رفتن به محتوای اصلی
بیداد در خانه ویرانه ام!

بیداد در خانه ویرانه ام!

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

" سعادت " یک امر مطلق نی، بلکه نسبی بوده؛ که بازتاب تکاپو و تلاش شریف و ارزشمند انسان های " شریف و شعور " مند ی را در گستره تاریخ بشریت به بازتاب نشسته است! این انسان ها ی آگاه و درد مند تاریخ بشری بوده اند که در پیوستگی و بازتاب از تکامل، و تعالی شخصیت ی نهاد خویش، و در پرتو از مسئولیت درد مندانه و شریف ی از " شعور و شرف " جوامع سعادت مند ی را در پروسه مبارزه پیگیر، و گاه خونین، به وادی سعادت هدایت نموده اند!. " سعادت و خیر "، مقوله های مترادف هم اند؛ و این مقوله ها بازتاب اکسیر عقلانیت و شرف در نهان فرد و جامعه میباشند! عقلانیت، وجدان، و شعور مند ی فرد و جامعه سالم و شریف، پیش شرط و لازمه اساسی نیل به جامعه توام با سعادت میباشد..!

امر متضاد سعادت، رنج است! رنج و سعادت هر دو زاییده ه خصلت های درونی شخص، و جامعه میباشند. رنج و شر، نیز به نوبه خویش زاییده وضعیت ( درون مایه) جامعه مریض، نگون بخت، مفلوک و عاری از « وجدان شرف » میباشد!. جامعه مریض : این منبع بی منتها ی " شر " و رنج : برای خویش، و محیط و فضای ماحول خویش بوده اند..!

پروسه ایجاد تاریخ و امر تنازع خیر و شر، سعادت و رنج، بر همین اصل ها مبتنی و استوار بوده اند..!
یکی از پدیده های رنج آدمی، پدیده " تحمیل و استبداد " میباشد. همین دو اصل فوق ( تحمیل و استبداد) عامل ابقا و تداوم رنج بر پیکره کتله های انسانی در طول حیات تاریخی آنان بوده است. رنج پدیده یی از گونه های درد میباشد. و هیچ درد ی منهای عوامل خارجی فشار، و نفوذ "اغیار " بقا و تداوم خویش را نه می تواند به استحکام بگیرد! بنا؛ رنج و سعادت فردی و جمع، زاییده اندیشه و کنش های فردی و جمعی کتله های بشری در بستر زمان و تاریخ میباشد! حال سوال چنین مطرح میگردد که : ما نسل در کدامین یکی از این دو جبهه از " خیر و شر " موقعیت تاریخی خویش را به ثبت میگیریم؟!

. و اما در افغانستان....
تعداد از فرزندان درد مند جامعه ام در فرا خوانی از جنبش دانشجو یی، و از محیط دانشگاهها، فریاد " درد " تاریخی یک استبداد خشن و نفس گیر چندین سده را به فریاد بر نشستند! در یک حرکت مدنی به تمام عیار، " عدالت و صرف عدالت را " برای یک نسل و جامعه، در گلو گاه به خفه گرفته شده تاریخ عصر و زمان خویش بر دمیدند!. به کس و کسان دیگری هیچ گونه اسیب ی را متحمل نگردیدند.. الی بر خود؛- خورد و خوراک و آسایش را بر بسته بودند؛ و.در " سوز و درد " استبداد و ستم، " خون " گریستند و " خون " پس دادند، اما در یک فضا و محیط کاملا مدنی...!

بحث در باب این حرکت مدنی در جای خود؛ امام تیغ و نشان کشیدن های عوامل تاریخی استبداد در قبال آن بسی جای تامل و درنگ را از نسل ما بر میطلبد! در رسانه ها ی خبری، بسی " انگ " ها یی که بر این حرکت دانشجویی بر چسب نزدند. از وابستگی آن به کشور های خارج گرفته، تا به ربط دادن آن به قوم و قبیله های خاص و...! باز تاب حرکات مضحک و خدشه دار کننده، در تقابل با این حرکت مدنی دانشجویان کابل، چیزی نیست جز نمک پاشیدن بر زخم های خونین پیکره زخمی و استبداد زده ملت و جامعه افغانستان!. کنش های منفی و خط و نشان کشیدن های "طالبان ی " در قبال دانشجویان معترض، بیان گر این امر است که : استبداد با تمام وقاهت و بی شرمی خویش همچنان در عصر تمدن و تکنالوژی، افغانستان را میدان تاخت و تاز خویش قرار داده است! از ورا ی چنین تاخت و تاز ها، بافت و تنیده گی عنکبوتی افکار طالبانیزم را در ساحات مختلف کشور، حتی دانشگاههای افغانستان به خوبی به مشاهده مینشینیم!

در جریان بحث های رسانه یی در تلویزیون« ژوندون» که در حقیقت همان تداوم بر نامه های اخته سازی و خصی نمودن شخصیت های تاثیر گذار تاریخی ملیت ها ی تحت ستم میباشد، این بار نیز نماینده گان دانشجویان معترض، و شخصیت های تاثیر گذار تاریخی مورد هدف و هجمه استبداد تاریخی قرار داده شده اند! شخصیت کشی، توهین، تهدید و ارعاب و تحقیر، یکی از اساسی ترین شیوه های شخصیت کشی استبداد " اوغانی " در افغانستان بوده است...!
" انگ " بر چسب زدن وابستگی جنبش دانشجویی به کشور های خارجی، یک فرضیه بیش نه میباشد! اما تداوم استبداد چندین " سده " تاریخی در افغانستان، یک واقعیت عینی است! استبداد سوزنده، کشنده و ویران کننده تاریخی در این کشور را مردمان شریف و آگاه این دیار با گوشت و پوست و خون خویش حس نموده، و با عقل و شعور بصیرت مشاهده نموده اند! استبداد، این پدیده منفور تاریخی را که بانیان اندیشه طالبانیزم در دانشگاههای افغانستان میخواهند از آن چشم پوشی نموده و بر ان خاک بریزند؛ این در حقیقت خاک در چشم ملت و تاریخ آنان پاشیدن میباشد
بانیان اندیشه استبداد طالبانیزم در درون ارک ریاست جمهوری و دانشگاههای کشور باید بدانند! شمارش لحظات مرگ استبداد تاریخی در افغانستان رو به اتمام میرود! این یعنی برچیدن استبداد در افغانستان یک امر حتمی تاریخی میباشد...! استبداد میرود و این روسیاهی تاریخی است که برای بانیان استبداد در افغانستان باقی خواهد ماند!!!

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

14 دیدگاه
پرویز "بهمن"

بیداد در خانه ویرانه ام!

خدمت آقای منیر صدیقی ویاهمان شخصیت قدیمی که حالا نامش را بدل کرده است احترام تقدیم است.
اگر همچو اعتصاب غذایی از طرف جوانان یک ملیت خاص هم براه بیفتد، سزاوار تقدیر وتحسین است. هزاره ها بیشتر ازهرگروه قومی دیگر در افغانستان مورد تبعیض های قومی واستبداد خاندانهای حاکم اوغان قرار گرفته اند. امروز جوانان هزاره حق دارند که برای برچیدن بساط استبداد وتبعیض های قومی دست به اعتصاب غذایی بزنند، تظاهرات برپا کنند وصدای حق طلبی وعدالت خواهی شان را تا با م کهکشانها بگوش خلایق برسانند.
درمورد تجلیل از مرگ آیت الله خمینی ، خوشبختانه باز هم همین جوانان هزاره استند که شعار " اینجا کابل است نه تهران ونه قم" را بلند کردند. افتخار به جوانان سربلند هزاره. این جوانان آگاه هزاره مایهء امید همهء ستمدیدگان افغانستان استند. إن شاء الله در راه پیمایی های بعدی صدای تغیر نام " افغانستان" نیز ازگلوی همین رزمنده گان راه آزادی وعزت بلند خواهد شد. این شعر زنده یاد کریم نزیهی را به جوانان غیور هزاره تقدیم میکنم:
تا کی از جور و ستم ، شکوه و فریاد کنید
سعی برهم زدن منشأ بیداد کنید
دست ما دامن تان باد ، جوانان غیور !
که ازین ذلت و خواری ، همه آزاد کنید
صد هزاران چومَنَت ، آتش بیداد بسوخت
نه نشینید ز پا ، دم به دم ارشاد کنید
فتنه انگیخته تبعیض نژادی در خلق
فکر آیندۀ مُلکِ خود و اولاد کنید
چندی از خوان نعم ، سرخوش و شیرین کامند
گریه بر فاقه کشانِ خود و فریاد کنید
خانمان کرد تبه ، تا شود آباد خودش
خانۀ ظلم و ستم یکسره برباد کنید
تا شود بر همگان امن و عدالت قایم
عالمی نو ز مساوات و حق ایجاد کنید
ای جوانان ! ستمِ مرتجعان چند کشید ؟
تا به کی رحم به این دستۀ شیاد کنید ؟
ننگ دارد بشریت ز چنین کهنه رژیم
طرح ویرانی این بنگه ز بنیاد کنید
آشیانِ همه مرغان ز ستم آتش زد
قصد آتش زدنِ خانۀ صیاد کنید
ندهند ارزش کاهی به حقوق بشری
تکیه بهِ ، بر خود و بازوی چو پولاد کنید
غازه سازید ز خون شاهد آزادی را
تا ز خود روح شهیدان وطن شاد کنید
سوخت ای هم نفسان ! آتش استبدادم
شرح این سوخته را بر همه انشاد کنید
چشم امید به تو نسل جوان دوخته ام
در خور شان و شرف مملکت آباد کنید
روزی آید که شود خلق به خلق حاکم و ما
رفته باشیم ازین ورطه ، ز ما یاد کنید
می برم در دل زار حسرت آزادی را
کاش خاکم به بر سایۀ شمشاد کنید
شعر من لالۀ باغ دل خونین منست
مهوشان زیب لب و حسن خداداد کنید
هرکجا لاله رخی با قد سروی دیدید
یک نفس یاد ازین « جلوۀ » ناشاد کنید

با احترام
پرویز بهمن

میراحمد لومانی

بیداد در خانه ویرانه ام!

دوستان عزیز سلام مجدد!
جناب صدیقیی عزیز افغانستان شالوده و بنیان ان بر مبنای قومیت و برتری چویی های قومی و تباری پایه ریزی گردیده شده است! در این راستا کله منار ها برپا گردیده و جامعه و ملتی به ذلت و زبونی کشانده شده اند! بوی مشمئز و کشنده نفس های شوم برتری جویی های ایل و تباری، در تمامین ساختار حاکمیت، قدرت و مناسبات اجتماعی جامعه ما بیداد مینماید و...! اما این بو و این گونه یی از عمل کرد ها برای ارباب ستم و باینان ان یک امر معمولی،پذیرفته شده، و بر حق به حساب میرود! اما همین که چند نفر از دانشجویان ملت هزاره بر این روند فریاد و اعتراض کاملن برحق خویش را از مجرای قانونمند ترین اسلوب به فریاد بر مینشینند؛ ستم و ارباب ستم در گونه های مختلف از خدعه و نیرنگ میخواهند تا ان را آلوده، غرض آلود، قومی و ناحق و.. جلوه بدهند؟؟
دوستان کجاست وجدان و شرف تان؟؟!! آیا در این صورت مبارزات سیاه پوستان بر علیه آپارتاید نیز یک حرکت نژادی بوده، از دیدگاه اندیشه های فاشیستی محکوم و نا موجه میباشد و..

منیر صدیقی

بیداد در خانه ویرانه ام!

دورود به شما اقای بهمن.
اول تشکر از اتهام در رابطه نام بنده . مسله بعدی اینکه همه قبول کردند که داد خواهی محصلین دانشکده علوم اجتماعی در لحظات نخست یک حرکت کاملا مدنی بود اما در این میان دست های در کار شد و این حرکت را بر محور سیاسی و مذهبی چرخاندند و یک حرکت مدنی زمانی در ازهان عامه قابل پذیرش است که توسط جنبش های ازاد نه اشخاص که سالها بنام اقوام تجارت کرده و هنوز هم بازار این تجارت رونق دارد و تا حدی که به صراحت اعلان کند که سه میلیون رای در جیب خود دارم ایا واقعا این سه میلیون نفر از خود عقیده نظر وفکر ندارند و مانند گله گوسفند توسط یک نفر اداره میشوند.. . و موضوع خمینی که جناب شما فرمودید که این هزاره ها بودند که شعار میدادند که اینحا کابل است نه تهران و قم . اما موضوع مورد بحث اینحاست که چنین بیگانه پرستی ها را کی ها میکنند.. روزی در بحثی در تلویزون فارسی بی بی سی یک اقا که از اخند اهل تشیع افغانستان بود دقیقا نامش شانرا فرموش کردم ولی مسول سایت خبری افغان پیپر است طوری استدلال میکرد که گویا امام خمینی رسالت پیامبری داشت و بزرگداشت از سال روز وفات انرا در افغانستان یک وجیبه ایمانی میدانست که واقعا شرم اور است و شما یکبار از ملت بیچاره ایران نتایج این انقلاب ذلت بار را بپرسید که برایتان چه حکایت میکنند . و اگر از شخصی به عنوان الگو بزرگداشت بکنند که حد اقل ارزش اینکار را داشته باشد.. نه مستبدی مانند خمینی که تفاوت میان خمینی و ملاعمر هم شاید بسیار اندک باشد و تفاوت رژیم اخندی امروز ایران با رژیم کثیف و مزدور طالبانی اصلا نیست...

کاکا جعفر

بیداد در خانه ویرانه ام!

این بهمن تکلیف دارد، مرض دارد هر کسی را مثل خودش فکر میکند که با صد تا نام و صد تا فکر و نوشته هر روز ظاهر میگردد. این همه سنگ هزاره به سینه زدن از کمونست شکست خورده ای عقده ای که بخاطر ارضای عقده هایش هر روز اتهامی میبندد بعید نیست. این بهمنک از همان هایست که بیند تنبان زنش به ذکر شیخ قمی یا مشهدی بند است و تا خرخره مثل سگ جاسوسی و وطن فروشی میکند و در آخر پاداش آن بربریت است که نثار شان میشود از طرف باداران شان سپاه پاسداران. من فکر میکنم در برابر انسان کثیفی همچو تو و امثال تو نه فاشیست بودن بلکه بد تر از آن افتخار بزرگیست که باید کرد. شما سر تانرا مثل کبک و بودنه زیر بته کرده ودوبر تانرا بالا کرده و فکر میکنید که همه مثل شما احمق اند و شمارا نمی بینند؛ نه ؛ این شمایید که خرید ؛ همه موتر های جاسوس های سگ را که می آمدند و میرفتند دیدند همه روابط تانرا با سازمان های جاوسوس ایران حالا به شکل آشکار میفهمند. شما کثیف ها لکه ای ننگی هستید بر دامن هزاره های بیچاره و ستم کشیده .

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 14 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس