رفتن به محتوای اصلی
بهار رفت و تو رفتیّ و هر چه بود، گذشت

بهار رفت و تو رفتیّ و هر چه بود، گذشت

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

شکست عهد من و گفت: هر چه بود، گذشت !

به گریه گفتمش: آری، ولی چه زود گذشت !

بهار بود و تو بودیّ و عشق بود و امید

بهار رفت و تو رفتیّ و هر چه بود، گذشت

شبی به عمر، گَرَم خوش گذشت آن شب بود،

که در کنار تو با نغمه و سرود گذشت

چه خاطرات خوشی در دلم به جای گذاشت

شبی که با تو مرا در کنار رود گذشت !

گشود بس گره آن شب از کارهای بسته‌ی ما

صبا چو از برِ آن زلف مشک‌سود گذشت

مراست عکس تو یادآور سفر، آری

چسان توانم از این طرفه یادبود گذشت

غمین مباش و میاندیش از این سفر که تو را

اگر چه بر دل نازک، غمی فزود، گذشت

ایرج دهقان

لینک به آهنگ 

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس