رفتن به محتوای اصلی
فرهاد دريا، تجسم خود شيفته گى پايان ناپذير

فرهاد دريا، تجسم خود شيفته گى پايان ناپذير

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

فرهاد دريا آوازخوان نامدار و مشهور است. فرهاد دريا، در يك دههء گذشته آهنگهاى تصويرى زيادى تهيه و پخش نموده است. گفته مى شود كه دريا در بدل دريافت مبالغ هنگفت از سازمان ملل و برخى نهاد خارجى ديگر سعى نموده است كه روحيه ملى-افغانى را احيا نمايد. فرهاد دريا صدايى براى "پروژه ملت سازى" بوده است. فرهاد دريا در يك دهه گذشته رابطه تنگاتنگ با افغان ملتى ها و به ويژه شخص حامد كرزى داشته است. دريا، تقريبا ٤ سال پيش، طى مصاحبه اى با بى بى سى گفت كه: حمايت و پشتيبانى كامل" حامد كرزى را با خود دارد. اين حشر و نشر فرهاد دريا با حكومت كرزى كه متهم به قومگرايى و اعمال تبعيض است، صداى اعتراض دوستان ديروزى او را بلند نموده است. مثلا، يكبار، فريده انورى نطاق راديو آزادى، طى مصاحبه اى با او به كنايه مى پرسيد كه "دريا تغيير نموده است، درياى كه ما مى شناختيم، حتا پوشش او نيز تغيير كرده است." اشاره فريده انورى به عكسى از فرهاد دريا بود كه با لنگى افغانى(پشتونى) گرفته بود و آن در جلد يكى از سى دى هايش نشر شده بود.

بعضى دوستان پيشين ديگر دريا، او را خواننده ديروز مردمى نمى دانند و بلكه او را متهم به قوم گرايى و نزديكى به افغان ملتى ها مى دانند. رابطه نزديك دريا و ارگ در يك دهه گذشته سبب شده است كه او را "خواننده دولتى" بخوانند.

فرهاد دريا از مدتى به اينسو يك صفحه رسمى در فيسبوك باز نموده است. دريا به اين صفحه اهميت فراوان مى دهد. تا جاييكه در عيد گذشته به بهانه ارايه دو آهنگ جديد و عيدى، به تبليغ اين صفحه فيسبوكى خود مبادرت ورزيد. دريا ادعا مى كند كه اين صفحه را به منظور گفتگو با مردم و هموطنانش گشوده است. اما، در چند ماه گذشته، تقريبا هر روز، دريا يك قطعه عكس خود را نشر مى كرد و در پاى آن بعضى مطالب سبك و سرسرى مى نوشت. البته بعضى اين عكسها بيش از حد فوتوشاپ شده اند و پوست صورت دريا را مثل بانوان جوان بيست ساله نشان مى دهد. چيزى كه براى يك مرد پنجاه و يك ساله زيبنده نيست. من با اين نيت كه گويا آقاى فرهاد دريا هنرمند باسواد است، ؛ و اين صفحه را(صفحه رسمى فيسبوك ايشان) به منظور گفتگو باز نموده اند، پيام گذاشتم و گفتم كه"آيا ضرورت است كه شما هر روز يك قطعه عكس خود را نشر كنيد؟" ظاهرا، دريا براى حدودا يك هفته عكسى شخصى اش را نشر نكرد. چند روز پيش من به ظن اينكه، دريا هنرمند باسواد است( دريا عميقا علاقه مند است كه خودش را أهل سواد و ادبيات معرفى كند. در هر فرصتى، حتا در آغاز سى دى هايش پيش از آهنگ تا ده دقيقه گپ مى زند و اديب نمايى مى كند) باز در صفحه فيسبوك او پيام گذاشتم. در اين پيام من نوشته بودم كه "جايى فكر و انديشه در آهنگ هاى دريا خالى است." گفته بودم كه "دريا مى تواند يك خواننده متعهد و مبارز مثل داريوش اقبالى و جان لينن باشد." اين پيام هاى رك و بى رياى من هواداران دريا را خشمگين نموده بود كه "من كى هستم كه دريا را نصيحت مى كنم." آنها خشمگين شده بودند و حتا دشنام نوشته بودند. اما، براى من از همه تعجب آور بى حوصلگى و "بى جاغور بودن" خود دريا بود. دريا پيام هاى مرا حذف نمود؛ و بلمقابل پيامهاى كسانى كه مرا دشنام داده بودند را نگه داشت. فراتر از آن مرا "بلاك" نمود. من حالا نمى توانم در صفحه دريا پيام بگذارم.

شما وقتى ادعا مى كنيد كه به فيسبوك آمده اي تا با "هموطنان عزيز"ت گفتگو نمايي، به نظر شما گفتگو چيست؟ كسانى كه مى آيند و مى نويسند: "صدقه شما شوم"، "افتخار وطن هستيد."، "درد و بلايته نبينم." و...آيا آنها گفتگو مى كنند؟ تقريبا، تمام آدم هاى كه انديشه وخردى داشته اند مى گويند: شما از كسانى كه با شما تفاوت فكرى دارند مى آموزيد. اين پوپر مى گفت: متفكر واقعى كسى است كه در صدد ابطال نظريه هايش برآيد. اگر از اين آزمون نظريه هايش جان سالم بدر برد، آن نظريه، نظريه واقعى است.

يكبار يكى از علاقه مندان دريا مى گفت: "الهى كاشكى اين دريا ويديو كليپ نمى كشيد. پيش از ويديوهاى، فرهاد دريا براى من يك وزن و وقار داشت. اما حالا با آن قد و جسه(اندام) و در اين پس پيرى كه او را مى بينم، اصلا ازش خوشم نمى آيد. در اين پس پيرى با زينگرى(رقاصه گى)! با آنهمه رنگ موى، وسمه و سرمه."

من هرگز چنين چيزى هاى براى دريا ننوشته بودم.
من آهسته آهسته باورم مى شود كه با حوصله ترين آدمها، همين نويسندگان افغانى هستند. خوب اغلب اينها، نه همه. ببينيد مردم چه ها كه در مورد اينها نمى نويسند و نمى گويند. اما، اينها مى شنوند و تحمل مى كنند. سياستمداران ما كه نقد را با حذف و لت و كوب پاسخ مى دهند. و هنرمندان ما، يكى از باسوادهاى آن كه دريا باشد، چنين است. الله و اعلم كه ديگرانش چگونه اند.

دركل، برداشت من اينستكه فرهاد درياى در فيسبوك آمده است تا هزاران عكس فتوشاپ شده اش را نشر كند. آمده است تا هر روز دو تا سه صد "صدقه ات شوم!"، "قندول استى!"، "درد و بلايت را بگيرم!" و... بشنود. دريا تحمل نقد و گفتگو را ندارد.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

67 دیدگاه
Noshin

فرهاد دريا، تجسم خود شيفته گى پايان ناپذير

This what Jafar Rezai rplyed back on facebook. I dont know what he is trying to say

Safarnama Mona
ببينيد دوست عزيز، يكبار يك تحليلگر در راديو مى گفت "امروز هركه يك لب تاپ و دسترسى به انترنت دارد، سردبير يك روزنامه است." فرهاد دريا اينجا نقش يك سردبير را بازى مى كند...ما معمولا وقتى خود ما در موقعيت اجرايى قرار نداريم آرمانى ترين شعارها را فرياد مى كشيم. دم از آزادى بيان و اين حرفها مى زنيم. براى من اين "قيچى دارى" دريا جاى پرسش است. دريا، گاهى مرا بلاك مى كند و گاهى نظراتم را حذف. در حاليستكه دشنام هاى "هواداران آتشين و پيچه سفيد" دريا دست ناخورده مى ماند. حذف نظر من و دست نزدند دشنام هاى عليه من به اين معناست كه دريا آن دشنام ها را تأييد مى كند. بگذريم از اينكه بعضى آن دشنام نويس ها از نزديكان دريا به نظر مى آيند.
من تصور نمى كنم كه اتهامى به دريا وارد كرده باشم. اين هاى كه خشمگين هستند گمان نمى كنم منظور مرا فهميده باشند. من از دريا نپرسيده ام كه چرا لنگى مى پوشد. نطاق راديو آزادى از او پرسيده. من كه نگفته ام كه رابطه دريا با ارگ گرم است. خود دريا با بى بى سى گفته است. اصلى ترين سؤال و انتقاد من اين بوده كه "جاى فكر و انديشه در آهنگهاى دريا خالى است." از بحثهاى كلان فكرى كه بگذريم، دريا تا هنوز حتا به موضوعات مهم و امروزى افغانستان مثل، فقر، بنيادگرايى و حقوق زنان نيز نپرداخته است...
اما، در مورد من. ببينيد، من گفته بودم كه در هشت سال گذشته در انترنت "نيمه فعال" بوده ام. شما حدودا ١٢٠ مطلب و مقاله مرا در همين كابل پرس، وقتى روى نامم كليك كنيد مى توانيد بيابيد. من لينك آنرا اينجا نمى گذارم تا كسى مرا متهم به تبليغ شخصى نكند. البته كه من با تمام چيزى هاى كه قبلا نوشته ام، امروز موافق نيستم....
شهرت إلزاما به معناى درست بودن و عميق بودن نيست. امروز خورد ترين "ستاره" و هنرپيشه هاليوود نسبت به متفكرين عميقى مثل نوام چامسكى و استفين هاوكينگ نامدارتر اند. گمنامى چامسكى به مفهوم ضعف نيست. او را رسانه هاى نظام اقتصادى امروز عمدا در بايكوت و تحريم نگهداشته اند. دقيقا، مثل "آرامش دوستدار" در حوزه زبان فارسى. آرامش دوستدار جدى ترين رقيب سكولار سروش و بقيه ى قماش "اصلاح طلبان دينى" است. اما تعداد معدودى او را مى شناسند...
در ضمن، انگار هيچ افغانى نيست كه با دشنام دهان شرين نكند. اين جناب شما، در پايان كامنت تان، نتوانسته ايد تعادل لازم را رعايت كنيد.

فرهاد دريا: "من برای عشق و دوستی به جهان آمده ام، مرا به سرزمین کدورت ها و نفرت ها مهاجر نسازید! " منبع: وبسايت بى بى سى فارسى

هفته پيش در سى ان ان مطلبى را خواندم در مورد "عينك گوگل". عينك كه بزودى به بازار خواهد آمد و شايعه است كه نرخ آن ٣٠٠ دالر خواهد بود. وقتى اين عينك آمد، جامعه بشرى بيشتر از هر زمانى ديگر شفاف خواهد بود. چون وقتى اين عينك در چشم تان است با يك چشمك مى توانيد عكس بگيريد؛ و با يك اشاره چشم ويديو. گفته مى شود كه سياستمداران و آدمهاى مشهور، بيشتر از همه نگران اين عينك هستند. كسى در راديو تحليل و پيشبينى مى كرد كه: شايد در آينده ضرورت نباشد تا در پاى هيچ سندى امضا نماييد. چون وقتى هردو طرف عينك گوگل داشته باشند، مى تواند در مورد قرارداد صحبت كنند و قول دهند، و هردو ويديو اين صحنه را بعنوان سند داشته باشند. و باز مى گفت در آينده "هويت آنلاين" و "هويت آفلاين" ما تا حدى زيادى برملا و يكى خواهد بود.

به باور من همين تلفون هوشمند حالا نيز تاحدى "هويت آفلاين" و واقعى ما را برملا ساخته است. ياد آنروزهاى بخير كه خود را براى ديگران آدم خونسرد، پاك زبان، مهربان و با حوصله معرفى مى كرديم. اما، حالا اين تلفن لعنتى در دست ما است، فرق نمى كند، در خوى هستيم و يا بدخوى. درايستگاه بس در يك ساعت گرم و آفتابى منتظر بس هستيم؛ تشنه هستيم و مغز ما كاملا بيدار نيست. هرچه به ذهن ما رسيد مى ريزيم روى صفحه فيسبوك! ساعت ده شب است، با شوهر، زن، دوست پسر و يا دوست دختر ما جنگ كرده ايم. شديدا خشمگين و عصبى هستيم. فرق نمى كه رفيق و يا خواهرخوانده ما كجاست. اين فيسبوك لعنتى كه هزار رفيق و خواهرخوانده ى ديجيتال و مجازى را در خود جاه داده در زير بالش ما است. با زنكه جنگ كرده ايم، بيا كه انتقامش را از كسى ديگر بگيريم. با شوى ناشوى قهر نموده ايم، بيا كه سر كس ديگر دل خود را خالى كنيم. مى بينيد كه اين "هويت واقعى و آفلاين" ما چگونه آنلاين مى آيد و برملا مى شود. اين كامنت من، كامنت تو، كامنت همه، گوشه هاى از "هويت آفلاين" ما را برملا مى سازد. بيخود نيست كه سازمانهاى استخباراتى شخصيت ما را از لايك هاى ما تحليل مى كنند.

به باور من اين صفحه براى فرهاد دريا يك آزمون است. دريا هميشه سه متر بالاتر از روى استيژ با مردم سخن گفته است. فيسبوك استيژ نيست. من عميقا باور دارم كه دريا آدم مهربان و خوش قلب است. بسيارى از آهنگهاى دريا را دوست دارم. اين غزل "خورشيد من" مرا مى گيرد و نيشه مى كند. برداشت من اينستكه، سحر صداى دريا در اين آهنگ به شكل باورنكردنى كارساز و افسونگر است. تصور نمى كنم شناخت و احترامى كه من به دريا دارم، اينهاى كه مى آيند و مى نويسند: "صدقه ات شوم!"، "درد و بلايت را نبينم!" داشته باشند. شما از مرحوم حاجى سيفو هيچ وقت نمى خواهيد كه "جان لينن" حوزه زبان فارسى و پشتو باشد. همچنان اميدوارم كه درياى عزيز، لاقل ، تاپيك فقر و حقوق زنان را بعنوان سوژه ى سروده هايش مد نظر داشته باشد...گفتم اين صفحه براى دريا يك آزمون است. مديريت درست اين صفحه، مى تواند جلو بسيارى از تنش ها را بگيرد. به باور من دريا بزرگتر از آن استكه در محاصره "صدقه گويان" دلخوش و محصور بماند. مى توان با هارمونى آرامتر بود، تا قطبى نگهداشتن فضا.

يادم نرود كه اين مرحوم، مغفور(گر چه اهل باور نبود) مارك تواين مى گويد: خشم زهرى استكه بيشترين آسيب را به همان رگى كه در آن نگهدارى مى شود مى رساند، تا بالاى آن چيزى كه مى خواهيم بريزيم.
به نظرم نتوانستم بسيار زيبا ترجمه كنم. شما آنرا ترجمه كنيد.
Anger is an acid that can do more harm to the vessel in which it is stored than to anything on which it is poured.

به قول انگيسى زبان ها:
Everybody smile! There is more pleasure in harmony

ناشناس

فرهاد دريا، تجسم خود شيفته گى پايان ناپذير

جعفر اغا اگر همه متن ها و نوشته های تان مثل این متن مزخرف است لطفا نوشتن را کنار بگذارید

بریالی

فرهاد دريا، تجسم خود شيفته گى پايان ناپذير

عجب مردم بیکار هستید، خدا شما را بشرماند! از یک فریادک جویچه این همه بلوا میسازید!

فروزان

فرهاد دريا، تجسم خود شيفته گى پايان ناپذير

واقعا متاثر میشوم وقتی میبینم یک نویسنده با سواد و به اصطلاح خردمند اینگونه منفی و مزخرف مینویسد. به خیال خودش این اقا خواسته نقد بنویسد ولی از سر تا پای کلامش انزجار٫حسادت٫بغض و کینه میریزد.اگر یک با سواد اینگونه میاندیشد پس انهمه بیسواد چی خواهند اندیشید. و ایا اگر فرهاد دریا در اهنگهایش زنان نیمه عریان را در حال رقص و عشوه گری می افزود باز هم اینگونه نقد میکردید؟

تيزبين

فرهاد دريا، تجسم خود شيفته گى پايان ناپذير

فرهاد دريا موسيچه بيگناه خوده نشان ميته. در اصل يك آدم خودخواه، و متعصب است.

محمد

فرهاد دريا، تجسم خود شيفته گى پايان ناپذير

محترمه خانم فروزان سلام
فرهاد دریا اکت های بچه گانه دارد و سبک سر و خودخواه ا ست قوم گرایی ا و ا ز نظرها پنهان نیست و فرهاد به نام دریا آنقدربه تبصره و
توصیف ارزش ندارد .

ناشناس

فرهاد دريا، تجسم خود شيفته گى پايان ناپذير

فرهاد دريا همجنس باز است. چند سال پيش سهراب كابلى در وبلاگ يادداشتهاى از كابل اين موضوع را مطرح كرد. بعد از يك هفته مقاله را پس كرد. گفت كه خود فرهاد ديا تماس گرفته و خواهش كده كه مقاله را پس كو. فرهاد دريا همجنس باز است و اصليت مخفى مى كند. خو يگان كارهاى غيرنورمال كه از او سر ميزند به همى خاطر است.
اما، كار رضايى صحيح نيست. هنرش كه احترام كو. سه روز است كه از آنلاين لادرك شده. اگه كدام كار در حق خود كرد، مردم تو را ملامت مى كنند.

داداش

فرهاد دريا، تجسم خود شيفته گى پايان ناپذير

شوخی با نگارندۀ بی نام که میگه « فرهاد دریا » هم جنس باز است .
« یکنفر گفت : فلانی بچه باز است
طرف گفت : نی بابا نیست ، تو چی میگی ؟
گفت : بخدا که بچه باز است ، اینه چند بار خودم را کرده است . »

آذین

فرهاد دريا، تجسم خود شيفته گى پايان ناپذير

هیچ کس نزند بر درخت بی ثمر سنگ ...
آورده اند که « نعمت الله » نامی از دوستش مشورت خواست که چگونه می توان در ظرف یکروزه مشهور شدن ؟
آن دوست بفرمود که : قبل از نماز صبح در مسجد جامع شهر ، دفع حاجت کردن . وآن نابخرد نیز چنین بکرد .
در نماز صبح مسلمانان محل همه جمع آمدند و باران لعنت و نفرین برعامل این عمل قبیح کردند و در همان یکروز او به « لعنت الله » شهرت یافت .
مسموع است که جناب « جافرخان رضایی » پس از این که در هنر گرافیک « قرآن » کتاب مسلمانان را میان شعله های آتش به تصویر کشید و درب دکانش مسدود و خودش منفور ومشهور گردید . از بخت بد او به این بسنده نکرده و با کلۀ پرباد ، وارد معرکه ای دیگر شد و در طلب شهرت بیشتر. اینبارهنرمند محبوب قلب های نسل جوان را دشنام دادن فرمود .
عوفی تو میاندیش ز غوغای رقیبان
آواز سگان کم نکند رزق گدا را

بی وطن!

فرهاد دريا، تجسم خود شيفته گى پايان ناپذير

ایــن جنـــــاب اذیــــــن نیــــــز از قمــــــاش خود برتر بینان متکبر، خود خواه، چلوس، زاهد مشرب و میخواره همچون فرهاد جویچه میباشد!!!

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 67 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس