رفتن به محتوای اصلی
دیو و پری

دیو و پری

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

 

 

چند روزی به شدت بیمار بودم و افتاده در گوشه‌ای ... آدمی چقدر به مرگ

نزدیک است و خودش نمی داند.


دیو و پری


دمبوره می‌کشد نفس اطراف بسترت

چیزی بخوان شبیه غزل‌های آخرت

چیزی بخوان که جای تو در تب رها شوم

جان می دهد پرنده در آغوش لاغرت

گیجم، صدای دایره‌ها کم نمی شوند

این زن برهنه آمده تا در برابرت...

رقصی کند چنان که جهان زیر و رو شود

با عطسه ای به هوش بیاید کبوترت

رازی مقدس است تو را رنج می دهد

پیدا شده است دیو و پری لای دفترت

گفتم دوباره پنچره را آه می کشی

لطفا ببین که عشق چه آورده بر سرت!

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس