ادبیات قراردادی یا قرارداد ادبی!
متن حاضر نگاه اجمالی درگستره ی پویش وپیرایش شعر معاصرفارسی درافغانستان است. دراین متن سعی بر آن نهاده شده است که ادبیات شعری وشعر ادبیاتی ازمناظر متفاوت نگرسته شده و ظرفیت شعری آن بیرون ازگزاره های قرار دادی مورد سنجش قرار گیرد. شعر به عنوان یک تعامل عاطفی درگستره ی اندیشه وزبان ازچشم اندازهای متفاوت قابل تعریف وتفسیر می باشد که مکاتب نقدمعاصر درگستره ی ادبیات، بر مبنای همین فرضیه بنا نهاده شده اند. بعضی از ادبیات شناسان شعر را برایند یک تعامل عاطفی میدانند که درگستره ی احساسات و عواطف انسان ودرتعامل باطبیعت، زمینه تبلور وتجلی گری می یابد. اما خیلی ها شعر را نه تنها یک تعامل عاطفی بلکه برایند تعامل عواطف واندیشه میدانند که ازاندیشه وارد زبان میگردد. از منظر این تعریف همانگونه که تصاویر وتابلوهای نقاشی برتابنده ی عوطف، تفکر واندیشه اند شعر هم به عنوان تصویر ذهنی برتابنده ی عواطف واندیشه میباشد که دریک تعامل نمادین شکل وشمایل می پذیرد.
شعریت وجوهره ی شعری یک شعر، درکیفیت تصویر برداری ازطبیعت وگزاره ها عاطفی وجسارتهای زبانی درآن، سنجیده میشود. همانگونه که یک فلم تکراری دقت ازمخاطب نمیگیرد، تصاویر واستعاره های تکراری و همچنان تمدید قرارداد زبانی توجه خواننده را بر نمی انگیزد. به قول رواویان و روایتگران اندیشه های پاست مدرنیسم درشعر، شعر زبان رسمی وادبی نیست که درخدمت سنت وقراردادهای اجتماعی قرار دارد. شعر گزاره های تفتیش شده ی عواطف وعقاید نیست که باعبور از چندین فلتر سنت وقراردادهای اجتماعی به مصرف میرسد. شعر جریان انتقال اطلاعات و اطلاعیه شخصی هم نیست که خواننده را درجریان آخرین گزارشات روز بگذارد. شعر تعامل اندیشه، زبان وعواطف است که خلاف معیارهای قراردادی وقراردادهای معیاری، دراندیشه ی مخاطب دستبرد میزند وقراردادهای ادبی وادبیاتی را به چالش میکشد که زبان درآن بادو رویکرد متفاوت نقش می آفریند.
درنگارش یک گزارش یا یک متن ادبیاتی زبان رویکرد وسیلگی دارد که وظیفه ی افهام وتفهیم را انجام میدهد. اما درشعر، زبان کاربرد دوسویه دارد؛ ضمن اینکه وسیله نگارش یک تابلو می باشد هدف نگارش نیز می باشد. دستبرد درساختارهای قراردادی زبان، زبان را از حالت وسیلگی به هدف کاری تبدیل می نماید. زبان برتابنده ی اندیشه است. ساختارشکنی درزبان دستبرد دراندیشه ی مخاطب دانسته میشود؛ اندیشه ی که فرایند تعامل نمادین سنت، باورهای اعتقادی وسایر تجربیات واندخته های انسانها می باشد. اما سنت ها وانگاره های سنتی شکلی از قرارداهای اجتماعی اند که بصورت سازه های پرورش اجتماعی از نسلی به نسلی منتقل میشود. اخلاق و الگوهای رفتاری انسانها دربستر همین سازه ها شکل پذیرفته که بعدن درمناسابت اجتماعی معیار قضاوت وسنجش قرار میگیرد. سنت و قراردادهای اجتماعی درتمام زمینه ها خاصیت بازدارندگی دارد. به این مفهوم که هر تغیر رادیکال در یک قرارداد، بدعت بزرگ پندانشته میشود. کسانی که دربرابر این قراردادها می ایستند درواقع در باور و تفکر جامعه تزلزل ایجادمی نمایند. شعر به عنوان زبان غیر قراردادی همین خاصیت را دارد. وقتیکه یک شعر تهی از چنین اثر وبرانگیزندگی باشد، یک اطلا عیه شخصی است که پاره ای از سنت وقراردادهای اجتماعی را منعکس می نماید بدون اینکه هیچ اثری در نحو نگرش واندیشه ی مخاطب به جا بگذارد.
باتوجه به این قرائت ازشعرمدرن وبادقت به پس منظر تاریخی و وضعیت موجود شعر فارسی، این گمانه به واقعیت می گراید که رشد وبالندگی شعر فارسی درحوزه ی تصاویر، تشبه، استعاره ، بدایع وسایر ساختار زبانی از دیر باز بدینسو تعطیل گردیده است. آنچه را که شاعران، ادب پردازان وادبیات سازان ماقبل و معاصر ما تولید کرده اند، بازتولید سنت ها و تمدید قراردادهای نهادینه شده ای اجتماعی اند که دربستر تصاویر، تشبه واستعاره های ساخت شاعران قرن چهارم و پنجم مانند، دقیقی، فردوسی ومنوچهری صورت گرفته است. شاعرانی بسیاری که بعد ازاینها آمده اند ورفته اند، عمدتا مصرف کنندگان تصاویر وپرداخت های زبانی شاعران نامدار قرن چهارم وپنجم بوده اند بدون اینکه خود سهمی درکشفیات جدید شاعرانه و سازه های جدید زبانی داشته باشند. درحالیکه کشف وخلق تصاویر درگستره ی زبان ودرتعامل با طبیعت، نامحدود می باشد و تحول درقابلیت های زبانی تابع مکان وزمان مشخص نمی باشد. ازآنجایکه هیچ کشف جدیدی ومهم درحوزه ی تصاویر، استعاره و نفی قراردادهای وضع شده صورت نگرفته است، تصاویر واستعاره های تکراری به زبان گفتاری تبدیل گردیده اند. بطور نمونه: شام گیسو، چشم جادو، قدناجو وتیغ ابرو که درآغاز یک ابتکار بوده اند اما حالا به گویش روزمره پیوسته اند که مصرف وکاربرد شعری آن قرنها قبل به اتمام رسیده است.
مهمتر ازهمه آنچه که مسیر تکامل وتحول شعر فارسی را باموانع مواجه کرده است تحمیل سنت وقراردادهای اجتماعی درشعر، تفتیش احساسات، عواطف وزبان با داده های سنت وقراردادهای سنتی می باشد. ازهمین رو شعر فارسی به جای اینکه برتابنده ی احساسات درونی وتعاملات عاطفی و قدرت زبانی شاعر باشد، گزارشگر و ستایشگر سنت ها وداده های سنتی با زبان رسمی می باشد. تولد نیما درشعر فارسی، شعرفارسی را ازحالت رکود بیرون آورد اما همین جریان در درازمدمت به یک قرارداد جدید تبدیل گردید که دربستر آن همان سنت های قراردادی و داده های سنتی تولید و بازتولید میگردد.
سهم افغانستان درپویش و آرایش شعرمعاصرفارسی، چیزی نیست که ساختار ادبیات قراردادی وقرارداد ادبی را متزلزل ساخته و گزاره های جدید استعاری وتصویری را وارد تعاملات زبان واندیشه کرده باشد. دلیل عمده این عقب افتادگی را قبل ازهمه چیز، درنگرش سیاسی حاکمیت می توان جستجو کرد که بستر رشد وانکشاف زبان فارسی را درتعامل باتکامل وتحولات معاصر دریک دوره طولانی پریشان کرده است. ازهمین رو تولیدات زبانی درحوزه شعروداستان فرصت رشد وبالندگی نیافته است. آنچه هم که بنام شعر وادبیات داستانی تولید گردیده است تلاشهای انفرادی و ناهمگون بوده اند که دریک چهارچوبه نظری اقبال تعریف وتدوین نیافته اند. عدم دسترسی به مکاتب نقد ادبی وکمبود این دانش درحوزه ی ادبیات سبب گردیده است انگاره های ذهنی و پرداخت های فکری تولیدگران شعروادبیات دربستر همان تصاویر واستعاره های صورت پذیرد که شاعران قرن چهارم وپنجم کاشفان پردازشگران آن بوده اند. به گونه مثال: درتولیدات شعری نامدارترین شاعرما مرحوم خلیل الله خلیلی یک تصویر واستعاره جدید نمی توان سراغ گرفت که محصول ژرفنگری و خلاقیت ذهنی خودشان باشد.
اما سه دهه جنگ وایجاد تغیر وتحول بنیادین درساختار وسازه های متفاوت زندگی درافغانستان، زبان واندیشه را وارد تعاملات جدید گردانیده که به رغم مصیبت های سنگین و تحمل سنگهای مصیبت، زبان واندیشه را درحوزه های متفاوت زندگی بصورت جدی درگیر کرد. فرایند این تحول درحوزه شعر وادبیات اگرچه درخور تحسین است اما تولیدات وآفریده های شعری دراین دوره چیزی نیست که برای شعر فارسی بستری جدا ازبستر قراردادهای ازقبل تعریف شده وتدوین شده را فراهم کرده باشد. باتوجه به تب و رفتارهای سیاسی، نگرش آیدیولوژیک یکی ازخصوصیات بارز شعر وادبیات این دوره میباشد که در تولیدات بسیاری از ادبیات پردازان تجلی می نماید. شعر و ادبیات این دوره، چنان با نگرشهای آیدیولوژیک آمیخته اند که قبل ازاینکه برتابنده ظرفیت و آمیزه های شعری باشد، نگرش متفاوت آیدیولوژیک را بازتاب می بخشد.
کارگزاران ادبیات، تولیدات ادبی و ادبیات تولیدی این دوره را به دو دسته تقسیم کرده اند که آنچه که درستایش از مجاهدین نگارش یافته است، ادبیات مقاومت نامگذاری شده است. اشخاص وافرادی که دراین بستر ردپای روشنتر وماندگارتر ازخود برجای نهاده اند عمدتا ازفضای تلخ مهاجرت درایران وارد این بستر گردیده که متاثر از فضای ایدلوژیک آنجا ومتاثر از داده های جریانهای معاصر ادبی درآنجا، دراین بستر نقش آفریده اند. کاظم کاظمی، سید ابو طالب مظفری، محمد شریف سعیدی و چند تن دیگر، مطرح ترین چهره های این دوره اند که دربستر ادبیات مقاومت زبان پردازی وادبیات بازی کرده اند. اما آنچه که ازمشخصات بارز این دوره می باشد پرداخت یک نواخت زبانی، تمدید و ترویج تفکر واندیشه های کلیشه ی درادبیات، رفتار آیدیولوژیک با ادبیات اند که تولیدات ادبیاتی این دوره را همگون وهمسان می نمایند. تولیدات ادبی این دوره چنان باهم شبیه اند که به زحمت میشود آن را حاصل کار یک نفر دانست. این تولیدات به رغم یک سلسله تحولی مثبتی را که باخود همرا داشت، نتوانسته اند بیرون ازسازه های قراردادی و قراردادهای ادبی نفوذ نماید یا ساختارهای قراردادی را به چالش کشیده باشد.
واصف باختری، لطیف ناظمی، سمیع حامد، پرتونادری و مرحوم قهارعاصی هم از چهره های مطرح این دوره اند که درداخل افغانستان و دریک فضای خیلی متفاوت تر از فضای مقاومت به تولیدات ادبیات رسمی پرداخته اند. آنچه را که این کارگزاران ادبیاتی به نام شعر تحویل داده اند، درواقع همان استمرار ادبیات قراردادی وبازتاب انگاره های سانسورشده ی سنتی اند که دربستر تصاویر واستعاره های تکراری برای مخاطبان قراردادی نوشته اند. تنی چند هم باگرایش چپ مارکسیستی دربستر شعر معاصر افغانستان ازخود ردپای گذاشته اند که از آنجمله ازآقای سلیمان لایق میتوان به عنوان نماد این تفکر نام برد. کاربرد متفاوت زبان، ساختار شکنی درقراردادهای زبانی و رستاخیز کلامی که معیار قضاوت درشعر دانسته میشود، درکارکرد این عزیزان چهره برنمی تابد. پرداخت زبانی درتولیدات اینها چنان رسمی وقراردادی می نمایند که انگار براساس فرمایشات ازقبل پذیرفته شده ی مخاطبین تهیه وتدوین شده اند. درحالیکه شعر به عنوان گزاره های متغیر عاطفی و احساس درونی شاعر، بازتاب انگاره های متفاوت می باشد که ازمخاطب سفارش نمی پذیرد. باتوجه به آنچه که این عزیزان دربستر شعر وادبیات معاصر فارسی ازتولید به مصرف گذاشته اند، کارکرد اینها بیشتر به بازیگران تیاتر میمانند که درنقش های متفاوت اثر می آفرینند. درحالیکه درشعر زبان رویکرد دوپهلو دارد وهمانگونه که قلم رنگه های پرداخت یک نقاشی می باشد، هدف نقاشی نیز می باشد. ادبیات مثل هرکالای فکری دیگر، دردرجات متفاوت توسط لایه های متفاوت فکری دریک جامعه به مصرف میرسد. ازآنجایکه کارشاعر، دستبرد در ساختار زبان و اندیشه ی مخاطب دانسته میشود، تولیدات ادبیاتی یک شا عر می بایست فراتر از دایره ی قراردادهای اجتماعی باشد تا زبان به عنوان یک جریان سیال درتعامل باسایر تحولات وتکامل درعرصه های متفاوت زندگی حرکت نماید.
من نمونه های از فراورده های شعری این عزیزان را دراین جا می آورم تا با توجه به تصاویر، استعاره، پرداخت وساختارشکنی زبانی که درآنها به کار رفته اند مشخص گردد که تا چه مقدار اندیشه، عاطفه، فخامت زبان ورستاخیز زبانی درآنها به مصرف رسیده اند وتا کجا با زبان رسمی و مکتوب نویسی متمایز می نمایند. من این نمونه را با شعری از آقای محمد کاظم کاظمی شروع میکنم که نام آشنا ومطرح دربستر شعر معاصر فارسی میباشد.
آیا شود بهار که لبخندمان زند
ازما گذشت ، جانب فرزندمان زند
آیا شود که بَرشزن (1) پیردوره گرد
مانند کاسه های کهن بندمان زند
ما شاخه های سرکش سیبیم ،عین هم
یک باغبان بیاید پیوندمان زند
مشت جهان و اهل جهان باز ِِ بازشد
دیگر کسی نمانده که ترفندمان زند
نانی به آشکار به انبان ما نهد،
زهری نهان به کاسه گل قندمان زند
مانشکنیم اگرچه دگرباره گردباد
بردارد وبه کوه دماوندمان زند
رویین تنیم ، اگر چه تهمتن به مکرزال
تیردوسر به ساحل هلمندمان زند
سرمی دهیم زمزمه های یگانه را
حتی اگر زمانه دهان بندمان زند (1)
این غزل یکی ازغزلهای خوب آقای کاظمی است که دریک نشست ادبی باحضور آقای منوچهر آتشی شاعر ایرانی قرائت کرده است. اما من در این غزل، تصویر، تشبیه، استعاره و رستاخیز جدید زبانی را نمی بینم که ساختارشکنی را درزبان و شعریت را درشعر به نمایش بگذارد. اینکه این ابیات پردازنده ی یک نیت نیک است، چیزی خیلی خوب است اما اینکه تاکجا بامعیارهای مطرح در شعر معاصر همخوانی دارد، تصور من این است که زبان وپرداخت زبانی دراین غزل بیشتر شباهت به زبان مکتوب نویسی ونثرمنظوم دارد تا زبان شعر. پرداخت زبانی ایشان دراین غزل، کاملن رسمی است که تلاش صورت گرفته است تا قراردادهای ادبی درآن لحاظ شود وهمچنان یک نیت رسمی دربستر زبان معمول برای مخاطب ارائه گردد. دنباله دارد....
آنتولوژی شعر شاعران جهان برای هزاره
مجموعه شعر بی نظیر از 125 شاعر شناخته شده ی بین المللی برای مردم هزاره
این کتاب را بخریداشتباه در اجراى برنامه ى صفحه squelettes/inclure/forum.html