فیض محمد کاتب روشنگرِ ایام تاریک ملت ما بود، او بود که تاریخ سیاه ملت مان را با جان فشانی خودش نوشت؛ او را میتوان راوی روزهای دشوار دانست، روزهای که قلمها شکسته بود، روزهای که تیوری حذف عملی میگردید، روزهای که زبان در کامها چسپیده بود، دهانها باز نمیشد و سکوت... کاتب اما قلم شکسته را برداشت و با حقیقت نگاری سکوت ظلمت را شکست، و سور زندگی را دمید، او از برده بودن و آقا بودن نوشت، او تاریخ را نوشت که در آن از "دو" "روپیه" بودن انسان هزارگی خبر میدهد، کاتب با جسارت ستودنی اش از خود اثرهای به یاد گار گذاشت که راه روشن را در مقابل ما قرار میدهد. نام گذاری یک جاده به نام او "کمترین" چیزی ممکن برای احترام به آرمانهای بلند و خدمات شایسته اوست. حذف نام او از روی جاده اش، شکافهای بیاعتمادی را میگستراند!
افغانستان کشوری است که نام گذاری جادهها و اماکن اکادمیک، به نام شخصیتهای "قومی" و "محلی" در آن به یک چیز معمول تبدیل شده است، و ما شاهد تکراری این مساله بوده ایم. ما دیده ایم که جادههای داخل بزرگ شهرهای ما به نام "دیپلومات"های خارجی مسما شده است، ما دیده ایم که دانشگاه ما به نام یک "رهبر" "قومی" نام گذاری شده است، ما دیده ایم که میدان هوایی ما به نام رئیس جمهور اسبق مسما شده است. اما کاتب تاریخنگار است که تاریخ یک برههی حساس از کشور را منصفانه نوشته، و وضعیت مردم را واقع بینانه مکتوب کرده است. کاتب نه خارجی است و نه قومی نوشته است، کاتب راوی سیه روزیهای ماست، کاتب راوی دیکتاتوری امیرها است.
افغانستان امروزی مدیون نوشتههای کاتب و کاتبان است، چیطور میتوان با حیثیت چنین افراد بازی کرد؟ من حذف نام کاتب را بیاحترامی شنیع به شخصیت کاتب میدانم و به کسانی که تصور میکنند این عمل نمیتواند از اهمیت کاتب بکاهد میگویم، حرف شما درست است، اما تصور کنید اگر نام "مسعود" از جاده اش "حذف" شود چه میشود، یا اینکه نام "ربانی" از روی "دانشگاه" حذف گردد، یا اینکه "پشتون وات" تبدیل به چیزی دیگری گردد، تصور کنید و بیگوید چه غوغای برپا میشود. روشناندیشان بیرون از قوم هزاره مهر سکوت بر لب بسته اند، باید سکوت شان را بشکند و مسئولیت شان را ادا کنند و این تمامیت خواهی را با همکاری هم در نطفه خفه کنند. روشنفکر که در مقابل تمامیت خواهی سکوت کند، اسمش چیزی دیگری است، تملق گران و نان خوران به نرخ روز را روشنفکر نمیگویند.

نظرات
16 دیدگاهکاتب راوی روزهای دشوار
این که نشد کابل پرس! این سایت نامش « هزاره پرس» باید باشد، هیچ مانعی هم ، تغییر نام ندارد؛حیف شد آن همه شهرت نیک که آقای میر هزار ، بخاطر ارائهء یک ژورنالیزم مدرن و مطلوب ، حاصل کرد و اینک بخاطر دهن کجی مستمر به مخاطب،آنهمه ، یکسره بر باد رفت!
آقای زاهدی که جزو دبیرخانه این سایت است و در تورنتو ساکن است ، جا دارد، برای این کاهلی ها و سردرگمی ها در این رسانه ، توضیحاتی بدهد؛ چرا مرسولات « غیر هزاره ها» به سبد باطله می افتد ؟ سردبیر سایت چرا کرکره را کشیده پائین!احترام. فرهاد
کاتب راوی روزهای دشوار
به کاتب هزاره ، بسیار احترام دارم. گویا قرار است به نام ایشان، خیابانی هم تخصیص یابد!
اما راستش، اینجانب نیز نقل ونظر آقای فرهاد را تایید میکنم.کم کم ، از غیبت صغرا ی جناب سردبیر،ابراز نگرانی میکنم! با درود! متین افضلیار
کاتب راوی روزهای دشوار
اين سايت دارد اصالتش را از دست ميدهد و هدف اش تغيير يافته به نظر ميرسد، اينجا داخل سايت، ازادي بيان كم كم به شعار تبديل گرديده است. نقطه نظرات نمايش داده شده، پاك ميگردد و شخص نظر دهنده نا مطلوب قلمداد ميگردد و ابراز نظر بعدي در سايت از او گرفته ميشود.
کاتب راوی روزهای دشوار
صم بکم عمیا لا یعلمون!!
چرا آقای زاهدی و دیگران، پاسخ نمی دهند! جناب سردبیر کجا هستند! نکند......!
کاتب راوی روزهای دشوار
بامیان در گرو خانواده غلامعلی وحدت، والی بامیان
منبع: سایت حزب همبستگی
لیست مقرریهای اعضای خانواده و نزدیکان والی بامیان قرار ذیل است:
۱- غلامعلی وحدت سابق معین وزارت داخله و اکنون والی ولایت بامیان
۲- صفورا ایلخانی عضو ولسی جرگه در دو دور
۳- تورپیکی ایلخانی، سرپرست ریاست امور زنان بامیان، دختر کاکای وحدت
۴- عبدالرزاق ایلخانی، در گذشته قومندان امنیه بامیان و در حال حاضر مشاور قومندانی امنیه بامیان، برادر غلامعلی وحدت
۵- دوم سارن امانالله ایلخانی فرزند غلام علی وحدت، قومندان تولی شاهراه بامیان، پسر وحدت
۶- سارمن حمیدالله ایلخانی فرزند حبیبالله، آمر حوزه امنیتی بامیان، کاکای عزیزالله
۷- لومړی سارن محمد عزیز ایلخانی فرزند محمد نادر، قومندان تولی محافظ قرارگاه قومندانی امنیه بامیان
۸- لومړی سارمن محمد انور فرزند عزیزالله، قومندان بلوک رجال برجسته قومندانی امنیه بامیان، داماد وحدت
۹- سارمن نجیبالله ایلخانی فرزند محمد اسمعیل، قومندان امنیه ولسوالی سیغان، نواسه کاکای وحدت
۱۰- سمونمل محمد ظاهر مطیع فرزند محمد یعقوب، مدیر مبارزه با تروریزم، باجه وحدت
عبدالرزاق ایلخانی برادر والی
عبدالرزاق ایلخانی، در گذشته قومندان امنیه بامیان و در حال حاضر مشاور قومندانی امنیه بامیان، برادر غلامعلی وحدت
۱۱- دوم سارن حبیبالله ایلخانی ولد عزیزالله، قومندان بلوک اول قومندانی امنیه ولسوالی یکاولنگ، پسر کاکای وحدت
۱۲- لومړی سارن توفیق فرزند محمد ظاهر، آمر مبارزه با جرایم جنایی قومندانی امنیه پنجاب، پسر مدیر تروریزم (پسر باجه وحدت)
۱۳- دوم سارن ارضی حسین فرزند محمد ایوب، آمر تنظیم و مراقبت مدیرت ترافیک بامیان، محافظ وحدت
۱۴- دوم سارن الف فرزند محمد علی، عضو آمریت اطفاییه قومندانی امنیه بامیان، محافظ وحدت
۱۵- سارمن محمد حسین فرزند حسین علی، قومندان جلب و جذب بامیان، دوست صمیمی وحدت
۱۶- سمونمل چمنعلی فرزند علیجان، مدیر مبارزه با جرایم جنایی قومندانی امنیه بامیان، دوست صمیمی وحدت
۱۷- دوم سارن عبدالله ایلخانی فرزند محمد ناصر، آمر پلان مدیریت تامینات و لوجستکی قومندانی امنیه بامیان، از جمله اقارب وحدت
۱۸- دوم سارن علی جان فرزند محمد حسین، مسول جندر و حقوق بشر مدیرت عمومی پولیس مردمی بامیان، محافظ وحدت
۱۹- دوم سارن محمد کاظم فرزند محمد عزیز، آمر مبارزه با قاچاق انسان مدیرت مبارزه با جرایم جنایی قومندانی امنیه بامیان، دوست صمیمی وحدت
۲۰- لومړی سارن عبدالله فرزند محمد حیدر، آمر کشف جرایم اقتصادی مدیرت جنایی قومندانی امنیه بامیان، برادر محمد یاور غلام علی وحدت در زمان معینت تامینات وزارت داخله بود
۲۱- دوم سارن عبدالله فرزند اکبر علی، قومندان کنترول دروازههای مدیرت مبارزه علیه مواد مخدر، پسر برادر باجه وحدت
۲۲- دوم سارن نجیب الله فرزند محمد رحیم، آمر کشف مواد مخدر آمریت حوزه امنیتی بامیان، دوست صمیمی وحدت
۲۳- دوم سارن عزیزالله فرزند محمد حیدر، آمر سمت نمبر ۲ آمریت حوزه امنیتی بامیان، دوست صمیمی وحدت
۲۴- دوم سارن محمد ظاهر فرزند محمد حسین، آمر حل پرابلمهای خانوادگی آمریت مبارزه با جرایم جنایی قومندانی امنیه ولسوالی یکاولنگ، خسربره حبیبالله قومندان تولی قومندانی امنیه ولسوالی یکاولنگ بامیان
قابل ذکر است که این لیست مکمل نیست و مطمئنا تعداد دیگری از قید فهرست مذکور ماندهاند. بهطور مثال تعداد زیاد دیگر نزدیکان والی در قومندانی امنیه بامیان در بستهای ساتنمن و سرباز هستند که ممکن شمار شان به بیش از ۵۰ تن برسد.
کاتب راوی روزهای دشوار
چرا "رحمان مينه" ويا "جمال مينه" و ديگر شهرک ها, بندر ها مانند شيرخانى به نام حاکمان ويا "خوشحالان و دولتان" پشتون (ويا افغان) باشد يک سرک بنام نامى وگرامى کاتب هزاره , گذشته نگار بزرگ, نباشد?
در زمانهاى ظلم وفشار با سه شيوه دانشمندان واقيعت و حقيقت مى نوشتند: ادبيات ( نظم ونثر و درامه ) -پيشينه نگارانى فرهنگ نگاری ,فرهنگ دانشنامه نویسیکه باعث رونق و روشنگرى مى شد .
شور بختانه قله ادبيات را فارسى زبانان "شعر" را کردند و نه درامه ها را - در حاليکه درامه ها در حالت پختگى جامعه به عنوان "قله ادبيات " مى باشد - در شعر تشنج و دودلى درونى بيان مى شود و واقعيتها زير چادر شعرى گفته مى شد: مانند حافظ "واعظان که اين جلوه..." که در آن تنش و کنش و واکنشها ويا اختلافات درون قومى وبيرون قومى به نمايش گذاشته نمى شود.
و اما در درامه ها مانند درامه ها ى فردوسى همچو سياوش وسودابه, رستم وسهراب, رستم وتهمينه ,دخت شاه سمنگان , رودابه دخت مهراب شاه , شاه هندو کابلستان و زال زابلستان, اسفنديار و پسران اش بهمن و مهرنوش و آذر شاهزاده شاهنشاه ايران زمين با پايتخت آن در بلخ بيژن و منيژه و اسطورههاى ديگراش در پهلوى تشنج هاى درونى تشنج هاى بين من وتو, بين من وخدا , بين اين خانواده و آن خانواده ميان جامعه و جامعه ديگر ميان نهادها, ميان استانها و کشورها به تصوير کشيده مى شود و اسطوره (ستاره) يا قهرمان بين دو کانفلکت که هردو آن از نظر اخلاقى ارزش يکسان دارد يک آنرا گزينش وسرانجام يک راه را بگزيند.
ولى فارسى زبانها ى از دارمه ها ويا داستانهاى هومرگونه فردوسى استفاده نکردند و گفتن ههاى "که فردوسى از شاهان توصيف" را پاسخ درست ندادند بغير از شادروان استاد رفيق صادق راديو درام "رستم و سهراب", شياوش و سودابه فلم تاجيک وفلم تهمتن رستم و سهراب به مناسبت هزاره فردوسى. هندوستان , فلم خانه کپور به کارگردانى شهرام بيديکار فلم سينمايى دونيم ساعته براى نواده هندوکابل و زابل وتوران وايران توليد کرد. ستاره هاى ايرانزمين بدون اسطورههاى توران زمين معنى و مفهوم ندارند. هزاره ها نمونه برجسته از جوشش ايران وتوران زمين اند. در هزارستان زيادترين نامهاى اسطوره هاى هردو پيکر از يک تخمه وجود دارد . مانند قلعه ضحاک و کوه آهنگران.......
کتاب کاتب هزاره که اکنون به انگليسى برگردان شده واقعيت ها را رمزگشاهى مى کند و با !امضاى عبدالرحمن پشتون رفیق گرمابه و گلستان اش " تقلبهاى حاکمان پشتون را با نگارش دانشورى فشاگرى مى کند!!!!!!
به گونه نمونه تغير قصر به نام جهان نما چهلستون هندکى به قصر چهل ستون کابل!!! قصرتاريخى ١٨٠٠ ساله تاج بيک کابل که درزمان امان خان به عوض آباد وبازسازى قصرتاريخى را نابود کرد. آنها نامهاى گذشته پيشينه فرهنگى مليتهاى غيرپشتون را تغير ونابود کردند.
آغاز نقل قول
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
قصر چهل ستون کابل در زمان سلطنت شاه زمان سدوزایی (۱۷۷۰- ۱۸۴۴ میلادی برابر به ۱۱۵۹ تا ۱۲۲۳ خورشيدى , برابر به ۱۱۸۴ـ۱۲۶۰ هجرى قمرى ) در سال ۱۲۱۰ هجری قمری یعنی ۱۷۹۶ میلادی برابر به سال ۱۱۷۵ خورشیدی ساخته شده و پیش از ویرانی، از کاخهای باشکوه کابل شمرده میشد.
اين قصر چار پيشينه دارد, که به نامهاى گوناگون ياد مى شد ه است :
در سال ١٢١٠ هجری قمری ( برابر به ۱۷۹۶ میلادی برابر به سال ۱۱۷۵ خورشیدی ) به او قصر جهان نما در فراز تپه کوه هندکى [[۱] ياد مى شد. سپس بخش غربى همان کوه کوه چلستون ناميده شد:
در سال ۱۳۰۵ هجری قمری (برابر به ۱۲۶۷ خورشیدی و ۱۸۸۸ میلادی) به او در خارج **قصر هندکى** گفته مى شد.
از سالهاى حکومت ظاهرشاه بدين سو تنها به ’’قصر چهلستون’’ ياد مى شد. حتى در همين سالها منظره قصر مدرن چهلستون از تالار **تخت رستم کابل*** ديده مى شد. نامهاى تاريخى اين سرزمين از دوران امیر عبدالرحمنخان بدين سو تغير نام کردند .
احمدعلی کهزاد در پيوند به اين کاخ از کلاه فرنگی به شکل خود رستم دستان خیابان، نهال های سبز ... مى نويسد.
تخت رستم کابل که زادگاه مادر رستم داستان مى باشد و ديگر نامهاى اسطوره هاى باستانى آريانا (ايران زمين) با نامگذارىهاى مجدد عوض شدند.
در باغ تخت رستم که سپس به باغ چهلستون مسما شد تا به سالهاى ١٩٩٢ جشنهاى باستانى وب ويژه نوروز تجليل مى شد.
در تالارغار بزرگ کوه که بنام تخت رستم مشهور بود چايخانه و کبابى قرار داشت . به تماشاچیان در روزهای جشن و عید و روز هاى آخر هفته يعنى ديگر و يا پیشین(عصر بعد از ظهر) پنج شنبه و جمعه شیرنی و میوه وغ ا و نوشابه و به ویژه چاینکی (آبگوشت در غوری دوباره ترمیم شده چینی) پیشکش میشد.
چهل ستون کابل پیش از تخریب اش به دستور فریدریک رابرتس , آرل کندهار (Frederick Roberts, ۱. Earl Roberts) انگلیس فرمانده قشون مذکور برای کابل - قندهار در جنگ دوم افغان انگلیس قصر جهان نما هندکی یاد میشد. این قصر در آن زمان چهل ستون داشت.
عالمگیر دوم برای دختر خود (گوهربیگم و یا زهره بیگم) و داماد خود (تیمورشاه درانی) بر فراز تپهای از کوه هندکی ساخت که زمانشاه درانی ,نواده احمدخان ابدالی (سپس درانی) در آن زنده گی میکرد.
خانم تیمورشاه دخت عالمگیر دوم (۱۷۵۹-۱۸۰۶) از نواده بابرشاه بنیانگذار سلسله گورکانیان هند بود. این قصر هندوایرانی چهل ستون داشت که با کلاه رستم داستان خیابان (گنبد مشهور ایران زمین) پوشیده بود. به کلاه رستم داستان خیابان عمارت کلاهفرنگی و یا **کوشک** گفته میشود.
احمدعلی کهزاد در نبشته خود زير عنوان بنای قصر چهل ستون به سمت شرقی بالاحصار کابل سال ١٢١٠ هجرى قمرى را مى نامد که چهل ستون زمانشاهی عمارتی بود بلند و رفیع و مشتعل بر چهار منزل و در یکی از اطاق های منزل چهارم سریر پادشاهی گذاشته شده بود، پوشش قصر بشکل گنبد بزرگ صورت گرفته بود چنانچه آنرا (کلاه فرنگی) میخواند و به (خود رستم دستان) تشبیه میکند .
ملا فیضمحمد کاتب (١٨٦٢۔١٩٣١میلادی برابر به ۱۲۴۱۔۱۳۱۰ خورشيدى برابر به ۱۲۷۸۔۱۳٤٩ هجرى قمرى ) در کتاب خود سراج التواریخ چندين بار از هر دو قصر جهان نما , قصرجهان نما هندکى( سپس مشهور به قصر چهلستون درکابل) و قصر جهان نما تاجقرغان و يا تاشقرغان مى نويسد.
فریدریک رابرتس که لقب نجبای آرل کندهار و بارونت را گرفت امیر عبدالرحمنخان را در ۲۲ جولای ۱۸۸۰ میلادی برابر به ۱۲۵۹ خورشيدى برابر به ۱۲۹۷ هجرى قمرى به عنوان شاه در کشور هندوکش مقرر کرد.
درسال ۱۳۰۵ هجرى قمرى که برابر به ۱۲۶۷ خورشيدى و ۱۸۸۸ میلادی میشود برای پسر خود بروی آوار قصر چهلستونه جهان نما قصر بدون چهل ستون آباد کرد و نامش را از جهان نما به چهلستون تغیر داد. بخش غربی کوه هندکی به کوه چهلستون مسما شد.
عده هم گفتند که چهلستون بنام «هنده کی» هم یاد میگردید. حبیب اله خان و سپس ظاهرخان این قصر را توسعه دادند، چهارطبقه ساختند. لیلیاس انا امیلتون Dr Lillias Anna Hamilton M.D پزشک امیر عبدالرحمنخان بود واز هر دو بناها در دامنه کوه هندکی در چاردهی کابل عکسبرداری نموده بود. نانسی هاتچ دوپری دردانشنامه ایرانیکا پیرامون قصر چهلستون کابل و تغیر نامش از هنده کی، هندکی، اندکی.... به چهلستون مینویسد. این قصر دارای دو باغ داخلی و خارجی میباشد. مساحت پارک اش (باغ خارجی) تقریبا به ۳۰ جريب (تقريبا ١٢ هکتار )گفته شده است.
این قصر در حال حاضر کاملا ویران شده و شهرداری کابل قصد از نو سازی آن را دارد."پايان نقل قول
عکسها ى قصر جهان نما و يا هندکى و يا چهلستون در تارنماى جهانى ويا ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد *چهلستون (کابل) * قابل دريافت است.
http://wellcomeimages.org/indexplus/obf_images/47/fa/05346cfebb0a0337b53f29cff17c.jpg
http://books.google.de/books?id=8tLE4hjSyjEC&pg=PA2065&lpg=PA2065&dq=Jahan+Numa+Palace+Katib+Hazarah&source=bl&ots=C9N9f_dCN3&sig=f5mg_hg_Zy-7_NZmA7bGED4wkuA&hl=de&sa=X&ei=P1KpU426Bsv44QTnwIDADA&ved=0CCYQ6AEwAQ#v=onepage&q=Jahan%20Numa%20&f=false
http://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D9%87%D9%84%E2%80%8C%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86_(%DA%A9%D8%A7%D8%A8%D9%84)
کاتب راوی روزهای دشوار
آرمان جان، تو چه نوشتی؟ و چه میخواستی بنویسی؟
آیا خودت ازینهمه طرت و فرت سردر می آوری؟
من که سر در نیاوردم.
معذرت!
کاتب راوی روزهای دشوار
منبع: خبرگزاری بُخدی
چهارشنبه ٣٠ ميزان ١٣٩٣ ساعت ٢٢:٣٦
اداره امنیت ملی کشور اعلام کرده که عامل اصلی کشتار ۱۴ غیرنظامی که یک عروس و داماد نیز شامل آنها بود را از ولایت غور دستگیر کرده است.
طالبان پس از تفکیک قومی، ۱۴ تن را که همه از قوم هزاره بودند را با دست بسته درحالیکه به روی زمین زانو زده بودند، از پشت گلوله باران کردند طالبان پس از تفکیک قومی، ۱۴ تن را که همه از قوم هزاره بودند را با دست بسته درحالیکه به روی زمین زانو زده بودند، از پشت گلوله باران کردند
این اداره با انتشار اعلامیه ای از این شخص به نام جان محمد نامبر ده شخصی که متهم است به تاریخ ۲ اسد سال روان، چهارده غیرنظامی را که سرنشینان دو موتر بوده و از مرکز ولایت به مقصد کابل و منطقه لعل و سرجنگل در حرکت بودند را به شکل بیرحمانه گلوله باران کرده است.
طالبان پس از تفکیک قومی، ۱۴ تن را که همه از قوم هزاره بودند را با دست بسته درحالیکه به روی زمین زانو زده بودند، از پشت گلوله باران کردند.
در میان قربانیان، یک تازه داماد و عروس به شمول دو زن و یک کودک نیز شامل بودند.
این رویداد با واکنش تند، دولت، جامعه مدنی و شهروندان مواجه شد و حامد کرزی، رییس جمهوری پیشین کشور با تشکیل کمیسیون ویژه دستور تحقیق همه جانبه برای پیدا کردن عاملان این حادثه را صادر کرد.
جان محمد کیست؟
در خبرنامه اداره امنیت ملی گفته شده است که جان محمد، عضو گروه تروریستی طالبان است و مسوولیت انتقال امکانات مالی این گروه از پاکستان به ولایت غور را داشته است.
او همچنان متهم است که یک شهروند آلمان به نام ̎وانر̎ و راننده اش را به تاریخ ۱۳۹۰/۷/۲ به قتل رسانده است.
جان محمد، برای شورشیان در غور، جنگ افزار و البسه نظامی نیز فراهم می کرده است.
او از افراد برجسته گروپ قوماندان فارق و ملا علاوالدین از قوماندانان برجسته طالبان در دره مرغاب ولایت غور نیز است.
این شخص در یک عملیات ویژه که از سوی ماموران اداره امینت ملی در ولایت غور راه اندازی شده بود، دستگیر شده است.
اداره امنیت ملی گفته، که جان محمد در تحقیقات ابتدایی به تمامی مواد جرمی از جمله کشتار ۱۴ غیرنظامی و مسوولیت اکمالات نظامی برای طالبان در ولایت غور را به عهده گرفته است.
کاتب راوی روزهای دشوار
آقاى بدون نام با پيام ارسال ‘شده ‘•
22 اكتبر, 19:17
با يک جمله که سر در آورى!
چرا اسم شهرها دهکده ها شهرکها سرکها جادهها خيابانها ........ به نام افاغنه ويا پشتون باشد و حاکمان افغـان و يا همچم ناله عليه نامگذارى خيابانى در کابل بنام کاتب هزاره مى شوند!
کاتب راوی روزهای دشوار
آرمان جان، چهلستون که نام پشتو نیست. پس اینهمه درد سر برای چه؟