اخیراً گروه افغان ملت با استفاده از تسلط خود بر کرزی و امکانات وسیع مالی واقتصادی دولت و کمک های جامعه جهانی یک بازی جدید را به بهانۀ اینکه دکتورعبداللطیف پدرام رهبر کنگره ملی افغانستان به شاه امان ا لله توهین کرده است، براه انداخته است. این گروه با راه اندازی مظاهرات در کابل و برخی ولایات دیگر به بهانه دفاع از امان الله خان دست به تنشجهای قومی و زبانی زدند، که هموطنان شریف و نجیب افغانستان شاهد مشاهده فوتوهای رهبر افغان ملت، انوار الحق احدی و پلکارتهای گروه افغان ملتی پیشا پیش گروهکهای مضاهره کننده بودند.
جالب اینست، کسانیکه در زیر چترقومگرایی افغان ملیتی ها دست به مظاهره به طرفداری شاه امان الله خان زدند، پدران شان به کمک انگلیسها در خوست، پکتیا و ننگرهار شاه اما ن الله را کافر و مزدور روس خوانده، برای سر نگونی او از هیچ تلاشی دریغ نورزیدند. داستان ملای لنگ درخوست و شورش ملاهای شنواری درننگرهار را تاریخ معاصر کشور هنوز فراموش نکرده است. هنوز امان الله خان نزد اکثر مردم افغانستان قاتل پدر خود امیر حبیب الله خان میباشد. هــــــنوز جنایات امان الله خان در به شهادت رسانیدن مستوفی الممالک محمد حسین خان پدر مرحوم استاد خلیل الله خلیلی، سلطان شعرای افغانستان در گوشها طنین دارد. هنوز گریه و ناله مردم بومی صفحات شمال کشور که به حکم و فرمان امان الله خان از خانه هایشان اخراج و بجای شان پشتونها ساکن گردیدند، شنیده میشود.
بی شرمانه مجلس سنای افغانستان در تحت رهبری صبغت ا لله مجددی به پیروی از توطئه های افغان ملتی ها ذریعۀ یک قطع نامه مسخره خواهان محاکمه پدرام و منع فعالیتهای سیاسی حزب کنگره ملی افغانستان شدند. شگفت آور اینست که صبغت الله مجددی فرزند همان خانواده حضرات مجددی است که به تحریک انگلیسها و چاپ فوتو های ساختگی وعریان ملکه ثریا خانم شاه امان الله، او را کافر نامیدند و تا روز سرنگونی شاه اما ن ا لله آرام نه نشسته حکم تکفیر امان الله و همسنگر او محمود بیگ طرزی را صادر نمودند. اما اکنون آقای صبغت الله مجددی در جملۀ هواخواهان دروغین امان ا لله خان در آمده اورا غازی و مجاهد کبیر خطاب می نماید.
پرسش اساسی اینست که آیا افغان ملتی ها با سوء استفاده از نام شاه امان الله چه می خواهند؟ ازنظر نگارنده، افغان ملیتی ها چندین هدف را با ابزار سازی شاه امان ا لله تعقیب می نمایند:
یکی اینکه میخواهند با دکتور پدرام تصفیه حساب نمایند. چه از مدتها قبل قبیله سالاران برتری طلب تحت رهبری کرزی- احدی مصروف توطئه و پیدا نمودن بهانه ها برای بیرون راندن جناب دکتورپدرام از صحنه سیاسی افغانستان می باشند. زیرا ایشان فکر میکنند که کنگره ملی و پدرام بحیث رهبر آن، یگانه سازمان سیاسی در افغانستان است که با شجاعت از سیاست های تبارگرایی کرزی و حزب افغان ملت که در تار و پود دولت کرزی ریشه دوانیده است انتقاد می نمایند. افزون بر آن در میان تمام روشنفکران و شخصیت های سیاسی کشور، در عرصه سیاست افغانستان، پدرام پیشگام ترین شخصیت در مخالفت به سیاست های غرب بخصوص آمریکاییها و انگلیس ها در افغانستان، در رابطه به کشتار مردم ملکی توسط آنان و همچنان سازش سری و پنهانی آنان با طالبان و پاکستان به حساب می آید. تجارب حکومت داری کرزی در هفت سال اخیر نشان داده است که گروه افغان ملت-کرزی هر نوع انتقاد را می توانند تحمل کنند، اما نقد بر سیاست های قومگرایی شانرا هر گز تحمل کرده نمی توانند. به بیان دیگر دولت کرزی نمی خواهد که شخصیت هایی بمانند پدرام و کنگره ملی، سیاست های تبارگرایی و برتری طلبی حکومت قبیله گرای او را افشا نماید. چنانچه در هفت سال اخیر هر گروه ایکه در برابر تعصب و رویکرد های قبیله گرایی کرزی و متحد او آقای احدی مقاومت نموده، به دسایس مختلف به کمک حامیان خارجی خود اورا از صحنه سیاسی کشوربیرون رانده اند. مثال برجسته این حرکتهای نا مسؤلانه شان، راندن جنرال دوستم از صحنه سیاسی افغانستان، راندن پوهاند سید امیر شاه حسنیار از وزارت تحصیلات عالی، راندن استاد شجاع خراسانی از دانشگاه تعلیم و تربیه و کشیدن پوهندوی عین الدین نصر از دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل میباشد.
نقد عادلانه و شفاف پدرام از روشهای حکومت داری شاه امان الله و دیگر رجال افغانستان در دوسده اخیر خشم تبارگرایان حکومت کرزی را بر انگیخته و از آن بهترین بهانه برای تصفیه های سیاسی و قومی با دکتور عبداللطیف پدرام ساخته اند که نه طرف تائید مردم ونه منابع آگاه و چیز فهم کشور واقع گردیده است. متوجه باید بود که این نخستین و یا آخرین توطئه و بهانه جویی علیه وی و دیگر رقبای سیاسی حلقات متعصب دولت کرزی نیست. چنانچه چندی قبل در یک توطئه دیگرعلیه جنرال عبدا لرشید دوستم و پدرام بپولیس های پاکستانی تبار دولت لشکرکشیهای شباروزی را بدور خانه جنرال دوستم آغاز کردند و تا امروز اثرات، نظامی، روانی و تبلیغاتی آن در مطبوعات کشورجاری است. درین توطئه تبار گریایان مؤفق نشدند متاعی خوشبو و خوش منظربدست آورند. ولی هرچه حاصل شان گردید بوی بد و گندیده کردار بد، رفتار بد و پندار بد خودشان بود که مطبوعات کشور را پیچانده بودو هنوز کثافتکاریهای ایشان در تبانی با سارنوال بدنام شان خبر آفرین مطبوعات کشور میباشد.
کوتاه سخن اینکه امان الله خان خود از هیچ پشتون متعصب کمتر نبوده است. درد اینجاست که حاکمان پشتون تبار سده های اخیر کشور، درتاریخ معاصرافغانستان را مسخ کرده حرکتهای تباری، پشتون پرستیها و برتری جوییهای قبیلوی و زبانی اورا کمتر ازدیگران نشان داده اند. همین اکنون برخی از مشکلات میان قومی افغانستان محصول سیاست های قوم گرایی وی بخصوص انتقال نا قلین پشتون به صفحات شمال و غصب ملکیت مردم شمال به نفع ناقلین پشتونهای ماورای خط دیورند میباشد.
اما باوصف آن همه خیانتهای ملی و قوم گرایی ها و عکس العمل نادریها در مقابل طرفداران او تا حال سیاست های تحول طلبی و تجدد خواهی او در آوایل سده بیستم باعث آن شده است که مؤرخین افغانستان حتا فقید غبار از تذکر سیاست های قوم گرایی امان ا لله خود داری نمایند.
افتخار آغاز گری اوصاف قومی و زبانی و تبار گرایی شاه امان الله به آقای پدرام میباشد که شجاعانه اعمال ضد ملی و ضد مردمی و ضد میهنی اورا بباد اتقاد گرفت و این نه تنها تهمت به شاه پدرکش نیست، بلکه روشن سازی واقعیتهای تاریخی است که نباید تاریخ نگاران ما ازآن واقعیتها بی اطلاع مانده از او غازی و مجاهد و قهرمان ملی دروغین بسازند.
کلام آخر اینکه همه انسانها در پهلوی اینکه کار های خوبی انجام میدهند، اشتباهاتی نیز دارند. در جهان امروز در پرتو دانش نوین خیانت و خدمت هیچ انسان پنهان نمی ماند. این تفکر پوچ قبیلوی که هر شخصیت پشتون مقدس، واجب الاحترام و ملی است و هر انسان غیر پشتون دزد، سقابزاده، گلم جمع، جنگ سالار،مزدور و غیر ملی است، نه تنها قابل قبول و تحمل نیست، بلکه عمل مغرضانه، هویت کش و حربه ایست که میتواند آهسته آهسته افسانه های دزدان دامان کوههای سلیمان و تحقیقات متخصصان یهودالاصل کانادایی مبنی بر بدجنسی و بد ذاتی گروههای متجاوز بخاک خراسان زمین را روشن سازد.
قومگرایان باید بدانند که پیامد چنین روشهای توهین آمیز و تبعیضی در مقابل اقوام بومی و اصیل افغانستان نه تنها به نفع وحدت، یک پارچگی و راندن دشمان واقعی و اصلی افغانستان از کشور نمیباشد بلکه باعث آن میشود که هیچ شخصیت پشتون تبار مورد احترام غیر پشتونها قرار نگیرد. توجه باید داشت که درعصر کنونی هیچ قدرتی نمی تواند به زور کسی را محبوب القلوب اذهان دیگران بسازد. ونیز هیچ نوع توهین و تحقیر شخصیت های مرده و زنده تاجک، اوزبک، هزاره، ایماق، تورستانی، پشه یی و همه غیر پشتونها قابل تحمل نیست. بی شبهه هر توهین از هر منبع ایکه چشمه گرفته باشد، بی پاسخ نمانده درب گوینده آنرا سختر می کوبد.
نظرات
14 دیدگاهدشمنان تاریخی امان الله از او دفاع می نمایند!
گفته های نویسنده مزکور کاملآ غیر قانونی تعامل ناپزیر است دروغ تاریخی!
من به امان الله خان لعنت می فرستم
به نظر این بندهء حقیر فقیر سراپا تقصیر شاه امان الله شاید درعمر لخود یک کار خوب کرده باشد همانا لغو پدیدهء منحوس غلامی وبرده داری است که شاید بتوان گفت که اقدام خیلی جسورانه ودلاورانه ودرعین زمان مطابق با نورمها وموازین شرع محمدی بوده که هیچ مسلمان حق غلم ساختن مسلمان دیگررا ندارد.
اما درسایر موارد امان الله خان مطابق گفته پدرام شخص خیلی جبون ترسو بی اراده کوتاه فکر وسطحی نگر بوده است که به هیچ صورت نمتیوان وی را یک شخص دارای عنصر فعال رهبری دانست.
شاه امان الله ازجملهء شاید بوان گفت جاهل ترین و وبیسوادترین شاهان افغانستان بحساب می آید.
او یک مقلد محض بود وتنها بادیدن زرق وبرق پیشرفتهای اروپا هنگام برگشتش از سفر اروپا سر ازپا نشناخت و متوسل به اعمال مضحک وخنده آوری شد قلم از ذکر بیان آن شرم دارد.
حتی بهترین دوستان وهمرزمان وی مانند مرحوم غبار نیز بعداز ارسال پیام ذلیلانه اش به نادر خان برسمیت شناختن پادشاهی وی از وی سخت از وی ناراض ونا امید شدند واین را خود غبار یاد آّوری کرده است.
بعداز ارسال همان پیام ذلیلانه بود که بیشترین مشروطه خواهان توسط نادر قلع وقمع گردید ومیر غلام محمد غبار ودیگر نویسنده گان محکوم به حبس ها وتبعیدها گردیدند.
بناء شاه امان الله هیچ گاه سزاوار این نیست که کسی به طرفداری وی شعار دهد ویا اورا محصل استقلال افغانستان بداند.
افغانستان هیچ گاه مستقل نبوده است صرف ملت وتوده های محروم بوده اند که درمیدان نبرد قربانی داده اند ولشکر متجاوز را رانده اند اما سیاستمداران دوباره پایگاه استعمار را قایم ساخته اند وزنجیر غلامی را برگردن خویش آویخته اند.
شایان ذکر است که بعداز برسمیت شناختن صوری استقلال افغانستان توسط استعمار بریطانیا در آنوقت موج آزادی خواهی قبایل آنطرف مرز نیز بلند شد که شاه جبون وترسو هیچ کمک به آن مردم نکرد ودر پیام که به سران رهبران قبایل شورشی آنطرف مرز دیورند فرستاد وی گفت که من متعهد گردیده ام که در امور داخلی قلمرو بریتانیا مداخله نکنم ومتاسفانه به شما هیچ کمک کرده نمیتوانم.
این روش معمول درکشورهای عقب مانده است که دربخش نظامی پیروز اند امادر بعد سیاست همیشه غلام ونوکر باقی مانده اند.
درخاتمه برسم ملاهای دیوبندی میخواهم بک لعنت بر شخصیت کاذب امان الله بفرستم و آرزوی عذاب ججیم را نیز از بارگاه احدیت بوی نمایم
لعنة الله علی امیرالکاذب والمرتد والزندقة باسم امان الله الافغانی الملعون الله والرسل والملائکة والناس اجمعین خالدین فیها لا یخفف عنه العذاب ولاهو ینظر.
آمین یارب العالمین
دشمنان تاریخی امان الله از او دفاع می نمایند!
چه یی تله دانصاف په لاس کی ورکره خپل تتو و دبل آس یی برابر کره! جایی شک نیست که پدرام به آنعده عناصری که بقایی خود را در تفرقه اندازی بدبینی غارت می بینند هم رهبری باشد هم عالمی و هم دوکتوری!! ولی به یک شخصی که درباره میهن می اندیشد هیچ وقتی!!
دشمنان تاریخی امان الله از او دفاع می نمایند!
ولا عجیب است! این غازی ناغازی که هزاران فساد کرده حالا غازی نامیده میشود شخصی که ناموس خود زن خود را عریان میکرد تا بادارانش خوش باشد و قاتل پدر اینقدر حامیان پیدا کرده و جالب انیجا است که بعضی از خود فروختگان دفاع از افغان ملتی ها میکنند این واقعآ جای تعجب است یا شاید هم برای خواهران شان در وزارت مالیه کار داده شده باشد... این دیگر واضع شده است که امان الله قاتل کی بود و این هم واضع است که آقای عبدالطیف پدرام یکی از مدافعان مردم غیور خراسان ، شاعر نویسنده میباشد که هر گز سر به این کوچی های شپشی هندی تبار خم نکرده و دلیرمردانه مبارزه میکند...آقا خالد واقعآ دستت درد نکند با این نوع مقاله که نوشتی من به نمایندگی گروه کاری خویش از خودت و از زحماتت قدر دانی میکنم اگر امکان داشته باشد به این ایمل تماس بگیرید.
Hashk@hotmail.com
دشمنان تاریخی امان الله از او دفاع می نمایند!
محترم اقای احمدی!
من در مورد غازی و یا نا غازی امان الله چیزی نمی گویم زیرا این مثل افتاب روشن است . او زن خود را عریان نکرد بلکه به تمام مردم افغانستان این را فهماند که زن هم از خود حقوقی دارد. حقوقی که خداوند به او عطا نموده است .جای تعجب در این است شما از یک طرف دو ِ و دشنام به طالبان میفرستید از طرف دیگر اندیشه ئ طالبانی دارین . من به حیث یک پشتون به قهرمانان تاجک .هزارهء
خود افتخار می کنم .
من ازاینکه اقای لطیف پدرا م مخالفتی با امیر امان الله دارند اعتراضی ندارم .دریک جامعه دموکراتیک هرکسی این حق را دارد.ولی لزومی ندارد که به کرامت انسانی کسی تجاوز صورت بگیرد.
اگر شما به سایت وزین آریایئ مراجعه کنید در انجا اساس نامه ئ حزب دموکراتیک خراسان را می بینید که مایه یئ افتخار است.
هر گاه من نوشته شمارامیخوانم بحیث یک افغان خجالت میکشم .خداوند را شکر گذار استم که من افرادو اشخاص دیگری را میشناسم با انکه به زبان شما مینویسند . ولی همه با افتخار زیاد انرا مطالعه میکنندو از ان لذت میبرند.مثلا داکتر اکرم عثمان داکتر سیاسنگ lمیر هزار واصف باختری ویا صدها نفر هموطننان دیگر ما. اگر من انهارا نمشناختم صرف نوشتهءشما واقای دریادلی را میخواندم یا حرف های اقای پدرام رامیشنیدم فکر میکردم که خداءی ناخواسته این زبان باعظمت دری زبان لمپنها ویا زبان کلینروموتروان است.
وقتی میخوانم شما پشتون ها را به وطن فروشی متهم میکنید شاید هم راست باشد ویاشایدهم راست نباشد. شمازمانیکه آقای مسعود از دولت پاکستان خواست اورا در احیای اردوی افغانستان کمک کنند چه میگوید ؟
در زمان حکمت آقای محترم ربانی حمید گل رئیس استخبارات پاکستان در ارگ دفتر داشتند چه میگوید؟
اقای ربانی تفنگچهء وزیر اکبر خان رابه نصیر بابر تحفه دادن چه میگوید؟
اقای ربانی ملکیت افغانستان در مکهء معظمه رافروختن نام انرا چه میگذارید ؟
اگر شما یک تبار رابه خیانت متهم کنید . به خاطر داشته باش برادر که این گرد اسیاب به سر همهء تباران نشسته است.
بر تولت برشت یک نویسندهء المانی میگوید: انکه نمی داند جاهل است انکه میداند عمل نمی کند خاءین است.
پس برادر اگر واقعا دلت به حال این ملت مظلوم میسوزد . به گفتهء هم وطنان هزارهء ما مرد خدا شوید تیره را تیره بگوید آب گین را آب گین.
زنده باد مردم شجاع با دیانت وشریف افغانستان از هر از هر تباری که هستند .
سید رحمن غوربندی
دشمنان تاریخی امان الله از او دفاع می نمایند!
everyone has the right to say what is to be said, it is call speech freedom and democrasy. let them say and respect what they said just igonre if your not agree with them. i would like to tell everbody that plz learn to hear from others even it is wrong. thanks..jawed
دشمنان تاریخی امان الله از او دفاع می نمایند!
امان الله خان خوبی ها و بدی های داشت. ولی نکات ضعف شخصیتش همان تقلید کورکورانه و عجولانه اش بود. اگر با یک دست دریشی و کلاه شاهپو انسان مترقی و پیشرفته شود پس تکلیف همه روشن است. این انسان عجول مغز یک Humming birdرا هم نداشت.
دشمنان تاریخی امان الله از او دفاع می نمایند!
سلام دوستان
من با نظر نویسنده کاملا موافق هستم . مطالبی را که او نوشته کاملا بر اساس واقیعت های تاریخی می باشد . و این که بعضی از اشخاص مغرور و خود خواه با وجود درک واقیعت خود را به بی خبری می زنند واقعا متعجبم . این ها کسانی هستند که با حکومت سیاه دو نیم قرنی خود همواره با نیرنگ و فریب و سازش و وطنفروشی خود را بر مردم تحمیل کرده و تاریخ پنج هزار ساله و افتخارات این سرزمین کهن و تاریخی را به باد فنا داده اند . در عصر حاضر افغان ها به عنوان مردمان جاهل بی فرهنگ آدمکش و تروریست در دنیا شناخته می شوند و درهیچ جاه هیچ کسی عزت و احترامی برای ما قائل نیست . در حالیکه این کور دلان همیشه بر دیگران فخر فروشی دروغین می کنند آیا این مردمان عقده ای کور دل دقیقا تاریخ را مطالعه کرده اند که این قهرمانان دروغین یا به گفته خود شان (باتور بچیان) شان چی کسانی بودند و با چه فریب و نیرنگ و وطنفروشی و با پامال نمودن حق دیگران توسط باداران شان حمایه شده و به خود لقب قهرمانی را بخشیدند.