رفتن به محتوای اصلی
پادشاهِ فصل‌ها؛ پاییز

پادشاهِ فصل‌ها؛ پاییز

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

آغاز فرمان‌روایی «پادشاهِ فصل‌ها؛ پاییز»
فرخنده باد.

آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر با آن پوستینِ سردِ نم‌ناکش

باغ بی‌برگی

روز و شب، تنهاست؛

با سکوتِ پاکِ غم‌ناکش.

ساز او، باران؛ سرودش، باد

‌جامـه‌اش، شولای عریـانی است

ور جز اینش جامه‌ای باید؛

بافته بس شعله‌ی زر تار پودش باد

گو بروید یا نروید؛ هر چه در هر جا که خواهد
یا نمی‌خواهد

باغ‌بان و ره‌گذاری نیست

باغ نومیدان

چشم در راه بهاری نیست.

گر ز چشمش، پرتو گرمی نمی‌تابد

ور به رویش، برگ لبخندی نمی‌روید

باغ بی‌برگی که می‌گوید که زیبا نیست؟

‌داستان از میوه‌های سر به گردون‌سای اینک
خفته در تابوتِ پست خاک می‌گوید.

باغ بی‌برگی

خنده‌اش، خونی است اشک‌آمیز

جاودان بر اسب یال‌افشان زردش می‌چَمَد
در آن

پادشاهِ فصل‌ها؛ پاییز.


مهدی اخوان ثالث

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس