رفتن به محتوای اصلی
خراسانیان آزاده، فصل بیرق سوزان است!

خراسانیان آزاده، فصل بیرق سوزان است!

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

از روزى كه طوائف اطراف كوه سليمان سربلند كرده، خراسان زمين شاهد جنگ، خون و ويرانى است. تاريخ سه صد سال گذشته تاريخ جنگ و جنايت اين طوايف است كه امروز به نامهاى پتان، پختون و پشتون ياد مى شود. قابل يادآورى استكه تمام كسانى كه امروز خورد را پشتون مى دانند پشتون نيستند. در ولايتها قندهار، غزنى، جلال آباد، لغمان،نورستان، لوگر و حتا پكتيا ميليون ها برادر تاجيك، سيد، هزاره و نورستانى از جبر و فشار لشكريان وحشى طوايف اطراف كوه سليمان در يك صدسال گذشته زبان پشتو يادگرفته و اظهار پشتونيت كرده اند.
در انتخابات اخير تمام اين مردم به اضافه تاجيكان و هزاره هاى آزاده و حتا تعداد زيادى تركمن و ازبك به محترم داكتر عبدالله راى داده اند.
تقريبا تمام مردم افغانستان و جهان، كسى كه يك زره وجدان و عقل داشته باشد مى داند كه محترم داكتر عبدالله برنده قاطع انتخابات است.
اما تيم فاشيست اشرف غنى احمدزى از طريق زور و تقلب آراى شفاف مردم را باطل و قرنطينه نموده است.

تيم فاشيست اشرف غنى روانى به هر قيمتى حاضر است كه انتخابات را به دور دوم ببرد. اگر انتخابات به دور دوم هم برود با اين پرسونل فعلى كميسيون نامستقل انتخابات باز همين سناريو فعلى يكبار ديگر تكرار مى شود.
خوب، فاشيست، فاشيست است. همين توطيه و شيطنت را داود، تركى، امين، ملاعمر، كرزى و حالا اشرف غنى به همراهى و همكارى تمام فاشيست هاى پشتون نموده اند و خواهند نمود.

داكتر عبدالله من حيث يك آدم ميانه رو مصلحت نمى بيند كه زياد جديت نشان بدهد. استاد محقق آدم شجاع و مجاهد بزرگ است، اميدوارم او نرمى عبدالله را جبران نمايد. اما، وظيفه ما وشما به حيث كسانى كه خون خود را در كف دست خود گرفته رفتيم راى داديم، و حالا فاشيست هاى افغان ذلتى و اسماعيل دون( اين اسماعيل دون نام مناسبتر از اسماعيل يون است، در مورد اين هتلرى پست خطرناك) و جنرال كور بى طاقت مى خواهند سر ما زور بگويند و راى ما را باطل كند چه كنيم.

مردم با اميد و با قدرت رفتند راى دادند. به تغيير و اصلاحات راى دادند. از يك تعدادى كه در پاكستان و ايران مزدوركارى مى كردند و حالا معاشهاى دالرى مى گيرند تير شويم. اينها يك روز در جنگ نبوده اند، حالا به نام خبرنگار و تلويزيون نشين تحليل مى كنند. اينها حاضر استند كه از ناموس شان تير شوند اما معاش دالرى از گير شان نرود. اما در انتخابات ديديم كه مردم عادى همچنان سرشار و با غيرت استند و حاضر استند كه يكبار و براى هميشه در مقابل فاشيست ها سينه سپر نمايند. مردم هنوز غيرت و ايمان آمر صاحب و مزارى صاحب را در سينه دارند.
پيشنهاد هاى اين بنده خاكى از اين قرار است:

١. به خون آمرصاحب و به خون مزارى صاحب قسم مى خوريم كه از راى خود دفاع مى كنيم.

٢. اگر نماند كه داكتر صاحب عبدالله توسط راى مردم ريس جمهور شود، تا روزى كه زنده استيم خودرا خراسانى بگوييم و بيرق خراسان را بلند كنيم، در خانه و در موتر آويزان نماييم. حلال زاده نباشيم كه بگوييم ما افغان استيم.
٣. بيرق هاى خراسان را چاپ نموده قيام نماييم و خود را از شر همقفسى اين فاشيست هاى پشتون نجات بدهيم.

٤. ريس كميسيون شكايات انتخاباتى كسى است كه مى گويد تاجيك و هزاره و ازبك از افغانستان نيست. از براى خدا اين طور آدم كثيف و فاشيست قضاوت بى طرفانه مى كند؟
تا چهار ثور منتظر مى باشيم، اگر راى مسلمانى بازشمارى شد خوب اگر نه، حلال زاده نباشيم اگر بيرق كثيف نادر غدرا را به آتش نزنيم. آخر مى فهميم يا نه، اين بيرق كه امروز ما بلند مى كنيم و در ميدانهاى جهانى بلند مى كنيم، بيرقى است كه نادر غدار جور كرده.
تاجيكان باغيرت، نواسه هاى ساسانيان به خون چريك آسيا، آمر صاحب قسم كه بيرق خراسان را بلند كنيد. برادران هزاره ما در تاريخ مرد بوده اند آنها نيز بيشتر از اين ذلت را قبول نخواهند كرد.

مرگ بر فاشيزم اوغان ذلتى!

به پيش به سوى افراشتن بيرق خراسان نوين!

الله اكبر! الله اكبر! الله اكبر!

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

36 دیدگاه
شولتس

خراسانیان آزاده، فصل بیرق سوزان است!

فاجعه افشار جنایت ضد بشری ست

سه شنبه 11 فوريه 2014, بوسيله‌ى مهدی زرتشت

اگر به تاریخ بشر، نگاه خیلی کلی بیندازیم، می بینیم که سراسرش با جنگ و خشونت و خلاصه ناملایماتی همراه بوده است که هر کدام انگیزه ای داشته است. اما در بستر همین خط، خشونت و انسان کشی ای هم بوده است که هیچ توجیه و یا انگیزه ای قابل توجه ندارد. هلوکاستی را که رایش سوم رقم زد، جنایت بزرگ است، آپارتاید آفریقای جنوبی، جنایت ضد بشری است که هرگز قابل توجیه نیست و اگر از اینها بگذریم، سرزمین تاریخ ما با تاریخ ویرانگر و آگنده از آشوب و انسان کشی اش، نیز همین تجربه های تلخی را از سر گذرانده و افسوس ما بر این است که هنوز هم در گیرو همین خشونت و ناملایمات و بدتر از همه در گیرو قضاوت های غیر حقیقی به سر می بریم.

شاید بتوان دهه جنگ های داخلی و منازعه بر سرقدرت را یکی از سیاه ترین نقطه تاریخ افغانستان بنامیم. از این رو که در آن، تنها انسانهای بی گناه بودند که قربانی شدند. مذهب، سیاست، قدرت و مسأله منافع، همه عوامل بودند که دامن این خشونت ها و انسان کشی ها را درازتر و پهن تر کرد.

امروز که مصادف با بیست و دومین سالروز واقعه/ فاجعه افشار است، یکبار دیگر آدم را وادار می کند تا مروری بر صفحات تلخ و تاریک سرزمین افغانستان بیندازد. همانطور که گفتم، دهه جنگ های داخلی، سیاه ترین نقطه تاریخ افغانستان است که فجایع و جنایات عظیمی در آن بوقوع پیوست. ما در پی تحلیل و یا شرح و تفسیر این دهه نیستیم. این صفحه، همچون دردی است که از زخم بیرون می جهد و وادارمان می سازد تا در نقد به نگاه به این واقعه/ فاجعه، چند کلمه سخن بگوییم و بدون شک، مخاطب ما نیز همه ی انسانهای افغانستانی و بخصوص روشنفکران و فرهنگیان است که توقعی هم از آنها داریم.

فکر می کنم برای توجیه هر آنچه از سر گذشته، تنها این گزاره ی تلخ عامیانه کافی نیست که بگویم «جنگ، جنگ است» یا «جنگ حلوا تقسیم کردن نیست» و یا هم «خشونت تر و خشک نمی خواهد.» ابداً. لازم است ما همچون کسانی که درد انسانی را با خود حمل می کنیم، نگاه فراتر از این کلیشه ها و گزین گویه های عامیانه و عامدانه داشته باشیم. رسالت هر روشنفکر و فرهنگی سرزمین ما، به حق این است که به تمام آن حوادث و رخداها و واقعه ها و فاجعه ها، از چشم انسان با ابزار منطق و عقلانیت و حس بشردوستانه نگاه کنیم و عاری از هر نوع پیشداوری های فاقد اهمیت، نسبت به این وقایع و حوادث، ابراز نظر کنیم.

فاجعه ای که 22 سال قبل در اوج جنگ های داخلی در نقطه ای از شهر کابل به نام افشار اتفاق افتاد، وجدان هر انسانی را آزار می دهد. به تصور من، این فاجعه، یک فاجعه ی تمام عیار است که در آن یک جنایت عظیم/ جنایت ضد بشری به وقوع پیوست. حجم درد و جنایتی که در این فاجعه اتفاق افتاد، به مراتب دردناکتر و وحشیانه تر از هلوکاست یا آپارتاید است. اگرچه هلوکاست یا آپارتاید ابعاد وسیع تر داشت اما قساوت و شقاوتی که در آنها اتفاق افتاد، در فاجعه ی افشار به مراتب بیشتر از آن. در هلوکاست و آپارتاید، سینه زن ها زنده زنده بریده نشد و میان ران های مردان مسلح خون آشام قرار نگرفت، در هلوکاست و آپارتاید، بصورت عریان و وحشیانه، سرهای پسران و دختران جلو چشم پدر و مادر شان بریده نشد و در هلوکاست و آپارتاید، نغمه ی روحانی که هردو جناح که به آن اعتقاد داشتند، بر سر جنازه یا حین تجاوز به عفت و شرافت دختران جوان، سروده نشد. در هردوی ان جنایات ضد بشری، با خون مردم بی گناه، با خون پیرمرد، جوان بی طرف، کودکان و زنان بی پناه، روی دیوارها یادگاری نوشته نشد. نه، ما نمی گوییم که این جنایت را فلان قوم و قبیله یا فلان ملیت به راه انداخت و عطش وحشت شان را با خون مردمان بی گناه، فرو نشاند؛ اگر امروز با فرا رسیدن سالروز این جنایت عظیم ضد بشری، صدای مان را با درد و اشک، بلند کرده ایم، هم به اختیار ما نیست و هم به معنای کینه و کدورت نیست؛ دردی که امروز احساس می کنیم، ناشی از آن زخم خون آلودی است که 22 سال قبل بر پیکر انسانیت نشست.

انسانی که در افشار به خاک و خون کشیده شد، انسانی که در افشار قربانی خشونت وحشیانه گردید، دختر و زنی که جلو قرآن وحشیانه مورد تجاوز قرار گرفت یا سینه های شان بریده شد، و کودکی که با دنیای معصوم کودکانه شاهد مرگ خانواده اش بود و جوانی که در شوک عظیم ناشی از این جنایت، یک دفعه دیوانه شد، همه قبل از اینکه هزاره باشند، قبل از اینکه شیعه باشند، قبل از اینکه یک ملیت باشند، همه انسان بودند و خون انسان در رگ آنها جریان داشت و همه بی گناه و بی تقصیر بودند و همه آفریده ی خدا در روی زمین بودند.

بنابراین، بازخوانی این فاجعه ی انسانی، نیازمند درک و شعور انسان دوستانه است که از عینک منطق و عاری از هرنوع تعلقات قومی و فرقه ای و ملیتی، به آن نگاه کند. فکر می کنم همین کافی است که بپذیریم و چشمان خود را باز کنیم و ببینیم و وجدان خود را قاضی قرار دهیم که تمام کشته شدگان و اسیران افشار، انسانهای بی گناه بودند: زن و کودک، پیرمرد و کارگر. به این لحاظ، منطق انسانی و وجدان انسانی، به انسان اجازه نخواهد داد تا بر درد این زخم عمیق، طبل شرارت بزنیم و بگوییم انسانی که کشته شد، انسانی که در افشار زنده زنده سوختانده شد و انسانی که سینه های شان بریده شدند، هزاره یا شیعه بودند. آنها همه انسان بودند. وجدان انسانی در نگاه کوتاه به آنچه در افشار گذشت، حکم می کند تا این جنایت و فاجعه را، فاجعه تمام عیار ضدبشری بخواند. عاملین این جنایت عظیم ضدبشری، قبل از اینکه متعلق به قومی یا قبیله ای یا فرقه ای باشند، جنایتکارانی هستند که دست به کشتن بشر خدا بلند کردند و با کتاب خدا، بر زن ها و دختران بی پناه و بی گناه، تجاوز کردند و از ناله و گریه ی کودک و پیرمرد و پیرزنی، اندک حیاء نکردند.

اکنون در بیست و دومین سالروز این فاجعه عظیم انسانی قرار داریم، بیایید این فرصت را برایمان مهیا کنیم تا با درک کلمه خدا و اخلاق، نسبت به این جنایت، به چشم واقعیت نگاه کنیم، تعلقات قومی و فرقه ای را کنار بگذاریم زیرا اگر خدایی وجود دارد، اگر خدا واقعاً خداست و اگر خدا حامل و حامی اخلاق است، همه ی بشر و آفریدگان خود را به یک اندازه دوست دارد و او خدای مهربان بر جنازه ی تکه و پاره شده بنده خود، نمی خندد، او بر سینه بریده ی آفریده ی خود، خنده نمی کند. اگر خدا، خداست مطمئن ام امروز در بیست و دومین سالگرد فاجعه افشار، خون گریه می کند. مگر نه اینکه همه ی ما به خدا و کلمه اخلاق باور داریم و همیشه وقتی از ما کسی می پرسد، به خدا و اخلاق باور داری، می گوییم بله؛ اگر بله، چگونه است که در مقابل یک جنایت عظیم ضد بشری و «نقطه صفر اخلاق» سکوت می کنیم و چه بدتر اینکه در صدد توجیه جنایت هستیم. جنایتی که بر افشار گذشت، جنایت ضدبشری است، این جنایت و رنج و درد عظیم آن، تنها متعلق به انسان هزاره نیست. این درد و این شوک عظیم و این مرثیه ی مرگ انسان، متعلق به همه ی بشر است. زیرا هزاره، قبل از اینکه هزاره باشد پاره ای از پیکر بشر خداست که خدا دوستش دارد چون همه ی بندگان خود را دوست دارد.

غزنوی

خراسانیان آزاده، فصل بیرق سوزان است!

‍کسلنی ک‍ه بنام هزاره ‍‍‍کامنت می نویسند اگر مرد استید وشیر آدمیزاد خورده اید بیاءید بنام ونشان خود کامنت بنویسید.از نام ما سوء استفاده نکنید.

ناشناس

خراسانیان آزاده، فصل بیرق سوزان است!

دوستان در افغانستان 250 سال است که قدرت بدست پشتون ها است و افغا نستان از اقلیت های دگیر ملیت ها هم است جونکه در اقلیت هستند رهی همچنانی نمی اورند و اکثر افغانستان پشتون هستند و از طرف دگیر سپورت کننده ای عالی هم دارند و فعلا در افغانستان کسی که مربی ندارد نمی توانند مرحبا بخورند و کسی حتی به دهن انها تره هم خورد نمی کنند بهوده وقت تلاف نکنید من صد درصد% از اول اطمینان داشتم که این انتخابات را به دور دوم می کشاند چونکه این جا پلان های طرح میشود که هیچ افغانی از انون خبر ندارد و انون بیچاره ها از هیچ چیزی خبر ندارند دو باره می خواهند که افغان ها هم دگیر را تیکه و پاره کنند و دگیران از این همه بی سوادی خواب خرکوشی انها استفاده ببرند و بس .از طرف دگیر عبدلله عبدلله
اجند ممکن دو یا سه طرفه باشد اما اشرف غنی احمد زی اجنت ده طرفه است باید اجنت ده صرفه روی قدرت باشد .

ناشناس

خراسانیان آزاده، فصل بیرق سوزان است!

جانم نويسنده مقاله
تا معلوم شدن نتيجه انتخابات به نفع اشرف غلي احمق زوي منتظر بايد بود

ناشناس

خراسانیان آزاده، فصل بیرق سوزان است!

هر غیر پشتون که میگه مه افغان استم حلال زاده نیست.

مرگ احمدشاه بدالی!
مرگ بر میرویس هوتکی!
مرگ بر اشرف بی شرف!

ناشناس

خراسانیان آزاده، فصل بیرق سوزان است!

مرگ بر میرویس هوتکی!

ناشناس

خراسانیان آزاده، فصل بیرق سوزان است!

مرگ بر اشرف بی شرف!

متاسف

خراسانیان آزاده، فصل بیرق سوزان است!

مهدی با تخلص زرتشت ههههههه
تو حتمن از همو شیرنی گک های پاکستانی بی شرف غبی احمق زی را از چوشک چوش اش سید کیان نادری خیل در دهان گرفتی که این کامنت پوچ را نوشتی تو دشمن هزاره و نوکر کوچی طالب های وحشی به سرکردگی اشرف غبی و حشمت غبی هستی . تف به تو.....

ناشناس

خراسانیان آزاده، فصل بیرق سوزان است!

که افغانستان درباندې ګران وی
محمدیار یار
دوهم پړاو ته د ټاکنو غځېدا، نه د تشویش وړ ده او نه هم د مایوسۍ ځکه، له یوې خوا که دوهم دور په قانون کې ځای لري له بله اړخه د اکثرو صاحب نظرو پېشبیني هم همدا وه او د ټاکنو خپلواک کمیسیون او امنیتي ځواکو یې د پوره چمتووالي ډاډ وختي لا ورکړی و، دا چې د اول وار د بریالیتوب ستاینه په سیمییزه او نړیواله کچه وشوه نو پر دغه ډاډ باندې نور هم باید ټول ملت بیغمه ډډه ولګوي او په دوهم ګام کې هم د خپلې ارادې زبردست نمایش وړاندې کړي او زما هیله دا ده چې، د افغان ولس د خپلې لومړۍ کامیابې خوند په خوله کې دی، نو دغه دوهم راونډ ته به په لا ډېر جوش او د مسؤلیت په لا ګرم احساس راووزي او په کارنامه پسې به کارنامه وپنځوي.

خو دا ځل د تېر په نسبت خاص حساسیتونه هم لري چې افغانستان، افغان انسان او د یموکراسۍ ته متعهدین بایدلا زیاته او جدي توجه ورته وکړئ.

یو پوره تریخ واقعیت خو دا دی چې، که غواړو یا نه، افغانستان په مزخرف سنتي ګرداب کې پروت دی چې له بې شمېره ناخوالو څخه یې یو هم قبیلوي او قومي له خجالت او شرم څخه ډک ټیټ تمایلات دي( البته که څوک په خجالت پوه شي او د شرم احساس ولري) اوس، په موږ کي که دا جوهر نه وي چې، د دغو ناانساني تمایلاتو د ګراف په کښته کولو کې روشنفکرانه هلې ځلې وکړو، لږ تر لږه خو مو دا په توان کې ده، چې د دغه بشر ضد جهنم اور لا نور په قبیلوي، قومي، سیمییزو، مذهبي، ژبنیو او ایډیولوژیکو باروتو تازه نکړو او که مو دا رسالت هم اداء نکړای شوای، نو، وای بجان مدعیان روشنګري.

بیا وایم چې، دټاکنو دپروسې حمایت او د بریالیتوب لپاره چیغې، هلې ځلې، ځغاستې، ستړیاوې او حتي لیونتوب پرهرافغان(هغه چې رښتیا هم افغان وي) فرض عین دی، او دا هم طبیعي او قانوني ده چې، هر څوک حق لري چې چا ته رایه ورکوي او چا ته کمپاین کوي؛ دا هم مشروع کار دی چې، یو کاندید یا یې کمپاینر خپل سیال نقد کړي، خو که دغه نقد د افغانانو د ملي وحدت د پاشل کېدو قیمت غواړي نو پرهغه چا چې، رښتیا افغانستان ګران وي، د افغانستان د حساسو شرایطو په درک سره دي له دغسي اظهارنظر څخه صرف نظر وکړئ.

دا به ډېره عامیانه او د هر ساده لپاره د فهم وړ وي که ووایم چې افغانستان د بدترین بحران د بلا په خوله کې زیست کا، ښه! العوام خو کا الانعام ګڼل شوي اما دا خواص اشخاص چې، د فاجعې دتشخیص او ترخیص د شعار ترڅنګ داسې څرګندونې کوي چې، وضعیت نور هم بحراني او توپاني کوي نو پر دغه عقل مې ورته درد شي.

بیا وایم چې، د ایډیال حالت توقع سملاسي واقعي نه ده، بس دا لوی غنیمت دی چې، د ولسواکۍ او ټولټاکنو انساني تمرین کوو، په سختو شرایطو کې کوو، تر جنګ وروسته نه، بلکې سم دم یې د جنګ په جهنم کې کوو، بیخي طبیعي ده چې، نومرې به مو سوځي، ورکېږي به، خوړل کېږي او په هر ډول بلا به لړل کېږي، دا همداسۍ کېږي، دا یوازې زموږ تراجیدي نه ده، دا د دنیا تجربه ده، ستره خبره خو دا ده چې، د سبا لپاره لوی امیدونه لرو.

باور وکړئ که د افغانستان او افغان انسان د سبا په کیسه کې نه وای نو دا ادعا هم کولای شم چې، د دا هر کاندید او د هغه د ټیم زرګونه منافقتونه، شرموونکی کمزورۍ او ښکرور درواغ له مستندو مثالو سره په مناسبو جملو کې اظهارولای شم، خو دمګړی دا کار نه کوم، ځکه چې، دافغانستان او ولسواکۍ په تاوان یې بولم اوهغه هم په دې دلیل چې دستي بل بدیل ورته نه لرم، مګر ها! سبا به خامخا محاسبه کوو، که موږیې ونکړو، د تاریخ جبر یې کوي.

نن په نره، دخپل کاندید لپاره، خدای دی وکړي چې، زاره به نه چوئ، خو که رښتیا د خپل نوماند حیثیت درته ګران وي نو ښېګیڼې او ځانګړنې یې بیان کړئ او داوچتواخلاقي نورمو په تقاضا سره خپله انرژي د سیال پر سپکاوي مه ضایع کوئ.

په دغسي یوه طرزالعمل کې ستاسو او هم ستاسو دکاندید درنښت نغښتی دی او هم د یو پیاوړي او ودان افغانستان پايښت.

ای پر وطن مینو مبارزینو!

یاد وساتئ!

که مو پر ديموکراسۍ اعتقاد ټینګ و.

که مو په رښتیا د ملت په متن کې د ولسواکۍ د ریښو ځغلولو مبارزه ګړندۍ وه نو، نه افغانستان خرابېږي، نه کابل ورانېږي او نه به ویني بهېږي.

او که مو پر پرونیو ټپو مالګې دوړولې.

که مو زاړه زخمونه تازه کول، نو،خدای مه کړ، ویني به بهېږي.

دیموکراسۍ به ترېتم وي او د دیکتاتورۍ د فرعونیت بنسټ به مستحکم.

سیل به یې وکړو چې، څوک یې په سلیم عقل سره رسوي او څوک یې په سوو احساسوتو.

مخ د دوهم پړاو ټولټاکنو او ولسواکۍ پر لور

ناشناس

خراسانیان آزاده، فصل بیرق سوزان است!

قبلا كه بابه مزاري امد و خواست اصلاح قوم محترم پشتون را به ميان آرد، ولي دچار هزاره گرايي مفرط همراه با جنايت نشايد ناخواسته به ظاهر بنام حق براي مردم هزاره شد و نتوانست حركت همسو مليت هاي ديگر با خود را بسازد، امروز زمان سر جاي نشاندن يا اصلاح ساختن همان قوم محترم پشتون فرارسيده است، پس به پيش براي اصلاح قوم پشتون!

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 36 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس