دین اسلام و مذاهب آن همواره ابزار کشتار، اسارت، بردگی، ترس، نقض حقوق بشر و تبعید در افغانستان بوده است که یک نمونۀ تاریخی آن را در کتاب سراج التواریخ اثر ملا فیض محمد کاتب هزاره میخوانیم:
«چون کفر اشرارِ هزارۀ دایه و فولاد و زاولی و سلطاناحمد و اُرزگان و غیره بهجایی رسید که بر جمیع غازیان مسلمان حکم کفر نمودند و سرکار اعلی در قلع و قمعِ بنیاد این بیدینان که اثری از ایشان در در آن محال و خلال جبال نماند و املاک ایشان در بین اقوام غلجایی و دُرانی تقسیم شود، چنین سررشته و تجویز فرمودند که سپاه نصرتپناه نظامی و اُلوسی از هر سمت و جانب دولتِ خداداد آنچنان در خاکِ طوایفِ باغیۀ هزارهجات جمع شوند که نفری از آن طوایف گمراهان جان بهسلامت نبرد و رها نشود و کنیز و غلام از طوایف مذکور به دستِ هر نفری از اقوام مجاهدین افغانستان بوده باشند....» که مبنای این کشتاری که شصتودو درصد مردم هزاره کشته شد و زنانشان کنیز گرفته شد و پسرانشان غلام گرفته شد و املاکشان غصب گردید بر بنیاد فتوای «جهاد» و «تکفیر» مردم هزاره از سوی علمای دینی بوده است. پس اسلام و مذاهب اسلامی چیزی نیست جز ابزاری به دست سرکوبگران و ستمگران.
همچنین سراج التواریخ مینگارد که در دورۀ نسلکشی هزارهها از سوی عبدالرحمان در قرن نوزدهم چنین حکم شده است: اغوای آن طایفهی کفارِ اشرار هم ملتی است و قتل و تاراج آنها نیز لازم است که به طریق ملتی شود و در غزای ملتی دفع و قتل اشرار کفار موافق شرع شریفِ غرا بر هر نفری از مسلمانان لازم است».
بنابراین دشمن اصلی مردم هزاره افغانستان اندیشه دینی عربها یعنی اسلام و محمد است که بر بنیاد همان دین که اصولی به نام «تکفیر» باشد مردم هزاره کشته شده است و زنانشان اسیر و پسرانشان برده و غلام و رهبرانشان زندانی و تبعید.
برای من خیلی شگفتانگیز است اینکه مردم هزاره و مردم افغانستان به این اسلام و اهریمنانی به نام ملا، علمای دین و ابزار اربابان قدرت و دستگاههای تکفیر چقدر مؤمن هستند و این دین ناقض حقوق بشر را چطور راه رهایی و رستگاری میکنند و بهسوی خانۀ دروغین و شیادی محمد عرب آئین مذهبی یا نماز بهجای بیاورند.
پس باید بر این دستگاهی که ابزار کشتار و بردگی و بدبختی است پشت کرد و تمام دستگاه دینی و شوراهای علمای دین را برچید تا جهان رنگ روشن به خود بگیرد. همچنین باید هزارهها و مردم افغانستان این مایۀ بدبختی و ابزار سرکوب را رها کند تا به انسانیت برسد.
این سلسله نوشتار ادامه دارد