مدارای مسیحیت و خشم اسلام
رازٍ آن صبر و انگیزه ای این بیقراری در چیست؟
سال گذشته در بحبوحۀ چاپ اول کاریکاتورهای حضرت محمد، یکی از مجلات اینجا کارتونی را رسم نموده بود که درآن چهار مرد مسلمان معترض را نشان می داد و هریکی پلاکارتی در دست داشتند. روی پلاکارتهای سه نفرٍ ازآن چهارنفر به ترتیب، شعار های"مرگ برغرب!" ، "مرگ بر امریکا!" و "مرگ بر دانمارک!" نوشته شده بود. اما روی پلاکارتِ مرد چهارمی شعاری به این مضمون دیده می شد: " در غرب چیزی گندیده است." نفری پهلویی از مرد چهارمی با ناراحتی پرسیده بود: "محمود، تو فقط همین را بلد بودی؟" مشخص بود که پیام این کارتون چیست و کارتونیست زرنگ چه می گوید و براستی چه چیزی و در کجا گندیده است. بیشتر از یکسال ازآن حادثه گذشت و هفته گذشته باردیگر، اگر نه تمام کشورهای اسلامی، لااقل، ملت غیور و مسلمان افغانستان با قیافه های خشمگین، قلبهای آکنده از نفرت و مشتهای گره کرده بر سرکهای هرات، مزار و کابل آمدند و شعارهای مرگ بر دنمارک، مرگ برهالند و مرگ بر امریکا را سردادند. لحظه های بعدتر، عکس های زیبا و پرشور مسلمانان غیور افغان روی صفحات انترنت آمد و موجب خشنودی و تحسین مسلمانان جهان و تعجب و تاثر کفار ومنافقین گردید. نگارندۀ این سطور که افتخار نسبت به ملت غیور و مسلمان افغانستان را دارد، ولی تا حدی زیادی غیرت اسلامی او در پی حشر ونشر و سلوک با جامعه فاسد، بی معنویت (به ظن روشنفکران افغانی)، متمدن و قانونمند غرب پژمرده شده است، با تماشای این معرکه ها از صبر مغربیان و بی قراری پیروان محمد ابن عبدالله در حیرت و تعجب است.
.دوسال پیش، یکی از معلمان نیمه فیمنیست ما حین که راجع به افسانه های باستان صحبت می نمود اشاره ای به انجیل داشت و گفت: انجیل یک کتاب افسانه است مثل کل افسانه های باستانی دیگر، ولی تعجب من در این است که ماچرا هنوز افسانه های انجیل را اینقدر راستین و مقدس می دانیم. درپایان وقت صنف، عجب آنکه نه کسی بر او شورید و نه هیچ خبری از پولیس و زندان و اعدام به میان آمد، وبلکه او سه ماه دیگری را در صنف آمد و رفت و عین گفته هایش را بارهای بار تکرار نمود.
.بی تردید یکی از تاثرات نگارنده عدم وقت کافی برای خواندن روزنامه های مطلوب و تورق و مطالعه ای مجلات محبوب اوست. ولی، علی رغم عدم پیگیری پیوسته ای حوادث آنچه من در یکسال گذشته دراین پیکره ای از مغرب شاهد آن بوده ام :
۱. حدودا یکسال پیش فیلم مستندی بیرون آمد با نام " آرامگاه گمشده ای عیسی". محتوا ومتن فیلم حمله شک برانگیز و شدیدی بود بر ریشه های مسیحیت، و اینکه حضرت عیسی نه فرزند خدا بوده و نه به آسمان رفته است وبلکه آدم ساده و خاکی بوده است که دارای زن و اولاد بوده و در فلسطین وفات یافته است. البته ماه ها پیشتر از آن فیلمی دیگری بر اساس رمان مشهور"دیونشی کود" به بازار آمده بود که در آن نیز صحبت از همسری مریم مجدلیه و حضرت عیسی و عدم صعود عیسی بر آسمان بود.
۲. حدودا سه ماه پیش فیلم جدید به نام "گولدن کمپس"، براساس رمانی از یک نویسندۀ آتیست روی اکران سینما رفت که در آن حمله شدیدی به مسیحیت، و مخصوصا به کلیساهای کاتولیک، صورت گرفته بود.
۳. تقریبا دوماه پیش، شبکه تلویزیون سی بی سی کانادا برنامه مستند و یکساعته ای را در سلسله برنامه های "داک زون" پخش نمود که در آن استدلال می شد که کسی به نام عیسی مسیح هرگز وجود خارجی نداشته است. براساس مصاحبه ها، توضیحات و تصاویری ارایه شده از زبان عده ای از بلندمرتبه ترین کشیش ها و متکلمان مسیحی و باستان شناسان گفته می شد که داستان عیسی مسیح از افسانه های مصرباستان آمده است. استدلال می شد که پس از باورمندی بخشی بزرگی از امپراتوری روم به عیسی مسیح، منحیث فرزند خدا، امپراتوری روم تمام باورهای دیگر را باطل و غیر قانونی اعلام می کند و معابد آنانرا ویران می نماید. بنابر ادعای این مستند تاهنوز در ویرانه های شهرهای مصرباستان تصاویر خدای شبیه حضرت عیسی و داستانی شبیه داستان حضرت عیسی باقی و پابرجاست.
البته این فقط نمونه ای از شنیده ها و دیده های یک آدم مصروف، در یکسال گذشته، از فیلم های مشهور و کتابهای که غوغا برپا نموده اند، می باشد. چیزی های مثل کارتون، گفتگو های رادیویی، و هجویات شخصیتهای کمدی در مورد حضرت عیسی از حوصله ای این مقال خارج است. بی هیچ مبالغه ای می توان گفت اگر، نه هرروز، هیچ هفته ای نیست که درغرب در آن حضرت عیسی در رسانه ای ( سینما، تلویزیون، رادیو، روزنامه ها، تیاتر، انترنت و...) مورد هجو و حمله قرار نگیرد. اما علی رغم تمام این حملات و هجویات پیروان صبور و مهربان حضرت عیسی هرگز شعار مرگ برکسی را سرنمی دهند و خواستار اعدام و قتل هیچ کسی نمی شوند. و در بدترین صورت شاید در برنامه ای تلویزیونی از فیلمی انتقاد کنند و یا به ندرت در تجمع آرامی، برای چند ساعت، دریکی از کلیساها ابراز ناخورسندی و اعتراض نمایند. عجب آنکه با جود آنهمه حمله وهجو و تنقیدی که بر مسیح و مسیحیت می رود، امروز عیسویت دیانت مسلط چهار قاره (اروپا، آسترالیا، امریکای شمالی و امریکای جنوبی) از شش قاره ای مسکونی این سیاره است و خیلی عظیمی از ساکنان نیمه جنوبی قاره افریقا و جمعیت بزرگی از آسیا نشینان باورمند دین مسیح هستند. شاید برخی استدلال نمایند که این نه مسیحیت، و بلکه پیروان متمدن غربی آن هستند که جاغور بزرگی آکنده از صبر و مهربانی دارند و درمقابل اینهمه انتقاد ها خمی هم به ابرو نمی آورند. ولاکن واقعیت آنستکه علاوه برپیروان متمدن مسیحیت در غرب، جمعیت بزرگی از ساکنان کشوری های فقیر و جهان سوم در افریقا، امریکای جنوبی و آسیا نیز در زمره ای باورمندان مسیح هستند. و البته که، به همان سرعتی که اخبار پخش یک کارتون از دانمارک به گوش ملایان و مولویان افغان می رسد، خبر هجو و حمله برمسیح نیز به گوش کشیشیان و متکلمان مسیحی در گوتامالا، اتیوپیا و فلیپین نیز می رود. پس چرا هیچ متکلمی متمدن و نا متمدن، فقیر و یا ثروتمند مسیحی خواستار قتل نویسندگان و هنرمندان معترض به مسیح نمی شوند؟ آیا براستی، تفاوتهای در آموزه های بنیادین مسیحیت و اسلام وجود دارد؟
من یک تفاوت کوچکی میان مسیحیت و اسلام را از کوچه ای ما در "کابل" تا کوچه ای ما در" آلبرتا" متوجه شده ام. در کوچه های ای کودکی ام کمی پایین تر از خانه ای ما مسجدی بود به نام "سجادیه". اغلب فصل های سال بر سر دوازه آن پلاکارتی سیاهنرنگی آویزان بود که درآن با خط سفید نوشته شده بود: " روزقیامت که جانگداز بود/اولین پرسش از نماز بود." هرصبح رویا های کودکانه ای من با فریاد اذان از بلندگوهای مسجد نیمه تمام می ماند، و دقایقی بعد پدر مرحومم صدایش بلند می شد: "برخیزید، روی تان را طرف خدا نمایید، دوری از آتش جهنم بهتر از این خواب شیرین است." اینک ویک و نیم دهه بعد، من درکوچه ای زندگی می کنم که کمی پایین تر از خانه ما کلیسای با نام "سینت پاول" موقعیت دارد. اغلب روزها دروازه کلیسا بسته است و کسی بجز عابران معدودی در اطراف آن دیده نمی شود. این فقط روزهای یک شنبه است که زنگ ناقوس کلیسا به صدا درمیاید و وقتی از پیش آن عبور می کنید صدای کودکان و نوای موسیقی از میان آن شنیده می شود. بردیوار کلیسا تابلوی نصب است که در گوشه ای ازآن حضرت عیسی با موهای درازٍ افتاده بر شانه هایش به شما نگاه متبسم دارد. درپهلوی تصویر، جمله ای با خط درشت نوشته شده است که سخت همخوانی با نگاه های مهربانانه ای تصویر دارد: " جامعه، عیسی شما را دوست دارد."
(Society, Jesus loves you)
مکه معظمه
گوشه ای از واتیکان
مطلب مرتبط: صبوری و ایمانداری مومنان در غرب
نظرات
14 دیدگاهمدارای مسیحیت و خشم اسلام
سلام برشما!
من از دوستانی مانند رضایی می پرسم که چرا این پیروان صبور حضرت عیسی که فقط محبت و دوست داشتن را بلد هستند بعد از انتشار کارتون ها و ملاحظه خشم مسلمانان خشونت گرا باز از روی لجاجت در یک اقدام منظم آن کارتون ها را دوباره نشر کردند؟ اقدام آنان مثل کسی است که مطمئن است دست کسی به او نمی رسد و برای عصبانی ساختن طرف مقابل به طرف او شکلک و قواره می کند. آنان که محبت و دوستی را یاد دارند به جای نشر کارتون محبت نثار مسلمان کنند و احترام به مقدسات شان بگذارند.
دیگر اینکه بعضی از دوستان میگویند اسلام در تعالیم بنیادین خود خشن است و مسیحیت در تعالیم اساسی اش با محبت و مهربان است. این دوستان نباید از این نکته غافل شوند که در زندگی انسانها همیشه جنگ وجود داشته است و اگر با خوشباوری چشم را ببندیم و بگویم که نه جنگ چیز خوبی نیست و نباید در زندگی انسانها باشد در حقیقت خود را فریفته ایم. خوب وقتی که جنگ خواسته یا ناخواسته در زندگی انسان ها وجود دارد و راه گریزی از آن نیست نباید برای آن قانون وضع کرد؟ دین و شریعت ادعای قانونگذاری برای تمام بخش های زندگی بشر را دارد چطور می تواند در این بخش قانون نداشته باشد؟ اسلام جنگ را در زندگی بشر پیش بین بوده و برای آن قانون دارد و گفتنی های خود را در آن باره در قرآن درج کرده است. آیا این به خشن شدن اسلام منجر شده است؟ آیا مسیحیان که فقط محبت و دوستی از طرف حضرت عیسی با آنها تعلیم شده است درگیر بزرگترین و مخوف ترین جنگهای تاریخ نبوده اند؟
آنلاین : http://www.sarwar.blogfa.com
محمد تنها پیامبر که جنگید
بزرگان مسحیت میپذیرند که در مقاطعی کسانی جنگهای مسیحی راه اندخته اند. ولی در سراسر انجیل یک جمله ای هم از جنگ و خشونت بمیان نیامده. مسحیت در ذات خود ترویج خشونت نمیکند. بسیاری ها مسحیت را برای نرمش و مدارای که دارد دین زنانه میدانند. اما اسلام نه تنها به ترویج خشونت در قران میپردازد و بلکه محمد تنها پیامبر تاریخ است که خود در میادین جنگ شرکت داشته و به قتل و کسب غنیمت نظارت و مدیریت نموده است.
محمد تنها پیامبر که جنگید
خانم یا آقای محقق
لطف کنید و بنویسید که از جمله جنگ های مسلمین و کفار در صدر اسلام و زمان حیات پیامبر اسلام ص، کدام جنگ توسط مسلمانها آغاز شد و یا به عبارۀ دیگر چند جنگ را در آن زمان سراغ دارید که آغازگر آن مسلمین و شخص پیامبر اسلام ص بوده باشد؟ حالا موضوع مدیریت و رهبرئ جنگ باشد برای گفتگوی بعدی.
در انتظار پاسخ با مدرک و سند تان هستم
برای همه از راه بی راه شدگان
اگر دفاع کردن از حریم شخصی , ناموس , وطن , اعتقادات و ده ها چیز دیگر خشونت باشد
بله عزیزم , اسلام خشونت است , این خشونت را برای ما بگذار و شما برین خواهرانتون را با نرمی و مدارایی برای هم کیش هاتون آروم آروم , تو شب نشینی های سال نو (کریس مس ) رزرو بفرمائید .
مدارای مسیحیت و خشم اسلام
گرداننده گان محترم سایت کابل پرس شاد ودرست کارباشید! ضمنآ قابل یاد آوری اینکه جریان سانسور وگلچین کردن مطالب ازسوی شما بدبختانه دراین اواخر شدت کسب نموده واین پدیده شوم که برذهن وروان اکثریت قاطع هموطنان ما سایه گسترده ، دروجودشمانیزسیرصعودی داشته که باتوجه به ادعاهای بلندبالا ونیزتاحدودی واقعیت وجودی سیاست نشراتی شما بدورازانتظار بود . امید به اخلاق واصول آزادی بیان پای بند بمانید. من شخصآ تابحال شاهد به نشر نرسیدن مطالب زیادی ازخودم لااقل دراین صفحه میباشم .
مدارای مسیحیت و خشم اسلام
با سلام.
واقعا به شما تبریک میگویم . واقعا این مطلب مرهمی بر روی دردی بود که در دلم داشتم که چرا اینقدر مسلمانان به شدت خشمگین هستند و هر مطلبی را که شاید به آنها ربط داشته باشد به سرعت با خشم پاسخ میگویند درحالی که در تمام سایتها به اعتقادات مسیحیان توهین میکنند.
اگر معادل نوشتجات سایتهای اسلامی ، یک مسیحی بخواهد رک و علنی همانطور که مسلمانان مینویسند بنویسد به سرعت فتوای مرگ او صادر می شود. از طرفی در کشورهای اروپایی و آمریکا نیز هر روزه توهین های زیادی به مسیحیت میشود ولی کتاب مقدس میگوید خشم انسان عدالت خدا را به عمل نمی آورد.
جهت اطلاع از عقیده مسیحیان نسبت به اسلام مختصرا ذکر میکنم .امیدوارم مفید باشد.
در اعتقاد کتاب مقدسی، خدا یک نقشه برای نجات بشر سقوط کرده داشت که مختصرا از قرار زیر است:
1- انسان در اثر گناه رابطه خود را با خدا از دست داد و دیوار گناه عامل قطع رابطه است و انسان سقوط کرد.
2- خدا شریعت را بوسیله موسی داد تا مردم در نتیجه قاصر آمدن از انجام کامل آن به این آگاهی برسند که تنها خدا مقدس است و ما انسانها گناهکار و تنها خداست که میتواند ما را نجات دهد.
3- خدا بخاطر اینکه هم عادل است هم بخشنده نه میتواند گناه را نادیده بگیرد و نه میتواند ما را مجازات کند لذا برحسب عدالت خود حکم را صادر کرد که مزد گناه مرگ است ولی در مقابل برحسب محبتش خودش وارد در دنیای ما شد و در جسم عیسی مسیح خودش را بر دنیا آشکار ساخت و بجای ما مجازات را داوطلبانه بر خود پذیرفت و روی صلیب بجای ما مرد و پس از سه روز زنده شد.
4- بعد از مرگ و قیام ، تنها ایمان به عمل نجات بخش خدا کافیست تا بخشش و رحمت خدا را دریافت کنیم. البته ایمان واقعی منجر به تولد دوباره و زندگی مقدس میشود.
اگر به این نقشه خدا نگاه بیندازید متوجه میشوید که کارکرد شریعت تنها در قطعی خاص از تاریخ بشر برای آگاه کردن بشر به نیازمندی شان بود نه برای نجات. نقشه خدا در قیام عیسی مسیح به کمال رسید و امروزه کسانی که به عیسی مسیح ایمان می آورند طبق وعده خدا روح القدس را مییابند که ما را به جمیع راستی هدایت میکند و اراده خدا را در هر مقطع زندگی برایمان آشکار میکند.
لذا آمدن مجدد شریعت اساسا بی معناست چرا که خدا کار ناقص انجام نمیدهد و اگر کسی به دنبال شریعت است شریعت موسی 316 امر و نهی دارد ولی نجات نمی بخشد. انسان فروتن به ضعف خود اعتراف میکند و نجات مهیا شده توسط خداوند را دریافت میکند.
فیض عیسی مسیح با شما باشد.آمین
مدارای مسیحیت و خشم اسلام
به نام خداوند بخشنده بخشايشگر
الم (بزرگ است خداوندى كه اين كتاب عظيم را، از حروف ساده الفبا به وجود آورده). (1)
آن كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد; و مايه هدايت پرهيزكاران است. (2)
(پرهيزكاران) كسانى هستند كه به غيب (آنچه از حس پوشيده و پنهان است) ايمان مىآورند; و نماز را برپا مىدارند; و از تمام نعمتها و مواهبى كه به آنان روزى دادهايم، انفاق مىكنند. (3)
و آنان كه به آنچه بر تو نازل شده، و آنچه پيش از تو (بر پيامبران پيشين) نازل گرديده، ايمان مىآورند; و به رستاخيز يقين دارند. (4)
آنان بر طريق هدايت پروردگارشانند; و آنان رستگارانند. (5)
كسانى كه كافر شدند، براى آنان تفاوت نمىكند كه آنان را (از عذاب الهى) بترسانى يا نترسانى; ايمان نخواهند آورد. (6)
خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر نهاده; و بر چشمهايشان پردهاى افكنده شده; و عذاب بزرگى در انتظار آنهاست. (7)
گروهى از مردم كسانى هستند كه مىگويند: «به خدا و روز رستاخيز ايمان آوردهايم.» در حالى كه ايمان ندارند. (8)
مىخواهند خدا و مؤمنان را فريب دهند; در حالى كه جز خودشان را فريب نمىدهند; (اما) نمىفهمند. (9)
در دلهاى آنان يك نوع بيمارى است; خداوند بر بيمارى آنان افزوده; و به خاطر دروغهايى كه ميگفتند، عذاب دردناكى در انتظار آنهاست. (10)
و هنگامى كه به آنان گفته شود: «در زمين فساد نكنيد» مىگويند: «ما فقط اصلاحكنندهايم سذللّه! (11)
آگاه باشيد! اينها همان مفسدانند; ولى نمىفهمند. (12)
و هنگامى كه به آنان گفته شود: «همانند (ساير) مردم ايمان بياوريد!» مىگويند: «آيا همچون ابلهان ايمان بياوريم؟!» بدانيد اينها همان ابلهانند ولى نمىدانند! (13)
و هنگامى كه افراد باايمان را ملاقات مىكنند، و مىگويند: «ما ايمان آوردهايم!» (ولى) هنگامى كه با شيطانهاى خود خلوت مىكنند، مىگويند: «ما با شمائيم! ما فقط (آنها را) مسخره مىكنيم!» (14)
خداوند آنان را استهزا مىكند; و آنها را در طغيانشان نگه مىدارد، تا سرگردان شوند. (15)
آنان كسانى هستند كه «هدايت» را به «گمراهى» فروختهاند; و (اين) تجارت آنها سودى نداده; و هدايت نيافتهاند. (16)
آنان ( منافقان) همانند كسى هستند كه آتشى افروخته (تا در بيابان تاريك، راه خود را پيدا كند)، ولى هنگامى كه آتش اطراف او را روشن ساخت، خداوند (طوفانى مىفرستد و) آن را خاموش مىكند; و در تاريكيهاى وحشتناكى كه چشم كار نمىكند، آنها را رها مىسازد. (17)
آنها كران، گنگها و كورانند; لذا (از راه خطا) بازنمىگردند! (18)
يا همچون بارانى از آسمان، كه در شب تاريك همراه با رعد و برق و صاعقه (بر سر رهگذران) ببارد. آنها از ترس مرگ، انگشتانشان را در گوشهاى خود مىگذارند; تا صداى صاعقه را نشنوند. و خداوند به كافران احاطه دارد (و در قبضه قدرت او هستند). (19)
(روشنائى خيره كننده) برق، نزديك است چشمانشان را بربايد. هر زمان كه (برق جستن مىكند، و صفحه بيابان را) براى آنها روشن مىسازد، (چند گامى) در پرتو آن راه مىروند; و چون خاموش مىشود، توقف مىكنند. و اگر خدا بخواهد، گوش و چشم آنها را از بين مىبرد; چرا كه خداوند بر هر چيز تواناست. (20)
اى مردم! پروردگار خود را پرستش كنيد; آن كس كه شما، و كسانى را كه پيش از شما بودند آفريد، تا پرهيزكار شويد. (21)
آن كس كه زمين را بستر شما، و آسمان ( جو زمين) را همچون سقفى بالاى سر شما قرار داد; و از آسمان آبى فرو فرستاد; و به وسيله آن، ميوهها را پرورش داد; تا روزى شما باشد.بنابر اين، براى خدا همتايانى قرار ندهيد، در حالى كه مىدانيد (هيچ يك از آنها، نه شما را آفريدهاند، و نه شما را روزى مىدهند). (22)
و اگر در باره آنچه بر بنده خود ( پيامبر) نازل كردهايم شك و ترديد داريد ،( دست كم) يك سوره همانند آن بياوريد; و گواهان خود را - غير خدا - براى اين كار، فرا خوانيد اگر راست مىگوييد! (23)
پس اگر چنين نكنيد - كه هرگز نخواهيد كرد - از آتشى بترسيد كه هيزم آن، بدنهاى مردم (گنهكار) و سنگها ( بتها) است، و براى كافران، آماده شده است! (24)
به كسانى كه ايمان آورده، و كارهاى شايسته انجام دادهاند، بشارت ده كه باغهايى از بهشت براى آنهاست كه نهرها از زير درختانش جاريست. هر زمان كه ميوهاى از آن، به آنان داده شود، مىگويند: «اين همان است كه قبلا به ما روزى داده شده بود.(ولى اينها چقدر از آنها بهتر و عاليتر است.)» و ميوههايى كه براى آنها آورده مىشود، همه (از نظر خوبى و زيبايى) يكسانند. و براى آنان همسرانى پاك و پاكيزه است، و جاودانه در آن خواهند بود. (25)
مدارای مسیحیت و خشم اسلام
سلام و احترامات
خواننده محترم اين سايتها حتمآ باز کرده مطالعه نمايد
سا ئینس گواه حقیقت قرآن مجید شده متن رامطالعه کنید
http://www.ustadfaizi.com/index.htm
http://www.google.ru/search?hl=ru&a...
http://www.azmoone-melli.com/index.php?number=2124