رفتن به محتوای اصلی
یک شهر پر از کربلایی!

یک شهر پر از کربلایی!

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

چند روز قبل در مجلس
هموطنان مهاجر حضور یافتم. به محض وارد شدن در گوشه نشستم مشغول وارسی مجلس
شدم تاشاید دوستی آشنایی بیابم. با چند نفر با کله سلام علیک کردم وتمام.


همین طور که با استکان چایی نگاه میکردم تا کمی سرد شود، گوشم به اطراف
بود. صدای کربلایی وکربلایی توی گوشم میپچید. کربلایی جان بفرما، کربلایی
جان بخور، کربلایی جان بنشین ووو ... کمی کنجکاو شدم ودقت بیشتری به خرج
دادم دیدم همه به همدیگه کربلایی میکن.
از خورد وبزرگ وپیرو جوان همه کربلایی شده اند.

خلاصه اینکه طاقت نیاوردم. از نفر بغلی پرسیدم: ببخشید قضیه چیه؟ مگه همه
از کربلا تشریف آورده اند؟ طرف با تعجب پرسید؛ مگه خبر نداری؟ گفتم نه
والله؛ از چه باید خبرداشته باشم؟!

ایشان فرمودند: دوروز قبل ضریح جدید امام حسین (ع) از توی خیابان مارد شد وما توانستیم چرخ های تریلی که ضریح بارش بود را زیارت کنیم. ایشان با شوق تمام میگفت دراین ضریح 120 کیلو طلا وچند صد کیلو نقره و چقدر آلو مینیوم ومفرغ واهن چه و چه چه و به کار رفته وثواب زیارتش مانند زیارت خود کربلا میباشد.

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس