رفتن به محتوای اصلی
درحاشیهء معذرتخواهی جنرال عبدالرشید دوستم

درحاشیهء معذرتخواهی جنرال عبدالرشید دوستم

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

معذرتخواهی اخیر جنرال عبدالرشید دوستم از بابت دخیل بودن نیروهای تحت فرمانش درجنگهای نود میلادی درکابل که به تعقیب سقوط رژیم تحت الحمایهء ماسکو برهبری جنرال نجیب الله احمدزی وبقدرت رسیدن احزاب جهادی صورت گرفت بازتاب گسترده ایی درشبکه های اجتماعی پیدا کرد.
جنرال عبدالرشید دوستم این معذرت خواهی را زمانی اعلام میکند که او در رکاب یکی از متعصب ترین چهره های پشتونی بنام اشرف غنی احمدزی بحیث معاون اول ریاست جمهوری احتمالی او پس از انتخابات سال آینده مصروف کمپاین انتخاباتی است.
هرچند معذرت خواهی از عملکردهای اشتباه آمیز برای هرکسی که مرتکب اشتباهی شده باشد نماد شرافت وشحاعت او شمرده میشود ولی درفرهنگ استبدادی قبیله وآنانیکه بر ستمگری وظلم وانحصار قدرت قومی عادت کرده اند؛ معذرتخواهی نماد شکست وبی غیرتی وحتی اعتراف به گناهان ناکرده شمرده شده وستمگر را درستمگری اش بیشتر جری وشجاع می سازد. ازهمین سبب است که میرزا عبدالفادر بیدل رحمت الله علیه دریکی از اشعارش در وصف ستمگر وعذرخواهی مظلومان وستمدیده گان میگوید:
اظهار عجز نزد ستم پیشه ابلهیست
اشک کباب باعث طغیان آتش است.
آری! آنانیکه بر ستمگری وظلم واجحاف درحق دیگران وانحصارگرایی قدرت به شکل قومی وقبیلوی آن خو کرده باشند خیلی مشکل است که عذر خواهی مظلومان وستمدیده گان؛ قلب های سنگ مانند آنها را نرم ساخته وآنها را وادار سازد تا بعدازین ازظلم و ستمگری وانحصارطلبی قومی وبرتری جویی قومی دست بردارند. چنین توقع وخواستی بزبان مولانای بلخ خیال است و محال است و جنون.
انحصارگرایان برتری طلب پشتون؛ چه یک زبانه وچه هم دوزبانه تنها درحافظه های بطئ الانتقال شان جنگهای کابل را بیاد دارند؛ ازهمین جهت است که بهترین کتاب نزد آنها کتاب آقای سید عبدالقدوس سید است وآنرا دست بدست میگردانند تا ازجزئیات جنگهای کابل درسالهای نود میلادی یعنی پس ازسقوط حاکمیت جنرال نجیب الله احمدزی باخبر شوند؛ نزد اینگونه افراد تنها خرابی های کابل آنهم به شکل یکجانبه ای آن که طرف پشتون تبار آنرا( گلبدین) را یا برائت میدهند ویاهم از آن زیرکانه چشم پوشی میکنند از اولویت خاصی برخوردار است وآن جنگها را نماد خیانت ملی توسط اقوام غیر افغان این کشور دانسته وآنها را متهم به وطنفروشی وبیگانه پرستی میکنند. اینگونه افراد هرگز به علل وعوامل درونی وبیرونی این جنگها نمی پردازند وحوصلهء پرداختن به جزئیات حوادث را هم ندارند ونه هم کوچکترین علاقه ایی به خبرشدن از قتل عام های که ( قبل ازین جنگها در نقاط مختلف افغانستان بدلایل قومی صورت گرفته است دارند ونه هم از بی عدالتی ها وظلم وتبعیض های قومی که از دو قرن به اینطرف درین سرزمین مرگ وآتش رواج داشته است) خبردارند. برای اینگونه افراد ظلم وکشتار دسته جمعی غیر پشتونها توسط قبایل اوغان همیشه توجیه پذیر است که گویا بخاطر بسط حاکمیت ملی ؟ صورت گرفته ولی اشتباهات رهبران غیر پشتون هرگز قابل بخشش نیست. مغزهای گندیدهء قومگرا ؛ هرگز ظلم وبییعدالتی همتباران خودرا درحافظه های شان حفظ نمیکنند د ولی اشتباهات دیگران را چهار چشمه نگاه میکنند.

راقم این سطور به هیچ وجه مدافع جنرال عبدالرشید دوستم نیست ولی حقیقت مسلم آن است که چسپیدن چند قرنهء پشتونها بر اهرمها وساختارهای حاکمیت در افغانستان کنونی نه تنها که خود پشتونها را از کاروان تمدن وپیشرفت باز داشته است بلکه اقوام غیر پشتون یا غیر افغان این سرزمین را دربرابر هم قرار داده وحس بی اعتمادی وترس ازیکدیگر را در وجود شان زنده ساخته وشیرازهء وحدت وهمدلی را میان آنها بکلی از بین برده است .

ازهمین جاست که امروز ازبکها وتاجیکها وهزاره ها هرکدام کوشش دارند تا به شکل مستقلانه وجدا گانه با قبیلهء برتر وارد معامله شده و از قبیلهء برتر " افغان" مشارکت درقدرت را گدایی کنند. از قبیلهء برتر تضمین بخواهند و خط وامان نامه دریافت کنند تا فلان قوم درین سرزمین مورد الطاف شاهانهء قبیلهء برتر قرار میگیرد وآنها را زیر نام مبارک " افغان" درین سرزمین جا میدهد وبه سوی کوچ اجباری ونسلکشی نمیکشاند. چنین کاری درآینده هرگز به نفع باشنده گان وشهروندان این سرزمین بشمول پشتونها نیست وهرگر نخواهد بود.
جدا شدن جنرال عبدالرشید دوستم ازبدنهء جبههء ملی وپیوستن او با متعصب ترین چهرهء پشتونی حکایت ازهمین تراژیدی تاریخی وبی اعتمادی قومی دارد که هنوزهم اقوام غیر پشتون افغانستان بالای یکدیگر شان باور ندارند. شاید نزد بعضی ها پیوستن جنرال عبدالرشید دوستم به اشرف غنی احمدزی یک حادثهء آنی وفوری باشد ولی ازنظر من چنین امری حاصل ماه ها کار وتلاش استخباراتی وتبلیغاتی است.
نشر عمدی سخنان غیر مسؤولانه واحمقانهء چند سال پیش استاد عطا محمد نور درتلویزیون ژوندون دربارهء جنرال عبدالرشید دوستم که گویا : آقای نور؛ سگ طالبان را نسبت به دوستم ترجیح میدهد یک نمونه ای کوچکی ازهمچو تلاشهای سیاسی پلان شده بود که برای کشاندن ازبکها به محور شخصیتهای متعصب پشتونی براه افتاده بود.
محافل حاکمهء پشتون؛ درطول تاریخ زمامداری وحاکمیت قبیلوی شان سیاست تفرقه بینداز وحکومت کن را از باداران انگلیسی شان به ارث برده اند؛ تاریخ دوقرنهء حاکمیت پشتونها درین سرزمین اشغالی بنام افغانستان همچو جنگ اندازی ها را توسط بازیگران پشتون زیاد دیده است؛ پشتونها بخاطر اینکه خوبتر بتوانند زمام امور را بدست داشته باشند وباخاطر جمعی وخیال راحت بر اسپ مراد قمچین بزنند همیشه از اختلافات زبانی ومذهبی میان غیر پشتونها استفاده کرده اند؛ تاجیکها وهزاره ها را به بهانهء مذهب ازهم جدا نگاه داشته اند وحتی یکی را توسط دیگری قتل عام نموده اند؛ ازبکها وتاجیکها را به بهانهء اختلافات زبانی باهم انداخته اند وازین اختلافات به سود منافع قومی وزبانی شان بهره برده اند.

درین هیچ جای شک وشبهه وجود ندارد که جنرال عبدالرشید دوستم ازجمله شخصیتهای تاثیر گذار ومطرح درچند دههء اخیر روزگار ما می باشد؛ جنرال عبدالرشید دوستم از دل داغترین حوادث روزگار سر بیرون آورده است؛ این شخصیت کاریزماتیک ازمحبوبیت فوق العاده ایی درمیان هوادارانش منجمله باشنده گان شریف وستمدیدهء ازبک تبار افغانستان برخوردار است. ازنظر تاریخی ؛ شباهت های زیادی میان این جنرال جنگ آزموده و یکی ازشخصیتهای تاریخی زادگاهش ابومسلم خراسانی وجود دارد.
ابومسلم خراسانی از منطقهء آقچهء شمال افغانستان کنونی ؛ سربرآورد وبرضد تبعیض وبرتری طلبی های اعراب که هیچ اساس ومنشا دینی وقرآنی نداشت قد علم کرد وخلافت بغداد را از دست اموی ها گرفت و به عباسی ها سپرد ولی سپس خودش قربانی این اقدام خیر اندیشانهء خود قرار گرفت.
میگویند : خلیفهء عباسی که ازبرکت شمشیر زنی ابومسلم خراسانی براریکهء قدرت تکیه زده بود؛ بعداز آنکه زمام امور را بدست گرفت و آهسته آهسته پنجه های آهنین را بر ریسمان قدرت محکم بست آنزمان به فکر ازبین بردن ولینعمت خویش ابومسلم خراسانی افتاد. او از ابومسلم خراسانی دعوت کرد تا به بغداد بیاید. زمانیکه ابومسلم خراسانی را درکاخ خلافت دعوت کرد؛ به او گفت: دریک اقلیم دوپادشاه نمیگنجد؛ تا وقتیکه تو زنده باشی ؛ مردم ازمن اطاعت نمیکنند ودساتیر وفرامین مرا جدی نمیگیرند و مرا دست نشاندهء تو می پندارند؛ بناء من مجبور استم تا سرت را ازتن ات جدا سازم تا مردم بدانند که خلیفهء اسلام هرگز محتاج ابومسلم خراسانی نیست. همان بود که این مرد پاک طینت را سر برید وبخاطریکه مردم یقین نمایند که دیگر ابومسلم درقید حیات نیست سرش را از بام کاخ خلافت به زمین انداخت وهمهء مردم با دیدن سر بریدهء ابومسلم خراسانی انگشت تحیر بدندان گرفتند.

درآنزمان کشتن ابومسلم خراسانی به این شیوهء مکارانه وناجوانمردانه در کوتاه مدت ؛ مشکلات وموانع را ازسر راه خلیفهء عباسی دور ساخت ولی در دراز مدت؛ کینه ونفرت شدیدی را در قلب ؛ روح وروان خراسانیان ودرمجموع مسلمانان غیر عرب نسبت به اعراب بوجود آورد که تا امروز نیز ادامه دارد. آری!
از آن زمان تا امروز عرب ستیزی درمیان مسلمانان غیر عرب شیوع پیدا کرد وعجم ها نسبت به اعراب اعتماد شان را از دست دادند. مسلمانان عجم باوجودیکه دین اسلام را قبول کردند ولی سلطهء سیاسی اعراب را برخویش هرگز قبولدار نشدند وسلسلهء بغاوت ها وسرکشی ها برضد خلافت اعراب از همان روز بصورت وقفه ایی وپراگنده دراقصی نقاط قلمرو اسلامی سر بالا میکرد ولی بعدا با خشن ترین شکل سرکوب میگردید.
درشرایط حاضر ؛ چرخش زمان ؛ جایگاه عبدالرشید دوستم را با تفاوتهای اندکی با جایگاه ابومسلم خراسانی در دورهء سلطهء اعراب گره زده است؛ تفاوت این است که بعوض اعراب؛ امروز سلطهء دوصد سالهء تبعیض طلبانه و قومگرایانهء پشتونها که بمراتب از اعراب ؛ متعصب تر وظالمتر و عقب مانده تر است در افغانستان جایگزین شده است؛ اعراب نیز از بقدرت رسیدن عجم ها درکاخ بغداد درهراس بودند؛ پشتونها نیز ازبقدرت رسیدن غیر پشتونها در ارگ ریاست جمهوری کابل هراس دارند؛ اعراب نیز از عجم ها به شکل ابزاری دراختلافات داخلی وقبیلوی خودشان استفاده میکردند؛ پشتونها نیز از غیر پشتونها در اختلافات ذات البینی شان به شکل موقتی استفاده نموده ودرنهایت آنها را برسرنوشت ابومسلم ها مواجه می سازند.
نام جنرال عبدالرشید دوستم در آخرین سالهای حاکمیت جنرال نجیب الله احمدزی ؛ زمانی به اوج شهرت رسید که قوای تحت فرمان آقای دوستم ؛ مستحکم ترین پایگاه حزب اسلامی در تنگی واغچان لوگر را به تصرف خویش درآورد وبه قوای نظامی حزب اسلامی که درآنجا لانه کرده بود بزرگترین خسارات مالی وجانی را وارد نمود. ازآن زمان به بعد نام جنرال عبدالرشید دوستم به سرزبانها افتید ودر رسانه های نشراتی تلویزیون دولتی از جنرال عبدالرشید دوستم بحیث قهرمان تجلیل بعمل می آمد. اما دیری نپائید که جنرال نجیب الله احمدزی به اساس مشورهء قومگرایان پشتون منجمله سلیمان لایق؛ ازین پیروزیها وقهرمانی های جنرال دوستم بدلایل اشتراکات قومی اش با گلبدین حکمتیار سرخورده شد وخواست که به پیروی از تاکتیک های خلیفهء عباسی؛ عبدالرشید دوستم را از صحنه بردارد؛ ولی زمان برای نجیب الله احمدزی چنین مجالی را نداد. زیرا جنرال دوستم درزمان حاکمیت نجیب الله احمدزی؛ هم ازنظر وسایل جنگی وهم ازنظر پرسونل مسلکی نظامی بحد کافی خودش را تقویت کرده بود.
درست درهمین نقطه است که فاشیستان پشتون جنرال نجیب الله احمدزی را نمی بخشند واورا باوجود پشتون بودنش بخاطر این کارش به باد انتقاد میگیرند؛ آنعده از طالبانی که در روز اعدام جنرال نجیب الله احمدزی شاهد بگو مگوهای لفظی میان نجیب الله احمدزی وطالبان بوده اند خاطرنشان ساخته اند که : یکی از دلایل اعدام جنرال نجیب الله احمدزی؛ انتقامگیری پشتونها از او به سبب بزرگ ساختن قوماندانان ملیشیای قومی ؛ خصوصا ملیشه های ازبک تبار تحت فرمان جنرال عبدالرشید دوستم برضد ارتش منظم وزارت دفاع برهبری جنرال شهنواز تنی بود. جنرال تنی نیز درمصاحبه های خود؛ بر این امر تاکید دارد که درپهلوی دیگر انگیزه ها ؛ یک علت اساسی دیگر بغاوت او علیه جنرال نجیب الله احمدزی ؛ همانا تقویت ملیشه های قومی برضد ارتش وزارت دفاع توسط نجیب الله احمدزی بود.

هرچند بسیاری ها خصوصا دشمنان متعصب قومگرای جنرال دوستم چه پشتون وچه تاجیک جنرال عبدالرشید دوستم را مرد بیسواد وجاهل وفاقد شعور سیاسی معرفی میکنند ولی برعکس ؛ آنچه که ازعملکرد های سیاسی ونظامی این جنرال کارکشته درین چند سال معلوم میشود نشان میدهد که جنرال دوستم ؛ نه تنها که بیسواد نیست بلکه کاملا بربخش وسیع ازصفحات تاریخ این سرزمین وکشورهای همجوار؛ احاطه وتسلط دارد، به عبارت واضحتر میتوان گفت که جنرال دوستم ازسرگذشت شخصیتهای تاریخی بحد کافی اطلاع دارد. بناء هرکسی که جنرال دوستم را مرد بیسواد وفاقد درک سیاسی وتاریخی میداند فردا تاریخ بر حماقت وغباوت خود او خواهد خندید.
مشکل جنرال عبدالرشید دوستم همانا مشکل ساختاری قومی در افغانستان است ودقیقا همان مشکلی که به آن احمدشاه مسعود وعبدالعلی مزاری دست وپنجه نرم کردند ولی هردو بدلیل همین ساختارهای قومی در زنده گی شان نا کام ماندند. طوریکه دربالا عرض شد؛ سلطهء قومی پشتونها درطول دو قرن درین سرزمین هرگز اجازهء رشد و پیشرفت شخصیتهای غیر پشتون را درین ماتمکده نمیدهد؛ پشتونها هرگز تحمل دیدن شخصیتهای مطرح سیاسی ونظامی از میان اقوام وملیتهای غیر پشتون را ندارند. این سلطهء ظالمانهء قومی هر رهبر ونخبهء غیر پشتون را یا مطیع وغلام گوش بفرمان میخواهد ویا بدنام . چنین نا بردباری ونا شکیبایی ؛ متاسفانه حتی بر روابط دوستانهء ترک تباران وتاجیکان وهزاره ها وقزلباشان وبیاتها ونورستانیها تاثیرات منفی بجا گذاشته است؛ با دریغ ودرد؛ بجای آنکه سیاست مداران پشتون از عملکردهای خائنانه ونفاق افگنانهء خود و پدران شان درین سرزمین معذرت بخواهند؛ برعکس این وارثان ستمدیدگان اند که پیشدستی نموده واز بی احترامی خود دربرابر ایل جلیل وبزرگوار " افغان" معذرت میخواهند.
با همه حال؛ حالا که چنین اتحاد وهماهنگی میان این جنرال کار کشته وجناب اشرف غنی احمدزی برقرار شده ؛ امیدواریم که جناب اشرف غنی احمدزی ازین اتحاد وهماهنگی ملی مانند اسلافش بحیث ابزار سیاسی وتبلیغاتی موقت برای تحمیق وخرسازی غیر پشتونها وتحریک ازبکها برضد تاجیکها استفاده نکند وعملا ثابت کند که او با دیگر قدرت طلبان فاشیست پشتون فرق دارد.
جناب اشرف غنی احمدزی باید ثابت کند که او بادیگر فاشیستهای پشتون تفاوتهای ماهوی دارد و همانطوریکه جنرال عبدالرشید دوستم جرأت کرد واز اشتباهات گذشتهء خود معذرت خواست ؛ ایشان نیز باید ازخیانتها ونفاق اندازیها وانحصارگرایی ها و وطنفروشی های پدرانش به سود انگلیس ها وحالا پاکستان از غیر پشتونهای این سرزمین معذرت بخواهد. جناب اشرف غنی احمدزی؛ باید برای غیر پشتونها وفاداری وصداقت خود را به اثبات برساند که ایشان مانند دیگر فاشیستهای پشتون کوچکترین اصراری بر افغان بودن همهء شهروندان این سرزمین ندارند
جناب اشرف غنی احمدزی باید به غیر پشتونهای این سرزمین تعهد بسپارند که : نام قومی این کشور را که در زبان انگلیسی به معنای سگ شکاری ترجمه شده است ازسر شهروندان شریف ونجیب این کشور به شمول پشتونها می بردارد وبه عوض آن نام تاریخی این کشوررا یعنی خراسان را باز میگرداند.
جناب اشرف غنی احمدزی ؛ باید درزمینهء مشکل مرزی افغانستان با پاکستان علنا پلانها وبرنامه های شانرا اعلام کنند که درصورت رسیدن به مقام ریاست جمهوری دربارهء این مشکل تاریخی افغانستان با پاکستان چه برنامه دارند؟
آیا ازنظر ایشان پشتونهای پاکستانی؛ میتوانند "شهروندان اینطرف مرز" حساب شوند؟
جناب شان باید درمورد آغاز روند آمارگیری نفوس تحت نظر نماینده گان با صلاحیت سازمان ملل متحد برنامهء شان را به شکل جدی و دقیق آن اعلام نمایند که درین باره چه برنامه دارند وچگونه این برنامه را آغاز وازکجا شروع میکنند.
اگرچنین توافقاتی میان جناب اشرف غنی احمدزی ومحترم جنرال عبدالرشید دوستم به امضا رسیده باشد مسلما که رسیدن جناب اشرف غنی احمدزی به مقام ریاست جمهوری آینده با معاونیت ودستیاری جناب جنرال عبدالرشید دوستم خالی ازخیر برای کل باشنده گان این سرزمین نخواهد بود ؛ درغیر آن اگر چنین توافقاتی میان طرفین صورت نگرفته باشد کلاه ماندن بالای سر یکدیگر معنا میدهد وچنین کاری ؛ تراژیدی افغانستان را بیشتر به درازا می کشاند.
اگر جناب اشرف غنی احمدزی ؛ به این فکر باشند که ایشان مانند آقای کرزی وگلبدین؛ از وجود جنرال دوستم استفادهء ابزاری میکنند ومطابق فرمودهء یکی از هواداران شان که جناب احمدزی ازسیاست :" تفرقه بینداز وحکومت کن" برضد پنجشیریها و برضد همهء تاجیکان وهزاره ها استفاده میکنند وبعد خود اورا مانند (میلسویچ) دست بسته به مقامات قضایی سازمان ملل متحد بحیث جنایتکار جنگی می سپارد، فکر کنم که عملی ساختن چنین برنامه ایی برای جناب احمدزی سهل وآسان نباشد؛ هرچند در دنیای سیاست هرچیزی امکان دارد ولی آنچه که از عملکردهای این جنرال کارکشته من بیاد دارم او هرگز زیر بار نخواهد رفت. به امید اتحاد وباهمی همهء اقوام غیر پشتون افغانستان زیر لوای دموکراسی وعدالت اجتماعی.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

18 دیدگاه
رضایی

درحاشیهء معذرتخواهی جنرال عبدالرشید دوستم

بهمن صاحب قربان دستت. برایم بگو که از چه وقت از ما معذرت می خواهن. از نسل کشی ها از کوچ اجباری از برده کردن از زمین های سوخته از نسل های بر باد رفته

لعنت بر این قسم عدالت. سه صد سال ما را پوست می کنن چه کسی معذرت خواسته. چرا طالب معذرت نمی خواهد؟ چرا کرزی از خاطر جنایات براردان خود معذرت نمی خواهد؟ از مردم یکاولنگ از مردم شمالی از مردم مزار از مردم ارزگان از مردم بدخشان چرا معذرت نمی خواهند؟

میراحمد لومانی

درحاشیهء معذرتخواهی جنرال عبدالرشید دوستم

در افغانستان جبهه یی از روشنفکران این سرزمین باید به وجود بیاید. هرچند یافتن و پیدا کردن آنان « روشنفکران» در این سرزمین؛ سرزمین طاعون افغانی کاری است بسی دشوار! ( در این جا همه روشنفکر اند و هیچ روشنفکری نیست..!) اتکا کامل بر جنگ سالار ها و قوماندان های جنگی کاری است سخت نا مطمئن، ضیاع کننده زمان، و ناصواب! تاریخ گذشته و حال این موضوع را ثبوت رسانده است! جناب دوستم روشنفکر نیست و همچنان روشنفکر متعهد نیست. لذا امثال اینان در بازی سیاست همچون « ماش » دست خوش بازی گردیده و« لول» میخورند! وقتی درک و تعهد نبود، پیامد چنین خواهد شد! به دیگر سران جبهه ملی نظری بیندازید، هیچ یک موقعیت بهتر از جناب دوستم ندارند!
جناب دوستم از چه معذرت خواهی مینماید؟؟!! انان که از این طرف مرز دیورند و ان طرف ان بسیچ گردید و ملت و جامعه یی را به قتل عام گرفته بودند، و بعد خودشان در بازی سیاست به ام افتاده و تقاص پس دادند؛ آیا معذرت خواهی از آنان « قاتلان هزار انسان» کار درست ی هست؟! علل و عوامل این همه خشونت در افغانستان کی ها میباشند و کی ها این خشونت را بر مردم به تحمیل میگرند و کی ها مار به انجام خشونت وادار میسازند و...! هر گاه چنین مسایل کالبد شکافی گردیده و به نقد گرفته شود، آنگاه مشخص خواهد گردید که معذرت خواهی آقای دوستم تا به کدام پیمانه از لحاظ کار برد تاریخی وپس منظر عدالت اجتماعی کار درستی بوده است؛ یا نا صواب ....

پرویز "بهمن"

درحاشیهء معذرتخواهی جنرال عبدالرشید دوستم

جناب لومانی درد آشنا! سلام برشما!
سخن شما منطق عالی دارد ولی به نظر این حقیر؛ جدا از متعهد بودن ویا غیر متعهد بودن جنرال دوستم؛ یا جدا ازینکه معذرتخواهی او کار صواب بوده ویا ناصواب درشرایطی که بناء به فرمودهء شما هیچ گونه جبهه ای از روشنفکران متعهد بوجود نیامده است به نظر من همهء الا بلا را به گردن یک شخص انداختن وتنها یک فرد را ملامت نمودن نیز به نظرمن معقول نیست . ستمدیده گان غیر پشتون این سرزمین به یک بازنگری جدی تاریخی ضرورت دارند ؛ ولی ترفندهای روزمرهء قبیلهء حاکم هرگز مجال چنین بازنگری را به آنها نمی دهد تنها اشتباهات این وآن را برجسته ساختن علاج کار نیست. شما فرض بفرمائید حالا اگر تنها جنرال دوستم را بخاطر اتحاد وائتلافش با اشرف غنی احمدزی مورد انتقاد قرار بدهیم از غلام شدن احمد ضیاء مسعود به زلمی رسول چه بگويیم؟ از اختلافات بی معنای داخلی میان سران جمعیت اسلامی وحزب وحدت اسلامی چه بگوئیم.
به نظر بنده همهء این ناملایمات روزگار نتیجهء استبداد چند قرنه ایی است که در تار وپود اکثر ساکنان غیر پشتون این سرزمین ریشه کرده است که : غیر پشتونها باید افراد دست دو باشند واینها هرگز رئیس جمهور شده نمیتوانند وقدرت اداره ومدیریت را ندارند.
بناء من حالا به معقولیت ویا نا معقولیت تصامیم جنرال عبدالرشید دوستم نمی اندیشم. بل‍که بالای یک برنامهء مدون باید فکر کنیم وازهمین امکاناتی که پیش آمده باید استفادهء معقول نمائیم.

ناشناس

درحاشیهء معذرتخواهی جنرال عبدالرشید دوستم

tashakor Parwez jan Bahman

میراحمد لومانی

درحاشیهء معذرتخواهی جنرال عبدالرشید دوستم

اتراک و اعراب در پروسه بازی سیاست در افغغانستان کنونی همواره جبهه مخالف با منافع ملت فارس « افاغنه » را در این سرزمین را اختیار نموده اند که این موضوع بر اساس جبهه گیری های سیاسی- جغرافیایی در سطح منطقه و جهان استوار بوده است... و حال نیز کشورترکیه بر مبنا ی همان پالیسی تاریخی خویش به هیچ قیمتی حاضر نیست تا جبهه متحد، قدرت مند و تاثیر گذار از » فارسیوان ها « در عرصه سیاست و قدرت در افغانستان به ظهور برتابد اعراب و انگلیس هم که خط شان مشخص میباشند و..
در افغانستان از دیر باز زمان کوشش شده است تا بر مبنای فیزیولوژی ساختار دماغ و ابرو، انسجام های سیاسی، و ملت سازی به وجود بیاید. که در این امر بخش اعظم از برادران تاجیک مان گرایش به افاغنه داشته، و در این اواخر، هزاره ها به جبهه اتراک گرایش و میلان پیدا نموده اند. می بینیم که این پروسه نیز کار آمد مثبت نداشته و نه خواهد داشت و.. تاجیک ها در خیلی موارد با افاغنه در موقعیت آمیزیش و تسلیم قرار گرفته اند. به دختر بخشیدن های تاریخی آنان نظری بیندازید و به موقعیت های جغرافیایی زیست محیطی دقت بنمایید و... در حالیکه هزاره ها در این امر در قبال هجوم افاغنه مقاوم تر بوده اند..
من معتقد هستم اساسی ترین بن مایه ایجاد انسجام و یک پارچگی ملت ها این همان فرهنگ و داشته های مشترکات افتخارات فرهنگی- تاریخی انان میباشد.. ضرورت زمان، ضرورت تاریخ، و وجایب تاریخی ما را بر امر متحد شدن روشنفکران ملت فارس ن فارسیوان های افغانستان» فرا میخواند!! این یگانه ترین و مطمئن ترین گزینه نجات تاریخی مان میباشد و..

محمد

درحاشیهء معذرتخواهی جنرال عبدالرشید دوستم

پروېزجان، د عقلي او عصبي ناروغیو یو ښه با استعداده متخصص ته مراجه وکړه، که نه تکلیف دې ډېرېږي :) :) :)

میراحمد لومانی

درحاشیهء معذرتخواهی جنرال عبدالرشید دوستم

جناب پرویز بهمن عزیز دست ات را میفشارم و از خداوند توفیق در امر روشنگری که همانا کار پیامبری است را برایت آرزو دارم!! متحد شدن مان نیاز مبرم تاریخی ماست! امید همه روشن ضمیر ان سرزمین، مام، میهن و...بر این امر خطیر واقف گردند...ما فرزندان یک مادریم! سرزمین خراسان و فرهنگ فارسی گوهر گران بهای مادری، و افتخار و شرف ناموسی همه گانی مان میباشد. فارس و گنجینه های ان به ما شما تعلق دارد! پایداری ان در گرو وحدت ما است1 ورنه به تاراج خواهد رفت..

ناشناس

درحاشیهء معذرتخواهی جنرال عبدالرشید دوستم

اگه زن بهمن با کسی دیگه بخوابه، حتمن استبداد چند قرنه ایی پشتون ها اوره به این
کار مجبور ساخته.

شکيب

درحاشیهء معذرتخواهی جنرال عبدالرشید دوستم

آفاى لومانى !
واقعا ّ انسان گاهى از هم نوع اش خجالت ميکشد ولى امروز باخواندن مطلب شما در اين صفحهً از خودم خجل شدم ٬

پرویز "بهمن"

درحاشیهء معذرتخواهی جنرال عبدالرشید دوستم

قابل توجه دشنامنگار " افغان" که ازنوشتن نام خود طفره رفته اند ولی به آدرس بنده دشنام ناموسی داده اند!
دوست عزیز!
استبداد چند قرنهء پشتونها درین سرزمین اگر به فرهنگ ناموسداری من زیانی وارد نکرده است ولی یقین کنید که این استبداد چند قرنه ؛ بدون شک که مادر جناب عالی را از آغوش پدر محترم تان جدا ساخت واورا به همبستری با مردان بیگانه مجبور ساخت که حالا جنابب عالی حاصل همان همبستریهای غیر شرعی استید ودیوانه وار به آدرس دیگران از سر عقده دشنام میزنید. شما به نکتهء خیلی مهم اشاره کرده اید که باید درحول آن کمی روشنی بیندازم : استبداد چند قرنهء قبایل حاکم" افغان" درین سرزمین حتی باعث تولد انسانهای بی پدر هم شده است. زیرا فرهنگ استبداد قبیله ؛ یک فرهنگ مرد سالار می باشد؛ درین فرهنگ زمانیکه دختران سیزده ساله به آغوش ریش سفیدان هشتاد ساله می افتند وبدون رضایت شان به نکاح همچو پیر مردان کهن سال در می آیند؛ پس آن دختران مجبور اند که یا بخاطر حفظ نام وننگ پدر وخانوادهء شان ؛ تا آخر عمر به این وصلت ناجور تن در دهند ویا اینکه درخفا با جوانان همسن وهمسال شان تار ورشتهء دوستی برقر ار نمایند واز همبستری با آنها لذت ببرند. من از دشنام ناموسی دیوانه وار تان به آدرس خود این را درک کردم که خود جناب عالی یک نمونه ای خوب این تولد شدنهای غیر شرعی می باشید.
اما ازجانب خودم وخانواده ام به شما اطمئنان میدهم که الحمدلله چنین فرهنگ غیر انسانی درخانوادهء ما وجود ندارد که یک زن شوهر دار بدون هیچ گونه عذر ومعذرتی با اشخاص دیگری همبستر شود.
ازهمه جالب این است که آنانیکه مدعی ناموسداری وغیرت وافغانیت می باشند ازهمه بیناموس تر می باشند. یک نمونهء بارز آن را درشهراوپسالای سویدن همهء مردم می شناسند که از بسکه غیرتمند وافغان ناموس دار بود؛ خانم خودرا به زور وجبر برای همبستری با رفقای حزبی اش وادار می ساخت که بعدا از بگو مگوهای لفظی مسأله به دادگاه وپولیس سویدن کشید واین انسان باغیرت به جرم بدرفتاری وخشونت فامیلی راهی زندان شد.
حتما خودت نام این شخص غیرتی " افغان" را میدانی. امیدوارم که بعدازین جناب عالی قبل ازدشنام دادن با منطق واستدلال انسانی بتوانید به نقد مضامین بنده همت گمارید. موفق باشید
با احترام
پرویز بهمن

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 18 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس