نه میدانم به ضرب المثلها چقدر باور دارید؟ اگر وقت وحوصله داشتید، این نوشته را بخوانید، انسانها در رزوهای بدوی خود چیزی های را تجربه کردند، تجربهها حاصل قرنها زندگی پر رزم و رازی انسانها است، که به مرور زمان از سینه ی به سینه ی انتقال شد، تا اینکه را باز کرد به نوشته ها، این یگانه دلیلیست، برای دوام نگهداشتن ضرب المثل ها در میان مردم؛ ضرب المثلها، مانند آموزههای دینی مغزی انسانهارا تسخیر و در استناد و یا کنایه ها به کار رفت ومیرود.
ضرب المثلی را که در بالا تذکر کرده ام، شاید تجربهی صدها ساله بشری باستان باشد، اگرچه در جملهی کوتاه بیان شده است، ولی دنیای از مفاهیم را انتقال میدهد، اکنون رابطهی مفاهیم این ضرب المثل را با زندگی برهان الدین ربانی مقایسه میکنم، تا روشن شود که تجربه های بشر واقعیت دارد؛ یا یاوگی جز نیست، شاید شماری؛ نگارنده را به قومی، یا گروهی برچسب دهند، ولی من، اما صادقانه و فهمم ازمفاهیم می نویسم.
ربانی از گرفتن اولین روزی قدرتش، زندگی پر ماجرای را پشت سر گذاشته است، جنگ های میان حزبی، کشماکشها میان سیاست مداران بالای پست ریاست جمهوری وغیره... که تا هنوز ادامه دارد.
خوب است درین جاه این داستان را نیز علاوه کنم، روزی با جمع دوستانم نشسته بودم گاه ازین قصه میکردیم، وگاه از آن؛ یکی از آنها جوکی گفت زیبا و دل نشین: یکی از بچهها بالای سنگی همواری نشسته بود، این طرف سایه درخت به آن طرف میبرد و از آن طرف به این طرف، در فرجام دوستم گفت: "شما مانند ربانی چوکی را بخود بستید وهرطرف منتقل میکنید، به سنگ پهلویت بنویس وزارت دفاع، وبه سنگ دیگری بنویس، وزارت کشور(داخله)، سنگ خودت که مقر ریاست جمهوریست". اکنون هممانند این نوع قصهها هزاران داستان زبان زد خاص و عام است.
وی در جریان حکومتش دست به کشتار غیرنظامیان زد، وهم چنان درصدد بود، تانسلی را از جغرافیایی سیاسی بنام افغانستان حذف کند، مثال های زیادی از رویدادهای حکومتی جناب عالی داریم و شاهد آن بودیم، من به دلیلی طولانی شدن بحث از ادامهی آنها خود داری می کنم.
اگرجناب مصلح بالای تقسیم حکومت باهم به توافق میرسیدند، وچوکی را به بدخشتان منتقل نمی کرد، دریک کانتنر، مقام ریاست جمهوری، به دیگری وزارت دفاع، وبه دیگری وزارت کشورنمینوشت وضعیت این طور نمیشد، شاید امروز ما شاهد، چنین رویدادها درکشور نبودیم.
ربانی پس از کشته شدنش، امابه دلیلی تغیری نام دانشگاۀ تعلیم وتربیه کابل و جاده منتهی به دانشگاۀ پولی تکنیک به اسمی ربانی؛ به فرمان ریس جمهورنیزجنجال های را در قبال داشته است؛ در نخستین روزهای نصب لوحه و تغیرنام دانشگاۀ تعلیم وتربیه، دانشجویان تحریم درسی، و استادان به رسم اعتراض ترک وظیفه کردند.
درچندمین روز، پس از نتیجه ندادن تحریم درسی؛ دانشجویان دست به اعتراض های خیابانی زده و راهای ورود به مجلس نمایندهگان را بستند، و پس از آن در مشاجره های لفظی و درگیریهای فزیکی میان موافقان و مخالفان شیشه های این دانشگاه را شکستند، درسهای این دانشگاه از همان روزی تبدیلی نام، به بعد مختل شد، و تاهنوز نیز به همان روال است، اعتراضها برای دوباره برگشتاندن نام این دانشگاه به تعلیم وتربیه از سوی دانشجویان ادامه دارد.
حال شما گویید شُوم است، یا خیر، در زندگی چه جنایت های را مرتکب شد، و پس از مردنش چه اتفاق های داره به وقوع میپیونده، در زندگی او اقوام پارچه شده، و به جان یک دیگر افتادند، اکنون درست همان وضعیت است، دانشجویان پارچه شده اند، و پاپوش برای یک دیگرشان درست میکنند.
اکنون دانشجویان این دانشگاه به دوگروه موافق و مخالف تقسیم شده اند، شماری از دانشجویان پشتون جمع هزاره منهای تاجیگها، برخلاف تغیرنام دانشگاۀ تعلیم وتربیه به دانشگاۀ ربانی اند، تاجیک ها، اما موافق اند با تصمیم گیری دولت در تبدیلی نام دانشگاه، به همین لحاظ شماری از دانشجویان تاجیکی دانشگاۀ بلخ دست به راه پیمایی زدند، درکابل، اما مخالفان بیشتراند، و تلاش دارند، تا نام این دانشگاه دوباره بر گردانده شود، آروزویی که جز خواب، در بیداری غیرممکن است.
باچنین حوادثی که در کشور رویداد، وتغیری نام دانشگاۀ تعلیم وتربیه به دانشگاۀ ربانی در قدم نخست به نفع ملت نیست، اگرهم کرزی این کار را کرده بود نباید پسر ربانی آن را قبول میکرد، زیرا تغیرنام دانشگاه یکی از آن معامله های سیاسی ریس جمهور کرزی است، تا ازین طریق بتواند، آب را گل آلود کند وماهی گیرد، از سوی هم با این کارش میخواهد در برابرایتلاف تاجیک، هزاره و اوزبیکها فایق آید، یعنی تفرقه انداز و حکومت کن.
دوم اینکه کرزی و تیمی کاری اش، میخواهند برهان الدین ربانی را بیشتر میان مردم متنفر کنند، تا پسرش نیز قربانی آن چنانی شود، و ازسوی هم دل یار به دست آرند، زیرا انتخابات نزدیک است.
باتوجه به مسایل که برشمردم، اگر آقای صلاح الدین ربانی میخواهد میان مردم جنجالها بیشتر نشود، یعنی در واقع میخواهد به عنوان کسی کارکند، که رییس شورای صلح باشد وبرای مصالح ملی تلاش میکند، باید درنخستین اقدامش لوحه دانشگاه را پایین کند، زیرا تاهنوز دولت نتواسته است، کسانی را راضی از دولت نبودند به میز مذاکره بنشاند، و این هم به آن اضافه شد، بهتر است بگوید این کار را به دلیلی وحدت ملی ومصالحه ملی انجام داده است، نه به خاطر دانشجویان، با این کارش شاید بتواند موقعیت واعتمادی را میان مردم پیداکند واگرنه، هر روز توهین وتحقیر مردم را نسبت به پدرش خواهد شنید، چیزی که هر روز پسر را رنج خواهد داد.
نظرات
21 دیدگاهربانی: مصلح شُوم
دوستم نام مستعار ن. ب!!!!!!!!!!
اگر از خود ت خريطه بوكس جور ميكني دا گز او د ا ميد ا ن you are welcome *****!!!!!!!!!!!
همراهی کرزی با قاچاقبران افغان؛ عبدالله عبدالله,مارشال فهيم ,احمدولی مسعود, احمد ضياء مسعود و فرشته حضرتی دختر وکيل جان محمد پنجشيری خواهر زن احمد ولی مسعود مانع از نبرد نیروهای امنیتی با قاچاقبران می شود!!!!!!!!!!
(در مورد همکاری عبدالله عبدالله با فرشته حضرتی دختر وکيل جان محمد پنجشيری خواهر زن احمد ولی مسعود که در کابل با ايجاد کانال استخباراتی با سفارت سويدن مقيم کابل ويزه انکشور را توزيع ميکند و اين ويزه توسط احمدولی مسعود و احمد ضياء مسعود در بدل ۳۰۰۰۰ دالر امريکايی به فروش رسانيده ميشود وتا اکنون ۱۶۰ تن پاکستانی و ۵۵ تن ايرانی و ۷۸ تن افغان را به اروپا فرستاده اند که بيشتر انها تقاضای پناهندگی نموده است.!!!!!!!!
گفته ميشود که حبيب اصغری درراس اين شبکه بوده است. از قرار معلوم ، پس از آنکه از جانب فرشته تقاضا نامهً جهت تدوير " سيمينار" به اصغری ميرسيد ، جهت اشتراک اشتراک کنندگان " سيمنار" های موهومی ، وی مکاتيبی را ازدفتر مارشال فهيم ، شورای وزيران ووزارت امورخارجه برای اخد ويزه عنوانی سفارت هاصادرميکرد و برای هر نفريکه پول می پرداخت ويزه می خواست. ازين افراد بين 20000 تا 30000 دالر گرفته ميشد ، بعدا اين اشخاص قانونی به اروپا سفر ميکردند ، يک روز فرشته برای شان محفلی برپا ميکرد و سپس هر کدام را در کشور های مختلف بشمول سويدن جهت پناهندگی می فرستاد. اينکه آنها موفق به دريافت پناهندگی ميشدند ويا ميشوند ، مربوط فرشته نبوده ونيست. صرف رسانيدن آنها کافی بود.
از قرار معلوم اصغری برطرف گردیده و ازکرسی معاون اداره امور پایين افتاده است ولی کسی نمی داند که ممکن هم اکنون ويا چند روز بعد دوباره به پابايستد. وی در اين مسايل چنان آبديده شده است که جوره ندراد. پيرامون کارنامه های درخشان زندگی ننگين وی بعدا معلومات مفصل ارائه خواهد شد.!!!!!!!!
يک خبر جالب ديگر اينکه زنیکه بنام شريفه حضرتی در سیویدن زندگی میکند نيز چند ماه قبل درميدان هوايی دوبی هنگام انتقال سنگ و دالر قاچاقی دستگيرشد و مدت سه ماه دردوبی زندانی بود. وکیل وی بعدازبدست آوردن ضمانت مالی اورا موقتا از بند رها کرد ولی اکنون ميگويند که محکمه حکم بازداشت مجدد خانم را صادر نموده است!!!!!!!!!
خانم فرشته در ایام نوجوانی در زمان حاکميت حزب ديموکراتيک خلق به شوروی فرستاده شد. درآنزمان محصلین افغانی در شوروی سابق قاچاق دستمال زری وگل سیب ،پتلون کوبای ،کلاه روسی ، چاینک نکلی ، الماس روسی ، دالر وربل می کردند لذا قاچاقبری این خانم هم تازگی ندارد. کسی که یک پنی را دزدید صد دالر را هم دزدی می کنند. ترک عادت موجب مرض است، مشت نمونه خروار،این یک واقعیت است نه خصومت ونه افشا گری . آفتاب به دو انگشت پنهان نمی شود ،قاچاق آدم کار تازه این افراد نیست. در سويدن نيز "تارنما " ساخته است و " نهاد ...." را تاسيس نموده است. به همين علت و از برکت اين پيشه های جديد است که وی اکنون در داخل و خارج کشور " جايداد" های خوبی خريداری کرده است!!!!!!!!!!!
در زمانيکه احمدولی مسئول سفارت افغانستان در لندن بود ، به هزاران هزار دالر از درک فروش پاسپورت ، اعطای ويزه و تصديق هويت مهاجرين بدست آورد. تعدادی زيادی پاکستانی را در بدل پول هويت افغانی داد. گفته ميشود ، پولي را که ازين مدرک بدست آورد با "لطيف دزد" در هسپانيا يک هوتل خريده است( لطيف دزد پسر مامای شريفه جان است که در زمان مسعود معاون لوژيستيک وزارت دفاع بود . مسعود وی را جهت خريداری سامان آلات به دوبی فرستاد . وی با پول ها از دوبی فرار کرد و به هالند پناهنده شد و اکنون با احمدولی هوتلی را در هسپانيآ خريداری کرده است .) !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
در مورد قاچاق احمدضيا ، ويکی ليکس ( از قاچاق 52 مليون دالر ، سنگ های قيمتی و داشتن خانه های مليون دالری در دوبی ) بحد کافی افشاگری کرده است که ضرورت به تشريح دوباره نيست.!!!!!!!!!!!!!!!
در جويی که آب رفته است بازهم آب می رود!!!!!!!!!!!!!!!
Kabul tel:
0784035745
0706818782
0782109652
0786611240
0780031128
(( شکرا له رحمانزی )) کابل پوهنتون د ژورناليزم محصل