رفتن به محتوای اصلی
مادر سلام!

مادر سلام!

زمان مطالعه: ( کلمه)
همرسانی:

 

با تشکر و سپاس بیکران از تمامی دوستانی که این چند روزه در
فراق مادر مرا تسلی دادند و همراهم بودند
!

 

درکتان گلدارش بود

آن روز

ماه سی روزه من

تمام

و نامرئی

 كه با قاصد دوست

«بولجه» ناگزیر داشت.

*

سبک از دامچاله‌های زندگی می‌جهید

رندانه به تدبیرات کودکانه ما می‌خندید

می‌گفت: «حال من خوب است ابوطالب!

این قدر مرا از این دکتر به آن دکتر مبر

خسته شدم از بس..»

*

در کتان گلدارش بود

شاید

ماه چهارده من

باریک

و بلند

و نورس

عروسی را که پدر

هفتاد سال قبل

 از «جاغوری» آورده
بود

*

آه!

ما چقدر پیرش کرده بودیم

چقدر بیمار «مادر» را

Poems for the Hazara

The Anthology of 125 Internationally Recognized Poets From 68 Countries Dedicated to the Hazara.

Order Now
ملیت ها | هزاره | تاجیک | اوزبیک | تورکمن | هندو و سیک | قرقیز | نورستانی | بلوچ | پشتون/افغان | عرب/سادات

جستجو در کابل پرس