سالها پیش، حین عبور ازکوچه ای از محله های اشراف نشین باکو، پایتخت آذربایجان، کودکی را دیدم که از پشت بنز سیاه رنگی صدا می زد: "آته! آته!" بنز متوقف شد و مردی آشنایی از میان آن پیاده شد. آن مرد شهردار جدید باکو بود و دیشب او را در صفحه تلویزیون بودم. اما، برای من صدا های "آته آته" پسر شهردار بسیار جالب تر و عجیب تر از دیدن خود شهردار بود. زیرا برای اولین بار در عمرم آدم مهم و ثروتمندی را می دیدم که از شنیدن کلمه "آته" شرمش نمی آمد. در خاطرات من کلمه "آته" همیشه مال فقیران و بیسوادان بود. جوالی های مندوی، تبنگی های چنداول و دکانداران بیسواد هزارگی کسانی بودند که بی هیچ شرمی به صداهای "آته آته" کودکان شان جواب می گفتند. اما بقیه هزاره ها همینکه نیمچه سوادی فرامی گرفتند دیگر از شنیدن کلمه "آته" نفرت پیدا می کردند، و اگر خدای ناخواسته کسی از اولادها در ملای عام "آته" صدا کرده بود، جواب آن سیلی و سرزنش بود: " احمق نگفته بودم که دیگر مرا آته صدا نکو، آته چه بلاست که از زبانت نمی افتد! مرا "پدر" صدا کو. شرم و جفای که درحق کلمه "آته" می رفت و می رود نشانه ای از بی مهری و ستمی است که تمام واژه های مغولی و ترکی لهجه و فرهنگ هزارگی بار سنگین آنرا به دوش می کشند. دلایل تاریخی و اجتماعی شرم و اکراه هزاره های با سواد در سه-چهار دهه پیش نسبت به کلمات "آته"، "آبه"، "آجه" و... کاملا روشن و قابل درک بود. هزاره های آن روزگار اغلب نسل دوم و سوم نجات یافتگان و بازماندگان قتلعام های عبدالرحمان بودند. هزاره ها در نبرد با عبدالرحمان بیشتر از شصت درصد نفوس و پنجاه درصد اراضی هزاره جات را از دست داده بودند. خاطرات تلخ بردگی و غارت "هزاره جات بزرگ" تا سه دهه پیش کاملا زنده و قابل لمس بود. اشراف کابل به دلیل شیوع کنیزان و نوکران هزارگی "پیاده خانه" هایشان را "هزاره خانه" می گفتند و نویسنده "لغات عامیانه مردم کابل" در تعریف کلمه "آبه" نوشته بود: "آبه مزدور زنی را گویند که از کودکی خدمت کسی را کرده باشد."
کودتای خلق و پرچم و اشغال نظامی افغانستان توسط " کشور شوراها" سبب مهاجرت گسترده هزاره ها به ایران شد. اما، فرهنگ و لهجه هزارگی در کابل، تهران، هرات و مشهد یکسان مورد تحقیر واقع شده بود. در افغانستان هزاره ها یک قوم مغلوب وبه اسارت کشیده بود و در ایران نیز، آوارگان چشم بادامی در سرزمینی که رسانه ها و جریانات فکری آن دچار به مالیخولیای آریایی اند. در دهه اول هجرت، نویسندگان و نخبگان نوپای هزاره گاه هیزم آور و گاه خود هیزمی اجاق سوزان "ولایت فقیه" شدند. در حوالی سالهای پایانی دهه آتشبازی های "ولایت فقیه"، برخی از رهبران هزاره راهی را پیمودند که انجام آن به "غرب کابل" منتهی شد. اقتدار هزاره ها در غرب کابل پایان یک سده تحقیر لهجه و فرهنگ هزاره بود. رهبری هزاره ها با رادیوهای جهان به لهجه هزارگی مصاحبه می کرد،و لااقل گارد تشریفات یکی از قطعات نظامی مربوط او سرود نظامی را به لهجه هزارگی می خواند. عشق و اشتیاق هزاره ها نسبت به لهجه و فرهنگ هزارگی کم از کم برای هفت سال با تب و تاب خاصی ادامه یافت. اما در یک دهه گذشته اغلب شاعران و نویسندگان هزاره مهاجر مقیم ایران پاه به راه گذاشته اند که خطا از خط فرهنگ هزاره در آن بسیار روشن و مشهود است. شاعران و نویسندگان هزاره مقیم ایران نه تنها ازسرودن و نوشتن کلمات مغولی و ترکی در زبان هزارگی عار نموده اند و بلکه در صدد "ایرانی نمودن" کامل زبان هزاره ها نیز بوده اند. نویسندگان هزاره مهاجر مقیم ایران با افتخار تمام کلمات ناب وقدیم فارسی در لهجه هزارگی، مانند "بهل" (بگذار) را تعمدا در مقاله هایشان درج می نمایند. اما برعکس کلمات مغولی و ترکی، مانند "آبه"، آجه"، "آته"، "ابغه"، نیلغه" را که تا هنوز در سراسر هزاره جات استفاده عام و بسیار گسترده دارد، هرگز در اشعار و نوشته هایشان استعمال نمی کنند. البته در کارهای برخی از آنان وضیعت فاجعه آمیزتر از آن نیز است. برخی از شاعران هزاره مقیم ایران در شعرشان سمبل ها و اسطوره های کاملا ایرانی، مانند "دماوند"، سیاوش" و... را نیز بکار می برند. مشخص استکه که اکثریت مطلق شاعران و نویسندگان هزاره (اعم از مهاجر و یا غیر مهاجر) به لطف و تکبر سوادی جهان سومی که دارند هرگز دوست ندارند تا فرزندان شان آنان را "آته" و یا "آبه" صدا بزنند.
وقتی دختره هزاره نوآمده از هزاره جات به دکان لوازم آرایش رفته می پرسد:" او بیرار" قلم قاش" دری؟" دکاندار هزاره کابلی به ترکیب هزارگی "قلم قاش" بجای "قلم ابرو" می خندد. اما در آسیای مرکزی و ترکیه شیک ترین دختران مسلمان در جهان امروز "قلم ابرو" را "قاش قلمی" می گویند ولی هیچ کسی به آنان نمی خندد. زیرا فرهنگ و هویت آنان هرگز تجربه حقارت بار فرهنگ و زبان هزاره را نداشته است. پاره ای مهمی از هویت هزاره را لهجه و زبانش تشکیل می دهد. تصفیه زبان و لهجه هزارگی از وجود صدها کلمه مغولی و ترکی دستکاری هویت تاریخی هزاره ها و خیانت نا بخشودنی است. جریانات فکری دنیای متمدن غرب نه تنها در صدد حفظ هویت قومی اقوام بشری اند و بلکه در پی جبران خطاهای اجدادشان، نیز هستند. برای مثال، برخی از سرکهای کانادا ازنو به نام اقوام بومی سرخ پوست نامگذاری می شوند. البته در مورد "ایرانی نمودن" زبان، فرهنگ و هویت هزاره ها برخی از روی نادانی و یا مطرح شدن اینکار را می کنند، ولی بی هیچ تردیدی دولت ایران به مشوره نظریه پردازان فاشیست مانند، داکتر چنگیز پهلوان، توطیه "ایرانی نمودن" هویت هزاره ها را روی دست دارد. تامین مالی و تشویق ده ها نهاد فرهنگی-مذهبی شیعیان غیرهزاره در کابل به منظور تحمیق مذهبی هزاره روی دیگر سکه ای توطیه ایران برای تهی نمودن هزاره ها از هویت تاریخی آنان می باشد.
البته سخن از کلمات مجهول مانند "ساغیچ" به جای "ساجق" و یا "سرگیت" بجای "سگرت" که هزاره ها از روی بیسوادی آنرا نادرست تلفظ می کنند نیست. در زبان و لهجه هزارگی صدها کلمه ناب مغولی و ترکی وجود دارد که همین حالا در مغولستان و مناطق ترک نشین جهان عین همان کلمات استفاده می شوند. به باور پژوهشگران خارجی نامهای که هزاره ها در مورد گیاهان بکار می برند اغلب آنان نامهای مغولی می باشند. بی هیچ شکی برخی از نویسندگان و شاعران هزاره مقیم ایران خواهند پرسید که چه پروا دارد تا فرزند شما به جای "آته" پدر صدا بزند و چه باک تا گور کلمات مغولی و ترکی از زبان و لهجه هزارگی گم شود؟ جواب ساده به آنانیکه تصفیه صدها کلمه ترکی و مغولی از فرهنگ هزاره را چیزی مهم نمی پندارند اینستکه، چرا شما خود سال پار برای منع استفاده سه کلمه فارسی "دانشگاه"، "دانشجو" و "دانشکده" محشر به پا نمودید؟ پس و قتی کلمه مهم است تصفیه و عدم استفاده صدها کلمه مغولی و ترکی لهجه هزارگی در شعر و داستان شاعران و نویسندگان هزاره خیانت نابخشودنی است که نسل روشن و خودباور فردا به آسانی از آن نخواهند گذشت.
نظرات
21 دیدگاهشاعران هزاره نوکران قوم فارس؟
دوست عزیز شما به موضوع بسیار ارزشمندی اشاره نموده اید. بعضی ها از لجاجت و نادانی پیامهای نامربوط میگذارند. اهل ادب میدانند که تذکرشما بسیار مهم و درخور تامل است.
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟
فعلا" یک جنگ روانی را بر علیه مردم هزاره راه انداخته اند که میگویند هزاره ها از نسل چنگیز خان است این یک نقشه است هزاره ها نباید گول این حرف ها را بخورد وباور کند چون دشمن میخواهد هزاره ها را متجاوز قلمداد کند یعنی بگوید هزاره ها از افغانستان نیست
آنلاین : هزاره پیوند
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟
پيش از انكه آريايي هها به سر زميني كه امروزه فلات ايران و فلات پاميرناميده مي شود بيايند اقوام زرد كه اجداد هزاره هاي امروزي است به طور پراكنده در اين گستره جغرافيايي زندگي مي كردند.
بعد ها آنها تمدن كوشانيان را پايه گذاري كردند.
كه قدمتي 3000 ساله دارد.
فاتحان بزرگ وجهان گردان مشهورهم از وجود قوم زرد و تمدن پيشرفته انها ا در اين مرز وبوم حكايت كرده اند.
ازجمله اسكندر مقدوني...
حتي كوروش كبير كه شاه قوم آريا بودبه به سرزمين اجداد هزاره ها حمله كردو چندين سال با اجداد ما جنگيد.
وسر انجام جانش را در اين راه گذاشت وبدست آنها كشته شد
اجداد هزاره ها داراي آيين بودايي بودند به همين خاطربيشترسياست انزواطلبي ودفاعي داشتند.
سلسله هاي غزنويان ترك در هزار سال پيش وهمين طور سلسله شيران باميان هويت هزارگي داشتند .كه دامنه حكومت آنها از از ماورا لنهر تا كناره درياي هند بوده است .
هزاره ها دانشمندان ونويسندگان وشاعران بزرگي را به جامعه بشري تقديم نموده است از جمله دانشمندان بزرگ هزاره كه شهرتي جهاني داردمي توان از ابوريحان بيروني وعارف شوريده حال جلاالدين محمد بلخي نام برد.
بت هاي باميان از جمله اثار هنري دوره كوشانيان بود. كه دست هاي نا پاك متعصبان وجاهلان اين اثار بي نظيرومنحصر بفرد را تخريب كرد
شواهد وقراين زيادي در مورد اجداد هزاره ها وجود دارد كه جاي انكار باقي نمي گذارد.
وقابل ذكر است كه متن هزاره جات كه امروزه بخش بزرگي از هزاره ها در ان زندگي مي كنند به علت داشتن راههاي صعب العبورومنطقه كوهستاني هرگزدر مسير حمله چنگيز قرار نگرفت است .
ازجمله كتب تاريخي بسيار معتبر كه در مورد هزاره به طورمفصل سخن رانده است كتاب تاريخ جامع ويل دورانت مي باشد
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟
سلام رضایی صاحب. مقاله شما علمی و دلسوزانه است. دربین زبان هزارگی کلمات مغولی و ترکی بیشماراست. مگرکجاست کدام هزاره آگاه که این لغات را جمع و در یک کتاب چاپ کند؟ برادرهای هزاره که در ایران درس خوانده در همنوجه غرور و باور به قوم خودرا مانده به افغانستان آمده اند. اگر هزاره استین که هرچه زبان پدرهایتان بوده به همو فکرکنید. یک روز پشت ایرانی دیگروز از مشهدی و یا تهرانی دویدن کار طفل ها است.
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟
با سلام خدمت آقای رضایی ! من به عنوان یك هزاره خود را مسوءل دانستم كه در مورد موضوع منتخب شما ، نكاتی چند ارائه كنم .
اولا اینكه نه تنها هزاره ها بلكه یك سوم جمعیت كرهء زمین را نژاد زرد یا مغول تشكیل میدهد . آنها همانطور كه در جغرافیای مختلف زندگی میكنند، دارای زبان، فرهنگ، عقاید، رسوم ، قواعد و قوانین كاملا متمایز و متفاوت استند . و این غیر ممكن است كه تعلقات نژادی، ٱنها را مجبور به تشریك زبان و فرهنگ همدگركند . پس ما هزاره ها هم نه مغول استیم ، نه چینایی و نه ...... زبان ما هم نه مغولی است ونه چینایی و نه ........ جغرافیای زندگی امروزی ما افغانستان و زبان ما فارسی با لهجهء هزاره گی است ، وجود چند كلمهء به قول شما مغولی نمیتواند وجود هزاران كلمهء فارسی را انكار كرده و لهجهء هزاره گی را به یك زبان مستقل تبدیل كند .
ثانیا اینكه در هر زبان، كلماتی از زبانهای دیگر وارد شده مثلا در همین زبان فارسی صد ها كلمات عربی و حتی انگلیسی وجود دارد كه هزاره ها هم ازین كلمات استفاده میكنند كه این هم باید شما جفا در حق هزاره ها بدانید. همچنان در زبانهای اروپایی هزارها كلمات مشترك وجود دارد .
ثالثا اینكه درهیچ زبان دنیا ، اشعار و مضامین ادبی را با ادبیات عامیانه ویا لهجه های محلی نمی نویسند .
همچنان كلمات آته ، آجه، آبه كه معادل آن در زبان عامیانهء فارسی افغانستان آغا، بی بی ، بوبو و امثال آن وجود دارد، اما در ادبیات نوشتاری مورد استفاده قرار نمیگیرد .
نظر شما درمورد اشعار و مضامین ادبی كه به لهجهء هزاره گی نوشته شود واقعا مسخره است ، در حقیقت اسارت ،كوچك كردن و انزوای مطلق اشعار و ادبیات هزاره است . وقتی از اثر و هنر آنها فقط ده در صد هزارهء با سواد استفاده كنند، زحمت واستعداد آنها بیهوده و برای هیچ است . فكر كن اگر اشعار مولانای بلخ به لهجهء محلی مردم مزار میبود .شهرتش ازهمان جغرافیای محدود بیرون نمیرفت
رابعا اینكه انتقاد شما از مهاجران مقیم بی جا است . همهء انسانها وقتی بنا به دلایلی به كشور دیگری مهاجرت منمایند ، خواه ناخواه فرهنگ، زبان و همهء قواعد كشور میزبان بالای انسان تاثیر میكند و لو این فرهنگ صد در صد با فرهنگ كشور بومی اش در تناقض باشد . مثال زنده همین مهاجران افغانی در مغرب زمین است . در آخر یاد آور میشوم كه شما هیچ هراسی را از بابت از بین رفتن لهجهء هزاره گی به خود راه ندهید در طول سالیان متمادی و درین همه فراز و نشیبها، قتل عام ها این لهجه را هزاره ها حفظ كردند . موفق باشید
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟
دوست عزیز جعفر جان رضایی ! درود بر شما . لطفاً پیام خانۀ سایت تانرا باز بگذارید و سایت را سر و صورتی بدهید ، چای و چلمی بیارید و مخلصان را به هر جا ترانسفر نفرمایید . راستی پس از 9 ماه سیر و سیاحت وطن برگشتم و گذارش آنرا بزودی روی صفحه خواهم گذاشت تا ممدی باشد در خط شما ( افشاگری ، اعتراض ، فریاد ) و تنها نمانید . با گذارشگون ای در باب ایام محرم کابل , و هزاره ها بروزم . زنده باشی هزار سال . کمال کابلی .
kamalkabuli.blogfa.com
آنلاین : http://kamalkabuli.blogfa.com
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟
الیگــوبیـــدبــوری بــامیــون قــومـو زدل بسته کنی پــیمـون قــــومو
رمه ره پگشی گرگ خانه گی خورد کجــایه بیخبـــرچــوپون قـــومو
تـــی تیـــاغ کـــو دِه سنگ پــلخمـــو خـطر پــیدا کــــده برگون قومو
نکـردی گوش گـبه تأثیرشِـی دیــدی جـورمیـده ای ده گـرد ون قومو
تو که ا حسـا س همـدردی نه د َری قــرت قــو سری پلوون قـــومو
کــمـره بــستــه کــو بلـــدی دیانـــت کنو کیش زاغ از خرمون قومو
هــمو روزشــوی یـک د ل ده آغــیل ده ا ولهـــزه سـرم قربون قـومو
نـــفاقه دِه چـپات اوقــره شی کورشه دویی ره گُـم کنه دوشمون قومو
تمـــام مـــو یک رقـــم هـــر کجــایی کـوتـه دراز نیـه دامـــون قـومو
بیه بلــدار مـــویه ازجــنس خالـــص نیه جوب جان کس چاپون قومو
هــزار چــشمه زیک گــیـرو و پـیـتو دوتــقسـیــم فایـده وتاوون قومو
نَصب یک نطفه یک، یک دین وایمو یکی درچهـره وچشموون قومو
تــوا زبــلــلومــن ازتـَیلــومیــآ یُــوم بــوبافیم ریشمه وریسپون قومو
نمونی ماخ دیــگه د ســـتایی غــیـره ولوبیگره ده دست آسمون قومو
ده جان مو نیش زده خون کده چوش شپــش ماننـــد تی پیـرون قومو
بَـلی اوقـــره مو بوده جـایشی اگــرو قـد ردو از خـودو مهمون قومو
حلوای سرخ وقبرغه داغ خوراکشی نه مـوخـورد لقمه ازتلخون قومو
کـــاسهء ســـرنــگون کبــرتــوغ کو ده خاک زد کِبرشیرروغون قومو
کــــده شـــــرمنــده ورســـوای عالم به والله زورد ست ارخــوان قومو
بچی از خود ده خود دارغه نگیری بیـــگا نه کی مـوشه درمون قومو
زمـان جــا د و خـانی گــشتــه تـامو ده سنگ تأثیرمونه فرموون قومو
بخــواهـــی یانخواهــی شــــد نی یه خــاره بـوره تی بـــا رون قـــومو
درگـه گـفـت وشنود هر سو شده باز بـه راستی رسیده دورون قـــومو
نـیـت وقصد کوتو هرسو که موری رسیـده ده خُـنک اسپون قــــومو
جــوا ل دوزه زدی مو آخ نگـــفـتی نزوچیـغ مردی از سوزون قومو
لیازوپاس دیـــگه جایشی نه منـــده کـــون توغی مونه مرد ون قومو
خوده کج کج نه کو ده راه راســتی نگـیـره پای توره قـبقــون قــومو
صــدای دلـخراش تـو گـوش کنه کر زپشــت پـنجـرهِ زنــد ون قــومو
دل رنجــیــده شــد تـیار شـی سخـته رفــو کی شـه د ل بیــرون قـومو
ده سال بیست سال نیه اِی راه ناقـی زچـنـد صـد باله یه در دون قومو
زمار آسـتی خـو مو زخـم خـوردیم مـونه جمله جهان پرســون قومو
عجـب تاریخ د ری بد پی نه موفتی ا زی خـاطرموگــوم اربون قومو
شهامت رستم وغیرت چــوسهـراب ز کـه کـم تـوره وگـفتــون قــومو
قــد یمــــه از هــمه هـــرسازوآ واز غیـچگ ود نبــوره پشپون قــومو
معــــطر لخ لخیه قول وقشــــــلاق زبــــــوی کمی وغیغـــــون قومو
حقیقت ره "نظری"تلخ وتند گفت
که تا هوشیار شوه نادون قومـــو
آنلاین : شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟
ده آغیل موگــل نــورو ز ویــا ره ده خانه یار مه هـفت مــیوه تیاره
بچــینم گل ده د ست یــار خو بتیم مگــم یک جام هـفت میــوه بیاره
گـُـله حلقه کــده د ه ســر خو بـیـله کنه قد شنگ چـشمهای خو اشاره
ده دل گفتم هـفت مـیوه ره خورد م مگم قـد شی یگـو بوســه ده کاره
ده اِی چُرد وده اوچُرد خیلی رفــتم دیـد م یارجـا نمه ده مــه انتظـاره
ده دست شِی جام هفت میوه شیرین گــرفـــته از دیگــرو خوده کناره
دلـم عاشــق بودوعاشـق ترک شــد چه خوب نوروزوهم روز بهــاره
مره گفـت که بیا بِی شِی ده پیش مه بخوان بـلد یمه باچنگ ود وتــاره
مه خوا ندم پی ده پی از تی دل خــو بَلی بور تو شــوم د خت هـــزاره
آنلاین : شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟
سلام به همه همزبانان افغان
من یک ایرانی آذری تبار هستم زبان مادریم ترکی است اما فارسی زبان ملی من است و به آن افتخار میکنم
من نمیدانم منظور این آقایی که این مقاله را نوشته چیست اگر منظور او این است که چون هزاره ها مغول نژادند باید به اصل خود بازگردند پس بیگفتگو باید زبان فارسی را فراموش کنند و مغولی بیاموزند نوروز را فراموش کنند و خلاصه همه نشانه های آریایی فرهنگشان را بزدایند و مغول مغول شوند آیا همه هزاره ها حاضر به این کارند؟؟؟؟
ولی اگر پارسی زبان قومی شماست و فرهنگ آریایی بخشی از فرهنگ شما باید به همگرایی با دیگر آریایی فرهنگان و آریایی نژادان بپردازید زبان فارسی محور اتحاد سه ملت ایران تاجیکستان و افغانستان است ما نه زبان هزارگی داریم نه تاجیکی و نه دری ما یک زبان داریم فارسی دری و ده ها لهجه که در ایران افغانستان تاجیکستان ازبکستان و... صحبت میشود. آقای محترم تصمیم خود را بگیر و بیهوده سم پاشی نکن
ضمنا قوم فارس واژه نادرستی است که گروهی با مقاصد خاص اشاعه میدهند در سرتاسر جهان قومی به نام فارس وجود ندارد همه فارسی زبانان جهان به قومی بزرگتر به نام قوم آریایی تعلق دارند قومی که شامل فارسی زبان ها پشتوزبان ها کرد زبان ها بلوچ زبان ها و... میشود
آنلاین : http://mehremihan.persianblog.ir
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟
با سلام. 90 فیصد کلمات فارسی و دری با هم مطابقت دارند و بنابر این تفاوت بسیار کمی میان فارسی و دری می باشد وفارسی و دری در حقیقت یک زبان می باشد که در طول تاریخ تفاوتهای جزئی در آن پیدا شده است و در حقیقت شاعران هزاره نوکران زبان خود هستند.
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟
عجب اذری ایرانی چون بایانی و کاکر و جلال ابادی تخیل میکند لهجه شان کاملا مثل ماست عجب عجب .
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟
رضایی جان ، با اهدای درود و ادب به شما
همان گونه که میدانیم، ازابزار های گسترش هر زبان کثرت کاربری وکثرت تولید در حوزه آن زبان میباشد.
این حقیقت که امروز ایران مرکز کمیت تولید فرهنگ وادب دری است ، کمترکسی منکر آن میباشد .
شاعران هزاره نوکران قوم فارس؟
سلام به همه مردم شریف افغانستان ، من بچه نیشابور هستم ، مردم افغانستان رو هم وطنان تاریخی خودم میدونم . اما در مورد مقاله: ۱- مقاله ادبی باید از تعصب خالی باشه ولی مقاله شما رنگ سیاسی داره ۲- در ایران قومی بنام فارس وجود نداره بلکه زبان فارسی وجود داره برای نمونه خراسانیها نژادشون رو پارتهای آریایی میدونن ۳- خیام و عطار ، شاعران نیشابوری هیچ شعری به لهجه نیشابوری ندارن ، پس حتما نوکر دیگران بودن ! ۴- لهجه نیشابوری شباهتش به لهجه هزاره ها و تاجیکها بیشتره تا لهجه شیرازی یا مثلا کرمانی که به نظر شما فارسها هستن ،۵- هشت ساله بودم که یه خانواده مهاجر افغانی تو روستای ما و در همسایگی ما بمدت دو سال مهمان شدن ، یه پسر هم سن من داشتن به اسم داوود که با هم دوست بودیم ، جالبه که وقتی با هم و یا با خانوادش صحبت میکردم نود درصد صحبتهای همو متوجه میشدیم در صورتی که نه اونا بقول شما از قوم فارس بودن و نه من فارسی رسمی بلد بودم بلکه با لهجه غلیظ نیشابوری صحبت میکردم ۶- پس به نظر شما مردم آناتولی و بحرین و هندوستان و ازبکستان و ترکستان و اران که در گذشته و بمدت صدها سال فارسی صحبت میکردن حتما یا فارس بودن یا نوکر فارسها !