رفتن به محتوای اصلی
حاجتی سازد روا هر تار زلفش، ای دریغ!

حاجتی سازد روا هر تار زلفش، ای دریغ!

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

آن گل نازک­بدن،
گیسو به دوش انداخته

زان به دوش
انداختن، خلقی به جوش انداخته

ریخته است آن خوشه­های
ناز را بر دوش خویش

در میان کاروان دل،
خروش انداخته

تا پریشان­تر کند
جمعیت عشاق را

سنبل زلف پریشان را
به دوش انداخته

با گل رخساره، آن
شیرین­لبِ سیمین­بدن

داغ اندر لاله­های
گل­فروش انداخته

لعل نوشینش که آب
زندگی می­پرورد

در رگ مَی، خون
غیرت را به جوش انداخته

حاجتی سازد روا هر
تار زلفش، ای دریغ!

حاجت ما را چرا در
پشت گوش انداخته؟


علی­اکبر دُلَفی

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس