رفتن به محتوای اصلی
تظاهرات کابل: من افغان نیستم؛ افغان یعنی پشتون؛ جعل هویت من ممنوع!

تظاهرات کابل: من افغان نیستم؛ افغان یعنی پشتون؛ جعل هویت من ممنوع!

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

کابل پرس: امروز تظاهراتی در کابل علیه جعل پردازی افغان ها و توهین به هویت گروه های مردمی غیر افغان برگزار شد. تظاهرات کنندگان می گویند آنان افغان نیستند و افغان یعنی پشتون. آنان خواستار برخورد قانونی با کسانی شده اند که به غیر افغان ها توهین کرده و تاریخ و هویت آنان را جعل می کنند.

افغانستان نامی ست که از قرن 19 میلادی و هنگامی که امپراطوری بریتانیا از گروه های قبیله ای افغان برای در هم کوبیدن غیر افغان ها و اشغال زمین آنان استفاده می کرد، بر سرزمین ما گذاشته شد. امپراطوری بریتانیا، به گروه های قبیله ای افغان سلاح و پول و کمک های سیاسی اعطا کرد تا از بخش های مختلف شمال غرب هند فعلی و بخش هایی از پاکستان، به سرزمین ما یورش آورده، ضمن اشغال سرزمین غیر افغان ها، دست به کشتار گسترده ی مردم غیر افغان بزنند. در چند قرن حکومت افغان ها، جنایات شدید ضد بشری همچون نسل کشی، برده داری، غصب زمین، جنایت جنگی و تبعیض سازمان یافته علیه غیر افغان ها روی دست گرفته شد. حاکمان افغان مانند عبدالرحمان، در مقابل کمک همه جانبه بریتانیا، با امضای قراردادهای ننگین، بخش هایی از خاک سرزمین ما را به هند بریتانیایی واگذار کرد که امروز بخشی از کشور پاکستان محسوب می شود. در حال حاضر نیز گروه های افغان/ پشتون مانند طالبان، روزانه دست به کشتار تعداد زیادی از مردم این سرزمین می زنند. این گروه های پشتونیستی که با مافیای کرزی و مواد مخدر همکاری نزدیک دارند، پالیسی دایمی حاکمان افغان را برای نابودی غیر افغان ها دنبال می کنند.

بسیاری از مردم، افغان را معادل پشتون دانسته و بسیاری نیز، نام افغانستان را جعلی و توهین به غیر افغان ها می دانند. در زبان دری که فراگیرترین زبان در این سرزمین است، افغان به معنای گریه و زاری می باشد.

عکس از محمد حسین امینی مهرجو

گالری عکس

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

55 دیدگاه
پرویز "بهمن"

تظاهرات کابل: من افغان نیستم؛ افغان یعنی پشتون؛ جعل هویت من ممنوع!

جست‌وجوی ملت‌سازی در افغانستان
ناجیه نوری/24 قوس 1392

در دو قرن گذشته، دولت‌ها با سرکوب اقوام و نادیده‌گرفتن حقوق شهروندی مردم افغانستان، سد راه ملت‌شدن گردیده‌اند.
شماری از تاریخ‌دانان، فعالان جامعۀ مدنی و استادان دانشگاه با ابراز این مطلب می‌گویند، رهبران سیاسی و دولت‌های گذشتۀ افغانستان همواره برای تأمین منافع خودشان سد راه تشکیل یک ملت واحد گردیده‌اند.
به باور آنان، تا زمانی‌که برتری‌جویی یک قوم نسبت به سایر اقوام پایان نیابد و برابری میان اقوام تأمین نشود، مبدل‌شدن افغانستان به یک ملت واحد غیرممکن است.
ولی شماری از آگاهان سیاسی می‌گویند، ما پرچم واحد، قانون اساسی مشترک، سرود ملی واحد و دولت واحد داریم؛ پس ما یک ملت استیم.
عزیز رفیعی رییس جامعه افغانستان می‌گوید:» ملت شدن بحث میخانیکی نیست که جمعیتی را گردهم بیاورید و بگوید که شما یک ملت هستید، بل برای ملت‌شدن باید به بعضی ارزش‌ها و معیارها باور داشت».
او گفت: «در افغانستان بحث عدالت قومی بر عدالت اجتماعی ارجحیت داردِ و بنابر همین مساله رهبران سیاسی افغانستان بیشتر از این که رهبران سیاسی باشند، رهبران قومی هستند».
وی تاکید کرد، حتا رهبران جهادی افغانستان که با تفکر بسیار بلند اسلامی وارد میدان شده بودند، در آخرین لحظات زمانی که منافع ملی مطرح می‌شد، به رهبران قومی مبدل می‌شدند.
به باور رفیعی، زبان از بطن قوم می‌گذرد و چندین قوم به یک زبان تکلم می‌کنند، اما حتا زبان مشترک هم نمی‌تواند هویت مشترک شود.
وی گفت:» آسیب‌پذیری اجتماعی در افغانستان بسیار بالا است، به این معنا که اگر قوم نداشته باشید، نه در سیاست، نه در اقتصاد و نه در اجتماع می‌توانید حضور داشته باشید؛ بنابراین برای ایجاد اعتماد نیاز به لاک قومی دارید».
وی افزود:» پشتون‌ها ادعا دارند که ۶۵ درصد جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند، تاجیک‌ها می‌گویند ۴۵ درصد هستند، هزارها می‌گویند ۲۵ درصد هستند، ازبیک‌ها می‌گویند ۲۰ درصد هستیم و اگر سایر اقوام را هم در نظر بگیرم حدود ۱۹۹ درصد می‌شود، بنابراین کشوری که حدود ۹۹ درصد هویت آن کاذب باشد، چطور می‌تواند به وحدت ملی دست پیدا کند».
رفیعی اضافه کرد: « بعضی از اقوام خود را نسبت به سایر اقوام برتر می‌دانند و تا زمانی که این برتری‌جویی‌ها به مساوات اجتماعی مبدل نشود، ملت شدن غیر ممکن است».
به گفته رفیعی، برای ملت‌شدن چند حرکت اساسی لازم است: اول اینکه رییس‌جمهور افغانستان هر کسی که باشد باید در اولویت کاری خود احصایۀ نفوس را قرار بدهد و من این موضوع را قبلاً نیز با حامد کرزی در میان گذاشته بودم.
او افزود، دوم تا زمانی که معیارهایی برای وحدت ملی یا خطوط اساسی منافع ملی در افغانستان تعریف نشود، نا ممکن است که ما یک ملت شویم.
وی گفت، سوم اینکه ارزش‌ها و شاخص‌ها باید برای وحدت ملی و هویت ملی تعریف شود، یعنی وحدت ملی قبول زبان من است یا زبان شما یا اینکه آیا در کلمه دانشگاه و پوهنتون وحدت ملی نهفته است؟
او افزود:» ولایاتی که نفوس بیشتر دارند، ولسوالی‌ کمتری دارند و بر عکس ولایاتی که نفوس کمتر دارند، ولسوالی بیشتری دارند. طور مثال ولایت پکتیکا کمتر از صدهزار جمعیت دارد، ولی ۱۹ ولسوالی دارد، اما ولسوالی رستاخ سه صد هزار نفوس دارد، یعنی از یک جمعیت صد هزار نفری ۱۹ نماینده و از یک جمعیت سه صدهزار نفری فقط یک نماینده وارد پارلمان می‌شود، بنابراین با چنین سیستم بسیار ظالمانه نمی‌توان ملت ‌شد».
در این حال، دکتر محمد داوود راوش جامعه‌شناس و استاد دانشگاه کابل می‌‌گوید، ما با داشتن پرچم مشترک، پول واحد، قانون اساسی و دولت، نمی‌توانیم یک ملت باشیم؛ بل برای ملت‌شدن باید گام‎‌های استواری برداشته شود.
وی اضافه کرد، ایجاد باور ملی و اعتماد ملی که مقولۀ برای ملت‌شدن است از طریق یک دولت پاسخگو و مسوول به وجود می‌آید؛ اما زمانی ما به یک دولت پاسخگو و مسوول دست پیدا خواهیم کرد که احزاب سیاسی مسوول و پاسخگو داشته باشیم.
به باور این استاد دانشگاه، افغانستان برای ملت‌شدن باید مراحل تاریخی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی را طی کند.
او گفت: «در نظام سرمایه‌داری ملت براساس پول واحد، سرزمین واحد و ارزش‌های اقتصادی و منافع ملی تعریف می‌شود، اما تناقضاتی که در طول تاریخ در افغانستان شکل گرفته، مانع ملت‌شدن گردیده است.»
او گفت: هم اکنون برای رشد یک ولایت توجه بیشتر می‌شود، اما برای ولایت دیگر کمتر، بنابراین چنین سیستمِ متناقص سبب کندشدن پروسۀ ملت‌شدن در افغانستان می‌گردد.
صاحب نظر مرادی تاریخ‌دان می‌گوید:» در افغانستان طی یک یا دو قرن اخیر، دولتی وجود نداشته که بخواهد اقوام و گروه‌های مختلفی این سرزمین را با تأمین و تضمین حقوق شهروندی‌‎شان به سمت همگرایی دعوت کند».
او گفت:» ملت با شعار یا زور، توهین و تحقیر ساخته نمی‌شود، بل با ایجاد اعتماد و حقوق مساوی همۀ شهروندان شکل می‌گیرد، اما متأسفانه در طی دو قرن گذشته، دولت‌ها با سرکوب اقوام و نادیده‌گرفتن حق شهروندی، سد راه ملت‌شدن گردیده اند».
مرادی تصریح کرد، کارکردهای دولت‌های گذشته سبب شده تا مردم در بحران اعتماد زنده‌گی کنند و بحران اعتماد سبب شده تا مردم نتوانند همدیگرپذیر باشند و به یک ملت واحد مبدل شوند.
این تاریخ‌دان تأکید کرد، هیچ کشوری در ملت نشدن مردم افغانستان مقصر نیست؛ بل این رهبران سیاسی و دولت‌های افغانستان بوده‌اند که برای تامین منافع خودشان سد راه ملت‌شدن گردیده اند.
به گفته او، دولت‌ها با ایجاد عدالت اجتماعی اقوام را کنار هم قرار می‌دهند و به سمت ملت شدن سوق می‌دهند، بنابراین نقش دولت در راستای ملت شدن بسیار ضروری است.
وی افزود، ولی دولت‌ها در افغانستان برای حفظ قدرت و منافع خودشان با ترفند‌ها و سیاست‌های عوام‌فریبانانه مردم را در دشمنی علیه یکدیگر قرار می‌دهند که با چنین سیاستی هیچ‌گاه ملت تشیکل نخواهد شد.
اما یونس فکور آگاه مسایل سیاسی به این باور است که تعریف ملت در افغانستان در طول زمان یا تاریخ «آبدیت» یا نو شده است.
او می‌گوید:» چون ما برای ملت‌شدن دنبال تعریف کلی آن استیم، یعنی یک ملت واحد، باید به یک زبان صحبت کند، شراکت خونی داشته باشند و یک دولت واحد داشته باشند».
وی تصریح کرد:» تعریف جدید ملت را که پرچم مشترک، سرود ملی، قانون اساسی و یک دولت واحد را شامل می‌شود، ما داریم؛ بنابراین ما ملت استیم، اما باید یاد بگیریم که چگونه براساس قانون اساسی زنده‌گی سیاسی خود را پیش ببریم».
به گفتۀ فکور، علت اینکه ما همدیگرپذیری نداریم رهبران سیاسی افغانستان هستند که منافع خود را در لاک قومی جست‌وجو می‌کنند و اگر این افراد در انتخابات پیش روی از صحنه سیاست حذف شوند، ما می‌توانیم به طرف ملت‌شدن حرکت کنیم.
و اما این آگاه سیاسی گفت:» در تذکره‌های برقی هویت همه اشخاص باید درج شود و این حق همه مردم افغانستان است و این مساله نمی‌تواند مانع یا سد راه ملت‌شدن باشد».
بحث ملت در افغانستان یکی از بحث‌‌های بسیار جنجالی است و خیلی‌ها به این باور اند که افغانستان یکی از کشورهای ناکام نه تنها در پروسۀ «ملت‌سازی» بلکه حتی در «دولت‌سازی» نیز در سطح جهان بوده و عوامل فراوانی در ملت نشدن مردم افغانستان نهفته است.
«ملت به گروهی از انسان‌های دارای فرهنگ، ریشۀ نژادی مشترک و زبان واحد اطلاق می‌گردد که دارای حکومتی واحد هستند یا قصدی برای خلق چنین حکومتی دارند.
مِلَّت را می‌توان یک واحد بزرگ انسانی تعریف کرد که طی تکامل تاریخی به وجود آمده و بر شالوده اشتراک سرزمین و اقتصاد و تاریخ و فرهنگ ملی استوار است. عامل پیوند آن فرهنگ و آگاهی مشترک است. وجود مشترکات تاریخی، فرهنگی- عقیدتی، مذهبی و منافع مشتُرک اقتصادی بین گروه‌های مختلف ساکن یک سرزمین، عوامل اصلی ایجاد یک ملت واحد محسوب می‌شوند .» (ویکی‌پدیا)

کابلی

تظاهرات کابل: من افغان نیستم؛ افغان یعنی پشتون؛ جعل هویت من ممنوع!

اوغانکها دیگران را مزدور ایران وپاکستان وغیره خطاب میکنند-
ولی از ملاعمرکور- گلبیدین -عمرداودزی جیب خرج گیر از ایران- کریم خرم به گفته لودین جیب خرچ گیر از پاکستان- اشرفغنی کوچی -خلیلزاد- کرزی وغیره که هویت اوغانی دارند- ومربوط هویت افغانی استند- خجالت هم نمیکشند؟؟؟؟

پرویز "بهمن"

تظاهرات کابل: من افغان نیستم؛ افغان یعنی پشتون؛ جعل هویت من ممنوع!

اگر مشكلات هويتي زر افغانستان حل نگردد، جز توسل به اسلحه وجنگ راه ديگري باقي نميماند

hamid

تظاهرات کابل: من افغان نیستم؛ افغان یعنی پشتون؛ جعل هویت من ممنوع!

نمی دانم آنانیکه خودرا افغان نمیدانند آنها ازکجا هستند ؟ پس مراجعه میکنیم به گفته خود آنها ازآب وهوای افغانستان استفاده میکنند. درهمین خاک اجداد شان زندگی کرده وخودش تولدیافته ،مکتب خوانده وباسواد شده وباالاخره ادای دین نموده ومیگویدکه من افغان نیستم پس اورا چی وکی بگوهیم اگرافغان نیست حتمی ازجای دیگری است (پاکستانی ، ایرانی ، عربی ، روسی ،یهودی وغیره ) ازکجا وکی یعنی خودش خودرا ترورهویت نموده ومعلوم میشودکه فقط نامش انسان است دیگر ازانسانیت بویی نمی برد.
من به عقل وخرد چنین انسانهای گمراه وبی معنی متعجب هستم .
مردم دینا میخواهند بابکارانداختن خرد وانسانیت مرزهارا درهم شکنند وآزاد زندگی کنند ولی تعدادی ازافراد فروخته شده ای درافغانستان بااتکابه آیده پسیف وغیرانسانی سردمداران شان میخواهند افغانستان را تجزیه وجنگ دایمی وبدون اختتام را درافغانستان بوجود آورند . چرا برادروار زندگی نمی کنید ؟ چرامانند یک انسان نمی اندیشیدکه سالها درپی تجزیه وجدایی هستید.

آنلاین : http://hamid.yahoo.com

محمد نادر

تظاهرات کابل: من افغان نیستم؛ افغان یعنی پشتون؛ جعل هویت من ممنوع!

ای مردم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ای ملت !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ای افغانها !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بگذارید این حرف های نادرست را................
بگذارید این چرخیدن ها را.........................
بگذارید این خود فروشی ها را.....................
همه یک ملت واحد، جدا نا پذیر هستیم..............
همه برادر هستیم....................
همه از یک خون هستیم.................
همه از یک دین هستیم..................
همه زیر یک پرچم تولد شدیم، زندگی میکنیم، و به آن افخار میکنیم و بلاخره از آن دفاع نموده زیر آن میمیریم...............
چرا نفاق می اندازید؟؟؟ این حرف ها چه معنی دارد؟؟؟ بس است جنگ.....
همه باید در فکر آبادی وطن باشیم................. همه باید دست به دست داده این سرزمین پر افتخار را از چنگ دشمنان نجات دهیم.................
آخر چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

باقر

تظاهرات کابل: من افغان نیستم؛ افغان یعنی پشتون؛ جعل هویت من ممنوع!

در بين شما از حراميان ديكر مردم هم وجود دارد شوراي نظار يا به عبارت ديكر حراميان

باقر

تظاهرات کابل: من افغان نیستم؛ افغان یعنی پشتون؛ جعل هویت من ممنوع!

تو كه افغان نيستي حرامي استي من ميدانم كه حرامي إستي تو حق افغان كفتن به خود نداري

باقر

تظاهرات کابل: من افغان نیستم؛ افغان یعنی پشتون؛ جعل هویت من ممنوع!

خر او أسان نه افغان

mohammad naim

تظاهرات کابل: من افغان نیستم؛ افغان یعنی پشتون؛ جعل هویت من ممنوع!

اگرغیر افغان هستی پس این سرزمین ملک افغانهاست توحرامی استی به ملک پدرت برو.

آنلاین : http://google

مصطفی عاقلی

تظاهرات کابل: من افغان نیستم؛ افغان یعنی پشتون؛ جعل هویت من ممنوع!

برای انسانی زیستن کافی است به هدف زندگی بیندیشیم. از آنجا که زندگی هدف ندارد وپوچ است ما به نا گزیر برای زندگی این جهانی معنی می بخشیم واین یکی از کارکرد انسانی پیرامون زیست انسان مدارانه، درین پهنای هستی است. متاسفانه اوغان ها....؟
مصطفی عاقلی

آنلاین : aqeli.blogfa.com

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 55 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس