ای لکه ی ننگ بر دامان بشریت، می خواستم برایت سلام کنم، دیدم ارزش آن را هم نداری. تا به حال فکر کردم که تو با قتل عام کردن هزاره ها در مزار، کشتار تازه عروس و تازه دامادان هزاره در بامیان، فرو ریختاندن مجسمه ی بودا و صدور فتوای کافر بودن هزاره ها در تقلید از فتوای عبدالرحمان خان، فقط دشمن خونی و ذاتی هزاره ها هستی، اما حالا می بینم که تو با تمام "انسانها" سر ستیز داری، می بینم که "انسانیت" برایت نامانوس و نا آشناست، می بینم که توحش و بربریت تو حد و مرزی نمی شناسد، می بینم که کشتن انسانهای بی گناه برایت افتخار می آفریند و بعد از جاری شدن هر جوی خونی، پیروانت به افتخار مسوولیت آن را به عهده می گیرند.
تو خیلی موفق هستی، آفرین!! حتا نمی گذاری که لاله بر خاک مزار رفتگان برآید، نمی گذاری نم نم خونهای قبلی، خشکیده شود، یاد و خاطره ی داغهای قبلی از دلها رخت بربندد، و حتا نمی گذاری که اشک از گونه های مادر و پدری خشک شود. کارهایت خستگی ناپذیر و شکست ناپذیر است.
ای آنکه دغدغه های جهادت توام با توحش و بربریت، اندیشه هایت توام با جهل، و ادعاهایت توام با خدعه و فریب است، موفقیت هایت را در جلادی و قتل مردم بی گناه این سرزمین برای تو و همکارانت تبریک می گویم و از نزد آن خدایی که تو به آن باور داری برایت آرزوی توفیق می کنم؛ زیرا خداوندی را که ما بدان باور داریم، کشتار یک انسان را مساوی به کشتار همه انسانهای روی زمین می داند و زنده کردنش را هم همین طور.
اما اسلام تو، خدای تو و جهاد تو، فقط یک نوع دستور می دهد: بکش، ویران کن، خانه بسوزان، سر ببر، اطفال را یتیم کن، زنان را بیوه کن، پاها را از ران یا زانو ببر، قلع و قمع کن و خانواده ها را داغدار... .
این خدای تو و اسلام تو حتا تکنیک های جهاد را برایت درست تفهیم نکرده؛ نگفته که اطفال بی گناه را نکش، نگفته که به حقوق بشر احترام بگذار، نگفته که به انسان های غیر درگیر آسیب نرسان و نگفته که دشمنت را بشناس. فقط گفته که برو بکش و مستقیما راهی دیار آخرت و سرانجام بهشت شو... .
این طوری خیلی به نفعت بود، حد اقل یک عده طرفدار اهل خرد هم می داشتی که از هر صد کشتار، یک "آفرین" نثارت می کرد، از تلاشهایت سپاسگزاری می کرد و بعد از این همه کشتارهای بی رحمانه ات، محفل شکوهمندی ترتیب می داد و شور و هلهله راه می انداخت.
به افتخار می گویم همانطوری که کیش من و تو از هم فرق دارد، خدا، اسلام و پیامبر ما نیز فرق دارد؛ زیرا رهگشایان تو، برایت صلح را نشناسانده، کرامت انسانی و حقوق بشری را تبیین نکرده، صله ی رحم را در وجودت نهادینه نکرده، فقط و فقط بر سرمه ی چشمانت، پیراهن دراز و عرب گونه ات، و ریش بلندت تاکید کرده است. این ظاهر آراسته برایت، افتخار می آورد و این دل بی مهرت، برای درخت طوبا و حوران بهشتی می تپد. عکس این حالت را تصور کن، خدای من آن است که تو با این دل مکدر و منطق ناسالمت نمی توانی آن را درک کنی.
یادت نرود که تو از دیدن خون و به زمین افتادن کودکان و بی پناهان لذت می بری، از دار آویختن و سر بریدن مخالفانت شور و هلهله بر پا می کنی، اما فطرت و آیین من چنین نیست. حمایت از ارزشهای انسانی و حقوق بشری، مهم ترین اصل در کیش من است.
باید بپرسم که جنون مرگ تا کجا؟ شوق نابودی و ویرانگری تا کدام سرحد؟ چه شوق بی پایانی به مرگ و نابودی! تو کیستی؟ از کدام نوع موجودات؟ ما کیستیم؟ ما به کجا می رویم؟
در اخیر برایت اظهار امیدواری می کنم که روزی منطق ات را به کار ببری، روزی دل آهنینت به رحم بیاید، روزی صدای صلح و آتش بس در دلت چنگ بزند، روزی ارزش و مفهوم انسانیت و حقوق بشر را درک کنی.
به امید آن روز ....
محمدعلی فکور
نظرات
14 دیدگاهخطاب به ملا عمر
سلام به پشتون حفگو وسلام به همهء خواننده گان سایت کابل پرس!
حفگو صاحب از دختر انجنیرصاحب حکمتیار یاد نکردید که او نیز درپاکستان گروگان است وگاه گاهی درمطبوعات اردو زبان پاکستان ظاهر می شود. این هم یک کاپی اخبار اردو زبان مشرق که از محترمه مریم گلبدین یاد کرده است
خطاب به ملا عمر
او بردار ها
اصلآ ملاعمری وجود فزیکی ندارد/
سردسته این گروه یک پنجابی از طرف انگلیسها و امریکاییها - ممکن تعیین گردیده باشد- و اینرا جنرال نصرالله بابر که خودش نیز اوغان پاکستانی بود- هنگام هجوم نیروهای پاکستانی به کابل از طریق تورخم درهمان سالیکه کابل توسط پاکستانیها زیرنام طالب بیفرهنچ اشغال شد در رادیو بی بی سی اعلام نمود که - افغانا یا همان اوغانا را وقتی پول دادی -هروظیفه که برای شان بدهی انجام میدهند- و اینرا باید بدانیم که بازیهای استعماری هنوز تمام نشده و ملاعمرتخیلی تاوقتی در کار است که یکروزی استعمار جهانی بروی ما بخندد و بگوید که این مردم عجب احمق بودند- زیرنام ملاعمر هرکاری نمودیم و هرفرمانی دادیم عملی شد- وباید تذکر داد وقتی حکومت قبیلوی پشتون سرنگون شود- پشتونها یا افغانای ما بازهم هر سازیکه حتی ضعیفترین کشور دنیا بزند -به آن میرقصند و زیر دول آنها اتن نموده دعوای حکومت مینمایند- اینرا تاریخ ثابت نموده -ملاعمری درکار نیست و همکین بازیچه هایی که عکسهایشان توسط زریالی جان نشر شده همه کاره اند- دیروز و امروز مزدوران پاکستان وبس.
خطاب به ملا عمر
دین اسلام را محمد با معلومات ابتدایی و نادرستی که از شرایط جامعه خود داشت همراه با یک دانش خیلی اندک از جهان و طبیعت و کائینات و غیره علومی که امروز بشر با ان اشنایی دارند اساس گذاشت. چیز هایی را که محمد در عصر خودش روا میدانست ، امروز نادرست یا وحشتناک تلقی میگردد. کسانی هستند که این فاصله زمانی 1400 ساله را نادیده گرفته و بر همان اساسات عقب افتاده و نقاط نظر از بین رفته پافشاری مینمایند. اینها اساس دانش شان متکی بر مزخرفاتی است که محمد به وجود اورده است. این افراد با خواندن چند کتاب بی معنی و تاریخ زده فکر میکنند که میتوانند متون این کتابها را در قرن 21 در عمل پیاده نمایند. از همین سبب یک شهری متمدن و تحصیل کرده و با درک ، بطور ناخود اگاه با این ارزشها در تضاد قرار میگیرد. اعمالی از قبیل سنگسار کردن و دست بریدن و غلام و کنیز گرفتن و بر کنیز تجاوز کردن و مال دیگران را به نام غنیمت چور کردن و دادن خمس انرا به رهبر اشرار یعنی محمد و اهل بیتش را اعمالی نادرست و غیر انسانی ووحشتناک می یابند. اینها فکر میکنند که این اعمال در اسلام جواز ندارد. این نوع اعمال ساخته و بافته پاکستان یا انگریز هاست که به طور غیر حق به نام اسلام ساخته شده است. اما در عمل ، طالبان کرام که تعلیم یافته مدارس دینی که اساس انرا اموزش اموزه های محمد تشکیل میدهد میباشند، به اسلامی بودن این کار ها واقف اند. اینها میخواهند در عمل همان شرایط صدر اسلام یا وحشت های قبایل اعراب و محمد و اسلام را بر انسان عصر حاضر تعمیل نمایند.
ملا عمر پیرو با وفای محمد بوده و از گفته های این شیاد تاریخ حمایت نموده و جانش را در این راه فدا مینماید. اعمال ملا عمر چیزی به غیر از دساتیر وحشتناک محمد نمیباشد. نزد من هم محمد و ملا عمر هردو اهریمنانی بیش نیستند.تا زمانی که دین شریر اسلام با تعلیماتش در جوامع عقب مانده و تاریخ زده خریدار داشته باشد ، جهان و کشور های اسلامی روی سعادت و پیشرفت و تمدن را نمی بینند.
خطاب به ملا عمر
سرودهاى پيشينه اين سرزمين که نامش شد به ناحق ناله ستان
الف ب تحت رمسن
شاخ گاو ملا حسن
يک ملا بود به وطن
چشم کور اش به کفن
اين سرود درهرزمان حاد ميتوان شد. به جاى ملا حسن مى توان کدام نام ديگر را جاگزين کرد. بگونه نمونه ملا طلبن بخاطر توازن نظمى
صفتهاى حاکمان پشتون و يا “افغان”= جعل واقعیت, دروغ هاى پى درپى, نيرنگ , فريب, چال, بازى دادن, بى اعتماد و بى اعتبار, جهل و در جهل نگاشتن مردم شريف پشتون, قانون شکنى ,شادى بازى فرهنگى, تخريب , ويرانى, آوارکردن آبادى ها, کشت نفرت, جنگ انداختن بين ملتها, سوزاندن, تاخت وتاز, کشتن حيوانات, ريش کن جنگلها, کاريدن نباتات براى مواد, کاشت نباتات براى مواد مخدر, آزاردادن, زنستيزى, غارت زمينهاى غيرپشتون , خاک و وطنفروشى و نسل کشى پى در پى
تغيرنام افغانستان ارمان است
تا که نام افغان است ملک درفغان است
تا که افغانستان است نام اش بطلان است