روز پنجشنبه بیست ونهم ماه می ساعت سه وچهل وپنج پس از ظهر است.پشت کمپیوتر مینشینم تا سیر وسفر روزانه در قلمرورسانه های الکترونیکی را آغاز کنم. نخستین گزینه ام حسب معمول سایت" کابل پرس" است چرا که این سایت رانماد واقعی آزادی بیان، جایگاه مطمین طرح اندیشه های جسورانه و افشاگر بی ترس عوامل بدبختی وتیره روزی مردم افغانستان یافته ام .
صفحه را که باز میکنم از همه پیشتر عنوان تازه ی"ویدیو ی سر بریدن با کارد توسط طلبه ی کرام"چشمم را میگیرد. آری، سر بریدن انسانهای زنده با کارد توسط مسلمانترین مسلمانان عالم (طالبان افغانی) همانهای که کرزی و" مجاهدین سر بکف" به فرمان ولی نعمتان خود در آنسوی در یاها- برای بوسیدن دست وپای ایشان به رقابت جنون آمیز آغاز کرده اند!
کشمکش بین دو حس متضاد، سراپای وجودم رافرا میگیرد: کلیپ ویدیویی را باز کن! ببین چگونه انسان میتواند گردن انسان زنده ای را با کارد قطع کند. تا کنون نظیر این را در فلمها ی "هنری!" دیده ای، اکنون زنده اش را ، واقعی اش ر اببین.
حس دیگر فریاد میزند: نی، نی،نی!چگونه میتوانی تاب بیاوری؟ چگونه میتوانی انسانی را که با سر بریده در خون خود "غلت" میزند تماشاکنی؟بیا از خیر آن بگذر. بی آن هم میدانی که چنین جنایتها بدست تروریستان اسلامی اتفاق می افتد ، چرا به خود آزاری میپردازی؟
لحظه ای به درازای ساعتها- در برزخ تردید دست وپا میزنم ولی سر انجام حس لعنتی کنجکاوی، حسی که مصرانه میخواهد پشت ناباوری را بر زمین بکوبد، حسی که اصلاٌ مجهول ومرموز ولی سر کش وافسونگر است- پیروز میشود.کلیپ را باز میکنم. یک مشت موجودات انسان نما وسلاح در دست با ریشهای دراز وکثیف ولباسهای تیره همچون نهاد چرکین شان –گرد هم حلقه زده وانسان دست بسته ای را به زمین خوابانیده اند .دو تن پا های قربانی را محکم چسپبده ومنتظر اند که جلاد کار خودرا آغاز نماید. مردی با کارد بلند در دست بالای سر قربانی حاضر میشود. فریاد "الله اکبر" از حاضرین بلند میگرددو جلاد کارد را بر گردن قربانی میکشد. خون فواره میزند، قربانی به دست وپازدن می افتد، جلاد کارد را مانند اره ای کند که بر تنه ی درختی بکشند- پیوسته به پس وپیش میراند تا اینکه کله ی قربانی از تن جدا میگردد.جلاد ، سر بریده را روی تنه ی قربانی میگذارد وطنین شیطانی نعره ی تکبیر "الله اکبر" باز هم در فضا می پیچد.
سپس صحنه ی دیگری به نمایش گذاشته میشود . کفتاران خون آشام کس دیگری را به زمین خوابانده و همان سرنوشت را بر قربانی دیگری رقم میزنند. این بار کارد را بر پشت گردن مرد نگون بخت میکشند وفوران خون بازهم با فریاد "الله اکبر" بدرقه میگردد.جلاد، سر بریده را که هنوز چشمانش باز است با رضاییت وافتخار بر تنه ی قربانی میکوبد وروی سینه اش میگذارد.سیمای شیطانی تکبیر گویندگان مثل آنکه به اوج انزال قساوت رسیده باشند، باز میشود... صحنه ی سومی که آغاز میگردد تاب وتوان من به پیان میرسد. آن حس لعنتی مثلی که ارضاء شده یا به زانو در امده باشد - مرا ترک میگوید.بی اختیارصفحه را میبندم ومثل فنر از چوکی کنده میشوم.نمیدانم چگونه اتاق را ترک کرده ام ، در کجا نشسته ویا ایستاده ام.حس میکنم قلب ندارم یا اصلاٌ نداشته ام .حس میکنم وجدانم را کسی دزدیده است.احساس پوچی ونا امیدی مغزم را منفجر میکند. از انسان بودن خود میشرمم .آتش نفرت ازدین، از نعره ی تکبیر واز هر چه"اکبر" بودن است بر هست وبودم زبانه میکشد. حس میکنم که خاک وخاکستر شده ام .
ساعتها میگذرد تا بار دیگر به زندگی بر میگردم. خداوندا، خداوندا!صدای مرا میشنوی؟ آیا زنده هستی؟ در کجا تشریف داری، مصروف چی کارمهمی میباشی که حفظ جان وشرف "اشرف المخلوقات" بی مقدار تر از آن میباشد؟ آیا جهان را به دست اهریمن های چون بوش واسامه وملا عمرسپرده ای؟ ایمان تو کجاست ، اسلام تو چیست؟ مگر تنها با زن هاو با کامبخش ها، محقق نسب ها، نسیمه تسلیم هاو سلمان رشدی ها و سروش ها و... کینه داری؟
این نجواها تا شب ادامه مییابد. نمیتوانم دست به غذا ببرم. بغض تلخ وسیاهی راه گلویم را سد کرده است .. . تابلیت هارا با زحمت زیاد میبلعم وسر به بالین میگذارم وبا خود میگویم: چشم کرزی ها، ربانی ها، سیاف ها، مجددی ها، گیلانی ها،روستار تره کی ها، حداد ها، هاشمیان ها، زرملوال ها، معروفی ها،رحیم عزیز ها،نثار صمد ها،خطاب ها،کاکر ها،ویس ناصری ها و بشارت دهندگان"جنگ خلق !" روشن باد !!
ویدئوی سربریدن با کارد توسط طلبه کرام
کرزی و اطرافیان افغان ملتی اش در پنهان و آشکار عشق خویش به طلبه کرام را بی وقفه ابراز میدارند
پنج شنبه 29 مه 2008, نويسنده: مهدی نیک آیین
نظرات
13 دیدگاهجنایت با طنین "الله اکبر"!
هموطنان عزيز
شما تا حالا کليپ اين سر بريدن ها را که در گوشه های تار و تاريک و در قلمرو "قوم وحشت" که بدست واپسگراترين و منفور ترين قوم دنيا انجام ميشود روی پرده انترنت و در تصاوير ديده ايد. ديری نخواهد بود که اين صحنه ها به درب خانه من و تو ميرسد. بازی های پشت پرده تشنه های خون ملت و بانيان "قوم وحشت" رااگر نيک ميسنجی ديگر شکی نميماند که روزهای به شمار انگشتان دستت باقی مانده که طالب و گلبدين باز بر سرنوشت و ناموس انسانيت حکمفرمايی عام وتام ميکنند. اگر تاحالا اين صحنه ها را فقط از تصاوير ديده يی ديری نيست که هر انسان چيز فهم اين سرزمين که وابسته به اين لشکر وحشت نيست اين تيغ سرد و بی رحم را بر پوست گردن خوداحساس کند.
ديری ديگر نمانده که اين کارد - اين میراث شوم درنده گان تاريخ ، اين زبان گويای جهل اين منطق پشتون و عرب اين سمبول طالب و هرچه بنياد گرو شرير دنيا- رگهای گردن من و تو را لمس کند.
ديگر لحضه شماری کن که وقتی اين تيغ بر استخوان ستون مهره انسان اين سرزمين ، زن بيگناه و مرد اديب ميرسد ، جلاد جاهل ، سياهروی ، سياهپوش و سياهفکر ، نعره تکبير سر ميدهد و با هر نعره تکبر ضربتی سختی بر استخوان تو ميکوبد و آنرا خورد ميکند.
يک قدم ديگر مانده است ، ديگر هزاران سر را بالای تنه ها خواهی ديد که با چشمان معصوم و شاکی ، بر تنه های بی جان مايوسانه مينگرند و از اينکه پا بر اين گوشه بد بخت گيتی گذاشته اند ، از اينکه در دوزخ ايمان و انديشه اين جاهلان تاريخ بشر افتيده اند ، از اينکه دست آفرديده گا ر گيتی حيثيت انسانی آنها را با دادن قوت به اين لشکر جهل به بازی گرفته است ، اشک ميرزند.
دست بکار شو ، با هر چه در توان داری جلو اين حرکت ضد انسانی را بگير پيش از اينکه اين کارد کثيف بر گلويت برسد ، دست جلاد را در آستين کرزی ، ملاعمر ، گلبدين ، وردک ، سياف ، ربانی ، محسود پاکستانی ، کريم خرم ، احدی ، احمدزی و .......... بخشکان.
جنایت با طنین "الله اکبر"!
دوست ما که اسم خود را ننوشته واعمال این جانیها و دشمنان ملت افغان راتوسط یک قوم خاص(پشتون) عربها و پاکستانی صورت میگیرد. تقبیع کرده است که واقعـآ احساس شان قابل درک و ستایش است . اما در آخر این تحریر از کسانی به صفت مار آستین کرزی یادآور گردیده که متعلق به یک قوم و یک زبان میشود ولی از خونـخـواران دیگری که به کرسی های دولت لمیده اند یاد نکرده است مثـلآ ( ضیامسعود،خلیلی ،فهیم ، قانونی ....و صدها جانی های دیگر دولتی ) از این نوشتهء این دوست ما جنین برداشت میشود که روی عقده ها و ملیت پرستی ها و زبان پرستی سر چشمه گرفته که عاقبت پیروزی دشمن و ناکامی افغانهاست .
همچون سربریدنهای که توسط اهریمنان اجنبیان دشمنان سوگند خورده ملت ووطن ما سازمان داده میشود تفرقه های ملیت زبان تاجک و پشتون هم سازمان داده میشود که خیلی خطر ناک و زهراگین است .
از آنعده کسانی که اهل قلم و سواد هستن صمیمانه خواهشمندم تا آب در آسیاب دشمنان نریزند و از هوشیاری و خــرد کار بگیرند .
جنایت با طنین "الله اکبر"!
در یوتیوپ تقریبا 76 کلیپ از سربریدن انسان ها را دیدم. این سر بریدن ها در عراق، اندونیزیا، الجزایر، پاکستان، افغانستان، فلیپین، هند(کشمیر)، سومالی و چند کشور نا مشخص دیگر صورت گرفته بود. ملیت تمامی کسان که سرشان با قساوت از تن شان با کارد و شمشیر بریده می شد متفاوت بود و سربر هاهم از ملیت های متفاوت بود. فقط دز یک چیز تمامی سربر ها مشترک بودند: آنها در زمان سربرین "الله و اکبر" می گفتند و آیات قرآن و نشانه های از مسلمان بودن خود را به وضاحت در عقب خود آویزان کرده بودند. پس همه مسلمان بودند. قرار که دیده میشود این عمل خاص یک ملیت نیست بلکه خاص یک دین است. باید بر این نکته توجه کرد و آب را گل آلود نساخت. از همه مهم ا ین است که کی ها فربانی هستند؟ آیا این ها هم مربوط یک ملیت استند؟ که نه. باید هوشیار و دراک و صادق بود مگر اینکه هدف خاص اهریمنی داشته باشیم.
جنایت با طنین "الله اکبر"!
ساربان عزیز احترام بنده را قبول فرمایید .
کسانی که سرمیبرند و رهبری گروپهای اسلامی تند و دهشت افگنان را میکنند اینها کسانی هستن که امریکا ودر مجموع اجنبی ها آنها را به پول خریداری کرده اند تا از این طریق بتوانند کمپ اسلام را در جهان زشت،وحشی،آدمکش،چورگر،...... معرفی میکنند که تا اندازه موفق هم شده اند . وسیله شان همین اشخاص خود فروخته مسلمانهای دُگم وخشک که از هیچ مسولیت و ترحم در مقایل بشر آگاهی ندارند هستن . در لوگر انجینیر مطیع الله که هنگام اعیار کردن بمی انتحاری بود از اثر انفجار همین بم کشته شد زمانی که جیبش را کنترول میکنند اسنادی را پیدا کردن که این شخص جاسوس واجنت انگلستان بوده ودر همین منطقه وظیفه داشت پس فکر کنید تفرقه زبان ، ملیت ، مذهب ، همه توسط غرب به وسیله پاکستان و غلامان پول انداخته شده و در جهان حکمروایی میکنند .
ولی ما مردم غافل هستیم .
جنایت با طنین "الله اکبر"! / جنایتی بالا تر از جنایت
هر کسی به طریقی دل ما میشکند ...
بسیار تکان دهنده و جای تاثر است به اینکه همچو انسانهای که در برابر انسان بی رحم هستند و جود دارد اما متاثر کننده از آن انسان های اند که در برابر خالق خود بی ادب اند و واژه های است که بهمن کشن آباد در برابر کلمه مبارک آلله اکبر استعمال کرده است و بد تر از آن یاوه گویی که در آخیر متن در برابر یکتای یگانه و مهربان حضرت خداوندج روا داشته است؛ میباشد.
آزادی بیان نه به مفهوم توهین به اعتقادات مردم. گفته های گستاخانه بهمن کشن آباد را در برابر کلمه والا الله اکبر و مقام کبریایی جدا تقبیح میکنم
احمد شکیب صنعتیار
جنایت با طنین "الله اکبر"! / جنایتی بالا تر از جنایت
کشاورز
به اقایانی که میخواهند اسلام را با قلقه کردن اسلام جعلی و اسلام راستین نجات دهند یک پیام دارم. اسلام آن هست که در سرتاسر تاریخ خویش پدیدار گشته است. به این معنا که تاریخ اسلام را نمیتوان از دین اسلام جدا کرد. بطور نمونه حاکمیت امویان و عباسیان به همان اندازه اسلامی بوده اند که حاکمیت اخوند ها در ایران و یا حاکمیت طالبان در افغانستان. اسلام برعکس مسحییت /که تاریخش ضد عیسایی بوده است/ دین کاملا محمدی بوده است.
زنده باشید
جنایت با طنین "الله اکبر"!
واقعا از سادگی و ساده لوحی برخی که این چنین زود فریب می خورند و این حرکات را بنام دین و اسلام می گذارند باید تهجب کرد - این طرح بوسیله امریکا و توسط ایادی سیا و ... در جهت خشن جلوه دادن دین ایجاد شد و برخی ساده لوح و برخی هم با هدف خاص شروع به پخش این سناریو کردند که جای تاسف دارد .
جنایت با طنین "الله اکبر"!
باید از دشمنان زبده اسلام مانند اسرائیل، امریکا، بریتانیا، آلمان و غیره و غیره کشور ها یادآوری نمایم که از بدنام کردن اسلام از هیچ عملی چشم پوشی نه مینمایند.
دوست ما که مقاله نوشته خود در حق اسلام خیانت بزرگ کرده و گناه کبیره را مرتکب شده است چون کلمه الله اکبر کلمه ساده یی نیست در این کلمه نام خداوند به بزرگی یاد شده است.مثلاً نویسنده میتوانیست عنوان مقاله خود را جنایت تحت نام اسلام میگذاشت و یا جنایت طالبان و یا هزارها عنوان دیگر که وجود دارد ولی ایشان چون میخواهند مشهور شوند و به همینمنظور ایمان خود را به قمار زده اند. به نظر من نویسنده یک عمل غیر اسلامی را مرتکب شده و باید از خداوند متعال طلب بخشش نماید.اگر توسط ترورستان و یا جنایتکاران این کلمه استفاده میشود به معنای آن نیست که در اسلام همه این واقعات جواز دارد. اسلام یک دین پاک است و صلح و صفا در هر زوایه آن وجود دارد این فقد دسیسه کافران و یهودان است. فقد مشکل در این است که ما دین خود را درست نمیشناسیم و به حرف های خارجی ها گوش میدهیم.