر قطب " قدر ت " و مفاهیم ان چشم فروبست بدون تقسیم عادلانه ، قدرت و رسیدن به تفاهم واقعی با گروه ها و احزاب و رهبران سیاسی واجتماعی و قومی ، نمیشود بر کل بحران سیا سی نقطه ء پایان گذارد . نظام سیاسی ای که بتوالند این مسایل را در همه ابعاد آن ، در سطح ملی و محلی حل نماید .
و امکان سهمگیری همه نیروی های سیاسی ، اجتماعی ، رهبران ارشد دوران مقاومت ، رهبران اجتماعی سیاسی راا در ساختار سیاسی فرا گیر مساعد سازد ، بدیل وضع موجود خواهد بود .
معیار های قومی و منطقه ای اساس نظام فدرال ( فدرالیزم ) درافغانستان است با این وصف هوشمندانه نخواهد بود اگر در صد در صد روی معیار های قومی پافشاری نمائیم . ما خواهان ان هستیم که میان تعلقات ووابستگی های قومی و منطقه ای از یک جانب و مناسبات اجتماعی ، سیاسی ، و عناصر کار ساز فراقومی برای ایجاد همبسشتگی ملی توازن بر قرار سازیم . به این ترتیب ما قدر خواهیم شد ، با وجود رقابت های قومی ، نبرد قدرت را از دور زدن بر مدار های قومی و متکی بر قهر به عرصه وسیع رقابت ها وفعالیت های سیاسی دموکراتیک انتقال بدهیم . باید ضمانت های واقعی قانونی ایجاد نمائیم تا نیرو های سیاسی اجتماعی واحد های قومی در کل نظام جای مناسب ، واقعی و راستین خود را پیدا نمایند و به ان قانع گردند با ایجاد مجلس سفلی ( نمایندگان ) و علیا ( سنا ) در جمهوری فدرال میان تقسیمات قومی – منطقه ای و عناصر اجتماعی سیاسی فراقومی و ملی توازن برقرار میشود . اگر نمایند گان برای شورای ملی ( مجلس سفلی ) با حضور عناصر قومی و منطقه ایی بر گزیده میشوند ، سناتور ها از نیروها و طیف ها ، اقشار و طبقات وسیعتر اجتماعی ، سیاسی و ملی بدون تعلقات ویژه قومی ، منطقه ای نماینده گی میکنند . دموکراسی فدرال ، با ایجاد مراکز مختلف ( پایتخت های ) فدرال خون تازه ای در همه زمینه ها میدمد و" ایالات فدرال " قدرت پیدا میکنند با توجه به سیاست های مالی و اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی " جمهوری " با وضع قوانین ایالات برنامه های باز سازی مناطق خود را تنظیم کنند . نظام باعث گسترش شهر ها میشود و از تمرکز جمعیت در کابل به عنوان پایتخت جمهوری فدرال ، میکاهد . طبعا گسترش شهر ها و شهر نشینی ، خدمات و ارتباطات ، زمینه های مناسبی برای گسترش دموکراسی نیز فراهم میسازد نظارت قوه های سه گانه ، برکل نظام کارایی واقعی پیدا میکند . تقسیم عمودی قدرت میان مرکز وولایات یا ایالات فدرال از انحصار یک جانبه قدر ت از اختیار انچه دولت مرکزی مینامیم جلوگیری مینماید . ایجاد شورا های خود گردان محلی با مشارکت واقعی مردم ، تجربه تازه ای در برابر ما قرار میدهد . وان گهی میتوانیم در سطح محلات و ایالات و مرکز به عوض نهاد های عقب مانده ای مثل ( لویه جرگه ها ) در مواقع ضروری و تصمیم گیری ها به شورا های نمایندگان مردم اتکا نمائیم .
در عرصه اقتصادی:
افغانستان از جمله کشورهای عقب نگهداشته شده است . کشاورزی و دامداری پایه های اصلی اقتصادی و تولید را تشکیل میدهند . سو گیری نا مناسب و نا موزون روش های اقتصادی در ساز کار های چند نهادی موانع متعددی در مسیر رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی بوجود آورده است قریب به سه دهه جنگ ، باعث ویرانی تمام زیر بنا های اقتصادی کشور گردیده است . بحران اقتصادی در مولفه های کسر تولید تا نازلترین سطح در امد سرانه ملی ، تورم پولی ، احتکار ، فرار و کاربرد غیر تولیدی سرمایه ، غارت دارایی های ملی ، غصب ملکیت های عامه توسط مقامات قدرتمند دولتی ووابسته گان شان به بهانه ، خصوصی سازی ملکیت های دولتی ، حضور مصیبت بار مافیای مواد مخدر و ترانسپورت ، اقتصاد ملی کشور را به تباهی کشانده است . باز سازی نهاد های پایه اقتصاد کشور ، اتخاذ رویکرد ها و روش های کار ساز در گروباز سازی نظام سیاسی است که به منافع ملی ، عدالت اجتماعی آزادی و استقلال ملی کشور متعهد باشد.
افغانستان کشور محاط به خشکه است با این همه بلندی های برف گیر و یخچال های دایمی منابع ابی نسبتا خوبی در اختیار ما قرار داده است . توان آبی کشور 75 ملیارد متر مکعب در سال است. 55 ملیارد متر معکب آن را آب های سطحی و 20 ملیارد متر مکعب دیگر را آب های عمقی وزیر زمینی تشکیل میدهد . از کل این توان تنها 23 ملیارد متر مکعب یعنی 30 در صد ان مورد استفاده قرار میگیرد بقیه بدون استفاده ، البته با در نظر داشت انچه ضایع میشود در خارج از کشور جریان می یابد یا مورد استفاده قرار میگیرد . ساختن سد ها و ذخیره های آب ، اعمار و اکمال پروژه های مانند بند کمال خان ، ذخیره آب بند سلما ، ذخیره کجکی ، ذخیر ه بخش آباد در ولایت فراه ، بند آبگردان دشت گمبری ، بند آبگردان کامه ، برنامه خوش تپه اندخوی ، کوکچه علیا وسفلی ، بند ذخیره سلطان ابراهیم در ولایت سرپل وغیره امکانات زیادی برای رونق کشاورزی و حفظ محیط زیست آبیاری زمین ها و دشت ها ی خشک و آب آشامیدنی ،استفاده از انرژی برق دراختیار ما قرار مید هد. از جمله 8 ملیون هکتار زمین زراعتی 3 .5 ملیون هتکار ان زمین زراعتی آبی میباشدا . خشک سالی های متواتر و عدم امکانات واقعی برای استفاده درست از منابع آبی میزان تولیدات کشاورزی را به پایانترین سطح آن کاهش داده و میزان تولیدات را تاسرحد صفر تننزل داده است . ویرانی سکتور زراعت ، نابودی فارم ها ی تحقیقاتی و بقیه فارم ها باعث بیکار شدن هزاران خانواده شده است . مضاف بر ان کشت خشخاش ، تولید و قاچاق مواد مخدر و عدم سیاست کذاری های درست انکشافی و منجمله بی توجهی دولت ها به سیاست گذاری های حمایتی کشاورزان را در مسیری غیر از فعالیت های کشاورزی قرار داده ، یا کشا ورزان ترجیح میدهند مثلا به جای گندم خشخاش کشت کنند ، براساس گزارش های شماری از موسسات بین المللی در دسمبر 2003 ساحه کشت خشخاش از 700/30 هکتار به 000/61 هکتار توسعه یافته است این تفاوت در طی یک سال ، تفاوت نگران کننده ای میباشد.
به روی هم رفته ، تحلیل و ضعیت اقتصادی کشور و برنامه ریزی رشد و توسعه ، مشخص کردن روش ها و روی کرد در اقتصاد ، وظیفه اقتصاد دان ها و دانشمندان این عرصه است . با این وصف در صورت احراز مقام ریاست جمهور ی کشور وظایف جاری ذیل بخشی از وظایف دولت خواهد بود :
حمایت از اشکال مختلف مالکیت اعم از دولتی ، خصوصی ، کوپراتیفی . مختلط .
جلوگیری از خصوصی سازی های بی جهت و لجام گسیخته ، مالکیت های بزرگ دولتی از قبیل فابریکه ها ، بانک های بزرگ دولتی به ویژه بانک مرکزی ، موسسات بزرگ ترانسپورت هوایی و زمینی ، شاهراه ها و خطوط آهن .
حمایت از اصل ملی بودن تمام منابع آبی و دریا ها ، جنگلات ، علفچر ها ، زمین های بایر و بلا مالک ، تمام منابع زیر زمینی وغیره .
حمایت از اصل ملی بودن منابع زیر زمینی ، معادن و پروژه های بزرگ تولیدی .
تشویق و انکشاف سرمایه گذازری های بزرگ ملی .
احیای اقتصاد ملی کشور برپایه نظام اقتصاد بازار آزاد و اقتصاد تلفیقی
دادن حق اولولیت به باز سازی عرصه های صدمه دیده و قابل احیا و عر سصه های جدید تولیسدی انتفاعی وشغل افرین ، که به تامین فعالیت های اقتصادی و ارتقای قابلیت های اقتصادی . تولیدی منجر میگردد مثلا زراعت ، صنایع دستی ، معادن و ترانزیت کالا .
ایجاد نهاد های جدید مطابق به نیاز عر صه های مختلف اقتصاد و دادن ظرفیت عمل به انها .
از سر گیری استخراج گاز طبیعی و نفت خام غرض تامین حوایج داخلی و صدور به خارج .
گسترش پروژ ه ها ی بزرگ تولیدات صنعتی ، کشاورزی ، د امداری ، احیای جنگلات و بارور سازی زمین های بایر .
احیای باز سازی و راه ا ندازی پروژ های جدید تولید انرژ ی برق .
ترمیم و اعمار شاهراه های ترانسپورتی و مواصلاتی میان همه ولایات ومناطق کشور تا مرز ها و مناطق بندری کشورهای همسایه .
ترمیم کانال ها ، کار یز ها وسایر مناطق صدمه دیده آبیاری در کشور .
راه اندازی سیستم مدرن آبیاری ، مدرنیزه ساختن کشاورزی .
تشویق سرمایه گذاری های داخلی ، حمایت از بخشض خصوصی ، تاجران و متشبثین ملی در عرصه های مختلف تولیدی و خدماتی .
فراهم اوری تسهیلات لازم برای تولید کالاهای صادراتی ، جهت پیوند اقتصاد ملی به اقتصاد جهانی ، ایجاد موازنه در پروسه واردات و صادرات ، تثبیست نرخ پول و جلوگیری از تورم .
تامین شمانت های قانونی یبرای جذب سرمایه های خارجی در زمینه های اتولیدات صنعتی ، اتستخراج معادن ، وسایل ار تباط جمعی ، تکنولوژی مدرن ، الکترونیک و کامپیوتر برپایه منافع ملی .
اصلاح و مدرنیزه کردن سیستم های اداره و کنترول اقتصاد ی ، اعم از سیستم های قانونی ، حقوقی ، مالیاتی تا سیستم های ساختاری ( مالی - بانکی – گمرکی - احصائیوی ) وغطیره .
حمایت از اصل استفاده موثر از موقعیت جغر افیایی و ترانزیتی کشور به هدف تبادل مطمون کالاهای تجارتی ، انتقال انرژی وسایر مایحتاج کشورهای همسایه بایکدیگر .
چند رویکرد و روش.
" سر مایه جهانی " و "بازار ازاد " واقعیت های انکار ناپذیر اند من نظام اقتصاد بازار ازاد را نفی نمی کنم اما روش های استفاده از این بازار و گز ینش موقعیت های مناسب دراین سیستم ، " روش شتاب "، "یا سیاست گام به گام" می باید بویژه گی ها وتوانایی های جامعه ما استوار گردانیده شود . افغانستان الزام ندارد برای گذار به توسعه همان مراحلی را بپیماید که کشور های صنعتی پیشرفته از ان عبور کرده اند. شرایط جهانی دیگر همان شرایطی نیست که کشور های صنعتی از ان گذشته اند . از تاریخ زده گی مکانیستی در روش ها و رویکرد های اقتصادی باید برحذر بود . تجویر ها ونسخه های مذلت بار سرمایه داری انحصاری جهانی و لیبرالیسم فروپاشیده آن نباید ما را حیرت زده بسازد . نمیتوانیم چشم بسته از تجربه های کشور های "گروه چهار" الگو برداری کنیم . توسعه ، با حذف موانع ، تشخیص و ظایف مبرم ملی در حال و آینده ، بسیج همگانی ملی ، برنامه ریزی های دقیقا علمی و راهبردی ، با شناخت موقع و موضع سرمایه داری جهانی ووضعیت و موقعیت کشور با مداخله دولت ملی و دموکراتیک بدست می آید . سیاست گذاری هائیکه چشم و گوش بسته به الگو های اقتصادی دستوری ( شبه نو گرایا سنت گرا ) و الگو ی اقتصاد لیبرال - کلاسیک تسلیم میشوند و راست گرایان و بازار گرایان افراطی به تبلیغ و ستایش انها میپر دازند باید به وسیله دولت دموکراتیک به نفع توسعه مها ر بگردند .
سیاست های تعدیل اقتصاد ی ساختاری ، که بانک جهانی و صندوق بین المللی پول - این دونهاد غارتگر سرمایه داری انحصاری جهانی ، برای کشورهای " پیرامون " تجویز میکنند در افریقا و امریکای لاتین بیانگر نمونه های فاجعه باری بوده اند که حاصلی جز مصیبت برای این قاره نداشته اند . امار های رشد نشان میدهد که افر یقا با اتکا به نیروهای خو د، در محدوده بازار و چه موقعیت های دیگر ، در حدی بار شد 5 در صد ، در سطح عالیتر به نسبت رشد 1 تا 2 در صد ناشی از سیاست های بانک جهانی قرار گرفت . در نتیجه سیاست های غارتگرانه بانک جهانی افریقای با حدود 500 ملیون جمعیت در امدی در حد کشور بلژیک داشت . تحلیل ها نشان میدهند که برای رسیدن به سطح در امد های دهه 70 این قاره لا اقل 40 سال نیاز دارد در حالیکه نظام برنامه ای چین در 12 سال گذشته نرخ رشد بسیار بالایی با دوام و استمرار کامل تجربه کرد . نرخ رشد واقعی تقریبا 10 در صد که غولی مثل امریکا را نگران ساخت .بدون این غارتگریها سرمایه داری با بحران های مزمن و کوندراتیف روبرو میشود .اگر سرمایه داری جهانی نظام ایده ال است که گشتاور های توسعه خود را از مرکز میگیرد وبا توسعه " درونزا " قادر به طی فزاینده توسعه اقتصادی مستقل میباشد ، دلایل اصلی حملات از مرکزی ترین پایگاه ان ایالات متحده امریکا مثلا به عراق را چگونه میتوان مورد بررسی قرار داد .
این همه مداخله ، توطئه ، سرکوب ، سلطه گری نظامی وسیاسی ، رقابات ، جنگ و کشتار درعراق و فلسطین و افغانستان چه دلیلی دارد ؟ ما در هایمان را بروی کشور های صنعتی و سرمایه گذاری های جهانی نمی بندیم ، اما و درعین حال با هر گونه ادغام ووابسته گی تمام عیار و بدون حساب و کتاب در نظام مبادله و باز ار جهانی مخالف خواهیم بود . کاملا آگاه هستیم که اتخاذ مواضع مستقل ملی و دموکراتیک در تقابل به سیاست های غارتگرانه و سلطه جویانه سرمایه داری جهانی خطر افرین است . انگلستان ، امریکا ، پاکستان و عربستان سعودی برای سرکوب کردن موضعگیری های مستقل ملی در افغانستان که تلاش شرکت یونوکال امریکایی ، بریداس ارژانتینی وسایر شرکت های انحصاری سرمایه داری را در طرح پلان خط عبور لوله ترکمنستان به پاکستان وسایر لوله ها به خطر مواجه میساخت طالبان رابرای برانداختن نظام و نسل کشی تجهیز کردند .رهبران مستقل و ازادیخواه کشور ها ، برای مقابله با خطر سلطه گرایانه سرمایه داری جهانی ، اگر از توسعه وابسته میپرهیزند ، دران می باید در جامعه جهانی دست به گزینش بزنند وبی انکه استقلال را خدشه دار کنند نیروهای موثر دموکراتیک و انسان گرای جهانی زرا در دفاع از خود بسیج نمایند و انگهی میباید با برنامه ریزی دقیق " اقتصاد را از یکسو با توزیع در امد عادلانه و متعادل کردن الگوی مصرف و از سوی دیگر با تعیین سرمایه بری کافی و منطقی در فرایند تولید تنظیم کنند تا موتور توسعه به حرکت در اید ."
اقتصاد ، تجارت ، ا رتباطات وفن شناسی جهانی ، کشور های عقب مانده وکم توسعه را در وضعیتی قرار داده اند که نیازمند سرمایه های مالی ارزی و سرمایه های خارجی اند با وجود این نیازمندیها" سیاست در های باز" بجای انکه چیزی به جامعه بدهد از ان می ستاند و میرباید بنابران این همزمان با استفاده از سیاست های تشویقی ( سیاست های مالیاتی خوب ، تضمین های بانکی روش های بیمه ) برای جلب سرمایه های رشد زا میباید از همان سیاست مالیاتی
( به روش دیگر ) برای کنترول سرمایه گذاری های نازا استفاده کرد و تدابیر سختگیرانه در پیش گرفت . بی توجهی در این موارد ، یکی از عوار ض منفی ان رشد نرخ بیکاری خواهد بود سرمایه گذاری های کنترول نشده خارجی ، بدلیل عناصر "بیکار سازی " که در ذات ان برای کشور های کم توسعه دارند خطرناک تمام میشود .
در عرصه اجتماعی .
بخاطر تامین حقوقی و اتخاذ سیاست های حمایتی از همه لا یه های اجتماعی جا معه ، کافی نیست به قانون گذاری هایی از بالا ، از راس هرم قدرت اتکا شود . تشکیلات ، نهاد ها و سندیکای این لایه ها باید با مشارکت مستقیم و نیاز مندی های ان ظشکل بگیر ند . تنها از این راه است که تشکیلات های ویژه زنان ، جوانان ، کودکان ، معلمان ، انشجویان ، پزشکان ، کارگران ، پیشه وران ، وکارمندان رشته های مختلف علوم و تخصص در کشور میتوانند استقلال عمل و کاربری لا زم به دست بیاورند . علاوه بران وظیفه خود میدانیم در زمینه های ذیل اقدامات عملی و موثر روی دست گر فته شود .
دفاع از حقوق بازمانده گان شهدا ، معلولین ، معیوبین و بازنشته گان .
-همکاری و اتخاذ روش ها و تدابیر لازم برای باز گشت مهاجران به طریق فراهمک اوری زمینه های واقعطی زنده گی ، مانند کار ، بهداشت ، مسکن ، شغل وغیره .
تاسیس و زارت جوانان ، ایجاد زمینه مناسب برای کار ، اموزش ، ورزش وغیره . تشویق جوانان برای مشارکت در همه امور زنده گی بویژه تصمیم گیری های ملی و سیاسی ، حضور در پارلمان کشور ، برایاین که خود بتوانند برای وضع قوانین ویژِ ه ، و اصلاحات لازم در قوانین ابراز نظر نمایند و مسایل ونیازمندی های جوانانرا مطرح و جنبش های جوانان را هدایت کنند .
- حمایت از حقوق خانواده و فراهم اوری شرایط برای حر است از ان .
ممنوع قرار دادن هرگونه استبداد وبی عدالتی ، تفتیش عقاید ، اعمال شکنجه ، اعدام های سیاسی و دیگر اعمال ضد حقوق بشر و مخالف کرامت انسانی .
رعایت اصل برائت ذمه پیش از اثبات جرم و احترام به ازادی های فردی و حفظ کرامت انسانی .
مصئونیت ملکیت ها و منازل شخصی و محرمیت مخابرات مواصلات ووسایل ازرتباط جمعی .
مبارزه علیه استعمال مواد مخدر و اشتراک فعال درامر پاک سازی زمین های کشور از وجود ماین ها .
کوشش در جهت باز سازی و توسعه خدمات سراسری صحی ، ترانسپورت ، پست و مخابرات ، احیا و گسترش شبکه های انرژی گاز ، برق ، و آب صحخی اشامیدنی .
تلاش در جهت بهبود سطح زنده گی کارکنان و مامورین ارگان هازی دولتی ، تصدی های مختلط و خصوصی و ارتقا سطح درامد و معاش انها .
بر نامه ریزی برای تامین ( کمک هزینه های ) ماهانه برای خانواده های بیکار جامعه از کل در انمد ملی ، میتوان مقدار پول نقد ونیز کمک های جنسی شامل مواد اولیه برای فقرا وبیکار ان اختصاص داد .
برای کودکان بی سرپرست که اکنون به صورت خیلی از گدا ها د ر شهر ها و روستا ها سرگردان اند باید پرورشگاه ها با تمام وسایل رهایشی ، خوابگاه ها ، محلات ورزشی ، تفریحی و اموزشی تاسیس نمائیم .
برای توسعه ، بیمه های مختلف اجتماعی وتامین رفاه همگانی در جامعه به اقدامات جدی دست خواهیم زد .
مبارزه بر ضد رشوه ستانی ، بروکراسی ، فساد اداری و همه گونه های فساد، وظیفه اجتناب ناپذیر ما خواهد بود .
همه کارمندان دولت اعم از لشکری و کشوری ( قوای مسلح و ملکی ) که به بهانه های تحت عنوان تورم اداری بیکار شده اند به وظایف قبلی شان و محلات کار شان بر گردانیده میشوند تا زمانیکه قادر نشده ایم هزاران شغل ایجاد کنیم ، تنقیص های ناسنجیده باعث ایجاد لشکری از بیکاران میگردد که اثرات منفی آن در جامعه جبران ناپذیر خواهد بود وظیفه دولت کاهش نرخ بیکاری است نه افزایش آن .
در عرصه فرهنگی :
دو دهه جنگ صدمات جبران ناپذیری بر داشته ها و میراث تمدنی ، علمی ، فرهنگِی ، و تاریخی ما وارد کرده است برای باز سازی فرهنگ ملی ، رشد و گسترش ان پاسداری از هویت وسنن ارجمند ملی اقدامات اساسی روی دست خواهیم گر فت .
فراهم اوری زمینه های بهتر اموزش و پرورش برای کودکان ، نوجوانان و جوانان.
تامین شرایط اموزش ابتدایی و متوسطه اجباری اموزش و پرورش دبیرستانی و عالی دانشگاهی و مسلکی رایگان برای همه .
مبارزه پیگیر برای محو کامل بیسوادی ، ایجاد سپاه دانش برای پیشبرد این مبارزه .
تاسیس و توسعه مکاتب و نهاد های اموزشی در رشته های تیاتر ، موسیقی ، سینما ، نقاشی ، خطاطی و سایر رشته های هنر های زیبا در کشور .
حمایت از ایجاد و گسترش کانون ها وانجمن های شاعران و نویسنده گان هنرمندان ژورنالستان ورزشکاران و برگذاری همایش های علمی ، هنری ، ورزشی در سطح ملی وبین ا لمللی .
رشد و انکشاف رسانه های همگانی ، احیا و باز سازی موزیم ملی ، ارشیف ملی نگهداشت و پاسداری میراث تمدنی و تار یخی کشور .
کوشش در راه باز پسگیری اثار باستانی و فرهنگی افغانستان که در سال های جنگ غارت شده اند .
حمایت از رشد متوازن زبان و فرهنگ همه اقوام های برادر کشور از طریق اموز ش برای کودکان به زبان های مادری و ازادی کامل بر گذاری شعایر مذهبی و فرهنگی و تدوین برنامه های رسانه ئی همگانی بر اساس تساوی حقوق تمام اقوام کشور . توسعه مطبوعات و کوشش برای ایجاد نهاد های مدنی و جامعه مدنی زمینه سازی برای شکل یابی حوزه عمومی جدید یا ( گستره همگانی) میان اقتدار عمومی ( حوزه فعالیت های دولت ) و جامعه مدنی( حوزه گستر ش یابنده روابط اقتصادی وشخصی ) چنان بیا نگر های مستقل از نهاد های دولت برای تاثیر گذاری اجتماعی ، سیاسی وگسترش فرهنگ گفتگو و تحمل ( دگر اندیشی ) و ( مدارا ) .
زنان ( حقوق عمومی و خصوصی ) :
درهر دوزمینه خواهان اصلاحات و اقدامات عادلانه برای تامین حقوق زنان در قوانین کشور در چوکات ارزش های اسلامی هستیم ، در صورت موفقیت از همه وسایل ، روش ها و امکانات برای تامین حقوق زنان و توانمند سازی نهاد های مربوط به جنس زن استفاده خواهیم کرد . میان زن و مرد در همه عرصه ها به تساوی کامل در برابر قانون باور داریم و به ان عمل و اقدام خواهیم کرد :
تعیین و تقرر زنان در شماری ازپست های کلیدی ( هیات وزراء ، معاونان و مشاوران ریاست جمهوری ، سفارت خانه ها و غیره )
سیاست گزینی های مثبت به نفع زنان ( تبعیض مثبت ) در اشتغال و اموزش و پرورش ، جلب و جذب دختران به مکاتب و دانشگاه ها و دادن اولویت به انها هنگام گزینش و اسم نویسی .
ایجاد بانک های حمایتی و قرضه های بلند مدت برای زنان بخصوص زنان بیوه ، ایجاد پروژه های اقتصادی برای انها به منظور دست یابی به استقلال اقتصادی و در نهایت رسیدن به خود کفایی .
اتخاذ تدابیر برای گسترش اموزش و اگاهی ، از طریق برگذاری سمینار ها و کنفرانس ها به کمک حقوق دانان و متخصصان مسایل زنان .
اتخاذ تدابیر قانونی و عملی برای جلوگیری از خشونت علیه زنان و کودکان .
رسیده گی به شرایط ناگوار زندان های زنان و تاسیس دادگاه های ویژه برای بررسی انها .
گسترش مکاتب و دانشگاه ها در نقاط مختلف کشور ، تا دختران بتوانند در نزدیک ترین محلات زنده گی خود به مکتب و دانشگاه راه بیابند .
ایجاد نهاد ها ، یا وزارت سواد اموزی بخاطر مبارزه با بی سوادی در سراسر کشور ، جلب حمایت ، رهنمایی و پشتیبانی عالمان دین در این عرصه .
اتخاذ تدابیر عملی برای حمایت از زنان روستا ها در همه سطوح زنده گی .
زن و مرد از حیث ارزش وجودی همانند اند و باید در زمینه های ذیل ( حقوق عمومی ) از هرگونه سیاست گذاری ها و رفتار های تبعیض طلبانه و خلاف قانون جلوگیری شود .
الف : ( حقوق عمومی )
اهلیت
برابری دختر و پسر از نظر ارزش وجودی
مالکیت
تحصیل
صلاحیت قضاوت
اشتغال
مشارکت سیاسی – اجتماعی در همه عرصه ها .
ازادی عقیده و بیان با توجه به احکام شرعیت نبوی
مشارکت سیاسی
ب : ( حقوق خصوصی )
– ازادی در همسر گزینی ، بدون کسب اجازه از " ولی" – مگر در پاره ارای شاذ ، با تابعیت از احکام قران مجید و سنت پیغمبر ( ص)
حق حضانت و رضاع
حق طلاق با در نظرداشت خلع و مبارات ، با رعایت قانون مدنی و احکام شریعت اسلامی دولت موظف خواهد بود از اشکال مختلف جنبش ها و تشکل های زنان که برای توانمند سازی زنان موثر واقع شوند حمایت و پشتیبانی نماید . سیاست های امتیازی ویژه برای زنان تنظیم خواهد نمود . زنان سختی ها و مصیبت های زیادی را ، به دلایل متعدد بردوش خود حمل کرده اند ، بنابر این به سیاست گذاری های حمایتی ویژه ای نیاز مند هستند برای حضور زنان در پارلمان افغانستان هیچ پیش شرطی نمیتوان وضع کرد قید کردن شما ر و رقم برای حضور زنان در پارلمان ، در هر دو مجلس تبعیض طلبانه است هیچ مانع ندارد اگر زنان از طریق انتخابات ازاد و دموکراتیک همه کرسی های شورای ملی و سنا را به دست بیاورند .
مبارزه با مواد مخدر :
سیاست های ناکار امد دولت انتقالی نه تنها برای جلوگیری از کشت خشخاش و تولید و قاچاق مواد مخدر کمکی نک
طبق امار های بین المللی در امد حاصله از مواد مخدر در دوسال پیش 6/3 ملیارد دالر بوده است میان ژانویه 2002 و فبروری 2004 ا زمجموع قول های داده شده ( هفت ملیارد دالر ) تنها
9/ 2 ملیارد دالر به صندوق های کمک رسانی بین المللی برای افغانستان واریز شده است ، حجم کمک های بین المللی چیزی حدود 3/ 2 در امد ناشی از قاچاق مواد مخدر را تشکیل میدهد .
به هر انجام اقدامات ما در مبارزه علیه مواد مخدر عرصه های مختلف را در برخواهد گرفت .
1- گسترش شبکه ها و نهاد های قدرت دولتی در سراسر کشور
2- تنفیذ قوانین سخت گیرانه
3- ایجاد بازار های محلی و تنظیم سو بسید های برای خرید تولیدات و کالا های کشاورزی و کمک به کشاورزان در رقابت با تجار و سوداگران و بخش خصوصی .
4- خریداری تولیدات کشاورزان با قیمت های مناسب که بتواند برای تامین زنده گی کشاورزان مدد برساند .
5- تقویت و میکانیزه کردن سکتور زراعت .
6- ایجاد بدیل های معیشتی برای کشاورزان .
خلع سلاح :
برنامه خلع سلاح ، جمع اوری اسلحه بنام دی-دی ار عملاأ به شکست مواجه شده است . گزارشات و نگرانی های که بار ها به وسیله مقامات سازمان ملل و اژانس های بین المللی نشر شده اند ، از ناکامی دولت انتقالی سخن میگویند سیاست ما در باره خلع سلاح معطوف به ایجاد زمینه های واقعی اعتماد ملی و رفع دلایل حمل اسلحه خواهد بود ما روش های مناسب ، عادلانه و متوازن خلع سلاح را در پیش خواهیم گرفت .
اولویت دادن به جمع اوری اسلحه از مناطق در گیر جنگ و تشنج .
ایجاد اشتغال برای گروه های مسلح ، تامین امکانات کار و زنده گی صلح امیز .
ایجاد توازن درخلع سلاح با تحلیل و بررسی وضعیت مناطق مختلف کشور ، یعنی این که اسلحه از چه مناطقی مارا تهدید میکند .
گسترش اقتدار دولت برمناطق قبائلی و داخل کردن انها در نظم و اداره ملی به کمک وزارت امور داخله ، توزیع شناسنامه شهروندی و تثبیت هویت ملی و قید نام اقوام ( مثلاء پشه ئی ، ترکمن ، بلوچ و غیره ) در شناسنامه ها .
سیاست خارجی :
رعایت حسن همجواری ، عدم مداخله در امور داخلی کشور ها ، احترام به تمامیت ارضی انها و ایجاد مناسبات متقابلاء مفید براساس اصل منافع ملی .
اتخاذ سیاست عدم انسلاک و پیروی از اصل عدم وابستگی و بی طرفی دایمی اتخاذ سیاست مستقل ، مثبت و فعال .
دفاع از اعلامیه جهانی حقوق بشر .
همبستگی و تشریک مساعی با جامعه جهانی در مبارزه بر علیه اشکال تروریزم به شمول تروریزم دولتی ، بنیاد گرائی ، افراط گرائی ، باندهای جنایی ، زرع ، قاچاق و مصرف مواد مخدر .
حمایت از اصل گفتگو و تفاهم برای حل همه معضلات بین المللی ، مخالفت با هر نوع زورگوئی و خشونت .
جلوگیری از هرنوع پایگاه سازی نظامی خارجی در افغانستان .
دفاع از خواست های حق طلبانه ملل جهان و مبارزه فعال در راه تامین و استقرار صلح پایدار جهانی .
مبارزه برضد راسیزم و انواع مختلفبرضد تولید سلاح های کشتار جمعی و ازمایش های اتومی .
تلاش گسترده و مداوم درجهیط زیست .
همبستگی بین المللی با همه احزاب و نهاد های سیاسی و اجتماعی ، که برای صلح ، عدالت ، دموکراسی و حقوق بشر در جهان مبارزه میکنند .
حل معضله " خط دیورند " با کشور همسایه مان پاکستان . بدون حل این معضل رسیدن به صلح و اشتی و حسن همجواری و ختم تشنج امکان پذیر نیست . تا این مشکل حل نشود نمیتوانیم راه را بر قاچاق اسلحه ، قاچاق کالا ، قاچاق مواد مخدر وورود افراط گرائی بربندیم . تثبیت نفوس و جمعیت کشور باز درگروحل این مشکل است . بدون تعیین دقیق سرحد با پاکستان در توزیع خدمات ، پلان گذاری و غیره موفق نخواهیم شد . باید بدانیم چه کسی از افغانستان است و چه کسی نیست . مشکل ناشی از این وضع را در به صراحت مشاهده میکنیم برای حل این گرفتاری ما معتقد به راه حل نظامی نمی باشیم . سعی خواهیم کرد از طریق گفتگو ، تفاهم و ابراز حسن نیت و حسن همجواری میان دو کشور به کمک جامعه جهانی ، در کوتاه ترین مدت به توافق نهائی برسیم وقوانین مان را بر مرزها جاری سازیم .
و من الله توفیق
فهرست کامل نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری افغانستان در سال 1388
رمضان بشردوست/ حامد کرزی/لطیف پدرام/ اشرف غنی احمدزی/ هدایت امین ارسلا/ عبدالله عبدالله / شهلا عطا/ بشیر بيژن/ نصرالله بریالی/ جبار ثابت/ شهنواز تنی/ گل احمد یما/ محمد اکبر بای/ ملا عبدالسلام راکتی/ و...همراه با نام معاونان انتخابی آنان و شرحی کوتاه از گذشته و عملکردشان
يكشنبه 10 مه 2009
ما به بنيادگرايان، طالبان، جنگ سالاران، مافیا، نژادپرستان، دزدان، قاچاقچیان و فرصت طلبان رای نمی دهیم
انتخابات ریاست جمهوری را تبديل به محکمه ابتدایی دزدان، خاينان و جنایتکاران کنیم/ کمپاینی جدید بزودی در کابل پرس
دو شنبه 11 مه 2009
داکتر رمضان بشردوست با 24 هزار و 450 رای و کبوتر سپید رسما وارد رقابت های انتخابات ریاست جمهوری شد!
داکتر بشردوست: معاونین من اولاد این کشور میباشند که دست شان به خون مردم ، به غصب زمین ، خانه و پول مردم آلوده نیست. / داکتر رمضان بشردوست آقای محمد موسی بارکزی استاد انستیتوت زراعت کابل و خانم عفیفه معروف کارمند کمیسیون مستقل حقوق بشر افغانستان را به عنوان معاونان خود برگزيده است. ايشان همچنين در محل کمیسیون مستقل انتخابات کبوتر سپید را به عنوان نشانه ی انتخاباتی خود انتخاب نمود.
پنج شنبه 7 مه 2009
حمایت گسترده مردم از بشردوست
تاکنون مدیران ده ها وبلاگ و وب سایت با نشر بنرهای تبليغاتی سایت کميته حمایت از بشردوست، حمايت خود را از نامزد مردمی نشان دادند./ بشردوست در گفت و گو با کابل پرس پيروزی خود را در انتخابات با توجه به حمايت های گسترده مردمی حتمی دانست./ به همراه بخشی از اهداف رمضان بشردوست نامزد مستقل ریاست جمهوری
شنبه 9 مه 2009
نظرات
27 دیدگاهخط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
سلام عزیزان
من از مواضع محترم لطیف پدرام کاملاً حمایت میکنم. ایشان واقعاً لیاقت ریاست جمهوری را دارند.
ولی از محتویات این نامه پیداست که این نامه سالها قبل به کابلپرس فرستاده شده است. مگر اینطور نیست آقای میرهزار؟ اگر اینطور هست پس چرا سالها طول کشید تا تصمیم به نشر این نامه گرفتید؟ شما که دم از سانسور نکردن میزنید.
امیدوارم محترم میرهزار درین مورد کمی توضیح دهد. تا شک و تردید ما در مورد آزاد بودن کابلپرس رفع گردد.
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
به کسانی مثل لطیف پدرام تنها چند تان خاین و جانی مثل خودش میتواند رای دهد. وی که زمانی شکنجه گر خاد بود و منحیث سفیر فرهنگی رژیم مزدور روس اینسو و آنسو میگشت، پسان به پای ربانی خود را افکند و زمانی هم با دوستم بای به خانه اکبر بای یورش برد و در حالت مستی بیشرمی هایی کرد که قلم از گقتنش میشرمد.
زمانی هم قهرمان ملی افغانستان امان اله خان را با کلمات در حد تربیت خودش دشنام داد و اینکار را در حالی کرد که به مسعود غدار منحیث قهرمان ملی همیشه ارادتش را ابراز داشته است.
پدرام منفور که یک حزب دو نفره دارد (خودش و بشیر بیژن) اما معلوم شد که ایندو هم با هم جور نیستند و هردویشان جداگانه خود را به ریاست جمهوری کاندید کردند، پس چطور ممکن است که ملت را متحد سازد؟
به ناشریفانی چون لطیف پدرام شاید چند ناشریف رای دهند و بس!!!
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
سلام ساعدی صاحب محترم!
توحین کردن کارخوب نیست.حزب کنگره ملی یک حزب مردمی بوده اعضای آن به صدها هزار نفرمیرسد.لطیف پدرام یک شخصیت ملی وافتخاری مردم افغانستان است چندسال پیش جائزه نوبل راازآن خودکرده بود چنین اشخاص داناووطندوست راتحقیرنکنید.حزب کنگره ملی افغانستان تمویل کننده خارجی نداردازین ملحوظ بعضی افراددست نشانده ونوکرخارجی هانمیخواهندچنین حزب مصصم درافغانستان فعالیت داشته باشد.
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
بلی تمام می گپ های شمادرست است
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
بنام خداوند دادگر!
سلام به هم میهنان عزیزم (ساعری،مختار،جیهون،جمال وهمسالهم) که هنوز از وضعیت نابهنگام کشور خود از گزشته وحال معلومات موئثق نداشته وحال هم دروضعیت بسیار بد نشنلیستی که تمام حقایق را نادیده گرفته وبه رهبران ،آزادهگان ،نخبگان و.........مانند عبدالطیف پدرام همسالهم که فقد آرزو یک افغانستان آزاد،عاری از هر نوع فسادوبدنامی ونوین رادارد توهین کرده وهمایت از غداران میکنند که افغانستان را به حالت فعلی آورده اندکه باعث تماماً بدبختی ها در این وطن شده اند.
بنده به مانند یک هم وطن شما که وابسته به هیچ تنظیم نبوده وهمیشه از افراد که میخواهند به این وطن واقعاًخدمت کنند وشایستگی کار را در این وطن دارند وحقایق را اگر چه به جانشان تمام شود بر ملا ساخته همایت کرده و ازشما خواهش میکند که افراد مانند پدرام وهمسالهم را مانند یک گوهر در پیشگاه خود قرار داده واز تعصبی زبانی به پرهیزیم تابتوانیم یک کشور آزاد وسربلند داشته باشیم .بناً بنده به این نظر هستم که ازجمله کاندیدان ریاست جمهوری یگانه فرد که باید رای اعتماد داشته باشد باید پدرام صاحب باشد ولی متاسفانه مردم ما در حالت جهل بیسوادی قرار دارد وزمان کار دارد تادرست درک کنند که کدام شخص در این وطن کار میکنند .بنده به این یقین وباور دارم که بعد از گزشت چند سال دیگر جایگاه ایشان برای مردم ما معلوم خواهد شد ودر دور بعدی ریس جمهور خواهن بود.به امید موفقیت هرچه بیشتر آقای پدرام وهمسنگران ایشان.
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
آقای پدرام!
اگر شما واقعن سیاستمدار هستید. چطور حاضر میشوید که با طرح مسایل قومی و منطقوی برای تجزیه این آب و خاک بیانیه ها صادر کنید. وقتی شما به ممثل آزادی افغانستان دشنام دادید فکر نمیکردید که وجهه شما به زمین میخورد. وقتی شما به نام ناقلین جنوب به شمال تعصب نشان میدهید مردم چگونه به حرف های دروغین شما اعتماد کنند. شما حتی کامران میر هزار را هم به نام فایشست و قومگرا زیر سوال برده اید. شما بروید و راجع به گل وشمع و پروانه شعر بسرائید کار بهتری است. یقین دارم که اگر خط مشی خود را به عرش مجید هم بفرستید خداوند طرفدار شما نخواهد بود.
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
سلام مختار چی میشود وقتیکه واقعیت های تاریخی را به زبان آورد.
این یک توهین نه بلکه یک واقعیت است که آقای پدرام می گوید که امان اله خان یک انسان خاین بود چون او هم مثل کرزی یک وطن فروش و اله دست بیگانگان بود که یک یگانه دست آورد وی از بین بردن ارزش های فرهنگی و اسلامی مردم افغانستان بود. و اگر پدرام از ظلم و ستم پشتون ها می گوید همه ان یک واقعیت تاریخی میباشد نه تبعیض شما ببینید دست آورد های این نوکران اجانب را از زمان احمد شاه تا ملا کرزی خان وطن فروش که جز بد بختی و عقب نگهداشتن کشور هیچ ثمره به این کشور نداشته است. پس گفتن حقایق باعث جلوگیری از تکرار دوباره ان میشود.
موفق باشی برادر
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
درود برپدرام فرزانه .حظ کردم. و اما سیاست منطقه ای ونگاه او به ائتلاف در اینجا نیامده است. کنگره ملی هم نام مناسبی است.من باو امید بسته ام.چون او شاعر هم هست در اینجا چند بیتی می نگارم اگر چه زیره به کرمان بردن است
انجمن
همان سان که گویند لفظ عرب=
گرامی شده است از کتاب و ادب=
به ترکیب ترکی هنر هست ولیک=
شکر پارسی می نشاند به لب=
همانگونه اسوده باید شدن=
زکهنه هیاهوی لفظ ونسب=
همین خواست ملا که در مثنوی=
ازوم گفت و انگور گفت و عنب=
نگویم نگوئی زمیهن دگر=
که جان است مارا وجب د روجب=
ولی گویمت گر پی میهنی=
تو امروز کن مهر والفت طلب=
زتازی و ترکی زبانان ما=
زکشمیر واز کاشغر تا حلب=
تو گر بنگری نیک این حوزه را=
ببینی به یک پایگه منتسب=
به کانون این انجمن خوش بتاب=
به فرهنگ و دانش به تایید رب=
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
دوستان گرامی سلام!بزگان گفته اند:(هنرمندبودن به گفتارنیست***** دوصد گفته چون نیم کردارنیست). یا(آنچه میکنید شمارا بهترمعرفی مینماید تاآنچه میگوئید)،ویا( آنکه بسیار لافت،هیچ نبافت).آقای پدرام تازمانیکه چهره ی اصلی شان نمایان نگردیده بود،درین آشفته بازارسیاسی کشوربا استقبال نسبی هم میهنان مامواجه گردید،اماباگزشت زمان آهسته، آهسته ،چهره ی حقیقی وجهات منفی شخصیت شان روزتاروز به گونه ی زیر نمایان شده رفت :1) فاصله ی عمیق میان حرف وعمل ایشان،این عیب بزرگ جناب شان به تمام کسانیکه اورا ازنزدیک میشناسند کاملآ آشکار وهویدا است؛ 2)دروغ گوئی ولاف زدن های بدون حدومرزکه اینجهت منفی شخصیت شان هم ازکسی پوشیده نمانده است ؛3)خودخواهی های بدون حدومرز وعدم تمکین واحترام به خردجمعی واعضای کنگره ی ملی که سبب انشعابات پی در پی درین حزب گردیدو درنتیجه ازکنگره به جزنام چیزدیگری باقی نمانده است ؛ 4)کسیکه ازفدرالیسم که یک شکلی ازدمکراسی مدرن است میلافد وخوددریک حلقه ی کوچکی ازهم فکرانش هیچ اعتنائی به دموکراسی ننموده،آنچه خودش میخواهد با پشت پا زدن به ارده ی جمعی وخلاف تمام موازین ونورمهای دموکراسی ،آنرا انجام میدهد،چگونه میتواند دم از دموکراسی وفدرالیسم زده ومورداعتماد مردم قرار بگیرد؛ 5)یکی دیگر اززشت ترین جهات منفی شخصیت جناب پدرام دائم الخمر بودن ایشان است که شب وروز بیخودونشه است،آیاآدم های نشه ئی قادرخواهند بودکاری را حتی برای بهبود زنده گی شخصی خود انجام بدهند، چه رسد به اجتماع؛یکی ازنمونه های چنین اشخاص باریس یلسین رئیس جمهوری قبلی کشور روسیه بود که همه ازشهکاری های جناب ایشان آگاهی کامل دارند 6)یکی ازشیوه های نامردانه وغیرقابل قبول دروجود آقای پدرام نمک حرامی ...همچنان فراموش کردن وبه هیچ به حساب آوردن آنهائیکه ازبرکت زحمات آنها،جناب ایشان درصحنه ی سیاسی کشور حضور پیدا نمودند؛میباشد. وبالاخره 7) شما دوستان، اورا به شرف وجدانش( اگر وجود داشته باشد)،سوگند بدهید که جناب ایشان واقعآ ازطرف کنگره ی ملی کاندید ریاست جمهوری شده اند؟ اگر بلی! درکدام اجلاس ودرکجا وچه وقت؟واقعیت اینست که جناب پدرام نه توسط کنگره ، بلکه بادیده درائی وبدون اطلاع وتمکین به اعضای کنگره خودسرانه،فقط چندروزقبل ازبسته شدن دفترثبت نام کاندیدهاازپاریس وارد کابل شده، باتمویل مالی وجمع آوری امضاها به شکل مرموزخودرا کاندید پست ریاست جمهوری نموده است.این چند نکته را به خاطری یاد آورگردیدم تاهموطنان ما، به خصوص جوانان خوش باورکه قلبآ آرزودارندتادرجهت نجات مردم وکشورماازآلام ورنج های بیکران موجود، صادقانه مبارزه نمایند،به الفاظ لشم وچرب ودروغین فریبکاران وعالم نماهای فاقد عمل ،مانند پدرام فریب نه خورده وانرژی شان را بی جهت به مصرف نرسانند. جستجووتلاش نمایندتافرزندان راستین ووفادار به به منافع ملی وعدالت اجتماعی نه درگفتار، بلکه درعمل را ازمیان جنبش دادخواهانه ی کشور پیدانموده، درکنارهم باصف فشرده ومشت گره خورده وکوبنده درمقابل عاملین انواع ظلم،ستم،بیعدالتی های گوناگون اجتماعی ،عقب مانده گی،فقرجانکاه،آزادی وبرابری مردانه وار استاده گی نموده ،داعیه ی برحق شانرا به پیروزی نهائی برسانند. دوستان گرامی مطمئن باشید که تحت رهبری افراد سست عنصر،ضعیف النفس ،لافوک، دروغگو،بدعهد،نمک حرام،خودخواه ،جاه طلب،یا به اصطلاح «چهارعیب شرعی»اما چرب زبان ولفاظ ،هرگزنمیتوان کاروان مبارزات حق طلبانه ودادخواهانه را به منزل مقصودرسانید . گفتنی ها به خاطر معرفی شخصیت آقای پدرام خیلی زیاد اند،اما عجالتآ به همین چند نکته اکتفانموده، اگر ضرورت بود درین زمینه درآینده معلومات با تفصیل بیشتر خدمت خواننده گان گرامی تقدیم خواهد گردید.
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
سلام
من شخصا به اقای لطیف پدرام احترام بسیار دارم. در گفته ها و نظریات ایشان من چندین نتکه و تیزبینی قابل ستایش می بینم. از شهامت ایشان در بیان صادقانه ای نظرات و پیشنهادات شان هم باید قدر دانی کرد. یکی دو چیزی که کمی نگرانم می کند را در اینجا با ابراز احترام به ایشان باز می گویم:
1. من خطابه ای کوتاه فرستنده ای این خط مشی به کابل پرس? را بسیار زننده یافتم. آخر یک کسی که می خواهد رییس جمهور یک کشور شود یا یک کسی که برای یک کاندید ریاست جمهوری آینده کار می کند باید بلند نگری خاصی داشته باشد. این ظرافت های کوچک را اگر ما از خود نشان ندهیم چطور چندین ملیون آدم با صدها تعلقات گوناگون به آدم رای می دهد؟
من باور دارم اگر فرستنده یا محترم با تقدیر و تشکر از کابل پرس برای نشر این خط مشی درخواست می کرد زیبنده تر بود و به احتمال زیاد کابل پرس نشر می کرد. اگر نشر هم نکند حق دارد چون کابل پرس یک سایت شخصی است یعنی یک ملک شخصی است.
2. بعد از خواندن این خط مشی من به این نتیجه می رسم که آقای پدرام صاحب نه خود را، نه مردم را، نه سیاست را و نه هم ریاست جمهوری را جدی می گیرند. ور نه یک خط مشی چهار سال قبل را بدون حتی کوچک ترین دست کاری به یک نشریه پر بیننده نه او می فرستادند و نه یکی طرفدارانش.
3. آقای لطیف پدرام از شکست سنگین قبلی اش بسیار کم و اصلا نیاموخته است. زبان ایشان همان است که بود. حرف ایشان همان است که بود. روش ایشان همان است که بود. ایشان هواداران احتمالی شان را هم نمی شناسند.
آدم با یک بار خواندن خط مشی ایشان می تواند حدس بزند که ایشان کی ها را هدف قرار می دهد برای جذب کردن و رای دادن اما برای نزدیک شدن به آنها هیچ کاری نمی کند. حتی من مطمین نیستم که ایشان دقیقا بداند که محدوده زیست کسانی که ممکن سخنان ایشان را جذاب بیابند کجاها است. من از دوستان دور و برم تعدادی زیادی را می شناسم که چهار سال قبل پدرام و سخنانش را می پسندیدند اما اینک کسی را نمی شناسم که هوای رای دادن به وی را داشته باشند در حالیکه هنوز هم می گویند که پدرام حرف برای گفتن دارد. در سیاست تنها حرف برای گفتن داشتن کافی نیست. باید آن را به مردم با روش درست و در زمان مناسب رساند و با مردم ارتباط بر قرار کرد.
4. این خط مشی بسیار جامع و غیر واقع بینانه است. خط مشی محدودیت چهار سال را اصلا در نظر نگرفته است. در چهار سال این ههه کار را اصلا ممکن نیست که یک دولت در افغانستان آن هم با گرایش چب-مذهبی بتواند انجام دهد.
5. گرایش به چپ آقای پدرام غیر واقعبینانه و غیر عملی و رویایی و شعادی و تقلیدی است. این نشان می دهد که او حتی تجربه و حساسیت مردمافغانستان با کنترول دولتی سنگین را نادیده می گیرند. او این بار از مردم ما می خواهد که با او به جنگ کاپبیتالیسم بروند. در خط انقلابی گری بین المللی استادن اقای پدرام هم سادگی است و هم غیر واقعبینانه و شدیدا متاثر از دوران اقامت او در ایران. همین که ایشان با تکیه بر فاجعه ای فلسطین تلاش می کند پالیسی پیشنهادی اش را در افغانستان توجیه کند نشان می دهد که او اساسا سیاستمدار نیست بلکه یک متفکر است. هر متفکری ضرورتا در عرصه ای سیاست نه موفق است و نه سیاست اش به نفع مردم می تواند باشد بلکه احتمال ایجاد استبداد از سوی یک سیاستمدار متفکر بیشتر است.
این ها نکاتی بودند که من خواستم در مورد خط مشی پیشنهادی آقای لطیف پدرام با دوستان قسمت کنم. من پذرام را بسیار گرامی می دارم اما همیشه آدم باید با عقل با آرا بر خورد کند نه با احساس.
تشکر
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
دوستان سلام۰
پدرام خان باید بسیار خوش باشد که اوضاع کشور پر از هرج و مرج است که افراد دروغگو۰ مکار۰ بد اخلاق و لاتی میتوانند بی غم هر کاریکه دل خودشان است کنند۰ ورنه در یک کشور قانونمند افراد مثل پدرام باید در زندان باشند۰
دروغگو و مکار بخاطریکه در اول نوشتهٌ بالا از روز استقلال یادآوری شده در حالیکه پدرام به شاه امان الله که در راه استرداد آزادی کشور فداکاریهای شایانی کرده است دشنام های رکیک داده۰ بداخلاق بخاطر اینکه پدرام یک آدم شراب خور و پابند به ارزش های اخلاقی ما مثل ناموس داری نیست و در صحبت های شخصی اش از کلمات زشت و پوچ استفاده میکند۰ لاتی بخاطریکه در حمله بر خانهٌ اکبر بای با افراد دوستم یکجا بود۰
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
جمال الدین خان. از خواب بیدار شو جان برادر. انروزهارا گاو سیاه خورد که پدرکلانهایت دردهن سایر اقوام میکوبیدند که چرا خواب وزارت را دیده است. طرح پدرام یگانه طرح جامع است که میتواند باعث نجات افغانستان وافغانستانی ها گردد. گفته یی که چرا پدرام به بانی استقلال کشور دشنام داده است. پدرام به پدر امان الله خان لعنت کرده است یعنی همان حبیب الله که خود امان الله وی را به قتل رسانید. پس معلوم میشود که وی واقعا مستحق لعن گویی است.
پدرام مشتی است بردهن پوسیده قوم گرایان فاشیست مانند احدی ویون ورفیع وچند خشتک کشال پنجابی زاده دیگر. چندی قبل چند نفر قبایلی سواتی الاصل جایزه برای قتل پدرام تعین کردند من برای این پنجابی زاده ها میگویم که اگر اینقدر غیرت دارید خود وفامیل خودرا از زیر سطور امریکاییان واعراب که راست وچب بالایتان روز محشر را اورده اند خود را خلاصی دهید. امروز همه تاجیک وهزاره وازبیک وسایر اقوام به قوت واتحاد خود ایمان دارند وان افسانه حکومت داری شما پوچ از اب درامده است. شما بروید ودرمناطق خود به کشت مواد مخدر، قاچاق وفروش دختر، تروریزم ومکتب سوختاندن وگلوبریدن تان ادامه بدهید. شمارا به اینده ما غرضی نیست!
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
جمال جان!
واقعیت چیزی دیگری بود.
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
دوستان عزیز!
ازآغازخط مشی معلوم است که این خط مشی به دوره ی اول انتخابات ریاست جمهوری ارتباط دارد. چون آن زمان ازاستقلال کشور 85 سال گذشته بودوهم درسایت کنگره ملی سالها قبل نشرشده است. بهرحال این طرح هنوز بقوت خود نزد آقای پدرام وهوادارانش باقی است وحق طبیعی ایشان است که به چیزی باوردارند همان را بیان کنند. اما من یقین دارم که این طرح را یکی ازدوستان کم تجربه آقای پدرام فرستاده وبدون درنظرداشت شان رهبرخود به گردانندگان سایت کابل پرس? نا سزا هم گفته است که هیچ مورد ندارد. پس نظرمن این است که بجای عصبانیت بالای پدرام، لحن گفته های تان باید متوجه آقای ملحق باشد نه ازپدرام وآقای ملحق درآن صورت ازخود ونظراتش دفاع مینمود.
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
سلام دوستان،
لطیف پدرام که امرروز اینقدر خط مشی بلند و بالا ارائه می دهد در زمان رژیم دست نشانده روس از مهره های کار کشته کی جی بی بود. وی به خاطر چشمک زدن به شورای نظار از مسعود جنایتکار هم به خوبی یاد می کند، با دوستم هم همپیک است و در عین حال برای اکت و اداء نفرت انگیز خود را مخصوصا در اروپا و نزد ایرانی های چپی، چپ می تراشد. واه واه به این می گویند روسپی سیاسی.
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
سلطان خان. اگر کمی متوجه شوی روسپی کسی را میگویند که یکشبه خود را بفروشد. پدرام از زمان تولد تاامروز صحبت از فدارالیزم کرده واین حق سیاسی وی است که با هرکس ویا حزبی که طرفدار طرح وی باشد متحد ویا به گفته شما هم پیک گردد.
بهترین مثال از روسپی گری سیاسی کارنامه جناب انور الحق احدی وسایر روسپی ها ودلالهای افغان ملت است زیرا احدی روز قبل از ختم ثبت نام کاندیدان بسیار غروفش میکرد ولی بعداز گذشت یکشب دفتعا مانند یک روسپی که اجرت تن فروشی خود را بدست اورده باشد خفه خون گرفت وتا امروز کسی صدایش را از دهن نشنیده است ولی بوی گندیده صدای زیرش به هرجای پیچیده است.
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
آقای سلطان: لطفاٌ ادب بیاموزید وحق گرا باشید چطور می توانید به مسعود، قهرمان ملی کشور که تا آخرین رمق حیات ازوطن و مردم خود دفاع کرد و جان خودرا نثاروطن و مردم خود کرد، شما یکبار ازخود پرسان کنید که شما به حق این وطن و مردم چه خدمت کرده اید که دیگران را ناحق توحین میکنید.
آقای پدرام یک آدم خوب است او حق دارد که خود را بحیث ریس جمهور افغانستان کاندید نماید. او نسبت به دیگران تحصیل کرده و روشن فکر است لطفاً ایشان را تشویق نمایید.
وسلام
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
Mr. Pedram forgot to write about Army and Military, what kind of Military and army you want. and how you want to rais a strong military?? or maybe you want to a Government without Army and Military??
How you fight against talibal. and how you solve this problem?? thanks
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
سلطان بچیم اگر پدرام عضو کی جی بی بود باز هم فکر میکنم که از نوکری دال خور های پاکستانی بهتر است واگر وی از مسعود بهخوبی یاد میکنند مسعود با انهمه اشتباهات خویش به مراتب بهتر از گلبدین خان و مزاری ما ما بود چون وی حد اقل یک فرد شجاع و مجاهد بود که امروز بخاطر قهرمانی های وی تو در کابل زندهگی میکنی و گر نه طالبان تو را به قرن هجر ارتقا میداد و اگر لطیف پدرام پیک میزند بچیم فکر می کنم که از نصوار و چرس تو و افغان ملتی هایت بهتر است.
پس بچیم تو فقط چرس یا نصوار ات را بزن
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
Waqiyan Latif Pedram Insan sadiq, watandost, wa daray khat-e-mash ast ki may tawanad zaminay beradary, barabary , wa etemad ra dar miyan aqwam in kishwar ejad karda abani wa suadat ra tazmin, wa in kishwar ra az tajziya shudan bady najat maydehad
Wali 2 amili wjud darad ki imkan muafaqiyat way ra masaid namay sazad
Awal wjud Fashisthay ki zihniyat beradaran pashtun ra maghshush may sazand ki dar nihayat amur ba etminan bayad guft ki anha bazunda buda wa tajziyay kishwar ra hatmy may sazand
Duum Qudrat Mafiay ki manafi wa hayat khud ra dar khatar may binanand
Ba taasuf ki in har 2 gruh ham az nigah qudrat dawlaty wa ham pooli dast balay darand ki imkan peeruzy Pedram ra muntafy wa tabahy kishwar ra hatmi may sazad
Hakim
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
آقای محترم و روشنفکر قومت عمران خان سلام!
در دشنام های پدرام خان (ستارهٌ درخشان شعر و ادب فارسی) به شمول دیگر کلمات رکیک (دٌووس) هم نثار شاه امالله شده بود۰ لطف کرده با استفادهٌ از استعداد مداریگریکه در خونت از نیاکانت به ارث داری این مسٌله را هم روشن کن تا ما غول های بی فرهنگ بفهمیم۰ چیزهای بالمثل باقی نوشته ات خییییییلی زیاد است ولی من حتی به حیث یک فرد مربوط به قوم بی فرهنگ به خود اجازهٌ نوشتنشرا نمیدهم۰
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
جمال الدین خان افغان ثانی. من در مورد انکه ان گفته ها مربوط به اقای پدرام باشد شک وتردید کامل دارم وبه همین علت هم است که دولت اوغان ملتی فعلی به دروغ بودن وجعلی بودن ان صدی ثبت شده پی برد ورد انرا دیگر نگرفت در غیر ان از این دولت فاشیستی که ارمغانی جز برتری طلبی وتفوق خواهی بی معنی یک قوم خاص چیزی دیگر دستاورد نداشته (که الله الحمد دست اوردی بسیار ناکام بوده زیرا به ضرر ان قوم تمام شده وامروز انها تصویری به جز از تروریست، قاچاقبر ودشمن علم ودانش وفرهنک ومکتب سوز در اذهان جهانی ندارند) به این اسانی دست از این مطلب برنمیداشت. این که امان الله خان دیوث بود یا نبود بهتر است این را از پدرکلانهای تان یعنی از ملا عبدالله لنگ، حضرات مجددی، نادرخان وبرادران اهل یحی اش یعنی هاشم خان وشاه محمود خان وشاه ولی خان واز محمد گل خان مهمند بپرسید زیرا انها بودند که عکس های برهنه ملکه ثریا را در اروپا در مناطق سرحدی پخش کردند وامان الله خان را دیوث عصر خطاب کردند! اگر شما اینقدر دوستدار امان الله هستید پس لطف کنید وکارنامه های سیاه نادر غدار ومحمد گل مهمند شیاد وشارلتان وتروریست را تقبیع کنید واز تفرقه اندازی های قومی انها اظهار نفرت کنید. شما از یکطرف امان الله را میپرستید واز طرف دیگر به محمد گل مهمند یعنی همان کسی که عکس های ملکه ثریا را در مشرقی توذیع نموده است بابا خطاب میکنید پس شما خود تایید گفته های بابا های تانرا میکنید.
من اولا شک دارم که پدرام واقعا چنین گفته باشد ودرثانی اگر هم گفته باشد پس گفته های وی متکی ومستند به روایات بابه کلانهای خودتان است. به نظر من شما بهتر از من میتوانید دیوث بودن ویا نبودن بانی کاذب استقلال تانرا (که در اصل هرگز استقلال واقعی به دست نیامد) را خود به دست اورید.
خدا کند که قناعت تان فراهم شده باشد واگر نشده بازهم برایم بنویسید تا برایتان جواب مدلل بدهم.
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
دوست گرامی جمال سلام!خدمت تان به عرض برسانم که دشنام دادن وتوهین کردن به دیگران مربوط به تربیت شخص میشود نه به قوم وتبار آن.انسانهای خوب وبد درمیان تمام اقوام وجوددارد.اینکه شما دربرابرحرف های زشت دیگران ازگزشت کارگرفتید این نماینده گی ازبرتری شخصیت شما مینماید.از یکی ازفلاسفه ها ی یونا ن قدیم پرسیدند:«ادب را ازکی یادگرفتید؟» گفت از«بی ادبان» ،سوال:« چه گونه؟»جواب:«آنچه آنها کرده ومیکنند من نمیکنم.».اظهارسخنان زشت درقدم اول به شخصست گوینده ی آن آسیب میرساند نه به دیگران.خوش باشید
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
پدرام عزيربخشی ازمضمون شماراخواندم خيلی نظريات خوب داريدولی دربرخی مواردغيرمستقيم بدفاع ازطالبان برخاسته ودرخط دشمن سيرميکنيداگرنيروهای ناتوتروريستهارادستگيروزندانی وتحقيق نکنندمگرشماميکنيدياطالبانيکه دراريکه قدرت تشريف دارند؟ سال گذشته چنين پيشنهادشماباعث شدکه کرزی تمام مجرمين جنگی را ازگوانتمالابيأوردوأزادشان کندکه امروزاکثرشان قوماندانهای "جهادی عليه اشغالگران " اندشما ازاستقلال وأزادی لاف زده ايدتازمانيکه خودتان بحيث يک قوم اسيروخادم وکنيزوفقط کاتب دردولت باشيديعنی نوکرنوکرازکدام أزادگی حرف ميزنيد؟ بشردوست ميگويدمن باهيچ خارجی تماس نگرفته بلکه جلال وشکوه احمدشاهی را اعاده ميکنم شمانيزعين اوهام رابه شکل ديگری مطرح ميسازيد درحاليکه اگرسياست مدارباشيدباشيطان يکجاشده وحاکميت قبيله وفاشيزم نژادی وفرهنگی وسياسی راخاتمه ميدهيدشماعوض ارتباط با اوبامابهترين وشايدهم يگانه چانس حمايت جهانی ازافکارخودرا ازدست ميدهيدأرمان وهدف هرقدربزرگ ومنطقی باشدبادست خالی وفقط شعارپياده شدنی نيست قصه شمابا اين خودمحوریهاوعوامزدگيها مفت است
شماباچنين طرح های نبايدبرياست جمهوری خودراکانديدکنيدچون ضياع وقت است اولابکوشيدبحيث نماينده کابل يابدخشان واردپارلمان شويدياخودرابرای شهرداری کابل نامزادکنيدتابسترمردمی پيداکرده وافکارتان رادرعمل تجربه کنيدامانظرتان درموردفدراليزم يگانه راه حل مشکل افغانستان وبهترين نسخه بحران کشوراست مشروط باينکه قدرت ومنطق جلب حمايت جامعه جهانی خصوصا واشنگتن وانگليس را ازين طرح بدست أورده بتوانيد درحاليکه شمادرجهت خلاف بادوأب حرکت ميکنيدشايدهمين برخوردخشک وخنده أورشماباجهان باشدکه شماهيچ مطرح شده نتوانسته ايدوتأثيرگذاردرمسائل نيستيدحالانکه برخی هاخيلی سريع توجه جهان وجامعه رابطرف خودجلب کرده اندچون بامنطق واقعيتهاسخن ميکويندبنابرين باعذرمعذرت بايدبگويم که شمانويسنده واديب هستيدولی سياستمدارنی چون درسياست نوع وسيله راهدف تعين ميکندچون هدف شمافدراليزم است وفدراليزم نوع نظام واداره امورمردم است نه نفاذشريعت وترويج فرهنگی طوريکه نهادهای حقوق بشروجامعه مدنی ، دمکرسی وژورناليزم درغياب حمايت جامعه جهانی وحمايت خارجی درهيچ کشوری ازجمله افغانستان تحقق پذيرنيست فدراليزم نيزبايدباثرفشاروحمايت خارجی خصوصاکشورهای ذيذخل درامورافغانستان ميتواندمطرح ونهادينه شوداگرشمافدراليزم رابرای خودميخواهيدهنوزهم ازدنيامنزوی مانده وچانس هارا بسوزانيدواگربرای مردم وکشورميخواهيدشرايط سناش وهوشيارباشيدچون امروزديگرتکرارنخواهدشدبازماوشماميمانيم ويک ديکتاتورقبيله چی ازطريق کودتای نظامی يا انتخابات جعلی وخودساخته مطمئن باشيدکه تاريخ درافغانستان تکرارميشودچنانکه بارهاشده است
خط مشی عبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان در انتخابات ریاست جمهوری
تشکر آقای آرام۰ اینک من دیگر در جواب آقای عمران چیزی نمینویسم۰ ولی یک مشورهٌ نیک برایش میدهم و آن اینکه وی باید نوشته های خود را نگهدارد و اگر بزرگ یا هوشیار شد یک بار باز این نوشته هایش را بخواند۰