تاریخ یک هزار ساله ی قرون وسطی اروپا، در عین حال که جالب و خواندنی، عبرت انگیز نیست هست. قرون وسطی اروپا یا به عبارتی دیکتاتوری دینی، بزرگترین رویداد و حادثه هم در تاریخ مذهب است و هم در تاریخ بشر.
کشیش ها در طول هزار سال، خدا را در بند کشیدند و آن را با ادبیات نوع خود شان تفسیر و تبیین کردند و به مردم تبلیغ نمودند، برای انحراف ذهن مردم، دست به تبلیغات گسترده زدند، بهشت ساختند و معیارهای عجیب و غریبی برای آن برشمردند، مغرت نامه ها ساختند و برای تاراج اموال مردم، آن را به مردم فروختند، دادگاه تفتش عقاید ساختند و تمام کسانی را که از عقل و علم و آگاهی حرف زد، به سادگی تکفیر کردند، زیر جوخه های اعدام فرستادند، در کوره های آدم سوزی انداختند و یا مجبور شان کردند تا جلو ارباب زانو بزنند و از کشیش ها و صاحبان مذهب، عذر خواهی کنند و از گناه خودش توبه نمایند.
اما سرانجام، دیکتاتوری شکست خورد: ستون قصر دیکتاتور شکست، سقف فرو لغزید و پرنده ی عقل و احساس و آگاهی و علم، از قفس جهید و در آسمان غرب به پرواز در آمد. اما این حادثه ی بزرگ تاریخی، در صفحات تاریخ ماندگار شد و درسی شد برای تمام جوامع دینی.
امروز اما آنچه در افغانستان می گذرد، کماکان شبیه قرون وسطی غرب است. گروهی، در کیش مذهب در آمده، تقریباً همه چیز را در انحصار خویش در آورده و اخلاق و قانون و شیوه اعتقاد را از کارخانه ذهن شان بیرون می کشند و به خورد مردم می دهند. تمام تلاش شان، همچون اربابان قرون وسطی، مبارزه با عقل و علم و آگاهی است. آنها با بکار بردن شعارهای عوام فریبانه، زیرکانه سعی می کنند از احساسات توده ها استفاده کنند و چیزی که واقعیت دارد این است که برای بقای شان، از هیچ نوع ابزار و از هیچ نوع شعاری، فرو گذار نیستند.
در پی زمزمه نشر کتابی از عزیز رویش در کابل، عده ای به دستور شیخ محمد آصف محسنی به خیابان ریختند، هیاهو به پا کردند و شعار مرگ و تکفیر سر دادند. آنها عده ای از جماعت بی سواد مذهبی را به جیره گرفته و جماعت مذهبی را چونان عروسک ها، در دستان خود می چرخانند.
وقیع ترین ترفند و شعار شیخ آصف محسنی- ارباب مذهب- متهم کردن کسانی که در جهت آگاهی و علم و سواد قلم و قدم می زنند، به مسیحیت و «تبلیغ مسیحیت» است.
این نخستین باری نیست که چنین اتفاقی می افتد و حکومت دیکتاتور مذهبی، دست به چنین اتهاماتی می زند، بلکه قبل از این، یکبار با همین شعارهای عوام فریبانه و با بکار بستن چنین دروغ ها، پدر را در مقابل فرزند قرار داد و برچه و آتش برکشید و یکی از مراکز مهم تحصیل علم در غرب شهر کابل را به آتش و آشوب و خشونت کشاند.
اینک اما چنین به نظر می رسد که ساعت عزای فروپاشی کاخ پر از فساد دیکتاتور مذهب فرا رسیده است. بعید نیست که دیکتاتور، از هیچ نوع تلاشی در پی حفظ موقعیت و ثروت بدست آمده از خون مردم و از بیت المال ملت و جایگاه و مقام تعبدگونه اش، دریغ نکند. برهمگان معلوم است که شیخ آصف محسنی و حلقه اش، خود از جیره خواران و نمایندگان ولایت وقیح «جمهوری اسلامی ایران» است. جمهوری اسلامی یی که یکی از بدنام ترین و منفورترین جمهوری ها در سطح جهان است و اکنون در انزوای خویش، از آخرین قوت و غضب خود برای حفظ خویشتن خویش، استفاده می کند و از شنیع ترین جنایت در حق ملت اش ابا نمی ورزد.
به نظر می رسد، جامعه ی مذهبی ما نیز در حال گذار است. ملا و مولوی و آخوند و شیخ، همه موقعیت شان به مخاطره افتاده و بدتر از همه، آنها گلو پاره می کنند تا با شعارهای مذهبی و هزار نوع ترفند دیگر، توده ها را علیه جریان های روشنفکرانه، بشورانند. آنها عقل و هوش و آگاهی مردم را به زندان کشیده اند و مدام اندیشه ها و آموزه های کارخانه ذهن مسموم شان را به خورد توده ها می دهند.
شعار ما زنده باد عقل، زنده باد آگاهی و زنده باد خرد و علم است. و اینک وظیفه هر دست به قلم و هر آگاه به واقعیت است تا نگذارند اربابان مذهب، همچنان از به فریب و اغوای مردم ادامه بدهند. باید هرچه زودتر دامن این فساد را برچید و از خیمه ی قرون وسطایی بیرون آمد و پرنده ی عقل و خرد را به پرواز در
نظرات
35 دیدگاهآخرین ترفند در عزای زوال دیکتاتوری مذهب "نگاهی بر احوال رقتبار شیخ آصف قندهاری"
این محسنی مزدور ایران و جاسوس ایران است و سید انوری جاوید مزدور این دروغ گوی حقه باز که از دین دکانداری جور کرده وبه فریب عوام الناس مشغول و زر اندوزی کرده و خواهر ۱۴ ساله قوماندان مشتاق را بر سرش تجاوز وبعدا در حالیکه خودش ۶۵ ساله بود بزور بعد از قتل مشتاق توسط سید انوری این طفل را به زور وشیطنت بزنی به خانه خود نگاه کرد.این هم از شاهکاری های این دلال و دکا ندار دین که عمر خود را به شیطنت و فریب عوام بسر برده
آخرین ترفند در عزای زوال دیکتاتوری مذهب "نگاهی بر احوال رقتبار شیخ آصف قندهاری"
جناب آقای مهدی زرتشت و یا آتش پرست یهود و نصارا، تعجب دارم از مقاله ی شما که کور کورانه و به دور از منطق قضاوت کرده اید. عصر مذهبیون هیچ گاهی در جوامع اسلامی کمرنگ و یا روبه زوال نخواهد رفت. من خودم از مهمانان جلسه ی دیروز محترم معلم عزیز رویش بودم. و کسانی که مقابل هوتل علیه او و کتاب او شعار می دادند، افراد مربوط محسنی نبودند، بلکه افراد عادی کوچه و بازار دشت برچی بودند و همان هایی بودند که چند سال قبل در مقابل لیسه ی معرفت عزیز رویش علیه او تظاهرات کردند. بی انصافی نکنیم و واقعیت ها را همانطور ی که است ارزیابی نمایم. ما کله پوکان روشنفکر مأاب که مصارف خود را از سیما سمر و در حقیقت از بودجه ی سی آی ای می گیریم، عادت کرده ایم که از کاه، کوه بسازیم و همه ی مشکلات خود را به گردن این و آن بیندازیم. در قسمت احوال شخصیه ی اهل تشیع کتاب محترم معلم عزیز رویش، که دیشب من خواندم، آمده است که شیخ محمد آصف محسنی، همراه با روحانیون شیعه، دست به تدوین احوال شخصیه زده و آنرا برای تصویب به پارلمان فرستادند. نگاه کنید که در پهلوی محسنی، علمای شیعه ی دیگر، از قبیل آیت صالحی مدرس، آیت آلله باقر شیخ زاده آیت الله محقق کابلی نیز همین احوال شخصیه را تأیید کرده و این موضوع در همان وقت از طریق دفاتر آیات عظام پخش شد. اصل ناراحتی یک مشت عناصر لاییک، بی دین، بی عزت و خود فروش که تحمل زحمات را ندارند، نه در عرصه ی سیاسی و نه در عرصه ی اجتماعی و نه در مبارزه علیه اشغال کشور و فقط با نشستن پشت کمپیوتر و تبصره نوشتن، برای حداقل ده نفر دیگر، کار از آنها ساخته نیست، از تصویب احوال شخصیه می باشد. اکثریت علما و روحانیون قوم هزاره در شورای علما شیعه تحت ریاست محسنی، از تصویب این قانون حمایت کرده و شورای اخوت اسلامی، متشکل از علمای شیعه و سنی، نیز پشتبان این مسوده بوده اند. شعبات شورای علمای شیعه و شورای اخوت اسلامی در سراسر افغانستان فعال اند. درحالیکه، بر خلاف میل شما، عصر عناصر مذهبی به پایان نرسیده و بلکه گرم تر می شود. اگر شما از منطق کار بیگرید و یک محاسبه ی سرسری از محدوده ی دشت برچی داشته باشید، متوجه می شوید که چند درصد مردم هزاره، به سخنرانی های شخص محسنی از تلویزیون تمدن گوش فرامی دهند. بگذریم از نفوذ گسترده ی او در هزاره جات، یکی از متنفدذین قومی از جاغوری نوشته است که اگر صندوق رای گیری به نام شیخ آصف قندهاری در هزاره جات گذاشته شود، غالب مردم هزاره به همین قندهاری مذهبی رای می دهند و نه عناصری بی دین، بی عزت و فاحشه سیاسی-قومی خود شان. ضمنن به اطلاع تان برسانم که آیت الله تقدسی مرحوم نماز جنازه ی خویش را به امامت محسنی وصیت کرده بود. و این می رساند که غالب قوم هزاره ی ما به شخص محسنی، به عنوان پرچم دار دین و خدمتگذار مذهب شیعه، سخت معتقد اند. 99 درصد مردم هزاره ی ما مذهبی اند و یک درصد آن شامل شما افراد کمپیوتر دار، کافه نشین و معاش بگیر ادارات مختلف استخباراتی می شود که هیچ چیزی را تغییر داده نخواهید توانست. و اگر قبول ندارید به ضرب المثل معروف پشتو مراجعه کنیم که دا گز او دا میدان. در پایان، بار دیگر تذکر می دهم، کاری نکنید که بازهم مردم مومن دشت برچی به طور خود جوش و سیل آسا به طرف مراکز فتنه و فساد شما سرازیر شوند.
آخرین ترفند در عزای زوال دیکتاتوری مذهب "نگاهی بر احوال رقتبار شیخ آصف قندهاری"
Bad kardi amiri. Haman la mazhab ha key ketab minawasand az too bacha birish qandahari karda sharaf darad.
آخرین ترفند در عزای زوال دیکتاتوری مذهب "نگاهی بر احوال رقتبار شیخ آصف قندهاری"
نوشته ای شما مبهم بود و خوب چیزی از آن معلوم و درک نگردید شما باید توضیح می دادید که معلم عزیز چکونه شخصی است آیا او ازقمندانان است ویا ازشخصیت های مذهبی که محسنی بر علیه او دستو ر تظاهرات را داده است ؟ تا جای که ما می دانیم آیت الله محسنی بر اساس عملکرد های سی سال اخییرش شخص اصولی بر عقاید سیاست و اجتماع افغانستان بوده است و خصوصا زمانیکه در ایران بود مورد خشم حکومت ایران بود چون به دستور آنها در حزب وحدت مدغم نگردید وایرانیها اورا وابستته امریکا می دانستتند و تعجب اینتکه حالا در افغانستان امریکای ها و وابستگان انها او را وابسته به ایران می دانند واه واه واه محسنی صاحب عجب سیاستی داری که شرق و غرب را سرگیجه کرده ای
ما در ایران هم پول وجوهات شرعی خودرا به آیت الله محسنی می پرداختیم و حالا نیز می پردازیم چون او امین ترین شخص جامعه هزاره می باشد
آخرین ترفند در عزای زوال دیکتاتوری مذهب "نگاهی بر احوال رقتبار شیخ آصف قندهاری"
جناب امیری آنطوریکه از نوشته ات برمیآید معلوم می شود که خیلی ازمریدان سرسخت شیخ آصف قند هاری هستی!
برادر من بدان که دیگر دوران مرید ومرید بازی کورکورانه گذشته است، شما هم بهتر است به جای دفاع ازمحسنی در فکر مردم وقوم خود باشی که هر روز دسته دسته بدست هم فکران محسنی به خاک وخون کشیده می شوند، بدون شک دیگر دوران مذهب گرائی متعبدانه گذشته است، حالا دوران تعقل وخرد است که دیگر لاطلائلات محسنی وامثال محسنی نمی تواند عقل وخرد جامعه را اشباع کند البته باید بگویم که خودم شخصا نه تنها با مذهب مخالف نیستم بلکه طرفدار مذهب هستم ولی نه آن مذهبی که انسانیت درآن قربانی شود زیراکه همه چیز برای انسان است حتی مذهب ودین نه انسان برای دین ومذهب این سخن مبالغه آمیز شما که ۹۹٪ مردم را طرفدار محسنی دانسته اید بیشتر به شوخی وجوک شبیه است تا به حقیقت، بلی درست است که محسنی متأسفانه هنوز مریدانی همانند شما دارداما این دلیل نمی شود که مردم چهره ای اصلی محسنی وسایرترویج دهندگان نفرت وانزجار را نشناخته اند .
آخرین ترفند در عزای زوال دیکتاتوری مذهب "نگاهی بر احوال رقتبار شیخ آصف قندهاری"
پول گرفتن از ایران که عیبی ندارد اگر عیبی می داشت کریم خلیلی سی سال در آستانه ای ولایت فقیه ایران نزد سپاه پاسداران جاسوسی و چاپلوسی نمی کرد و خصوصا اینکه ان وقت ایرانی ها به کسی پول نمی دادند بلکه فقط نان چاشت و شام را می دادند و بنا بر تایید همه کسانی که ان وقت در ایران مهاجر بودند کریم خلیلی در ایران فقط برای ناهار و غذایی شام برای سپاه پاسداران جاسوسی و چاپلوسی می کرد و همین حا لا هم معاش کارمندان تلویزیون راه فردا را ایرانی ها می دهند و سامان تخنیکی انرا به مبلغ یک و نیم میلون دالر ایرانی ها به ان تحفه دادند برادر عزیز حالا متوجه شدی که نان و معاش همه مراکز علمی و دینی و سیاسی دشت برچی را ایرانی ها می دهند بنا بر این پول گرفتن از ایران عیبی ندارد چی از ایران بگیریم و چی مثل سیما سمر از امریکای ها بگیریم مگر عیبی دارد ؟ مهم حفظ کردن شخصیت هویت و کرامت انسانی است که باید در همه حالات حفظ شود چیزی که متاسفانه شما عناصر بی دین و بی غیرت آنرا ندارید و اگر می داشتید در جنگ بهسود بی تفاوت باقی نمی ماندید و آنجا رفته و از عز ت خود دفاع می کردید
آخرین ترفند در عزای زوال دیکتاتوری مذهب "نگاهی بر احوال رقتبار شیخ آصف قندهاری"
من فکر میکنم که این اصفک محسنی امتحان اشرا چندین سال قبل داده بود. ولی ما مردم که واقعا خیلی مذهبی هستیم دنباله رو این تیکه دار مذهب هستیم . تشکر از مهدی جان که تابو شکنی میکند و چهره واقعی این بلعم باعور را برای مردم ما معرفی میکند. افتاب به یک انگشت پنهان نمی شود. خدا هر چه زودتر او را به جهنم ببرد.میگوید ادم بد عمرش دراز است
آخرین ترفند در عزای زوال دیکتاتوری مذهب "نگاهی بر احوال رقتبار شیخ آصف قندهاری"
ما هزاره ها مردم خوب هستیم و قبلا هم خوب بودیم و در آینده خوب بافی خواهیم ماند دو سه مشکل در بین ما وجود دارد
1 - اولا کریم خلیلی سی سال تمام در ایران برای ولایت فقیه کار کرد و اعلامیه های حزب وحدت در آن وقت هنوز در آرشیو تمام ارگان های اداری - استخباراتی منطقه وجود دارد که در آخر هر اعلامیه حزب وحدت درود بر امام خمینی و زنده باد انقلاب اسلامی ایران در سرار جهان نوشته میشد ولی متاسفانه بعد از مرگ بابه مزاری اختلاف در بین کریم خلیلی و محقق بخاطر سرمایه مالی حزب وحدت بوجود آمد و استخبارات آمریکا که از خصوصیات پست و منفعلانه کریم خلیلی توسط داکتر حسین طالب نماینده حزب وحدت در پشاور آگاهی داشت پول های بابه مزاری را که در بانک لندن بود به کریم خلیلی تسلبم کرد و متعاقبا او را در تحت اداره خود گرفته و بحیث معاون دوم کرزی او را جابجا کرد و در عمین رابطه اگر فردا طالبان به قدرت رسیدند کشتار ما هزاره ها را به خاطر همراهی کریم خلیلی با آمریکایی ها شروع کردند چرا ما ناراحت شویم ؟ وهابی ها طالب ها دنبال همین موارد هستند که از مردم هزاره فقط کریم خلیلی در خدمت دستگاه سیاسی آمریکا در افغانستان قرار دارد و لهذا بعید نیست که ما هزاره ها را به بهانه همکاری با آمریکایی ها ما را کشتار کنند .
2 - محمد محقق که از فرط حسودی و بخیلی از دست رفتن پول های بابه مزاری و به قدرت رسیدن کریم خلیلی در آتش می سوزد با مداری بازی ها زیاد و قلا بازی ها بی شمار گاهی با داکتر عبدالله گاهی با امرالله صالح و گاهی با برادر مسعود ، این بازماندگان قاتلین خادثه افشار همکاری و دوستی نموده و فکر و خیال خام خود در سدد جایی در عرصه سیلسی کشور برای خودش است گاهی خود را به کرزی فروخته و برای او برای مردم هزاره رای جمع آوری می کرد و گاهی با آی اس آی توسط سردبیر روزنامه افغانستان در تماس شده تا کاری برای شخصیت شکسته خود انجام دهد اما هیهات که به حایی نرسید و آبروی برباد رفته ی هزاره ها را زیاد تر بر باد ساخت
آخرین ترفند در عزای زوال دیکتاتوری مذهب "نگاهی بر احوال رقتبار شیخ آصف قندهاری"
من در شهرک جبرئیل شهر هرات به همراه هزاران خانواده هزاره که از ایران به مدت چهار سال قبل اخراج شده بودیم مقیم هستیم و جایی برای برگشت به وطن آبایی خود در جاغوری نداریم و از مطالعه وبسایت شما از مسائل جهان و داخل کشور آگاهی پیدا می کنم در مورد مقاله فوق باید بگوییم که افراد بی دین و زنا زاده مثل مهدی زرتشت همواره به جان علما روحانیون و مردان موثر جامعه هزاره اهانت می کنند تا جای که ما مردم هزاره در شهرک جبرئیل شهر هرات خبر داریم آقایی آیت الله محسنی نه زیر فشار ایران تسلیم شدند و نه زیر فشار امریکایی ها و عناصر بی دین و لا مذهب خود ما به خوبی از حملات cia که از طریق تلویزیون امروز و روزنامه ای ساندی تلگراف لندن بر علیه آیت الله محسنی به راه انداخته شده بود، اطلاع دارند لهذا کار و فعالیت سیاسی اجتماعی دینی و مذهبی اقای محسنی زیادتر گستر ش یافت بنا بر این عناصر گم نام و مزدوران بیگانه کدام خللی در راستای فعالیت های ایشان وارد نخواهند توانست و اگر افراد کافه نشین و کمپیوتر نویس کاری کرده می توانستند صحنه ای جنگ های بهسود و حالا کربلای کویته بهترین جایی نمایش عمل انها خواهد بود وگرنه با التماس های زنانگی و گریه های فیسبوکی کاری از پیش برده نخواهد شد
آخرین ترفند در عزای زوال دیکتاتوری مذهب "نگاهی بر احوال رقتبار شیخ آصف قندهاری"
لعنت خدا بر این کائنان قرن 21 که زیر نقاب دین و مذهب ملت را تباه و در بدر ساختند، خداوند این قماش افراد سرطان زا را از ریشه نابود بسازد! این وقتی میسر میشود که مردم در یک مرحله پختگی برسند و نگذارند که این تکه داران مذهبی هر آنچه دلشان خواست تعبیر بخصوص خوداز دین نمایند!
آخرین ترفند در عزای زوال دیکتاتوری مذهب "نگاهی بر احوال رقتبار شیخ آصف قندهاری"
یا فاقد هر گوه که نام داری پول که به محسنی میدهی بهتر از به یک خر کاه بخری صواب اش زیاد است چرا این محسنی جاسوس ایران و دشمن هزاره است و عمری خود را در ضدیت به گرفتن حق توسط هزاره در جنگ بوده در افشار پهلوی خاینین و افشار فروشان بود و افرادی مانند شما را فریب داده و پول تان را مصرف زیر دامنی و ارضا شهوت خود مینماید