رفتن به محتوای اصلی
بیرق است یا پیراهن وچادر

بیرق است یا پیراهن وچادر

بیرق ملی مان نظره به ماده19 قانون اساسی کشورمرکب است از: سه قطعه بارنگ های سياه، سرخ و سبز که به صورت عمودی، به اندازه های مساوی ، از چپ به راست ، درکنار هم واقع شده، عرض هر رنگ برابر نصف طول آن است ودروسط آن نشان ملی افغانستان قرار دارد. ااین رنگ هارا قسمی تعبیر مینمایند که هر یک از رنگها مفهوم خاصی دارد، رنگ سیاه به مبازرات مردم با استعمار باز میگردد که موجب گرفتن استقلال کشور شد. رنگ سرخ نشان خون شهیدان ملت برای کسب استقلال کشور است ورنگ سبز به معنی اعتماد مردم به اسلام ونشان تلاش برای سازندگی و پیشرفت است،

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

پرچم از زمان های بسایر قدیم در نزد اکثر ملل جهان و جوامع بشری معروف ومتداول بوده که نمایانگر هویت وشناخت ملل میگردید، حتی در جوامع بسیار بدوی زمانیکه قبیله ها روی توزیع واستفاده از منابع طبیعی باهم در گیرمی شدند بخاطر معرفی هویت شان پرچم های با رنگ و نشان مخصوص که متعلق به قبیله شان بود بلند میکردندتا سبب شناخت شان در میدان جنگ گردد و ساحات را که تحت کنترول در می آوردند نیز همان تکه را در آن خطه بالای یک قطعه چوب نصب می نمودند که ملکیت همان قبیله رانشان میداد. افراشتن بیرق با نشان خاص واهتراز آن در قلمرو یک کشور، عظمت، شکوه واستواری قبایل ویا مملکت را نشان میداد. درکشور عزیزمان نیراز زمان آریانای کبیربر فراز برج های قلعه کهن وتاریخی بلخ باستان ، بیرق ملی وقت که دارای نشان عقاب ورنگ آبی بود بر افراشته بود.

با گذشت زمان، رنگ ها و اندازه بیرق نظر به خواست وسلیقه حاکمان مهاجم تغیر نموده، هر قوم ویا قبیله که این خط راتحت تسلط خوددر آورد بیرق مخصوص خود شان را در فراز قلعه های این سر زمین بر افراشتند که سلسله آن الی قیام راد مرد بزرگ ابومسلم خراسانی ادامه داشت که از آن به بعد شکل رنگ خودرا حفظ نمود. در حقیقت بیرق ورنگ های آن سلیقه نبوده بلکه جریان تاریخ و حکمراوایی های بیگانگان را در کشور مان نشان میدهد.

بیرق ملی مان نظره به ماده19 قانون اساسی کشورمرکب است از: سه قطعه بارنگ های سياه، سرخ و سبز که به صورت عمودی، به اندازه های مساوی ، از چپ به راست ، درکنار هم واقع شده، عرض هر رنگ برابر نصف طول آن است ودروسط آن نشان ملی افغانستان قرار دارد. ااین رنگ هارا قسمی تعبیر مینمایند که هر یک از رنگها مفهوم خاصی دارد، رنگ سیاه به مبازرات مردم با استعمار باز میگردد که موجب گرفتن استقلال کشور شد. رنگ سرخ نشان خون شهیدان ملت برای کسب استقلال کشور است ورنگ سبز به معنی اعتماد مردم به اسلام ونشان تلاش برای سازندگی و پیشرفت است، به تعبیر دیگر:

رنگ سیاه دوره بد بختی، رنگ سرخ به معنی خون ریزی ورنگ سبز امید وکامیابی است. رنگ سیاه بیرق ابومسلم خراسانی که در مقابل سلسله اموی ها قیام نموده و آن خانواده را از پا در آورد والی زمان به قدرت رسیدن امان الله شاه به سلطنت دوام داشت. هر یک ازین رنگ ها دوره های تاریخ وسلسله حکمروایان را درین سرزمین نشان میدهد. مفکوره قرار دادن این سه نوع رنگ پهلوی هم در زمان امان الله شاه بعد از حصول استقلال توسط مردم این سراین سرزمین بمیان آمد و بیرق ملی کشور شناخته شد.

بیرق در تمام کشور ها استفاده خاص دارد که نظر به آنچه در قانون اساسی کشور تذکر رفته باید استفاده خاص داشته باشد ودرینمورد طرزالعمل ساخته شود. بیرق در هر کشور قابل احترام ، سمبول معرفت وشناخت کشور ها در جهان است. استفاده آن طبق قانون تنظیم میگردید که در مراسم خاص، در موقیعت های خاص ملی وبین المللی بر افراشته ویا به نمایش در می آید.

در جریان جنگ های داخلی تنطیم ها نیز بیرق های خودرا داشتند، باستثنای جنرال دوستم که تاآخرین مرحله قسمت سوم جنگها در صفحات شمال کشور بیرق ملی وساختار ادارات دوتلتی را حفظ نمود.

مگر قسمیکه دیده میشود در این اواخرکاند دیت ها در مسابقات پارالمانی ازین بیرق ملی که بیانگرقهرمانی وشهامت های تاریخی مردمان این سرزمین است استفاده ابزاری نمودند که در حقیقت یک نوع بی احترامی است، علی الخصوص نشان بیرق که مزین به محراب منبر، کلمه توحید و الله اکبر است.( در اکثر کوچه ها پاره پاره وپرتاب شدند)

تا جائیکه در جریان کمپاین نامزد های پارالمانی بمشاهده رسید، از بیرق کشور استفاده های گونا گون غیر مرسوم صورت گرفت مثلآ: تصاویر کاندیدا ها با بیرق زیب وزینت داده شده، خانم های نامزد وکیل از آن چادر ساختند وبعضی ها از بیرق ونشان ملی کلاه؛ کمر بند نکتائی درست کردند و یا اینکه موترسواری خویش را با رنگ های بیرق رنگ آمیزی کردند بگمان اینکه خودراشخصیت ملی معرفی کنند وازین طریق آرا مردم را بدست ارند.
بنظر ما استفاده از بیرق به اشکال که ذکر شد غیر مرسوم وابزاری است. با حفظ احترام به تمام نامزد وکیل ها، فر ضآ اگر یک نامزد تفکر واندیشه ملی نداشته باشد، اگر تمام بدن را با بیرق و نشان ملی مزین نماید، به شخصیت ملی نمی رسد. توقع میرود که از بیرق ملی کشور استفاده بجا ومناسب صورت گیرد و احترام به بیرق وسنن حفظ گردد.

در اخیر امید بر آن است که دولت افغانستان مطابق آنچه در قانون اساسی تذکر یافته است برای استفاده بیرق ملی مان یک طرز العمل بسازند تا جلو این نوع سوء استفاده های سیاسی گرفته شود ودر حقیقت ایجاب می نماید از جانب کمیسون مستقل انتخابات این مسایل در یک طر زالعمل پیش بینی میگردید.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

17 دیدگاه
تنویر-

بیرق است یا پیراهن وچادر

آقای محترم بایانی

باز هم خدمت شما عرض میکنم که این مزاری که شما بدرستی او را مریض خطاب کرده اید و این خان هر دو همان یکنفر و همان یک چوچه سگ پنجابی های کثیف و بویناک چتلستان است که زیر نامهای عطا خیل ، دریادلی ، روشن ، سهراب هم مینویسد و در همین چند روز باید منتظر نامهای دیگرش باشیم چون چهره این غلام بچه پنجابی های کثیف افشا شده است.

جالب این است که این پنجابی بچه برای ما تاریخ مینویسد و فکر میکند که افغانها مانند پنجابی های کثیف و بویناک چتلستان هر چه این تخم حرام گفت قبول میکنند.

چند روز قبل این چوچه پنجاب گفته بود که تنویر کلمه فارسی است و من چرا به آن نام خود را خطاب میکنم

و بعد از آن گفته بود که تمام زنان پشتون بوسیله ائتلاف شمال در کابل مورد تجاوز قرار گرفته اند
دیروز این تخم حرام به تمام تاجک، ازبک و هزاره لعنت فرستاده که چرا به جای جنگ بر علیه طالبان وحشی بر علیه پشتونها در کابل نمیجنگند و چرا محصلین پوهنتون به عوض مظاهره در و دروازه پوهنتون را آتش نمیزنند و یا آنرا به چتلستان برای فروش نمیبرند.

شما تمام حرف های او را در نظر بگیرید و فقط یکبار با آنچه حمید گل میگوید مقایسه کنید و شما درخواهید یافت که این چوچه پنجاب فقط دساتیر همان پنجابی های کثیف و بویناک چتلستان را عملی میکند.

بر اساس پالیسی آی اس آی این یکی دو نفر در تمام سایت افغان جایکه به این میکروب های جهان اجازه داده میشود ثبت نام کرده و یکبار زیر نام پشتون غیر پشتون را توهین میکنند ویکبار پشتون را زیر نام غیر پشتون

حالا این پنجابی کثیف از شکم گنده خود تاریخ پشتونها را برای شما نقل کرده است و جالب است که این بویناک غلام بچه تصور میکند که با حرفش تاجکها ، ازبکها و هزاره ها بلند میشوند و افغانستان را ویران میکنند.

بهترین راه این است که شما هر بار بگویید که زنده باد هند کبیر که این غلام بچه ها و پنجابی های کثیف و بویناک چتلستان را که مالک این قوله کشان اند با دادن 25 میلیون دالر به نام کثیف ترین و پست ترین گدا های دنیا مشهور ساخت.

و مطمئن باشید که چند لحظه بعد او زیر نام مزاری مریضی و روشن ظاهر شده عین مطالب را با تغیر چند کلمه استفراق میکند.

لعنت و نفرین ابدی باد بر پاکستان = چتلستان

مزاری
بیرق است یا پیراهن وچادر

چارچیز است در دنیا دیده پاره ، مرغ و مگس و سگ و اوغو تنویره ! هه هه هه !

تنویر-

بیرق است یا پیراهن وچادر

ولی کثیف ترین و بویناک ترین کس در دنیا همانا غلام بچه ی است که برای کثیف ترین و بویناک ترین مردم دنیا یعنی پنجابی های کثیف و بویناک چتلستان غلامی میکند.

مزاری
بیرق است یا پیراهن وچادر

راست گفتی خان تنویر خان !غلام بچه نی ، بلکه غلام بچه ها و ملا بچه ها !!

تنویر-

بیرق است یا پیراهن وچادر

که عبارتند از عطا خیل= مزاری مریضی= خان= دریادلی= روشن= سهراب

یا شما میگوید من حق به جانب ام زیرا شما همه همان یک غلام هستید

مزاری
بیرق است یا پیراهن وچادر

نی خان دو سره ، غلط کدی . آنها عبارت اند از : خان تنویرخان فعلی = خان اصیل خان قدیمی ، خان تری دیر فعلی = خان ولی خان قدیمی و دیگر کران و کوران زی ها + خیل ها + وال ها ! هه هه هه

trader

بیرق یا کفن .

مزاری تو جلال بایانی را خوب میشناسی . یا تو اشنای با گوریز عطا خیل داری . ایا تا حال با شخصی به نام ذکریا یوسفزی سر خورده ایی . ذکریا یوسفزی قبلا یا سروری استخبارات وزارت داخله خلقی ها یک جا کار میکرد و بایانی یکی از فرار های است از دست انها . و گوربز یک خلقی است که به نفع پنجشیری ها داد میزند . ماند بیرق افغانستان .. شما خاک افغانستان را به توبره کشیده اید و جای سالمی در بدن کشور باقی نمانده اید . . حالا بر سر بیرق افغانستان برای میراث به جنگ نشسته اید ؟؟؟ چشم سفیدی اندازه دارد ولی شما ها از اندازه گذشته اید .

jalaludinbaiany

بیرق است یا پیراهن وچادر

اقای مزاری !
ديگر رنگ دالر ، پوند ، ريال ايران ، کلدار پاکستان و روبل روســــيه چشم ها را سفيد ، دل ها را تاريک ساخته ، بنأ ادب کردن آدمی که هنوز انسان نگرديده دشوار است !!
خوب باداباد !!
معشوقه به سامان تا باد چنين بادا ــ کفرش همه ايمان شد تاباد چنين بادا
شمس الحق تبريزی از بس که در آميزی ــ تبريز خراسان شد تا باد چنين بادا .
تاريخ نويسان معاصر را عقيده برانست که : مليتی و يا قوم که به بحران فقدان هويت
دچار باشند ، بايد برای خود هويتی دست و پا کرده و انرا بجويند .
تقصير از شما و يا « تو » نيست !
تاجايکه مطالعه گرديد نه تنها شما ، انگشت شمار عناصر که شما از انها نام برديد ، بخصوص اقای پيژند پور ، لطيف پدرام ، نصيرکامجو و جوانک بنام [ چوپان ] يا تحت
تاثير نويسنده گان « پيور ناسيوناليست ايران » قرار گرفتيد ، و يا زور زر را نداريد .
يکی از صد ها سيه مشق گران ايران چنين مينگارد : اما خراسان بزرگ سرزمين آريانايی پهناور بوده است «!» که متاسفانه توسط اســـتعمارگران انگليس ، روس و
( شاهان وطن فروش قاجار ؟؟؟؟!!! ) به بيگا نگان واگذار شدند !!
پرسش از شما ايا قاجاريان شاهان خراسان بوند يا « پارس» ؟
نه کند شما نيز بر آسياب نوی ناسيوناليستهای ايرانی آب را افزون نموده يا زور زر را
نداريد ؟
نويسنده ايرانی خطاب به شما و فرزندان ايران اضافه ميکند :اميد بر اين است که روزی فرزندان ايران و ياران زور و زر ما برای برداشتن مرز های امروزی استعماری گام بردارند ، که ماشاالله در افغانستان به قول ايرانی های ترياکی ( اوغانستان ) چاکر ، نوکر را جستجو نمودند؛ که خوشبختانه انگشت شمار و شناخته شده اند .
و نويسنده در چرند خود که همسو با « تو » ميباشد مينويسد : اميد است خراسان بزرگ را که بيژند پور ، کامجو ، نجم الدين کاويانی ماويست ، پدرام ، دريا ددلی درويش « فاحشه» ميباشد اميد ميکند : خراسان بزرگ که ريشه تاريخ و هويت ملی ايران امروزی را دارد بارديگر تشکيل دهند !!
[ نه ميدانم تفکر شما مقدم بر نويسنده است ، يا از نويسنده برشما چربی ميکند ، چون زور و زر و تشکيلات تحت رهبری [ ساواک اسلامی ] دارند . اگر آدرس نويسنده را
/ آرزو داريد که به جواب بنگاريد که بيشتر « چهره ، قد ، قامت بی ننگ ، ددمنش جواسيس خود را افشا نسازد .[ نام کتاب احيا خراسان بزرگ ] اسم نويسنده [ مالک المماک ــ ابواسحق ابراهم اصطخری . صفحه کتاب از ۲۰۳ تا ۳۴۰ صرفأ مانند شما نفرت از « افاغنه » احيا خراسان بزرگ از « باکتريا قديم » يا بلخ ، تخار و بدخشان ، ولايت « سغدقديم » يا سمرقند ، بخارا ، « ولايت مرگيانا قديم » مرغاب ومرو امروز ، « ولايت آريا قديم » يا هرات امروز ،« ولايت پاراپاميزوس قديم » يا غور ، بادغيس و باميان امروز ،« ولايت آراکوزيا قديم » يا زابل ، کابل امروز ،ولايت نگندهارا قديم » يا ننگر هار امروز « ولايت پکاتيا و گدروزيا قديم »پکتيا، پکتيکا ، خوست و بلوچستان امروز .
و نيز اقای مزاری هدف بنده از کلام خداوندگار بلخ مولانا بزرگ است ، که مربوط همه بشريت ميباشد . و هرگز ازبک ، ترکمن ، نژاد زرد نبوده نيم از بلخ و نيم از فرغانه بوده . در بخار رشد نموده و در قونيه ترکيه دفن است . وهر گز اين شخصيت تاريخ و فرزانه مرد منحصر به فرد ، ولايت ، قوم ، مليت نبوده ، چه انکه [ مزاری بچه ]
که چندی قبل در ويديو ويتوپ ها [ بچه بازی در مزار ] نقل ميدان بوده .
[۲۱ ] سال مقابل تروريست های افغانی ، عربی ، ايرانی که هر روز از ايران وپاکستان تجهيز ميگرديدند برای کشتار مردم ما دستور گرفته بوند يک انها « استاد ربانی ] ديگرش [ عطا سيا ] نتيجه را بيژند پور ، پدرام ، فريد مزدک ، دستگير پنچشيری و نجم الدين کاويانی و محمود بريالی بپرسيد . جلال بايانی

مزاری
بیرق است یا پیراهن وچادر

آقای بایانی ! وقتی مینای عقل ، منطق و استدلال انسانی بشکند پی به خطای خود نبرده ، و سبکسرانه چنین می نویسد :( و چندی قبل در ويديو ويتوپ ها [ بچه بازی در مزار ] نقل ميدان بوده . ) از رشتین اوغان بچیه دیگر انتظاری نیست جز این یاوه سرایی . کجاست آن آرامش و اطمينان درونی ؟ کجاست آن لاف و پتاق به حد ، مرز ، سرحد ، ديوار ، تبار ، نژاد و زبان نه انديشيدن ؟ شما که به چوب و سنگ سیاه پکتیا افتخار دارید نه به عقل و وجدان خویش چگونه دروغ قد ، قامت با ننگ و فرشته منش خویش را به رخ دیگران میکشید ؟

چی مقبول نگاشته اید : ( تاريخ نويسان معاصر را عقيده برانست که : مليتی و يا قوم که به بحران فقدان هويت دچار باشند ، بايد برای خود هويتی دست و پا کرده و انرا بجويند .) پته خزانه جعلی علامه؟ حبیبی آیا دست و پا کردن هویت برای بی هویتان نیست ؟ میبخشید آقای بایانی ، شما تا هنوز غیر از همین پته خزانه جعلی ، دیگر هیچگونه مطالعه و اندوختۀ ندارید ! شما تا هنوزمتأسفانه تاریخ مرحوم غبار را نخوانده اید ، چی رسد به تاریخ هرات نوشتۀ سیف بن محمد بن یعقوب هروی معروف به "سیفی هروی"متولد 681 هجری . شما که خود را منسوب به قوم اوغان میدانید تا هنوز تاریخ اوغانستان را نمیدانید ! چند سطر تاریخ آریانای قدیم را مانند ملا های طالب حفظ نموده اید و در هر پیام تان بجای آنکه هضم کنید ، نشخوار میکنید . شعر مولانای بزرگ را مسخ می کنید و وقتی جناب شما را متوجه خطای تان میسازم بجایی که بشرمید ، خجالت بکشید و معذرت بخواهید ، همشهریان و همدیاران مولانا را بچه باز میخوانید . کمی از ریش سپید تان بشرمید اگر آنرا دارید .

چشمان تانرا باز نمائید و حقیقت ها را بپذیرید ورنه اوغانستان پرستی با چنین منطق لنگ و استدلال کور جز اینکه شما و همفکران شما را رسوای عام و خاص نماید حاصلی نخواهد داشت . باور داشته باشید این مشوره کاملأ دوستانه است . منتها باید بدانید که قوم عزیز پشتون ما اوغانها نیستند و آنهایکه از داعیه اوغان و اوغانستان دفاع میکنند گروه و قوم خاصی اند که از مهربانی و مهمان دوستی برادران عزیز پشتون ما استفاده ابرازی نموده ودشمنان همۀ ملیت های ساکن در اوغانستان کنونی اند . علت آن هم نداشتن سواد کافی تاریخی همۀ ما بوده و است .

افغانها کی ها و افغانستان در کجا بوده ؟ خراسان کجا و خراسانیان کی ها اند ؟ فرهنگ چیست و بحران هویت چی وقت بوجود می آید ؟ پرسشهایی است که شما میتوانید پاسخش را لابلای اوراق تاریخ دریابید .

آقای بایانی ! فرق نمیکند که شما تاجکید یا پشتون ، بدون در نظرداشت تعلقات قومی نوشته های همین آقایان پيژن پور ، لطيف پدرام ، نصيرکامجو ، چوپان و در مقابل از آقای سیستانی ، یون ، تره کی ودیگران را بخوانید و با منطق و استدلالی که ثبت تاریخ و اسناد تاریخی باشد مقایسه نمائید آنگاه خود خواهید دانست که کی ، چی میخواهد . این حقیر همانقدر که از سیاست چتلستان در قبال سرزمینم نفرت دارم ، به صد ها مرتبه افزون تر ازایران دارم ولی شما با تأسف که نمی بینید و نمی خواهید بشنوید . فقط همان دهل است ولوله که نمان ! هله نمان که ایران فرهنگ صادر میکند ، هله نمان که دری اوغانی ما در خطر است ، هله که تجزیه طلبان ایرانی میخواهند اوغانستانرا تجزیه نمایند . حالآنکه همین نویسنده گان به شمول این حقیر خواهان تمامیت ارضی وطنم ، استقلال و خود ارادیت هموطنان عزیزم میباشم . مقصد و مرامم را قبلأ خوانده اید . امید وارم از خر لنگ غرورتان فرو آمده و تاریخ هارا بخوانید تا در آینده ننویسید : شما پیروان پيور ناسيوناليست های ايران هستید .

jalaludinbaiany

بیرق است یا پیراهن وچادر

به جواب [ خان آغا ] که ماشاالله فورأ با مهارت « برقه » تبديل نموده بايد پرداخت !
۱۹ سال قبل در کوچه ما < رنجور > زندگی ميکرد ، در مقابل مليت [ هزاره ] دشمنی، بوبينی ، تنگ نظری داشت . او در حاليکه « بيمار زنجيری بود » ميگفت : هندو ها از هند ، هزاره ها از مغلستان ، ازبک ها از ازبکستان ، ترکمن ها از ترکمنستان ، فرغانچه ها از فرغانه ، قرغز ها از قرغز ستان ، و پــشـــــتون ها يا به گفته ناپاک شما [ اوغان ها ] يا به گفته ايرانی های ترياکی [ افاغنه بر وزن اجنه ] چون سمارق از زمين رويده ، يکی اين مليت بسيار عقب نگاه داشته را [ قوم يهود ] ديگرش که خود
فاقد هويت است [ قبيله گرا سرازير شده از هند ] ميشمارند . و دايمأ اين [ وارد شده ها] حافظ حفظ سرحدات ، و در نبرد ومبارزه مقابل متجاوز ، اشغالگر جنگيده و کشته داده . و اما [ ســــــــر تاج همه ] [ تاجک ] از دزد کلکان گرفته ، تا دزد زمرد پنچشير ، دزد لاجورد بدخشان در تلاش فروش وطن بوده ، که تاريخ از وطن فروشی ببرک کارمل تاجک ، ربانی تاجک ، مسعود تاجک ، عطای تاجک کاملأ مستند ، با فلم اسناد انکار ناپذير دارد . هر قدر به اين « ديوانه » کوچه ميگفتيم ، نی مرغس يک پاه داشت!!
« مانند شما » يک روز پيشنهاد به ولايت سپرد [ لطفأ در تمام دهات ، علاقداری ها ، ولسوالی ها ، ولايات ، نواحی کابل حتی انطرف خط نام نهاد ديورند « مناطق قبائل »
مانند [ هتلر ] داش ها کوره های آدم سوزی ساخته شود ، نخست بيش از نيم نفوس افغانستان از قول ديوانه [ اوغانستان ] که ۵۵ فيصد ميگردد اين [ اوغان ها ] را به کورگاه آدم سوزی انداخته با ختم انها نوبت هزاره ، ازبک ، هندو ، نورستانی ، بلوچ ، پشيه ، گجر ، قرغز ، بيات ، ايماق نيز ميرسد .
شما اگاه ميباشيد ، که ديگر مردم از اين نفاق ، شقاق و بيگانه پرستی به تنگ آمده همه به صورت ديوانه [ تف ] انداخته و ديوانه با يک دنيا آرمان کثيف ، پليد خود زير خاک رفت ، که بعدأ خبر شديم قبرش نسبت نيت شومش آتش گرفت ، خداوند شما را تا آن سرحد نه رساند . اغای خان جان در تمام قوم ، اقارب ، خويش ، آشنا شما کدام پشتون وجود ندارد . که انرا پارچه ، پارچه کنيد تا « سديزم » شما فروکش نمايد . و يا اينکه از ما پنهان نموده ، خودرا به کوچه حسن چپ زده حتمأ [ زر [ کمای ميکنيد . راستی تو ، مزاری ، روشن ، درويش « فاحشه دلی » مطالعه داريد ، که « بومی » های اصيل و مالکين واقعی امريکا [ هنديانا ] يا [ سرخ پوست ها ] و يا [ آپاچيا ] بودند . که ا نگليس ها ، پرتگاليا ، فرانسويها ، هسپانيوی ها امريکا را اشغال وفعلأ اين اشغالگران انگليسی به گونه شما از [ سرخ پوست ها ] نفرت دارند ، انها را وحشی ، قبيله گرا ، خانه به دوش ، کوچی ، دام پرور ناميده که با اشغال افغانستان توسط امريکا اين مرض ناسور که اخرش مرگ است به شما و رفقای هم برقه شما اثر گذاشته و يا کار [ زر ] است تاسرحد که تن بدون وزن شما که سالها قبل مرده قابل آتش زدن نيست چون چوب از پکتيا ميايد . وخاکستر شما نيز مکروبی است . لطفأ خاکستر کثيف خود را به ايران ، پاکستان ، روسيه و يا انگلستان ارسال کنيد . به اميد انروز که حتی دود شما اسمان کبود وطن را آلوده نسازد . ( خان جلال خان بايانی )

تنویر-
بیرق است یا پیراهن وچادر

اینرا میگویند جواب یک افغان وطنپرست به یک غلام بچه پنجابی های کثیف و بویناک چتلستان که زیر ده نام دیگر مانند خفاشان کثیف پنجابی خود را پنهان کرده است.

ماشا الله ماشا الله آقای بایانی که اجنت حلقه بگوش پنجابی های کثیف و بویناک چتلستان را خوب شناخته اید.

khan
بجواب بخارایی!!!jalaludinbaiany

کاکا بایانی!!

کاسه چینی که صدا میکند - خود صفت خویش اداء میکند. ماهیت تان برای همه عیان شده است همه میدانند که دنبال چه هستید .

این دقیق است که دیوانه و هوشیار تان یا بقول خودت "رنحوریا مریضی تان "همان یک شعار را چون کلمه طیبه و شهادت بزبان جاری و ساری میکنند گویا

– اوغان اصیل زاده - اوغان بومی -اوغان اکثریت -اوغان وطن پرست, وارث وطن, محافظ سرحدات ,باتور شمشیر زن...

از قول دیوانه های تان دویمه سقاوی را برای ما بیان میکند که ازبک به ازبکستان تاجک به تاجکستان ترکمن ... هزاره به گورستان بروند اوغان خواهد ماندواوغانستان ...

ادم رنحور تان دشنام های رکیک و ناشایست را به ادرس تاجکان یا بگفته خودتان "سرتاج همه" مثل هوشیاران و با سواد ان تان رواء داشته جالب اینکه در بستر مرگ یا همانا رنحوری هنوز هم به پول فروش معادن ...ت.جه داشته است ((دايمأ اين [ وارد شده ها] حافظ حفظ سرحدات ، و در نبرد ومبارزه مقابل متجاوز ، اشغالگر جنگيده و کشته داده . و اما [ ســــــــر تاج همه ] [ تاجک ] از دزد کلکان گرفته ، تا دزد زمرد پنچشير ، دزد لاجورد بدخشان در تلاش فروش وطن بوده ، که تاريخ از وطن فروشی ببرک کارمل تاجک ، ربانی تاجک ، مسعود تاجک ، عطای تاجک کاملأ مستند ، با فلم اسناد انکار ناپذير دارد . هر قدر به اين « ديوانه » کوچه ميگفتيم ، نی مرغس يک پاه داشت!! ))..

این دیوانه تان که زنجیری هم بود به جنگلات پکتیا خوست پکتیکا کنر و جلال اباد و نورستان به اثار عتیقه و باستانی و معادن کوه های سروبی و زابل و ... عقلش کار نمی کرده است یعنی بر علیه منافع قبیله چیزی نمیگفته است .

بایانی صاحب در محله ما فردی بود که هفت سال خدمت زیر بیرق را در مرکز تریاک وچرس ..سپری کرده از دود وبو متعفن ان از اعمال و کردار قبیله از غلامی و بی عدالتی اوغان حال اش به هم خورده وهمیشه در حالت فکر کردن بود تا تا از حالت عادی خارج و غرق دنیا خودش و با خود حرف میزد.

– او میگفت چرا سر شماری نمیشود - چرا تذکره برای همه توزیع نمیشود اوغان همیشه دورغ گفته جمعیت ناقلین پتنه و کوه های سلیمان را بزرگ جلوه داده و دبل اکثریت کوفته اگر چنین نیست دای گز دای میدان .

– میگفت حتا اطفال صنف چار مکتب هم قبول نمیکند اوغان غاصب ,خیمه نشینان بی فرهنگ وارث این مرز و بوم باشند و این تخیل و اتلاق بومی بودن شان فقد برای جوانان و بیسوادان خودشان است تا احساسات انان را تحریک بکنند که قوم برتر وارث اصیل این وطن ...اند اگر راست میگویند از شعار بگذرند دلیل و برهان قوی برای اثبات ادعا شان بیاورند همچنان بگویند که از اثر کدام حوادث و واقعه دلخراش از قصر ها به خیمه نشینی محکوم شده اند .

– او میگفت بومی گفتن های شانرا تاریخ جهان , هند ,ایران ,ترک و عرب تائید کرده است که همانا کوه های سلیمان است نه قندهار وسیستان زابل کنونی..او میگفن جلال اباد زابل و گردیز و لغمان هم اشغال شده است -اومیگفت اوغان همیشه لاف زده خود را با تور غیرتی جلوه داده اند بر عکس انان با انگریز پاکستانی و عرب ... در بر بادی این وطن کوشیده معاهدات لاهور دیورند کندمگ کابل .... را مثال میداد وپول را ایمان اوغان معرفی میکرد .

– او میگفت تحت شعار سترسرحدات هر روز خط سرحدی پنجاب را در قندهار زابل لوی پکتیا کنر جلال اباد ... با گرفتن کلدار پیش اورده اند حتا بی شرمانه مسله کنفدریشن را ایشان پیش کشیده اند .

– او میگفت سایر ملیت ها واقوام سرحدی ما یک متر خاک خود را به ترکمنستان تاجکستان ازبکستان چین هند
وایران رها نکرده اند .... مثال های هم میداد چون حقانی تانک فروش ,به چلند انداختن کلدار پاکستانی بجای اوغانی در داد وستد زمین خانه دوکان زن و دختر ....

او میگفت حاکمان قبیله از میرویس خان احمد شاه جان تا شاه شجاع حبیاله عبدالرجمن نادر خان نادر تر ه کی وامین کرزی و ملاعمر همه غلام اجانب بوده اند .

حال جناب تان بگوید او راست میگفت یا دورغ!!!

تازه وارد ها !!های اروپایی به امریکا واسترا لیا و افریقا سیاه با تمام ظلم و بربریت های شان با یک تمدن و فرهنگ مثمر به ان جا ها وارد شده و در رشد اقصادی و صنعتی ساختن یا پیشرف و ترقی و زمینه ایجاد کار وزندگی بهتر برای همه از جمله بومی ها اقدام کردند .

اما تازه وارد های کوه های سلیمان بوطن ما بجز از تخریب فرهنک و هنر رسم و رواج دیرین این وطن ,حریق چور و چپاول کاری نکرده اند . در این اوخر فرهنگ اتش زدن خانه و مکتب تیزاب پاشی را نیز رایج وارد اوغانوالی شان نموده اند .

– داستان شهید اکبر یا بیرون کردن داکتر نجیب از مرغانچه ملل متحد , چوب پکتیا و لاجور و زمرد باشد برای اینده یار زنده و صحبت باقی

jalaludinbaiany

بیرق است یا پیراهن وچادر

[ خان !!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟ ]
شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوربخـتــــانه در « شــــــــــــما » < خان > < مزاری >
< روشـــــــــــــــــــــــــــــن > < تاريک > < درويش > < ؟ خيل > فصاحت ، بلا غت ،
ژرفنگری ، اقـــتــدأ از منــطـــــق و اتکال به نـفـس را نه ديده ، نه يافـتــــــه ، برعکس
، اجتناب از حقيقت ، احتراز از واقعيت ، بی انديشـــــــــــه ســــخن گفتن ،اشـــــتعال ساختن وحدت مليت های برادر وبرابر افــــقـــانســـــــــــــــــــــتان عزيز ، اضمحلال تماميت کشـــــــور ، اغوأ ساختن نسل های جوان و نوجوان ، افروختن بيشــــــتر شقاق
، اقــتـــدأ در عقب خصم و بيــــــــگانه ، اهانت به خورد وبزرگ ، ايـــذأ نمودن همه وطن پرســـــــــــتان را در تک تک شـــــــــــــما « گلهای بابونه » شـــــکل باليدن ، بحران ، بدســـــگال را گرفته ، و بدکنشــــــــی دســــــــتوری < خان > < مزاری > < روشن > < درويش > < چه خيل > < عظيم بابک > در مقال يک مليت خاص ، مظلوم پــــــشــــــــــــتــــــــون زبان زد همه افغانها در داخل و خارج کشـــــــور گرديده ، ايجاب
ميکرد قبل از واژگون شدن سايت تابناک [ کابل پرس? ] بديهی بايد گفت که « قلم بيگانه » را که در دست اين بدگوهران افتاده اســـــــــــــــت قطع و کوتا ســــــــــــــازند.
[ آن زنده که کاری نيک نکند ، مرده به از اوســـــــــت ].
[ ره آورد گفتگو با نادان دوچيز است : نخست از دست دادن بخشــــــــــــــــی از عمر و
ديگری گرفــــتــــار شـــــــــــــــــــــدن ، به افکار پوچ و بی ارزش ] .
و بنده بيش از هر چيز ، اعتقاد دارم که آنچه ســـــــــــــرنوشــــــت مارا تعين ميکند ، شرايط زندگی مانيســــــــــــــــت ، بلکه تصميمهای های ما اســــــت .تشکر. جلال بايانی

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 17 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس