رفتن به محتوای اصلی
معشوق من بگشوده در روی گدای خانه­اش

معشوق من بگشوده در روی گدای خانه­اش

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

ای عاشقان، ای عاشقان، دل را چراغانی کنید

ای مَی­فروشان، شهر را انگور مهمانی کنید 


معشوق من بگشوده در روی
گدای خانه­اش

تا سَر کشم من جرعه­ای از ساغر و پیمانه­اش

مولوی بلخی

 

دوست دارم که کسی دوست ندارد چو مَنَش

هم به جز من نزند بوسه کسی بر دهنش

دوست دارم که شبی، مست، در آن بستر ناز

غرق صد بوسه کنم زلف شکن در شکنش

دوست دارم که کند زلف، حجاب رخ خویش

تا مگر آینه هم خوب نبیند چو مَنَش

دوست دارم که در آغوش من آید عریان

کُشَدَم رَشک که پوشد تن او، پیرهنش

دوست دارم که مرا نیز دهد راه به خویش

تا شوم زنده ز گرمای هوس­بار تنش

دوست دارم که همه خلق، چو بیدل، دانند

تشنه­ی بوسه­ام و واله­ی لطف سخنش


علی­اکبر جباری (بیدل)

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس