مسئولیت خرابی ها، ویرانی ها و پسماندگی ها در افغانستان به عهده چه کسانی می باشند؟
در هر صورت کسانی باید به عنوان مسئول خرابی ها و پسماندگی ها به مردم و جامعه جهانی معرفی گردند.
فاکتور و عامل اصلی تعیین کننده در آبادانی و خرابی یک سرزمین مردمان آن سرزمین می باشد و اگر این موضوع بیشتر مورد واکاوی قرار بگیرد مردمان یک سرزمین نیز در دو وضعیت قرار دارند یا در قدرت کنترولی آن سرزمین سهم دارند و یا نقش ندارند.
شکی در این نیست که 280 سال زمام حکومت به دست پشتونها بوده است و تاجیک ها نیز به صورت نیمه و نصفه در قدرت مشارکت داشته اند و هزاره ها و ازبکها نقش چندانی در مدیریت این سرزمین نداشته اند. سؤال اینجاست که آیا هر یک از اقوام به میزان نقش خود در حکومت، به عهده می گیرند که به همان میزان در خرابی و پسمانی این سرزمین نقش داشته اند؟
چیزی که باید در این بین روشن شود این است که مسؤل کشیدن فرد فرد اقوام در خرابی این سرزمین تا حدی غیر واقعی و غیر منصفانه است، به دلیل اینکه مردم عادی که نقشی در قدرت و مدیریت و حکومت ندارند بطور مستقیم نقشی در خرابی و پسماندگی هم ندارند پس آنها نقشی در خرابی و ویرانی ندارند و گناهی هم به گردن ندارند ولی کسانی که در قدرت شریک می باشند و می توانند کاری برای آبادانی و یا خرابی انجام دهند باید برای کار آبادسازی پاداش و به خاطر خرابی این سرزمین پاسخ گو باشند.
پس از مطالعهٔ گذشته تاریخی و نگاه به شرایط حال رویکرد بقدرت رسیده های تاجیکها به روشنی قابل درک است که بقدرت رسیده های تاجیک، سیاست " اگر نمی توانی آنها را شکست بدهی به آنها ملحق شو" را پیش گرفتند. گذشته تاریخی اجرای این رویکرد در مدت زمان حکومت ربانی و همچنین زمان وزارت عبدالله کاملاً مشهود است و در شرایط حال شما وزارت خانه هایی را که تاجیک ها در قدرت می باشند را ببینید هر چند آنها در ظاهر سیاست " تاجیک برای تاجیک " را نشان داده اند و می دهند ولی در سیاست واقعی، پیرو سیاست بقدرت رسیده های پشتون می باشند.
سیاست به قدرت رسیده های پشتونها:
بقدرت رسیده های پشتون، در گذشتهٔ تاریخی و در شرایط حال، سیاست " بردن به قیمت نابودی همه " را اجرا کردند و می کنند. اگر بطور عادی هم به حکومت داری به قدرت رسیده های پشتون نگریسته شود واقعاً آنها همه و از جمله مردم پشتون را نابود کردند، هر چند در ظاهر آنها سیاست " پشتون برای پشتون " را نشان می دهند ولی در عمل و در خلق نتیجه از اعمالشان، سیاست بردن به قیمت نابودی همه، مشاهده می شود. در سیاست واقعی، بردن به قیمت نابودی همه، به قدرت رسیدن خود شخص و اعضای نزدیک خانواده شخص و همچنین کسب منفعت اقتصادی برای خود شخص و بستگان نزدیک، اصل اول و آخر است؛ و برای اجرای سیاست واقعی، یک سیاست ظاهری نشان داده می شد که به قدرت رسیده های پشتون، سیاست" پشتون برای پشتون" و به قدرت رسیده های تاجیک، سیاست " تاجیک برای تاجیک " را نشان دادند ولی چیزی که در عمل، عمل شد،و می شود همان سیاست " بردن به قیمت نابودی همه " است؛ اگر غیر از این می بود حتماً مردم پشتون و یا مردم تاجیک که قدرت در دستشان بود در گذشته و در حال حاضر زندگی خوبی می داشتند و یا در برهه ای از زمان زندگی قابل قبولی می داشتند، در صورتی که مردم پشتون و تاجیک، مثل تمام ساکنان این محدوده جغرافیایی زندگی خوبی نداشتند و ندارند.
و اما نقش به قدرت رسیده های تاجیک
آیا زمانی که ربانی و تیمش حکومت را در دست گرفتند نمی شد که با تقسیم عادلانه قدرت و سهم دهی همهٔ ساکنان این سرزمین در حکومت داری، شیوهٔ خوبی از حکومت داری را به همه از جمله پشتون ها نشان می داند و زمینهٔ خوبی را برای حکومت داری خود و سایرین فراهم می کردند؛ ولی همه می دانیم که چنین نشد و آن گروه راه انحصار را در پیش گرفتند و چنان شد که نباید می شد؛ در زمان وزارت عبدالله در وزارت خارجه نیز چیزی که اتفاق افتاد این بود که ایشان تمام بخش های این وزارت خانه را از پنجشیریها پر کرد و بعد در زمان انتخابات ریاست جمهوری انتظار داشت که دیگران به او همچون یک حکومت دار ملی رأی دهد؛ و اما در اخیر اتفاقاتی که در وزارت تحصیلات عالی به وزارت عبید الله عبید اتفاق افتاده است نیز همه حکایت از انحصار دارد تلاشی که زیر نظر وی صورت گرفت تا از ورود شایسته ها در در دانشگاهها به طور سیستماتیک جلوگیری شود که این به قدرت رسیده تاجیک نیز راهی را رفت که نباید می رفت. به نحوه مدیریت اغبر در کمیته ملی المپیک نظر کنید، اگر هر یک از دلیران این سرزمین مدال جهانی آورد به نام تمام ساکنان این سرزمین تمام می شود و نام این سرزمین بالا میشود و نه نام یک فرد خاص و قوم خاص؛ حال این فرد شروع می کند به کارهای تبعیض آمیز، گیریم چند بچه خاله ات و کاکایت در مسابقات بروند ولی آنجا که نقل تقسیم نمی کنند آنجا میدان مبارزه است و مرد میدان می خواهد تا برای این سرزمین بتوانند مدال بیاورند.
همه به ظاهر سینه برای این سرزمین چاک می کنند ولی چیزی که از اعمال به قدرت رسیده های تاجیک می شود نتیجه گرفت این است ک که آنها راه به قدرت رسیده های پشتون را در پیش گرفتند و همان کردند که آنان کردند و در نتیجه سلسله خرابی و ویرانی این سرزمین جریان دارد و اگر به قدرت رسیده های تاجیک چنان نمی کردند و یا در آینده در کردار خود بازنگری کنند و راهی را در پیش گیرند که منفعت کافه مردم این سرزمین در آن باشد در این صورت می شود نماند که اشخاصی به نام قوم کافه ملت را به نابودی رساند.
نقش تمام مردم در آبادانی و خرابی این سرزمین
مهم نیست که چه کسی و از کدام قوم در جایی مسئول باشد مهم این است که کسی که مسؤل میشود توان پیشبردن مسؤولیت خود را داشته باشد. برای من هزاره اصلاً مهم نیست که والی بامیان یک هزاره باشد و یا یک پشتون و یا یک ازبیک و یا یک تاجیک ؛ مهم این است کسی که والی میشود از فساد به دور باشد و برای آن ولایت کار کند.
برای آن تاجیک چه اهمیت دارد که اسماعیل خان وزیر وزارت خانهٔ انرژی و آب باشد ولی خانه اش تاریک باشد درختانش از بی آبی خشک گردد و چرخ صنعتش وابسته به برق وارداتی از کشورهای همسایه باشد در صورتی که افغانستان سرشار و غنی از منابع آبی می باشد که می شود کنترل کرد و هم برق داشت و هم صنعت کشاورزی این سرزمین رونق پیدا کند و برای آن پشتون و یا آن ازبیک به همان قیاس می باشد.
حال آن پشتون از خود بپرسد که حاصل حکومت سالهای متمادی به قدرت رسیده های فاسد و نافاسد پشتون برای او چه بوده است هر فرد آمده است و به نام پشتون ها حکومت را در دست گرفته است و برای خود و خانواده خود پول و پیسه کمایی کرده است و در آخر برای پشتون ها و سایر ساکنان این سرزمین جز خرابی و ویرانی و بی هیسیتی بین المللی چیزی باقی نمانده است. چه اهمیت دارد که پشتون باشد و یا غیر پشتون، مهم این است که برای توی پشتون و تمام ساکنان این سرزمین کار کند.
حال نقشی که مردم دارند این است که درک درستی از عوام فریبی به قدرت رسیده های فاسد داشته باشند و به نام قوم و زبان و سمت خاص به ادامه خرابی و ویرانی این سرزمین کمک نکنند و با حمایت روحی جمعی از کسانی که واقعاً تعهد، توانمندی و دانش لازم در آبادانی این سرزمین را دارند از سلسله باطل ایجاد شده در این سرزمین جلوگیری کنند.
در اخیر چیزی که بازگوی آن لازم است این که شخصیت کلی اقوام از شخصیت تک تک افراد منصوب به آن قوم متفاوت است و نباید هیچ کس فساد و ناکارآمدی افراد را به نام اقوام ارجاع دهند این ظلمی است که هر کس می تواند ناخواسته به دیگر اقوام روا دارد و گناهی است که هر کس این گونه فکر کند برای خود کمایی کرده است. هر کس به محدودهٔ شخصیتی خود مسؤل می باشد هر چند شعار قومی دهد و تمام اقوام افغانستان شریف می باشند و از ناپاکی افراد منصوب به خود جدا.
من الله توفیق
نظرات
24 دیدگاهنقش به قدرت رسیده های تاجیک در ویرانی افغانستان
اقای قلندری تاریخ خواندی یا که شب کجالو خوردی بی خلطه فیر میکنی... تو یک دفه اوراخ تاریخ ببین وبخوان که در افغانستان که هابود که پیکر این کشور را برباد وتاراج نمود....
نقش به قدرت رسیده های تاجیک در ویرانی افغانستان
هر چیزی را که درین صفحه میگذاریم، نشانه ای آنچه است که افکار
ما را به خود مشغول میسازد و تمایلات درونی ما را نمایان میسازد.
بعضی ها به هر بهانه تمایلات جنسی شان را با عکس های پورنوگرافی هندی
به نمایش میگذارند.
نقش به قدرت رسیده های تاجیک در ویرانی افغانستان
تو هم یکی ازین رانده شدگان هستی.
نقش به قدرت رسیده های تاجیک در ویرانی افغانستان
براي خودت من نميتوان نام را تعين كنم خوب است برائ خودت ( چيز ) بگويم بخاطر كه خودت يك پشت استي ما نمي گيم كه عكس بالا درست نيست هتا ما خودت را هنوز ديل داري داديم كه چقدر در حق خودت ظلم شده اين اولاده دراني كه درعقب ابت بند كرده واولاده غلجي در دهانت تخته دارد چقدر سخت است خدا يا خداوند به كمك ات برسد
نقش به قدرت رسیده های تاجیک در ویرانی افغانستان
... بابی زبانشاس معروف پشتون از استان قندهار درمورد چگونگی تولد اولین پشتون تحقیقات علمی پنجاه ساله کرده است. او میگوید: منشأ اولی پشتونها از پکتیا آغاز گردیده است، پکتیا پختیا ویا پشتیا همه ازیک ریشه اند، درهمین منطقه برای اولین بار مادر اولی پشتونها بنام پشتنه ویا پختنه چندی صدسال پیش ازمیلاد مسیح با خر روابط جنسی پیدا کرد وبرای اولین بار ازین حیوان حمل گرفت. بعداز زایمان نام این موجود مرکب انسان/ خررا خروتی گذاشت . یعنی خرک کوچک، این موجود عجیب الخلقه آهسته آهسته رشد ونمو کرد تا اینکه نامش را ازخروتی به افگان تغیر دادند. افگان نیز بایک دختر هندی ازدواج کرد وبهمین ترتیب نسل پختون درمناطق پکتیا وپکتیکای امروز شروع به تکثر نمود، درست ازهمین منطقه بود که پختونها به سایر مناطق پراگنده گردیدند.
مرجع: کتاب: د افغان انتروپولوژیک تاریخ/ مولف پوهاند بابی
نقش به قدرت رسیده های تاجیک در ویرانی افغانستان
اقائ بهمن هالا اهسته اهسته درد خودت نمايان ميشود از نوشته بالا ات چنين به نتيجه ميرسم كه پشتون كه پيش از ميلاد با خر ارتباط پيدا كرده بوداز ثمره اوخودت بوجود امدي واين صد في صد بخودت طتا بق ميكند وتنفر خودت از پشتون بكلي بر حق است چون برائ يك پدر فرض ميشود كه برائ اولادهائ اينده مادر درست را انتخا ب كند چون كه برائ خودت اين يك چيزي را انتخاب كرده، به گفته هندي ها در جهنم ديكه كوشيش خواهم كرد كه يك ماچه سگ را برايت انتخاب كونيم چون سگ بسيار وفا دار ميباشد
نقش به قدرت رسیده های تاجیک در ویرانی افغانستان
من از دشنامهای اوغان خر نمی ترسم وحقایق تاریخی را آنچنانی که هست بیان میکنم. درپیام بالا نظریات پروفیسور لطیف بابی انعکاس یافته است که بنده درآن کدام دخلی ندارم. حالا هرقدر دشنام که درچانته دارید میتوانید به لطیف بابی بیچاره بدهید.
نقش به قدرت رسیده های تاجیک در ویرانی افغانستان
من نمیدانم سردار جان قلندری که تو از شیعیان هزاره هستی یا کدام قوم دیگر؟ از نوشته معلوم می شود که به گمان غالب به شیعیان هزاره تعلق داشته باشی. در مورد نقش و سهم تاجک ها در ویرانی افغانستان به خصوص که دوران حکومت استاد ربانی را مثال آوری بسیار بی انصافانه و نادرست دواری کردی. زیرا تو می نویسی:« .... آیا زمانی که ربانی و تیمش حکومت را در دست گرفتند نمی شد که با تقسیم عادلانه قدرت و سهم دهی همهٔ ساکنان این سرزمین در حکومت داری، شیوهٔ خوبی از حکومت داری را به همه از جمله پشتون ها نشان می داند و زمینهٔ خوبی را برای حکومت داری خود و سایرین فراهم می کردند؛ ولی همه می دانیم که چنین نشد و آن گروه راه انحصار را در پیش گرفتند و چنان شد که نباید می شد؛...»
تو خدا کمی انصاف و جوان مردی و عدالت هم چیز خوبی است. ترا به خدا قسم در تاریخ گذشته، حال و آینده افغانستان دیگر تکرار شدنی خواهد بود که در یک حکومت شیعیان افغانستان نو وزارت داشته باشند که در حکومت استاد ربانی داشتند. تو ببین که در حکومت کرزی که محقق برای کرزی با همراه دوستم دونیم ملیون رای جمع کرد، اما دو نفر وزیر هزاره شیعه یکسال چندین بار د رپارلمان کرزی بیش از پنجاه رای بدست نیاوردند.
نقش به قدرت رسیده های تاجیک در ویرانی افغانستان
بهمن یک لوچک است که کابل پرس? را به یک سایت سکسی
برای خود تبدیل کرده. مه هیچ فکر نمی کردم که کابل پرس
به این اندازه سقوط کند.
نقش به قدرت رسیده های تاجیک در ویرانی افغانستان
عكسها زياد ميباشد مهم نيست كه از كيست وچه نوع عكس است خودت ان عكس بذهن خود توجي كرديد وديكه تمام دوستان ان عكس بر پشت بودن خودت تصوير نمودن زندگي گذشته تانه درهمين عكس وظلم پشتونها در حق خودت ودر اخر از اسل ونصب خودت. پس خودت هـرچقدر دشنام ميتين بصاحب اش ميرود