رفتن به محتوای اصلی
ما نیز مقصریم!

ما نیز مقصریم!

سربازان قوم من در جاده های کابل، مردم غیر نظامی هزاره را، فقط به اتهام هزاره بودن، مورد توهین و شکنجه قرار می دادند و زندان های ما پر از افراد بی گناه اقوام دیگر بود

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

نشر نخست در کابل پرس?: پنج شنبه 4 دسامبر 2008

نوشته ی مسعود قیام را خواندم. او به عنوان فردی از قوم پشتون عالمی از ملامتی ها را پذیرفته و قوم خودش را عامل بحران های بی پایان افغانستان و عقب مانی تاریخی این کشور دانسته است.

مسعود قیام با این نوشته ی بی مانند و جاودانش، نشان داد که وجدان بیداری است که از بی عدالتی به ستوه آمده است. او با این نوشته اش نشان داد که متعلق به نسل جدید افغانستان است.

من نیز، همانطور که مسعود قیام به عنوان یک فرد پشتون سخن گفته، به عنوان یک تاجیک وارد بحث می شوم:

مسعود قیام، درد ها و آلام من نیز کم تر از تو نیست!

به قول شاعر تاجیک:

...

از حسرت خونين كفنان چشم نم ما

از وحشت عاق پدران پشت خم ما

...

تا ميهن ما پايگهِ ميرشكار است

در گلشنِ ما كشتن گل غنچه بهار است
...

در خلال سالیان بی نظمی، مشتی از اوباش و دژخیم، با استفاده از فرصت، به طور تصادفی روی صحنه آمدند و در سالیان قومگرایی، از نام قوم تاجیک، امتیاز قومی گرفتند.

این جنایات کاران حرفوی و بی آرمان، منافع شخصی و خانوادگی خود را منافع مردم عنوان نموده و بی خبر از این که مردم عام تاجیک چه سختی ها که نمی کشند.

نمی توانم آرمان های مردمم را (عام مردم افغانستان را) محکوم کنم اما سوء استفاده ی رهبران را محکوم می نمایم.

چپاول دارایی های مردم شهر کابل، چپاول زمین های دولتی، خشونت بر ضد مردم شهری و سوء استفاده های گسترده به نفع خود و خانواده ی خود، از ویژه گی های سران تقلبی قوم من است.

در پنج سال حاکمیت برهاند الدین ربانی (به عنوان رئیس جمهور تاجیک تبار)، سینه ی هیچ قومی را بی زخم نگذاشتیم و تا توانستیم هزاره را سرکوب کردیم.

از قضا رهبری هزاره ها نیز در دست دژخیمی از قبیله ی دژخیمان پشتون، تاجیک و ازبیک بود.

سربازان قوم من در جاده های کابل، مردم غیر نظامی هزاره را، فقط به اتهام هزاره بودن، مورد توهین و شکنجه قرار می دادند و زندان های ما پر از افراد بی گناه اقوام دیگر بود.

از دزدی های مسلحانه ی ما و نابودی خانه های رهایشی شهریان کابل، به همکاری گلبدین نیز همه با آگاهی دارند.
در آغاز حکومت قومگرای کرزی نیز دژخیمان قوم من، با استفاده از وضع نا بسامان، به دارایی ها عامه هجوم بردند و هر چه بلند منزل که در شهر کابل بود، به نام خود کردند.

دیگر نمی خواهم به وحشی گری های قومم افتخار کنم. چیزی برای افتخار نیست. ما ملت با افتخاری نیستیم. ما در این خاک- که در قلب آسیا موقعیت دارد- جزیره ی وحشت ساخته ایم.

من از هم تباران تاجیک خود می پرسم: چرا ما از مشتی جنایت کار- که فقط به شکم های گنده ی خود می اندیشند و به کودکان گرسنه و سرما خورده ی ما توجهی ندارند و با سوء استفاده از آدرس قوم تاجیک، چپاول و معامله می کنند- حمایت کنیم؟ سواری آن ها بر آخرین مدل موتر های جهان و میلیون ها دالر پول حرام در حسابشان، چه افتخاری برای من و تو دارد؟

آری، فقط اعتراف به اشتباهات گذشته ی مان می تواند راه جدیدی را به سوی آشتی ملی و همزیستی مسالمت آمیز ما باز نماید.

اکنون، همانطور که از نوشته ی مسعود قیام استنباط می شود، همه ی مردم افغانستان، به ویژه قوم پشتون، نیازمند تغییر تفکر ملی، از قومگرایی به اندیشه ی شهروندی می باشند.

مردمان متمدن جهان، با تکیه بر ارزش های شهروندی و قوانین عادل، در کنار هم زندگی خوشی را سپری می نمایند.

اکنون، حاکمیت بر اساس اکثریت قومی یا نژادی و یا زبانی، مردود پنداشته می شود و هر فرد از افراد کشور های جهان، با حقوق مساوی و همچون یک شهروند در جوامع خود زندگی می نماند.

جوامع پیش رفته نیز به افراد اجتماع خود، به عنوان شهروندان هم میهن خود نگاه می کنند و در مواقع انتخابات، به برنامه های مفید رأی داده می شود نه به قومیت، زبان یا نژاد.

وجدانی بیداری هم چون مسعود قیام و هر جوانمرد دیگری که با این شجاعت حاضر می شود دست به اعتراف بزند، در خور ستایش است.

نوشته ی مسعود قیام، پیام روشنی دارد. او با این نوشته، روزنه های امید را برای ما جوانان افغانستان باز نموده. فقط با اعتراف به گذشته ی سیاه خود می توانیم با صمیمیت، و بر اساس ارزش های شهروندی و در چوکات قوانین عادلانه، زیست باهمی داشته باشیم.

ما، نسل جدید افغانستان، شاید نظر واحدی نسبت به گذشته نداشته باشیم، اما مهم آن است که نظر واحدی نسبت به آینده داشته باشیم.

نیاکان من محور جدال در افغانستان

اگرمناطق پشتون نشین جدا از مناطق تاجیک ها و هزاره ها واقع می شد و خدای بزرگ بر تقدیر اقوام اطراف پشتون همسایگی را با این قوم نمی نوشت...

سه شنبه 2 دسامبر 2008, نويسنده: مسعود قیام

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

17 دیدگاه
عبدالله خداداد

ما نیز مقصریم!

مبارزات برحق و عدالتخواهانه ي مردم افغانستان باعث افتخار است و احمدشاه مسعود نيز در همين راه جان داده است.

اشتباهاتي نيز رخ داده است.

حتا كساني هستند كه براي عدالت اجتماعي مي رزميدند, در راه رسيدن به هدف مرتكب اشتباه شدند.

اما اعتراف و بخشش قابل ستايش است.

محمد حلیم وطنجار

ما نیز مقصریم!

برای ملت سازی و حکو کت سازی قوم پر ستی را حل نیست . نسل بعداز بحرانهای سه دهه پسین باید در فکر همگرای . همز ستی ووحدت وهمد لی تکیه زند . زیرا از را جنک نمیتوان یک قوم قوم دگرا نابود کرد. جهان حالا شکل دگری را بخود گر فته . همه چیز فرا موش شده صرف تمام قدرت ها ی بشری برای سا ختن یک نظام متعارف وهمه شمول متمر گز گردیده . بنا " جو ا نان عزیز باید دگر به شکل سنتی و قبلوی عمل ننمایند . که گو یا من از فلان قوم هستم وشما از قوم دگر . کسا نکه بنام رهبر مانند یک پرازیت خطر ناک عمل نمود و خون پیکری خویش را مکید دگر اچازه ند هم که بنام سران قوم معا مله نمایند . همه جوا نان این میهن دست بدست همداده کشور ومردم از این دژ خیمان نجات دهیم . ما باید در تمام عر صه ها فعالیت نمایم تا اذ هان مردم عا مه روشن شود . ما ضرورت به یک قیام فکری داریم . تا این تار پود کم کم از بین برده شود . در غیر ان همین اش در همین کاسه پر منفعت است بس

ناشناس

ما نیز مقصریم!

ااين نوشته براي بار اول در سال 2008 نوشته شده است ولي از آن زمان تا كنون كه مدير سايت براي بار دوم به انتخاب خودش اين مقاله را گذاشته است
چرا مانند عبدالله خدا داد ومسعود قيام يك هزارهء آزاده وبا وجدان هم تا كنون پيدا نشد كه از جنايات وآدمكشي ها وميخكوبي هاي بابه مزاري معذرت بخواهد وخودش را مقصر بداند؟ آيا بابه مزاري فرشته بود ويا اينكه دربين هزاره ها وجدان بيدار وجود ندارد؟ هههههههههههههههه

ناشناس

ما نیز مقصریم!

جناب ، شما اگر عقلتان برایتان فرصتی داد، بروید آرشیو کابل پرس? و بعد از مرور ارشیو دوباره کامنت خود را بخوانید. و اگر عقلتان برایتان اجازه داد کامنتتان را تصحیح کنید!

ناشناس

ما نیز مقصریم!

منظورم جناب ههههههههههههههه است!

راستگو

ما نیز مقصریم!

خداداد جان این احساسات شما عاری از تقدیم دلائل و علل بود به نظر شاید بسیار جالب به نظر برسد. من موافقم، ولی سرازیر شدن دژخیمان (که بهتر بود از آنها با تفکیک نام می بردید) معلول علتهایی بوده که بدون ذکر آنها نمیتواند به کنه حقایق پی برد.
البته برای تشنگان آب صلح شاید شبنمی لحظه ای باشد!
پس بهتر بود از آن دژخیمان که قشری از آنها غارتگران بیت المال و منافقین فرهنگی هم بودند از پدر گرامی تان (داکتر مهدی اوپرچونست) که اتک و ادوار روشنفکری میکند نام می بردید؟!
من خود شاهد بودم که پدر جناب شما توانست دوصدهزار دالر جمهوری اسلامی ایران را برای تدوین یک برنامهء تعلیمی مکاتب به آمر صاحب شهید داده شده بود و آمر صاحب از پاکدامنی آنرا در اختیار پدر شما گذاشت، تا در دائره یک کمیسیون آنرا در جای مناسب (برنامهء تعلیم و تربیه) به خرچ برساند و از قضا آمر صاحب شهید شدند و آن پول بی سند و پرسان نزد جناب ماند و مثل هوای دوشنبه قرطش کرد !
پدرگرامی تان در طول این سالهای درگیری چپ و راست کمتر از یک هیزمیار فرهنگی این آتش نبوده است و گذشته از اینکه دردامن هر دژخیمی هر از گاهی میخوابیده بود...
من قبول دارم، اگر جرأت کنی از بداخلاقی های فرهنگی و از منافقت های سیاسی قبله گاه گرامی ات هم چیزی بنویسی !!
خدا برایت بدهد

ناشناس

ما نیز مقصریم!

من شش سال است که آرشیف کابل پرس? را می پالم تا یک هزارهء معلوم الحال با نام وهویت زندهء خود مزاری را کودن وبی عقل وجنایتکار جنگی گفته باشد. برعکس هرقدر هزاره ای که بوده دعوا دارد که مزاری بابهء او بوده واو ازنسل مزاری است.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 17 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس