رفتن به محتوای اصلی
طالبان به امر " خدا و رسول " جنایت می آفرینند

طالبان به امر " خدا و رسول " جنایت می آفرینند

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

بدون شک هیچ مسلمان عادی و سنتی یی از این عنوان خوشش نمی آید و آنرا نمی پسندد. مگر متآسفانه این یک واقعیت است و سخن گفتن از آن که همان حقیقت گویی باشد ، دشوار و شنیدنش در وهلۀ نخست همواره ناخوشایند و تلخ است. لهذا از خواننده گان گرامی تمنا دارم که از روی لطف و مهربانی ، این مقاله را با حوصله مندی و با دقت و تأنی تاپایان مطالعه فرموده آراء و نظرات تأییدی و یا تردی ویاهم تقبیحی خود را در بخش کامنتها درج نمایند ویا مستقیماً از طریق ایمیلی که در پایان این مقاله درج گردیده است برای خودم ارسال نمایند

از همه اولتر پرسشی را که از سالها بدینسو مطرح بوده و ورد زبان خاص و عام میباشد یک باردیگر مطرح و پاسخهای متنوعی را که به این پرسش داده میشود به بررسی گرفته و در حد درک و توانایی خویش کوشش مینماییم تا پاسخ دهنده گان این پرسش را شناسایی و معرفی نماییم. پرسش بسیار ساده و صریح است و آن اینکه :
آیا طالبان مسلمان اند یا نه ؟
ناگفته پیداست که این پرسش از جمله پرسشهاییست که باید با « آری » و یا « نی » پاسخ داده شود.مگرعملا دیده میشود که این پرسش نه تنها با هردوی این گزینه ها یعنی هم « نی » وهم « آری » بلکه با « سکوتی آمیخته با آری » و « پاسخی دوپهلووآمیخته با نی و آری هردو » و « سکوت مطلق » نیز پاسخ می یابد وهریک از این « نی ها » و این « آری ها » نیزیکدست و یکنواخت نبوده وبا در نظرداشت دیدگاهها ، پیوند های طبقاتی و جایگاهها ی اجتماعی ، إحساسات ، سلیقه ها و آرمانهای پاسخ دهنده گان ، تنوع و ویژه گی های خاصی می یابد که در خور تآمل و دقت است. مگر باید یاد آورشد که پرداختن به جزئیات و آوردن اسناد و نقل قولها و إحصائیه ها یی ازهمه پاسخ دهنده گان به پرسش یاد شده ایجاب مینماید تا از مرز دهها صفحه در نوشتن این مقال بگذریم که عجالتا از آن منصرف شده وکوشش خواهیم نمود تا موضوع را هرچه فشرده تربه بررسی بگیریم.
آنانی را که به این پرسش با گزینۀ « نی » پاسخ میدهند ، میتوان به دو دسته تقسیم نمود :
دستۀ نخست : شامل کسانی میشود که بدون آنکه قصد استفادۀ ابزاری ازدین و مذهب راداشته باشند میگویند : نی ! طالبان مسلمان نیستند زیرا أعمالشان مطابق آیات قرآن و سنت پیغمبر نبوده و در ضدیت با آن قراردارد. اینان اشخاص ساده دل و خوش باورو خیر خواه وخیر اندیش و در بسیار حالات باسواد های کم دانش و ساده لوح ویا روستا ئیان کم سواد و بیسواد و تعلیم ندیده یی اند که اکثریت جامعه راتشکیل داده و باورهای دینی را به گونه یی سنتی از پدران و مادران خویش به إرث برده اند وهمینکه شنیده اند که گویا دین اسلام دین صلح و صفا و أخوت ومحبت ومهربانی وانسان دوستی وغیره وغیره است ، به همین قدر إکتفاء وبسنده کرده و بدون اینکه پیرامون صحت وسُقم این إدعا های میان تهی تحقیق و تتبع نمایند خویشتن را به گونه یی باورمندانه و آرمانی و صادقانه متعلق به این دیانت میدانند و همه دارو ندار مادی ومعنوی خویش را در پیوندی عمیق با آن معنی مینمایند و این جنایات و وحشی گریها را قاطعانه تقبیح ونکوهش نموده عاملان آنرا که همان طالبان و گروهها ی همفکر و هم مانند آنان باشند ،نه تنها جنایتکار بلکه نامسلمان و وحشی و" دشمن خدا و رسول " می پندارند.

دستۀ دوم : این دسته شامل گروههای معینی میشود که به نحوی در صدد استفادۀ ابزاری از أعمال جنایت بار طالبان ویا از باورها و آموزه های اسلامی هستند وعبارتند از:
الف – آنانی که حل قضایای افغانستان را در مبارزه علیه شوونیزم ملیت پشتون دانسته و خواهان حل قوم گرایانۀ معضلۀ ملی درکشورهستند وهمۀ امور و مناسبات اجتماعی را به همین معیار می سنجند . اینان میگویند که ، طالبان ، مسلمان نی بلکه پشتون هستند و همین پشتون بودن باعث شده است که ایشان دست به جنایت علیه بقیه ملیتها بزنند، و می افزایند که ، طالبان یک گروه مسلح قومیست که هدف اصلی آن حمله به منافع مردم غیر پشتون بوده واز حمایت های بی دریغ تیم حاکم به رهبری کرزی برخوردار است و با سازمان های استخباراتی کشورهای منطقه و جهان ارتباط مستقیم دارد... ایشان طالبان را مزدوران پاکستان دانسته نقش مداخله گرانۀ آنرا در این زمینه هرچه بیشتر برجسته مینمایند، مگر ازمداخلات مستقیم و غیرمستقیم رژیم آخوندی ایران ، به پاس پیوند های اتنیکی وزبانی با ایرنیان ، چشم فروبسته و توجه چندانی به آن مبذول نمیدارند.
ب – شیعیان در مجموع و شیعیان دوازده امامی یا إثنا عشري و بخش رادیکال آن به طور أخص که بنابر خصومت تاریخی و آشتی ناپذیرشان با أهل سنت و جماعت پیرامون موضوع خلافت و أمامت، از این وحشی گریهای طالبان استفادۀ ابزاری نموده نظام فکری تسنن را در تمامیت آن تقبیح و نکوهش مینمایند. ونه تنها طالبان بلکه تمام سني هارا کافر بالله ، مرتد ، عُمَری ، بَکری ، عثمانی ، حرام زاده و فرزندان عائشه وبه قول آنان « فاحشه » و « فاجرة » قلمداد مینمایند.
در اینجا قابل یاد آوری میدانم که دو جریان فکری تشیع و تسنن در اسلام متآسفانه ویا هم خوشبختانه زخم ناسورو التیام ناپذیریست که با گذشت هر روز ژرفتر ، گسترده تر و علاج ناپذیرتر میشود . چنانکه همین اکنون هردو جناح با استفاده از امکانات رسانه یی سراسری و شبکه های ماهواره یی جهانی که ملیونها دالر هزینه نیز در پی دارد ، با به کارگیری شدیدترین وزشت ترین الفاظ و تعبیرات ، پرده از روی رازهای نهانی همدیگر برمیدارند و به صورت کل در رسواسازی و افشای کاستی ها و تناقضات دین اسلام ؛ چهارنعل میتازند وازیکدیگر پیشی و سبقت میجویند ، که از آن جمله میتوان از شبکه های أهل بیت – و صال فارسی – وصال حق و کلمۀ فارسی نام برد. و اینکه گرداننده گان این شبکه ها و شبکه های مماثل آن به چه خزعبلات و چرند پراگنی ها وفحاشی ها یی مشغول بوده و وقت خود و دیگران راضایع مینمایند ؛ شرحش در این محدوده نگنجیده و ایجاب مینماید تا در جای دیگری آنرا به گونه یی گسترده تر موردبررسی قرار دهیم .

ج – تاجران نوپا ، مدیران و گرداننده گان « أن . جی . او. » ها ، روشنفکران و تکنوکراتهای لیبرال و نیئولیبرال و مدرنست و پُست مدرنست و دولت مردانی که در مناصب بالاتر از مدیریتهای عمومی و پایینتر از معینیت ها ی وزارتخانه ها قرار دارند و به یمن موجودیت ناتو و پرداختهای سخاوتمندانۀ آن به نان ونوایی رسیده اند و کابوس به قدرت رسیدن دوبارۀ طالبان خاطرشان را مکدر ساخته و خواب را از چشمانشان ربوده است . اینان به خاطر حفظ و تداوم بهره کشی و چپاول و فساد پیشه گی ها و کلاه برداریهای خود ، خویشتن را مسلمانان حقیقی و طالبان را نامسلمان ، ترورست ، ضد دموکراسی ، خائنین ملی ، مزدوران پاکستان و ایران و غیره و غیره مینامند و جنایتهای آنان را به عنوان جنایات ضد اسلامی و ضد انسانی تقبیح مینمایند.
د – إسلامستها ی " مدرن و متجدد " که بیشتر اندیشه های خویش را از سفسطه بافی های مولانا جلال الدین بلخی واقبال لاهوری و علی شریعتی و مصطفی مطهری و عبدالکریم سروش ودیگران به عاریت گرفته و فکر میکنند که گویا ایشان اسلام ناب محمدی را تازه کشف نموده اند و " اسم أعظم " را که همان پاسورد و یا رمزورود به قلمرو رازهای سربه مهراسلام باشد ، پیدا کرده اند و در آیات قرآن معانی و مفاهیمی را یافته اند که دیگران از آن بی خبراند . این فیلسوفان چرند پرداز بیهوده و مأیوسانه تلاش به خرج میدهند تا دین اسلام را که به یمن پیشرفتهای چشمگیر علم و دانش وبلند رفتن سطح آگاهی و بیداری نسل کنونی ، در سراشیب و پرتگاه إضمحلال و إنحطاط قرار گرفته است ، دوباره زنده ساخته و با عبا و قبای تازه و درلفافه هایی چون عقلانیت ، انسان محوری ، کرامت انسانی ، دموکراسی ، حقوق بشرو حتی سکولاریسم و غیره وغیره به خورد مرد بدهند .
اینان طالبان را دشمنان اسلام و أعمال آنان را مغایر تعالیم و آموزه های این دین دانسته إدعا دارند که طالبان و همفکران ایشان عمداً و قصداً در صدد بدنام سازی اسلام برآمده اند، و با تکیه بر این باورمندی، جنایات طالبان را به مثابۀ جنایات ضد اسلامی و ضد بشری تقبیح میکنند .

آنانی را که به این پرسش با گزینۀ « آری » پاسخ میدهند ، نیزمیتوان به دو دسته تقسیم نمود :
دستۀ نخست : آنانی که بدون در نظر داشت استفادۀ ابزاری از دین اسلام و باورهای آن ، طالبان را مسلمانان واقعی و فرزندان راستین اسلام و پیروان فدا کار و جان بر کف رهبر محبوب شان محمد بن عبدالله قریشی می پندارند. این دسته نیز به نوبۀ خویش به دو گروه رادیکال متضاد و متخاصم با همدیگر تقسیم میشود که عبارتند از:
الف – افراد طالبان ، رهبران عقیدتی آنان و سازمانها و گروههای علنی و مخفی همفکر و همعقیدۀ آنان در منطقه و جهان ، اینان در هالۀ غلیظ و ضخیمی از خود بیگانه گی مطلق قرار داشته و به تأسی از آموزه های صریح و روشن قرآن و سنت پیامبر اسلام تمام هست و بود خود را مدیون دین اسلام میدانند و آنانی را که به گفتۀ ایشان به دین مبین اسلام مشرف نشده اند منفور و منحوس پنداشته واز ته دل با آنان دشمنی میورزند و کوچکترین صدای اعتراض مخالفین خویش را با لعنت ونفرین و توهین و تکفیرو درنهایت با گلوله وشمشیرو انفجار وانتحار پاسخ میدهند ، اینان طبعا أعمال خشونت بار وتروریستی خود و هم طرازان خود را که درآیات قرآن " جهاد فی سبیل الله " نامیده شده است ،نه تنها به گونه یی علنی و آشکار مورد تأیید وپشتیبانی قرارمیدهند بلکه به آن میبالند و مباهات مینمایند و انجام دهنده گان آنرا مورد نوازش وتفقد نیز قرار میدهند .

ب - سازمانها و شخصیتهای سیاسی آزادیخواه ، برابری طلب و رادیکالی که با درفش سوسیالیسم کارگری پا به میدان نهاده و درراستای منافع طبقۀ کارگر و سائر زحمتکشان وتهیدستان جوامعشان کارو پیکار مینمایند و با صراحت وآشکارا اعلان میدارندکه حاضر به باج دهی به ناسیونالیسم و مذهب نبوده دین و مذهب را امر شخصی و عقیدتی آدمها میدانند و خواها ن جداساخت دین از سیاست و عدم مداخلۀ آن درزنده گی شخصی دیگران میباشند. و به تأسی ازیک چنین رویکردی، و بابه کار گیری آزادی مطلق بیان ، جنایات واعمال دهشت افگنانۀ طالبان را بدون هیچگونه ملاحظه کاری و عوامفریبی بورژوا مئابانه و فرصت طلبانه و پوپولیستی، به حیث یک عمل زشت و شنیع اسلامی و ضد بشری و تروریستی که ریشه در آیات قرآن و عمل کرد های ننگین محمد بن عبدالله که به زورشمشیر و به کارگیری نیرنگها و ترفند های خاص خودش، خویشتن را به حیث رهبرو پیشوا وگویا پیام آور" خدا " بالای توده های نا آگاه و خرافاتی وخشن و خشونت پذیرورهبر پرست جزیرة العرب قبولانده بود، بیرحمانه نکوهش و تقبیخ مینمایند.
دستۀ دوم : این دسته شامل سران دولت دست نشاندۀ افغانستان میشود که با استفادۀ ابزاری از باورها و آموزه های اسلامی ، خود و طالبان را مشمول أخوت اسلامی دانسته آنان را مسلمان و حتی برادر خود خطاب مینمایند و با انتقاد ها و تقبح های میان تهی از اعمال تروریستی و خشونت بار آنان ، از ایشان میخواهند که سلاحهای خود را کنار گذارده به پروسۀ صلح و آشتی بپیوندند ، واین درحالیست که طالبان هربار همچو پیشنهاداتی را با صراحت تمام رد نموده وبا پوز خندی زهرآگین پاسخ داده اند. این دسته شامل نهاد ها و محافل به اصطلاح جامعۀ مدنی و دم و دستگاههای دولتهای سرمایه داری غربی و منطقوی که اختیارات عام وتام افعانستان را در دست داشته و بر گردۀ مردم رنجدیدۀ این سرزمین سوارشده اند نیز میشود.

آنانی که پرسش مورد نظرمان را با « سکوتی آمیخته با آری » پاسخ میدهند شامل اسلامستهای سنتی و محافظه کارو آیدئولوگهای مشهور و سرشناس اسلام از قبیل رؤسای دارالإفتاهای رسمی و شوراهای سراسری به اصطلاح علمای کشورهای عربستان سعودی و مصر وقطرو افغانستان و پاکستان و امثالهم میشوند ، و همانگونه که از إظهارات و إعلامیه های شخصی و رسمی آنان بر می آید، ایشان پدیده هایی چون جنایت و انتحار و قتل و خون ریزی و غیره را بدون اینکه پای طالبان و القاعده ویا حزب اسلامی و گروه حقانی و سائر سازمانهای مخفی و علنی تبه کاروترریست اسلامی را در آن دخیل سازند ، تقبیح و نکوهش مینمایند، و درمورد اینکه آیا طالبان مسلمان اند یانه سکوت احتیار نموده و به گونه یی ضمنی ، دبلماتیک و غیرمستقیم برادران طالب خویش را تأیید وبر مسلمان بودن آنان صحه میگذارند، لذا میتوان گفت که ایشان پرسش مانرا با سکوتی آمیخته با آری پاسخ میدهند.

از همه جالبتر وتبسم برانگیزتر، پاسخ کسانیست که این پرسش را به گونه یی دو پهلو و با هردو گزینه یعنی گاه با « نی » و گاهی هم با « آری » پاسخ میدهند، این آقایان واین به اصطلاح گلها ی سر سبد جامعه واین " روشنفکران ارجمند " همان " رهبران " سازمانها و شخصیتها ی منفرد سیاسی وچپ گرایانی اند که خود رابا کمال افتخار ومباهات ملی ، مترقی ، انقلابی ، دیموکرات ، میهن پرست وحتی سوسیالیست و کمونیست و مارکسیست و لنینیست و مائویست مینامند و با موضع گیریهای عقب گرایانه وغیراصولی و تنگ نظرانۀ خویش به اثبات رسانیده اندکه همه درواقع جناح چپ بورژوازیِ به زعم آنان " ملی و مترقی " را تشکیل داده و عملاً درخدمت منافع آزمندانۀ سرمایه داران تازه به دوران رسیده و جهادی های مسلمان و جنایت پیشه قراردارند و همین رویکرد است که آنان رابه ناسیونالیستها و پو پولیستهای دلقک صفت مبدل وعملاً درمسیر همسویی با مرتجعین و عقبگرایان قرارداده و با عث شده است تا ایشان در برابر جنایات نابخشودنی طالبان موضعی دوپهلو ، عوامفریبانه و محیلانه اتخاذنمایند و این جنایات حول ناک اسلامی طالبان و القاعده را در ملأ عام ودرنشرات ودر اعلامیه های رسمی خویش به عنوان اعمال ضد اسلامی و ضد انسانی تقبیح نموده و چنان وانمود سازند که گویا همچو اعمالی ریشه در آموزه های قرآنی و سنت نبوی نداشته ودر مطابقت با آن قرار ندارد ، و اما در مجالس خصوصی با " رفقای "! خویش ، از آن به عنوان جنایات اسلامی یاد نموده بین خود نِق نِق و قُت قُت نمایند. هرچند این موضوع ایجابگر بحث وبررسی جداگانانه یی است مگربایست به گونه یی فشرده و گذرا یاد آورشد که یا این بیچاره ها به حدی کم دانش وکودن اند که تا هنوز نتوانسته اند در مافی ضمیر خویش به قناعت رسیده و با دین باوری و خرافه پسندی وحماقت یکسره وداع گویند ، چنانکه همین اکنون شاید بدانند وشاید هم ندانند که واژۀ های « شهید » و « مرحوم » و«متوفی » و « خدا بیامرز» درفرهنگ خرافاتی اسلامی چه معانی یی را افاده میکند ، با افتخار تمام آنرا با نام رفقای جان باختۀ خویش پیوند داده و خوش هستند که رفقایشان " شهید ! " شده ودر" فروس برین " وبه نزد " خداوند یکتا " مسکن گزین اند. یا اینکه در بهترین حالت در اثر درک سطحی ونادرستی که از مارکسیسم – لنینیسیم و ماتریالیسم دیالکتیک دارند ، دین و مذهب را فرهنگ مردم پنداشته به آن ارج و احترامی " صادقانه " ویا " کاذبانه و عوامفریبانه " قائل و از نقد رادیکال و صریح آن طَفره میرروند. که با این کار خویش جز ریختن آب به آسیاب ارتجاع و عقب گرایی و تحجر فکری و تداوم وگسترش وتولید و باز تولید باورهای خرافاتی ودین خویی در جامعه ، حاصل و ثمری به دست نخواهند آورد ، که این در ذات خود جفا و ستمیست نا بخشودنی در حق همان توده هایی که این آقایان گویا به خاطر احترام به آنان بادین ومذهب وطالب و مجاهد و آخوند و امام وواعظ و روضه خوان و زنده جانهای دیگری ازاین قبیل کنار آمده و هم آوا میشوند. واین خود سخت تآسف بار ورقت انگیز است و به حال این " فرهیخته گان و نخبه گان " باید گریست.

در این میان هستند کسانی که با درنظرداشت منافع و مصلحتهای شخصی و گروهی خویش این جنایات تکان دهنده و اعمال ضد بشری طالبان مسلمان را عمداً نادیده انگاشته و رندانه و بی شرمانه وبزدلانه از پهلوی آن عبور مینمایند و پرسش مورد نظر مانرا با سکوتی مرگبار بدرقه میکنند.

دراینجا پرسشهای دیگری مطرح میگردد و آن اینکه : چرا طالبان جنایت می آفرینند ؟ و این جنایات و حملات انتحاری خویش را چگونه توجیه مینمایند؟ و منبع الهام آنان در کجا نهفته است؟
هرچند میتوان این پرسشها را در همینجا و به گونه یی فشرده نیز پاسخ داد مگر به منظور روشن شدن هرچه بیشتر موضوع ، لازم میدانم تا آنرا در بخش دوم این مقال و با تفصیلی بیشتر مورد بررسی قرار دهم.

إدامه دارد
+++++++
خوانندۀ گرامی ! ازحضورشما صمیمانه خواهشمندم تا این مقال را یک بار دیگر نیز با دیدی انتقادی و امعان نظر مطالعه فرموده با تحریر ملاحظات و نقطه نظرهای خویش و إرسال آن به آدرس زیرین، برایم إفتخار بخشید تا همصحبت شما باشم .
Azizyasin78@yahoo.com

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now

نظرات

20 دیدگاه
باران

طالبان به امر " خدا و رسول " جنایت می آفرینند

دل ز پر گفتن بمیرد در بدن
گرچه گفتارش بود دری عدن
با درود و ادای احترام به نویسنده محترم و خواننده .
در ردیف سخنسرایان زبان فارسی « سعدی » با صفت کوتاه نویسی منفرد به فرد بوده است . « گلستان » پیشکش . مضافاً وختی نویسنده می خواهد چیزی را به خواننده القاح کند ، میبایست تبر را به درز بزند و از پراگنده نویسی و آسمان ریسمان گویی برحذر باشد و اهمیت وخت خود و دیگران را در نظر بگیرد . شاه نامه چون دراز است مردم نمی خوانند ، اما « بوستان » می خوانند . برای احتراز از کدورت خاطر جناب عالی به یک مطلب بسنده می کنم که حضرت در شلاق زنی ، به روشنگران چپ و مارکسیست نیز رحم نفرموده ، همه را با یک چماق کوبیده اند . آنکو نداند « مذهب افیو%D

fetrat

طالبان به امر " خدا و رسول " جنایت می آفرینند

اسلام طالبانی برداشتیست که باید اصلاح شود. این اصلاح به وسیله اخند اصلا امکان پذیر نیست بل باید ذریعه مرکزیت اسلام که پیشرفت خوبی در شناسایی اقوال دروغ به پیامبر را نموده است، صورت گیرد. ارتباط بیشتر مرکزیت اسلام با طالبان، انها را بران خواهد داشت تا از این افعالیکه ضد اسلام بنام اسلام انجام میدهند، خودداری نمایند. ایکاش وقت اقای عزیز جان برای حل مشکل مصرف میشد نه مخالفت با دین.

fetrat

طالبان به امر " خدا و رسول " جنایت می آفرینند

اسلام طالبانی برداشتیست که باید اصلاح شود. این اصلاح به وسیله اخند اصلا امکان پذیر نیست بل باید ذریعه مرکزیت اسلام که پیشرفت خوبی در شناسایی اقوال دروغ به پیامبر را نموده است، صورت گیرد. ارتباط بیشتر مرکزیت اسلام با طالبان، انها را بران خواهد داشت تا از این افعالیکه ضد اسلام بنام اسلام انجام میدهند، خودداری نمایند. ایکاش وقت اقای عزیز جان برای حل مشکل مصرف میشد نه مخالفت با دین.

ناشناس
طالبان به امر " خدا و رسول " جنایت می آفرینند

فترت عزیز درود به شما
با کمال تأسف باید به عرض برسانم که این دین مبین ( آشکار) به هیچ منوال اصلاح پذیر نیست ، اگر میبود تا حال که هزار چهارصد سال از عمر ننگینش سپری شده است ، اصلاح میشد ، که نشد !
سخن دیگر اینکه من منظور شمارا از « مرکزیت اسلام » درک کرده نتوانستم ، اگر زحمت نباشد ضمن پیام تازه یی آنرا برا ی من و شاید هم برخی دیگر از خواننده گان این پیامها معرفی نموده ممنون گردانید
مؤفق باشید
عزیز

بیسواد

طالبان به امر " خدا و رسول " جنایت می آفرینند

دلاک خان! باز پیدا شدی!
تو چرکین کثیف! تو احمد نادان، تو لودۀ خوش لباس!
نوشته کن نوشته کن! میدانم که دلاک جز این چرندیات چیزی دیگری نوشته نمیتواند!
دلاک هر کجا باشد دلش میل دلاکی دارد!
به امید اینکه آدم شویی

عزیزیاسین
طالبان به امر " خدا و رسول " جنایت می آفرینند

بیسواد جان سلام!!!!
بلی من هستم و باقی خواهم ماند !!! شما هم باشید و ادامه بدهید !!!! ببینیم که گپها به کجا خواهد کشید!!!!
یارزنده صحبت باقی!!!!
سلامت باشی
عزیز یاسین

آزاد اندیش
طالبان به امر " خدا و رسول " جنایت می آفرینند

اقای عزیز یاسین سلام . از خواندن نوشته تان خوشوقت شدم.من باور کامل دارم که طالبان تربیه یافته مدارس دینی میباشند. این از نام شان و از فراغت شان از مدارس دینی اشکار است. اینها کسا نی استند که شریعت محمد را به صورت اصلی و کلاسیک ان اموخته و میخواهند انرا صد در صد در قرن امروزی در یک جامعه تطبیق نمایند. همان قسمی که شما لطف کرده اید، کسانی که اسلام را به طور خیلی سطحی و ناقص از والدین خود اموخته اند و از اسلام تعبیر خیلی سطحی دارند، باور دارند که مثلا اسلام دین محبت و راستی و مهربانی وغیره است. در حالیکه این قسم نمیباشد. اینها از اعمال طالبان وحشت زده شده و فکر میکنند که طالبان دچار انحراف از اسلام شده اند. در حالیکه تعصب ، تبعیض و انسان ستیزی از جمله اموزه های بنیادی اسلامی و محمد ابن کلب قریشی میباشد.
دلیل وحشت اکثریت مردم از اعمال و جنایات طالبان هم در این امر نهفته است که این افراد در قرن امروزی زنده گی میکنند و از کشتار و خونریزی و زورگویی خوش شان نمی اید. اینها فکر میکنند که اسلام مخالف کشتار و ظلم و زورگویی است. اما با کمی مطالعه و دقت بر احکام شریعت متوجه میگردند که نه ! اعمال طالبان متکی بر دساتیراسلامی میباشد.و باور اینها به خطا است. پس نتیجه نهایی در این است که بخاطر ساختن یک جامعه انسانی و دور از خشونت و ظلم و بربریت و لت و کوب و اهانت، بهتر است جای باور های وحشتناک اسلامی که مربوط به تفکرات یک دیوانه در چهارده قرن قبل میباشد، باور هایی از قبیل انسان دوستی، صداقت، مراعات اداب اجتماعی ، زحمتکشی و اموختن علم و دانش معاصر به فرزندان کشور ما اموخته شده و بجای ساختن دارالوحشت های وهابی ها و یا دارلخرافه های تشیع ، توجه به ساختن مدارس عمومی با اموزه های انسانی و مدرن توجه شود.
محترم یاسین شما در ضمن از اعمال و کردار ارتجاعی یک عده افرادی که خود را گویا چپ و یا مترقی و یا ضد ارتجاع میدانند اما به ارتجاع خوی و عادت دارند و یا همه خواسته های خود را قربانی خرافات و خرافه پرستی اطرافیان خود ساخته اند شکایت نموده اید. من باید خدمت تان خاطر نشان نمایم که گرچند من در همان ابتدا انها را روشنفکر نمیدانستم اما حالا در قضاوتم در مورد اینها اعتقاد بیشتر دارم. ممکن است شما هم در اطراف تان از این حاجی پرچمی ها و حاجی خلقی ها زیاد دیده باشید که حالا با رسید در مرز شصت و هفتاد سالگی جای نماز بدست و مشغول عبادت الله ساختگی اعراب شده اند. و یا شما اگر به طور نمونه به سایت اریایی که خود را گویا مترقی وضد ارتجاعی میداند دقت نمائید، متوجه میشوید که اقایانی مثل عزیز بی جرئت در حال حاضر مبدل به بلند گو و سخنگوی اخند های ایرانی شده اند. قسمت اخبار این سایت را مطالعه نمائید. منبع اصلی اخبار شانرا پروپاگند های اخند های ایرانی تشکیل میدهد.
در خاتمه قلم تان رسا، بران و تیز تر از هر زمان دیگر.

نادر

طالبان به امر " خدا و رسول " جنایت می آفرینند

آقای عزیز یاسین،
مقاله تان خیلی عالیست. شما دسته بندی جامع و تحلیل همه جانبانه از "بلی گوی ها و نی گوی ها" را ارائه کردید. من منتظر بخش دوم و نتیجه گیری نهائی ( نه قضاوت ) تان استم.
گرچه در بخش اول مقاله این جا و آنجا قضاوتِ از جانب شما صورت گرفته، که به نظر من، با معیار های یک تحلیل علمی سازگار نیست، اما امید که در نتیجه گیری تان، بی طرفی یک تحلیلگر راستین را حفظ کنید و قضاوت را به خوانندگان بگذارید.
تشکر

مه

طالبان به امر " خدا و رسول " جنایت می آفرینند

آقای یاسین با درود
من هیچ مشکلی با عقیده طالبان ،این حرامزادگان قرن ۲۱ ندارم. از طرف من این وحشی ها هر چه را دوست دارند بپرستند. مشکل من از آنجا شروع میشود که این حرامی ها عقیده خود را به زور انتحار، ترس و وحشت بر مردم نادان این ملک تحمیل میکنند. طلبان برای رسیدن به حوران بهشتی و آشامیدن عسل و برتری در آن دنیا این دنیا را به پشت خواهر ، مادر و پدرشان میزنند. اینها آنقدر بی غیرت هستند که در راه خدا مادرشان را هم می فروشند. این وحشیها را مسلمان میگویند. مسلمانان چه شیعه و چه سنی و هزاران شاخه که از این دو بوجود آمده اند در حقیقت بسیاری چیزها را کور کورانه قبول میکنند و وقتی سوالی را جوابی ندارند تو را مرتد گویند و جوخه دار را نشانت دهند. این آسان ترین راه برای فرار است. منطق در اسلام کمیاب است. اگر زیاد میبود شاید مسلمانان به این روز نمیرسیدند.
موفق باشید

باب بیتا

طالبان به امر " خدا و رسول " جنایت می آفرینند

جناب عزیز یاسین:
نوشته شما را خواندم از مضمون آن دانستگی حاصل شد. شما خود در یک منجلاب فکری عجیب و غریب قرار گرفته اید زیرا مشکلاتی را که شما در نوشته تان مطرح ساخته اید، حتما شما خود در یکی از این منجلاب ها گیر مانده اید. در حالیکه به افشای عیب دیگران می پردازید ولی در آخر نمی نویسید که شما چگونه بر مشکلات خویش غلبه حاصل نموده اید. فرضا شما دین اسلام را رد می نمائید ولی جانشینی و بدیلی برای این دین عرضه نمی دارید. بطور مثال، اگر شما مخالف دین اسلام بصورت خاص و دین در مجموع هستید، بگوئید که از کدام شیوه برای حکومت مداری استفاده شود و برای معتادین به دین چه چیزی دارید؟
آیا اسلام اصلاح پذیر است؟ کسانی هم چنین ادعا دارند که دین اسلام باید اصلاح گردد! خوب یا بد دین اسلام رسالت خویش را در مسیر تمدن بشری ایفا کرد. من خوب نمی دانم که اصلاح این دین به چه شکل و چگونه ممکن است؟ بهتر است، بحث بالای دین اسلام را بجایش گذاشته و داشته های خود را معرفی نمائیم. من فرق بین کسانیکه برای ترویج و تعمیم دین اسلام، مثلا طالبان، دست به جنایات می زنند و کسانیکه برای دفع آن، مثلا قماش آقای عزیز یاسین، بشکل لجوجانه بدون رائه بدیل با سرتنبگی کار می نمایند، فرقی چندانی نمی بینم.
از نظر من مشکل شما جناب عزیز یاسین یک مشکل فرهنگیست. شما خوب آموخته اید که چگونه بر نارسائی های فرهنگی مردم تاخت و تاز کنید ولی چیزی در بساط ندارید که مشکل را رفع سازد. اگر من شما را اشتباه درک کرده باشم، لطف نموده توضیحات بیشتر ارائه کنید مه من فهما شوم. آیا ملتی امروز کلیه مشکلات فرهنگی خویش را رفع و در بهشت برین بسر می برند؟ پاسخ باین سئوال منفی است.
در حالیکه در نوشته های خویش نارسائی های طالبی و هواخواهان اصلی و جعلی آنان را خوب برجسته ساخته اید، از شما خواهش می گردد که بدیل خود را برای شگوفائی جامعه ارائه نمائید تا ما با نظر شما بهتر و خوبتر آشنا گردیم.
تشکر از توجه تان
باب بیتا

halim

طالبان به امر " خدا و رسول " جنایت می آفرینند

طالبان یعنی شاگردان و بچه بیریشان جنرالان پاکستانی اینها را مثل رقاصه ها جنرالان پاکستانی تحت پوشش دین میرقصاند ردیف اول رهبری اش مزدور پول و تجارت مواد مخدر است ردیف دوم اش نیمچه بیسواد روز گذران که گاهی فکر میکنند جنایت قتل و ادم کشی شان و انتهاری واستشهادیت و جنایت شان جهاد است . ردیف سوم گوش و چشم بسته به فرمان گروپ ردیف اول و دوم است که از خود شعور و سواد و اگاهی نداشته قربانی و گوشت دم توپ است .بدا به حال ملت بیچاره ما که قربانی دسیسه و توطعه عمال پاکستانی ها و عمال شان شده.

باب بیتا

طالبان به امر " خدا و رسول " جنایت می آفرینند

ادامه مطلب:
قابل توجه شما دوستان عزیز اعضای این سایت:
مردم افغانستان بصورت اکثریت نسبی با یک فرهنگ خوب عادت گرفته اند: فرهنگ خشونت و فحاشی! حال بحث بر عوامل آن را بجایش می گذاریم تا بحث خسته کن نشود. در نبود یک فرهنگ سالم، شما هر نظام فکری را وارد افغانستان سازید، خراب می شود. امروز افغانستان شکل یک ظرف ملوث را بخود گرفته است. اگر شما هر فکر عالی و ناب را در این ظرف بریزید، ملوث می گردد. از نظر من بهمین علت بود که خلقی ها و پرچمی های ما نام سوسیالیزم و کمونیزم روسی را بد ساختند، شعله های ما بالای عقاید مائویزم خویش پا نهادند و مسلمان های ما نام اسلام را بد ساختند .... مهتمر از همه امروز کاسه لیسان غرب مفهوم دموکراسی و سیکولاریزم را کثیف کردند.
برای بیرون رفت از این منجلاب بهتر است فرهنگ انسان سالاری در افغانسنان بحیث قدم نخست نهادینه شود و این کار در صورتی ممکن است که بعنوان یک قدم بسیار ابتدائی و اول کتاب درسی مکاتب افغانسنان از صنف اول الی سطح دانشگاه ها بازنگری و مطابق ضوابط و معیارهای قبول شده جهانی عرضه و تهیه گردد ولی مشکل اساسی از زمامداران کنونی زیر نظارت جناب کرزی و باند فساد پیشه اش ناشی می گردد که جلو هر نوع تحول و تغییر مثبت را بنام افتخارات افغانی و اسلامی می گیرند. امروز افتخارات اسلامی و افغانی در افغانستان بزرگترین مشکل در راه تعمیم مدنیت و پیشرفت می باشند.
باب بیتا

مه
طالبان به امر " خدا و رسول " جنایت می آفرینند

ما مردم از نبود منطق رنج میبریم.

انسان

طالبان به امر " خدا و رسول " جنایت می آفرینند

باب بیتا عزیز . شما سوال خودتانرا خودتان در سطح و فهم خود جواب داده اید. بدبختی جامعه ما بطور عمده ناشی از استبداد دین اسلام است. دینمداران فکر میکنند که قران دوای هر دردی میباشد. در حالیکه این قسم نیست. اینها فکر میکنند که جواب تمام علوم دنیا در این سی سپاره وجود دارد. نیاز به اموختن علوم دیگر نیست.علم دین اسلام ، اساس همه ای علوم جهان میباشد که معلومات از زیر خاک تا کهکشانها در ان وجود دارد.تطبیق قانون های اسلام جامعه را بکلی از مشکلات عاری میسازد. در حالیکه این قسم نیست.تمام دانش قران متکی بر فهم و فکر و تجربه انسانهای هزار و چهار صد سال قبل استوار است. ارزش های ان کهنه و پوسیده شده است و در این شرایط به درد هیچ جامعه ای نمیخورد. حال برای یک جامعه استبداد زده و فقیر از همه چیز که در اوج بیسوادی و بیچارگی لجام جامعه را بدست جهان بینی اسلام و دوکانداران دین داده اند راهی و نتیجه ای به جز بر بادی وجود ندارد. در چنین شرایطی است که انسانهای مثل عزیز یاسین و دهها متفکر دیگر دست از استین براورده و برای هموطنان خود ثابت میسازد که ادعا های اسلام و دینمداران حقیقت ندارد. ارزشهای این دین متکی بر مناسبات دوره برده گی استوار است و برای حل مشکلات تان در قرن بیست و یکم باید در قدم نخست دانش و عقل و منطق را بر استبداد های فکری اسلام جانشین نموده و برای پیداکردن راه حل مشکلات تان دست به دامن دانش معاصر و تجارب مثبت انسانی بزنید و دامن خون الود و گوه پر دین و مخصوصآ دین منحوس محمدی را به کثافت دانی تاریخ بسپارید.
من شخصآ باور دارم که اگر دین اسلام به مثل عیسویت محدود به عبادتگاه گردد و یک اتاترک صفتی دهن های کثیف ملا های کشور ما را مسدود بسازد و از احمق ساختن بیشتر هموطنان ما بدست انها جلوگیری نماید، اولین گام به جهت خوشبختی را برداشته ایم. فقط و فقط یک سیستم سکولار ومردومسالار و با رعایت ارزشهای انسانی و احترام عمیق به حقوق همه ای انسانها و بدون مداخله دین مداران راه را به طرف سعادت بشر و هموطنان ما میگشاید. ما را دیگر نیازی به دین نیست تا به جای اسلام انرا بیاوریم.فقط فکر کن که انسان هستی و تمام حقوق انسانی که بر خودت و فامیل محترم ات خواهانی برای همه ای اعضای جامعه ات بخواه. صادق باش و برای خودت و ملت ات و مردمت فرد دلسوز باش . دین به هیچ کار نمی اید.

نمایش ۱۰ نظر در هر صفحه — برای مشاهده سایر نظرات از کلیدهای زیر استفاده کنید.
مجموع 20 نظر
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس