اعلام نتایج ابتدائی انتخابات برای تیم اصلاحات و همگرایی، خبر از یک روند مبارزهی نفس گیر دیگر را داد. این خبر برخلاف کلیه ادعاهای بود که در قبل از آن از سوی این تیم مطرح شده بود. گذشته از تاثیرات این ادعاها روی توده، این اعلام نتایج پرده از بعضی چیزهای دیگر نیز برداشت که کاملا در تناقص با گفتههای قبلی این بود. عبدالله در تبلیغات اش همواره تأکید بر شفافیت انتخابات میکرد و تنها رقیب خویش را تقلب عنوان کرده بود. به عنوان نمونه عبدالله گفته بود که در انتخابات دو رقیب دارد اول تقلب و دوم تقلب! این گفته به این مفهوم است که این تیم سایر کاندیدان را به حیث رقیب نمیشناسد و تنها نگرانی را که احساس میکند و آن باعث هراس شان در انتخابات شده است آن تقلب است. اما به خاطر داریم که فیصلههای کمیسیون شکایات انتخاباتی خلاف این گفته را به اثبات رسانید. ظاهرا تقلب برای تیم عبدالله رقیب نبوده بلکه کماکان خود این تیم نیز در تقلب دست داشته و اعتراضات شدید این تیم از ابطال رأی هرات که گفته میشود فیصدی بالای آن به نفع عبدالله است مهر تأئید بر این ادعا است. عبدالله در انتخابات گذشته رقابت سختی با کرزی کرد و در نتیجه از رفتن به دور دوم هم منصرف شد و کرزی بدون رفتن به دور دوم کرسی ریاست جمهوری کشور را برای بار دوم تصاحب کرد. اشتراک عبدالله در این دور به حیث یکی از کاندایدان مطرح، باعث شد کسانی چون محقق و انجینیر محمدخان در کنار وی باشند و بالعکس کسانی را هم از خود ناراض ساخت و باعث شد از کنار وی رخت سفر بیبندد و در جاهای دیگر به یارگیری مصروف شوند. احمدضیا مسعود به حیث کسی که در بین قوم تاجک از نفوذ بالای بر خوردار است به حیث معاون یکی از کاندیدان در انتخابات وارد رقابت شد. شاید در زمان جدا شدن احمدضیا مسعود از عبدالله، وی خلای جدی را در این جا نمیدید، و از یکجا شدن با محقق در اوج خرسندی و اعتماد به نفس وارد کارزار انتخاباتی شد. اما آنچه نتایج نشان میدهد خبر از پوج بودن بانک رأی عبدالله میدهد. محمد محقق و عطا محمد نور به حیث کسانی مطرح بود که بانک رأی شمرده میشد و بودن آنان در کنار عبدالله چانس وی را برای پیروزی در انتخابات بالا برده بود. اما سوگ مندانه که این بانکها به حد کافی فربه نبودند و نتوانستند آنچه را انتظار میرفت انجام دهند.
عبدالله با پشت پا زدن احمدضیا مسعود وی را از خود دور ساخت، حلا عبدالله مانده در غم خود که چیگونه روابط خراب شده اش را با احمدضیا مسعود باسازی کند. نفوذ نسبی که وی در بین تاجکان دارد باعث شده است عبدالله در نگرانی جدی به سر بیبرد و برای فراهم شدن زمینه همکاری احمدضیا مسعود و جلب رضایت خاطر او برای یکجا شدن در دور دوم تلاش جدی نیاز است. در یک کلام عبدالله در این فکر است تا با یار گیریهای تازه به دور دوم انتخابات بیرود، اما از سوی دیگر در این دور انتخابات خوب درخشید و توانست رأی قابل ملاحظهی برای عبدالله از ولایات مرکزی افغانستان بیاورد. این برای محقق اوج خرسندی و قدرت است. محقق با در دست داشتن آرای ریخته شده در صندوق عبدالله اما نگران چیزی دیگری است. یار گیریهای تازهی عبدالله باعث تقسیم شدن بیشتر قدرت و بین افراد بیشتر خواهد شد که این مسلما برای محقق بدترین خبر است. محقق در این فکر است که با یک جا شدن کسانی دیگری با عبدالله در دور دوم نقش وی در حکومت آینده تضعیف خواهد شد و این یعنی همان بازی که کرزی با محقق کرد، و در آخر محقق بازندهی اصلی شد. گرچه در انتخابات قبلی مردم از محقق پیروی نکردند و رأی قابل شماری برای کرزی از این مجرا واریز نشد، اما برعکس این بار رأی قابل ملاحظه هزارستان برای عبدالله است و در صورت که عبدالله تکرار معاملهی کری را با محقق کند، کلیه آرا مردم هزاره به باد فنا خواهد رفت. و از این آرا هیج کسی هم مراقبت نخواهد توانست.
بدون تردید عبدالله برای پیروزی مکلف به یارگیریهای تازه و صف آرای مجدد است، و تمام تلاش خویش را متمرکز میکند تا بتواند سواره و پیادهی اردوی خویش را بیشتر و فربهتر کند. تمام تلاش عبدالله برای یارگیری است و محقق در این میان متوجه این نکته است که یارگیریهای بیشتر یعنی تقسیم شدن بیشتر قدرت و اختیار و این یعنی کم شدن اراده و توان، این یعنی سمبولیک شدن محقق در دولت بعدی، محقق باور دارد که این بار مثل دور اول انتخابات رأیها مناطق هرازه نشین در اختیارش نیست و این باعث میشود چانسش در معادلات قدرت کم تر شود و یا حتی بیرنگ شود. عبدالله از واقعیت به خوبی واقف است و با تحمیل فشار بالای محقق و انجینیر محمد خان میخواهد از نقش آنان کاسته و با کسانی دیگری وارد معاملات سیاسی گردد. در یک کلام میخواهم بیگویم عبدالله میخواهد ازحصهی قدرت معاونانش برای کسانی دیگری انعام دهد تا آنان را با خود شریک راه کند، اما این برای معاونین اش غیر قابل پذیریش است. این جاست که باید گفت عبدالله مانده در خود؛ محقق در غم وی.
نظرات
13 دیدگاهعبدالله مانده در غم خود؛ محقق در غم وی
d oktarabdullah biduni himoyati ziya masud donishmand tarin ustodi aziz muhaqiqro dorad ziya masud 100 nafar ham dar baini tojikho nadorad shumo nasli trurist parwar shaitoi lain ba juz tafriqa andokhtan chizi digarro yad nadored wa shumo watan frush ho hamesha takyaba amriko wa shawohari zanhoito n yane pokiston mekuned milati buzrgi hazora wa tojik yak dast boshad hej gohi qudrat ba dasti shumo watan frush ho na merasad mudmain boshed
عبدالله مانده در غم خود؛ محقق در غم وی
مقاله هذا بدون کدام مفهوم خاص هر کس یک ګو را مینویسد ۰
عبدالله مانده در غم خود؛ محقق در غم وی
عبدالله عبدالله در قتل عام مردم عذاب کشیده هزاره ما نقش مستقیم داشت . در آنزمان او رییس علمیاتی یا رییس اوپراسیون وزارت دفاع وقت بود که تمام برنامه های جنگی از همان اداره سازماندهی میشود به شمول بمباردمان های هوایی و توپچی کناره های شهر کابل چون کارته نو و ولسوالی های اطراف آن.