رفتن به محتوای اصلی
نیاکان من محور جدال در افغانستان

نیاکان من محور جدال در افغانستان

اگرمناطق پشتون نشین جدا از مناطق تاجیک ها و هزاره ها واقع می شد و خدای بزرگ بر تقدیر اقوام اطراف پشتون همسایگی را با این قوم نمی نوشت...

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

از زمان تشکیل افغانستان کنونی در سال 1747 تا کنون این کشور مواجه با جنگ و بی ثباتی بوده و عمدتا توسط حکومت های در راس پشتون اداره شده است.

دو نوع بحران امنیتی همواره به عنوان تهدید اصلی در این کشور مطرح است. نخست تجاوز بیگانگان ودیگر جنگ بر سر قدرت. نیاکان من که به ظاهر خود را زمام داران اصلی این کشور میدانند در 261 سال گذشته نتوانستند حکومت ونظام پایدار و مردم سالار به وجود بیاورد و نتوانستند زیربناهای کشور را بسازند. چه نکردنها که از حساب فارغ است. تنها کار که میتوانم در این نوشته کوتاه بنویسم آنچه کردند را برشمارم .

به استبداد و ظلم بر دیگر اقوام پرداختند . جنگ میان خانواده های درانی وغلجایی، قتل ها و خونریزی ها بر سر قدرت ادامه میافت تا زمانی که متجاوزی بر این خاک حمله میکرد. آنزمان این دیگر اقوام بودند که دفاع میکردند و بار جنگ علیه تجاوز خارجی را همه بر دوش میکشیدند و حتا میتوان گفت این زمام داران پشتون بودند که متجاوزین را میزبان می شدند. از شاه شجاع تا داکتر نجیب الله و ملا عمر همه پشتون بودند . یکی در اوج افراط دیگری از فرط تفریط خون مردم ریختند.


بنظر من در سی سال گذشته کشتار های دسته جمعی و جنایات ضد بشری که صورت گرفته عمدتا بدست زمام داران پشتون بوده است. اکثریت سران رژیم های طرفدار شوروی وقت پشتونها بودند وبعد هم بنظر من ظهور شخصیت های جنایت کار مانند احمد شاه مسعود ، عبدالعلی مزاری ، برهان الدین ربانی، عبدالرب رسول سیاف، محمد محقق، گلبدین حکمتیار ، عبدالرشید دوستم و ده ها جنایت کار دیگر نیز محصول جنایات وظلمهای بود که سران پشتون در جریان 261 سال گذشته بر دیگر اقوام روا داشته بودند.

من فکر میکنم دولتمردان پشتون همواره در وحشی سازی دیگر اقوم نقش محوری را بازی کرده اند. در حقیقت جنگهای داخلی 1992 و ظهور شخصیت های جنایت کار میان اقوام تاجیک ، هزاره ، ازبیک و پشتون، نتیجه و محصول رژیم های استبدادی حکومت داران پشتون در گذشته بوده است.

اما اکنون باید وضعیت افغانستان را بررسی نمود و بر شماریم تا از جمله تمامی مشکلات که داریم کدام ها باز هم ناشی از جنبش های پشتون می باشد.

از نظر من بخش اصلی و عمده چالش امنیتی در افغانستان در حال حاضر توسط گروه های پشتون راه اندازی شده است. بدون شک طالبان گروهی با اکثریت پشتون هستند که برخی شان در حکومت و برخی شان بر ضد حکومت قرار گرفته اند. مگر حامد کرزی طالب نبود و ملا عمر طالب نیست. دیده می شود که چگونه باز هم همین فرزندان نیاکان من یکی میزبان ناتو و امریکا و دیگری میزبان القاعده وپاکستان شده است و مملکت را بخاک و خون می کشانند.

از سوی دیگر همین برادران من هستند که افغانستان را به عنوان کشور میزبان تروریزم و مهد تریاک معرفی کرده اند. افغانستان در حال حاضر 94 در صد تریاک دنیا را تولید می کند که عمدتا در مناطق پشتون نشین، کشت ، تولید و قاچاق می شود . پول تریاک به کیسه کشاورزان پشتون می ریزد، نام بد آن نصیب همه ملت می شود .

وباز هم حکومت فاسد کنونی با اکثریت پشتون هستند. همین برادران من هستند که در این مرحله بهترین فرصتها را برای ساختن حکومت، نظام و زیربناها از دست می دهند و مسئول تمامی جنایات و مفاسد در حال حاضر حامد کرزی با تیم اکثریت پشتون اوست.

و باز هم با نگاهی به تاریخ بیاد میارم که همین نیاکان من بودند که اقوام دیگر را به اجبار از مناطق شان کوچانیده اند و به اجبار سرزمین های شان را اشغال نموده اند و حتا اکنون هم حکومت حاضر در حمایت از سیاست های مستبدانه عبدالرحمان و نادر و ظاهر قرار دارد.

و یا حتا زمانی بخاطر می آورم که همین افراد از قوم پشتون هستند که به تحمیل و اجبار، زبان اقوام دیگر را با زبان انکشاف نیافته من مخلوط کرده اند و دیگران را حتا فرصت انکشاف و باروری وتصفیه زبان نمیدهند.

سیاست مداران پشتون با برخورد های نادرست خویش اقوام دیگر افغانستان را با همسایه ها درمنطقه بار ها مواجه کرده اند. همین پشتون ها هستند که بحث بی مفهوم و بی ارزش پشتونستان را زنده نگهداشته اند و دعوای دیورند را حل ناشده، باهیچ خود از حقوق پشتون های آنسوی مرز هم میخواهند دفاع کنند و سرانجام سبب تحریک پاکستان ضد امنیت ملی و منافع افغانستان شده اند. مگر تنها ساکنین این کشور پشتونها هستند که خود را حق میدهند با همسایه ها در منطقه چالش بیافرینند و تمامی اقوام را در آتش شان بسوزانند .

من فکر میکنم اگرمناطق پشتون نشین جدا از مناطق تاجیک ها و هزاره ها واقع می شد و خدای بزرگ بر تقدیر اقوام اطراف پشتون همسایگی را با این قوم نمی نوشت، مطمئنا تاجیک ها وهزاره ها و ازبک ها اکنون به موفقیت های بیشتر نایل می شدند و به مراتب نسبت به وضعیت حاضر شان، انکشاف و پیشرفت می نمودند . من امیدی برای رهایی اقوام دیگر از شر قوم خود ندارم. زیرا مطمئن هستم که هیچگاه طوفان نوح در این کشور اتفاق نخواهد افتاد وصبح هنگامی این قوم را خدای بزرگ زیر و زبر نخواهد کرد .

گالری عکس

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

39 دیدگاه
ناشناس

در همین رابطه

شاهین بلند پرواز

نیاکان من محور جدال در افغانستان

آنچه که مسعود نوشته است حقیقت است .اگر کسی به این نوشته ها باور ندارد میتواند لحظه در کنار مادر پیر و ستم زده شمال که پسرانش سال های سال در نوکر دلگی مشران و تولی مشران جنوب بوده اندو یا هم از پدر پیر تاجک و یاهزاره که فقط پسران او بوذند که باید عسکر میشدند و چوب سوخت جنگ ها میشدند و بعدا قهرمانی جنگ نصیب قوم دیگری میشد بنسیند و به داستان های واقعی انها که شنیدن آن انسان که واقعا وجدان بیدار داشته باد متاثر میسازد بنشیند . وقتی لحظه ضجه های مادران پیر شمال و تاجک . هزاره و ازبک را که از قوم و قوم گرایی چیزی نمیدانند بشنویی که چگونه دلگی مشری پسرش راکه نوکر خانه او بود فقط به خاطر حرف ناچیزی قطعه قطعه کرده و در کنار دروازه او رها میکنند آنوقت حرف های مسعود را تایید میکردید . وقتی به اینها هم باور ندارید به داستان و آهنگ های محلی سر زمین شمال گوش فرا دهید که چگونه فرزندان شان در عالم بیگناهی به چوبه دار میرفت مانند آن آهنگ محلی طوره که چطور طوره را بی باکانه حاکمان محلی آنزمان بدون محاکمه به چوبه دار میبرند . مانند آن هزاران آهنگ دیگر
از این ها هم همه بگذریم گاهی وقتی کنار سالمندان شمال بنشینی طیق معمول مانند همه سالمندان قصه های از دوران گذشته ها سر میدهند وقتی به اشخاص و افراد که آنها بدون کدام ملحوظی نام میبرند که به اصطلاح حاکمان و قدرتنمندان آنزمان بودند این سوال وجدانت را مییازارد که چرا این زن و یا مرد پیر این همه از دلگی مشران قاضیان و حاکمان که از جنوب به شمال میامدند سخن میگوید آیا در این سر زمین پهناور شمال که روزگاری بزرگ راه تجارتی جهان بود و غنی ترین فرهنگ را داشت پسری نبود که حاکم حد اقل یک پست دولتی اینجا را عهده دار شود . چرا همه حاکمان و قاضیان و صاحبان قدرت از مناطق پشتون نشین اینجا وارد میشد وپسران سر زمین شمال و تاجک هزاره و ازبک باید تنها باید نوکر شوند و عسکر باشند . هر کس این حرف های مسعود را رد میکند میخواهد از حقیقت چشم پوشی کند ولی بیاد داشته باشید که اگر مسعود هم این را نمینوشت همه این خقیقت را میدانند که گویای آن این مبارزات آزادیخواهانه این اقوام است که به هر صورت به ناگامی میانجامد و یا به بد نامی انجامیده است گویای این حقیقت است که این هم شاید توطیه بعضی عناصر بوده است که از به قدرت رسیدن این اقوام حسرت میبردند نمیدانم چرا بسیاری ها از شنیدن حقیقت هراس دارند . برای انسانهای که وجدان بیدار و پاک داشته باشند قوم و نیاکان مطرح نیست فقط باید از حقیقت و صداقت پیروی کنند .

حامد
نیاکان من محور جدال در افغانستان

سلام به خوانندگان عزیز!

قدرت طلبی چه ازپشتون باشد ویا غیر پشتون یک کار احمقانه است وهمچنان بی خلطه فیرکردن آقای مسعود قیام. این ملت افغانستان باهمه اقوام ساکن در این کشور نه فکری دارند ونه هم به خاطر شکوه مندی ورفاه کشورشان کار می کنند. فقط وقتیکه به قدرت رسیدند ظلم می کنند ووقتیکه مظلوم قرار گرفتند شکایت می کنند ودراین نه پشتون ازتاجیک ونه هزاره ازازبیک ونه دیگرش قوم ازقوم دیگری کمی دارد.

ناشناس
نیاکان من محور جدال در افغانستان

من شجاعت و صداقت مسعود قیام و هادی میران را میستایم چو ن اینها شاید اولین نوسینده های باشند که حصر گمراه کننده قومی و لسانی را درنوردیدن و به بیان حقیقت پرداختند مسعود با این مقاله کوتاه و پرمحتوای خویش تابو انتقاد از تبار که خود میتعلق ان می باشد درهم شکست وبر روی ننک بی جای قومی که مارادر دوزخ افتخارات دوروغین افگنده است خط بطلان کشید. و همچنین هادی میران با انتقاد از معامله گری و بی کفایتی کریم خلیلی دربرابر سرنوشت قوم که از ادرس ان به نان قدرت رسیده بیانگر این واقعیت است که نویسنده حقیقت را در برابر مصلحت به معمامله نگرفته و صرف بر نفس هزاره بوده ان تکیه نکرده بلکه عمل ان را محک قرارداده.
درمورد اینکه مسعود و مزاری چه کردن انان را هیج وقت نمیتوان در ردیف کسانی قرار داد که قرن های متمادی با زور نیزه بر اقوام دگر حکومت کردند قرار داد هرچند اشتبا هات زیادی کردند از جمله اشتباهات مزاری این بود که برای گرفتن حق هزاره ها از وسایل نا مطلوب استفادکرد از افراد که میتوان از انان بعنوان ارازیل و اوباش نامبرد کار گرفت و همین افراد بودند که فاجعه های بزرک را حتی بر خود هزاره ها و شخص مزاری تحمیل کردند

Hazaraboy

نیاکان من محور جدال در افغانستان

Masood aziz, maan fikir mekonom ke mesle shoma pashton hay sadiq wa haqiqatgo bisyar kaam payda mesha ke haqiqat ra ke tawri ke ast bayan konan. shoma mohafaq bashin wa afarin bar shoma.

نجیب کامل

نیاکان من محور جدال در افغانستان

سلام برادر نازنین مسعود قیام پیامبر وحدت ملی در افغانستان.
من خدا را شکر میکنم به تفکر نیک شما و قلب مهربان شما و وسعت نظر شما که نسبت به آینده و گذشته وطن عزیزم افغانستان و مردمان این سرزمین که هرگز آزادی و آرامی را ندیده و دردست یک مشت انگشت شمار رهبران و امیران و جنگجویان دیوانه اسیر بوده یک برادر را علیه دیگر برادر استعمال کرده و خود بمفت خوری مصروف بوده و تا حال بحیات پر تجمل خود ادامه میدهند .
ولی عصر مسعود قیام آغاز گردید دیگر پشتون و تاجک و ازبک و هزاره و بلوچ و ایماق و پشه ای و نورستانی میداند که که باهم برادر و خواهر و جز یک خانواده بوده و برای فاشیستان و ملیت گرا های ایکه وحدت ملی مارا باشاره عرب های وحشی و پاکستانی های دال خور و ایرانی های متعصب خدشه دار شده سراز نو احیا خواهد شد .
مسعود جان. قیام بر حق تو در اعتراف جوانمردانه تو که صدای یک پشتون نه بلکه صدای واحد ملت افغان است که گذشتگان من و تورا به محکمه کشانده و در گورستان جهل خودشان مدفون و پیغام نوینی است که نسل من و تو را برای ساختمان جامعه واقعی افغانی و عاری از تعصبات ملی و مذهبی سوق میدهد ما نسل جدید نمیگذاریم که دیگر بازی بحیات اجتماعی آینده مان و کشور عزیزمان افغانستان صورت بگیرد . مسعود جان قیام . تو قلم هارا شکستی که علیه ملت افغان مینوشتند نفاق و تفرقه ایجاد میکردند من اگر چه تاجک هستم ولی منحیث ایک افغان احساس آرامش دارم زیرا من در افغانستان و یک افغان تولد شده ام و میخواهم قربان وحدت دوباره نسل نوین وطن عزیزم افغانستان شوم .امید وارم که همه وطنداران عزیزم دست هارا بهم داده و در آبادی کشور ختم جنگ و خونریزی متحد شوند
زنده باد افغانستان و ملت جوان افغان

ناشناس

نیاکان من محور جدال در افغانستان

برادار محترم:

ګمان میکنم که دوریت از وطن سبب این شده تا حقایق را فراموش کنی. برخاستن رادمردان و فداکاریهای انها درست مثل قهرمان ملی احمد شاه مسعود و همردیف های او ناشی از عشق انها بخاطر وحدت ملی و حفاظت هویت ملی و جغرافیای کشور اکنونی که خانه مشترک همه اقوام است میباشد. ایا با تاریخ سر وکاری داشته ایی؟ ایا میدانی که تکامل و ارتقا یک کشور مربوط میشود به وحدت ملی وهمه بینی؟ ایجاد کشورهای درجه یک مانند ایالات متحده امریکا نتیجه وحدت انهاست بر منافع مشترک ایشان ورنه همجو قدرتی امروز ظهور نمیکرد.
بس بیاید تا همه تحت عنوان یک افغان واحد و یک افغانستان واحد این ملت دردمند را از راه تامین عدالت اجتماعی وراهای مثبت از فاجعه فروباشی و محتاج نجات داده و به عنوان یک افغانستان ازاد مسقل و خانه مشترک همه دست بهم داده و کشور را نجات دهیم. همه افغانیم و همه متوطن یک خانه مشترک. این که افراد بخاطر بقای جنایات ویا دوام خویش از اقوام و نفاق افکنی استفاده میکنند همه از سطح بایین دانش ومعلومات کافی از سرزمین خویش میباشد. ما تحت عنوان احساسات که ناشی از قوم برستی باشد قرارنکرفته و اب را به اسیاب دشمنان وطن که اکاهانه میخواهند مارا بی خان ومان کنند نخواهیم ریخت. در خواست من منحیث یک افغان تاجیک از شما اینست تا خانه ویرانی را کنار کذاشته و مردم را به بیراهه نکشانید. اعراب بعد از ظهوراسلام که در حقیفت سبب اتحادایشان کردید توانستند که در مدت کمی به فتوحات بزرکی نایل کردند. اتحاد را رونق دهید تا خداوند ترا موفق نکهدارد. والسلام

عبدالکریم تجلی

به عبدالکریم تجلی
نیاکان من محور جدال در افغانستان

آقای عبدالکریم تجلی،

بدون شک وحدت ملی یا به تعبیر بهتر همبستگی ملی باعث نجات ما است، اما اگر کمی دقت می کردی قیام نیز در همین راستا گام برداشته،

شما مسعود را به ناآگاهی از تاریخ متهم کرده اید، در حالیکه فکر می کنم باید خودت اندک فرصت را برای مطالعه بگذاری و تکرار کننده ی سخن دیگران نباشی. اگر به تاریخ مراجعه کنی متوجه می شوی که تو زمان که تاجیک هستی و از این مقام حرف می زنی دیگر افغان نیستی!!!
افغان نام دیگری پشتون هست!
و تو پشتون نیستی!
خودت را از سر شناس!

اما امیدوارم که آژرده نشوی و بعد از این نیز در انترنت بنویسی.

اکبر ح ج

نیاکان من محور جدال در افغانستان

گرفته شده از سایت سمنگان در یچه برای همزیستی..

جمعه, 15 قوس 1387

اخیرا نوشته به قلم اقای مسعود قیام وبا عنوان ( نیاکان من محور جدال در افغانستان ) در سایت کابل پرس نشر گر دیده است که ظا هرا به نقد و محکومیت حا کمیت های گزشته پر داخته است اما در متن ان زیرکانه به موارد دیگر اشاره رفته است که هم بیان گر چا لاکی اقای قیام می باشد و هم باعث تأسف تعداد زیاد از مردم گشته است- نبشته فعلی ما در همین مورد وپیرامون مقاله اقای قیام به تحریر امده است. ( مسعود قیام) روز نامه نویس وخبرنگار عصر هجوم طالبان نکتای دار در کشور وازروشنفکران طراز نوین و خواهان ملت سازی در افغانستان می باشند - برای روشن شدن منظور مان نا گزیر از بیان یک اشاره هستیم بدین قرار به یاد داریم که: در زمان حکومت ترکی الی نجیب روشنفکران تحصیل کرده افغانی هر چه می توانیستند - ظابط وصا حب منصبان نظامی وقهرمان جنگ ونبرد تولید می نمود ند- ودر دوره جدید ظاهرا حا کمیت دریافته که به ابزار دیگر نیاز است لذا هر چه توانیست ژور نالیست ازاد ودمو کرات به وجود اورد ه است. اما در کل برا تامین یک هدف - یعنی تحکیم حا کمیت وتعمیق ریشه های در حال فرسایش اقتدار وانحصار قومی - این دسته از روشنفکران که مسولیت طراحی تفکر واستراتیژی کلان و دراز مدت دولت را به عهده دارند کسانی هستند که همانند ترکی وحفیظ الله امین عمل می کنند - وهمانند انها ملت متحد ومترقی می خواهند اما با شعار هایی متفاوت و از پیش اندیشده شده و زمانه پسند. اینها مدعی ملت واحده افغانیه هستند اما بدون نام ومطرح شدن قومهای چون: تاجیک - هزاره وازبک .. درز مان گزشته شعار ها بیشتر در محوریت خلق کبیر بود وامروز ملت بزرگ افغان ! وبدین دلیل گروه از کار شناسان مسایل سیاسی افغانستان- افراد مثل اقای مسعود قیام را از تیم وتنظیم شده گان افغان ملت و ادراه بر سر اقتدار- دانسته و معتقد هستند که این سوپر روشنفکران سمپا تهای شعار برزبان وانحراف گر حاکمیت وحزب انحصار طلب افغان ملت اند که بیشتر برای کنترل - پراکنده ساختن ویا فریب و به دام اندا ختن روشنفکران اقوام غیر پشون به وجود امده اند . انها معمولا با بر خورد های بچگانه وریا کارانه تحت شعار وحدت ملی وملت افغان - از قوم ونام اقوام وحتی زبان انها گریزان ومتنفر هستند - که انها نام افغان را جامع الاطراف و مانع الاغیار برای تشکیل یک ملت و دولت مدرن می دانند - وملت افغان منهای اقوام را ارزو دارند!! در این صورت نام مناسب برای این دسته - ستون پنجم اقتدار خواهد بود. اعمال و کردار این مجموعه نیز گویایی همین حقیقت است. اینها روی مواضع پا فشاری می نمایند که قبلا طالبان ان را عمل نموده و امروزه از خوا سته های مهم حزب افغان ملت می باشد.. اقای قیام شما- زیر لفافه اعتراف به ستمهای گزشته توسط به اصطلاح اجداد خود - از جمله قلب و قبله فکری ملت صلح طلب وصادق هزاره استاد شهید عبد العلی مزاری را با زیشت ترین جملات نشانه گرفته و به تو هین و نا سزا گفتن به ان پر دا خته اید . لذا لازم است که بطور خلاصه به نوشته شما پاسخی ولو کو تاه اما بر اساس فرهنگ هزاره مو دبانه نونشته وتقدیم حضور تان نمایم .با این یادوری که: ما چرا به نوشته شما بهای جواب دادن را داده ایم؟ به خاطر ان بوده است که شما یک نیروی جوان هستید و پر انرژی و هنوز هم فرصت برای درست اندیشدن و تغییر کردن دارید. یعنی اگر بخواهد می توانید بدون تو هین وتحقیر دیگران حرف وسخن تانر ا برای مردم مطرح نموده. وبرای تحقق اهداف تان تلاش کنید. والا شاید کسانی دیگری هم باشند که به مردم هزاره ورهبری انها تو هین وتحقیر می نمایند.

بهر حال من به عنوان یک هزاره هم وطن می خواهم سخنان چند ونکته های ساده ای که برای همه قابل فهم باشد - با اقای مسعود قیام در میان بگزارم. سخن اول انست که: اقای مسعود قیام باید بداند - وضع زندگی کشور وجهان ما حول من وتو تغییر کرده است. لذا از اینکه می بینی یک برده دیروزی در مقیاس سخنان تان با شما گپ دارد و به نقد تفکر تان می پردازد نا راحت وعصابانی نشوید- سخن این است که اعترافات شما چیزی جدید ویک عمل ابتکاری نیست - قبلا نیز این ا عترافات به صورت روشن تر وشفاف تر ان بارها از جانب دیگر وطن دارن پشتون ما مطرح شده است - ولی به خاطر عدم صداقت گویند گان ان به جای نرسیده و نتیجه عملی در برنداشته است. یعنی بعد از مراحلی شعار دهندگان به همان سوی رفتند که مثلا عبد الر حمن خان و ملا عمر رفته و می روند. مگر سخنرانیهای ترکی و حفیظ الله امین ودیگر همکاران انها از یاد ما می رود. انها حد اقل در جهت عملی هم گامهای گر چند متزلزل برداشته بودند . اما بعدا ثابت شد که جنگ انها با مثلا خا ندان ال احیا فقط بر سر لحاف ملا نصر الدین- قدرت وسر مایه بوده است.

اما مسله اصلی که می خواهم بدان اشاره نمایم واز عنوان این نوشته نیز پیدا است- ان می باشد که استاد عبد العلی مزاری- همان کسی که شما با بد ترین جمله ها- به او تحقیر وتو هین کرده اید- در میان میلیو نها هزاره محروم وهم وطن شما به حیث بابه - پدر- رهبر ومنجی عدا لت خواه مطرح ومورد احترام وعشق وصف نا شدنی انها قرار دارد.. بدون شک شخص شما این مسله را خوب می دانید- چون شما به عنوان یک روز نامه نویس و خبر نگار- صاحب چشم وهوش- در کابل وسراسر افغانستان وحتی خارج از وطن شاهد ادای احترام ونثار محبت اگا هانه و معقو لانه هزاره ها نسبت به افکار وشخصیت استاد مزاری بوده اید! و می دانید که این محبتها تنها بار احساسات قومی ویا به زعم بعضیها رنگ وبوی عوامی ندارد- چون در صد بزرگ وبخش اعظم از مردم هزاره - خصوص نخبگان -متفکران- نویسندگان - شاعران - هنر مندان پهلوانان ورزشکاران مشهور و بنام هزاره از زن مرد و با هر گراییش که هستند چپی - راستی ومیانه رو به مزاری به دیده محور عزت- وحدت- ویکپارچگی خود ها دیده و افکار و اموزه های اورا عامل بیداری سیاسی - فرهنگی و اخلاق اجتماعی شان می دانند. ودر این جهت شما می توانید به نوشته ها - کتب - مجلات واشعار شاعران هزاره که الحمد الله تعدادشان هم رو به افزایش است مراجعه نماید.

و همچنین اندیشمندان وبزرگان فکری واجتماعی دیگر اقوام از جمله پشتونها مزاری را به حیث محور وحدت ملی - صلح و استقلال افغانستان دانسته وبه ان احترام قایلند . بهر حال این نوشته بر ان نیست که افکار وشخصیت ممتاز و استثنایی مزاری را برای شما شرح بدهد اما با قدرت و اطمینان کامل می توانم بگویم که روشنفکران واقعی ملت افغانستان نسبت به استاد مزاری با دید حرمت و احترام نگاه نموده اند. بزرگواری وفرزانگی این شخصیت ملی در حد رفیع و گرامی است که حتی قاتلان مزاری یعنی همانهای که به عنوان عمله دشمن افغانستان عمل کرده وفرزند رشید ومدافع سر بلندی وطن را به شهادت رساندند- نیز دلیل برای توجهی جنایت شان زکر نکردند. وحال با در نظر داشت ان چه گفته امد تو هین به مزاری تو هین به افغانستان خصوص ملت هزاره نیست. ایا یک روشنفکر جوان که ارزوی ملت سازی ملت واحد را دارد می تواند با احساسات شریف وپاک و یا باور های یک قوم ویا یک ملت بدین شکل غیر مودبانه تو هین نماید؟ اقای مسعود قیام ! نیشخند زدن به اسطوره های فرهنگی واجتماعمی یک مردم ولو محروم که فعلا از داشتن قدرت نظامی وسیاسی محرومند - به یقین نمی تواند به ابادی وطن وساختن ملت واحده واینده درخشان که شما تصورش را می نماید خد مت نماید؟

یا اینکه شما مثل شا هان ستمگر گزشته افغانستان و حاکمان غییر مسول ونفرت افرین فعلی - واستعمار جدید - باور وعقیده دارید که فهم ودرک صحیح در اختیار وانحصار یک قوم وخون مشخص است ودیگران نمی فهمند وانگاه شما وظیفه اسمانی دارید تا مردمان نفهم و وا مانده را از قید خرافت وجهل فکری رهایی بدهید- یعنی شما با این مقالات تان می خواهد که روشنگری نموده وعصر جدید از زندگی رنگین کمانی را که در ان به جز ملت افغان نام ونشانی نباشد اعمارو افغانستان را از قید اقوام و رموز افتخار وشاه فردهای فرهنگی شان خلاص نماید؟

گوی که شما باور دارید با عث بد بختی وبحران- ترور ها وجنگها همین نام هزاره- ازبک وتاجیک و مظاهر تمد نی وسیما های تاریخی وفرهنگی انها هستند- نه شاهان ورییسان و امیر المو منین ها.و به همین دلیل پیکره های بودا شکسته و بزرگان مردم مورد تو هین وتحقیر قرار می گیرند . اری وطن دار محترم شما در زیر نقاب روشنفکر مابی بد ترین توهین وتحقیر ها را نسبت به ملت ورهبر هزاره مرتکب شده اید. ودیگر اقوام را نیز از نیش گرفتن در امان نگزاشته اید- هیچ کسی از مردم افغانستان قلم شمارا در جهت تحکیم وحدت ملی مناسب و موثیر ندانسته و نسخه که شما و هم فکران بازا ری تان - برای افغانستان تجویز کرده اید به نظر انها به تعویذ ریا کارانه - مار گیرانه - توعویض نویسان پل خشتی کابل شبا هت دارد. شما می خواهید با دفن واقعیتهای عینی جا معه - گزافه و رویا - خواب وخیال واهی - به خورد مردم بدهد. شما باید بدانید - کسی که وحدت ملی را اروز دارد اولین کارش احترام - تحمل وپذیرش دیگران می باشد. ولی شما کوشیده اید با یک حرکت زیکزالی وصحنه سازی معمولی اما در حقیت - از جمله نماد های وقار - رمز اعتماد و قامت عزت مردم هزاره لکد مال نماید. ومردم ما را توهین و تحقیر سازید ! شاید شما بگوید که راه یکی شدن ما همین است که از رهبران گزشته مان و تاریخ و ارزشهای فرهنگی و مردمی مان تبری بجویم - چون سبب اختلاف ما انها بوده اند- نه نظا مهای ستم پیشه دیروز وامروز افغانستان. اقای مسعود قیام شما اختیار وحق دارد که در باره نیاکان واجداد خود هر نوع قضاوت را بنماید اما ما به بابه مان به عنوان ناجی و اموزگار خود ومعمار وحدت وعزم سیاسی خود نگاه نموده وبدان احترام می نمایم. وضعیت امروزی و رفتار هوشمندانه وسیاسی هزاره در دوره جدید که صلح خواهی -عدالت طلبی و تجدد ومنشهای مدنی را پیشه خود سا خته اند همه از برکات اموزه های روشن گرانه - عقلانی و حکیمانه مزاری بوده است. امروز اگر هزاره ها - درامر مهم وسازنده مناسبات انسانی: همپذیری - مشارکت عادلانه و اهنگ نوین هم نوایی دارد- نتیجه فریا دها وبیدار گریهای مزاری بزرگ می باشد.

دیگر اینکه شما به ناحق پشتونها را عموما مورد ملا مت قرار داده اید اما ما هرگز چنین قضاوت را نمی پذیریم بلکه بر خلاف شما باور داریم که پشتونها حساب شان از چند ستم گر که جز قدرت وسر مایه و ارضای شهوت سلطه گرانه شان فکری نداشتند کا ملا جدا است. ومااین قضاوت را نسبت به وطن دارن مان در کل مد یون افکار بلند ودور نگری های مزاری شهید هستیم. شما حتما به سخنان مزاری در این باره مراجعه نماید.

خلا صه اینکه: من به عنوان یک هزاره در حال که نسبت به همه اقوام کشورم واندیشمندان ان وهم چنین به ازادی بیان وقلم باور اساسی وارمانی دارم -هیچگاه نمی توانم بپذیرم به کسانی که مورد احترام یک ملت باشد بی احترامی نما یم ویا بدون کدام سند ومدرکی برایش حکم صادر کنم . اقای قیام ! گزشته از شخصیت بارز مبارزاتی وصلح خواهی مزاری شهید وگزشته از انکه او یکی از بزرگترین رهبران سیاسی وفکری دوران اخیر کشور ما است. گزشته از انکه مزاری منادی عدالت وبرابری در ایجاد مناسبات جدید میان ملت افغانستان بود . او یکی از دانشمندان وعالمان بزرگ وروشن بین دینی و رهبران فکری جامعه ما است - و بدین خاطر سا لها ی متمادی بعد از شهادتش هنوز هم افکار بلندش- الهام بخش روشنفکران- نویسندگان وشاعران پاک نهاد ملت افغانستان وهزاره ها می باشد. اما بدون شک به همین مقیاس او به خاطر استقلال طلبی و عدالت خواهی وسر بلندی افغانستان مورد خشم ونفرت رقیبان و کوردلان خارجی وهمسایگان بد نیت قرار داشته است. ودروست به همین دلیل همگی در جهت به شهادت رساند نش- ایتلاف نموده واورا با دستان بسته با سخت ترین و غیر انسانی ترین شکنجه ها ولی به دست وطن دارنش -به شهادت رسانید ند. ما باور داریم که اگر مزاری جز سعادت و سر بلندی افغانستان را می خواست امروزه - حتما زنده بود و دست در دست ما فیایی قدرت وسر مایه می داد. اما مزاری با کرامت تر از تصور وذهن دست ساخته وبازاری زمانه ما بود.در اخر یکبار دیگر از روشنفکران هم وطن می خواهیم که به سخنان مزاری به عنوان یک انسان رنج دیده و اما متفکر ودیگر اندیش دینی وسیاسی بدون تعصب و گرایشات معمولی گوش فرا داده و گفته ها وافکار اورا مورد مطالعه مجدد قرار بدهند. ان گاه در می یابند که توهین به مزاری تو هین به افغانستان- تو هین به ازادی- وتحقیر به هزاره می باشد.ما امید واریم که روشنفکران واقعی ما راه بجز راه های تجربه شده یعنی نفی و حذف دیگران را به پیش گیرند. به واقعیت های مو جود کشور خود احترام گزاشته و با همدلی وپذیرش یک دیگر افغانستان وساختار نوین ان را بنا نهند. رضا ضیایی

رسولی

نیاکان من محور جدال در افغانستان

سلام هموطنان عزیز
بیاید بخاطر داشتن یک افغانستان آزاد، مستقل،آرام و با ثبات که تمام اقوام و ملیت ها در یک فضایی دوستانه و برادرانه تحت یک بیرق در این قلمرو زندگی نمایند. واقعیت ها را پذیرفته و گامهای متین برای بهبود و ترقی برداریم.
برادران محترم، یک روشنفکر واقعی کسی است که نظریات و انتقادات اش خالی از هر نوع تبعیض بوده باشد.

با احترام

سومین کسی که مسعود را می شناسد.

نیاکان من محور جدال در افغانستان

سلام هموطنان عزیز به خصوص مسعود جان!

واقعآ که حقیقت تلخ است.

مسعود جان! خدای تعالی با شما باشد و همیشه قیام تان را ادامه دهید اگر در باره هر قوم و مذهبی باشد.
من اخرین بار که مسعود را ملاقات کردم تقریبآ دو هفته قبل بود و مشتاق آن شده بودم که آیا می تواند حرف های را که در زبان دارد به عوام برساند،حال مطمئن شدم که وجدان بهترین محکمه است و انسان را می رنجاند تا زمانیکه حقیقت گو و قناعت طلب نباشید.
مسعود عزیز امید وار هستم که در مبارزه با حقیقت عقب نشینی نکنید و بنده صدای شما را در گوش های جامعه جهانی میرساند تا بتوانیم برای مبارزه با جنایت و خیانت هم رزم باشیم.
والسلام

جنگانی

نیاکان من محور جدال در افغانستان

سلام
با تشکر از آقای مسعود.
امیداوارم کسانی دیگری همچون شما در راستای افشای حقایق گام بردارند مهم نیست که این افشاگری مربوط به قوم خودش می شود یا به قوم دیگری. مهم این است که باید جنایت ها آشکار شود در محک قضاوت خواننده گان قرار گیرد.
البته مسعود خان یک چیز را باید بگویم که تمام رهبران افغانستان جنایت کار نبودند. بعضی از آنها تنها برای گرفتن حق و برای اینکه مردمشان دیگر تحقیر نشود دست به قیام زده اند و آنها را به نام جنایت کار خواندن به نظر من کار درستی نیست.

ناشناس

نیاکان من محور جدال در افغانستان

آقای مسعود عزیز
با تشکر از واقع بینی و شهامت شما
یک عیب دیگر پشتون ها که ننوشته اید و در نظراتی که بر شنوشته شما نوشته اند مشهود است این است که « هرگاه از آنها انتقاد می شود فریاد سر می دهند که وحدت ملی به خطر افتاده است. در واقع این منافع پشتون ها است که وحدت ملی را شکل می دهد اما هر بلایی که بر سر اقوام دیگر نازل شد احتمالا هیچ ربطی به وحدت و منافع ملی ندارد و دیگران عضو ملت نیستند.
پایدار باشید

aa
نیاکان من محور جدال در افغانستان

Kabul press? is not publishin my two answers... ! that is not fair... I hope they should leave us to tell what we want...
REgards
AA

aa
نیاکان من محور جدال در افغانستان

Baz ham yad awar shawam ka Kabul Press? tanha tanha nazaryat mosbat ba jenab aqai qeiam ra ba nashar rasaneda wa dowam ka khodesh megoyag ka tawhen kardan ba ashkhas khod darey shawad dar waqt e nazarya nawashtan... ama aslan khod e kabul press ba tawhen yak qawm pardakhta... aslan khodesh ba policy khod barqrar nesta... lotfan do nzarya mara ba nashar berasaned... ka aqai masood qiam ham bufamad ka o che shakhasyat dara.... dar yak maqala o kodam skhasyat ra ba khod qail nashuda balky ba shakhsyat khod khodesh tawhen karda.
aa

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 39 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس