در میان بازار داغ معاملات سیاسی از جمله کسانی که متاع به بازار معاونیت کشیده اند، یکی هم محمد یونس قانونی است. قانونی در زمان حیات مسعود شهید، از افراد دست چندم جریان جهاد و مقاومت بود. با شهادت مسعود بزرگ، قانونی در رأس هرم مذاکره با جامعهی جهانی قرار گرفت. او که باید از جریان مقاومت نمایندگی می کرد، در نشست تاریخی بن، تمام آرمانها و خواستهای مسعود عزیز و جریان مقاومت را در پای کرزی ریخت.
همه به خاطر دارند که آن زمان، رهبر فقید جهاد و مقاومت شهید استاد ربانی، از این کار قانونی ناراض بود و واکنش نشان داد، اما قانونی، داکتر عبدالله عبدالله و مارشال فهیم با گرفتن سه چوکی (وزارت دفاع، داخله و خارجه) تنها برای خود و حفظ منافع شخصی شان، همه آرمان ها و اهداف مقاومت مردم تاجیک و اقوام ستمکشیده را، به معامله گرفتند.
ارزان فروختن مقاومت توسط این چند نفر، حتا به حدی غیر قابل باور بود که نمایندهی سازمان سیا در کتابی نوشت که ما فکر میکردیم سران مقاومت خواست هایی را مطرح کنند که جامعه ی جهانی به سختی بتواند آن را براورده سازد، اما وقتی آن ها چمدان پر از دالر را دیدند، شگفت زده شده و تمام خواست های ما را بسیار ساده مثل این که قالینی را بفروشند، پذیرفتند.
ناگفته نباید گذاشت که جلسهی بن، جایی بود که میشد بر سر هویت، زبان، نام کشور و همه چیز که جعلی و قابل تغییر است با جهان صحبت کرد و به استبداد 250 سالهی قومی پایان داد، اما شوربختانه این آقایان بی باور به هدف و آرمان جهاد و مقاومت مردم ما، همه چیز را در بدل 20 ملیون دالر به لیلام گذاشتند.
کرزی که هیچ ریشهی سیاسی و اجتماعی نداشت، از ضعف و پولدوستی اینها استفاده نموده بر همه چیز حاکم شد و پس از اندکی، تمام هست و بود کشور را در خدمت فاشیزم، طالب و حزب اسلامی قرار داد.
در ادارهی موقت، مارشال فهیم به عنوان معاون اول کرزی و وزیر دفاع ، محمد یونس قانونی به عنوان وزیر داخله و داکتر عبدالله عبدالله به عنوان وزیر خارجه، کسانی بودند که با خلیلزاد، حامد کرزی، اشرف غنی، انورالحق احدی و... در شورای تصویب قانون اساسی هم دست شده و نظام ریاستی موجود را در قانون اساسی به تصویب رساندند، چون تصور مارشال فهیم همین بود که تا ابد به عنوان معاون اول کرزی باقی میماند. دیگران هم تنها به فکر حفظ کرسی خود بودند نه منافع مردم و آینده ی نظام.
تاجایی که افرادی چون محمد یونس قانونی در سخنرانیهایش چپن کرزی را نماد ملی بودن و کلاه قره قل اش را، نشانی از مهربانی او توصیف می کرد.
اما پس از تصویب قانون اساسی، هنگامی که کرزی پایه های اقتدارش را محکم کرد، یکی پشت دیگر این آقایان را از قدرت کنار زد.
نخستین کسی که تنزیل کرسی یافت، آقای قانونی بود. او از وزارت داخله به معارف برده شد و آقای فهیم نیز، در انتخابات نخست ریاست جمهوری به عنوان معاون کرزی انتخاب نشد.
آن گاه بود که لبهای بسته از حقیقت گویی و باز به مدح و ستایش کرزی، یک سره ادبیات عوض کرد؛ کسی که چند ماه پیش کرزی را نماد از همبستگی ملی میخواند او را مکار، قومگرا و خائن خطاب میکرد.
در کنار انتقادهای تند از کرزی، آقای قانونی با حمایت مارشال فهیم، نامزد انتخابات شد اما پس از ختم انتخابات با وجود تقلب فراوان که شورای نامزدان ریاست جمهوری مستند سازی کرده بودند، به سادگی نتیجهی انتخابات را پذیرفت و خواست ها و رای ملت را نادیده گرفت.
پس از آن با برگزاری انتخابات پارلمانی، آقای قانونی به عنوان نماینده مردم کابل برندهی انتخابات شده و وارد مجلس شد. در انتخابات ریاست مجلس نمایندگان، با همه ناراحتی های که رهبران سیاسی مجاهدین به خصوص استاد ربانی شهید از قانونی و عملکردش در جلسه ی بن و همین طور در ادارهی انتقالی و موقت داشت، از او حمایت کردند و آقای قانونی به عنوان رییس مجلس انتخاب شد.
در دوره ی ریاست مجلس هم آقای قانونی در برابر خواستهای مردم ضعیف و معامله گر ظاهر شده و باری در مورد بحث واژههای زبان فارسی در مسوده ی قانون تحصیلات عالی گفت که هیچ فرقی نمی کند که ما بر سر واژههای چون دانشگاه و پوهنتون منازعه کنیم، بلکه پدران ما پوهنتون گفته اند و ما هم می گوییم.
این کارهای قانونی سبب شد که شماری از چهرهای با فکر مجاهدین و روشنفکران تاجیک از وی رو گردانده و در نهایت در انتخابات دوم مجلس تلاش کردند که او دیگر رییس مجلس نشود، این گروه تصور می کنند که قانونی و امثال او با حضورشان در قدرت از یک سو سبب شکستن مقاومت مردم ما، افول ارزش ها و نادیده گرفتن خواست های برحق مردم شده و از سویی به فاشیزم مشروعیت می بخشند تا با دست باز علیه مردم ما عمل کند. بنا بر این نبودن این گونه افراد در قدرت به مراتب بهتر از حضور شان است.
مارشال فهیم نیز هنگامی که از قدرت دور بود، همواره از حق مجاهدین و مردم حرف می زد، اما با رفتن دو باره اش در کنار کرزی، تنها به فکر حفظ دارایی های غصب کرده اش شده و اندک دغدغه ی برای حق مردم ندارد.
مهره ی دیگر، داکتر عبدالله عبدالله است. او که در اصل از تبار پشتون است اما با حضور در کنار مسعود شهید، امروزه امتیاز تاجیکان را می گیرد. فردی که با حمایت همه جانبهی تاجیکان در انتخابات دوم ریاست جمهوری به عنوان چهری چالش ساز برای کرزی شناخته شد، اما در یک لحظه تمام زحمت و تلاشی را که ملت ما در انتخابات برای او کشیده بود نادیده گرفته و از انتخابات کنار رفت.
کاری که او کرد، به شدت سبب سرخوردگی و ناراحتی در میان مردم شد. او ثابت ساخت که لایق رهبری نیست و کسی نیست که از حق مردم ما دفاع کند.
آخرین مورد از خبط های او، از دنبال کرزی دویدنش در روز برگزاری نمایشگاه صنایع تولیدات افغانستان بود. او به دلیل جُبنی که در خود دارد، از پشت سر کرزی چنان راه می رفت که گویا زعامت و سروی کرزی را روحا پذیرفته است؛ در حالی که به عنوان رهبر یک ائتلاف اپوزسیون اگر در نمایشگاه شرکت کرده بود، نباید از پشت سرکرزی و معاون دوم و حتا محافظان او سرک کشیده راه می رفت. قاعده ی سیاسی و عرف دپولامتیک این نیست؛ او که سال ها وزیر خارجه بود و از کارکشته ترین دپولومات های کشور است، خود معنای این در عقب رفتن ها را می داند اما به دلیل نداشتن جسارت و جرئت لازم، نشان داد که شایستگی رهبری مردم ما را ندارد.
با این وجود، در این روزها در کنار آرگاه کرزی برای انتخابات 2014 خیمه ی دیگری در خانه ی پیر سید احمد گیلانی ایجاد شده است. کسانی که در خانه ی پیر گیلانی گرد آمده اند؛ گروه علی احمد جلالی، حزب حق و عدالت و افراد خلیلزاد اند. سیاست مداران قوم پشتون درک کرده اند که دیگر برنده ی انتخابات نیستند، از این رو تلاش مذبوحانه دارند که یک تیم بسازند تا حاکمیت قومی خود را از دست ندهند.
بنا بر این برای علاج کار، آن ها دنبال یک معاون تاجیک می گردند که با آوردن او رای به دست آورده و به حاکمیت شان مشروعیت بخشند. البته معاون دوم چنانچه که در این دو دور تجربه شد، قاعدتا باید از قوم هزاره باشد.
با آن که از نظر قانون آقای خلیلی دورههایش را به پایان برده و دیگر نمی تواند معاون دوم باشد، اما حضور افراد چون صادق مدبر و شماری دیگر از این قوم، مشکل معاون دوم را احتمالا منتفی ساخته است، اما اکنون کشاندن یک تاجیک سرشناس به ویژه از میان چهره های جهادی، برنامه ی است که دو خیمه ی سیاسی دنبال می کنند.
این روزها بازار رفت و آمد آقای قانونی به خیمه ی پیر گیلانی بسیار داغ است، در کنار این، در دعوتی که کرزی از جریان های سیاسی داشت، نماینده ی ائتلاف داکتر عبدالله هم شرکت کرده است. همچنان از قانونی به عنوان کسی نام برده می شود که زمینه ساز این ملاقات ها است. او به شدت تلاش دارد تا خود را با تیم قدرت نزدیک سازد.
فرد دوم از علاقه مندان معاونیت ریاست جمهوری صلاح الدین ربانی است. پس از شهادت استاد شهید، صلاح الدین به عنوان سرپرست جمعیت اسلامی و رییس شورای عالی صلح انتخاب شد. او اکنون یکی از گزینههای بالقوه ی معاونیت برای تیم ارگ در انتخابات پیش رو است.
تصور صلاح الدین این است که با ادامه راه پدر شهیدش در شورای عالی صلح، هم حمایت جهانی را دنبال خود می کشد و هم جایگاهی در کشور کسب می کند، اما غافل از این که راهکار استاد شهید کاملا متفاوت بود. او کسی بود که تمام مسایل افغانستان و سیاست های جاری را بلد بود؛ او هرگز در پی بیرون کردن نام رهبران طالبان (دشمنان مردم ما) از فهرست سیاه شورای امنیت نبود.
با استناد به حرف خود استاد شهید، او به خاطری ریاست کمیسیون صلح را قبول کرد که کرزی نتواند به بهانه ی صلح تمام طالبان را که برادران کرزی و دشمنان مردم ما اند، رها کند. او باری گفته بود، "اگر ما نباشیم باز خودشان بین خود صلح می کنند؛ پس باید ما بدانیم که چه در جریان است." مسلما همین مسئله بود که او را شهید ساختند، چون او به کهن قضیه پی برده بود.
اما اکنون آن چه زیر عنوان صلح انجام می شود، تنها اجرای برنامه های کرزی و تقویت روند طالب سازی است که توسط صلاح الدین عملی می شود. کرزی با استفاده از نا آگاهی او، به شدت روند طالبانیزه سازی را تقویت می بخشد و این بسیار نگران کننده است.
آن چه ملت تاجیک در این برهه ی تاریخی نیاز دارد، یک خیزش آگاهانه و جسارتی است که باید انجام بدهد. رهبرانی که واقعا به فکر اقتدار ملت خود و سر افرازی آینده اند، باید به این جسارت تاریخی باندیشند و مانند مسعود بزرگ، محکم از خواست های مردم و هویت خود دفاع کنند. اینجاست که اقوام دیگر افغانستان که هم سرنوشت تاجیک است و تلخی استبداد را برابر با تاجیک چشیده است، در کنارش می ایستد و تاریخ این کشور تغییر می کند.
در شرایطی که نگاه جهان نسبت به افغانستان و حاکمیت این خطه تغییر کرده است، ما باید نگاه مان را به ساختار کشور و نحوه ی حضور مان تغییر بدهیم. این تغیرات سرنوشت ساز یک رهبر صادق و جسور می طلبد که بی هیچ معامله و مسامحه ی خواست های عدالت باورانه ی مردمش را بیان کند و به استبداد قومی نقطه ی پایان بگذارد.
جهان و همکاران افغانستان از انتحار و اختناق به ستوه آمده اند، همه منتظر یک جهش اند که تنها قوم تاجیک می تواند آغاز گر و سامان دهنده اش باشد. با توجه به حضور و نقش تاریخی که ما در این دیار داریم، نقطه ی می شویم برای حق خواهی دیگران و این یک خیال نه بلکه حقیقتی است که بارها در این تاریخ معاصر نشان دادیم، اکنون زمان عملی کردن و به ثمر نشاندنش رسیده است.
عمر حاکمیت قومی که در بیش از 250 سال به این کشور سلطه داشت، دیگر به پایان رسیده است. این سیاست دیگر در برخورد با جهان و کشور جواب نمی دهد. حتا در بر خورد با خودش جواب نمی دهد، در ده سال گذشته بدترین ضربه ها را در کنار این که بر پیگر تمامیت کشور زد، بر پیکر خود نیز زده است. تنیدگی قبیله و تمدن ستیزی این سیاست تمام کشورهای همکار را به یک بازنگری واداشته است. ما باید جسارت کنیم و به آن ها ثابت کنیم که در افغانستان کسانی دیگر هم هستند که می توانند سیاست کنند و آن ها با مدنیت و سازو کارهای دموکراتیک با شما همکار اند، آن ها خشونت ورزی و انتحار را نمی پسندند و می خواهند در دهکده ی جهانی بخشی از مدنیت باشند نه بر علیه مدنیت. ما می توانیم و باید رهبر آیندهی ما این جسارت را داشته باشد.
نظرات
14 دیدگاهبازار داغ معاون رییس جمهور شدن در افغانستان
خبرگزاری بُخدی.
امروز ١٠ قوس ١٣٩١
زلمی رسول وزیر خارجه کشور، از مقامات پاکستان خواسته است تا شمار بیشتری از زندانیان طالبان را از بند آزاد کند.
پیشتر، در سفر هیئت شورای عالی صلح افغانستان به پاکستان، اسلام آباد تایید کرد که حداقل 9 طالب را از زندان های پاکستان آزاد می کند.
اعضای این هیئت می گویند که آزادی این شمار از طالبان، زمینه پیوستن دیگرطالبان به پروسه صلح را فراهم می کند.
تشکر آقای زلمی رسول که در خدمت به برادران ناراضی، خودت و آقای صلاح الدین ربانی اینقدر زحمت را متحمل میشوید. نام های تان حتماّ بحیث " فرشتگان صلح " ثبت تاریخ خواهد شد.
اما یک کمی به فکر مقام خودت نیز باش، تا نشود که روزی این چوکی پُردرآمد را یکی از برادان ناراضی از نزدت بگیرد.
بازار داغ معاون رییس جمهور شدن در افغانستان
خدا کند که کرزی این بار گلبدین را معاون اول نسازد.
ان وقت گلبدین پدرلعنت ، روزها سیاست خواهد کرد و شبها مادر میرویس جان را ماساج خواهد داد. توبه توبه
بازار داغ معاون رییس جمهور شدن در افغانستان
برادرگل شمس الدين - برهان الدين رباني ، سياف ، محسني ، فهيم کچالو، قانوني شغال ، بسم الله گاوميش ، صالح ناصالح ، عبدالله بقه ، انوري ، اکبري ، بازماندگان خالص ، صلاح الدين رباني ( گدي کرزي ) ... همه ازيک قماش اند . فرق نميکند دوازده سال فهيم وگروپي پنجشيري ها( بازمانده گان بزچيپي - احمد شاه مسعود )حکومت کردند . يک دوازده ماه نيزگلبدين . تاخداوند توبه اين ملت راقبول نمايد . امروزاگرطالب تروريست است سالهاي قبل همينا تروريست بودند ، آدم ميکشتند ، ترورميکردند، انفجارميدادند ، پل وپلچک وکلينک وشفاخانه ومکتب راانفجاروميسوختاندند.
برپدرهمه اين سکهاي جنگي رالعنت به شمول طالب وجمعيت وشوراي نظاروپنجشيري هاي شيرفروش ومرده گاو.
بازار داغ معاون رییس جمهور شدن در افغانستان
اقای شهزده ( شاه در بین لینگ هایت زده)
حالا چطور شد که به همه ای هزاره ها فحش دادید؟
گوش کن شهزده
هزاره ها چه حیواناتی مثل تو بخواهد و چه نخواهد هم زور ان را دارند که از خود دفاع کنند و هم این کار را در گذشته کرده اند. افغانهای تو کیست؟ خودت را روشن کن. در سیاهی مخفی شده سنگ نیانداز. اصل و نصب خود را هم بگو تا ما بفهمیم که حرامزاده نیستی.
هزاره ها با افغانها هیچ مشکلی ندارند. ملت افغان از اقوام مختلف و گوناگون تشکیل شده است که هزاره ها صرفا یکی از این اقوام شریف اهستند. هزاره ها خود افغان هستند و اگر کور و کر نباشی می شنوی و می بینی که دولت افغانستان شب و روز داد می زند که نام قوم را در تذکره ها نوشته نکنید چون همه افغان هستند. تو اگر از پشت سگ های کوچه نباشی می فهمی که افغانها عقاید گوناگون دارند و تنها هزاره ها شیعه نیستند. قزلباشها، بخش قابل توجهی از بدخشی ها و هراتی ها و حتی بخش های از جامعه ای پشتون، سید ها، بیات ها و حتی در همان قندهار خلج ها همه شیعه هستند.
در ضمن، حسرت بخور ، چوب را ک و ن خود کن و رشک ببر که چرا هزاره ها بخشی جدایی ناپذیر و سر فراز ملت افغان اند و در خوب و بد این وطن شریک اند و این را نه کسی برای شان خیرات داده است و نه سوغات.
باز هم تو اگر از پشت کدام مرغ دزد نباشی می فهمی که هزاره ها عاشق قیافه و زن کسی نیست. هزاره ها برای حق خود و برای کرامت انسانی و جایگاه شایسته ای خود در جامعه ای ملی افغانستان مبارزه کرده اند و می کنند و در این مسیر هر کس که در مقابل شان قرار بگیرد برای شان دشمن است. فرقی نمی کند که از کدام و از کجا باشد و با کدام زبان سخن بگوید. این منطق تمام اقوام و ملل و جنبش های ازاده ای جهان است.
مگر وقتی هزاره ها در مقابل عبدالرحمن که پشتیبانی کامل هند بریتانوی را هم داشت استادند، ان استادگی به نظر شما پنگ ترازو سیل کردن بود؟ ایا وقتی هزاره ها از شاه امان الله به عنوان یک انسان مترقی و وطندوست دفاع کردند و در مقابل اجنت های انگلیس و بی سوادان فریب خورده استادند ان پنگ ترازو سیل کردن بود؟ ایا وقتی هزاره ها در مقابل فاشیسم و تندروی های شورای نظار استادند ان پنگ ترازو سیل کردند بود؟
چشم ات را باز کن و جهان را با واقع بینی و بدون تعصب نگاه کن. مثل ماکیان فقط اطراف ک و نت را نگاه نکن. به یک ملت و قوم توهین نکن. اگر چند نفر هزاره چوب را در ک و نت زده باشند دلیل نمی شود که بر تمام هزاره ها بتازی. ادمهای بی شرف مثل تو بودند و هستند که در تلاش اند این ملت را پارچه پارچه کنند و خیال می کنید که بزکشی قومی در افغانستان جریان دارد. بش شرف پست.