بی تردید جناب دکتر احمدزی از چهره های مطرح و چیزفهم افغانستان است و از همین رو یافته ها و گفته های ایشان را نمی توان با یاوه سرایی های که هر از چندگاهی از زبان های بی دریغ منتشر می شود قیاس کرد و آن را در خور تأمل و پاسخ نیافت .
افاضات عالمانه اخیر ایشان که عرصه انتخابات را با میدان بزکشی همسان دانسته و برای مهم ترین ضلع تیم " مدیریت علمی " خود صلاحیتی بالاتر از بزکشی قایل نشدند با بهت و حیرت عمومی مواجه شد ؛ چنانکه شماری از هواخواهان ایشان را هم نسبت به پیامدهای چنین بی مبالاتی های گفتاری نگران ساخت .
در یک نگاه دقیق تر به مجموعه مواضع سیاسی جناب احمدزی آنچه موجب نگرانی بیشتر می شود حملات غیر اخلاقی ایشان به رقبا انتخاباتی و یا تحقیر و کوچک انگاری همراهان انتخاباتی خود ایشان نیست ؛ بلکه مهم تر از همه این ها تحلیل و تفسیر معیوب و تبارگرایانه ایشان از تهدیدها و فرصت ها است .
در ویدیوی که مشاهده می کنید جناب دکتر احمدزی نگاه قومی و قبیلوی خود به موضوعات مهم امنیتی را کتمان نکرده و با صراحت از عدم رعایت تعادل قومی در تعداد زندانیان امنیتی و یا عدم رعایت تعادل در حملات بالای پناهگاه های تروریست ها گلایه می کند . در کنار این " بی عدالتی " ! ایشان از رشد تحصیلی هزاره ها در سالهای اخیر با عبارتی موهن یاد می کند ، که گویا در این عرصه نیز تعادل رعایت نشده است .
چنین داوری عالمانه ای ! در باب موضوعات خطیر امنیتی را تا کنون از افراطی ترین عناصر قبیله سالار هم شاهد نبوده ایم و انصافا آقای حامد کرزی نیز با وجود اقدامات عملی در راستای اظهارات دکتر احمدزی ، تاکنون با چنین صراحتی به تقسیم بندی قومی تروریستان زندانی نپرداخته و خواستار رعایت توازن قومی در صفوف زندانیان نشده است .
حال اگر از فرط بخت برگشتگی ، در فردای انتخابات سوم ریاست جمهوری شاهد حاکمیت یافتن این مفکوره بر کشور باشیم چگونه می توان به تأمین امنیت و رشد و انکشاف امید داشت ؟
در کنار این نگرانی جناب دکتر احمدزی باید پاسخ دهند که در صورت راهیابی به ارگ کابل چگونه و با چه مکانیزمی می خواهند تعادل قومی را در میان زندانیان بگرام و یا جاهای دیگر تأمین کنند ؟
با رهایی کتله ای شمار زیادی از زندانیان منسوب به قوم خاص ، تا آمار آنها با زندانیان سایر اقوام متعادل شود ؟
یا با دستگیری و محبوس ساختن شمار زیادی از منسوبان سایر اقوام ، که آمار آنها با زندانیان منسوب به قوم خاص متعادل شود ؟
در مورد " رفع عقده تاریخی هزاره ها " که با حضور انبوه در مراکز آموزشی و تحصیلی تبارز یافته است ایشان چه خواهند کرد ؟ جناب دکتر احمدزی این موضوع را وجه مثبت بحرانی به نام " عدم تعادل " خوانده اند که لابد برای تعدیل آن نیز باید چاره اندیشی شود . ناگفته پیداست که برای چنین تعادلی کانکور سهمیه ای نسخه ای است که قبلا پیچیده شده و البته با مقاومتی که در برابر آن شکل گرفت فعلا مسکوت مانده است .
با یک تحلیل منطقی می توان به این نتیجه رسید که در صورت ورود جناب دکتر احمدزی به ارگ ریاست جمهوری - البته با چنین دیدگاه و نظرات عالمانه ای - کار به جایی خواهد رسید که مردمان این دیار به روح کفن کش سابق درود و صلوات بفرستند .
آیا در روزهای پیش رو شاهد تغییر دیدگاه های جناب دکتر احمدزی خواهیم بود ؟
نظرات
24 دیدگاهفراتر از نبوغ!
بزرگوار احمد بهزاد نماینده مردم در پارلمان افغانستان نيک مى داند که با نام و نشان افغان (افغان جمع فغان است) حتى يک استان وحکومت ساخته نمى شود , چه خاصا که ستان دولت , ملت , کشور که جنبه سراسرى ملى و شهروندى دارا باشد. با اين نام افغان که معنى واژگان عربى اش را حتى پشتونهاى شريف نمى داند و اطلاق اين نام ناميمون به ايشان شايسته نيست.
فقط وفقط توسط استعمارگران کهنه ونوين يک کشور پوشالى يعنى يک بفرستيت (Buffer state) ساخته شد که اول استعمارگران کهنه از آن پدافند وپشتيبانى نمودند.
باوجود قدرت نظامى سياسى واقتصادى وفرهنگى استعمارگران کهنه (استعمارگران کهنه) و نوين ( پيدايش امريکا وشوروى) اين کشور نه آزادى دارد و نه اختيار ملى ودولتى.
انگليس دوصد سال کوشش کرد که کشور نامنهاد خود را پابرجا نمايد ولى نتوانست. در کوچکترين رويداد بحرانى دولت ونام و نشانش با درفش و سرود ملى اش تغير خورد و وحدت ساختگى ملى اش مانند پونديدگى و پوکى مولى(ترب) شد.
نام افغان لند براى اولين بار در زمان استاندار عمومى هند برتانيه 1801 ( ریچارد مارکوس ولزلی (۱۸۴۲-۱۷۶۰) زاده ایرلند،Richard Wellesley, 1st Marquess Wellesley سیاست مدار و از مدیران استعماری بریتانیا و فرمان روای هندوستان ,جد الیزابت دوم از سوى سر جان مَلکُم (۲ مه ۱۷۶۹ - ۱۸۳۳) (انگلیسی: Sir John Malcolm) مانده شد. Account of the Kingdom of Cabul (London 1819; 2.ed. 1842, 2 Vol. Mountstuart Elphinstone). تاريخ مونتستوارت الفينستون, استاندار بمبى.
وى خوب مى دانست که واژه افغان- اين نام منحوس به مردم شرين زبان پشتو- چه معنى و مفهوم دارد .چون در هنگام زندگى اش فرهنگ فارسى عربى وانگليسى جان ريڇاردزون John Richardson چندين بار چاپ شد .
حاکمان پشتون ويا افغان = جعل واقعیت, دروغ هاى پى درپى, نيرنگ , فريب, چال, بازى دادن, جهل ودرجهل نگاشتن مردم شريف پشتون, شادى بازى فرهنگى, تخريب , ويرانى, آوارکردن آبادى ها, کشت نفرت, جنگ انداختن بين ملتها, سوزاندن, تاخت وتاز, کشتن حيوانات, ريشه کن جنگلها, کاريدن نباتات براى مواد, کاشت نباتات براى مواد مخدر, آزاردادن, زنستيزى, غارت , غصب چمندزارهاى غير پشتون بويژه درهزارستان , ونسل کشى
وحدت ملى در ستان افغان سراب است
حاکمان اوغان در پشت آن دوان دوان است
تغيرنام افغانستان ضرور است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است
فراتر از نبوغ!
قابل توجه مهترم بهمن : يك خيرات خور به خيرات خور ديگه كفته بود كه در هر خيرات شما موجو د استيد يك كمي غيرت هم نداريد ، خيرات خور اولي جواب داده گفت حتمأ شما در همان جا موجود استيد كه مرا ميبينيد پس بهمن هم دردورئ كليسا،مسجد ومعبد حتمأ حا ضري ايمظا ميكند كه ديگرا را مييبيند،پس لاظيم نيست كه در مورد همكيششش تبصره بكند وخجا لت بكشدواز نوشتهائ قبلي خود شرم نكرد كه مردم در دهن (........ ....)جاي كردوخودش هم عكسهائ گذشتهخوده در همين جاه به نشر سپرده بود،كه چقدر در مورداش بي اينصافي شده بود،
فراتر از نبوغ!
در فرهنگ ريڇارد زون سالهاى 1777 , 1806, 1810 چاپ لندن واژه هاى فغان و افغان به معنى ناله وفرياد و نالشت به انگليسى بر گردان شده و افغان هم در پيوند به زبان پشتون وقوم پشتون درج شده است. books.google.de/books?hl=de&id=1O9LAAAAcAAJ&q=afghan#v=snippet&q=afghan&f=false
A Dictionary, Persian, Arabic and English,
John Richardson,Charles Wilkins, 1806
ولى نام افغانستان و صفت اش و جمع افغان - افاغنه در سال 1852 درج شد .
افغان
archive.org/stream/dictionarypersia00johnuoft#page/130/mode/2up
افاغنه
archive.org/stream/dictionarypersia00johnuoft#page/124/mode/2up
فغان
archive.org/stream/dictionarypersia00johnuoft#page/932/mode/2up
فراتر از نبوغ!
درکارتوگرافى کدام نقشه اى کشور همچم ناله وفغان را در سال 1801 تا 1852 نمى توانى پيدا کنيد. در نقشه کرى ( Cary map) سال 1801 نام منحوس افغانستان وجود نداشت. در نقشه سال 1852 توماس کوفپرتوايت ( Thomas Cowperthwait) تحت نام نقشه ميچل نام افغانستان در تحت نقشه امپراطورى پارسيا درج است.
اگر نما را به شگرف نگاه نمايد متوجه مى شويد که نام منحوس افغانستان دستخورده به نظر مى رسد.
فراتر از نبوغ!
من نمى دانم که اين 50 کشور چرا از يک کشور تقلبى که با يک پف ويا بحران ديگر از هم پاشيده مى شود اين قدر نيرو و پول مصرف مى کنند?
معادن اين سرزمين?????
“افغانستان برخی از پیچیده ترین و متنوع ترین زمین شناسی را در خود دارد. درین کشور قدیمی ترین سنگهااز دوره آرچین ۳۸۰۰ میلون سال قبل و سنگهای از دوره پروتوزوئیک (۲۵۰۰- ۵۷۰ میلون سال قبل ) فنیروزوئیک ۵۷۰ الی ۱٫۶ میلون سال قبل الی امروز دیده میشود. این کشور همچنین دارای سابقه طولانی و پیچیده تکتونیکی دارند. دلایل آن تا حدود رابطه میگیرد به موقعیت آن در انتهای غربی هیمالیا، تصادم نیم قاره هند، تشکیل کوههای هندوکش وغیره مسایل میباشد. بدین لحاظ ذخایر معدنی افغانستان از نوع ماگمایی، پگماتیک، کار بونیتک، اسکارن، هیدروتورمال، دگرگونی [متحوله] و رسوبی میباشد. این کشوربنسبت کوهستانی بودنش دارای ذخایر معدنی متنوع و فراوان میباشد. [۱] . طبق اظهارات اخبار اندیپندد و سروی جیولوژی ایالات متحده امریکا ارزش نفت و گاز افغانستان ۲۲۲٬۸۹۲٬۳۵۰٬۰۰۰ دلار وارزش معادن افغانستان ۹۰۸٬۹۴۸٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار ارزش مجموعی آن ۱۱۳۱۸۴۰۳۵۰۰۰۰ دلار یا ۱۱۳۱٫۸۴۰ تریلیون دلار میباشد.[۲] افغانستان از لحاظ معادن غنی و دارای معادن متعدد میباشد. تحقیقات زمینشناسی بهاثبات رسانیده است که در افغانستان ۴۰۰ نوع منرال و سنگ معدنی شناخت گردیده است.[۳] در این اواخر گروهی از ناسا آمریکا با وسایل اشعه لیزر توانستند معادن عمق کوهها و زمینهای افغانستان را کشف عکسبرداری و تثبیت تقریبی نمود. تا فعلاً ۲۸۶ معدن فلزات ۵ میدان گازی در شمال، تیل مایع وسایر معدنیات کشف شدهاست. معدن فلزات افغانستان به تنهایی وجود ندارد بلکه به فیصدی پیدا میشود مثلا مس در ۲۴۰ نوع سنگ پیدا میشود. زیادترین آن در بورنیت CuFeS4 دارای اعیار(۶۳٫۳%)مس و متباقی آهن و سلفر است. در افغانستان معدن که که نسبت به دیگر عناصر زیاده وجود دارندعبارتند از معدن آهن حاجیگک دارای ۱٫۸ملیارد تن آهن، معادن طلا در چهار منطقه یعنی معدن طلا زرکشان غزنی، معدن طلا بدخشـان، معدن طلا خاک ریز قندهار، معدن طلا تخار، معادن کرومیت در حصارک لوگرو و در لسوالی زنه خوان غزنی وغیره مناطق، معادن ذغال سنگ در یازده محل از جمله ۵ معدن آن قابل استخراج میباشد، معدن لاجوردبدخشان دارای ۱۳۰۰تن لاجورد در سرسنگ بدخشان، معدن مس عینک لوگردارای ذخایر آهن ۱۱٫۳ میلون تن، ذخایر نفت وگاز شمال ۱٫۸ ملیار مترمکعب و ذخایر نفت و گاز هرات هلمند کتواز، معادن سرب و روی در هشت محل و معادن مرمر «سفید و رنگه» میباشد. علاوه براین دراین کشور معدن یورانیوم خانشین درولایت هلمند، تیتانیوم، لیتیم در نمکسار هرات، کنر وتخار، معادن آهن در ۱۰۰محل، مس در دوازد محل، المونیم ولایت زابل معدن نقره، منیزیم، قلعمیباشد. افغانستان دارای منرالهای کم بها و قیمت بها نیز است. منرالهای قیمتی از قبیل کورندم امیتس توپاز، یاقوت در دو ناحیه، اکومارین لعل در شغنان بدخشان، عقیق سیاه و رنگه، گرانیت، زمرد پنجشیر فیروزه، بیرایت، تورمالین (شاه مقصود) میباشد. هکذا معادن نمک این کشور در اندخوی فاریاب، دولت آباد و تالقان و نمکسار هرات، میباشد. علاوه براین دارای معادن فلورایت، گچ، چونه، باروت،، گوگرد کوه البرز مزارشریف، موادخام سمنت، تالک در ننگرهار، ابرک، گانزیت، برلیم نیوبیوم سزیوم روبیدیوم، سنگ سلیت، معدن بیروچ ولایت نورستان، معدن بیرات در غوربند و پروان، معدن سیماب در ولایت غور، فلورامیت ارزگان، سنگ رخام در هلمند، معادن مولیدین در زابل، بغلان و لوگر، معدن بریل در ولایت کنرهار، معدن تنـتال در نورسـتان، بارایت سنگلان هـرات، معدن شاه مقصود در ماهیـپر کابل، وغیره دارا میباشد که تعداد آن تا هنوز کشف نشدهاست. البته ضخامت پوست زمین درنواحی پامیر الی ۷۵ کیلومتر در نواحی هموار ۵۰ کیلومتر ضخامت رسوبات از چند صد متر الی ۲۰ کیلومتر میباشد که مواد معدنی در میان اینها بهشکل مواد کانی و رسوبی وجود دارد. تا اکنون تقریباً از این معادن بهرهبرداری نشدهاست.
سنگهای قیمتی در افغانستان[ویرایش]
سنگهای قیمتی را در افغانستان بنام احجار کریمه، احجار قیمتی یا منرالهای قیمتی میگویند. استخراج این سنگها از چند هزار سال قبل الی امروز توسط اهالی محل صورت میگیرد. منرالهای بارزش معمولاً در قسمت شرقی و شمال شرقی افغانستان زیاده متبلور شدهاند. این منرالها زیاده در ولایتهای پنجشیر بدخشان نورستان وقسمتهای هندوکش مرکزی وجود دارد. منرالهای و سنگهای رسوبی باارزش افغانستان عبارتند از فلوریت گانزیت سپایر یاقوت سرخ و کبود، لعل بدخشان گارنیت امارالت اکومارین زمرد بیروچ انواع کورندم میباشد. منرالهای و سنگهای نیمه قیمتی عبارتند از لاجورد توپاز تورمالین و کوارتز میباشد. چهار معدن مهم این کشور یعنی معادن پنجشیر، یاقوت جگدلک، لعل بدخشان و نورستان بشکل غیر فنی استخراج شده به بازار هندوستان و مارکیت پاکستان بفروش میرسد.
معادن مس در افغانستان[ویرایش]
درحدود ۳۰۰ رسوبات مستند مس در افغانستان وجود دارد ولی تا فعلاً در ۱۲ معادن مس تحقیقات صورت گرفتهاست. معادن مس در ولایتهای لوگر، هرات، فراه، کاپیسا، فندهار، زابل و معادن جنوب افغانستان عبارتند از معادن مس عینک جوهر و دربند میباشد. تخمیناً افغانستان دارای ۶۸۵۰۰میلون تن مس دارند. [۴] معادن مس افغانستان که به مقیاس کوچک و بلند دارای سنگهای مس دار میباشند قرار ذیل اند:
هنر کندن کاری روی مس و طلا یکی از فن افغانهاست1.معدن مس بلخاب سرپل
2.معدن مس در کوتل خاواک پنجشیر
3.معدن مس فرنجل غوربند
4.معدن مس جیرعلی پنجشیر و تاواخ پنجشیر
5.معدن مس کوه چراغانی کهنه خمار ولایت میدان در ۶۰ کیلومتری کابل
6.معدن مس لوگر در منطقه گلدره
7.معدن مس گل دره کوهدامن
8.معدن مس کوتل قلیچ علاقه کهمرد بامیان
9.معدن مس ارغنداب، توخی قندهار
10.معدن مس دربند ولایت کابل
11.معدن مس گلوغه فراه اعیار ۱فیصدباسرب روی و آهن
12.معادن مس دربند کابل طول زون ۷ کیلومتر عرض اکیلومتر زیاده از۸۰ میلون تن
13.معدن مس شهدا هرات ۵ملیون تن اعیار۱٫۱ مس طول ۱۵۰-۲۴۰۰متر ضخامت ۲٫۴-۸متر
14.معدن مس دره علیسنگ بغلان ۲۰۰متر طول عرض۳۰متر معیار۰٫۱ مس با سرب وجست
15.اوخان کشان فاریاب طولزون ۲٫۵ کیلومترعرض ۲۰-۲۷۰ مترعیار ۰٫۱-۱٫۵ %مس با سر وجست
16.معدن مس کندالان ولایت زابل ذخیرهC1+C2 دارای ۳۷۰۰تن مس ۳٫۸% وسایر عناصر معدنی
هکذا در معدن طلا زرکشان ولایت غزنی وغیره محل به تناسب کم وجود دارد.
معادن آهن در افغانستان[ویرایش]
تا فعلا در ۱۰۰ محل معادن فیرس مشاهده گردیدهاست. ذخایر مجموعی معادن آهن افغانستان بیشتر از بیلون تن میباشد. معادن آهن افغانستان بطور عموم دارای معیار بلند یعنی۴۷- ۶۲% میباشد که در جمله معادن کم مصرف پر کیفیت و کم نظیر شمرده میشود. معادن آهن درافغانستان در بدخشان پنجشیر غوربند بامیان حاجیکگ بهسود لال سرچنگل یکاولنگ وغور وهم در قندهار، میمنه، هرات، ارزگان، پکتیا از اهمیت زیاد برخور دار میباشد. در ۱۰۰ کیلومتری شمال قندهار منطقه خاکریز معدن بزرگ آهنی با ظرفیت ۳ میلیون تن واقع شدهاست. همچنین معدن آهنی در ۹ کیلومتری شهر جبل السراج قرار دارد. بزرگترین معادن آهن آسیای مرکزی معدن آهن حاجیگک در ولایت بامیان و در ۱۳۰ کیلومتری شمال غرب کابل قراردارد. در چند کیلومتری این معدن یک ذخیره عظیم آهک (برای گداختن آهن) وجود دارد. پس از حاجی گک دومین معدن آهن افغانستان همردیف با حاجیگک است معادن آهن سایه دریا میباشد. معدن آهنگران بامیان الی ۶۵فیصد آهن دارد. سومین معادن آهن افغانستان که با سایه دریا رقابت میکند معادن دهانه درغوشتک است که ۴۷ فیصد آهن دارد. چهارمین معادن بزرگ آهن افغانستان لال سرجنگل است که همردیف حاجیگک است. معادن آهن افغانستان به مقیاس کوچک ویا بلند آهن دارد بصورت فهرست وار به شرح زیر است:
معادن آهن حاجیگک در ولایت لوگر افغانستان
ساحه پهن حاجیگک حدود ۱۵۰ سال آهن خواهد داد1.آهن حاجیگگ بامیان
2.آهن ارغنداب
3.آهن سرخ کوتل هرات
4.آهن بهارک بدخشان
5.معدن آهن دامنه کوه پغمان در بالای حصه کوتی
6.آهن کوه جبل السراج
7.آهن ده سبز کوه خاک لمبه
8.آهن کوتل خاواک پنجشیر
9.آهن قول منار
10.آهن کوه قلعه خواجه صاحب
11.آهن کوه شاخ برتنی
12.آهن لولنج غوربند
13.آهن دره میاداد
14.آهن رخه پنجشیر
15.آهن کوه دشت لوگر
16.آهن کوه قمچین باف میدان
17.آهن دره پنجشیر
18.آهن کو اله بله
19.آهن پارند در بازارک پنجشیر
20.آهن کرم جدران
21.آهن کوه شاقول و شیرداغ
22.آهن سیاه تپه و فراخلوم بهسود
23.آهن زرد شنوار
24.آهن کوه شاه مسعود قندهار
25.آهن کوه بچه کرخ هرات
26.آهن سیاه مشرقی
27.آهن گلستان فراه.”
برگرفته از ويکى پيديا فارسى
فراتر از نبوغ!
یکی از دوستان چنین می نگارد:
همسویی کامل با طالبان، جنرال مشرف؛ فراخوان صریح به جنگ داخلی
من کلیپ اخیر دکتر اشرف غنی احمدزی را دیدم وشنیدم. کژنگری آشکار در اظهارات وی غیرقابل توجیه است. باید بحث دانش علمی وموضع گیری سیاسی ایشان را از هم جدا کرد. دردستگاه حکومت هیتلر دانشمندان ورزیده ای هم اجیر شده بودند که گاه تخصص خود را دراختراع فن کشتار دسته جمعی به کار میبردند و تحت نام حل مشکلات آلمان به هیتلر ارایه می دادند. مثلاً برای نجات ازبحران تورم اسیران قومی، طرح های کشتار بزرگ دریک زمان کم را آماده می کردند و گویا فضا برای این گونه دانشمندان رقابتی هم می شد! اختراع کوره های آدم سوزی برخاسته از همین رقابت بود.
کرزی درباره آقای اشرف غنی گفته است: اشرف غنی، آدم خوب؛ اما بد گذاره است!
حالا در «خوب» بودن هم باید تأمل کرد. وی برای چه کسانی «خوب» است؟ آدم باور می کند که دانشمندی آقای غنی ازنظر کارشیوه و تفکر، هیچ تفاوتی با گرایشات فاشیستی درصربستان و زمان حاکمیت ناسیونال- سوسیالیست های آلمان ندارد.
دیدگاهی که آقای غنی درکلیپ ارایه کرده بسیارخطرناک وتفرفه افکنانه وطالبی است. من این را نمی پذیرم که وی علیل جسمی و روانی است. اگربرفرض چنین است، برود صحنه را خالی کند وخود را به خاطر گناه کبیره، هیزم دوزخ نسازد. فقط یک راه میانه برای آقای غنی وجود دارد که با همان صراحت، گفتارش را اصلاح واز مردم پوزش بخواهد. این سخنان همسویی کامل با طالبان وجنرال پرویز مشرف است.
اشرفغنی احمدزی درکلیپ می گوید: 98 درصد ـ حداقل ـ کسانی که در بگرام بندی بودند، گویندۀ یک زبان هستند. این متعادل است یا نی؟ چند فیصد حملات شبانه متمرکز سر ِ گویندهگای ِ یک زبان بود... این غیرمتعادل است.
من گنده ترازین سخن، نشنیده ام. منظور آقای غنی آن است که وقتی پای مجازات به میان می آید؛ باید بار گناهان یک اقلیت افراطی را که حرفۀ شان ماین گذاری، سربریدن، سنگسار خود سرانه وقتل عام غیرنظامیان است؛ به دیگرواحد های تباری ازجمله تاجک، هزاره، ازبک، ایماق وبلوچ...به طورمساوی تقسیم و یا سهمیه بندی کرد. یعنی درین امر نیز «افغانیزه کردن» صورت گیرد. باید دیگران نیزازمجازات بی بهره نمانند.
این اظهارات سخیفانه به حکومت ها ومجریان جنون قومی فراخوان میدهد که باید سایر جریان های قومی درکیفربینی، تلفات جانی ومالی، زندانی شدن های برخاسته از جنگ و ترور وعصبیت سهم مشترک داشته باشند تا «تعادل!» به وجود آید. ورنه هرآن چه تا کنون به چشم میخورد، به دور از«تعادل» است. این سخنان، سرنوشت وحقوق کسانی را که دخالتی درذبح کردن آدم ها وانفجارات وترور ها ندارند، درگرو یک گروه خاصی قرار میدهد که آرمان زنده گی خویش را برمحور خشونت و جنگ دایمی تعریف کرده اند. فرمایشات آقای غنی، فراخوان صریح به جنگ داخلی است وهیچ توجیه دیگری ندارد. ایشان بهتر است به حیث یک «شیخ فانی» گوشه آبرومندانۀ عزلت اختیار کند ودرآوردگاه سیاست ورقابت، بیش ازین، به طور غیرمسئولانه دهان به گفتن ترهات وطرح عقاید اکسپایر شده باز نکند.
به نظرمیرسد که اشرف غنی نیز درغرقاب یک گمراهی روانی، حامل یک «جعبه سیاه» ضد همزیستی است و بنده انگاشته بودم که ممکن است از سلف سیاسی خویش درس ها گرفته وسروکله زدن با مدیریت جهانی، درشتی های خوی قرون وسطایی ایشان را اهلی ساخته است. اشرف غنی براساس کدام موازین دینی، کشوری وبین المللی خیال دارد برای تنبیه وتوجیه دسته های خون آشام (درین جا بحث قومیت هیچ مطرح نیست؛ بحث قتل نفس وجنایت بشری است.) ازبیگناهان اقوام دیگر، باج مجازات میطبد؟ حتی ملاعمر که سرقافله ایلغاری بود که بوی چنگیزیان می داد؛ چنین باج گیری «ملی! » را اعلام نکرده بود.
ایشان، حافظۀ خشونتی را که کم کم باید درفراموشی رسوب کند؛ درمغز اقوام به هم میزند. همان چیزی را به یاد نسل حاضر می آورد که یکی از بخاراییان درزمان چنگیز که پس از کشتارعظیم دربخارا جان به در برده وبه خراسان گریخته بود؛ برزبان آورده بود. گویند چون حال بخارا از او پرسیدند جواب داد: «آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند».
مگر چهارده پانزده سال پیش، شبیحه های تاریخ، درشمالی وتخار ویکاولنگ همان کاری را درحق خلایق انجام ندادند که عمله های عذاب، دربخارا، چنین کرده بودند؟
فراتر از نبوغ!
بازهم يكي از دوستان در صفحهء فيس بوك خود راجع به اين دومين مغز متفكر جهان نوشته است:
ســپوژمی دخــترک نه ســاله که از طــرف برادرش به عملــیات انتحــاری مجــبور گــردیده بود !
مــلا اشــرف غنــی طــالب زی متفکــر دوم درین رابطــه گفــته برای تامین تعــادل قــومی و تحکــیم وحــدت ملــی باید یک مــرد تاجــک از پنجشــیر ، یک مــرد هــزاره از بامــیان و یک مــرد اوزبک از ســمنگان خــواهــران شــان را برای عملــیات انتحــاری آمــاده ســاخــته به مــیدان جــهاد بفــرســتند در غــیر آن ایشــان به رســم اعتــراض ازین بی عــدالتــی اجتمــاعی خــود را با متفکــر ســوم جــناب اسمعــیل یون و متفکــر چــارم جــناب ابوالکنــاراب جــنرال طــاقت یکجــا در مــیدان پشــتونســتان وات آتش زده و صــدای اعــتراض شــان را به گــوش جهــانــیان خــواهــند رســانــید !
با تقـــــــــــــديم حــــــــــــرمت
فراتر از نبوغ!
جناب محترم چمبرخان؛ وكيل مدافع خود ساختهء قوم با غيرت! پشتون كه گاهي از حماقت زياد ؛ مردم را برضد پشتونها تحريك ميكند وگلبدين راكتتيار را از سطح صلاح الدين أيوبي و رهبري جهان اسلام تا سطح يك رهبر قومي پائين مي آورد، تا كنون هركسي كه حقايق را نوشته او را با ألفاظ بد نوازش داده است ، تا كنون اين وكيل مدافع نادان به لوماني صاحب توهين كرده ، به تورديقل خان توهين كرده بخود سر دبير سايت كابل پرس توهين كرده ، بمن بيچاره كه هر روز توهين ميكند ودشنام ميدهد، اين بار اين آقاي نويسنده را هم توهين كرد.
اما توصيهء من به جناب استاد چمبر اين است كه خودت هر قدر عربده بكشي ، هرقدر دشنام بزني در حقيقت ميزان تربيه وأخلاق خود را به نمايش ميگذاري، بيا به شاهراه انسانيت و آدميت واسلاميت واقعي كه بر مبناي معيارهاي حق استوار باشد
بهر ترتيب اين عكس جالب ديگر را نيز به استاد چمبر تقديم ميدارم
فراتر از نبوغ!
من به شخصیت ودرایت آقای بهزاد افتخار می نمایم. ایشان در مجلس نماینده گان از جمله معدود نمایندگان ملت هستند که همیشه با قاطعیت و منطق قوی دربرابر زورگویان وبرتری جویان شوونیست موضع گیری مناسب وعادلانه می نمایند. از همین خاطر است که خار چشم یک تعداد قبیله پرستان و قوم گرایان متعصب می باشد. قلم تان رسا وجاویدباد آقای بهزاد
فراتر از نبوغ!
اقاي بهزاد نوشتي اينكه به روح کفن کش سابق درود و صلوات بفرستيم، من باور دارم كفن كش صابق نمي تواند شخصي جز حفيظ الله امين باشد،